آذربایجان گلبرگی از درخت اسلام

0 44

مقدمه:

قفقاز منطقه‌ای با وسعت ۱۹۴/۴۴۰ کیلومتر مربع شامل دو بخش شمالی و جنوبی است که کشورهای کوچکی را با تنوع دینی در خود جای داده است. قفقاز جنوبی که سه کشور آذربایجان، ارمنستان و گرجستان در آن قرار گرفته‌اند، در دوره باستان و دوره اسلامی متأثر از فرهنگ سرزمین مادر یعنی ایران امروز بوده‌ و به طور مشخص تا دوره قاجار جزو قلمرو ایران محسوب می‌شده‌اند. پس از قراردادهایی ننگین گلستان و ترکمنچای که به ضرب گلوله های آتشین توپ از طرف روسها به ایران تحمیل شد، این بخشها از قلمرو و سرزمین اسلام منتزع و ضمیمه خاک روسیه شدند. پس از ۷۳ سال یعنی از سال ۱۹۱۸ تا فروپاشی رسمی شوروی در ۱۹۹۱، جمهوری آذربایجان شکل گرفت و به عنوان بزرگترین و شرقی‌ترین کشور منطقه قفقاز نام خود را در زمره کشورهای عضو در سازمان ملل متحد ثبت کرد. این کشور به دلیل همسایگی با کشورهای جمهوری اسلامی ایران، روسیه و ترکیه و وجود منابع طبیعی نفت و گاز و نیز پل ارتباطی دو قاره اروپا و آسیا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شده است.

 

تاریخچه 

در نوشته‌های مؤلفان یونانی و رومی عهد باستان و سده‌های میانه، نام این سرزمین به صورت آلبانیا و آریانیا، و نام مردم آن آلبانوی و آریانوی آمده است. بعضی عقیده دارند نام آلبانیا و مردم آنجا از سده ۴ ق.م در جهان باستان شناخته بود. این نام نخستین بار در مآخذ اواخر سده ۴ و اوایل سده ۳ ق.م ذکر شده است. مورخان و جغرافی‌نگاران باستان، سرزمین آلبانیا را جز [جدای] از آذربایجان «آتروپاتن» دانسته‌اند(رضا، ۱۳۷۲: ۲۹ و ۳۱). استرابن در اثر خود، از آلبانیا یاد کرده است. شرق قفقاز در مآخذ پارتی به صورت اَردان ذکر شده است. این نام تاریخی کهن با «ارّان» که در متون جغرافیایی عهد اسلامی آمده، نزدیک است. در متون عربی، اران به صورت الرّان نوشته شده است. در برخی متنها آن را به صورت آران نیز نوشته‌اند.

درباره محدوده اران نظریه‌های متفاوتی وجود دارد. برخی منطقه میان دو رود کر و ارس را اران نامیده‌اند و برخی دیگر فاصله میان ارس و دربند قفقاز را. با این وصف محدوده این سرزمین از عهده باستان تا سده‌های ۵-۷ میلادی به تقریب یکسان بوده و احتمالاً تا حدودی محدوده کنونی جمهوری آذربایجان را دربرمی‌گرفته است.

برخی مؤلفان، رود کر را مرز میان اران و ارمنستان نوشته‌اند و شمال این رود را مرز جنوبی اران دانسته‌اند. چنین برمی‌آید که مرز شمالی اران از دربند فراتر نرفته است. حد غربی این سرزمین به رودهای آلازانی و ایوری منتهی می‌شده است. مرز شرقی اران نیز دریای خزر بوده است. در کتیبه شاپور اول پادشاه ساسانی در نقش رستم که تاریخ آن ۲۶۲ میلادی است، از پیروزیهای بزرگ و فرمانروایی وی بر بسیاری از سرزمینها، از جمله گرجستان، اران و پلاسکان به عنوان یکی از کوستهای (ایالتهای) تابع ایران با نام کوست (ایالت- سرزمین) کاپ کوه (قاف کوه) قفقاز یاده شده است(رضا، ۱۳۷۵: ۴۲۱).

در متون اسلامی نیز منطقه اران از سوی جغرافی‌نگاران به شرح آمده است. ابن خردادبه، ارمینیه را به ۴ منطقه بخش کرده و اران را ارمینیه چهارم نامیده است. ابن حوقل که خود به اران سفر کرده، آن سرزمین را شامل دو بخش دانسته، و ارانین نامیده است. وی بردعه، الباب (دربند) و تفلیس را بزرگ‌ترین شهرهای آنجا، و شهرهای بیلقان، ورثان، بردیج، شماخیه(شماخی)، شروان، لایجان، شابران، قَبَله، شکی (نوخای کنونی)، شمکور (شامخور کنونی) جنزه (گنجه) و شهرهای کوچک دیگر را متعلق به اران دانسته است. از سده ۴ ق به بعد، گاه سرزمینهای میان دو رود کرد و ارس را اران نامیده‌اند و از بلاد شروان در شمال رود کر جداگانه نام برده‌اند. مهم‌ترین شهر اران در روزگار باستان کَبَله نام داشت.

در ۳۸۵ م دولتهای ایران و بیزانس به سبب ضعف دولت ارشکیان ارمنستان، این سرزمین را میان خود تقسیم کردند. بخش تابع رومیان زیر فرمان ارشک سوم شاه پیشین آن سرزمین بود ولی بخش تابع ایران از سوی شاپور سوم پادشاه ساسانی به خسرو چهارم از دودمان اشکانی واگذار شد که سرزمین اران را نیز شامل می‌شد. نمایندگان این دودمان تا ۴۲۸ م بر این سرزمین فرمانروایی داشتند. بهرام گور، اردشیر پنجم، فرمانروای این سرزمین را برکنار کرد. از آن پس این منطقه به مرزبانانی که دست نشانده شاهان ساسانی بودند، سپرده شد. از سده ۴ میلادی در اران مسیحیت به عنوان دین رسمی پذیرفته شد. پذیرش آیین مسیحیت سبب شد که شورشهای مردم اران بر ضد دولت ساسانی بعد دینی به خود بگیرد(رضا، ۱۳۷۵: ۴۲۲).

چنین به نظر می‌رسد که فتح ارمنستان و گرجستان و اران در عهد خلافت خلیفه سوم عثمان صورت گرفته باشد. در دوره حاکمیت بنی امیه عامل خلیفه به فرمانروایی اران منصوب شد. در عهد خلفای عباسی نیز فرمانروایان اران به صورتی نیمه مستقل خراجگزار خلافت بودند. در عهد سلجوقیان، اران تجزیه شد و رفته رفته تحت نفوذ غزان قرار گرفت و زبان ترکی جانشین تمام زبانهای رایج در آن سرزمین شد(رضا، ۱۳۷۵: ۴۲۳). از ۶۱۸ ق/۱۲۲۱ م مغولان به سرزمین اران حمله کردند و نفوذ ترکان بر اران فزونی گرفت. اران در عصر سلجوقیان و متعاقب آن به روزگار مغولان تمام و کمال تحت سیطره آنان درآمد و ویژگیهای قومی و نیز نام خود را از دست داد.

اران در اواسط سده ۱۸ میلادی به چند خان نشین، ملک نشین و سلطان‌نشین کوچک تجزیه شد که در واقع تنها نامی داشتند: قراباغ، طالش، شکی، شروان، گنجه، باکو، نخجوان، اردوباد، دربند، قبه (قوبا)، و لنکران. سلطان‌نشینها شامل: ایلی سو، آرش، کوتکاشن، کازاخ، شمشادیل، واراندین، جرابَرد، گلستان، دیزک، و خاچِن در قراباغ کوهستانی (علیا) بودند.

پس از جنگهای ایران و روس و تصرف سرزمین قفقاز از سوی ارتش دولت روسیه، بعضی از خانات تا اندازه‌ای به صورت نیمه مستقل به حیات خود ادامه دادند، ولی اندکی بعد تابع فرماندار کل امپراتوری روسیه در قفقاز شدند(رضا، ۱۳۷۵: ۴۲۴). این وضع تا ژوئن ۱۹۱۸ میلادی ادامه داشت، تا اینکه دولتی از سوی گروه مساواتیان یا سران حزب مساوات، در قفقاز پدید آمد و نام بخشی از سرزمین مذکور را نام جمهوری آذربایجان گذاشتند. حدود دو سال بعد، یعنی در سال ۱۹۲۰ دولت مساوات ساقط و بلشویکها قفقاز را به تصرف درآوردند و دوباره سرزمین مذکور ضمیمه خاک روسیه شد. بدیهی است که با جداشدن این قطعه از قلمرو اسلامی بوسیله قدرت نظامی سهمگین روسیه، سرنوشت مردم آذربایجان تحت امواج بی رحم سیاست های روسیه دچار تلاطم و دگرگونی شد.

به استناد نوشته‌های جغرافیایی و تاریخی به یقین می‌توان گفت که نام آذربایجان یا آذربایگان نام سرزمین شمال ارس نیست بلکه این نام منطبق با آذربایجان ایران است. همچنانکه در نوشته استرابون جغرافی‌دان معروف یونانی، آتروپاتن(آذربایجان) در جنوب آلبانیای قفقاز قرار گرفته و سرزمینی جدا از آن معرفی شده و ولادیمیر بارتولد خاورشناس بزرگ روسی نیز، آذربایجان را بخشی جدایی‌ناپذیر از سرزمین ماد قلمداد کرده است. بنابراین، قدمت و سابقه جمهوری آذربایجان به اوایل قرن بیستم یعنی سال ۱۹۱۸ می‌رسد که فقط ۹۶ سال از عمر آن می‌گذرد. در نوامبر سال ۱۹۹۱ آذربایجان به عنوان یک جمهوری پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.

 

موقعیت جغرافیایی

موقعیت:

کشور آذربایجان در نیمکره شمالی و شرقی قرار گرفته و از نظر طول جغرافیایی بین “۲۰ ‘۵۹ ْ۴۴ تا “۵۴ ‘۳۶  ْ۵۰ شرقی و عرض جغرافیایی “۳۰ ‘۲۶ ْ۳۸ تا “۳۶ ‘۵۴ ْ۴۱ شمالی واقع شده است. با توجه به جدایی جمهوری خودمختار نخجوان از خاک اصلی کشور آذربایجان، این جمهوری خودمختار بین طول “۱۲’۴۶ ْ۴۴ تا “۵۴ ‘۸ ْ۴۶ شرقی و عرض “۴۸ ‘۵۰  ْ۳۸ تا “۳۰ ‘۴۷ ْ۳۹ شمالی قرار گرفته است.

بدیهی است تجزیه نخجوان از آذربایجان طبق سیاست اصلی غرب مبنی بر قطعه قطعه کردن قلمرو اسلام صورت گرفته است.

 

موقعیت ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک

در حال حاضر قفقاز از نظر تقسیمات سیاسی به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود. قفقاز جنوبی شامل جمهوری‌های آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و قفقاز شمالی شامل جمهوری‌های خودگران چچن، داغستان، اینگوش، قاراچای- چرکسیا، کاباردینو- بالکاریا، سرزمین کراسنودار، آدیغیه، اوستای شمالی‌ـ آلانیا، و سرزمین استاوروپول می‌باشد(Coene, 2010: 4).

۱- جمهوری ادیگیا

۲- جمهوری قاراچای- چرکس

۳- جمهوری کاباردینو – بالکار

۴- جمهوری اوستیای شمالی

۵- جمهوری اینگوش

۶- جمهوری چچن

۷- جمهوری داغستان

۸- جمهوری گرجستان

۹- جمهوری ارمنستان

۱۰- جمهوری آذربایجان

 

نقشه سیاسی جمهور‌ی‌های منطقه قفقاز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قفقاز به عنوان منطقه‌ای تاریخی و چهار راهی بین شرق و غرب، اروپا و آسیا و شمال و جنوب شناخته می‌شود. با توجه به تقسیمات قفقاز هر کدام از بخشهای شمالی و جنوبی در جای خود قابل بحث است؛ لیکن در اینجا با توجه به معرفی جمهوری آذربایجان، به اهمیت ژئوپلتیکی این کشور پرداخته می‌شود.

جمهوری آذربایجان در مجموع ۰۱۳/۲ کیلومتر مرز خشکی دارد که از این مقدار ۵۶۶ کیلومتر با کشور ارمنستان؛ ۲۲۱ کیلومتر از طریق جمهوری خودمختار نخجوان با ارمنستان؛ ۳۲۲ کیلومتر با کشور گرجستان؛ ۴۳۲ کیلومتر با جمهوری اسلامی ایران؛ ۱۷۹ کیلومتر با جمهوری اسلامی ایران از طریق جمهوری خودمختار نخجوان؛ ۲۸۴ کیلومتر با روسیه؛ و ۹ کیلومتر با کشور ترکیه مرز مشترک دارد. این کشور ۶۰۰/۸۶ کیلومتر مربع وسعت دارد و تقریباً دارای ۵۱۰ کیلومتر طول از شرق به غرب و ۳۸۰ کیلومتر عرض از شمال به جنوب می‌باشد(Ellicott & Gall, 2003:58) . آذربایجان از شمال از طریق مرز طبیعی «سامور» و خط الرأس کوههای قفقاز از داغستان جدا می‌شود. از غرب و شمال غربی نیز رود «آلازان» دو کشور آذربایجان و گرجستان را از یکدیگر جدا می‌کند. همچنین مرز دو کشور ارمنستان و آذربایجان از طریق رشته کوههای موغروز، شاه داغ و گویجه ـ سوان شرقی تعیین شده است(امیراحمدیان، ۱۳۸۴: ۶).

جمهوری آذربایجان به لحاظ جغرافیایی یکی از کشورهای مورد توجه در سطح منطقه‌ و حتی بین‌المللی است. چرا که همسایگی و همجواری با کشورهای با اهمیت روسیه، ایران و ترکیه از یک سو و کشورهای آسیای مرکزی مثل ترکمنستان و قزاقستان از سوی دیگر، شرایط جغرافیایی ویژه‌ای به این کشور بخشیده است.

امروزه داشتن موقعیت جغرافیایی مناسب و ذخایر طبیعی می‌توانند به عنوان گزینه‌های مهم موقعیت ژئوپلتیک و استراتژیک کشورها نقش‌آفرینی کنند. از اینرو، کشور آذربایجان را باید به چند دلیل در زمره کشورهای دارای این موقعیت مناسب‌ تلقی کرد. اول اینکه با کشورهای مهم منطقه از جمله روسیه، ایران و ترکیه همسایه است و همواره قدرتهای بزرگ برای نفوذ در این منطقه رقابت می‌کنند. دوم اینکه، دارای منابع و ذخایر فراوان نفت و گاز است و در حال حاضر بخش قابل توجهی از انرژی کشورهای اروپایی از این کشور تأمین می‌شود. و سوم اینکه کشور آذربایجان در شرق، شمال شرق و جنوب شرق، دارای موقعیت ساحلی است و دسترسی به منابع دریایی و ارتباط با کشورهای آسیای مرکزی، ایران و روسیه از طریق دریای خزر امکان‌پذیر است.

البته نباید احاطه شدن این کشور در یک سامانه بسته (Land lock) طبیعی را از نظر دور داشت. چون این سامانه بسته باعث می‌شود تا برای هر نوع تحرک اقتصادی و پویاتر کردن بخشهای اقتصادی در خارج از منطقه به ناچار از قلمرو سرزمینی یکی از کشورهای همسایه عبور نماید(واحدی، ۱۳۸۲: ۲۰). همچنین به دلیل جدایی و برونگان بودن جمهوری خودمختار نخجوان و اشغال جمهوری خودمختار قره‌باغ توسط کشور ارمنستان، این کشور را با مشکلاتی مواجه کرده است. باید به این نکته نیز اشاره داشت که این کشور به دلیل کوهستانی بودن در قسمت‌های شمالی و غربی قادر به انتقال و مبادلات کالاهای اقتصادی با وزن سنگین نبوده و مبادلات تجاری با کشورهای هم‌مرز مشکلاتی را برای این کشور بوجود آورده است. به هر حال علیرغم محدودیت‌های ذکر شده، دسترسی به دریای خزر و رونق اقتصادی در بخش شرقی این کشور از طریق بنادر باکو و لنکران راهی برای برون‌رفت از این برزخ محسوب می‌شوند.

 

جغرافیای طبیعی

قفقاز جنوبی جزو اقلیم جنب حاره‌ای با زمستان‌های ملایم و تابستان های نستباً گرم محسوب می‌شود و در این منطقه به دلیل نزدیکی به دریا و دریاچه‌ها، توپوگرافی منطقه و کوهستانی بودن و عرض جغرافیایی متوسط ترکیب و تنوع آب و هوایی مشاهده می‌شود(Coene, 2010: 15). دسترسی به دریای خزر و داشتن ساحل ۸۰۰ کیلومتری از شمال تا جنوب در سمت شرق، کوهستانی بودن از سمت شمال و غرب و کشیده شدن کوههای قفقاز در این کشور، وجود سرزمین‌های پست آبرفتی در بخشهای مرکزی کشور، پوشش جنگلی در جنوب شرق  و شمال و نواحی استپی در دامنه‌های مناطق کوهستانی و دشت‌های مرکز، نواحی نیمه خشک و بری در جمهوری خودمختار نخجوان، موجب تنوع آب و هوایی در این کشور شده است.

آذربایجان از نظر طبیعی به ۵ ناحیه جغرافیایی متمایز به نام‌های «قفقاز بزرگ»، «قفقاز کوچک»، «جلگه کر- ارس»، «کوههای تالش ـ لنکران»، و «نخجوان» تقسیم می‌شود. با توجه به این تقسیم‌بندی اقلیم‌ متفاوتی را باید انتظار داشت و لذا ۹ نوع از انواع آب‌وهوای ۱۲ گانه (طبقه‌بندی کوپن) در کشور آذربایجان مشاهده می‌شود.

نقشه توپوگرافی جمهوری آذربایجان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دمای هوا به شدت به میزان ارتفاع از سطح دریا و دوری و یا نزدیکی به دریا بستگی دارد؛ به همین دلیل شمال و غرب این کشور دارای دمای پایین‌تری نسبت به سایر نقاط است. بطوری که هوای متوسط در مناطق جنگلهای شمال و شرق کشور تا ۶ سانتی‌گراد در زمستان و ۳۶ درجه سانتی‌گراد در تابستان می‌رسد. در حالی که در مناطق کوهستانی غربی زمستان‌ها تا ۹- در زمستان و ۱۲ درجه سانتی گراد در تابستان‌ها می‌رسد. پایین‌ترین دمای مطلق در اردوباد به میزان ۳۳- درجه سانتی‌گراد و بالاترین دما مطلق در جلفا به میزان ۴۶ درجه سانتی‌گراد ثبت شده است. به طور کلی شمال و شرق کشور دارای آب و هوای نسبتاً خشک و کوهستانی است در حالی که منطقه جنوب شرقی، آب و هوای مرطوب و ملایم‌تری دارد. مناطق غربی و شمالی و جنوبی شامل قره باغ و شمال شرقی جمهوری خودمختار نخجوان، دامنه کوههای قفقاز و ناحیه لنکران- آستارا و کوههای تالش از مناطق مرطوب هستند. بیشترین میزان بارش سالانه در لنکران و به میزان ۱۴۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیمتر و کمترین میزان بارش سالانه به میزان ۲۴۰ میلی‌متر در باکو می‌رسد. مناطق مرکزی شامل جلگه‌های وسیع مستعد کشاورزی است که توسط رود کورا و ارس آبرسانی می‌شود‌.(Coene, 2010: 15 & wikipeadia.org)

در جمهوری خود مختار نخجوان آب و هوای قاره‌ای خشک با زمستان سرد و خشک و تابستان گرم غالب است. این مناطق در ارتفاع ۲۳۰۰ تا ۳۳۰۰ یا ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ متر از سطح آبهای آزاد جهان واقع شده‌اند که بارش برف سنگین و یخبندان طی سه تا چهار ماه از سال دسترسی به نقاط سکونتگاهی کوهستانی را ناممکن می سازد. بنابراین در نواحی مرکزی و شرقی، به علت بارش اندک ۱۵۰ تا ۲۵۰ میلی‌متر، آب و هوا خشک و نیمه خشک و در جنوب شرق آب هوای مرطوب و جنب حاره‌ای دیده می‌شود. بطور کلی دمای هوا در سواحل شرقی ملایم و در نواحی مرتفع و کوهستانی هوای سرد حاکم است(wikipeadia.org).

مرتفع‌ترین نقطه این کشور کوه بازار دوزو(Bazarduzu Dagi) با ارتفاع ۴۸۵/۴ متر و سواحل دریای خزر با ۲۸- متر ارتفاع از پست‌ترین نقاط این کشور به حساب می‌آید(wikipeadia.org).

در آذربایجان ۸۳۵۰ رود کوچک و بزرگ جریان دارد که ۲۴ رود آن بیش از ۱۰۰ کیلومتر طول دارند(wikipeadia.org). بزرگترین و معروف‌ترین رود این کشور، رود کر نامیده می‌شود که از کوههای شرق ترکیه در ارزروم سرچشمه گرفته و پس از عبور از گرجستان وارد آذربایجان می‌شود و سپس به دریای خزر می‌ریزد. طول این رود به بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر می‌رسد که ۹۰۰ کیلومتر آن در خاک آذربایجان جریان می‌یابد. تعدادی از سدهای مهم این کشور نیز بر روی همین رود ساخته شده است.

دومین رود بزرگ این کشور، ارس نام دارد که رود مرزی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان است که از کوههای بین گُل (هزار برکه) سرچشمه گرفته و پس از طی مسافتی وارد آذربایجان شده و به رود کر می‌پیوندد و در نهایت به دریای خزر می‌ریزد. علاوه بر دو رود معروف یاد شده، از رودهای دیگری مثل قانیخ، قابیرری، سامور، ترتر، سومقاییت، بولقار، خاچین و آستارا چای می‌توان نام برد.

 

جغرافیای انسانی

ویژگی‌های جمعیتی

طبق گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۱۳ کشور آذربایجان، ۰۰۰/۵۹۰/۹ میلیون نفر جمعیت داشته است. نرخ رشد طبیعی جمعیت در این سال تقریباً ۱ درصد و نسبت تولد برابر با ۱۷/۱۷ به هزار نفر جمعیت بوده است. نسبت جنسی در کل جمعیت برابر با ۰٫۹۸ مرد به زن و نیز میزان امید به زندگی ۶/۷۱ سال (۶/۶۸ سال برای مردان و ۹/۷۴ سال برای زنان) محاسبه شده است. مطابق برآورد بانک جهانی، جمعیت آذربایجان در سال ۲۰۳۰ به ۶۰۰/۱۰ میلیون نفر خواهد رسید. ویژگی­های جمعیتی از نظر میزان رشد جمعیت و امید به زندگی بسیار شبیه جمهوری اسلامی ایران است.

بر اساس نقشه پراکندگی نقاط سکونتگاهی شهری و روستایی آذربایجان، برخی مناطق دارای تراکم و برخی دیگر فاقد نقاط شهری هستند. منطقه شبه جزیره آبشوران علیرغم وسعت کم دارای نقاط شهری متراکم و به دلیل استقرار نهادهای سیاسی و اقتصادی حدود ۴۰ نقطه شهری را در خود جای داده است(واحدی، ۱۳۸۲: ۲۴). شهر بندری باکو به عنوان پایتخت و کلان شهر این منطقه به دلیل داشتن امکانات اقتصادی و سیاسی و اداری بیشترین تراکم را در میان مناطق کشور آذربایجان دارا می‌باشد. این شهر به دلیل استقرار بیشترین مراکز آموزش عالی، دفاتر نشریات و مؤسسات فرهنگی دارای اهمیت است.

از بین دو نیمه شمالی و جنوبی کشور، نیمه شمالی هم از نظر تراکم نقاط شهری و هم تراکم نقاط روستایی، مهمتر از نیمه جنوبی است. بطوری که نیمه شرقی از نظر شهری و نیمه غربی از نظر روستایی حایز اهمیت‌اند. مناطق دارای تراکم اندک نقاط شهری شامل: نقاط مرزی آذربایجان و داغستان؛ منطقه شمال رود کر در مرز گرجستان و در شمال غرب که منطقه‌ای کوهستانی با کوههای بلند است؛ و جمهوری خودمختار نخجوان به دلیل آب و هوای خشک و بری می‌باشد. از مجموع ۴۰۰۰ روستای کشور آذربایجان، حدود ۱۲۰۰ روستا در این کشور دارای جمعیت ساکن می‌باشند که اگر خاک اصلی کشور و جمهوری نخجوان را به صورت نیمه‌های شمالی و جنوبی و غربی و شرقی تصور کنیم، بیشترین تراکم روستاها یعنی شامل ۶۷۰ روستا و ۵۶ درصد جمعیت روستایی در نیمه شمالی و غربی وجود دارد(واحدی، ۱۳۸۲: ۲۶ تا ۲۸).

 

مقبره مومنه خاتون در نخجوان؛ مهمترین اثر تاریخی شهر نخجوان 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرجمعیت‌ترین شهرهای این کشور به ترتیب عبارتند از: شهر بندری باکو با حدود ۲ میلیون نفر جمعیت؛ شهر گنجه با ۲۹۵ هزار نفر جمعیت؛ شهر سومقاییت با ۲۵۰ هزار نفر جمعیت و مینگه چویر با حدوداً ۱۰۰ هزار نفر جمعیت. از شهرهای با جمعیت کمتر از یکصدهزار نفر جمعیت می‌توان به شهرهای علی‌بایراملی، نخجوان، شکی، خان کندی و لنکران اشاره کرد.

شهر گنجه دومین شهر پر جمعیت، به دلیل قدمت و سابقه فرهنگی و واقع شدن مسجد قدیمی جمعه اهمیت زیادی دارد. شهر نخجوان به خاطر موزه و دانشکده کشاورزی و شهر شوشا در منطقه قره باغ به دلیل آنکه خاستگاه موسیقی مقامی آذربایجان و زادگاه و محل زندگی موسیقی‌دانان مشهور این کشور است، موقعیت در خور توجهی دارد. از دیگر مناطق مهم فرهنگی می توان به شهر تاریخی شماخی در غرب باکو اشاره کرد که دارای آثار تاریخی از جمله مسجدی از قرن چهارم هجری است.

اثر تاریخی معروف به کاخ شیروانشاه در بخش قدیمی شهر باکو (ایچری شهر) که در قرن پانزدهم و در بالای تپه‌ای ساخته شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 ویژگی‌های قومیتی

طبق آمار سرشماری جمعیت کشور آذربایجان، ۶/۹۱ درصد از جمعیت این کشور از گروه قومیتی آذربایجانی هستند. مهمترین اقلیت‌های این کشور شامل لزگی‌ها‌ با ۲ درصد، ارمنی‌ها ۳/۱ درصد و روسی‌ها‌ با ۳/۱ درصد و تالشی‌ها با ۲/۱ درصد می‌باشند. اکثریت ارمنی‌ها در منطقه خودمختار قره‌باغ زندگی‌ می‌کنند. در شهر سومقاییت و باکو نیز محله‌های ارمنی‌نشین وجود دارد که از زمان مناقشه دو کشور آذربایجان و ارمنستان بر سر قره‌باغ و کشتار مردم آذربایجان در شهرهای آن، توسط ارمنستان این محلات از طرف گروه‌های آذری مورد حمله قرار گرفته است(علی‌اف، ۱۳۸۵: ۱۱۴). سایر گروه‌های قومی که تقریبا ۴/۲ درصد جمعیت آذربایجان می‌باشد، شامل آوارها، ترک‌ها، تاتارها، تاتها، اوکراینی‌ها، گرجی‌ها، تساخورها، یهودیها، و کردها است.

 

دین و مذهب

هر چند که دین اکثریت مطلق مردم این کشور اسلام و مذهب آنان تشیع است ولی دولت این کشور و سایر ارکان حکومتی، دینی محسوب نمی‌شوند. در قانون اساسی این کشور داشتن هر مذهب و دین آزاد اعلام شده ولی هیچ دینی به عنوان دین رسمی اعلام نشده است و شخصیتهای سیاسی که زمام امور را در دست دارند بیشتر به دنبال حکومت لیبرال و سکولار هستند. اساساً ساختار سیاسی موجود، ادامه ساختار سیاسی دوران اتحاد جماهیر شوروی است و استقلال این کشور جنبه ظاهری آن را تغییر داده است.

امروز در جهان اکثریت مطلق مردم چهار کشور جمهوری اسلامی ایران، جمهوری عراق، جمهوری آذربایجان و بحرین شیعه اثنی عشری هستند و اکثریت نسبی جمعیت مردم لبنان نیز شیعه اثنی عشری می باشند.

مطابق قانون اساسی حکومت آذربایجان حکومتی سکولار است. در حدود ۹۵ درصد از مردم آذربایجان مسلمان بوده و از این میزان ۸۵ درصد شیعه و ۱۵ درصد سنی هستند. آوارها و تساخورها از اهل تسنن هستند. همچنین این کشور به عنوان دومین کشور مذهب تشیع پس از جمهوری اسلامی ایران به حساب می‌آید. اقلیت‌های دیگر در این کشور در حدود ۵ درصد را شامل می‌شود که بیشترین آنها مربوط به روسهای ارتدکس، گرجی‌های ارتدکس و ارمنی‌ها (قره‌باغ) می‌شود. همچنین گروه‌های از اقلیت‌های یهودی و… وجود دارند (www.populationfun.com) . ارتدکس های روسی در مناطق مرزی با داغستان و گرجستان ساکن هستند و اقلیت ارمنی در منطقه قره‌باغ. اقلیت یهودی در کوههای قفقاز زندگی می‌کنند و تعدادی از آنها به فلسطین اشغالی مهاجرت کرده‌اند. آوارها که سنی‌مذهب‌اند در مرزهای شمال غربی کشور ساکن‌ هستند. اگرچه قانون اساسی جمهوری آذربایجان نشان دهنده هویت اسلامی و شیعی مردم این کشور نیست ولی بازتاب دهنده منافع صاحبان قدرت هست.

طی یک دهه گذشته نفوذ زیاد صهیونیزم موجب گسترش فعالیت‌های ضددینی و مذهبی در این کشور شده و حتی مسؤولان این کشور با هر گونه فعالیت‌ مذهبی مسلمانان به شدت مقابله می‌کنند. شهر نارداران نمونه خوبی از پایبندی مسلمانان شیعه به احکام دین اسلام است که از زمان استالین تا حکومت حیدر علی‌اف و متعاقب آن الهام علی‌اف مردم این شهر خسارت‌های فراوانی را متحمل شده‌‌اند. تا جایی که در قیام مردم این شهر کوچک در ۲۰ کیلومتری شمال باکو در سال ۲۰۰۲ پس از سرکوب و کشتار قیام مردم، اعضای حزب اسلامی دستگیر و روانه زندان‌ شدند(علی‌اف، ۱۳۵: ۱۹۵ تا ۱۹۶).

 

خط و زبان

تا اوایل قرن بیستم خط فارسی در آذربایجان رواج داشت و گویش اکثریت مردم ترکی بود و زبان فارسی نیز در منطقه رواج کامل داشت بگونه ای که برخی از بزرگترین مفاخر شعر و ادبیات فارسی از این منطقه برخاسته اند نظیر نظامی گنجوی که آثار فخیم او در شعر و ادب فارسی زبانزد خاص و عام است. در دوره حکومت مستقیم روسها بر جمهوری آذربایجان با خطد فارسی به شدت مبارزه شد و جای خط فارسی خط لاتین جایگزین گردید ولی گویش ترکی همچنان به حیاط خود ادامه داد. هرچند روسها علاقمند بودند هم خط فارسی را در این منطقه از میان بردارند و هم زبان ترکی را از میان برداشته و روسی را جایگزین آن کنند.

مبارزه با خط و زبان فارسی در قفقاز به دلیل جلوگیری از همگرائی مسلمانان در آسیای غربی صورت گرفته است. مبارزه با زبان فارسی از هند تا قفقاز جزء دستورکار مأموران غربی قرار داشته و متأسفانه روسیه نیز دنباله رو این سیاست غربی بوده است. نخست الفبای لاتین جایگزین الفبای فارسی شد و در سال ۱۹۳۰ الفبای کریل (الفبای مخصوص اقوام اسلاو) جایگزین الفبای لاتین گردید. بعد از استقلال این کشور در سال ۱۹۹۱ مجدداً الفبای لاتین رایج شد(واحدی ۱۳۸۲: ۶۵). و این نشان می دهد که همواره مبارزه با الفبای فارسی (عربی) در دستور کار قرار داشته است. این جایگزینی ها به تضعیف هویت و تخریب حافظه تاریخی این مردم کمک بسیار کرده است.

 

ویژگی‌های فرهنگی اجتماعی

فرهنگ مردم جمهوری آذربایجان بخشی از فرهنگ ایران اسلامی بود. ولی طی ۷۳ سال از زمان الحاق این کشور به روسیه تحت تأثیر تسلط سیاسی و فرهنگی روسها بوده است. این سیاست ها اسلام زدائی را سرلوحه اهداف فرهنگی خود قرار داده بوده اند. ممنوعیت به‌همراه داشتن نمادهای اسلامی (مهر و تسبیح) در اداره‌جات دولتی، ممنوعیت اقامه نماز در پادگان‌ها و اخیراً نیز هتک حرمت مراجع معظم تقلید شیعه، اقداماتی است که هنوز رواج دارد.

 

رونمایی الهام علی‌اف از نماد شیطان در شهر باکو-۲۰۱۲

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اسلام ستیزی در حقیقت ستیزش با هویت مردم جمهوری آذربایجان است و طبیعتاً با معیارهای لیبرال دموکراسی هم کوچکترین سازگاری را ندارد زیرا جنگ با هویت ملت ها، جنگ با اراده آنهاست و جنگ با اراده ملت ها ضد آزادی و دموکراسی است.

شیعیان این کشور هر سال روز دهم محرم روز یادبود امام حسین علیه‌السلام را برگزار می‌کنند، حتی جنگ با دین در دوران حکومت شوروی نتوانست این مراسم را ریشه‌کن کند. در حال حاضر همانند دوران کمونیستی هیچ کس در روز عاشورا عروسی برگزار نمی‌کند و هیچ جشن خانوادگی صورت نمی‌گیرد. در آذربایجان موضوع وحدت شیعه و سنی در سایر مناطق آسیای مرکزی و قفقاز نیز قابل بررسی و ردیابی است.

مقامات رسمی به منظور ارائه نمادی از دوری جستن از میراث دوران شوروی، از سال ۱۹۹۱ اجازه برگزاری گسترده عاشورا را دادند. این مراسم را در نارداران، یکی از مراکز شیعه مخالفان مقامات رسمی، مشاهده می‌شود. از صبح زود هزاران نفر زایر به سوی مقبره رحیمه خانم می‌شتابند و عده‌ای تمام شب را در این مکان مقدس می‌گذرانند(امیراحمدیان، ۲۰۰۶).

در شهر باکو پایتخت جمهوری آذربایجان آئین های عزاداری در مساجد تازه‌پیر، حاجی سلطانعلی، گوی مسجد، مشهدی داداش، حاج جواد و نیز در اکثر حسینیه‌ها با شرکت قابل توجه شیعیان و دوستداران اهل بیت (ع) بویژه جوانان مومن آذری برپا می شود؛ یکی از برنامه هایی که در ایام ماه محرم به ویژه در روزهای تاسوعا و عاشورا در جمهوری آذربایجان صورت می گیرد اهداء خون توسط عزاداران می باشد؛ در روز عاشورا؛ روستای نارداران در نزدیکی شهر باکو به سبب وجود زیارتگاه امامزاده معروف، حضرت رحیمه خاتون؛ خواهر امام رضا علیه‌السلام به مرکز برگزاری مراسم عزاداری تبدیل می شود. تا پایان ماه محرم و اربعین حسینی، معمولا در خانواده هایی که با اعتقادات دینی آشنایی دارند مخصوصا در مناطق جنوبی این کشور ، خانم ها موهایشان را رنگ نمی‌کنند و لباس های نو نمی‌دوزند. مردم در روزهای تاسوعا و عاشورا لباس های رنگارنگ مخصوصا لباس قرمز نمی‌پوشند .خانواده های مذهبی که توان مالی دارند سفره های احسان را می گسترانند و در خانه‌ها، مراسم مرثیه برگزار می‌کنند. اکثر مردم آذربایجان از اسامی نظیر علی، حسن، علمدار، عباس، علی عباس، ذوالفقار، فاطمه، زینب، زهرا و سکینه، برای کودکان متولد شده در ماه محرم استفاده می کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: سایت خبرنگاران جوان، آبان‌ماه  ۱۳۹۲

 

همچنین برپایی جشن‌ها و مراسم، آداب و رسوم، اعیاد مذهبی و دینی و نظایر آن از جمله اشتراکات فرهنگی و تاریخی مردم این کشور است. مردم این کشور مانند سایر ملل مسلمان روز اول ماه شوال را به عنوان عید فطر گرامی داشته و جشن می گیرند و نماز عید به پا می‌دارند. همچنین دهم ذی حجه را که مصادف با روز عید قربان است، جشن می‌گیرند گوسفند ذبح می کنند و گوشت آنرا به ویژه فقرا می‌دهند.

جشن عید نوروز در بین جشنهای ملی آذربایجان جایگاه خاصی دارد. برگزاری جشن نوروز و موسیقی مقامی نشانه‌های نزدیکی و تأثیر ماندگار و تاریخی به فرهنگ ایرانی هستند. از حوزه ادبیات فارسی نیز شعرایی مانند خاقانی شروانی و نظامی گنجوی از خاک جمهوری آذربایجان بر خاسته‌اند و به زبان فارسی شعر سروده‌اند. طبیعی است مردم این کشور از نظر فرهنگی شباهت‌های زیادی با فرهنگ مردم جمهوری اسلامی ایران دارند.

اغلب خیابانها، میادین و کوچه ها در جمهوری آذربایجان به ویژه در شهر باکو با نمادهای ملی و نام نویسندگان و مشاهیر آذربایجانی نامگذاری شده است(امیراحمدیان، ۲۰۰۶). در این نامگذاریها از نمادهای مذهبی نیز استفاده می‌شود. مثلاً یک خیابان به نام «شهیدلر کوچه سی»(خیابان شهیدان) که به شهدای واقعه ۲۰ ژانویه و جنگ قره باغ اختصاص داده شده، می‌تواند نمادی مذهبی باشد که برای تشریفات و مراسم یادبود از آن بهره گرفته می شود. در قصبه نارداران یک میدان به نام امام حسین علیه‌السلام نامگذاری شده است.

 

وضعیت سیاسی

رسماً رژیم سیاسی کشور آذربایجان جمهوری است. این رژیم دموکراتیک و سکولار است. البته در عمل، جنبه های دموکراتیک رژیم سیاسی این کشور، بسیار کم رنگتر از مواضع اعلامی است.

قانوناً رژیم سیاسی این کشور دارای ماهیت تفکیک قواست که مطابق آن قوای اصلی، مجریه مقننه و قضائیه فعالیت می کنند. قوه مجریه که رئیس جمهور در صدر آن قرار دارد، عملاً در وظایف قوای دیگر دخالت می کند. دستگاه مجریه گاهی اوقات به دلایل سیاسی در کار قوه قضائیه دخالت دارد. همچنین حزب متعلق به رئیس جمهور به دلیل داشتن اکثریت در مجلس ملی این کشور، پایگاه قوی و محکمی برای رئیس قوه مجریه به شمار می‌آید و این امر باعث شده است، مجلس فاقد استقلال لازم در برابر قوه مجریه باشد.

از نظر تقسیمات کشوری و اداری، آذربایجان دارای ۵۹ رایون و ۱۱ شهر(بخش‌های اداری)، و یک جمهوری خودمختار به نام نخجوان است. شهر باکو از نظر فعالیت سیاسی، در درجه اول اهمیت قرار دارد، زیرا تمام نهادهای حکومتی و دوایر دولتی در این شهر قرار دارند(Minahan, 1998: 16).

بالاترین مقام کشور یعنی رئیس جمهور در رأس قوه مجریه قرار دارد. بعد از وی نخست وزیر قرار دارد که هیأت وزیران و روسای برخی سازمان های مستقل را هدایت می کند نخست وزیر دارای ۴ معاون است که یکی از آنها معاون اول به شمار می آید در مجموعه قوه مجریه، ۱۸ وزارتخانه وجود دارد که توسط وزرا اداره می شوند. همچنین شرکت نفت دولتی و بانک مرکزی به صورت مستقل اداره می شوند.

مهمترین احزاب این کشور عبارتند از: حزب آذربایجان نوین، جبهه خلق آذربایجان، حزب مساوات، حزب استقلال ملی آذربایجان، حزب دموکرات آذربایجان، حزب لیبرال آذربایجان، حزب صدای اسلام، حزب آزادی خلق و … در این میان رئیس جمهور کشور در «حزب آذربایجان نوین» عضو می‌باشد.

 

چالش‌های سیاسی و امنیتی کشور آذربایجان

از مهمترین چالش‌های پیش‌روی حکومت آذربایجان می‌توان به مناقشه قره باغ؛ وجود احزاب سیاسی مخالف؛ جدایی جمهوری خودمختار نخجوان از خاک اصلی اشاره کرد.

در سال ۱۹۸۵ به دنبال اعلام سیاستهای «تجدید ساختار» (پروستوریکا) و «فضا باز سیاسی» (گلاسنوست) از طرف گورباچوف رهبر شوروی سابق، ارامنه قره باغ خواستار الحاق به ارمنستان شدند. در ژوئن ۱۹۸۵ شورای عالی ارمنستان الحاق قره باغ به ارمنستان را اعلام کرد. با این اقدام ارمنستان، این موضوع از طرف مجلس آذربایجان مردود اعلام شد و از سال ۱۹۸۸ درگیری میان دو کشور شروع شد. طی سه سال جنگ در قره باغ کوهستانی بیش از ۲۰ هزار نفر از نظامیان و ساکنان غیر نظامی آذربایجان کشته شدند.

از گزینه مطرح در مذاکرات عقب نشینی کامل نیروهای ارتش ارمنستان و شورشیان ارمنی قره باغ از خاک آذربایجان و اعطای خود مختاری به ایالت قره باغ کوهستانی است. در حال حاضر، کشورهای خارجی در خصوص بحران قره باغ سیاست‌هایی در قبال دو کشور آذربایجان و ارمنستان اتخاذ می‌کنند که بیشتر در راستای منافع خود آنهاست. اختلاف افکنی بین ترکها و ارامنه از دیرباز مورد توجه غرب قرار داشته است.

در حال حاضر چند منطقه جغرافیایی در سیاست داخلی آذربایجان مؤثر است:

۱) منطقه شبه جزیره آبشارون؛

۲) منطقه نخجوان؛

۳) منطقه قره باغ؛

۴) منطقه گنجه.

۱) منطقه آبشارون به دلیل قرار گرفتن نقاط شهری پر جمعیت مثل باکو، سومقاییت و … نقش قابل ملاحظه ای در انتخابات دارد و همچنین وجود دفاتر ارگانهای مطبوعاتی. این منطقه زادگاه تعداد زیادی از سیاستمداران و محل سکونت اکثر فعالان سیاسی نیز به شمار می‌آید.

و دیگر منطقه نخجوان است که زادگاه سیاستمداران زیادی در تحولات سیاسی این کشور نقش اساسی و تعیین کننده داشته اند مانند ابوالفضل ایلچی بیگ و حیدر علی‌اف (رئیس جمهور و رئیس حزب آذربایجان نوین) بوده است. و سومین منطقه مؤثر قره باغ است که مناقشه قره باغ در حال حاضر اصلی‌ترین دغدغه دولتمردان آذربایجان است.

از نظر ایجاد ناامنی این منطقه بالاترین و اصلی ترین تأثیر را دارد. و در آخر منطقه گنجه به دلیل داشتن جمعیت قابل ملاحظه و سابقه استقرار حکومت در دوره جمهوری اول و سکونت فعالیتهای سابق صورت حسین اف نخست وزیر سابق با رهبری نظامیان شوروی با رهبری شورش حکومت ایلچی توان بالقوه برای ایجاد ناامنی دارای اهمیت است.

 

چالش‌های فرهنگی و اجتماعی جمهوری آذربایجان

تهدیدها

  • جلوگیری از گسترش فرهنگ اسلامی در جمهوری آذربایجان
  • نزدیک شدن به غرب در جهت تضعیف ارزشها و سنت های اصیل اسلامی و گسترش سکولاریسم در سبک زندگی اسلامی مردم آذربایجان؛
  • حضور فعال کشورهای غربی از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی در جهت بهره‌گیری از موقعیت استراتژیک آذربایجان برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران؛
  • همکاری آذربایجان در ایجاد پایگاه های نظامی زمینی و هوایی برای آمریکا؛
  • روند رو به گسترش روابط آذربایجان با آمریکا و رژیم صهیونیستی و نفوذ تفکرات ضد اسلامی و مقابله با اسلام؛ اقدام دولت آذربایجان در راستای موج جدید اسلام ستیزی برای تخریب مسجد جامع شهر لنکران ؛
  • همکاری با موساد

 

فرصتها:

با اینهمه جمهوری آذربایجان گلبرگی بر درخت اسلام است و از نظر تاریخی بخشی از آسیای غربی است که در آن دو عامل دین اسلام و زبان فارسی [در کنار سایر زبانها مثل ترکی و عربی] تأثیر تعیین کننده ای داشته اند.

مردم این منطقه می دانند که تاریخ از مسلمانان در ظرف جغرافیایی تمدن اسلامی یک ملت ساخته است بنام «ملت اسلام» و اقدامات تفرقه افکنانه دشمنان این ملت نمی تواند سرنوشت نهائی آن را تغییر دهد. روزی این ملت به پا خواهد خواست و پرچم اسلام را به دست خواهد گرفت و هویت اسلامی خود را در تاریخ تثبیت خواهد ساخت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

امیراحمدیان، بهرام؛ ۱۳۸۴، روابط ایران و جمهوری آذربایجان: نگاه آذریها به ایران، تهران: انتشارات دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی.

امیراحمدیان، بهرام؛ ۲۰۰۶،  مذهب شیعه در آذربایجان بعد از فروپاشی شوروی، نشریه بررسی قوم‌شناسی، مسکو، شماره ۲٫

رضا، عنایت الله؛ ۱۳۷۵، دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد ۷، مدخل «اران».

رضا، عنایت‌الله؛ ۱۳۷۲، آذربایجان و ارّان (آلبانیای قفقاز)، انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.

علی‌اف، علی‌اکرام؛ ۱۳۸۵، خاطرات حاج علی‌اکرام علی‌اف، ترجمه عبدالحسین شهیدی ارسباران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

واحدی، الیاس؛ ۱۳۸۲، برآورد استراتژیک آذربایجان، جلد اول، (سرزمینی، سیاسی، فرهنگی- اجتماعی)، انتشارات مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران.

 

Ellicott, Karen and Gall, Susan Bevan, 2003, Encylcopeadia of physical geography, united state of America, Gale Group.

Fredrik Coene, 2010, The Caucasus: an introduction, Routledge.

http://data.worldbank.org/country/azerbaijan

http://en.wikipedia.org/wiki/Azerbaijan#Landscape

http://www.populationfun.com/azerbaijan-population/

http://www.yjc.ir/fa/news/4628024

Minahan, James; 1998, Miniature Empires: a historical dictionary of the newly independent states, Routledge.

Nasr, Seyyed  Hossein, 2002,  ISLAM; Religion, History, and Civilization, Harper Collins e-books.

تاریخ مقاله: آبان ۱۳۹۳

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.