امجد ویسی: شاعر باید صدای مردم زمانه خود باشد

1 189

اشاره: امجد ویسی در ۱مهر ۱۳۵۵در یکی از روستاهای نزدیک شهر سنندج به اسم شیخ وجیم بدنیا آمد.  دوران ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه را در سنندج طی کرد.  اکنون هم بعنوان دبیر عربی،دینی وقرآن درخدمت دانش آموزان دبیرستان های سنندج است. او شعر نیز می سراید و در همین زمینه با او گفتگو کرده ایم.

 

فرهنگِ اسلامی: چطور به شعر علاقه‌مند شدید؟ اولین شعرتان را چه زمانی و در چند سالگی سرودید؟ آیا هنوز در خاطر دارید؟

امجد ویسی: علاقه ی من به شعر به دوره دبیرستان وسال ۱۳۶۹ برمیگردد.  معلم ادبیات دلسوزی به اسم استاد حسام الدین امین که حالا هم باایشان در ارتباطم به کلاسمان آمد و انقدر به زیبایی شعر میخواند و در مورد شعر وادبیات حرف میزد که ناخودآگاه به شعر علاقمند شدم.  استاد امین حتی حرف زدنش، راه رفتنش ولباس پوشیدنش شاعرانه بود. من همه چیزم را مدیون ایشانم،با تشویق ایشان شروع به حفظ کردن شعر شعرای کلاسیک کردم.  آنقدر به شعر علاقمند شدم که نزدیک به بیست هزار بیت شعر حفظ کردم.  پس از گذشت یک سال متوجه شدم که شعرهایی به ذهنم میاد که سروده ی هیچ کدام از شاعرانی نبود که شعر آنها را حفظ کرده بودم و سروده های خود من است و به وادی شعر و ادبیات قدم گذاشتم.

اولین شعرم یادم نیست اما میدانم خیلی ساده و بی تکلف بود.

 

فرهنگِ اسلامی: بسیار خوب. از شما مجموعه شعری هم منتشر شده است.

امجد ویسی: من تاکنون ۵ اثر منتشر کرده ام.  اولین کتابم مجموعه شعرم در سال ۷۶چاپ شد به اسم یک مشت خاکستر.  آخرین مجموعه شعری هم مجموعه ای از غزل ها،رباعی و دوبیتی های من است که به دو زبان کوردی و فارسی بوده و توسط حوزه هنری کردستان چاپ و  منتشر شده است.

 

فرهنگِ اسلامی: آیا علاوه بر شعر، دیگر رشته‌های ادبیات را هم امتحان کرده‌اید؟

امجد ویسی: علاوه بر سرودن شعر به ترجمه هم علاقه ی زیادی دارم .  رشته ی دانشگاهی من عربی است و باخواندن شعر شعرای عرب علاقه به ترجمه ی شعر آنها در من بوجود آمد.  در سال ۸۳مجموعه ای از شعر نزار قبانی شاعر معاصر عرب را از عربی به کوردی ترجمه و منتشر کردم.

فرهنگِ اسلامی: از اشعار کلاسیک و سپید بیشتر به کدام نوع شعر تمایل دارید؟ نظر در باره بقیه قالب‌ها چیست؟

امجد ویسی: شعر اگر شعر باشد در هر قالبی که باشد تاثیر گذار خواهد بود.  این قالب شعر نیست که شعر بودن یک شعر را میرساند بلکه اندیشه، احساسات و ایده های نو یک شاعر است که در ذهن و قلب شنونده وخواننده انقلابی ادبی بوجود می آورد ـ اما من خودم بیشتر شعرهای کلاسیک را دوست دارم وازمیان انواع قالب های شعر کلاسیک به غزل بیشتر علاقمندم.  البته شعرهای نیمایی و سپید را هم دارم اما در کل فعالیت من بیشتر در عرصه ی شعر کلاسیک است.

 

فرهنگِ اسلامی: نظر شما در باره شعر آیینی چیست؟ شعر آیینی چه موضوعاتی را شامل می‌شود؟

امجد ویسی: شعر آیینی یکی از موضوعات شعری ما است که یادگاری است از دوران های قدیم.  از زمانیکه که دین و مذهب و آیین در جامعه رشد کرد شعر آیینی هم پاگرفت و شعرای آیینی هم در جامعه ظاهر شدند.  شعر زبان مردم زمان خود است وچون  دین بعنوان واقعیت لاینفک در جوامع بوده و هست بنابراین شعرایی بوده و هستند که در شعرهایشان از تفکرات و ایده های دینی و مذهبی میسرایند.  البته شعر آیینی در ایران بیشتر بعد از انقلاب رشد و نمو داشته است.

بنظر من پرداخت به دین و آیین در شعر میتواند مثبت باشد به شرطی که به غلو منجر نشود.  امروزه بعضی از شاعران به اسم شاعر آیینی در شعرهایشان چیزهایی را مطرح میکنند که با واقعیت در تضاد است و این میتواند خطرناک باشد. برخلاف شعرهای عتشقانه و حماسی در شعرهای آیینی شاعر باید دست به عصا راه برود.  حق ندارد هرچیزی را بگوید و به خورد جامعه دهد.

 

فرهنگِ اسلامی: از کدام اساتید بهره‌مند بوده‌اید و در چه حد؟

امجد ویسی: همچنانکه پیشتر عرض کردم اولین کسی که دستم مرا گرفت استاد حسام الدین امین بود.  بعدها هم از محضر استاد منوچهر علیپور شاعری از دیار شمال که چند سالی در کردستان بودندو همچنین شاعر باذوق و خوش اخلاق کردستانی شادروان شاهرخ اورامی بهره ها بردم.

 

فرهنگِ اسلامی: شعر کردی و فارسی را چگونه ارزیابی میکنید؟ و شعر کردی و فارسی چه تأثیراتی روی همدیگر گذاشته ؟

امجد ویسی: کورد و فارس جزءِ ملت اصیل ایرانند که قدمتی دارند به اندازه ی همه تاریخ ایران. کورد هرکجا باشد ایرانی است.  خواسته ی این دو یکی بوده و خواستگاه شعری شعرای آنها هم یکی است. اگر در شعر فارسی، فردوسی بزرگ  داستان پهلوانان ایرانی را به شعر در می آورد در زبان کوردی هم احمد خانی کتاب حماسی خود به نام مم و زین تحریر کرده که با شاهنامه فردوسی و ایلیاد و اودیسه ی هومر برابری میکند.  اگر درزبان فارسی شاعری به نام حافظ عشق و شعر و عرفان را باهم در می آمیزد در زبان کوردی هم شاعری به نام نالی پدیدار میشود که دست کمی از حافظ ندارد.  البته این را هم عرض کنم که برخی از شعرای پارسی گوی ایرانی کورد بوده اند اما چون زبان غالب در ایران فارسی بوده،  انها هم به سرایش شعر فارسی روی آورده اند.  یا در زبان و ادبیات عرب ماشاعری داریم به نام احمد شوقی که امیرالشعرای عرب لقب گرفته و کتاب او به نام شوقیات مشهور است او هم کورد بوده است.

 

فرهنگِ اسلامی: فضای شعر کردستان امروز چگونه است و چقدر در جذب مخاطب موفق بوده است؟

امجد ویسی: فضای شعر کوردی امروز چیزی جدای از فضای شعر جهانی نیست.  در شعر کوردی امروز هم عشق است وهم حماسه، هم عرفان است و هم جامعه شناختی.  شاعران معاصر کورد تنها در میان مردمشان شناخته نیستند بلکه نام و آوازه ی جهانی دارند.  نگاهی به شعر شاعر معاصر جهان شیرکو بیکه س این واقعیت را آشکار میکند شاعری که شعرش به بیشتر زبان های جهان ترجمه شده و احمد شاملو شاعر معاصر ایران به او لقب امپراتور شعر جهان داده و برخی از شعرهای او را به فارسی ترجمه و دکلمه کرده است.  یا شاعرانی مانند عبدالله په شیو یا لتیف هلمت و… این شاعران در تمام جهان مشهورند و جزء ۲۰شاعر برتر دنیا هستند.

 

فرهنگِ اسلامی: آیا شما شعر کردی هم دارید؟ برای شما شعر گفتن به کدام زبان راحت تر است؟

امجد ویسی: بله شعرهای کوردی دارم.  در اصل من بیشتر به زبان شعر مینوسم ـ بیان احساسات در شعر به زبان مادری راحت تر است.

 

فرهنگ اسلامی: رسول گرامی اسلام (ص) و اهلبیت ایشان در شعر مردم کردستان چه جایگاهی دارند؟ آیا شما هم برای این ذوات مقدسه شعر دارید؟ چه شعری؟

امجد ویسی: بله دیوان شعرای کردلبریز از شعرهایی است که در وصف پیامبر زیبایی ها و آل و اصحاب او سروده اند. در ادبیات کردستان شاعرانی که در شعرشان شعرهایی دروصف پیامبر و آل و اصحابش نباشد جایگاهی در بین مردم ندارند. بیشتر شعرای کورد ماموستایان دینی بودند که قبل از اینکه شاعر بوده باشند آمران به معروف وناهیان از منکر بوده اند و در گوشه ی و خانقاه ها مشغول ارشاد مردم بوده اند. بیشتر شعرهایی که درماه محرم برای همدردی با خانواده رسول اکرم خوانده میشود سروده ی یکی از شعرای کورد به اسم شیخ رضای طالبانی است.  برای همیشه شعرهای زیبای او در گوش ها زمزمه میشود که:

لافت از عشق حسین است و سرت برگردن است

عشق بازی سر به میدان وفا افکندن است

بنده هم  سروده هایی به زبان کوردی وفارسی در وصف پیامبر وآل و اصحابش دارم که در بیشتر جشنواره ها در شهرستان ها و استان های مختلف کشور خوانده ام و مورد توجه مخاطبین هم قرار گرفته است.  اما در کل بیشتر شعرهای من عاشقانه و اجتماعی است.

فرهنگِ اسلامی: برگزاری جشنواره‌ها تا چه حد می‌تواند به شعر شاعران کمک بکند؟

امجد ویسی: برگزاری جشنواره ها ارزش دادن به جایگاه شاعران و آثار آنهاست و در حقیقت هیچ جشنواره ای شاعر ساز نیست. در جشنواره ها همین که شاعران باهمدیگر آشنا میشوند کافی است. وقتی شاعران بازبان ها و ملیت های مختلف در یک جشنواره کنارهم گرد می آیند شاعران ارزش و جایگاه واقعی خود راباز میبایند.

 

فرهنگِ اسلامی: شما تا کنون در چه جشنواره‌هایی شرکت کرده و برگزیده بوده‌اید؟

امجد ویسی: من درجشنواره ها وکنگره های مختلفی شرکت کرده ام.  مقام ها ورتبه های زیادی را هم در شعرهای کوردی و فارسی به دست آورده ام که برخی از آنها عبارتند از آن جمله کسب رتبه اول شعر جشنواره پیامبر مهربانی در زاهدان وـ…

 

فرهنگِ اسلامی: شاعر روح لطیف و حساسی دارد و از مسائل دوروبرش بیشتر از افراد عادی تأثیر می پذیرد. در دنیای امروز که همه‌سو جنگ است و بی‌عدالتی، شما بعنوان شاعر چه عکس العملی نشان می‌دهید؟ آیا شعری در این زمینه دارید؟

امجد ویسی: شاعر اگر زبان زنده ی مردم زمان خود نباشد شاعر نیست هستند شاعرانی که بیخبر ازمردم ودرد جامعه در خیال خود سیر میکنند و شعر میگویند بیگمان این شاعران شعرشان قبل از خودشان خواهد مرد.  من بعنوان کسی که از بطن جامعه و بویژه قشر رنجدیده آن برخاسته ام تمام تلاشم این بوده که نارسایی های مردمم را در شعرهایم منعکس کنم شاعر زمانی در ذهن مردمش میماند که ازآنها بگوید.  دردهایشان را قافیه شعر خود کند. موسیقی شعرش را براساس زخم های آنها کوک کند. ردیف شعرش درد و ناله ی مردمش باشد.

 

فرهنگِ اسلامی: در دنیای امروز که دین‌ستیزان از هر طرف به اسلام هجوم آورده‌اند، به نظر شما برای وحدت میان مسلمانان چه اقداماتی باید صورت بگیرد و وظیفه یک شاعر در این زمینه چیست؟

امجد ویسی: شاعر همچنانکه زبان مردم زمان خود است باید امین مردم خود هم باشد.  یکی از مباحثی که دین مبین اسلام به آن اشاره کرده دعوت به وحدت و برادری است.  این مسئله باید در شعر شاعران نمود یابد.  متاسفانه در میان شاعران ما کسانی هستند که خود عامل انتشار تفرقه و دودلی اند. شاعران کم تجربه و بیسوادی که تمام تلاش خود را صرف پرداختن مسایل فتنه انگیز میکنند.  شاعر زمانی شاعر خواهد بود که برای تمام ملت ستمدیده خود که هیچ، برای همه ی ستمدیدگان جهان بنویسد. در تمام جشنواره ها سعی کرده ام از مسائل اختلافی فاصله گرفته وعامل وحدت و یکدلی باشم.  کار شاعر جدای از کار انبیاء نیست.  شاعران هم برای وصل کردن آمده اند.

مابرای وصل کردن آمدیم

نی برای فصل کردن آمدیم

 

فرهنگ اسلامی: تا کنون با شاعرانِ مسلمانِ کشورهای دیگر هم برخورد داشته‌اید؟ نظر آنها در باره دنیای امروز را چگونه یافته‌اید؟

امجد ویسی: بله بنده هم با شاعران مسلمان کشورهای مختلف دیگر نشست و برخاست داشته ام هم با غیر مسلمان.  وقتی بحث هنر پیش می آید دین بعنوان یاری دهنده ی ذهن شاعر در کنار او را میرود نه اینکه در مقابل طرف روبرو قرار گیرد.  هیچ هنرمند و بویژه شاعری متعصب نیست چون میداند همه آیین ها به سرچشمه ی ازلی و ابدی که خدای لایزال هست منتهی میشود. شاید یکی از صمیمی ترین دوستان شاعر من یک شاعر هندو است اما وقتی بااو حرف میزنم و بااوراه میروم اصلا به این فکر نیستم که مسلمان نیست  . او مسلمان نیست اما ذهنش و شعرش و سخنش سالم  است و این چیزی است که برای من مهم است.

آنها هم مانند ما به ارزش های انسانی توجه دارند.  درد مشترک ما یکی است اگرچه دینمان یکی نیست.  انها هم در شعرهایشان صداقت را فریاد میزنند.

فرهنگِ اسلامی: شما از جمله شاعرانی هستید که در دیدار شاعران با مقام معظم رهبری حضور داشتید، آن دیدار را چگونه توصیف می‌کنید؟

امجد ویسی: این دیدار قبل از اینکه شاعرانه باشد عاشقانه بود.  شاعران مختلف در برنامه دیداررهبری جمع شده بودند.  مقام معظم رهبری در آن برنامه شخصیتی ادبی، هنری داشت.  شعرها را به خوبی گوش میداد. خواندن برخی از شعرها باتبسم ایشان همراه بود.  هرجا هم ضعفی میدید نقد میکرد.  درکل برنامه ی ارزشمندی بود که برای همیشه در ذهنم خواهد ماند.

 

فرهنگِ اسلامی: چه انتظاراتی از شاعران معاصر خود دارید؟

امجد ویسی: انتظارمن از شاعران همزمان خود اینست که با مخاطب صادق باشند.  خود را تافته ی جدا بافته ندانند.  در خیال و تخیل خویش سیر نکنند.  بمیان مردم بیایند.  از مردم بنویسند.  زبانشان زبان مردم باشد.  تصویرات شعری شان ملموس باشد برگرفته از مردمی که میبیند.  در کلامش دروغ راه ندهد.  جیره خوار سفره ی نامردمان و بی دردان جامعه نباشد. بااخلاق باشد چون اخلاق به هنرش زیبایی میبخشد.

 

فرهنگِ اسلامی: فضای شعر پس از انقلاب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

امجد ویسی: فضای شعر در همه زمان ها یکی است.  اگر چه قالب ها و مضامین فرق میکند.  فضای شعر در همه ی زمان ها صمیمی است که اگر اینگونه نباشد شعری خلق نمیشود. اگر منظور شما مضمون شعر است باید بگویم شاعران بعد ازانقلاب گام های بلندی را درنوگرایی وآفرینش مضامین ادبی برداشته اند.  البته در بعضی از دیوان ها و مجموعه های شعری به سروده هایی برمیخوریم که فاقد زیبایی های شعری است و این مسئله نگران کننده است.  بعضی از شاعران جشنواره یی اند و فقط برای مناسبت ها شعر میگویند این شاعران و شعرشان بمرور زمان از اذهان فراموش میشوند.

فرهنگِ اسلامی: از اینکه در خدمت شما بودیم خرسندیم و برای شما آرزوی موفقیت روزافزون داریم.

 

 

نمونه اشعار:

۱

یک بغل خورشید

این منم آهسته می‌آیم به سویت مثلِ شعر

آشنا با کوچه‌های مشک‌بویت، مثلِ شعر

 

من همانم، شاعری که یک بغل خورشید را

من کند قربانی یک تار مویت، مثلِ شعر

 

مثلِ پژواکم که با کوچک‌ترینِ بادها

بال می‌گیرم و می‌آیم به سویت، مثلِ شعر

 

تو کدامین بوستانی، که تمام ابرها

قطره قطره می‌چکد در آرزویت، مثلِ شعر

 

پنجره را باز کن، حرفی بزن، زیبای من

یک نفر دائم نشسته روبه‌رویت، مثلِ شعر

 

نامِ سبزت را به باران می‌سپارم نازنین

تا طنین‌انداز گردد رنگ و بویت، مثلِ شعر

 

با زبان انکار کن، اما بدان که عشق را

من گرفتم از دو چشم راست‌گویت، مثلِ شعر

۲

گندم و آدم

روحِ من تخریب شد، مرهم برایم خوب نیست

خانه‌ای مخروبه‌ام، که نم برایم خوب نیست

 

اشک‌های من چه می‌خواهید از این گونه‌ها

من گلی پژمرده‌ام، شبنم برایم خوب نیست

 

بی‌سبب گرچه مسیحای دلم بر دار رفت

گریه‌های حضرتِ مریم برایم خوب نیست

 

واپسین درد زمینم، با من از انسان مگو

داستان گندم و آدم برایم خوب نیست

 

آنچنان در خویشتن افسرده‌ام مثلِ کویر

صحبت از موسیقی زمزم برایم خوب نیست

 

خسته‌ام از دیدنِ نادیدنی‌ها، مرگ کو؟!

بودن و ماندن در این عالم برایم خوب نیست

 

دست بردارید از من واژه‌های شوم و نحس

تازگی‌ها شعر گفتن هم برایم خوب نیست

۳

اسطوره

روزی که نگاهم به دو چشمانِ تو افتاد

همچون غزلی دست به دامانِ تو افتاد

 

ای پر ز اساطیر، تو آیا خبرت هست

بیژن به تهِ چاهِ زنخندانِ تو افتاد؟!

 

سعدی همه عرفان شد و در شعر فرو رفت

روزی که مسیرش به گلستانِ تو افتاد

 

میخانه بهانه‌ست، یقینا دلِ حافظ

در بندِ خمِ زلفِ پریشانِ تو افتاد

 

تاریخ پر از فلسفه شد، عشق درخشید

چون پای ارسطو به دبستانِ تو افتاد

 

ای کاش که بر گونه‌ی تو دسترسم بود

چون قطره‌ی اشکی که ز چشمانِ تو افتاد

 

مبهوت هوس‌های زلیخایی خویشم

گر یوسفِ من در کفِ زندانِ تو افتاد

 

گفتی که فراموش کنم نام تو را… خیر

این دردِ من از نسخه‌ی درمانِ تو افتاد

۴

شرحِ موزونِ شبِ یلدا

به تو گفتم نگاهت آبی و زیباست، یادت هست؟

و گفتم که صدایت روحِ دریاهاست، یادت هست؟

 

زمانی را که از ژرفای دل فریاد می‌کردم:

دو چشمت مثلِ باران سبز و پرمعناست، یادت هست؟

 

به تو گفتم مرو، چون کودک معصومِ شعرِ من

بدونِ تو غریب و ساکت و تنهاست، یادت هست؟

 

و تو با دستِ خود او را نوازش کردی و گفتی:

همین کودک امیدِ روشنِ فرداست، یادت هست؟

 

من از آهنگِ قلبِ تو به تو نزدیکتر بودم

تو اما باز می‌گفتی: دلت تنهاست، یادت هست؟

 

مرا نفرین مکن زیرا همان دیوانه‌ای هستم

که گفتی گریه‌هایم سخت جانفرستاست، یادت هست؟

 

چو می‌رفتی دوباره برف می‌بارید، دانستم

که زلفت شرحِ موزونِ شبِ یلداست، یادت هست؟

 

به پاسِ احترامِ دردهایم اشک می‌ریزی

اگرچه پیرگشتی، باز هم پیداست، یادت هست

۵

انتحار

بگذار که در خدمتِ تو ساده بمیرم

با روح و دلی شیفته، افتاده بمیرم

 

یک عمر برای نگهت شعر سرودم

بگذار که چون شاعری آزاده بمیرم

 

دلواپسی و اشک فقط قسمتِ من بود

بگذار که با آنچه خدا داده، بمیرم

 

دورم مکن از صحنه‌ی زیبای حضورت

چون شرط من این بود که دلداده بمیرم

 

گر قصدِ سفر کردی از اینجا، خبرم کن
بگذار مهیا شوم آماده بمیرم

مصاحبه کننده: سید احمد شهریار

1 نظر
  1. رضا می گوید

    مصاحبه بسیار خوبی بود

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.