اسلام‌هراسی، غرب و دیپلماسی عمومی

مصاحبه با دکتر فؤاد ایزدی

0 231

اشاره:

دکتر فؤاد ایزدی عضو هیئت علمی دانشکده مطالعات جهان (پیوسته) ودانشکده حقوق وعلوم سیاسی (وابسته) دانشگاه تهران است. او مدرک کارشناسی اقتصاد و کارشناسی ارشد در مطالعات ارتباطات جمعی را از دانشگاه هوستون اخذ نمود سپس در سال ۱۳۸۸ درجه دکتری درارتباطات جمعی ازدانشگاه ایالتی لوئیزیانا دریافت کرد. عنوان رساله او”دیپلماسی عمومی آمریکا درقبال ایران: ساختارها،بازیگران ومحافل سیاستگذاری” بود که با درجه عالی دفاع شد. از تألیفات او میتوان ” دیپلماسی عمومی آمریکا درقبال ایران” و “منبع شناسی تروریسم  و صلح”را نام برد.

دکتر ایزدی عضو “ائتلاف ارتباطات دموکراتیک” و “اتحادیه مطالعات بین المللی” می باشد. و در دانشگاه امام صادق(ع) مدرس کرسی درس “اسلام‌هراسی” است.

در یک صبح بهاری در دفتر کار ایشان در دانشکده مطالعات جهان به گفتگو با او نشستیم.

 

* تفکر غالب بر کشورهای اروپایی خود را رقیب و یا حتی دشمن اسلام می پندارند.
* گری مایکل سورج که یک برنامه پر شنونده رادیویی را در آمریکا اجرا می کند معتقد است مسلمانان به دلایل نژادی یا قومی انسان نیستند.
* اسرائیل بر تقابل تاریخی با اسلام دامن می زند و به یک معنا با مسیحیت صهیونیستی علیه اسلام هم پیمان می شود.
* کتاب «اورینتالیسم» ادواردسعید روی متون قرون هفدهم هجدهم و نوزدهم متمرکز است و کتاب بعدی او یعنی «پوشش خبری اسلام در غرب» همان حرفی را می زند که کتاب قبلی می زند.
* پنج گروه هستند که در حوزه اسلام هراسی کار می کنند.
* خاستگاه تفکر سلفی که هم مسلمانان شیعی و هم غیر مسلمانان را به قتل می رساند غربستان است.
* تفکر سلفی همیشه به نفع غرب بوده و نقش ناجی را برای غرب برای مقابله با انقلاب اسلامی ایفا می کند.
* نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در آمریکا و اروپا دو راه حل (برای مقابله با انقلاب اسلامی) دارند. یک تحریم های بیشتر و دوم مدیریت تفکرات وهابیت علیه جمهوری اسلامی.

گفنگوی اختصاصی با دکتر فواد ایزدی فرهنگ اسلامی

– در نظریه های پسااستعماری، شرق ذهنیتی است که غرب ساخته است تا خود را تعریف کند، چرا در بین دیگری ها یی که غرب با آن مواجه است اسلام هراسناک جلوه میکند. چرا بودیسم ، شینوییسم… هراسناک نمی شود؟

– به دو دلیل اسلام مورد توجه قرار گرفته و ما با معضل اسلام‌‌ستیزی و اسلام‌هراسی مواجه هستیم: یک دلیل، دلیل تاریخی است یعنی آن تقابلی که بین اسلام و نوع خاصی از مسیحیت رایج در اروپای غربی که، در دوره جنگ های صلیبی وجود داشت خاطره ای است که هنوز در اذهان بسیاری از اروپائیان باقی مانده با توجه به اینکه اروپا با مسلمانان هم مرز بود و در همسایگی امپراطوری اسلامی قرار داشت ، البته باید این موضوع نیز ذکر شود که امپراطوری اسلامی مستقر در آن دوره در ادبیات ما با نقدهایی نیز مواجه است و همچنین به اعتقاد ما مسیحیت رایج در آن دوره نیز مذهبی تحریف شده‌ بود تحت تاثیر سیاست های ایالت های نوظهور مسیحی در کاستیل، ناوار و آراگون قرار داشت و با مسیحیتی که در شرق وجود داشت اساسا تفاوت می کرد.

و این نکته نیز باید ذکر شود که در این تقابل تاریخی معمولاً هجمه از سمت غرب بوده است یعنی چه در زمان جنگ های صلیبی و چه در سده‌های بعد که بحث استعمار پیش آمد.

حال چرا این تقابل تبدیل می شود به اسلام‌هراسی یا اسلام‌‌ستیزی؟ چون تفکر غالب بر کشور های اروپائی که یک تفکر سکولار است خودش را رقیب و یا حتی دشمن اسلام می پندارد سعی میکند طرف مقابل را اهریمنی یا منفی جلوه بدهد و از انسانیت تهی کند و آن ها را موجوداتی موذی و مزاحم نشان دهد تا کشتار مردم معمولی برای نیروهای خودی مشروع جلوه کند، چنین تفکری نهایتاً راه را برای اسلام‌هراسی یا اسلام‌‌ستیزی باز می کند، اگر توجه کنید در حال حاضر هم یک برنامه رادیویی در آمریکا به مجری گری مایکل سویج در حال پخش است که از  پر شنونده ترین برنامه های رادیویی است، ایشان معتقد است که به دلایل نژادی یا قومی مسلمانان انسان نیستند و این نظریه به صراحت با توجه به اخبار روز تکرار میشود و البته چنین نظریه هایی از هزار سال پیش در اروپا وجود داشته و طی زمان به آمریکا منتقل شده است. البته این به این معنا نیست که چنین تفکری در بین تمام اروپاییان بوده است ما اروپائیان مسیحی هم داشته‌ایم که نظر مثبتی نسبت به اسلام داشته اند اما چنین تفکری، تفکر غالب در اروپا می باشد که نخبگان حاکم بر ارپا آن را تقویت می کنند.

مسئله دوم موضوع اسرائیل است که بر تقابل تاریخی با اسلام دامن می زند وبه یک معنا با مسیحیت صهیونیستی علیه اسلام هم پیمان می شود زیرا کشوری که اسرائیل در آن تاسیس میشود کشوری مسلمان نشین است و یهودیان بالطبع با مسلمانان درگیر خواهند بود و تقابلی جدی بین مسلمانان و اسرائیلی‌ها به وجود خواهد آمد.  به خاطر نفوذی که یهودیان در محافل سیاسی و فرهنگی غرب داشتند توانستند در هالیوود و در محیط های رسانه‌ای این ادبیات نفرت علیه مسلمانان را دامن بزنند و این نگاه ضداسلامی که ما شاهد آن هستیم نتیجه چنین رویکردی است.

– همان طور که شما فرمودید اسلام‌‌ستیزی یا اسلام‌هراسی تفکری سابقه دار است اما در قرون اولیه مدرنیته ما فقط با متن مواجهیم  اما در حال حاضر ما با پدیده ای مواجهیم به نام رسانه های تصویری  که چند وجهی، تفسیر پذیرتر و اثر گذارترند CNN، به نظر شما در زمینه اسلام‌‌ستیزی چه تفاوتی بین این دو دوره تاریخی یعنی دوره استعماری که فقط با متن مواجهیم و دوره پسا استعماری که رسانه‌ها افکار عامه را جهت میدهند، وجود دارد؟

– به نظر بنده تغییر ریشه‌ای وجود ندارد منتها قبل از ابداع تکنولوژی های جدید ارتباطاتی محیط کتاب و مجلات چنین تفکراتی را رواج می دادند اما در حال حاضر با استفاده از تکنولوژی های جدید همان مفاهیم ارائه می شود و در نهایت اصل اسلام‌‌ستیزی تغییر جدی نمی کند به طور مثال کتاب اورینتالیسم از ادوارد سعید روی متون قرون ۱۷و۱۸ ۱۹ متمرکز است و کتاب بعدی او؛ پوشش خبری اسلام درغرب؛ که تمرکزش روی رسانه های جدید است همان حرفی را می زند که کتاب قبلی میزند و به این موضوع توجه دارد که تفکر اسلام‌‌ستیزی در اروپای دوره های گذشته وجود داشته ودر حال حاضر نیز وجود دارد.

– موضوع شرق‌شناسی به عنوان یکی از اشکال دانش است که با قدرت های غربی گره خورده است به نظر شما نهاد های علمی در غرب چقدر توانستند از شرق‌شناسی برای اسلام‌‌ستیزی استفاده کنند؟

– اگر بخواهیم توجه بکنیم به اینکه چه بازیگرانی در حوزه اسلام‌‌ستیزی ایفای نقش میکنند قطعاً مراکز مطالعات اسلامی در کشور های غربی نقش عمده ای در این مسئله دارند. مراکز مطالعات اسلامی با نگاه شرق شناسانه  و بودجه‌های کلان یا صهونیست هستند یا سیستم دانشگاهی در غرب آنها را به سمت اسلام‌‌ستیزی سوق می دهد. من خاطرم هست در کنفرانسی شرکت کردم در سال ۲۰۰۶ با نام انجمن مطالعات بین‌الملل که اساتید علوم سیاسی و روابط بین الملل در آن شرکت میکنند؛ یکی از اساتید نقل می کرد که من کتابی نوشته‌ام در رابطه با یمن که برای پیدا کردن ناشر با مشکل مواجه بودم در آخر یکی از ناشرین اذعان کرد که در صورتی که شما در رابطه با مشکلات زنان در جوامع اسلامی کتاب بنویسید من همین الان بودجه دارم و کتاب را چاپ میکنم.

– با توجه به این که از سوی کشورهای غربی تمایل زیادی به جذب دانشجو از خاورمیانه وجود دارد به نظر شما چقدر این دانشگاهها می توانند به این دانشجویان سمت و سو بدهند؟

– دانشگاههای آمریکا و اروپا در رابطه با مسلمانان محل کشمکش است ، گروهی وجود دارند در بین اساتید که منتقد سیاست های کشور های غربی در خاور میانه هستند که البته اقلیتند و بودجه های کلان در اختیار ندارند، اما اکثریت یا صهیونیست هستند و یا هماهنگ با سیستم اطلاعاتی-امنیتی کشورهای غربی هستند و مروج ادبیات اسلام‌هراسی و اسلام‌‌ستیزی هستند و البته اتاق های فکری هم وجود دارد که وابسته به دانشگاهها نیستند اما محیط های پژوهشی ای هستند که بانیان آن ها می خواهند چنین ادبیاتی را ترویج کنند و البته سیاست مداران غربی نیز در حوزه اسلام‌‌ستیزی بسیار فعال هستند که نمونه های متعددی از جملاتی که سیاست مداران برجسته غرب علیه مسلمانان اظهار کردند وجود دارد و البته گروه سومی که تفکر اسلام‌هراسی را بسط می دهند شبکه های رسانه ای هستند، که هالیوود هم در حوزه رسانه ها و تولید کنندگان ادبیات عمومی جامعه می توان دسته بندی کرد، گروه چهارمی که در حوزه اسلام‌‌ستیزی فعالیت می کنند نهاد های مسیحی صهیونیست هستند که در سده های گذشته در ممالک اسلامی فعالیت های میسیونری و تبشیری داشتند. گروه آخری که در این زمینه فعالیت دارد مسلمان‌زاده‌هایی که تفکرات اسلام‌ستیزانه دارند افرادی مثل سلمان رشدی و البته افرادی که به شکلی ملایم تر در این زمینه کار می کنند مثلاً افرادی که اصول شریعت اسلامی را نقد می کنند مانند برخی از اساتید ایرانی که در کشورهای غربی فعالیت میکنند در این حوزه قابل تعریف هستند. این ها پنج گروهی هستند که در حوزه اسلام‌هراسی کار میکنند.

– به نظر شما نقش مسلمانان نمایان در ایجاد اسلام‌هراسی در غرب چگونه است به طور مثال حادثه ۱۱ سپتامبر و یا سر بریدن خبرنگار ایتالیایی توسط القاعده چه تاثیری در ایجاد چنین تفکری دارد؟ جریان وهابیت ویا سلفی گری در ایجاد چنین تفکری چقدر موثربوده اند ؟

-قبلاً هم عرض کردم یکی از گروهایی که مروج اسلام‌هراسی هستند این نوع مسلمانان هستند، گروه دیگر مسلمان زاده های سکولار ضد اسلام می باشند که نگاه اسلام ستیزانه را تایید می کنند و گروه بعدی گروهی است که تفکرات وهابی افراطی دارند ، البته برخی از سلفی ها به چنین رویکردهای افراطی ای نقد دارند.

تفکر سلفی که هم مسلمانان شیعی و هم غیر مسلمانان را به قتل می رساند یک تفکر منسوخ و اقلیتی بود که خاستگاه آن نجد عربستان بود و زمانی چنین اندیشه ای بسط پیدا کرد که دلارهای نفتی توسط کشورهای غربی به جیب آن ها واریز شد و البته وجود چنین تفکراتی همیشه به نفع غرب بوده است زیرا این تفکرات نقش ناجی را برای غرب برای مقابله با انقلاب اسلامی بازی می کند. زلمای خلیل‌زاد؛ سفیر آمریکا در افغانستان و عراق و نماینده آمریکا در سازمان ملل قبل از حادثه ۱۱ سپتامبر؛ مقاله ای در واشنگتن پست منتشر میکند و پیشنهاد می کند دولت امریکا با طالبان به توافق برسد زیرا تفکرات ضد‌آمریکایی و ضداسرائیلی در طالبان وجود ندارد. بعد از انقلاب اسلامی دولت های غربی بواسطه کشور های عربی در قدرت گرفتن چنین تفکراتی نقش مهمی داشتند زیرا از یک طرف در تقابل با جمهوری اسلامی قرار داشتند و از طرف دیگر در جبهه مقابل شوروی در حال جنگ بودند، همین وضعیتی که در حال حاضر در سوریه با آن مواجهیم همین گروههای سلفی تندرو که مقابل حکومت مرکزی در حال جنگ هستند و مورد حمایت نهاد های اطلاعاتی-امنیتی غربی هستند که از یک طرف جنایات چنین گروههایی به اسم اسلام در رسانه های غربی برجسته می شود و از طرف دیگر این ها عاملینی هستند که در پروژه های مختلف از آنان استفاده می شود، مثلا در کشورهایی مثل لیبی ، مصر یا تونس.

– اسلام‌‌ستیزی چه نسبتی با شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی دارد؟

– تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نهادهای اسلامی به صورت محدود فعالیت می کردند و البته زیر فشار بودند مثل اخوان المسلمین در مصر و یا جماعت اسلامی در شبه قاره هند. حرکت اصیلی که به یک حکومت اسلامی منجر شد فقط در ایران اتفاق افتاد و متفکرین غربی سال هاست که متوجه شده اند که خطر اصلی برای آن ها همین تفکر شیعی است که تفکری عقلانی و معتدلی است که هر روز در حال رشد و گسترش است و نهاد های اطلاعاتی-امنیتی در امریکا و اروپا دو راه حل برای این موضوع دارند: یک تحریم های بیشتر و دو مدیریت تفکر وهابیت علیه جمهوری اسلامی و تفکر شیعی دربحرین، عراق، افغانستان، سوریه و.. با شیعه کشی و حمایت دلارهای نفتی عربستان و تایید امریکا.

– در شرایطی که اسلام‌هراسی ترویج می شود آیا میتوان با رویکرد فرهنگی چنین نگرشی را تغییر داد؟

– تنها راه مقابله با اسلام‌‌ستیزی، شیعه‌هراسی و یا ایران‌هراسی توجه و تاکید به مفهومی به نام دیپلماسی عمومی است، به این معنا که در حوزه فعالیت هایی که بر افکار عمومی مردم دنیا تاثیر گذار است پروژه تعریف شود و قاعدتاً انتظار می رود در حوزه ای که امام هم توجه ویژه به آن داشت یعنی صدور انقلاب اسلامی بیشتر کار انجام شود که البته در یوگوسلاوی و یا آمریکای جنوبی منشاء اثر بوده ایم. والبته ظرفیت ها و بسترهای مناسب در این زمینه حتی در کشور های غربی کم نیستند.

باید در ذهن نخبگان سیاسی ما مسئله افکار عمومی دنیا مورد توجه قرار گیرد و با توجه به مسئله بیداری اسلامی و حاکمیت مردم سالاری، دیپلماسی عمومی و تاثیر بر افکار مردم دنیا و تعریف پروژه در این راستا از اهمیت ویژه ای برخوردار است که متاسفانه ما در این زمینه موفق نبوده ایم، تعامل با نخبگان همفکر بسیار ضعیف است و این نخبگان حتی شناسایی نمی شوند. به خاطر رسیدن به منافع ملی ما باید قدرت نفوذ و جذابیت فرهنگی خود را در سطح بین المللی بالا ببریم. ما در حوزه ترجمه به زبان‌های دیگر باید فعال باشیم و بطور مثال آثار امام خمینی (ره) باید به زبان های دیگر ترجمه شود ودر دسترس عموم قرار گیرد و یا سایت هایی طراحی شود تا این مفاهیم به مردم جهان عرضه شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.