معمای طالبانی تر کردن افغانستان از منظر رسانه ها

0 183

معمای طالبانی تر کردن افغانستان از منظر رسانه ها

امریکا بعد از ۲۰ سال از زمان اشغال افغانستان به یکباره دولت دست نشانده خود را برچید و مردم ان را در برابر طالبان رها کرد و با خروج شتاب زده نیروهای خود و ناتو باعث شد این کشور به سرعت به دست طالبان بیفتد. این موضوع به خبر اول رسانه های جهان و همچنین به یکی از موضوعات بحث انگیز در داخل امریکا تبدیل شده است که این بحث ها شاید بتواند به روشنگری برخی از ابعاد معمای جدید افغانستان و طالبانی کردن آن کمک کند.

بایدن و ترامپ فرقی نمی کند مقصر امریکاست

روزنامه ایندیپندنت چاپ انگلیس نوشت: رایان کراکر سفیر سابق آمریکا در افغانستان به شبکه تلویزیونی سی ان ان گفت: “ما مسئولیت بزرگی در این زمینه بر عهده داریم. این شرایط در زمان رئیس جمهور ترامپ و زمانی آغاز شد که او اجازه مذاکره بین آمریکا و طالبان را بدون حضور دولت افغانستان داد. این یک خواسته کلیدی طالبان بود و ما به آن تن دادیم و این یک عامل تنزل روحی و روانی بزرگ برای دولت افغانستان و تمرکز امنیتی آن بود.”
آمریکا سال ۲۰۱۹ به عنوان بخشی از مذاکرات صلح با طالبان که شامل دولت افغانستان نمی شد، موافقت کرد در صورت توقف حمله این گروه به نیروهای آمریکایی، تعداد زیادی از زندانیان طالبان را آزاد کند. دولت ترامپ فوریه سال بعد, توافق صلح کامل تری را اعلام کرد که در آن, خروج نیروهای آمریکایی تا مه ۲۰۲۱ با موافقت طالبان با حمایت نکردن از گروه های افراطی مانند القاعده مبادله شد. دولت بایدن این توافق را بازبینی کرد و تاریخ خروج نیروهای آمریکایی را تا سپتامبر به تعویق انداخت.

 

 

 

 

سفیر سابق آمریکا گفت: “مانند هر پدیده پیچیده ای، دلایل متعددی برای فروپاشی نیروهای افغان وجود دارد، اما نمی توان این موضوع را نادیده گرفت که ما در مشروعیت زدایی از آنها و دولت آنها نقش اصلی را داشتیم. این بسیار ناراحت کننده است بشنوید فرستادگان ما در مذاکرات با طالبان, اکنون از آنها می خواهند هنگام عقب نشینی به سمت ما شلیک نکنند .وقتی فکر می کنید چگونه این کار آغاز شد، ما به نحوی به توافق صلح دست یافتیم. خب ، به واقعیت خوش آمدید.”

بایدن می توانست جلو طالبان را بگیرد، اما این کار را نکرد

نیویورک تایمز:

همانطور که طراحان ارتش آمریکا به خوبی می دانند، جنگ افغانستان الگوی فصلی دارد.کادر رهبری طالبان هر زمستان به پایگاههای عمدتاً در پاکستان عقب نشینی و سپس درگیری ها را در بهار آغاز می کند. درگیری ها پس از برداشت خشخاش به اوج خود می رسد. آمریکا باید دست کم در این مدت به حمایت از افغان ها ادامه می داد تا به آنها کمک کند حمله اخیر طالبان را خنثی کنند و برای برنامه ریزی آینده بدون کمک های نظامی آمریکا زمان بخرند.
دیپلمات های آمریکایی می توانستند از این زمان برای مذاکره در مورد دسترسی به پایگاه های منطقه ای که از آنجا عملیات ضدتروریسم را ادامه می دهند استفاده کنند. همزمان، ارتش آمریکا باید طرح های اضطراری را برای شکست احتمالی مذاکرات آماده می کرد. حتی این طرح به معنای مقابله با طالبان می بود که به شکلی فزاینده جسارت پیدا کرده است. (گزارش بازرس کل ویژه بازسازی افغانستان می گوید طالبان پس از آغاز رسمی عقب نشینی نیروهای آمریکایی و ائتلاف در ماه مه، تازه ترین حمله خود را آغاز کرد.(
اتخاذ یک رویکرد منطقی تر، مستلزم این بود که بایدن علاوه بر یک بازه زمانی طولانی تر، دو موضوع را نیز بپذیرد: اعزام موقت نیروهای کمکی آمریکا و افزایش اندک خطر تلفات آمریکایی ها.

 

 


اعزام نیروهای کمکی اضافی به افغانستان می توانست به آمریکا این امکان را بدهد که بدون هیچ گونه بوجود آمدن اختلال شدید در پشتیبانی نظامی، خروج نیروها را با خیال راحت انجام دهد. هنگامی که رئیس جمهور دستور خروج نیروها را داد، حدود ۳۵۰۰ نظامی آمریکایی در افغانستان حضور داشتند. حضور هزار یا دو هزار نظامی کمکی برای کمتر از یک سال, می تواند تفاوت قابل توجهی ایجاد کند. این نیروها به ژنرال آستین میلر، فرمانده سابق آمریکا در افغانستان این امکان را می دادندهمزمان با آماده سازی خروج نیروها، به حمایت از نیروهای امنیتی افغان ادامه دهد.
بدیهی است که بایدن به این شیوه عمل نکرد. در عوض، وی دستور خروج شتابان ارتش را صادر کرد و این خروج نیروها در حالی صورت گرفت که حمله طالبان در حال وارد شدن به مرحله اصلی خود بود.

توجیه بایدن برای خالی کردن پشت دولت و مردم افغانستان

پایگاه اینترنتی کاخ سفید به نقل از جو بایدن

در طول ۲۰ سال جنگ کشورمان,آمریکا در افغانستان بهترین مردان و زنان جوان خود را اعزام کرد و نزدیک به یک تریلیون دلار سرمایه گذاری و هزینه کرد بیش از ۳۰۰ هزار نفر سرباز و پلیس افغان را آموزش داد ، آنها را به تجهیزات نظامی به روز و پیشرفته مجهز کرد و از آنها حمایت کرد.آمریکا از نیروی هوایی آنها بیشترین حمایت را در تاریخ خود انجام داد . اگر ارتش افغانستان نتواند یا نمی تواند کشور خود را در اختیار داشته باشد ، یک سال دیگر یا پنج سال دیگر حضور نظامی آمریکا تغییری در این وضعیت ایجاد نمی کندو حضور بی پایان آمریکا در جریان درگیری داخلی یک کشور دیگر برای من قابل قبول نبود.وقتی من به قدرت رسیدم من توافقی را که رئیس جمهور پیشین انجام داده بود به ارث بردم. او طالبان را دعوت کرد تا در کمپ دیوید در آستانه ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۹ با هم گفتگو کنند.این توافق طالبان را در مقایسه با سال ۲۰۰۱ در قوی ترین موقعیت نظامی قرار داد و ضرب الاجل ماه اول ماه مه را به ما تحمیل کرد. وی(ترامپ) مدت کوتاهی قبل از ترک مقامش شمار نیروهای آمریکایی حاضر در افغانستان را به حداقل ۲۵۰۰ نفر رساند. بنابراین هنگامی که من رئیس جمهور شدم با یک انتخاب روبرو شدم و آن این بود که یا توافق را ادامه دهم و با تمدید کوتاه مدت آن برای خروج ایمن نیروهای مان و نیروهای متحدانمان موافقت کنم و یا اینکه با افزایش حضور نظامی و اعزام سربازان آمریکایی بیشتر به جنگ داخلی یک کشور دیگر موافقت کنم. من چهارمین رئیس جمهوری هستم که بر امر حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان نظارت دارم.پیش از من دو جمهوری خواه و دو دموکرات بر این موضوع نظارت داشتند. من نمی خواهم که این جنگ را به جنگ پنجمی بدل و منتقل کنم.

 

 

خستگی امریکا از دولت سازی در افغانستان

مجری سی ان ان : استدلال دولت بایدن برای خارج شدن از افغانستان حتی در مواجهه با این دستاوردهای طالبان این بود که تأمین امنیت در افغانستان در راستای منافع آمریکا قرار ندارد و این که مقابله با تروریسم در این کشور دیگر برای آمریکا در اولویت قرار ندارد. به نظر شما آیا این ارزیابی درست است؟ به نظر شما برداشت افغان ها در این باره چیست؟

 

حمید حکیمی محقق در موسسه چاتم هاوس:  فکر می کنم این سخن ضد و نقیض است و ما نباید حافظه کوتاه مدتی درباره تاریخ داشته باشیم. فکر می کنم یکی از فجایعی که شاهدش هستیم این است که مردم افغانستان از سال ۱۹۷۹ در زمان حمله اتحاد جماهیر شوروی به این کشور همچنان در درد و رنج به سر می برند و این شرایط از زمان حوادث ۱۱ سپتامبر برایشان شروع نشده است. افغان هایی که در آن سال به دنیا آمدند اکنون ۴۰ سال دارند. مردم این کشور از پیامدهای ناشی از مداخله نیروهایی همانند آمریکا اطلاع دارند. بنابراین مردم افغانستان اکنون شاهد یک تناقض کامل هستند. این چیزی نیست که دولت رئیس جمهور بوش اعلام کرده باشد. این چیزی نیست که رئیس جمهور اوباما انجام داده باشد. آنها صدها میلیارد دلار از مالیات شهروندان آمریکایی را صرف برنامه موسوم به “پیشبرد برابری جنسیتی” در افغانستان کردند. این تصمیم با همه اقداماتی که آمریکا انجام داده است تناقض دارد. این حقیقت که آنها اکنون ناگهان مسیر خود و همچنین روایت های خود را در واشنگتن تغییر داده اند و این که دولت بایدن می گوید هدف ما ملت سازی نیست, از نظر افغان ها این سخنان در تناقض کامل با سخنان گذشته مقامات آمریکایی قرار دارد. همچنین باید به این موضوع اشاره کنم از نظر ما که در انگلیس ساکن هستیم, انگلیس از سال ۲۰۰۱ در کنار آمریکا در افغانستان حضور داشته است. اکنون افراد در اینجا از تصمیم اتخاذ شده توسط دولت بایدن شوکه و ناراحت شده اند. بار دیگر می گویم هیچ کسی نمی گوید آمریکا باید حضوری دائمی در افغانستان داشته باشد. خود آمریکا وعده داده بود بر سر هیچ موضوعی توافق نخواهد کرد تا این که این اقدام را به معنای واقعی کلمه انجام دهد. این حرفی است که زلمای خلیل زاد نماینده کنونی آمریکا در افغانستان بر زبان آورده است.

شبیه سازی افغانستان با ویتنام، کابل با سایگون 

نشریه آمریکایی هیل در مقاله ای به قلم برت ساموئلز:

برغم وخامت سریع اوضاع در این کشور، بایدن درصدد اجرای عقب نشینی نظامیان آمریکا تا پایان اوت است. کاخ سفید معتقد است این بهترین اقدام در شرایطی است که هیچ راه حل عالی وجود ندارد و مقامات رسمی معتقدند این تصمیمی است که حمایت عمومی را بدست می آورد و در عین حال نظارت دقیق جمهوری خواهان و تندروهای امنیت ملی را بدنبال دارد.
اما شخصیت ها در نهادهای امنیت ملی گسترده تر نگرانی های جدی را مطرح کرده اند و مقامات در دولت بایدن روز جمعه در مقایسه کابل با سقوط سایگون در ویتنام درگیر شدند. یکی از مقامات سابق وزارت امور خارجه آمریکا که در دولت های متعدد جمهوری خواه و دموکرات کار کرده است گفت:” این دولتی است که ما ایجاد کردیم، تامین مالی کردم و از آن حفاظت کردیم. و اکنون درحال رها کردن آنها هستیم در این فرایند، ما می گوییم آنها مسئولیت مبارزه ندارند. من فکر می کنم پیامی که اکنون مخابره می شود نگران کننده است چون این وضعیت اشتباه آنها نیست.”

 

شبکه تلویزیونی ام اس ان بی سی:

مجری این شبکه تلویزیونی از سرهنگ بازنشسته جک جیکوب پرسید:امروز مطلبی در نشریه واشنگتن پست نوشته شده بود که بر اساس آن رئیس جمهور بایدن که امید به عقب نشینی منظم نیروهای آمریکایی از افغانستان داشت هرج و مرجی که هم اکنون در کابل مشاهده می شود یادآور سقوط سایگون در ویتنام در سال ۱۹۷۵ است.این موضوعی بوده است که رئیس جمهور بایدن می خواسته که دقیقا از آن پرهیز شود.شما در ویتنام خدمت کرده اید و نسل شما که برخی از آنها زنده اند با تصاویر فرود بالگردها بر روی سقف خانه ها برای تخلیه آمریکایی ها آشنا هستید.تاریخ در حال تکرار شدن است.آیا منصفانه است که وضعیت کنونی و عقب نشینی نیروهای آمریکایی از خاک افغانستان را با ویتنام مقایسه کنیم؟

سرهنگ بازنشسته:به نظرم این منصفانه است.یکی از موضوعاتی که من درباره آن فکر می کنم این است که زمانی که این وضعیت در چند هفته و چند روز اخیر آغاز شد این همانند زمانی بود که طالبان افغانستان را در سال ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵ به اشغال خود در آورد.اما وضعیت کنونی همانند آن زمان نیست.سرعت آنها بیشتر است و این همانند ویتنام در سال ۱۹۷۵ است.آنچه که دولت آمریکا تلاش می کند که واقعا از آن پرهیز کند وقوع حادثه ای همانند حادثه سال ۱۹۷۹ در ایران است.در آن زمان نیروهای ما در سفارت به اسارت درآمدند و برای مدت ۴۴۰ روز زندانی شدند.دولت با تمام قدرت تلاش می کند که از این وضعیت جلوگیری کند.

عبد الباری عطوان سردبیر روزنامه اینترنتی رأی الیوم:

اوضاع افغانستان به ویتنام شبیه است و شکست در افغانستان در این کشور بسیار بدتر از ویتنام است. خسارت آمریکا در این کشور بیشتر از خسارت های واشنگتن در ویتنام خواهد بود، زیرا آمریکا به دست جنبشی شکست خورد که هیچ کشور بزرگی آن را به رسمیت نمی شناسد. آمریکا پس از ۲۰ سال جنگ در افغانستان در ارائه الگویی به ملت افغان یا ملت های خاورمیانه به سختی شکست خورد. اکنون در کابل، سپس بغداد و پس از آن، دمشق این اتفاق تکرار خواهد شد. آمریکا در این جنگ خواست که خسارت ها را کاهش دهد. به این نتیجه رسید که با دو گزینه مواجه است؛ خسارت های بسیار گسترده یا کاستن از این خسارت ها. آمریکا به خوبی می داند که موفق به شکست طالبان نخواهد شد. طالبان اکنون بر بیشتر مراکز ولایت های افغانستان تسلط دارد و پس از تسلط بر کابل، از تشکیل امارات اسلامی طالبان خبر خواهد داد. آمریکا با سازمان های مختلف از جمله سازمان اطلاعات، در ارزیابی درباره شرایط افغانستان اشتباه کرد. این شکست نشان می دهد که مقاومت تنها راه آزاد سازی کشور است.

ارتش افغانستان طی ۲۰ سال ساخته شد. چگونه به این سرعت از هم پاشیده است؟

روزنامه نیویورک تایمز:

در حالی که آینده افغانستان بیش از پیش مبهم به نظر می رسد، اما یک موضوع بیش از پیش روشن و واضح است: تلاش بیست ساله آمریکا برای بازسازی ارتش افغانستان و تبدیل آن به یک نیروی جنگی مستقل و قدرتمند شکست خورده است و این شکست اکنون در زمانی واقعی نمایان شده است, در حالی که طالبان کنترل این کشور را در دست می گیرد.
چگونگی تجزیه و فروپاشی ارتش افغانستان برای نخستین بار نه طی هفته گذشته بلکه ماه ها پیش در میزان تلفات آشکار شد, روندی که حتی قبل از سخنان رئیس جمهور بایدن مبنی بر خروج آمریکا از افغانستان در روز ۱۱ سپتامبر آغاز شد.

 

 

این فرایند با ایست های بازرسی در مناطق روستایی آغاز شد, جایی که در آن سربازان گرسنه -که با کمبود مهمات مواجه بودند- و همچنین واحدهای پلیس توسط جنگجویان طالبان تحت محاصره قرار گرفتند و به آنها وعده داده شده بود در صورت تسلیم شدن و رها کردن تجهیزات می توانند از آنجا بگریزند. این روند به تدریج سبب شد این شورشیان کنترل جاده ها و سپس کل مناطق را در اختیار بگیرند. با فروپاشی این ایست ها و پاسگاه ها, شکایت هایی مشابه مطرح شد: هیچ پشتیبانی هوایی انجام نمی شود یا این که منابع و مواد غذایی آنها تمام شده است.
اما حتی قبل از آن، نقاط ضعف سیستماتیک نیروهای امنیتی افغانستان-که بر روی کاغذ حدود ۳۰۰ هزار نفر بودند، اما به گفته مقامات آمریکایی در روزهای اخیر تعداد آنها به یک ششم این رقم رسیده است- آشکار بود. این کمبودها را می توان در موضوعات متعددی جستجو کرد که ناشی از اصرار غرب بر ایجاد ارتشی کاملا مدرن با همه پیچیدگی های لجستیکی است.

رها کردن همکاران افغانی به امان طالبان

نیویورک تایمز:

بیشتر دیپلمات ها و مسئولان موجود در سفارت آمریکا در کابل، از این سفارتخانه منتقل می شوند. یک مقام آمریکایی گفت، دستکم ۱۰ هزار نفر از جمله افغان هایی که با نظامیان آمریکایی همکاری می کردند به انتقال از افغانستان نیاز خواهند داشت، اما مشخص نیست انتقال این افراد چه مدت طول خواهد کشید و آیا انتقال همه آنها امکان پذیر است یا نه؟

 

 

 

 

 

عملکرد بایدن حتی برای ترامپی ها و تندروها هم قابل پذیرش نیست

مجری برنامه فاکس نیوز  خطاب به مورگان اورتگاس سخنگوی سابق وزارت امور خارجه آمریکا گفت رئیس جمهور آمریکا ماه گذشته اعلام کرد آنهایی که به ما کمک کردند به حال خود رها نخواهند شد. او این سخنان را در جمع خبرنگاران گفت. آیا این موضوع صحت دارد؟
اورتگاس گفت: “در این باره باید ببینیم چه اتفاقی برای شهروندان کامبوجی روی داد. برخی از افراد نسل قبل در این کشور همچنان با تأثیرات ناشی از خروج ما دست و پنجه نرم می کنند. باید بگویم این خروج در زمانی نامناسب صورت می گیرد. برنامه ریزی های به شدت ضعیفی برای این خروج انجام شده است . رئیس جمهور بایدن و مشاور مطبوعاتی اش بارها و بارها اعلام کرده اند که او از تصمیمی که اتخاذ کرده پشیمان نیست. زمانی که رئیس جمهور ترامپ تصمیم به خارج شدن از سوریه گرفت با واکنش های منفی مواجه شد. پس از آن ما شمار بسیار کمی از نیروهای خود را در سوریه نگه داشتیم تا بتوانیم همچنان با تروریسم در این کشور مبارزه کنیم. چیزی که اکنون شاهدش هستیم شامل برنامه ریزی ضعیف و ناکارآمد برای این خروج می شود. رئیس جمهور بایدن تصمیم گرفت تا نیروهای آمریکایی را در سالگرد حادثه ۱۱ سپتامبر از افغانستان خارج کند. ما در حال فرار از این کشور هستیم در حالی که حتی سالگرد حادثه ۱۱ سپتامبر فرا نرسیده است. مایه شرمساری است که در بیست و یکمین سالگرد حادثه ۱۱ سپتامبر ما در حال بازگردان افغانستان به دست طالبان هستیم, گروهی که بیست سال پیش آن را شکست دادیم. ما تریلیون ها دلار در این کشور هزینه کردیم و هزاران نفر در افغانستان جان خود را از دست دادند. ما وعده های زیادی در ارتباط با این کشور دادیم اما اکنون در حال بازگرداندن این کشور به همان شرایط سال ۲۰۰۱ هستیم. این یک بی کفایتی محض است .

 

 

 

اروپاییان آوارگان افغان را نمی پذیرند 

خبرگزاری رویترز گزارش داد با افزایش تعداد آوارگان افغان در کشورهای عضو اتحادیه اروپا به دلیل پیشروی های سریع طالبان، اتریش آن دسته از پناهجویان افغان را که درخواست پناهجویی شان پذیرفته نمی شود، بدون هیچ ملاحظه ای به افغانستان مسترد می کند.  بر اساس این گزارش، اتریش روز شنبه در استرداد افغان هایی که درخواست پناهندگی آنها رد شده، سخت گیری کرد. پیشرفت شورشیان طالبان در افغانستان باعث شده دیگر کشورهای اتحادیه اروپا نیز در مورد مواضع خود در قبال آوارگان افغان، تجدیدنظرهای مشابهی داشته باشند. به گزارش خبرگزاری APA، کارل نهامر، وزیر کشور اتریش در این باره گفت: “به راحتی می توان خواستار ممنوعیت کلی استردادها به افغانستان شد و در عین حال جابجایی از طریق پرواز را منتفی کرد. کسانی که به محافظت احتیاج دارند باید این محافظت را تا حد ممکن در مجاورت کشور خود دریافت کنند.”
اتریش یکی از شش کشور اتحادیه اروپا است که هفته گذشته بر حق خود برای اخراج اجباری آوارگان افغان تأکید کردند. از آن زمان، سه کشور دانمارک، آلمان و هلند تغییر مسیر داده اند. روزنامه اوستریش نتایج یک نظرسنجی را منتشر کرد که نشان می داد ۹۰ درصد از مردم این کشور از موضع دولت اتریش حمایت می کنند. این روزنامه نتایج نظرسنجی را به یک پرونده جنایی پر سر و صدا در ماه ژوئن مرتبط کرد که در آن چهار افغان در وین مظنون به استفاده از مواد مخدر و تجاوز به یک دختر ۱۳ ساله هستند، دختری که به خاطر تجاوز از هوش رفت و در نهایت جان باخت

 

 

 

 

خروج نظامی آمریکا از افغانستان و منطقه ، باعث تقویت دیپلماسی می شود

نشریه آمریکایی نشنال اینترست در مقاله ای به قلم تریتا پارسی:

حضور آمریکا در این منطقه و تمایل ما به مشارکت در مشاجرات منطقه ای شرکای مان بدون تردید کشورهایی را که از چتر امنیتی آمریکا برای حل و فصل مناقشات شان بصورت دیپلماتیک سود می برند را بی انگیزه کرده است. اعتماد به آمریکا برای حل تقریبا بی هزینه مشکلات شان به صورت منطقی انتخابی بهتر از درگیر شدن در دیپلماسی مزورانه بده بستانی است که همواره با مصالحه های پرهزینه همراه خواهد بود. گزینه دوم، گزینه مطلوب خواهد بود چرا که دیگر این شرکا نمی توانستند پشت قدرت نظامی آمریکا پنهان شوند.
در این میان، حضور نظامی آمریکا در مسیر تلاش های بومی برای حل مناقشات منطقه ای است که بیشتر به ضرر ثبات منطقه است. اگر افغانستان ، اولین گام در عقب نشینی گسترده آمریکا از منطقه باشد، مسئولیت بر دوش کشورهای منطقه خواهد بود تا مسئولیت ثبات منطقه شان را برعهده بگیرند. آمریکا می تواند و باید از تلاش های دیپلماتیک برای دستیابی به این نتیجه حمایت کند. اما این کار دیپلمات هاست نه نظامیان.

 

 

خروج از افغانستان بر له یا علیه رقبای امریکا؟

روزنامه نیویورک تایمز در مقاله ای به قلم استیون ارلانگر

از هم پاشیدن سریع افغانستان نارضایتی هایی را درباره اعتبار آمریکا ایجاد و زخم های دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ رئیس جمهور پیشین آمریکا را پیچیده کرده و موجب شده است این دیدگاه مطرح شود که حمایت آمریکا از متحدانش نامحدود نیست.
پیشروی های سریع طالبان در افغانستان در شرایطی رخ می دهد که بسیاری در اروپا و آسیا امیدوار بودند جو بایدن رئیس جمهور آمریکا حضور قاطعانه آمریکا را در امور بین المللی, به ویژه در شرایطی که چین و روسیه تلاش می کنند نفوذ خود را توسعه دهند, بار دیگر احیا می کند. اکنون عقب نشینی آمریکا از افغانستان تردیدهایی ایجاد کرده است.
فرانسیس هیزبرگ یک تحلیلگر مسائل دفاعی فرانسوی گفت “زمانی که بایدن می گوید که آمریکا باز می گردد, بسیاری خواهند گفت, بله, آمریکا به کشورش باز می گردد.”

 

او گفت “تعداد کمی با آمریکا برای متوقف کردن یک روند شکست خورده متحد خواهند شد. اکثر مردم خواهند گفت این اتفاق می بایست خیلی وقت قبل رخ می داد.” او افزود, اما در مدت زمان طولانی تر “پس از تحولات افغانستان, این تصور که نمی توان روی آمریکا حساب کرد, عمیق تر خواهد شد.”
او خاطر نشان کرد, از دوره ریاست جمهوری باراک اوباما و رئیس جمهور سابق آمریکا, واشنگتن مداخله های نظامی خود را در خارج از کشور کاهش داده است و در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ “باید برای این مسئله آماده می شدیم که آمریکا دیگر نمی خواهد بار مسئولیت اتحادها با بار مسئولیت نامحدود را بپذیرد.”
این تحلیلگر خاطر نشان کرد, اکنون این عدم تمایل آمریکا در سراسر دنیا و در کشورهایی مثل تایوان, اوکراین, فیلیپین و اندونزی کاملا مشهود است که تنها برای چین و روسیه خوشایند است.

جایگاه چین در راهبرد خروج از افغانستان

پایگاه اینترنتی نیوزویک پاکستان:

دلیل خارج شدن آمریکا از افغانستان این است که جو بایدن رئیس جمهور جو بایدن بر پیشرفت های چین در منطقه متمرکز شده است: پکن در حال حاضر بزرگترین شریک تجاری کشورهای عربی در خلیج (فارس) و بزرگترین سرمایه گذار در بخش زیرساختی در ایران و پاکستان است. بایدن در واکنش به این موضوع, گروه “کوآد” متشکل از آمریکا,استرالیا، هند و ژاپن را برای مقابله با تسلط چین بر منطقه آسیا و اقیانوسیه ایجاد کرد و روسیه را برخلاف میل هند کنار گذاشت و به کشورهای آسیای میانه اطمینان داد. دشوار است افغانستان به دلیل فقدان حاکمیت داخلی بتواند در جهت مثبتی هدایت شود و البته این موضوع تا حدی مشکل پاکستان نیز می باشد.

 

 

این قطب بندی به احتمال زیاد در کوتاه مدت بیشترین تاثیررا بر افغانستان خواهد گذاشت. رقابت های رو به رشد آمریکا و چین احتمالا در مرحله بعد روی سه گانه ناکارآمد پاکستان-افغانستان-ایران متمرکز خواهد شد و پاکستان به عنوان غربی ترین کشور در آن مرحله آسیب خواهد دید. در گذشته، دموکرات های آمریکایی از “دیکتاتوری” پاکستان متنفر بودند، اما جمهوری خواهان به دلیل “واقعیت های جنگ سرد” ضد شوروی از آن چشم پوشی می کردند. در حال حاضر، هر دو طرف درباره جنگ سرد جدید علیه چین در حال همگرا شدن با یکدیگر هستند و پاکستان در طرف اشتباه قرار دارد. اگر پاکستان به دلیل جدا شدن از غرب احساس ناراحتی کند، جوامع غیر پشتون افغانستان با خشم طالبان پشتونی که به قدرت بازگشته اند، مواجه خواهند شد. چین نمی تواند مانع از آزار و اذیت اقلیت ها در افغانستان توسط طالبان شود. پاکستان تحت نظام آموزشی جدید خود از جهت گیری غربی دور می شود و استفاده از زبان انگلیسی در این کشور بیش از پیش در حال کاهش است.
تنها امید در بخش اقتصادی وجود دارد: افتتاح یک مسیر تجاری بین المللی از طریق پاکستان، وسواس دولت پاکستان را درباره ایدئولوژی کمرنگ و آن را مجبور می کند به رفاه مردمش توجه نشان دهد.

مخلص کلام

تحولات جدید افغانستان درست از زمانی رقم خورد که دولت راستگرای ترامپ که تحت تفوذ و سیطره اوانجلیست ها بود با طالبان وارد مذاکره شد و این خط از سوی دولت بایدن نیز دنبال شد و مشخص شد که این رویکرد مورد تایید هر دو حزب رقیب در امریکاست. برای امریکا و غرب اگر قدرت گیری طالبان و یا هر حرکت و جنبش افراطی دیگر در داخل جهان اسلام بتواند به ابزاری برای پیشبرد سیاست های آن تبدیل شود و یا موجب شکاف های قومی و مذهبی و دینی در میان دولت های اسلامی و ملل مسلمان شود از حمایت آن ها برخوردار خواهد شد. بر همین اساس القاعده با حمایت امریکا و غرب خلق و علیه کمونیسم و شوروی و نیز برای بدنام کردن اسلام بکار گرفته شد  بعد از ظهور و تکثیر نسخه های جدید حرکت های افراطی همچون داعش و النصره و غیره در جریان جنبش موسوم به بهار عربی که به ویرانی چندین کشور اسلامی و عربی در خاورمیانه عربی و شمال افریقا انجامید برای غرب و صهیونیسم بین الملل مشخص شد که هیچ سلاحی بهتر ازتقویت افراطی گری در جهان اسلام نمی تواند ان ها را به مقصود خود برساند و بر همین اساس است که امریکا و ناتو تقویت طالبان در افغانستان را به دولت مرکزی این کشور ترجیح داده است. چالش سازی برای رقبای بالفعل و باالقوه امریکا و غرب مانند روسیه، چین و هند و بازتولید نسخه های جدید از تروریسم تکفیری که بتواند به استمراررقابت و تنش قدرت های رقیب منطقه ای  بینجامد از جمله اهداف شومی است که به بهای ایجاد جنگ داخلی و تجزیه افغانستان دنبال می شود و این هوشمندی جریان های مختلف سیاسی افغانستان و کشورهای همجوار ان را می طلبد و نیازمند بازخوانی تجارب تلخ ناشی از پروژه موسوم به بهار عربی در شمال افریقا و خاورمیانه عربی و بهره گیری از آن است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.