خاورمیانه و نقاط عطف تاریخی در یک سده اخیر

0 5

منطقه خاورمیانه در صد سال اخیر چهار نقطه عطف تاریخی به خود دیده است که چهره منطقه را تا حد زیادی تغییر داده است. نخستین نقطه عطف تاریخی پس از جنگ جهانی اول رخ داد که به علت فروپاشی دولت عثمانی و توافق سایکس بیکو میان انگلیس و فرانسه دو قدرت استعمار گر پیروز

* جریان مقاومت به رهبری ایران می کوشد از دست آوردهای مردم منطقه و قیام های مردمی پاسداری کند.
* در عربستان سعودی یک خاندان همه امکانات کشور را در اختیار خود گرفته اند.
* لبنان پس از شکل گیری حزب الله به صورت الگوی مقاومت، ایستادگی و سربلندی در منطقه درآمده است.
* ایران در نگاه کلان خود به منطقه، سوریه را محور و کانون تحولات سیاسی منطقه می داند.
* عربستان با صرف میلیاردها دلار سعی داشت پروژه براندازی را در سوریه به نتیجه برساند و این سیاست زمینه همکاری بیشتر آن با اسرائیل را فراهم آورد.

حسین رویوران خاورمیانه و نقاط عطف تاریخی در یک سده اخیر

جنگ،چهره منطقه تغییر کرد ومنطقه شاهد ظهور دولت های جدیدی شد که مرز های آن را قدرت های بیرونی تعیین کردند. دومین نقطه عطف تاریخی در دهه پنجاه و شصت میلادی بود که در نتیجه گسترش تفکر ناسیونالیستی در جهان عرب به رهبری جمال عبد الناصر به وجود امد. در این دوره منطقه شاهد کودتاهای پی در پی  نظامی در مصر، عراق ، سوریه ، لیبی ، سودان و یمن شد و ساختارها و احزاب مسلط در این کشورها دچار تغییرات گسترده ای گردیدند که مهمترین شاخصه آن سلطه نظامیان بر ساختار دولت ها بود.سومین نقطه عطف تاریخی در اواخر دهه هفتاد میلادی (دهه پنجاه شمسی) اتفاق افتاد که علت این تحولات پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بود . در مباحث کالبد شکافی انقلاب های جهان حضور گسترده واجماع گونه  مردم  در صحنه انقلاب مورد توجه وی‍ژه قرار گرفته که این ویژگی  بر حرکت جوامع در عراق ، لبنان ، بحرین ، عربستان ، افغانستان و مصر تاثیرات خود را گذاشت و منطقه شاهد تحولاتی سیاسی انفعالی شد که تاثیرات مردمی انقلاب را محدود سازد. کودتا در پاکستان به رهبری ضیاء الحق ، کودتا در افغانستان به رهبری نجیب الله وسپس تره کی ، کودتا در ترکیه به رهبری کنعان اورین و کودتا در عراق به رهبری صدام حسین بر ضد احمد حسن بکر و شبه کودتا در عربستان سعودی از طریق ترورملک خالد و به قدرت رسیدن فهد از جمله تحولاتی است که در مناطق پیرامونی ایران اتفاق افتاد و سعی کرد از میزان تاثیر گذاری انقلاب اسلامی ایران بر منطقه بکاهد. این تحولات باز دارنده  وضد انقلاب اسلامی ، تا حدی ایران را در محاصره کودتا ها و رژ‍یم های کاملا متعارض قرار داد و ارتباط میان انقلاب و جوامع منطقه را محدود ساخت که البته این اقدامات با اغاز جنگ تحمیلی به اوج خود رسید. چهارمین نقطه عطف تاریخی در خاورمیانه در حال حاضر در جریان است. اکنون چند متغیر مهم بر تحولات منطقه حاکم است و در تلاش است تا چهره آینده منطقه را تحت تاثیر قرار دهد. نخست حضور گسترده مردم در صحنه تغییرات سیاسی و اجتماعی است که تحت عنوان بیداری اسلامی شناخته می شود . این حضور مردمی تا به حال چندین زمامدار ریشه دار مستبد در مصر، تونس ، لیبی و یمن را سرنگون کرده و زمینه های تغییر را فراهم ساخته است . دومین متغیر تاثیر گذار در صحنه منطقه ، حضور نیروهای فرا منطقه ای بویژه آمریکا ، اروپا و رژ‍یم صهیونیستی است که سعی دارند در شرایط بهم ریختگی فعلی سیاسی منطقه ، جهت گیری آینده آن را از طریق  دخالت مستقیم واستمداد ازعوامل وابسته  تعیین کنند . سومین متغیری که در این صحنه حضور دارد جریان مقاومت به رهبری ایران است که می کوشد از دست آوردهای قیام های مردمی پاسداری کرده و استقلال این منطقه را حفظ کند . جمهوری اسلامی ایران با دفاع از محور  مقاومت سعی دارد میزان تاثیرگذاری قدرت های فرا منطقه ای ووابسته بومی را محدود سازد و شرایط سیاسی و اجتماعی را در جهت تحقیق اهداف مردم و به زیان قدرت های سلطه گر خارجی قرار دهد و الگویی در منطقه بسازد که امید نیروهای مردمی به پیروزی را افزایش دهد .

آنچه مسلم است ، شرایط کنونی منطقه نشان می دهد ، خاورمیانه در یک پیچ تاریخی قرار دارد و تلاش هر کدام از متغیر های تاثیر گذار فوق می تواند چهره آینده این منطقه را تغییر دهد . درک معادله موجود در منطقه در حال حاضر از اهمیت فوق العاده ای بر خوردار است و این شناخت دقیق از حوادث وجهت گیری انها ، زمینه تصمیم سازی درست را فراهم می سازد .

  • کالبد شکافی شرایط کنونی منطقه :

آنچه مسلم است نا امنی در عراق و گسترش موج ترور یزم در این کشور ، جنگ داخلی و راه اندازی پرو‍ژه براندازی در سوریه ، نقشه نا امنی در لبنان و تلاش برای واگرایی سیاسی و اجتماعی در این کشور، کودتا در مصر و تلاش برای باز تولید دولت ریشه دار واقتدار گرای گذشته با چهره ای جدید ، همگی نتیجه تلاش متغیر های فوق است و درک کار کرد و نحوه این متغییر ها و علت یابی حوادث اهمیت بسیاری دارد .

واقعیت این است که چند دسته عوامل ملی ،منطقه ای و بین المللی در این حوادث دیده می شود و این موجب می شود که این حوادث هم به صورت مجزا و هم به صورت منطقه ای می تواند مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد .

پرسشی که در باره عراق وجود دارد اینکه چرا این کشور در حال حاضر درگیر حجم وسیعی از تروریسم شده است ؟ در پاسخ به این پرسش می توان گفت که ناامنی و گسترش تروریسم در این کشور، نتیجه  ناتوانی نهاد های اقتدار از یک سو که مسئولیت حفظ امنیت را بر عهده دارند و حجم وسیع همکاری قدرت های منطقه ای و نیروهای داخلی ناراضی از تحولات یک دهه  اخیر درعراق در فرایند نا امنی در این کشور است. به عبارت دقیق تر ضعف نهاد های نظامی و انتظامی در این کشور در حفظ امنیت ، نتیجه طبیعی تدابیر و شرایطی است که آمریکا در عراق پدید آورده است . آمریکا پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ این نهاد ها را منحل کرد و این انحلال برای این نبود که این نهاد ها ضد مردمی هستند و ابزار سرکوب رژ‍یم دیکتاتوری  مانند صدام حسین بودند بلکه انحلال بر اساس نیاز امنیتی اسرائیل صورت گرفت چرا که رژیم صهیونیستی همواره اعلام می کرد که ارتش عراق یک خطر بالقوه برای امنیت ملی این رژیم است و آمریکا با انحلال این نهاد عملا نیاز های امنیتی اسرائیل  را تامین کرد. این اقدام که برای اسرائیل امنیت به همراه داشت برای مردم عراق ناامنی وسیعی ایجاد کرد . نهاد های جدید نظامی و انتظامی که دولت جدید عراق تاسیس کرد تاکنون از تجربه و تاکتیک لازم برخوردار نیستند تا امنیت را در سرتاسر عراق تامین کنند و بسیاری از عوامل داخلی و منطقه ای با بهره گیری از این شرایط می کوشند به ناامنی در این کشور دامن بزنند . عربستان سعودی یکی از مهم ترین بازیگران منطقه ای است که در فرایند ناامنی در عراق نقش ایفا می کند . از بین رفتن نظام استبدادی در عراق و جایگزینی نظام مردم سالاری با مشارکت سه مولفه اصلی جامعه عراق یعنی شیعیان ، سنی ها و کرد ها می تواند الگوی مناسبی برای مردمی باشد که زیر یوغ رژیم استبدادی و موروثی و سنتی مانند عربستان سعودی  زندگی می کنند و به همین علت ریاض می کوشد با تغذیه مالی و تسلیحاتی و نفراتی فرآیند ناامنی در عراق ، این الگوی مردمی را درگیر ناتوانی و ناکارآمدی سازد و زمینه بازگشت نظام اقلیتی در عراق را فراهم کند .

.در عربستان سعودی یک خاندان همه امکانات یک کشور را در اختیار دارند و مشارکت مردم در این نظام بسیار محدود است و ایجاد الگوی مشارکتی در عراق تهدید قدرتمندی برای این رژیم به شمار می آید که نه اکثریت سنی و نه اقلیت شیعه امامی و یا اسماعیلی  سعودی در نظام سیاسی حضور ندارند و همچنان در حاشیه قدرت به سر می برند .

پرسش دیگر اینکه چرا سوریه از سه سال پیش تاکنون درگیر جنگ داخلی شده است که تا به حال بیش از صد هزار نفر را به کام مرگ برده و کشور سوریه را با ویرانی های وسیع رو به رو ساخته و چند دهه در ابعاد توسعه به عقب رانده است  .  پاسخ این پرسش به سادگی در پروژه براندازی است که آمریکا  در این کشور کلید زده و عوامل منطقه ای آمریکا تامین مالی و تسلیحاتی و تدارکاتی آن را بر عهده گرفتند . آنچه مسلم است غرب با طراحی سناریوی براندازی در سوریه در تلاش بود تا ابتدا امنیت اسرائیل را تامین کند و یکی از حلقه های مقاومت بر ضد این رژیم و قدرت های استکباری را از سر راه بردارد .اسرائیل در جنگ ۱۹۷۳ خاطره تلخی از ارتش سوریه دارد . حمله مصر و سوریه به این رژیم در ماه مبارک رمضان  در سال۱۹۷۳ اسرائیل را دچار شکست بزرگی کرد و هر چند که آمریکا با برپایی پل هوایی تدارکاتی موفق شد در جبهه مصر تغییراتی پدید اورد وآتش بس را  بر رژیم انور السادات تحمیل کند اما ارتش سوریه  به فرماندهی مرحوم حافظ اسد به تنهایی به مدت ۹۰ روز در مقابل رژیم صهیونیستی قرار گرفت و در این جنگ به رغم نابرابری توان نظامی مناطقی از بلندی های اشغال شده سوریه در جولان از جمله شهر قنیطره را آزاد کند. رژیم صهیونیستی از آن زمان درصدد انتقام از این ارتش بود و هنگامی که نظام و ارتش سوریه در جنگ ۲۰۰۶ در کنار حزب الله قرار گرفت و بخشی از امکانات نظامی مورد نیاز آن را تامین کرد ، این کینه و حس انتقام جویی بیشتر شد . در حوادث سوریه ، غرب و همپیمانان منطقه ای آن تلاش داشتند دو نیرو را در صحنه سوریه در مقابل هم قرار دهند. ارتش سوریه از یک طرف و نیرو های سلفی تکفیری از طرف دیگر که از هر کدام کشته شود به سود آمریکا است . چراکه نیرو های سلفی نیز تهدیدی برای همپیمانان آمریکا در منطقه به شمار می آیند و آمریکا با مدیریت چالش ها و تغییر آن به فرصت از دشمن  خود به عنوان ابزار در جهت تحقق اهداف سیاسی  خود بهره گرفت . آمریکا در این سناریو در پی تضعیف کامل ارتش سوریه بود ونیز قتل عام نیرو های تکفیری که به علت تحجر و دوری از تعقل یک نیروی نا مطمئن سیاسی برای غرب به شمار می آیند .

پرسش دیگر اینکه چرا در لبنان این همه ناامنی و انفجار های تروریستی و انسداد کامل سیاسی صورت گرفته است؟ لبنان در سال ۱۹۸۲ ظرف چند روز به اشغال نظامی  ارتش صهیونیستی درآمد و الگوی تسلیم پذیری در منطقه گشت ، ولی پس از شکل گیری حزب الله و آغاز مقاومت بی امان آنان در مقابل اشغال گران چهره این کشور تغییر کرد و به صورت الگوی مقاومت ، ایستادگی و سربلندی درمنطقه در  آمد و دشمن اشغالگر را وادار ساخت تا خاک لبنان را ترک کند . این الگو برای رژیم اشغالگری مانند اسرائیل سم مهلک است و فراگیری و گسترش این الگو در منطقه با ادامه موجودیت تجاوزگرانه رژیم صهیونیستی در تعارض کامل قرار دارد. حزب الله در حماسه مقاومت خود در آزاد سازی سرزمین های اشغالی لبنان و جنگ ۲۰۰۶ که در آن بر برتری نظامی اسرائیل فائق آمد و پیروز گردید ، عملا وجهه تضاد را به سمت دشمن صهیونیستی سازمان دهی کرد . رژیم صهیونیستی تعریف این تضاد و سازمان دهی آن در سطح منطقه را بزرگ ترین تهدید بر ضد موجودیت خود می داند و به همین علت از آن زمان همواره کوشیده است که این تضاد را منحرف سازد و از خود دور کند . انفجار های اخیر در لبنان در مناطق شیعه نشین و سنی نشین با این هدف صورت می گیرد که تضاد ها در لبنان ، داخلی و بر اساس مذهبی  باز تعریف گردد و حزب الله چنان درگیر مسایل داخلی شود که دیگر به فکر اسراییل و جنگ با آن نباشد. ناامنی در لبنان تضاد ها میان گروه های سیاسی را افزایش می دهد و این متاسفانه نظام سیاسی و طایفه ای نه چندان مستحکم لبنان را دچار مشکلات عدیده می کند . اینکه یک سال و اندی آقای تمام سلام به عنوان نخست وزیر مامور تشکیل کابینه شده و تاکنون نتوانسته است این کابینه را تشکیل دهد ، به این تضاد های تحمیلی بر می گردد که از بیرون طراحی و اجرا می شود و متاسفانه عوامل کوتاه نظر داخلی در لبنان در چارچوب سناریوی دشمن فعالیت می کنند و انسداد سیاسی  در ساختار نا همگون ان پدید می آورند.

پرسش بعدی اینکه چرا در مصر کودتا می شود و چرا نظام منتخب مردم آن هم در شرایط حضور گسترده مردم در صحنه ، سقوط می کند ؟ آنچه در مصر در سه سال اخیر اتفاق افتاد خیزش عظیم مردم و حضور گسترده مردم در صحنه است . این تحول در رفتار اجتماعی مصر به کنار رفتن حسنی مبارک از صحنه قدرت منجر شد و نشان داد که حضور مردم می تواند ریشه دار ترین رژیم استبدادی در منطقه را ساقط کند و شرایط سیاسی را دگرگون سازد . انتخاب آقای محمد مرسی به عنوان رییس جمهور مصر نقطه تحول سیاسی در مصر به شمار می آمد ولی متاسفانه رفتار انحصارگرایانه در قدرت و ناکارآمدی سیاسی و اقتصادی این دولت منتخب ، زمینه اعتراض گسترده مردم را فراهم ساخت که ارتش بر این اعتراض سوار شد و کودتا کرد و نظام منتخب را از قدرت حذف کرد و اکنون با مدیریت ناامنی در مصر می کوشد تمام مردم را به سمت فردی نظامی ببرد که به اصطلاح می تواند امنیت را به این کشور برگرداند . غرب که با سقوط همپیمان مهمی همچون حسنی مبارک منتظر فرصت بود ، اکنون در کنار کودتاچیان قرار دارد و به صورت غیر مستقیم از طریق کشور های عربی وابسته ،آنان را تامین مالی می کند و می کوشد زمینه استمرار این حرکت ارتجاعی  وضد مردمی را فراهم سازد.

ایران و تحولات منطقه:

آنچه مسلم است جمهوری اسلامی ایران به عنوان نیروی مستقل سیاسی و مدافع بزرگ از منافع امت اسلامی نمی تواند در مقابل این تحولات سیاسی سکوت کند . ایران در نگاه کلان خود به  منطقه ، سوریه را محور و کانون تحولات سیاسی منطقه می داند و شرایط سیاسی عراق و لبنان را متاثر از این کانون فرض می کند. به همین علت ایران حمله غرب و اسراییل و عوامل وابسته منطقه به سوریه را حمله به یکی از محور های جبهه مقاومت می داند و دفاع از محور مقاومت را وظیفه همه مقاومین می شمارد . زمانی که عربستان و قطر با کمک مالی موفق شدند بیش از ۱۴۰۰ گروه و دسته و حزب معارض در سوریه پدید آورند ، طبیعی است که ایران  و حزب الله و گردان های ابی الفضل العباس عراق نمی توانستند در برابر این تهاجم همه جانبه به محور مقاومت سکوت کنند و به همین علت ایران بر اساس تجربه تاریخی و موفق خود در بسیج نیرو های مردمی ، مشورت هایی به دولت سوریه داد و دولت سوریه بر اساس این تجربه  موفق شد نهاد نظامی و مردمی جدیدی تشکیل دهد که آن را ارتش دفاع ملی نامید. تشکیل و سازمان دهی این نیرو و ورود آن به عرصه تحولات سوریه منجر به تحول بزرگی در میدان شد و با این ورود برتری  دولت در صحنه میدانی محرز شد و تاکنون ادامه دارد . آزاد سازی قصیر، تل کلخ ،حمص ، حماه و بخش های وسیعی از استان های ادلب و حلب و پاکسازی مناطق گسترده ای از حومه های غربی و شرقی دمشق ، شرایط میدانی را تغییر داد و مخالفان را در محدوده کوچکتری محاصره کرد که این شرایط جدید گروه های معارض را در تزاحم با یکدیگر قرار داد و در نهایت به درگیری میان آنها انجامید . درگیری میان گروه های مخالف ، در مدت اخیر بیش از سه هزار کشته بر جای گذاشت و این عمق اختلاف و نبود هدف مشترک میان آنان را آشکار ساخت .

این تحول مواضع کشورهای مختلف درگیر در این بحران را تغییر داد. ترکیه که تا خرخره در بحران سوریه ورود پیدا کرده و به مهمترین جبهه تامین انسانی و تسلیحاتی مخالفان در سوریه تبدیل شده بود ، اکنون تجدید نظر خود را آغاز کرده است .اردوغان نخست وزیر ترکیه و رهبر حزب عدالت و توسعه که شاخه ای از اخوان المسلمین شمرده می شود . تصور می گردد اگر اخوان در سوریه ، مصر، لیبی ، تونس ،و یمن به قدرت برسند می توانند امپراتوری عثمانی جدیدی بر مبنای بستر اخوانی پدید آورند و این تصور اگر تحقق یابد ، ترکیه در منطقه نفوذ فوق العاده پیدا می کند و در راس نظام منطقه ای قرار می گیرد ، ولی تحولات میدانی سوریه ، ترکیه را کاملا از به قدرت رسیدن اخوان در این کشورها ناامید کرد . حوادث منطقه از جمله  کودتا در مصر و خروج  اخوان از کابینه زیدان در لیبی و واگذاری قدرت از سوی حرکه النهضه اخوانی در تونس به دولت تکنوکرات نیز این ناامیدی را دوچندان کرد . ترکیه در حال حاضر به طور کامل از تصورات و محاسبات غلط گذشته عقب نشینی کرده و در یک حرکت متفاوت هم زمان با سفر آقای اردوغان به تهران ، نیروی هوایی ترکیه با حمله به مواضع داعش در مرز سوریه با ترکیه و بمباران آنها ، موضع جدید سیاسی را نشان داد .

دولت قطر که در سازماندهی ، تدارک و اعزام نیروهای اخوانی و تکفیری در منطقه نقش پیدا کرده بود نیز ناچار به تغییر مواضع خود شد و آمریکا همانطور که قبلا گفته شد، سوریه را قتلگاه سلفی های تکفیری تعریف کرده و امیدوار بود که هیچکدام از آنها از سوریه بیرون نیاید ولی حوادث در سوریه به گونه دیگری رقم خورد . سوریه ان طوری که برنامه ریزی شده بود قتلگاه همه سلفی های تکفیری نشد و تعداد آنها به حدی افزایش یافت که به عراق و لبنان نیز سرریز شدند و این وضعیت آمریکا را دچار نگرانی ساخت.پروژه برندازی امریکا به سوریه محدود بود و ناامنی در سوریه ابزار تحقیق این سناریو شمرده می شد ولی گسترش نا امنی در منطقه و تهدید رژ‍یم های هم پیمان آمریکا باعث نگرانی واشنگتن شد و به همین علت آمریکا مواضع خود را تغییر داد . آمریکا سازمان های تکفیری وابسته به القاعده در سوریه یعنی جبهه النصره و دولت عراق و شام اسلامی را وارد  لیست تروریسم خود کرد . دولت آمریکا از قطر خواست در حال حاضر بسیج و اعزام تکفیری ها به سوریه را متوقف کند ولی حمد آل ثانی ، امیر قطر و حمد بن جاسم نخست وزیر و وزیر خارجه قطر به حدی درگیر این موضوع بودند که تغییر آن با حضور آنها در قدرت ممکن نبود و در نهایت این تحول در سیاست قطر به ناگریز با تغییر امیر این کشور وکابینه تحقق یافت .

عربستان سعودی که از آغاز بحران سوریه حضور فعالی در حمایت از مخالفان پیدا کرده بود با صرف میلیاردها دلار سعی داشت پروژه بر اندازی در سوریه را به نتیجه برساند . این سیاست گاهی زمینه های همکاری بیشتری با اسرائیل فراهم کرد و باعث دیدارهای متعدد مسئولان دو کشور گردید از جمله دیدارهای بندر بن سلطان رییس سازمان امنیت سعودی است . عربستان سعودی در این پروژه ، یکی از مهمترین و فعال ترین بازیگران منطقه ای بود که علی رغم عقب نشینی ترکیه و قطر همچنان بر ادامه پروژه بر اندازی اصرار می ورزد . آغاز فرآیند ژنو۲ هر چند که مرگ پروژه براندازی متکی بر بکارگیری وسیع خشونت و تروریسم را به طور ضمنی اعلام کرده و آغاز فرایند سیاسی متکی بر گفتگو با نظام حاکم در سوریه و یافتن راه حل مبتنی بر تشکیل دولت انتقالی و برپایی انتخاب را نوید می دهد ، اما عربستان سعودی همچنان از پروژه بر اندازی حمایت می کند .  جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب حمایت از جریان مقاومت در منطقه و تقابل با جریان وابسته تکفیری می کوشد تضاد اصلی مردم منطقه با اسرائیل پا بر جا بماند و به تضاد های داخلی تغییر نگردد ، و در یک حرکت سیاسی حساب شده موفق شد ، عربستان سعودی را به تغییر موضع وادار کند .آقای دکتر حسن روحانی رئیس جمهور در سفر چند ماه پیش خود به سازمان ملل در مجمع عمومی مقوله ایجاد ائتلاف جهانی بر ضد تروریسم تکفیری را مطرح ساخت که  از این پیشنهاد در سطح منطقه استقبال شد و کشور های عراق ، سوریه و لبنان از آن حمایت کردند . ترکیه پس از تغییر مواضع خود از زبان اردوغان در تهران اعلام کرد که در کنار ایران بر ضد تروریسم تکفیری قرار خواهد گرفت . پس از انفجار های ولوگراد در روسیه آقای پوتین رئیس جمهور این کشور اعلام کرد که عربستان سعودی خاستگاه فکری تروریسم تکفیری است و این کشور از سیاست تامین نیروی انسانی و امکانات مالی و تسلیحاتی برای تروریست ها  تبعیت می کند و روسیه در مقابل این پدیده نمی تواند سکوت کند . گسترش اجماع منطقه ای و جهانی زمانی به اوج خود رسید که چهار گروه از سازمان های امنیتی انگلیس ، فرانسه ، آلمان و اسپانیا به سوریه اعزام شدند و درباره حضور تروریست های غربی در سوریه اطلاعاتی بدست آوردند . این سفر حجم وسیع خطری که اروپا را تهدید می کند آشکار ساخت و به همین علت کشور های غربی پس از بازگشت این هیئت های اعزامی  ،  تعداد زیادی از شهروندان خود در سوریه را خلع تابعیت کردند تا از بازگشت تروریست به کشور شان جلوگیری کنند . گسترش اجماع سازی منطقه ای و بین الملل بر ضد تروریسم تکفیری ، عربستان سعودی را به شدت تحت فشار قرار داد و اخیرا پادشاه عربستان ناچار به صدور فرمانی شد که پیوستن شهروندان این کشور به سازمان های تروریستی و القاعده در خارج و حمایت مالی و رسانه ای از آنها را جرم دانست که بین سه تا بیست سال حبس در پی دارد .

جمع بندی :

این تحولات عظیم سیاسی در سطح منطقه نشان می دهد که ایران اسلامی موفق شد طرح های بر اندازی غرب در سوریه را خنثی سازد و با حفظ سنگر های مقاومت ، شرایط سیاسی منطقه را به نفع خود و مقاومت تغییر دهد . امضای توافق اخیر هسته ای ، میان ایران و مجموعه ۵+۱ بر پایه حفظ وضع موجود این پیروزی را دوچندان می سازد . غرب قبلا اصرار داشت برنامه هسته ایران را به طور کامل تعطیل کند و از غنی سازی در ایران به طور کامل جلوگیری کند ولی مقاومت مردم و نظام در ایران و ایستادگی سوریه و شکست تروریست تکفیری ،  شرایط جدیدی در منطقه پدید آورد که آقای اوباما ناگزیر لب به اعتراف گشود . رئیس جمهور آمریکا به صراحت گفت اگر آمریکا می توانست تا آخرین پیچ برنامه هسته ایران را باز کند ، این کار را انجام می داد ولی این مساله دیگر قابل تحقق نیست و به همین علت  امریکا بر اساس حفظ وضع موجود هسته ای با ایران به توافق رسید .

پذیرش ایران به عنوان قدرت منطقه ای و آغاز گفتگو های ژنو۲ ، که به تعبیری پایانی بر پروژه بر اندازی در سوریه است ، شرایط منطقه را رقم خواهد زند. نهادینه شدن حضور مردم در صحنه سیاسی در حوزه بیداری اسلامی نیز همچنان شاخص مهمی به شمار می آید که نشان می دهد مردم حاضر به بازگشت به عصر وابستگی و استبداد نیستند . به نتیجه رسیدن این حضور گسترده مردم در صحنه سیاسی می تواند به فرآیند استقلال منطقه کمک کند و عرصه بازیگری قدرت های بین المللی و عوامل وابسته به آنها را محدود تر سازد و این منطقه را در اینده در آستانه تحول قرار می دهد که نتایج آن به نفع مردم می تواند باشد .

تاریخ مقاله: خرداد ۱۳۹۳

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.