بحران در بحرین

بیداری اسلامی در بحران و قیام 14 فوریه 2011

0 8

۲۳۰ سال پیش، در اواخر قرن هیجدهم به طور خاص سال ۱۷۸۳ میلادی آل خلیفه که ساکن منطقه الزباره قطر بودند، با حملیت انگلیس به بحرین حمله نظامی کرده و بدان سلطه یافتند. بعد از این اقدام آنها خود را فاتحین به شمار خواندند و رهبرشان با توجه به فتحی که انجام داده بودند شیخ احمد فاتح لقب گرفت !

از آن تاریخ به بعد تئوری فاتح که سرزمین بحرین و متعلقات آن را غنایم جنگی به شمار می آورد ، سلطه بر آن در درون اعضای قبیله را ناگزیر دانست ، این اقدام شروعی بود برای دوران حکومت استبدادی و درد و رنج مردم بحرین و اعتراضات پی در پی آنها تا شروع انقلاب در ۱۴ فوریه  ۲۰۱۱٫

* ملت بخرین در قیام های متعددی گرایش و تمایل خود را به آزادی و عدالت و دموکراسی نشان داده است.
* بحرین به چهل حوزه انتخاباتی به صورت ناعادلانه تقسیم شده به گونه ای که تضمین کننده ورود اعضای رژیم به پارلمان باشد.
* علت دشمنی رژیم های پادشاهی با تشیع از آن روست که شیعیان به عدالت اعتقاد دارند و رژیم های پادشاهی از اساس ظالمانه هستند.
* انتخاب روز ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ به عنوان تاریخ شروع انقلاب توسط مردم بحرین تأکیدی است بر تاریخی که ملک حمد آل خلیفه در سال ۲۰۰۲ وعده های خود را زیر پا گذاشتو مطابق میل خود قانون اساسی تدوین کرد تا مصداقی برای دیکتاتوری مطلق باشد.
* از بارزترین ویژگی تظاهرات انقلابی در بحرین حضور زنان در این انقلاب است.
* در تاریخ ۱۵ مارس ۲۰۱۱ بحرین به وسیله نیروهای نظامی عربستان، امارات، کویت، قطر و عمان اشغال نظامی شد.
* ترس عربستان از گسترش انقلاب اسلامی در شرق و حضور انقلاب در مرزهای عربستان سعودی است.
* تا کنون قریب به ۳۵ باب مسجد و ۸ باب حسینیه در بحرین تخریب شده و ماموران دولتی قرآن ها را به آتش کشیده اند.
* شکنجه در بحرین شامل موارد زیر می شود:
- کشته و مجروح ساختن تظاهر کنندگان با سلاح های ممنوعه بین الملل
- شکنجه در داخل و خارج بازداشتگاهها تا حد مرگ
- بازداشت قهرآمیز و خشونت بار کهشامل تمام اقشار مردم می شود
- هتک حرمت معترضین و تجاوز جنسی به آنان
- هتک حرمت مقدسات
* از مظاهر اختناق در بحرین موارد زیر است:
- اخراج از کار و سیاست به گرسنگی کشاندن معترضان
- صدور احکام ظالمانه نظیر اعدام و حبس
- حاکمیت فضای نظامی بر مراکز آموزشی، فرهنگی و اداری
- سرکوب اعضای سندیکاهای صنفی
* در بحزین زنان انقلابی بازداشت شده در بازداشتگاهها غالباً به وسیله شکنجه گران مرد، شکنجه می شوند.
* مشخصه اصلی انقلاب بحرین پایبندی انقلابیون به ارزشهای اسلامی است.
* تنها ابزار ملت بحرین ایمان و امید به خداوند متعال است.

حسین رویوران بحران در بحرین

ملت بحرین در قیامهای متعددی گرایش و تمایل خود به آزادی ، دمکراسی، عدالت در توزیع ثروت ها و برابری در برخورداری از فرصت ها را نشان دادند . این انقلاب ها با انتفاضه ۱۹۲۲ شروع شد و با جنبش و انتفاضه ۱۹۳۸، انتفاضه دهه پنجاه ۱۹۵۶-۱۹۵۴ ، انتفاضه مارس ۱۹۶۵، انتفاضه دهه نود ۱۹۹۹-۱۹۹۴ و اخیرا انقلاب ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ ادامه یافت .

در این مقاله دلایلی که منجر به شعله ور شدن زبانه های انقلاب علیه نظام دیکتاوری آل خلیفه شده و ویژگی های نهضت الهی مردم و ابزار آنها برای درخواست حقوقشان را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم . با توجه به دخالت عربستان در بحرین از طریق اعزام نیروهای زرهی این مقاله همچنین ابعاد سیاسی و حقوقی این دخالت را مورد بررسی قرار خواهد داد . در پایان نیز با توجه به محاصره گاز انبری مطالبات مردم توسط رژیم آل خلیفه که منجر به اتکال بیش از پیش مردم به خداوند و ادامه راه با خط مشی اسلام در مبارزه با طاغوت با گام هایی محکم و استوار شده و یاری خداوند متعال از مستضعفان که با تکیه بر سخن خداوند متعال که می فرماید : ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت أقدامکم ( اگر خدا را یاری کنید، او نیز شما را یاری کرده و گام های شما را ثابت می گرداند.) مورد بررسی قرار خواهد گرفت .

دلایل انقلاب  ۱۴ فوریه ۲۰۱۱:

  1. فقدان حکومت مدنی

تعطیلی قانون اساسی و پارلمان در سال ۱۹۷۱، سالی که بحرین رسماً از ایران مستقل و شورای منتخب تدوین قانون اساسی تاسیس شد. در سال ۱۹۷۳ اولین قانون اساسی میان دولت و ملت تدوین و بعد از آن در همین سال اعضای پارلمان انتخاب شدند و این امر حکومت مدنی مبتنی بر نهادها و قانون را بنیان نهاد . در سال ۱۹۷۵ شیخ عیسی بن سلمان آل خلیفه پارلمان را منحل کرد و قانون اساسی را به خاطر مخالفت پارلمان با تصویب قانون امنیت حکومت که مجوز بازداشت هر فرد مورد نظر رژیم را برای مدت طولانی و بدون محاکمه صادر می کرد، به حالت تعلیق درآورد، این اقدام شروع دوران استبداد مورد حمایت انگلیس و آمریکا بعد از استقلال بحرین بود .

بعد از آن در سال ۱۹۹۲ مطالبات نخبگان با امضای ۳۶۵ نخبه دینی و سیاسی شروع شد ، آنها خواستار بازگشت مجدد به قانون اساسی و پارلمان با اختیارات کامل در زمینه قانونگذاری شدند. رژیم حاکم به این درخواست پاسخ مثبت نداد و تنها مجلس شورای متشکل از اعضای مشخص برای مشورت تشکیل شد . در سال ۱۹۹۴ درخواست مردمی دیگری با امضای قریب به ۲۳ هزار شهروند مطرح شد که با واکنش های سرکوبگرانه از جمله بازداشت هزاران نفر،  شهادت حدود ۴۰ نفر و تبعید رهبران مخالفین و تداوم خفقان سیاسی و امنیتی مواجه شد تا اینکه عیسی بن سلمان آل خلیفه در مارس ۱۹۹۹ میلادی درگذشت .

  1. لغو تعهد اجتماعی مبتنی بر قانون اساسی و مشارکت در تصمیم گیری ها ( ملت منشأ اقتدار)

در نتیجه خفقان سیاسی که در گذشته حاکم بود ، امیر جدید یعنی پسر حمد بن عیسی آل خلیفه تصمیم گرفت بحران را از طریق آزادی زندانیان و از سرگیری فعالیت پارلمان با نظام پارلمانی ( مجلس منتخب و مجلس انتصابی) و صدور منشور ملی که بحرین را از کشور به پادشاهی تبدیل می کند و در آن مردم منشأ تمام قوا هستند، پایان دهد.  پادشاه به اجرای قانون اساسی ۱۹۷۳ و عدم جایگزینی قانون اساسی جدید متعهد شد. نظام دو مجلسی نیز به شرطی فعالیت می کند که وظیفه مجلس منتخب قانونگذاری و مجلس انتصابی نیز تنها ارائه مشورت باشد . توضیحات رسمی با تمام جزئیات در جراید رسمی از زبان وزیر دادگستری و پسرش ولی عهد شیخ سلمان بن حمد آل خلیفه منتشر شد و مردم به تعهدات پادشاه جدید اعتماد کردند، بنابراین مردم در فوریه ۲۰۰۱ با مشارکت ۹۸٫۴ درصدی به منشور رای دادند . بعد از اتمام رأی گیری ملک حمد آل خلیفه همه تعهدات خود را زیر پا گذاشت و به هیچ کدام از وعده هایش عمل نکرد. در سال ۲۰۰۲ به خواست خود قانون اساسی جدید صادر کرد و قانون اساسی ۱۹۷۳ را که به دست مردم نوشته شده بود ، ملغی اعلام کرد  . به موجب قانون اساسی جدید پادشاه در عزل و نصب روسای قوای مجریه، مقننه و قضائیه اختیار مطلق داشت. وی با زیر پا گذاشتن وعده هایش پارلمان و انتصابی را به رکن قانونگذار تبدیل کرد و خود نیز ریاست آن را بر عهده گرفت .

  1. فقدان عدالت اجتماعی ( نظام انتخاباتی نابرابر، تبعیض و تابعیت پذیری)

بحرین به چهل حوزه انتخابی ناعادلانه تقسیم شد ، به گونه ای که تضمین کننده ورود اکثریت اعضای رژیم به پارلمان و ناممکن بودن نمایندگی مردم باشد. علاوه بر این مجلس منتخب نیز تنها با موافقت مجلس انتصابی توانایی قانونگذاری را داشته و اکثریت اعضای وابسته به نظام بر پارلمان سلطه یابند ، به عنوان مثال کاندیدای ۱۶ هزار واجد شرایط در یک حوزه قادر به رای دادن به یک نفر بود و در مقابل شش حوزه که مجموع  افرادآنها ۱۶ هزار واجد شرایط است، دارای شش کاندیدا بودند .

تبعیض با تمام اشکال و انواع آن از مهمترین اقدامات نظام بحرین بود، نظامی که در سایه نبود برابری، انصاف و عدالت و تبعیض میان شهروندان یک کشور در بهره مندی از فرصت ها تاسیس شد. به عنوان مثال نسبت شیعیان از شاغلین در دفتر پادشاهی، نیروهای دفاع و گارد پادشاهی، گارد ملی و شورای عالی دفاع صفر یا ۱ درصد ، در قوه مجریه تنها ۱۵ درصد شیعه و ۸۵ درصد از اهل سنت و به خصوص خاندان آل خلیفه ، در قوه قضائیه ۱۲ درصد شیعه ۸۸ درصد اهل سنت و خاندان آل خلیفه و در قوه مقننه ۴۳ درصد شیعه و ۵۷ درصد اهل سنت و آل خلیفه حضور داشتند. درحالیکه اکثریت مطلق مردم بحرین شیعه هستند علت دشمنی رژیم های پادشاهی با تشیع از آن روست که شیعیان به عدالت اعتقاد دارند و رژیم های پادشاهی از اساس ظالمانه هستند.

از زمان به قدرت رسیدن ملک حمد طرح تابعیت سیاسی خارج از چارچوب قانون و اعطای تابعیت بحرینی به حدود ۸۰ الی ۱۲۰ هزار نفر از شهروندان کشورهای سوریه ، اردن، شبه نظامیان حزب بعث صدام، سودان ، یمن ، پاکستان ، هند و دیگر کشورها شروع شد. به عنوان مثال جمعیت بحرین تنها از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱، ۳۸۹۵۳ نفر زیاد شد. جالب توجه اینجاست که ۳۰۶۸۰ نفر از ۳۸۹۵۳ شهروند از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ به جمعیت این کشور اضافه شده است، یعنی طی سه سال ۸۰۰۰  نفر و در یک سال به خاطر تابعیت ۳۰۰۰۰ نفر اضافه شده است. این آمارها در روزنامه های رسمی منتشر شد، هدف از اعطای تابعیت سیاسی تغییر ترکیب جمعیتی ، تغییر هویت تاریخی، تمدنی و آینده ملت بحرین است تا اکثریت جمعیت این کشور از وابستگان به نظام حاکم باشند و این تضمینی باشد برای رسیدن به اکثریت آراء در تمامی طرح های سیاسی در نهادهای قانونگذاری، نظارتی ، اجرایی، قضائی و دفاعی، این اقدامات به منزله جنگ علیه مردم اصیل بحرین بود .

دلایل انقلاب بحرین را می توان در  گزارش دکتر شریف محمد بسیونی رئیس کمیته حقیقت یاب در بحرین خلاصه کرد. ( دلیل بحران بحرین مسائل مربوط به برابری سیاسی میان اهل سنت و شیعیان، سهم شیعیان در حکومت و عدالت اقتصادی و اجتماعی است، آمارها نشان می دهد که بیش از ۶۰ درصد ملت بحرین شیعه و کمتر از ۴۰ درصد سنی هستند، این در حالی است که اهل سنت بر نهادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی سلطه دارند و شیعیان از این نهادها طرد می شوند .)

همه این دلایل شرایط مناسبی را برای شروع انقلاب فراهم کرد، انقلابی که به استبداد دو قرنی پایان می بخشد . در نتیجه بیداری اسلامی که از تونس شروع و دامنه آن به مصر نیز کشیده شد ، ملت بحرین فرصت را برای شروع انقلاب مناسب دیدند و با تکیه بر خداوند متعال انقلاب خود را ، شروع کرد که محور آن حقانیت مطالبات خود در زمینه تشکیل حکومتی با هویت اسلامی و بندگی خالصانه برای خداوند و متضمن مبانی وحی در عدالت ، برابری و احترام به حقوق بشر و اعطای حقوق سیاسی و مدنی به تمام شهروندان و پایان بخشیدن به حکومت قبیله ای و تبدیل بحرین از نظام پادشاهی به کشوری که ملت منشأ اقتدار باشد .

شروع انقلاب ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ :

انتخاب روز ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ به عنوان تاریخ شروع انقلاب توسط مردم بحرین تاکیدی است بر تاریخی که ملک حمد آل خلیفه در ۲۰۰۲ وعده های خود را زیر پا گذاشت و مطابق میل خود قانون اساسی تدوین کرد تا مصداقی برای دیکتاتوری مطلق باشد . وی با این اقدام خود مبانی دمکراسی را که ملت در سال ۲۰۰۱ به منشور آن رای دادند، نابود و تمام قوا را قبضه کرد. ملک حمد همچنین به وعده های خود در مورد نقش مشورتی مجلس انتصابی و نقش قانونگذاری مجلس منتخب عمل نکرد .

تعیین این تاریخ به عنوان شروع انقلاب تاکید می کند که مطالبات انقلابیون بحرین سیاسی و به دور از هر گونه فرقه گرایی است و با تاریخ طولانی انقلاب های قرن بیستم مرتبط است .

انقلاب توسط گروه های سیاسی و یا نخبه ها شروع نشد، بلکه یک انقلاب توفنده مردمی بود که بیداری اسلامی را بستر مناسبی برای شروع انقلاب علیه ساختار فعلی سیاسی در بحرین یافت . این انقلاب از حمایت های آشکار شیخ عیسی احمد قاسم در سخنرانی های نماز جمعه برخودار بود، وی تاکید کرد که این موج عظیم مردمی هرگز متوقف نخواهد شد، حمایت وی به مثابه صدور مجوز برای کل مردم جهت شرکت در انقلاب با رهبری این دانشمند فرزانه بود .

صبح روز ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ اهالی تمام روستاهای بحرین تظاهرات کردند. رژیم آل خلیفه با شلیک گلوله به سمت مردم و سرکوب به استقبال تظاهر کنندگان رفت که در نتیجه علی مشیمع به شهادت رسید و این مسئله منجر به شکل گیری انقلاب واقعی و مستمر تا تحقق کامل پیروزی شد .

روش ها و ابزارها در مطالبات قانونی:

سه ابزار را می توان در مطالبات انقلاب مردم بحرین بیان کرد :

۱-مسالمیت آمیز بودن

اولین ویژگی تمام راهپیمایی ها، تحصن ها و تجمع ها مسالمت آمیز بودن آن است. پاسخ زبان و شعار مسالمت آمیز گلوله، سلاح و کشتار از جانب رژیم آل خلیفه بود .

۲-مشارکت فراگیر مردم

در تظاهرات بحرین ، افراد مذهبی و روحانی، سکولار، سنی، شیعه، اعضای سندیکاهای پزشکی و دانشجویان و روشنفکران و دیگر اقشار جامعه شرکت کردند، از بارزترین ویژگی این تنوع در حضور اقشار مختلف به ویژه حضور زنان در این انقلاب است ، زن بحرینی در تمام فعالیت ها به صورت گسترده و خاص مشارکت دارد ، در این میان برخی از زنان به شهادت رسیده، برخی بازداشت شده و برخی دیگر مورد اهانت قرار گرفته اند .

۳-تریبون نماز جمعه

تریبون نماز جمعه مشوق اصلی انقلاب به رهبری آیت الله شیخ عیسی قاسم بود، ایشان رهبری انقلاب را بر عهده داشت و مردم را در زمینه مطالبات خود به صبر و ثبات تشویق می کرد و رژیم مستکبر و زورگوی آل خلیفه را به چالش می کشید. ایشان الگوی تمام مردم در صبر، ثابت و فداکاری بود .

انجام اصلاحات سیاسی، مالی و اداری توسط ولی عهد:

شیخ سلمان بن حمد آل خلیفه ولی عهد بحرین ابتکار ۷ بندی خود را که در تاریخ ۱۴ مارس ۲۰۱۱ در روزنامه های رسمی چاپ شد، اعلام کرد. عنوان این ابتکار عمل به شرح زیر :

  1. تشکیل پارلمان با اختیارات کامل.
  2. تشکیل دولتی که نماینده اراده و خواست مردم است.
  3. حوزه های انتخاباتی عادلانه باشد.
  4. دادن تابعیت توقف یابد.
  5. مبارزه با فساد مالی و اداری.
  6. املاک و دارایی های کشور تحت نظم در اید.
  7. بررسی تنش های فرقه ای.

ولی عهد در بیانیه خود بر عدم مخالفت با مسائل مورد توافق در گفتگوی ملی در رفراندوم ویژه ای که منعکس کننده خواست یکپارچه مردم است، تاکید کرده بود .

گروه ها با این مبانی موافقت و برای شروع گفتگو اعلام آمادگی کردند، ولی رژیم به خاطر ترس از رسیدن ملت به بلوغ سیاسی، هنوز ۲۴ ساعت از اعلام آن نگذشته بود که نیروهای زرهی عربستان سعودی در تاریخ ۱۵ مارس ۲۰۱۱ وارد عمل شدند، به مدت سه ماه حالت فوق العاده اعلام شد و دوران سرکوب های خونین با متفرق کردن تظاهر کنندگان از میدان لؤلؤ ، شروع شد که مرکز اعتراضات مسالمت آمیز در منامه بود .

ورود نیروهای سپر شبه جزیره عربی:

نخست: بررسی سیاسی و حقوقی

در تاریخ ۱۵ مارس۲۰۱۱ نیروهای سپر شبه جزیره عربی، متشکل از ۲۵۰۰ نظامی که ۱۲۰۰ نفر از آنها از ارتش عربستان، ۸۰۰ نفر از ارتش امارات و سایر افراد از نیروی دریایی کویت و نیروی زمینی قطر و عمان وارد بحرین شدند و در حقیقت بحرین بوسیله این نیروهای نظامی –که عموماً مزدور هستند- اشغال نظامی می شد تا از حکومت آل خلیفه بر بحرین حمایت کنند.

زمانی که شورای همکاری خلیج فارس در سال ۱۹۸۲ تصمیم به تاسیس نیروهای سپر شبه جزیره عربی گرفت، هدف اصلی آن مقابله با هر گونه تجاوز خارجی به کشورهای عضو این شورا اعدام شد. همانطور که شیخ صباح الاحمد الصباح در سال ۱۹۸۴ در نشست سران شورای همکاری خلیج فارس که در آن زمان وزیر کشور بود ، گفت: هدف از تشکیل نیروهای سپر شبه جزیره عربی مقابله با هر نوع خطر خارجی است و نه دخالت در امور داخلی کشورهای حوزه خلیج فارس . در شرایطی که اسرائیل و آمریکا به عنوان دشمن ملت های مستضعف هستند ، ایران در ذهنیت سران کشورهای خلیج فارس به عنوان دشمن سرسخت به شمار می رفت، کشوری که با تجاوز صدام در جنگی که با حمایت های کشورهای حوزه خلیج فارس مدیریت می شد، مقابله کرد. ولی نیروهای سپر شبه جزیره عربی در سال ۱۹۹۱ به خاطر ناتوانی در مقابله با حمله صدام به کویت رسوا شدند و نتوانستند در دفاع از این کشور اقدامی انجام دهد. این نیروها به خاطر ناکامی های پی در پی در آستانه انحلال کامل بودند ولی برخی تحولات سال های اخیر باعث بازگشت و سازماندهی مجدد آنها به رهبری عربستان شد . اولین کاربرد این نیروها در سرکوب جنبش های اعتراضی مردم بحرین و برای رفع نگرانی های رژیم آل خلیفه بود، رژیمی که توان نظامی محدود خود تحت عنوان نیروی دفاعی بحرین را تاسیس کرده است و شورای همکاری خلیج فارس به همراه آمریکا سازماندهی و آموزش و تجهیز این نیروها را در چارچوب حمایت از کشور و نظام آن بر عهده دارند .

ورود این نیروها نقض صریح  مقررات حقوق بین الملل و دخالت در امور داخلی کشورها و نقض حاکمیت ملی به شمار می رود، در اینجا به چند نکته در مورد نتیجه این دخالت ها اشاره می کنیم :

  • تداوم بحران بحرین بدون هیچگونه راه حل و حمایت از خاندان آل خلیفه و در نتیجه امتناع آنها از هر گونه به رسمیت شناختن حقوق اولیه مردم که منجر به شکل گیری کانون تنش و بحران در منطقه شده است.
  • دخالت های نظامی عربستان باعث بین المللی شدن بحران در بحرین و خروج آن از چارچوب داخلی شده است .
  • دخالت آشکار عربستان در بحرین و پیش از آن در یمن از فرقه ای بودن سیاست های آل سعود پرده برداشته است .
  • دکتر عبدالخالق فاروق کارشناس امور استراتژیک و اقتصادی و مدیر مرکز مطالعات اقتصادی و استراتژیک “النیل” می گوید این دخالت ها از منظر امنیت ملی عربستان پرده برداشت، وی می افزاید : بحران بحرین و پیش از آن بحران یمن محورهای اصلی نظریه امنیت ملی عربستان را افشا کرد که تا حد زیادی با نظریه امنیت ملی اسرائیل شباهت دارد . این نظریه بر از بین بردن نظام های ژئوپولوتیک در اطراف عربستان و تضعیف، مهار و بلعیدن نظام های کوچک استوار است .
  • دخالت عربستان در بحرین و یمن منجر به تشدید قطب بندی مذهبی و فرقه ای در کشورهای عربی می شود و این هدف استراتژیک اسرائیل و آمریکا است، این مسئله درگیری اصلی منطقه را تحت الشعاع خود قرار داده و به حاشیه می راند و حاشیه امنی برای اسرائیل ایجاد می کند .

دکتر امین حطیط استاد دانشگاه و پژوهشگر امور نظامی و استراتژیک در پژوهشی که انجام داده است به نکاتی در مورد دخالت عربستان در بحرین اشاره می کند که می توان آن را در موارد ذیل خلاصه کرد:

 

  1. این دخالت نشان می دهد که نظام بحرین به نیروهای خود و توانایی آنها برای مواجهه با ملت اطمینان ندارد، از این رو بلافاصله با پیشنهاد شورای همکاری خلیج فارس به نمایندگی عربستان در زمینه دخالت نیروهای سپر شبه جزیره عربی موافقت کرد.
  2. دخالت نظامی کشورهای حوزه خلیج فارس به نمایندگی عربستان و امارات، نشانگر ترس رژیم های قبیله ای و موروثی در این منطقه است که این امر منجر به ایجاد شکاف در سیستم حکومتی موروثی و خانوادگی رایج در رژیمهای خلیج فارس و تزلزل در ساختار نظام موروثی خواهد شد .
  3. عربستان به خوبی می داند که تشکیل حکومت دمکراتیک در بحرین یعنی حاکمیت اکثریت مردم که شیعه هستند و این مسئله باعث به وجود آمدن نظام مخالف وهابیت در ساختار شورای همکاری خلیج فارس و در نتیجه افول تفکر وهابیت تکفیری و تشویق جنبش های انقلابی دیگر در جهان عرب از جمله عربستان به درخواست حقوقی می شود که به بهانه های مختلف از آنها محروم شده اند .
  4. ترس از گسترش انقلاب اسلامی در شرق و حضور انقلاب در مرزهای عربستان ، از نظر آل سعود موفقیت جنبش اکثریت شیعی در بحرین این کشور را تبدیل به مرکز یا پایگاه انقلاب اسلامی در مرزهای عربستان می کند ، مسئله غیر قابل تحمل برای آل سعود این است که انقلاب اسلامی رقیب اصلی این کشور در جهان اسلام به شمار رود .
  5. برخی معتقدند نگرانی های عربستان از کاهش تنش در ایران و آمریکا منافع سعودی در خلیج فارس را تحت الشعاع خود قرار می هد. آل سعود می دانند که همکاری و تعامل با آمریکا بر اساس تئوری منافع است به همین خاطر آنها می ترسند که سیاست های آمریکا در یک لحظه متحول شده و وارد توافق نسبی با ایران در منطقه شود، مسئله ای که زمینه را برای ایجاد شرایط جدید را فراهم می کند، با توجه به اینکه بحرین پایگاه فرماندهی ناوگان پنجم آمریکاست ، عربستان مداخله نیروهای بازدارنده در تمام جنبش های تحول طلب و اطمینان بخشی به آمریکا در زمینه تضمین منافع این کشور را به نفع خود می داند. البته نباید فراموش کرد که دشمنی آمریکا با انقلاب اسلامی ایران هرگز کمتر از دشمنی سعودی ها با این انقلاب نیست.

نقض حقوق بشر از طرف نیروهای سپر شبه جزیره عربی:

نیروهای سپر شبه جزیره عربی به همراه ارتش بحرین و نیروهای پلیس در برخورد با معترضین در موارد متعددی اقدام به نقض حقوق بشر کرده اند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد :

  1. حمله به بیمارستان السلمانیه و بازداشت و شکنجه مجروحان در بیمارستان. این مجروحان در نیتجه سرکوب و شلیک گلوله تحت مداوا بودند و در حین مداوا بازداشت و شکنجه شدند، آنها درحالی که در طبقه ششم بیمارستان مذکور بودند توسط سگ های پلیس کنترل می شدند، این بیمارستان با احاطه نیروهای پلیس و نیروهای امنیتی تبدیل به پادگان نظامی شد و تمام مجروحانی که تحت درمان بودند مورد شکنجه و بازداشت قرار گرفتند .
  2. تخریب قریب به ۳۵ باب مسجد و ۸ باب حسینیه و دو قبر، سوزاندن قرآن و ادعیه آسمانی که این اقدامات برگرفته از دیدگاه فرقه ای و کینه توزانه نیروها و حامیان آل خلیفه است .
  3. شکستن شیشه های صدها خودروی پارک شده در نزدیکی میدان لؤلؤ و سرقت لوازم و وارد آوردن خسارت های سنگین به این خودروها .
  4. ایجاد ایست های بازرسی برای انجام بازرسی ها توهین آمیز از شهروندان، ایجاد رعب و وحشت و بازداشت و شکنجه شهروندان که برخی از آنها در اثرشدت شکنجه جان باختند .
  5. یورش به روستاها و منازل بدون توجه به حریم منزل و حرمت شخصی ساکنان آن و ایجاد رعب و وحشت در میان زنان، کودکان و افراد سالخورده و هتک حرمت و بازداشت جوانان و شکنجه وحشیانه آنان در مقابل اعضای خانواده هایشان .
  6. محاصره میدان لؤلؤ برای مقابله با هر گونه تظاهرات مسالمت آمیز و بازداشت و شکنجه هر فردی که به سمت میدان در حال حرکت بود .
  7. ربودن و شکنجه شهروندان .
  8. بازداشت شخصیت های سیاسی و دینی و شکنجه آنان .
  9. اخراج بیش از ۴۵۰۰ شهروند بحرینی از مشاغل دولتی و عمومی .
  10. رسوایی معترضین و شرکت کنندگان در تظاهرات در تلویزیون رسمی و نشان دادن مصاحبه با زندانیانی که به صورت توهین آمیز در حال شنکجه شدن هستند .

و موارد متعددی که بسیونی در گزارش خود به آن اشاره کرد و ما نیز برخی از موارد اشاره کردیم .

سوم: حمایت های بین المللی و منطقه ای از دخالت عربستان در بحرین

در مورد مهمترین طرف های بین المللی و منطقه ای که از سرکوب ملت بحرین و دخالت های غیر قانونی در این کشور حمایت می کنند می توان به دو نمونه بارز اشاره کرد :

  • اتحادیه عرب :

تاکید اتحادیه سران عرب در تاریخ ۲۲ مارس ۲۰۱۱ بر قانونی بودن دخالت نیروهای سپر شبه جزیره عربی در بحرین و مخالفت با هر گونه دخالت خارجی در امور داخلی این کشور، در بیانیه اتحادیه عرب آمده است : ورود نیروهای سپر شبه جزیره عربی به بحرین در راستای توافقات امنیتی و دفاعی امضا شده میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برای حفاظت از تاسیسات حیاتی در این کشور صورت می گیرد .

  • موضع آمریکا

دو روز قبل از ورود نیروهای سپر شبه جزیره عربی به بحرین در سال ۲۰۱۱، ملک حمد بن عیسی آل خلیفه در تاریخ ۱۲ مارس رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا را به حضور پذیرفت ، وی در این دیدار به روابط دوستانه با بحرین به عنوان همپیمان و شریک در تمامی زمینه ها تاکید کرد، دو روز بعد از این دیدار نیروهای سپر شبه جزیره عربی وارد بحرین شدند که این نشانگر چراغ سبز آمریکا برای سرکوب انقلاب بحرین بود .

هیلاری کلینتون وزیر سابق امور خارجه آمریکا در روز ۱۹ مارس– سه روز پس از ورود نیروهای سپر شبه جزیره عربی به بحرین –  در کنفرانس مطبوعاتی که بعد از نشست سران پاریس گفت: بحرین طبق توافقنامه امنیتی می تواند از ورود نیروهای خلیجی به این کشور حمایت کند .

همه موارد فوق الذکر تاکیدی است بر حمایت و همدستی آمریکا برای ورود نیروهای سپر شبه جزیره عربی و سرکوب تظاهرات مسالمت آمیز در میدان لؤلؤ منامه و نقض حاکمیت ملی این کشور.

چرخش های رژیم آل خلیفه:

نخست: کمیته حقیقت یاب

چند ماه بعد از سرکوب  و تجاوزات مکرر رژیم آل خلیفه به مردم بی دفاع و مخالفت با اعزام کمیته حقیقت یاب سازمان ملل به بحرین برای روشن شدن وضعیت حقوقی این کشور، کمیته حقیقت یاب مستقل بحرین به دستور ملک حمد بن عیسی آل خلیفه در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱ تشکیل شد. ماموریت این کمیته بررسی، تحقیق و ارائه گرازش کامل از حوادث بحرین در ماه های فوریه و مارس ۲۰۱۱ یعنی تنها دو ماه از تجاوزات و سرکوب ها بود، این در حالی است که تجاوزات از زمان تشکیل کمیته مذکور یعنی از ماه مارس تا ژوئیه تا ارائه گرازش در تاریخ ۲۳/۱۱/۲۰۱۱ ادامه داشت .

از جمله تجاوزات و سرکوب هایی که کمیته مذکور باید در مورد آنها تحقیق می کرد، می توان به موارد زیر اشاره کرد :

  • کشته و مجروح شدن تظاهر کنندگان با سلاح های ممنوعه بین المللی .
  • شکنجه در داخل و خارج از بازداشتگاه ها تا حد مرگ .
  • بازداشت های قهرآمیز و خشونت بار تمام اقشار مردم .
  • هتک آبروی معترضین و تجاوزهای جنسی به آنان .
  • هتک حرمت مقدسات ( تخریب مساجد ، به آتش کشیدن قرآن و تعدی به اعتقادات مذهبی)
  • اخراج از کار و سیاست به گرسنگی کشاندن .
  • صدور احکام ظالمانه ( اعدام و حبس ابد)
  • حاکمیت فضای نظامی در مدارس، دانشگاه ها و نهادهای دولتی .
  • توقف اعزام هیئت های دانشجویی و قطع بورس تحصیلی دانشجویان و کارمندان .
  • سرکوب اعضای سندیکاها ( پزشکان، مهندسین، معلمین، وکلاء، ادیبان، نویسندگان و ورزشکاران)
  • اتهام فرقه گرایی و حمایت های خارجی .
  • اطلاع رسانی دروغ.
  • استمداد از ارتش های بیگانه برای سرکوب ملت.

گزارش مذکور در بردارنده مواردی بود که مهمترین آنها عبارتند از :

  1. ملی بودن جنبش و عدم دخالت ایران در جنبش ملی بحرین .
  2. اعتراف به تجاوزات علیه ملت بحرین از جمله سرکوب ، بازداشت، شکنجه و حمله غیر قانونی به منازل و هتک آبروها .
  3. تخریب ۳۵ باب مسجد از مساجد شیعیان .

این گزارش دارای پیشنهادها و توصیه هایی بود که مهمترین آنها عبارت است از :

  • پیشنهاد شماره ۱۷۲۳ در مورد دانشجویان و کارمندان اخراجی است که که خواستار بازگشت آنها به نهادها و مراکز فعالیتشان است، تعداد کارمندان اخراجی ۴۵۰۰ نفر برآورد می شود .
  • پیشنهاد شماره ۱۷۱۵ که خواستار تشکیل کمیته ملی پیگیری توصیه ها و پیشنهادهاست .
  • پیشنهاد شماره ۱۷۱۶ که خواستار ایجاد ساز و کاری برای محاکمه مسئولان دولتی است که در مسئولیت های خود در زمینه کشتار و شکنجه مردم اهمال و سهل انگاری کرده اند .
  • پیشنهاد شماره ۱۷۱۷ در مورد ضرورت تشکیل دفتر بازرسی کل مستقل از وزارت کشور و تضمین ارائه دادخواست ها به صورت مستقل است .
  • پیشنهاد ۱۷۱۹ در مورد اقدامات مربوط به قانوندگذاری و درخواست تحقیق در مورد شکوائیه های مربوط به شکنجه است .
  • پیشنهاد شماره ۱۷۲۰ که مربوط به بازنگری در تمامی حکم های صادر شده در دادگاه های ملی است .
  • پیشنهاد شماره ۱۷۲۲ مربوط به استفاده از قوه قهریه در تعامل با افراد و برخود نامناسب با بازداشت شدگان است .
  • پیشنهاد شماره ۱۷۲۴ که خواستار آزادی بیان و کاهش بایکوت رسانه ای است .

همه این پیشنهادها مربوط به حقوق بین الملل، توافقنامه های حقوق بشر و تعهدات بین المللی است .

علی رغم تمام گزارش ها و پیشنهادها، کشتار مردم بحرین متوقف نشد و تعداد شهدا در جریان صدور گزارش به ۵۰ نفر رسید، تا کنون ۱۵۰ شهید و تعداد بازداشت شدگان بیش از ۱۸۰۰ شهروند و تعداد زنان بازداشت شده از ابتدای انقلاب ۲۵۰ نفر است که بیشتر آنها توسط نیروهای مرد شکنجه می شوند .

بعد از صدور گزارش علی رغم رسوایی رژیم آل خلیفه، چشم انداز حقوقی دستخوش تغییر نشد. رژیم آل خلیفه به رغم انتقادهای گسترده بین المللی همانند بیانیه ژنو در سال ۲۰۱۲ که در آن نقش حقوق بشر در بحرین را محکوم  و پیشنهاد ۱۷۶ در زمینه نقض حقوق بشر برای بحرین را صادر کرد و انتقادات نهادهای حقوقی جهان که همه آنها نقض حقوق بشر توسط را محکوم کرده اند ، این رژیم به تجاوزات خود ادامه می دهد. سازمان عفو بین الملل ، عدالت در بحرین را “عدالت جعلی و پوشالی” دانست و روز محاکمه ۵۰ تن از فعالان بحرینی در اکتبر ۲۰۱۳ و صدور احکام ظالمانه علیه آنها روز “سهمگین برای عدالت در بحرین” توصیف کرده است .

دوم: کنفرانس گفتگوهای اجماع ملی

گفتگوی اول: از دوم ژوئیه ۲۰۱۱ میلادی تا ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۱

بعد از اینکه ملک حمد بن عیسی آل خلیفه در اواسط ماه مارس ۲۰۱۱ وضعیت را امن و آرام اعلام کرد که این امر منجر به تصرف بحرین توسط نظامیان عربستان و حمایت ارتش بحرین شد و نتیجه آن تجاوز و نقض حقوق بشر در همه سطوح و شهادت تعداد زیادی از معترضین بود. حمد آل خلیفه برای اینکه چهره مخدوش خود را در برابر جهانیان ترمیم کند و برای تبلیغات رسانه ای در تاریخ ۳۱ مه ۲۰۱۱ موضوع گفتگوی همه جانبه ملی را مطرح کرد و در ۱۱ ژوئن ۲۰۱۱ خلیفه الظهرانی رئیس پارلمان را به عنوان رئیس گفتگوی آشتی ملی تعیین کرد، الظهرانی به عنوان رئیس مجلس فاقد اختیار و منصوب از طرف پادشاه است .او یکی از عوامل بحران و از حامیان دخالت عربستان در سرکوب ملت است ، این اقدام پایین نشان دهنده سطح پایین مشارکت رسمی در گفتگو برای برون رفت از بحران شدید سیاسی است .

برای شرکت در گفتگوی آشتی ملی به ۳۰۰ نفر دعوتنامه فرستاده شد ، کشوری که جمعیت آن از ۷۰۰ هزار نفر تجاوز نمی کند . ۳۷ درصد از دعوتنامه ها به گروه های سیاسی ، ۳۶ درصد به نهادهای مدنی ، ۲۱ درصد به شخصیت های عمومی و ۶ درصد به اصحاب رسانه تعلق داشت . از ۳۶ درصد نهادهای مدنی ۱۲ درصد به سندیکاها، ۹ درصد به انجمن های اجتماعی، ۵ درصد به انجمن های زنان ، ۵ درصد به انجمن های جوانان ، ۳ درصد به سندیکای کارگران و ۲ درصد به اتاق صنایع و بازرگانی بحرین متعلق بود .

جلسه های گفتگو در تاریخ ۵ ژوئیه ۲۰۱۱ با حضور ۱۰ الی ۱۲٫۵% درصدی گروهای اپوزیسیون شروع شد ، مسئله ای که چشم انداز رسیدن به هرگونه توافق در مورد مسائل مختلف را تیره و تار نشان می داد ، به همین خاطر اعضای اپوزیسیون اندکی قبل از ارائه راه حل های صوری جلسه را به نشانه مخالفت ترک کردند  .

در تاریخ ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۱ نتایج گفتگو اعلام و با پیشنهادهای اپوزیسیون که شامل موارد ذیل می باشد، مخالفت شد : دولت منتخب با دولتی که نماینده اراده و خواست مردم باشد ، تشکیل مجلس موسسان برای اصلاح قانون اساسی سال ۲۰۰۲ و تشکیل مجلس نمایندگان با اختیارات کامل، محدود کردن نقش مجلس شورا به مشورت و عدم مداخله در قانوندگذاری ، اصلاح حوزه های انتخاباتی که تضمین کننده مبنای مشارکت برابر تمامی شهروندان باشد، توقف اعطای تابعیت ، تبدیل انجمن های سیاسی به احزاب و تشکیل سندیکاهای کارگری در دولت و الحاق نهاد مالی و اداری به پارلمان .

حمایت آمریکا از این گفتگوها نیرنگی بیش نیست:

علی رغم آگاهی همپیمانان رژیم بحرین از بی فایده بودن گفتگوهای این چنینی ، این گفتگوها از حمایت و تایید آمریکا برخوردار بود . به رغم درخواست اوباما در ماه مه ۲۰۱۱ برای برگزاری جلسات گفتگو و آزادی شخصیت های سیاسی  و دینی، آمریکا همانند عادت همیشگی اش در عدم پابندی به تعهدات خود از این گفتگو به رغم تداوم بازداشت و تبعید رهبران اپوزیسیون توسط رژیم آل خلیفه، حمایت کرد .

گفتگوی دوم: ۱۰ فوریه ۲۰۱۳ که تا کنون ادامه دارد

چند روز پیش از دومین سالروز انقلاب بحرین، ملک حمد بن عیسی آل خلیفه در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۳ احزاب اپوزیسیون را به از سرگیری گفتگوها فرا خواند . رئیس جلسات گفتگو خالد آل خلیفه وزیر دادگستری و امور اسلامی بحرین و یکی از اصلی ترین مسئولان تخریب مساجد و اهانت های مکرر به مقدسات است . در راستای تلاش برای کاستن از حجم فشارها و انتقادهای بین المللی و نهاد حقوقی که خواستار برگزاری گفتگوی جدی و عمیق با اپوزیسیون و احترام به حقوق بشر هستند، اولین جلسه گفتگو در تاریخ ۱۰ فوریه ۲۰۱۳ ، ۴ روز قبل از سالروز انقلاب برگزار شد . چهار روز بعد کل مردم بحرین در سالروز انقلاب به پا خاستند و رژیم آل خلیفه اقدام به سرکوب آنها کرد ، در این روز یک نفر شهید و شمار زیادی مجروح شدند ، چند روز دیگر یک مجروح دیگر به شهادت رسید و با تداوم شهادت مجروحان کاروان شهدا به راه افتاد . کار بدانجا رسید که ملیت ۳۱ شهروند شیعه لغو و صدها نفر بازداشت شدند و روند خشونت ها علیه انقلابیون تشدید شد. رژیم آل خلیفه در راستای تلاش برای محدود کردن فعالیت سیاسی ، خلیل مرزوق معاون دبیر کل انجمن وحدت اسلامی و نماینده سابق پارلمان را بازداشت کرد که این مسئله باعث شد اپوزیسیون در تاریخ ۱۸/۹/۲۰۱۳ با شرکت در ادامه جلسات گفتگو مخالفت کند ، با این وجود جلسات بدون اعضای اپوزیسیون در قالب گفتگوی دولت با دولت ادامه یافت! شیخ علی سلمان دبیر کل انجمن وحدت اسلامی در اکتبر ۲۰۱۳ و بعد از امتناع انجمن متبوعش و گروها از شرکت در ادامه گفتگوها عنوا کرد : تفکر و منش رژیم آل خلیفه با گفتگو تناسب ندارد،  چرا که تفکر آنها پلیسی و مبتنی بر حذف است .

هفتم:آینده انقلاب و بیداری اسلامی در بحرین

مشخصه اصلی انقلاب بحرین پایبندی انقلابیون به ارزش های اسلامی است. از این رو انقلابیون حول محور اعتقادات و ارزش های اسلامی به رهبری شیخ عیسی قاسم حفظه الله گرد آمده اند که این موضوع بر اصالت اسلامی و پیروی از علما و فقها به عنوان مراجع دینی و سیاسی و مخالف ظلم و ستم تاکید می کند، شیخ قاسم در این مورد می گوید : ما جان خود را در راه دین و عزت و سربلندی خود فدا می کنیم .

آیت الله عیسی قاسم ۱۸ اکتبر ۲۰۱۳ در خطبه نماز جمعه در مورد آینده انقلاب ملت بحرین گفت :

تنها ابزار ملت بحرین ایمان و امید به خداوند متعال است ، این امید او را از یأس و ناامیدی نجات می دهد و به این ملت برای تحقق نتایج انقلاب و جهاد خود در راه حق اطمینان می بخشد .

وی این سوال را مطرح کرد که آیا تندروی مسئولان در سرکوب معترضین و مخالفین در تغییر شرایط حاکم و معادلات سیاسی تاثیرگذار است، و اینکه تداوم شرایط ظالمانه به نفع چه کسی است؟

وی در پاسخ به این سوال گفت : ملت ما سرنوشت جنبش و انقلاب خود را با هیچکدام از شرایط یا معادلات سیاسی در منطقه یا جهان مرتبط نمی داند ، این ملت در هر شرایطی به جنبش عدالت خواه و مسالمت آمیز خود ادامه خواهد داد و تنها تاثیر تندروی ها باور و ایمان بیش از پیش مردم به ضرورت اصلاح و مقاومت بی وقفه تا تحقق کامل مطالبات است .

در نتیجه ملت بحرین علی رغم تمام توطئه های بین المللی علیه انقلاب این کشور با توکل به خداوند متعال ، صبورانه به جنبش خود ادامه خواهد داد و برجسته ترین شعار انقلاب : « تنها برای خدا و در برابر خدا سر تسلیم فرو می آوریم و “هیهات منا الذله” همچنان سر داده می شود، بدون تردید اراده ملت های مستضعف استوارتر از اراده مستکبرین و ظالمان است .

تاریخ مقاله: خرداد ۱۳۹۳

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.