اسلام دین آزادی است

0 190

شاید بتوان گفت تاریخ بشر، تاریخ مبارزه­ برای آزادی است. شاید بشر در راه هیچ آرمان دیگری، اینگونه فداکاری ننموده که در این راه تلاش کرده است، در عین حال همواره راه طولانی بوده و هدف دست نیافتنی بنظر می آمده، زیرا که آزادی همواره گرانبهاترین گوهری بوده که انسان مسحور آن و اغلب مهجور از آن مانده است.[۱] واژه آزادی در عرب با لفظ حُریت و حر بکار رفته است و عرب زبانان آن را به معنای اختیار، نفی سیطره­ی غیر، نفی رقیب و نفی هرگونه تقید و خارج بودن از رقیب دیگران گرفته­اند.[۲] و در فارسی، واژه آزادی از ریشه «آزات» گرفته شده و رها بودن، منقطع بودن، خالص بودن، قدرت انجام و ترک عمل و قدرت انتخاب را معنا می­دهد.[۳] همچنین، آزادی اعمال اراده و امکان آن ­است و به معنای فقدان موانع در اعمال اراده و به عبارتی دیگر، اجازه و توانایی اعمال اراده است.[۴] از دیدگاه اسلام، انسان اشرف مخلوقات، جانشین و امانت­دار خداوند، دارای فضایل و کمالات متعالی است که یکی از این فضایل نعمت ارزشمند، آزادی است. به تعبیر حضرت امام (ره)، آزادی بهترین نعمتی است که خدا برای بشر قرار داده.[۵] در دین اسلام انسان بندگی خدا را می­پذیرد و از عبودیت و رقیت غیر خدا آزاد است. اسلام آمده تا زنجیرهای سنگین را از دست و پای انسان بردارد و انسان را از بردگی بت، طاغوت و خرافات رها سازد. آیه ۶۴ سوره آل عمران پیامی زیبا دارد: بگو: ای صاحبان کتاب آسمانی، بیایید در عمل به سخنی که میان و شما یکسان است گردآییم. و آن این­که جز خدای یکتا را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم، و برخی از ما برخی دیگر را به جای خدا صاحب اختیار خود نگیرد.»[۶] در واقع این آیه، دو پیام دارد: یکی پذیرفتن عبودیت خداوند، دوم نفی سلطه و سیادت دیگران بر انسان. عبودیت انسان برای خدا و نفی عبودیت و ربوبیت غیر خدا همه را در یک سطح قرار می­دهد و هیچ­کس حق سلطه بر دیگری را ندارد. بدین ترتیب آزادی در اسلام از بندگی خالص خداوند آغاز گردیده، به آزادی از هر نوع عبودیت و بندگی ذلت­بار منتهی می­شود.[۷] آیت الله جوادی آملی آزادی از نگاه اسلام را چنین تعریف می­کند: آزادی از دیدگاه اسلام یعنی رها شدن از بردگی و اطاعت غیر خدا[۸]. بنابراین، آزادی در اندیشه اسلامی، یعنی افراد و گروه­ها برای انجام فعالیت­های مطلوب، با گذر از بندهای درونی، از موانع بیرونی رهایی یافته و در جهت کمال انسانی حرکت کنند.[۹]  بعثت انبیاء نیز در جهت رسیدن انسان به حق آزادی و رهایی از زیر سلطه ستمکاران و ظالمان بوده است. زیرا هدف اسلام، شکستن زنجیرهای اسارت و بندگی غیرخدا از دست و پای انسان است. از حضرت علی(ع) نقل شده که فرمودند: «ای مردم حضرت آدم برده خلق نشد و تمامی انسان­ها آزاد هستند و ما که در رأس حکومت اسلامی قرار داریم، میان سیاه و سفید هیچ تفاوتی قائل نمی­شویم و همگان را به عنوان بندگان خدا می­شناسیم و آنان را آزاد تلقی می­کنیم.»[۱۰]

امام خمینی(ره)، یکی از پرفروغ­ترین چهره­های مبارزات آزادی­خواهانه است، او مبارزات آزادی خواهانه مردم ایران را در برابر رژیم شاهنشاهی بر پایه­های تفکر اسلامی هدایت و رهبری کرد. آزادی و استقلال، دو خواست مشروع ملت ایران بود: «ما برای ملت ایران دوتا مطلب می‌خواهیم….: یکی اینکه یک ملت سی میلیونی، سی و پنج میلیونی، در اختناق است. پنجاه سال این ملت سی میلیونی در حال اختناق و در حال‌گرفتاری از همه جهات [است‌]؛ نه مطبوعاتشان آزاد است، نه رادیوشان یک رادیوی ملی است که دست مردم باشد اداره‌اش، و نه خطابه‌های خطیبهای ما، نطقهای گویندگان ما آزاد است. همه اینها در تحت زور پلیس و فشار پلیس دارد اداره می‌شود، و این ملت سی میلیونی که پنجاه سال است از حق مشروع خودش محروم بوده است، حالا قیام کرده است و این حق را طلب می‌کند، می‌گوید «ما می‌خواهیم آزاد باشیم… این یک مطلبی است که همه جوامع بشر قبول دارند که یک مطلب صحیح است؛ یک مطلب نامشروعی نمی‌گویند. مطلب دوم ملت ایران که ما داریم عرض می‌کنیم، این است که ما می‌خواهیم مستقل باشیم..».[۱۱] آزادی از حقوق اولیه همه­ی انسان­ها است که مردم ایران در دوره پهلوی از آن محروم بودند. حضرت امام(ره)، آزادی را نخستین حق بشر می­دانند: «آزادی یکی از اموری است که اول حقی است که بشر دارد؛ حق ابتدایی است که بشر دارد که باید آزاد باشد. در آرای خویش آزاد باشد، در اعمالش آزادباشد، خودش در مملکتش آزاد باشد.»[۱۲]

حضرت امام(ره) برای آزادی تعریف مستقل بیان نکرده­اند، زیرا مفهوم آزادی را برای همگان روشن می­دانند که نیاز به تعریف ندارد. امام با ذکر مصادیق و حدود آزادی کوشیده است در هر مورد، مفهوم آزادی را بیان نماید.[۱۳] وقتی از ایشان درباره مفهوم آزادی سؤال شد، فرمودند: «آزادی یک مسئله­ای نیست که تعریف داشته باشد. مردم عقیده­شان آزاد است. کسی الزامشان نمی­کند که شما باید حتماً این عقیده را داشته باشید. کسی الزام به شما نمی­کند که حتماً باید این راه را بروید. کسی الزام به شما نمی­کند که باید این را انتخاب کنی. کسی الزامتان نمی­کند که در کجا مسکن داشته باشی… چه شغلی را انتخاب کنی. آزادی یک چیز واضحی است.»[۱۴] در اسلام، آزادی مبدأ فطری و درونی دارد؛ چرا که خاستگاه آن اختیار انسان است. اولین و مهم­ترین مصداق آزادی انسان، جهت­گیری اصلی است که در زندگی اتخاذ می­نماید؛ یعنی تعیین اینکه تبعیت از خدای متعال نموده و به عبودیت او تن دردهد و یا هواپرستی و دنیاپرستی را اختیار کند.[۱۵] در اندیشه حضرت امام(ره) نیز، انسان به طور فطری یک موجود آزاد است؛ حتی عواملی چون تفاوت در تشکیل خانواده، محیط اجتماعی، وراثت و .. نمی­­تواند مانع آزادی فطری و خدادای انسان­ها شود: «یکی از بنیادهای اسلام آزادی است. انسان واقعی، ملت مسلمان، فطرتاً یک انسان آزاد شده است.»[۱۶]؛ «.. انسان را آزاد خلق کرده است و انسان را مسلط بر خودش و بر مالش و بر جانش و بر نوامیسش خلق فرموده است. امر فرموده است، مسلط است انسان؛ آزاد است انسان؛»[۱۷] بنابراین، این حکومت­ها و صاحبان قدرت نیستند که به مردم آزادی می­دهند و یا آن را نادیده می­گیرند، بلکه آفریدگار انسان، او را آزاد آفریده و اختیار و آزادی را در نهاد او به ودیعه گذاشته است. پس آزادی حقی خدادادی است که حکومت­ها و صاحبان قدرت موظف به رعایت و پاسداری از آن هستند. امام (ره)، در رد یکی از سخنان محمدرضا ، شاه مخلوع ایران که مدعی شده بود به مردم ایران آزادی اعطا کرده است، این­گونه بر می­آشوبد:[۱۸]

«این چه وضعی است که در ایران هست؟ این چه آزادی است که اعطا فرموده‌اند آزادی را؟! مگر آزادی اعطا شدنی است؟! خود این کلمه جرم است. کلمه اینکه «اعطا کردیم آزادی را» این جرم است. آزادی مال مردم هست، قانون آزادی داده، خدا آزادی داده به مردم، اسلام آزادی داده، قانون اساسی آزادی داده به مردم.»[۱۹]

تکیه­گاه و استدلال امام در مورد فطری و طبیعی بودن آزادی برای نوع بشر، نص صریح اسلام، یعنی کتاب و سنت است. عبارت معروف علی بن ابیطالب (ع) که «هرگز بنده دیگری مباش، در حالی که حقیقتاً خداوند یکتا تو را آزاد قرار داده است.»[۲۰]، تأکید بر توجه دادن انسان به ارزش ذاتی خود و نفی اسارت و بردگی او، به هر شکلی است.[۲۱] از منظر امام(ره)، هدف از آزادی، رشد و کمال انسان­ها، خدمت به خلق است. آزدی بدست آمده نباید در راه تکبر و غرور به کار گرفته شود: «آیا ما بندگان خدا به طوری که خدای تبارک و تعالی امر فرموده است، رفتار می کنیم، حالا که آزاد شدیم، آزادی را وسیله برای خدمت به خلق و خدمت به خالق قرار می­دهیم، یا آزادی را برای مخالفت با خدا و استکبار بر مردم؟»[۲۲]

امام(ره) معتقدند، در سایه دین اسلام اصیل و ناب است که آزادی انسان­ها تأمین و حفظ می­شود، و انسان­ها به معنای حقیقی آزادی دست پیدا می­کنند، آزادی که در پرتو آن از عبودیت و بندگی دیگران خارج شده و تنها در برابر خداوند متعال تسلیم می­شوند و رخت بندگی خداوند را برتن می­کنند. در واقع، دین اسلام، موجب رهایی از تعلقات دنیوی و هواهای نفسانی و به عبارتی دیگر، آزادی حقیقی، می­گردد: «اسلام مکتبی است که انسان­ها را به گونه­ای می­سازد که به جز حق و مبدأ خلق به هیچ مکتبی تسلیم نشوند و تحت تأثیر هیچ قدرتی واقع نگردند …و از استقلال و آزادی خویش و سایر بندگان خدا بی­هیچ طمع و خوفی دفاع کنند.»[۲۳]؛ «شما بدانید که با اسلام می­توانید مستقل باشید و با اسلام می­توانید آزاد باشید. قرآن شما را آزاد قرار داده است و قرآن استقلال شما را بیمه کرده است.»[۲۴] «اسلام و احکام آن – که ضامن استقلال و آزادی مسلمین است.»[۲۵] در فرهنگ اسلامی هدف از خلقت، عبادت معرفی شده است؛ بنابراین ملاک آزادی صحیح، انتخاب گزینه­هایی است که انسان و جامعه را به این مقصد می­رساند.[۲۶] امام آزادی و هر مقوله سیاسی دیگر را تاجایی به رسمیت می­شناسد که در مسیر تحقق فلسفه نهایی اسلام، یعنی سعادت دنیوی و اخروی و به عبارت دقیق­تر همان آزادی درونی و سیر به کمال باشد:[۲۷] «ما آزادی که اسلام توی آن نباشد، نمی­خواهیم..آزادی و استقلال بی اسلام به چه دردمان می­خورد؟»[۲۸].

امام(ره)، در بدو پیروزی انقلاب کراراً بر عدم سوء استفاده از نام آزادی هشدار داده و آزادی را در افق اسلام و قانون تعریف نمودند.[۲۹] زیرا برخی از باصطلاح آزادی­ها باعث دور شدن مردم از تعالیم اسلام و هدف اصلی خلقت می­گردید. بنابراین، در اندیشه امام (ره)، آزادی در پناه اسلام و در حدود قانون محترم است:  «آزادی معنایش این نیست که بنشینید بر خلاف اسلام صحبت کنید؛ آزادی در حدود قانون است. دین کشور ما اسلام است. آزادی در حدود این است که به اسلام ضرر نخورد. قانون اساسی ما دین را اسلام می­داند.»[۳۰]؛ «آزادی در حدود قانون است. همه جای دنیا این طور است…نمی تواند کسی به اسم آزادی قانون شکنی بکند.»[۳۱] . آزادی ادیان و مذاهب، آزادی بیان، آزادی رسانه و مطبوعات، و آزادی­های اجتماعی مانند تجمع­های صلح آمیز از جمله مصادیق آزادی محسوب می­شوند.[۳۲]

[۱] . عبدالحسین حجت زاده، «دموکراسی در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)»، مجله متین، شماره ۲۳و۲۴٫

[۲] . رمضان اکبری مالستان، «حدود آزادی در نظام اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)»، فصلنامه حضور، شماره هفتاد و سه، ص۷٫

[۳] . مسعود عبدالحسین پورفرد، «گفتمان تعاملی آزادی در جمهوری اسلامی ایران(حقیقی یا صوری)»، در کتاب چهارمین نشست اندیشه­های راهبری؛ آزادی،  آبان ۱۳۹۱، ص۴۷۶٫

[۴] . علیرضا صدرا،«مهندسی آزادی سیاسی متعالی در نگاه، نظریه و نظام جمهوری اسلامی ایران»، در کتاب چهارمین نشست اندیشه­های راهبری؛ آزادی، آبان ۱۳۹۱، ص ۴۶۴٫

[۵] . صحیفه امام ، جلد ۷، ص ۳۶۷٫

[۶] . قل یا اهل الکتاب تعالو الی کلمه سواء بیننا و بینکم ان لا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله.

[۷] . رمضان اکبری مالستان، «حدود آزادی در نظام اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)»، پیشین، ص ۸-۹٫

[۸] . فاطمه سلطان محمدی،«بازخوانی مؤلفه­های تحقق آزادی در نظام اسلامی با رویکردی بر کلام علوی و آیات وحی»، در کتاب چهارمین نشست اندیشه­های راهبردی آزادی، آبان ۱۳۹۱، ص ۵۶۰٫

[۹] . سید حسین ابطحی و راحله منتظر، «آزادی، رقابت، شایستگی، شایسته سالاری»، در کتاب چهارمین نشست اندیشه­های راهبردی آزادی، آبان ۱۳۹۱، ص ۴۱۶٫

[۱۰] . سیدمحمد حسینی، «نظریه تساوی انسان­ها در حقوق بشر اسلام»، پیشین، ص ۵۶٫

[۱۱] . صحیفه امام، جلد ۴، ص ۱۹۵، سخنرانی در جمع دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج.

[۱۲] . صحیفه امام، جلد ۴، ص ۱۱۴،  سخنرانی در جمع دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج، ۳۰/۷/۱۳۵۷٫

[۱۳] . رمضان اکبری مالستان، «حدود آزادی در نظام اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)»، پیشین، ص ۷٫

[۱۴] . صحیفه امام، جلد ۱۰، ص ۲۴۲٫

[۱۵] . علی­رضا پیروزمند، «نظریه، الگو و راهبرد گسترش آزادی در نظام اسلامی»، در کتاب چهارمین نشست اندیشه­های راهبردی آزادی، آبان ۱۳۹۱، ص ۴۳۲٫

[۱۶] . صحیفه امام ، جلد ۴، ص ۲۴۲٫

[۱۷] . صحیفه امام، جلد ۱، ص ۲۸۷، سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم، ۲۶/۱/۱۳۴۳٫

[۱۸] . احترام سعادت­فر، «آزادی در دیدگاه امام خمینی(ره)»، نشریه فرهنگ پژوهش، شماره  ۴، پاییز ۱۳۸۸، ص ۳٫

[۱۹] . صحیفه امام، جلد۳، ص ۴۰۶٫

[۲۰] . ولا تکن غیرک و قد جعلک الله حرا؛ نهج البلاغه، نامه ۳۱٫

[۲۱] . مریم شهبازی زاده، «حقوق بشر از دیدگاه اسلام»، نشریه فرهنگ پژوهش، زمستان۱۳۸۸، شماره ۵، ص۵٫

[۲۲] . صحیفه امام، جلد ۷، ص ۴۸۹٫

[۲۳] . صحیفه امام، جلد ۱۵، ص ۴۴۶، پیام به فرهنگیان و دانشجویان تربیت معلم، ۷دی ۱۳۶۰٫

[۲۴] . صحیفه امام، جلد ۷، ص ۲۴٫

[۲۵] . صحیفه امام، جلد ۴، ص ۱۲۱٫

[۲۶] . علی­رضا پیروزمند، «نظریه، الگو و راهبرد گسترش آزادی در نظام اسلامی»، پیشین، ص ۴۳۲٫

[۲۷] . احترام سعادت­فر، «آزادی در اندیشه امام خمینی(ره)»، پیشین، ص ۵٫

[۲۸] . بیانات امام، دانشجویان دانشکدۀ ادبیات و فرهنگیان اهواز. (خطر روشنفکرمآب­ها و جمعیت‌های بیگانه از اسلام)،  ۲/۳/۱۳۵۸٫

[۲۹] . مسعود عبدالحسین پور فرد، «گفتمان تعاملی آزادی در جمهوری اسلامی ایران(حقیقی یا صوری)»، پیشین، ص ۴۷۸٫

[۳۰] . صحیفه امام، جلد ۷، ص ۴۸۷٫

[۳۱] . صحیفه امام، جلد ۸، ص ۱۱۹٫

[۳۲] .  محمدحسین پژوهنده، «ضمانت تحقق آزادی در نظام اسلامی»، کتاب چهارمین نشست اندیشه­های راهبردی آزادی، آبان ۱۳۹۱، ص ۵۴۵٫

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.