تاملی در مسوولیتهای مردمی در خطبه فدکیه حضرت زهرا (س)

0 197

چکیده

در این نوشتار، خطبه فدکیه حضرت زهرا (ع) از منظر نقش کلیدی آن  حضرت در یکی از مهمترین نقطه عطفهای تاریخی زنجیره ادیان الهی، یعنی گذار از خاتمیت به امامت، و یکی از جنبه های عبرت آموز خطبه، یعنی تاکید بر نقش و مسوولیتهای مردم در تحولات تاریخی صدر اسلام، قبل و بعد از رحلت پیامبر(ص)، مورد تامل گرفته است . این بررسی نشان می دهد حدود۱۰ درصد خطبه به موضوع مصادره فدک اختصاص یافته و حضرت با استفاده از این فرصت، موضوع مهمتر شکل گیری یک انحراف بزرگ و سرنوشت ساز در دین پس از رحلت پیامبر  را مورد بحث و ریشه یابی قرار داده است . حضرت در این خطبه مسوولیتهای سنگین حراست از میراث وحی و دین پس از پیامبر، و انتقال و ابلاغ آن به آیندگان را ،که در عرف امروز برعهده نخبگان و علمای دین است، مستقیما متوجه مردم می داند و بر این اساس آنان را شماتت می کندکه چگونه پس از رحلت پیامبر، نسبت به موهبت الهی بعثت قدر ناشناسی کرده و اجازه دادند عده ای شتابزده به غصب خلافت روی آورند و با رجعت به ارزشهای قومی و اشرافی، و الگو گیری از امپراطوریهای ایران و روم، تاریخ دیگری را برای اسلام رقم بزنند.

* حضرت فاطمه (س) در خطبه فدکیه مسئولیت های سنگین حراثت از وحی و دین پس از پیامبر و انتقال و ابلاغ آن به آیندگان را –که در عرف امروز بر عهده نخبگان است- مستقیما متوجه مردم می داند.
* خطبه فدکیه در چهارچوب شان و منزلت تاریخی حضرت زهرا (ع) در زنجیره ادیان الهی و نقش کلیدی آن حضرت در یکی از مهم ترین نقطه عطف های آن گذار از خاتمیت به دوران امامت مورد توجه قرار گرفته است.
* خاتمیت و رویدادهای پس از آن، از نقطه عطف های مهم در زنجیره ادیان الهی است.
* خطبه فدکیه بنیانگذار مبارزه برای استمرار نهضت انبیاء الهی در دوران امامت و درواقع بنیانگذار تشیع است.
* خطبه فدکیه اولین گزارش جامع اسلام شناسی است.
* اگرچه مصادره فدک زمینه ساز ایراد خطبه بوده است اما بخش کوچکی از خطبه (حدود ۱۰ درصد) به این امر اختصاص یافته و موضوع مهمتر یعنی شکل گیری یک انحراف بزرگ و سرنوشت ساز مورد بحث قرار گرفته است.
* شیوه دخت پیامبر در انتخاب مخاطب ها و تاکید بر مسئولیت های مردمی در خطبه فدکیه مشابهت با مخاطب گزینی در کلام الهی در قرآن دارد.
* حضرت زهرا(س) در پاسخ عده ای که می گفتند اگر علی به سراغ ما می آمد با او بیعت می کردیم می فرماید امام چون کعبه است که به سویش می آیند ولی به سوی کسی نمی رود. این سخن حضرت موجزترین و پرمعنا ترین کلام در فلسفه سیاسی است.

محمد بافر غفرانی تاملی در مسوولیتهای مردمی در خطبه فدکیه حضرت زهرا (س)

مَّا کاَنَ محَُمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ

وَ لَکِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِیِّنَ….

( احزاب -۴۰)

  • درآمد
    1. ترجمه و شرح خطبه مشهور فدکیه حضرت زهرا (ع) در مراجع زیادی به زبان فارسی در دسترس است /۶-۱/ [۱] . در کتاب بسیار ارزشمندی که در سالهای اخیر در زمینه زندگانی حضرت زهرا (ع) انتشار یافته /۱/  و از نظر جامعیت در نوع خود بی نظیر است، با مرور تفصیلی بر تاریخ جهان در عصر بعثت و تاریخ جزیره العرب و مدینه، جامعه عرب قبل و بعد از اسلام در یک مدل جامع مورد تحلیل جامعه شناختی قرار گرفته و تحولات دوران پیامبر (ص) و پس از آن، بویژه زندگانی و نقش حضرت زهرا (ع) و سخنان تاریخی حضرت در خطبه فدکیه، مورد کنکاش قرار گرفته است .
    2. موضوع این یادداشت ارایه شرح جدیدی بر خطبه فدکیه نیست، که نویسنده حتی ورود به آنرا درصلاحیت خود نمی بیند، بلکه صرفا تاملی است در یکی از جنبه های عبرت آموز این خطبه، یعنی تاکید حضرت بر نقش و مسوولیتهای مردم در تحولات تاریخی صدر اسلام، قبل و بعد از رحلت پیامبر(ص)، و آموزه هایی که می تواند در عصر حاضر، برای ما داشته باشد .
    3. در این یادداشت، خطبه فدکیه درچهارچوب شان و منزلت تاریخی حضرت زهرا (ع) در زنجیره ادیان الهی، و نقش کلیدی آن حضرت در یکی از مهمترین نقطه عطفهای آن، یعنی گذار از خاتمیت به دوران امامت، مورد توجه قرار گرفته است،که به نظر می رسد چهارچوب مناسب تری برای تحلیل این خطبه تاریخی باشد.

 

  • شان تاریخی حضرت زهرا (س) و خطبه فدکیه
  • فاطمه ( ع) ذریه پیامبران

آیات متعددی از قرآن به وجود نوعی زنجیره توارث در ذریه انبیا اشاره دارد. به عنوان نمونه :

  • إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى ءَادَمَ وَ نُوحًا وَ ءَالَ إِبْرَاهِیمَ وَ ءَالَ عِمْرَانَ عَلىَ الْعَالَمِینَ ؛ ذُرِّیَّهَ بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ ……. (آل عمران ۳۴-۳۳)
  • أُوْلَئکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِْم مِّنَ النَّبِیِّنَ مِن ذُرِّیَّهِ ءَادَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَ مِن ذُرِّیَّهِ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْرَءِیلَ وَ مِمَّنْ هَدَیْنَا وَ اجْتَبَیْنَا ….(مریم ۵۸)
  • وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَ إِبْرَاهِیمَ وَ جَعَلْنَا فىِ ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّهَ وَ الْکِتَابَ..(حدید ۲۶)

پیام آیات یاد شده، پراکنده ندیدن ظهور انبیاء به صورت رویداد های تاریخی مجزا، و توجه دادن به نهضت مستمر انبیای الهی در طول تاریخ،        از آدم تا خاتم ، است[۲].

در باور شیعی این زنجیره پس از خاتمیت نیز، در ذریه پیامبر خاتم استمرار یافته است. موضوع این توارث،که فراتر از یک توارث ژنتیکی است، پرچمداری نهضت ادیان توحیدی و مقابله و مبارزه با نظامهای شرک وکفر ونفاق در صورتهای مختلف (ادیان کفر)، در طول تاریخ است. روشن ترین بیان این باور، در زیارت وارث آمده است[۳] :

اَلسَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَهِ اللَّهِ‏،     السّلاَمُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ‏،      السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ‏، السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُوسَى کَلِیمِ اللَّهِ، السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ عِیسَى رُوحِ اللَّهِ‏،    السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِیبِ اللَّهِ..

امام حسین (ع) دردعای مشهور عرفه، خود را وارث این زنجیره ادیان ابراهیمی معرفی می کند (…یَا إِلَهِی وَ إِلَهَ آبَائِی إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ           وَ یَعْقُوبَ …)، و نه صرفا فرزند پیامبر خاتم (ص) !. در زیارت جامعه نیز از اهل بیت پیامبر(ص)، به سلاله النبیین؛ و ورثه الانبیآء نام برده شده است .

همچنانکه نهضت انبیاء الهی در ذریه آدم و نوح و ابراهیم و آل عمران استمرار یافت، پس از خاتمیت نیز در ذریه پیامبر خاتم، از طریق حضرت زهرا (س) و ذریه وی، ادامه یافت و بازه زمانی آن در تمامی دوران امامت،       از خاتمیت تا آخرالزمان، گسترده است.

به باور نگارنده، رویدادهای پس از پیامبر (ص)، سیره اهل بیت (ع) و به ویژه شان و منزلت تاریخی حضرت زهرا (ع) ، باید در این چهارچوب مورد تحلیل قرار گیرد و نشایدکه در تاریخ صدر اسلام محدود بماند[۴] .

  • نقش حضرت فاطمه ( ع) در گذار از خاتمیت به امامت

خاتمیت و رویدادهای پس از آن، از نقطه عطفهای مهم در زنجیره ادیان الهی است. اگرچه اسلام جامع ادیان ماقبل، و پیامبر اسلام (ص) حلقه انتهایی نبوت است ، اما رحلت وی آغاز دوران جدیدی در جریان جدال تاریخی بین حق و باطل بود[۵] .

پس از انقطاع وحی و فقدان نبی و رسول خاتم ، با به اجرا درآمدن برنامه سقیفه بلافاصله پس از رحلت پیامبر (ص)، یکی از بزرگترین انحرافهای پس از پیامبران الهی پایه گذاری شد،که می رفت تا زنجیره ادیان ابراهیمی را در کمتر از نیم قرن پس از پیامبر خاتم، به نحو برگشت ناپذیری دگرگون و با مشروعیت ظاهری بخشیدن به خلافت اموی، به ضد خود تبدیل کند .

حضرت زهرا (س) در مدت کوتاه عمرش پس از رحلت رسول خدا (ص)، با تلاشهای سیاسی اجتماعی مستمر و فرساینده ، از جمله ارایه خطبه فدکیه ، بنیانگذار مبارزه برای استمرار نهضت انبیای الهی در دوران گذار پس از خاتمیت ، یعنی دوران امامت ، و در واقع بنیانگذار تشیع است[۶] . از این منظر، حضرت را باید واسطه العقد تاریخ ادیان ابراهیمی تا پیامبر اسلام ، و تاریخ پس از خاتمیت ، دانست .

  • جایگاه و شان تاریخی خطبه فدکیه

اگرچه این خطبه نام فدکیه برخود گرفته است ولی مروری اجمالی بر آن نشان می دهد، که موضوع خطبه به مراتب فراتر از  یک بحث حقوقی و فقهی در مورد غصب فدک است که، به دلایل روشن سیاسی[۷] ، به اجرا در آمد. بلکه حضرت با استفاده از این فرصت، علاوه بر مروری موجز و در عین حال جامع  براصول اعتقادات اسلامی، به یک تحلیل اجتماعی و سیاسی از رویدادهای قبل و بعد از بعثت می پردازد،که خطبه را به یک سند تاریخی منحصر به فرد در تاریخ اسلام، تبدیل می کند :

  • خطبه فدکیه اولین گزارش جامع اسلام شناسی است که، قبل از جمع آوری و انتشار سخنان و نامه های حضرت امیر(ع)، از طرف نزدیکترین عضو خانواده و ذریه پیامبر خاتم ارایه شده است. خطبه علاوه بر یادآوری فشرده مبانی دین اسلام و معرفی قرآن،به عنوان مهمترین معجزه و یادگار پیامبر(ص)، از نزدیکترین فاصله تاریخی به تحلیل مردم شناختی و جامعه شناختی تاریخ صدر اسلام وتحولات اجتماعی پس از رحلت پیامبر خاتم می پردازد [۸] .
  • گوینده خطبه شخصیتی است که، از نوجوانی، در دوران پر تلاطم هجرت پیامبر و شکل گیری اولین امت اسلامی در مدینه النبی حضور داشته و، علاوه بر حمایت از پیامبر (ام ابیها)، در بسیاری از غزوات و رویدادهای این دوران در فعالیتهای پشتیبانی پشت جبهه نقش ایفا کرده است .
  • اگرچه مصادره فدک زمینه ساز ایراد خطبه بوده است،اما بخش کوچکی از خطبه (حدود۱۰درصد) به این امر اختصاص یافته و حضرت با استفاده از این فرصت، موضوع مهمتر شکل گیری یک انحراف بزرگ و سرنوشت ساز پس از رحلت پیامبررا مورد بحث و ریشه یابی قرار داده است،که می تواند در تحلیل رویدادهای نیم قرن اول اسلام راهگشا باشد .
  • خطبه فدکیه در واقع یک بیانیه ( مانیفست ) اسلامی- شیعی است که به عنوان اعتراض به پایه گذاری یکی از بزرگترین انحرافهای پس از پیامبران الهی، در تاریخ ثبت شده است [۹] . انحرافی که می رفت تا زنجیره ادیان ابراهیمی را در کمتر از نیم قرن پس از خاتمیت، به نحو برگشت ناپذیری دگرگون و به ضد خود تبدیل کند و تنها عاشورایی می بایست تا – حسین وارث آدم و فرزند فاطمه – این فرآیند را متوقف ، و میراث ادیان الهی را ماندگار کند .

به دیگر سخن ، روایت حضرت از رویدادهای صدر اسلام در خطبه فدکیه، در چهارچوب فرا روایت ادیان الهی جایگاه و شان تاریخی خود را       می یابد و در جامعیت خود قابل طرح و تحلیل است .

  • مسوولیتهای مردمی در خطبه فد کیه

گزارشهای تاریخی نشان می دهد هنگام ورودحضرت به مسجد النبی (ص)، جمع زیادی از اقشار مختلف اجتماعی آنروز در مسجد حضور داشته و یا با شنیدن خبر تصمیم دخت پیامبر، به سوی مسجد سرازیر شده و اجتماع کرده اند/۴-۳/. از ترکیب جمعیتی حاضران در مسجد اطلاع دقیقی در دست نیست، اما مسلم است که بخش عمده آنانرا مهاجران و انصار (قبایل اوس وخزرج) تشکیل می داده اند.

نکته مهمی که به نظر می رسد تا کنون کمتر مورد توجه قرار گرفته این است که حضرت در این خطبه، به استثنای یک مورد، مخاطب سخنان خود را عام و یا عموم مردم حاضردر مسجدالنبی (ص) و در انتهای خطبه، گروه انصار انتخاب می کند[۱۰]. حضرت در فصل۱۴، ابتدا مردم را باعنوان “عِبادَ اللَّهِ“، و      ” اَیُّهَا النَّاسُ“، مورد خطاب قرار می دهد و در ادامه، با ضمیر جمع، همگان را ! .

به باور نگارنده، انتخاب مخاطبان در این خطبه نمی تواند اتفاقی باشد و همانند محتوای خطبه، حکمتهای فراونی در آن نهفته است که پژوهش و تامل در آن نه تنها به تحلیل تاریخ صدر اسلام کمک می کند، بلکه می تواند ابعاد جدیدی از فلسفه سیاسی حضرت را آشکار کند. در زیر تلاش شده است در حد بضاعت، خطابهای مردمی این خطبه مورد بررسی اجمالی قرار گیرد، تا آغازی باشد برای پژوهشهای بعدی در این زمینه :

  • نقش مردم در امانت داری دین و وحی و ابلاغ آن به دیگران

            حضرت پس از بخش درآمد (که به حمد و ثنای خداوند، یاد آوری حکمتهای آفرینش و اهداف و رسالتهای پیامبراختصاص دارد)، در اولین فراز از بخش دوم خطبه (فصل پنجم)، رو به مجلس کرده و با مخاطب قرار دادن مردم (اَنْتُمْ عِبادَ اللَّهِ)، برای آنان چند مسوولیت مهم را یاد آور می شود  :

  • نگاهبانان امر و نهی خدا ( نُصُبُ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ )
  • حاملان وحی وآیینش ( وَ حَمَلَهُ دینِهِ وَ وَحْیِهِ،)
  • امانت داران حق در میان خود ( وَ اُمَناءُ اللَّهِ عَلى اَنْفُسِکُمْ )
  • و رسانندگان آن به امتهای دیگر( وَ بُلَغاؤُهُ اِلَى الْاُمَمِ )

حضرت در این فصل، در برابر موهبتهای خداونددر بعثت پیامبر (فصل قبل)، مسوولیتهای سنگین حراست از میراث وحی و دین پس از پیامبر(ص)، و انتقال و ابلاغ آن به آیندگان را ،که در عرف امروز برعهده نخبگان و علمای دین است، مستقیما متوجه مردم، به عنوان امین خداوند و متعهد در برابروی، می داند     و اعلام می کند ! ( زَعیمُ حَقٍّ لَهُ فیکُمْ  وَ عَهْدٍ قَدَّمَهُ اِلَیْکُمْ ) .

وحی و دین الهی، مصداق بارز حکمت بالغه و فیض خداوند و امانتی است که از روز الست بر دوش نوع انسان نهاده شده و آسمانها و زمین ظرفیت و طاقت برداشتن آنرا نداشته اند ( إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ         وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً، احزاب۷۲). همچنین،ابلاغ رسالتهای خداوند به دیگران،از دیگر مسوولیتهای اهل ایمان بر شمرده شده است( الَّذینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ حَسیباً ؛ احزاب ۳۹) . خداوند مردم را (به عنوان خلیفه خود در زمین) در این امر امین قرار داده (وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَهً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها  وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ…، بقره-۳۰) و از مومنان خواسته است در برپا داشتن قسط، حتی بر علیه خود، نمونه باشند (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى‏ أَنْفُسِکُمْ…(نساء ۱۳۵)؛ زیرا که قیام به قسط و قیام در راه خدا لازم و ملزوم یکدیگرند (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ … مائده ۸) .

یاد آوری و تاکید بر این مسوولیتهای سنگین مردمی در ابتدا ، مقدمه لازمی برای فراز های بعدی خطبه فدکیه است که حضرت بر اساس آن، مردم را در ایفا نکردن این مسوولیتها، آنهم در حساس ترین نقطه عطف تاریخی در زنجیره ادیان الهی، یعنی گذار از خاتمیت به امامت ، مورد شماتت و بازخواست قرار می دهد .

  • قدر ناشناسی مردم نسبت به موهبت الهی بعثت پیامبر (ص)

حضرت پس از یاد آوری رسالت پیامبر(ص)در مبارزه با شرک و الحاد و برقراری دین حق ؛ با چند جمله موجز و تکان دهنده، وضعیت اسف بار مردم قبل از بعثت را به شفاف ترین وجه،  به تصویر می کشد :

وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ ؛ مُذْقَهَ الشَّارِبِ،

ودر آن هنگام شما مردم کنار مغاکی از آتش بودید خوار، و در دیدگان همگان بی مقدار ،

وَ نُهْزَهَ الطَّامِعِ، وَ قُبْسَهَ الْعِجْلانِ، وَ مَوْطِی‏ءَ الْاَقْدامِ،

لقمه هرخورنده ، و شکار هر درنده ، و لکد کوب هر رونده .

تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ، وَ تَقْتاتُونَ الْقِدَّ،

از گندابی می آشامیدید ، و خوردنیتان پوست جانوران و مردار .

اَذِلَّهً خاسِئینَ، تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکُمْ،

پست وناچیز ،و ترسان از هجوم همسایه وهمجوار ؛

و آنان را شماتت می کندکه چگونه با وجود جهاد بی وقفه پیامبرو برادرش علی در مبارزه با جنگ افروزیهای مشرکان؛ و نجات مردم از دست گرگان عرب و سرکشان اهل کتاب ؛ و رساندن آنان از خاک مذلت به اوج رفعت ، و درحالیکه پس از اسلام در آسایش، رفاه و امنیت به سرمی بردند (وَ اَنْتُمَ فی رَفاهِیَّهٍ مِنَ الْعَیْشِ، وادِعُونَ فاکِهُونَ آمِنُونَ )، نسبت به موهبت الهی بعثت قدر ناشناسی کردند؛ همواره در پی اخبار و حوادث سوء برای اهل بیت پیامبر(ص) بودند، و از میدانهای مبارزه و کار زار عقب گرد و فرار می کردند(تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوائِرَ،      وَ تَتَوَکَّفُونَ الْاَخْبارَ، وَ تَنْکُصُونَ عِنْدَ النِّزالِ، وَ تَفِرُّونَ مِنَ الْقِتالِ ) .

شماتت حضرت از مردم یادآور این آیه قرآن است که ( لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبینٍ،آل عمران -۱۶۴) . مردم قدر نعمت پیامبری از تبار خودشان را ندانستند،که آنانرا از حضیض ذلت و جهالت، به کتاب و حکمت و معرفت خداوند دعوت کرد و به اوج رفعت رسانید.    رسولی که همراه برادرش علی و یاران وفا دارش، برای پایه گذاری جامعه ای سعادتمند (مدینه النبی) از هیچ تلاشی فرو گذار نکردند( لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ ؛ التوبه ۱۲۸) .

  • نقش مردم در برابر نفاق و انحراف در دین پس از رحلت پیامبر (ص)

سپس حضرت با مروری بر بروز انحرافهای بزرگ در دین بلافاصله پس از رحلت پیامبر (ص) و آشکار شدن دوروئیها ، مردم را از اینکه به سرعت در دام شیطان افتاده و به ساز گمراهان رقصیدند، و در حالیکه تدفین رسول خدا نا تمام مانده و مصیبت از دست رفتن وی التیام نیافته بود، شتابزده به غصب حق دیگران روی آوردند، مورد شماتت قرار می دهد و دلیل این عقب گرد را عافیت طلبی و راحت طلبی اعلام می کند.

  • فَلَمَّا اِختارَ اللَّهُ لِنَبِیِّهِ دارَ اَنْبِیائِهِ وَ مَأْوى اَصْفِیائِهِ، ظَهَرَ فیکُمْ حَسْکَهُ النِّفاقِ،

چون خدای همسایگی پیامبران را برای رسول خویش برگزید، دورویی در بین شما آشکار شد ،

  • وَ سَمَلَ جِلْبابُ الدّینِ، وَ نَطَقَ کاظِمُ الْغاوینَ،وَ نَبَغَ خامِلُ الْاَقَلّینَ،

و کالای دین بی خریدار، هر گمراهی دعویدار و هر گمنامی سالار،

  • وَ هَدَرَ فَنیقُ الْمُبْطِلینَ، فَخَطَرَ فی عَرَصاتِکُمْ،

وشتر نازپرورده اهل باطل به صدا درآمد، و در خانه‏هایتان بیامد،

  • وَ اَطْلَعَ الشَّیْطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ، هاتِفاً بِکُمْ،

شیطان از کمینگاه خود سر برآورد ، و شمارا به خود دعوت کرد ،

  • فَأَلْفاکُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجیبینَ، وَ لِلْغِرَّهِ فیهِ مُلاحِظینَ، ثُمَّ اسْتَنْهَضَکُمْ فَوَجَدَکُمْ خِفافاً، وَ اَحْمَشَکُمْ فَاَلْفاکُمْ غِضاباً، ودید چه زود سخنش را شنیدید،

و سبک در پی او دویدید، و در دام فرِِیبش خزیدید، و به آواز او رقصیدید .

  • فَوَسَمْتُمْ غَیْرَ اِبِلِکُمْ، وَ وَرَدْتُمْ غَیْرَ مَشْرَبِکُمْ.

پس بر شتران دیگران نشان زدید، و بر آبى که سهم شما نبود وارد شدید.[۱۱]

طرفه آنکه، با وجود شکل گیری توطئه سقیفه از سالها قبل در بین گروهی از قدرت طلبان قریش، ( لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَهَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ    وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَ هُمْ کارِهُونَ ؛ توبه ۴۸) ، حضرت به جای مخاطب قرار دادن اصحاب سقیفه، با بکار بردن ضمیر جمع، همگان را در این جریان مسوول معرفی می کند ! . همچنین در ادامه ، مجددا همگان را ( با ضمیر جمع ) به بی توجهی و پشت سر انداختن قرآن؛ و روی آوردن به غیر آن، متهم می کند ( همانند قوم یهود که: وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَریقٌ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ کِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ ؛ بقره-۱۰۱)؛ و به اینکه، هنوز دل خاندان پیامبر (ص) از داغ مصیبت از دست دادن وی آرام نگرفته،با اجابت دعوت شیطان، به خاموش کردن انوار دین مبین اسلام و سنتهای نبی برگزیده خدا رضایت دادند و اجازه دادند عده ای، با بهره برداری از امتیاز و منافع خلافت، برعلیه اهل بیت پیامبر (ص) گام بردارند[۱۲] .

و بدین سان، به این پیش بینی قرآن تحقق بخشیدندکه پس از فوت پیامبر، به گذشته بر گردند: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ، أَفَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ ..(ال ۱۴۴عمران) و برای خود خسران بخرند    (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تُطیعُوا الَّذینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرینَ؛ (آل عمران ۱۴۹).

  • احتجاج با مردم در مورد مصادره فدک، قبل از احتجاج با خلیفه اول !

با وجود آنکه مخاطب اصلی حضرت در احتجاج نسبت به غصب فدک، مشخص است، حضرت قبل از آن،با یادآوری مجدداینکه تنهادخت پیامبر(ص) است، مردم را با عنوان اَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ ! مورد خطاب قرار داده و این سوال را متوجه آنان می کندکه آیا سزاوار است- باوجود شما- ارث مرا بگیرند؟ گویی تمامی مردمی که از موضوع مصادره فدک اطلاع یافته و از سر بی تفاوتی و یا راحت طلبی، تنها نظاره گر غصب آن بودند، و هیچ پاسخی به دادخواهی دخت پیامبر ندادند، در این ظلم، یعنی اولین اقدام سیاسی اقتصادی برعلیه اهل بیت پیامبر (ص)، شریک اند ! .

  • احتجاج با انصار [۱۳]

حضرت پس از احتجاج اول در مورد مصادره فدک ، خطبه را با احتجاج با گروه انصار به پایان می برد و آنان را شماتت می کند که چرا، با وجود پیشینه درخشان مبارزاتی در زمان حیات پیامبر (ص)؛ و با داشتن امکانات مالی، نیرو و ساز وبرگ نظامی کافی، به دعوت دادخواهی حضرت پاسخ نداده و اجازه دادند پیش چشمشان میراث حضرت مورد مصادره قرار گیرد؟:

  • یا مَعْشَرَ النَّقیبَهِ ، وَ اَعْضادَ الْمِلَّهِ ، وَ حَضَنَهَ الْاِسْلامِ!

ای گروه مومنین ،ای یاوران دین ،ای پشتیبانان اسلام ،

  • ما هذِهِ الْغَمیزَهُ فی حَقّی وَ السِّنَهُ عَنْ ظُلامَتی؟

این سستی و غفلت در مورد حق من و این سهل‏انگارى از دادخواهى من چرا؟

  • اَما کانَ رَسُولُ‏اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ اَبی یَقُولُ: «اَلْمَرْءُ یُحْفَظُ فی وُلْدِهِ»،

مگر نه پدرم فرمود ” احترام فرزند حرمت پدر است ؟ ”

  • سَرْعانَ ما اَحْدَثْتُمْ، وَ عَجْلانَ ذا اِهالَهٍ، وَ لَکُمْ طاقَهٌ بِما اُحاوِلُ، وَ قُوَّهٌ عَلى ما اَطْلُبُ وَ اُزاوِلُ.

چه زود رنگ پذیرفتید؛ و بی درنگ در غفلت خفتید؛ در صورتى که شما را طاقت و توان

بر آنچه در راه آن مى‏کوشیم هست، و نیرو براى حمایت از آنچه من مطالبه و قصد دارم .

حضرت پیشینه مبارزاتی انصار را به روشنی یاد آوری می کنند :

  • وَ اَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْکِفاحِ، مَعْرُوفُونَ بِالْخَیْرِ وَ الصَّلاحِ،

در حالى که به شجاعت معروف ، و به خیر و صلاح موصوف مى ‏باشید،

  • وَ النُّخْبَهُ الَّتی انْتُخِبَتْ، وَ الْخِیَرَهُ الَّتِی اخْتیرَتْ لَنا اَهْلَ الْبَیْتِ.

و شما برگزیدگانى بودید که انتخاب شده، و منتخبانى که براى ما اهل‏بیت برگزیده شدید!

  • قاتَلْتُمُ الْعَرَبَ، وَ تَحَمَّلْتُمُ الْکَدَّ وَ التَّعَبَ ؛وَ ناطَحْتُمُ الْاُمَمَ، وَ کافَحْتُمُ الْبُهَمَ،

با عرب پیکار کرده، و متحمّل رنج و تعب شدید، و با امتها رزمیده و با پهلوانان به نبرد برخاستید،

  • لا نَبْرَحُ نَأْمُرُکُمْ فَتَأْتَمِرُونَ، آنچه را امر مى‏کردیم اطاعت مى‏کردید،

شهرت به شجاعت و نیکی؛ پایمردی در پیکار با عرب، تحمل رنج و سختیهای کارزارو نهراسیدن از نبرد با پهلوانان دشمن، و مهمتر از همه، اطاعت از پیامبر و اهل بیت و دنباله روی آنان گام به گام ! ، پیشینه درخشانی را برای انصار رقم می زد و از عواملی بود که موجب شد، به تعبیر حضرت، آسیاب اسلام به گردش در آید و آتش کفر خاموش شود و نظام دین سامان یابد :

  • حَتَّى اِذا دارَتْ بِنا رَحَى الْاِسْلامِ، وَ دَرَّ حَلَبُ الْاَیَّامِ،

تا آسیاى اسلام به گردش افتاد، و پستان روزگار به شیر آمد،

  • وَ خَضَعَتْ نُعْرَهُ الشِّرْکِ، وَ سَکَنَتْ فَوْرَهُ الْاِفْکِ، وَ خَمَدَتْ نیرانُ الْکُفْرِ،

و نعره‏هاى شرک‏آمیز خاموش شدو دیگ تهمت از جوش افتاد و آتش کفرخاموش شد

  • وَ هَدَأَتْ دَعْوَهُ الْهَرَجِ، وَ اسْتَوْسَقَ نِظامُ الدّینِ،

و دعوت نداى هرج و مرج آرام گرفت، و نظام دین کاملاً سامان گرفت ،

حضرت سپس، با اظهار تعجب از تغییر رفتار انصار، آنان را زیر ضرب سوالهای کوبنده خود قرار می دهد که :

  • چگونه پس از روشن شدن موضوع سرگردان مانده اید؟(فَاَنَّى حِزْتُمْ بَعْدَ الْبَیانِ )
  • چگونه پس از آشکار شدن حق آنرا پوشیده می دارید ؟(وَاَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْاِعْلانِ )،
  • چگونه پس از همکاری، از ادامه راه سرباز می زنید؟ ( وَ نَکَصْتُمْ بَعْدَ الْاِقْدامِ )
  • چگونه پس از ایمان شرک می ورزید ؟ (وَاَشْرَکْتُمْ بَعْدَ الْایمانِ )
  • وای بر گروهی که پس از عهد بستن، پیمان خود شکستند(بُؤْسا لِقَوْمٍ نَکَثُوا اَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ )؛ (وَ هَمُّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ اَوَّلَ مَرَّهٍ، اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤمِنینَ ، توبه -۱۳ )….آیا از آنان می هراسید؟ در حالیکه خداوند سزاوار تر است که از او بهراسید ! …

و سپس با اظهار تاسف از پیمان شکنی این پیشگامان اسلام، خود پاسخ سوالها را ارایه می کند؛ و ریشه های بی تفاوتی و پاسخ ندادن به دعوت حضرت برای مبارزه را چنین بیان می فرماید :

  • آری، می بینم که به تن آسایی خو کرده اید ( اَلا، وَ قَدْ أَرى اَنْ قَدْ اَخْلَدْتُمْ  اِلَى الْخَفْضِ )
  • و کسی راکه سزاوار زمامداری بودکنار زدید

( وَ اَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ ) ،

  • و به سایه امن و خوشی پناه بردید ( وَ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَهِ )،
  • و پس از تنگناها به فراخنای زندگی رسیده اید( وَ نَجَوْتُمْ من الضّیقِ بالسَّعَهِ)،
  • و آنچه را که حفظ کرده بودید پس دادید ( فَمَجَجْتُمْ ما وَعَبْتُمْ )،
  • و آنچه به جان خریده بودید دور انداختید ( وَ دَسَعْتُمُ الَّذى تَسَوَّغْتُمْ )،
  • پس اگر شما و هر که روی زمین است کافر شوید، خداوند بی نیاز و ستوده است (فَاِنْ تَکْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْاَرْضِ جَمیعاً فَاِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمیدٌ، ابراهیم -۸ )

گویی حضرت انصار را با این آیه قرآن استیضاح می کند که :

قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی‏ سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ (توبه ۲۴). بگو اگرپدران، وفرزندان، و برادران، و زنان، و خاندان، و اموالی که اندوخته اید، و تجارتی که بیم کساد آنرا دارید، و خانه هاییکه دوست می دارید، برای شما محبوب تر از خدا و پیامبر و جهاد در راه اوست؟ پس در انتظار باشید تا امر خدا برسد، و خدا قوم فاسقان را هدایت نمی کند، توبه ۲۴ )

اما چه سود که عهد خدا را پاس نداشتند(وَ الَّذینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ…رعد۲۵)؛ ازاطاعت خدا و رسولش سرباز زدند در حالیکه امر به اطاعت داشتند (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ؛ انفال۲۰)؛ در مقابل خیانت آشکار به خدا و رسول محافظه کاری در پیش گرفتند وآگاهانه امانت الهی را پاس نداشتند (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ انفال ۲۷)؛ و در یک جمله، با رفاه زدگی و دنیا طلبی ! به متاع اندک دنیا در برابرآخرت رضایت دادند (أرَضیتُمْ بِالْحَیاهِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَهِ فَما مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَهِ إِلاَّ قَلیلٌ ؛ توبه ۳۸) .

  • مخاطب گزینی در قرآن و درخطبه فدکیه

شیوه دخت پیامبر در انتخاب مخاطبها و تاکید بر مسوولیتهای مردمی در خطبه فدکیه، مشابهت با مخاطب گزینی در کلام الهی در قرآن دارد. برای نشان دادن اهمیت موضوع، تامل در خطبه فدکیه را با بررسی اجمالی مخاطبها در قرآن به پایان می بریم .

در غیاب دسترسی به پژوهشی جامع در زمینه طبقه بندی وتحلیل آیات قرآن ازنظرمخاطبهای آن، پژوهشهای مقدماتی نگارنده در این مورد[۱۴] ، رهیافتهای مهمی در بر دارد که در زیر به خلاصه ای از آن اشاره می شود :

  • از میان حدود۱۳۶۴ آیه مرتبط با پیامبر اسلام، که آیات نبوی نامیده می شود (حدود ۲۲% کل آیات قرآن)، حدود ۱۰۱۳ آیه (۱۶% کل آیات ) پیامبر را مورد خطاب ( مستقیم و یا غیر مستقیم ) قرار می دهد ( آیات با مخاطب نبوی[۱۵] ) . بقیه آیات قرآن را آیات با مخاطب عمومی تشکیل می دهند، شامل آیاتی که در آنها گروههای مختلف اجتماعی مورد خطاب قرارگرفته اند (نظیر: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ مِمّا أَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَ اْلأَرْضِ، بقره-۲۶۷)؛ و یا مخاطب آنها عموم مردم (بدون ذکر گروه اجتماعی) است و درآنها از ضمایر جمع استفاده شده است ( از قبیل: وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ     إِلَى الْخَیْرِ..آل عمران،۱۰۴؛ وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ…. بقره-۱۴۳)؛ و یا آیاتی که مخاطب معینی نداشته و در آنها از اسم شخص،گروه اجتماعی و یا ضمایر جمع، استفاده نشده است، و به عبارت دیگر شمول آنها عام و فراگیر است (نظیر گزاره های اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ  لَهُ الأَسمَاءُ الحُْسنى، طه-۸ ) .
  • آمار یاد شده نشان می دهد، کمتر از۲۰% آیات قرآن شخص پیامبر را مستقیما مورد خطاب قرار می دهند و مخاطب بالغ بر۸۰% آیات، عام، و یا عموم مردم و گروههای مختلف اجتماعی اند. این رهیافت با سیاق کلی قرآن هم خوانی و هماهنگی کامل دارد. قرآن خود را ذِکْرٌ لِلْعالَمین(ص-۸۷) می نامد و پیامبر(ص) نیز در قرآن نَذیرٌ برای کل انسانها (قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما أَنَا لَکُمْ نَذیرٌ مُبینٌ-حج۴۹)و نوع بشر ( نَذیراً لِلْبَشَرِ، المدثر-۳۶ ) نامیده شده است، نه پیامبر خاص مومنان ! .
  • آیاتی که پیامبر را مورد خطاب قرار می دهند نیز، لزوما همگی حاوی دستورهای مشخصی به پیامبر نیستند. طبق احصاء نگارنده، حدود نیمی از این آیات (حدود ۹ درصدکل) حاوی دستورهای اجرایی به شخص پیامبر(ص) است، نظیردستورهای تبلیغی( ادْعُ إِلى سبِیلِ رَبِّک بِالحِْکْمَهِ وَ الْمَوْعِظهِ الحَْسنَهِ-نحل۱۲۵؛ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ..مائده۶۷) ؛ دستورهای اقتصادی (خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ – توبه ۱۰۳) ؛ دستورهای دفاعی و جهادی (نظیر: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنینَ عَلَى الْقِتالِ..، انفال-۶۵ ؛ یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفّارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ ، توبه- ۷۳)… . نیمی دیگر از آیات با مخاطب نبوی، آیات خبری ( نظیر: أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسبِّحُ لَهُ مَن فى السمَوَتِ وَ الأَرْضِ …- نور۴۱ ) و یا آیاتی است که اگرچه مخاطب ظاهری آن پیامبر است، ولی در واقع مراد آیه و پیام آن عمومی است ( نظیر: أَ لَمْ تَرَ کَیْف ضرَب اللَّهُ مَثَلاً کلِمَهً طیِّبَهً کَشجَرَهٍ طیِّبَهٍ…، ابراهیم ۲۴ ؛ وَ مَا کانَ رَبُّک لِیُهْلِک الْقُرَى بِظلْمٍ وَ أَهْلُهَا مُصلِحُونَ ،هود- ۱۱۷) ؛ و لَوْ شاءَ رَبُّک لجََعَلَ النَّاس أُمَّهً وَحِدَهً  وَ لا یَزَالُونَ مخْتَلِفِینَ، هود-۱۱۸) .

با توجه به آنچه آمد مشخص می شود که در واقع، کمتر از ۱۰ درصد آیات قران حاوی دستورات اجرایی ( شخصی ، اجتماعی و حکومتی ) به شخص پیامبر(ص) است و مخاطب نهایی بالغ بر ۹۰ درصد آیات قرآن، عموم مردم و یا گروههای مختلف اجتماعی اند که تنها جامعه اسلامی را در بر نمی گیرد، بلکه شمول آن جامعه بشری است .

  • مهمتر آنکه، بررسی محتوای آیات بامخاطب عمومی نشان می دهد، گستره مسوولیتهای مردمی در یک جامعه اسلامی- از دیدگاه قرآن- بسیار فراتر از مواردی است که در عرف بین المللی و در پیشرفته ترین دموکراسی های معاصر، بر عهده مردم انگاشته می شود. در رویکرد قرآنی، به موازات مسوولیتهایی که به رسول خدا واگذار شده است، مخاطب بسیاری از آیات مربوط به مسوولیتهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، و حتی سیاست خارجی ، دفاع و امنیت ملی، که در عرف امروز در زمره مسولیت دولتها قرار می گیرد، مردم اند ! .

در زیر به نمونه هایی از این آیات اشاره می شود[۱۶] :

مسوولیتهای اقتصادی : یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ (بقره-۲۶۷) ؛           اِنَّ الْمُصَّدِّقینَ وَ الْمُصَّدِّقاتِ وَ أَقْرَضُوا اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضاعَفُ لَهُمْ …. (حدید ۱۸) ؛ وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ الَّتی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیامًا.. ( نساء- ۵) ؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً عَنْ تَراضٍ مِنْکُمْ نساء۲۹) ؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِیَ مِنَ الرِّبا…. (بقره- ‏۲۷۸).

مسوولیتهای اجتماعی : یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ….. (نساء۱۳۵) ؛ وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ          عَنِ الْمُنْکَرِ (ال عمران-۱۰۴) ؛ کنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ …( ال عمران-۱۱۰) ؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ….( مائده-۱)

مسوولیتهای بین المللی ( سیاست خارجی ) : وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ….( بقره–۱۴۳) ؛ یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوبًا وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا… (حجرات ۱۳)؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمینَ (مائده ۵۱) ؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا بِطانَهً مِنْ دُونِکُمْ لا یَأْلُونَکُمْ خَبالاً …(ال‏عمران ۱۱۸)؛إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (حجرات۱۰)

مسوولیتهای دفاع و امنیت ملی: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَکُمْ فَانْفِرُوا ثُباتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمیعًا (نساء-۷۱)؛ الا تُقاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّهٍ…(توبه-۱۳)؛ قاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَیْدیکُمْ وَ یُخْزِهِمْ وَ یَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ…(توبه۱۴)؛ وَ أَعِدّاُو لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ       عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ  وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ….(انفال-۶۰)

  • تصویری که بدین ترتیب از نحوه اداره یک جامعه اسلامی بدست می آید،با فلسفه های متداول اداره اجتماع، بسیار متفاوت است. در این تصویر، امت اسلامی یک امت تمام است، که در آن تمامی مردم، در تمامی مسوولیتهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی ودفاعی، مشارکت دارند و نسبت به آن متعهد اند [۱۷].

اکنون روشن می شود چرا حضرت زهرا (س) در خطبه فدکیه، مردم را مخاطب تقریبا تمامی بیانات خود قرار می دهد[۱۸]؛ و با وجود روشن بودن دست اندرکاران توطئه سقیفه، مردم را درقبال انحراف تاریخی جایگزینی امامت با خلافت، مسول معرفی می کند و مورد بازخواست قرار می دهد. زیرا قبل از آن در ابتدای خطبه، مسوولیتهای سنگین حراست از میراث وحی و دین پس از پیامبر(ص)، و انتقال و ابلاغ آن به آیندگان را، مستقیما متوجه مردم، به عنوان امین خداوند و متعهد در برابر وی، می داند. در واقع حضرتش برای اولین بار پس از پیامبر، شیوه مخاطب گزینی قرآنی را در طرح مسایل اجتماعی و سیاسی، به سبک هوشیارانه و ماهرانه ای به کار می گیرد و به آیندگان نیز می آموزد .

  • سخن پایانی
  • خطبه فدکیه حضرت زهرا (س) اولین گزارش جامع اسلام شناسی و اولین بیانیه (مانیفست) اسلامی- شیعی است که، از نزدیکترین فاصله تاریخی، به تحلیل مردم شناختی و جامعه شناختی تاریخ صدر اسلام وتحولات اجتماعی پس از رحلت پیامبر خاتم پرداخته و به عنوان اعتراض به پایه گذاری یکی از بزرگترین انحرافهای پس از پیامبران الهی، در تاریخ ثبت شده است. علاوه بر محتوای غنی و ادبیات درخشان،تحلیل خطبه از نظر مخاطبهای آن نیز،       می تواندرهیافتهای مهمی از نظر آشنایی با فلسفه سیاسی حضرت داشته باشد :
  • حضرت در این خطبه، مسوولیتهای سنگین حراست از میراث وحی و دین پس از پیامبر، و انتقال و ابلاغ آن به آیندگان را ،که در عرف امروز برعهده نخبگان و علمای دین است، مستقیما متوجه مردم می داند. و بر همین اساس آنان را شماتت می کندکه چگونه پس از رحلت پیامبر، نسبت به موهبت الهی بعثت قدر ناشناسی کرده و از میدانهای مبارزه عقب نشستند؛ تا آنجا که اجازه دادند عده ای شتابزده و در حالیکه تدفین رسول خدا نا تمام مانده بود، به غصب خلافت روی آورند و با رجعت به ارزشهای قومی و اشرافی، و الگو گیری از امپراطوریهای ایران و روم، تاریخ دیگری را برای اسلام رقم بزنند.
  • در صورتیکه مردم، به ویژه پیشگامان نهضت، به مسولیتهای دینی و اجتماعی خودعمل نکنندواستمرارنبخشند، وجودرهبران فرهیخته- حتی امام معصوم- به تنهایی برای برقراری جامعه دینی مطلوب، کفایت نمی کند؛ و صاحبان زر و زور و تزویر زمام امور را دردست  می گیرند، صحنه گردانی    می کنند، و به تدریج چنان انحرافی در مسیر نهضت به وجود می آورند که تبدیل به پوستین وارونه شود. در چنین شرایطی رهبران واقعی،که می توانند چون محور آسیاب[۱۹] گردش امور جامعه را سامان دهند، با خاری در چشم و استخوانی در گلو[۲۰] ، خانه نشین می شوند.
  • حضرت زهرا (س) در جای دیگر و در پاسخ عده ای که خانه نشینی وسکوت حضرت امیر(ع) پس از توطئه سقیفه را بر نمی تابیدند و می گفتند، اگر علی به سراغ ما می آمد با او بیعت می کردیم، می فرماید : ” مثل الامام مثل الکعبه، اذ توتی و لا تاتی [۲۱] ( امام چون کعبه است، که به سویش  می آیند ولی به سوی کسی نمی رود). این سخن حضرت،که موجز ترین و پر معنا ترین کلام در فلسفه سیاسی است، با کلام علی (ع) در خطبه مشهور شقشقیه کاملا همآهنگ است که ” لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ…”[۲۲] . اگر مردمان امام زمان خود را نشناسند و با حضور خود او را یاری نکنند، امام تمایلی و اصراری به حکومت کردن بر آنان ندارد و ریسمان حکومت را بر گردنش وا می گذارد . فاعتبروا یا اولی الابصار ! .

 

مراجع

 

  • شهر گمشده، فاطمه چه گفت؟ مدینه چه شد؟ ، دکتر محمد حسن زورق، سروش ، ۱۳۸۴ .
  • دو حرکت در تاریخ، جلد اول، مبانی، دکتر محمد حسن زورق، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، ۱۳۹۰
  • فاطمه بنیانگذار تشیع ، رسول جعفریان ، سایت بازتاب ، ۳۰/۴/۸۳
  • آن سوی مظلومیت ، نگاهی به خطبه فاطمه (ع) در مسجد پیامبر ، سید مهدی شجاعی ، سایت تابناک، ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ ، کد خبر ۱۱۸۹٫
  • نرم افزار”دانشنامه نبوی” ، مرکز تحقیقات علوم کامپیوتری، قم ، ۱۳۹۰
  • فاطمه دختر محمد (ص) سید جعفر شهیدی(ره)، چاپ هفتم، نشر مشعر، ۱۳۸۶
  • روزهای فاطمه (علیها سلام) ، شرحی برخطبه فدک حضرت زهرا (س) ، علی صفایی حائری ، انتشارات لیله القدر ، ۱۳۸۳
  • فرهنگ سخنان فاطمه زهرا ( سلام الله علیها )، محمد دشتی (ره)، چاپ پنجم ، انتشارات مشهور ، ۱۳۸۲

 

 

فصل موضوع مخاطب
بخش اول : در آمد  ، در توحید ونبوت
۱ حمد و ثنای خداوند بر نعمتها و عنایتهای فراگیرش  حاضران/مردم
۲ توحید و خدا شناسی،صفات و نعمتهای خداوند و حکمت آفرینش حاضران/مردم
۳ گواهی به نبوت پیامبر (ص) و اهداف خداوند از بعثت حاضران/مردم
۴ نقش پیامبر درنجات مردم ازگمراهی و هدایت به صراط مستقیم  حاضران/مردم
بخش دوم  : تحلیل تاریخ صدر اسلام تا زمان حیات پیامبر (ص)
۵ نقش مردم در امانت داری دین و وحی و ابلاغ آن به دیگران عباد الله
۶ باقی گذاشتن یادگار قرآن ، ایمان و شریعت اسلام  حاضران/مردم
۷ معرفی خود به عنوان دخت پیامبرو حضرت امیر(ع) برادرپیامبر ایهاالناس
۸ جهاد پیامبر (ص ) در مبارزه با شرک و الهاد و برقراری دین حق حاضران/مردم
۹ وصف حال اسف بار مردم در عصر بعثت حاضران/مردم
۱۰ نجات مردم با بعثت پیامبر (ص) و تلاشهای  برادرش  علی (ع) حاضران/مردم
بخش سوم  : تحلیل تاریخ صدر اسلام پس از رحلت پیامبر (ص)
۱۱ بروز نفاق و انحراف بزرگ در دین بلافاصله پس از رحلت پیامبر حاضران/مردم
۱۲ غصب مقام دیگران ؛ سقوط در فتنه به بهانه اجتناب از فتنه حاضران/مردم
۱۳ پشت کردن به قرآن و دین،رهاکردن سنت پیامبروغصب خلافت. حاضران/مردم
۱۴ احتجاج در مورد مصادره فدک : مردم / ابوبکر
بخش چهارم  : احتجاج با انصار
۱۵ یادآوری پیشینه انصار در معاضدت دین و پشتیبانی اسلام انصار
۱۶ ضعف در برابر ظلم و بی حرمتی به حضرت، با وجود توان حمایت انصار
۱۷ مصیبت وفات پیامبر و بلیه بزرگتررجعت و هتک حرمتها انصار
۱۸ شماتت انصار برای اجابت نکردن دعوت حضرت  انصار
۱۹ تاسف از پیمان شکنی، تن آسایی و دور کردن حق از حق دار انصار
۲۰ هشدار در مورد پیامد های غصب خلافت حاضران/مردم

پیوست ۲ : فهرست موضوعی خطبه فدکیه و مخاطبهای آن

 

[۱]    جستجوی اینترنتی نیز دسترسی به دهها ترجمه وشرح خطبه حضرت را فراهم می آورد ، که از فهرست طولانی آنها در این یادداشت اجتناب شده است .

[۲]   به تعبیر دکتر محمد حسن زورق، نبوت به عنوان یک سیستم و نهاد یکپارچه تاریخی مطرح است،و یک کلیت تجزیه ناپذیر را به وجود می آورد.نهاد نبوت در تاریخ نیز به منزله یک سیستم تاریخی عمل کرده است، به گونه ای که پیام پیامبران خدا با هم مرتبط،و با هم و با فلسفه وجودی انسان متناسب، و برهم و بر محیط اجتماعی انسان متعامل بوده است  (دو حرکت در تاریخ ، جلد ۱ ص ۸۵ ، /۲/ ).

[۳]   دکتر شریعتی در کتاب حسین وارث آدم  ادبیاتی استثنایی در تفسیر این زیارت ، به یادگار گذاشته است .

[۴]  در زیارت ائمه بقیع درروز سه شنبه می خوانیم: أَنَا عَارِفٌ بِحَقِّکُمْ مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِکُمْ ….

یکی از شانهای معصومان که باید نسبت به آن بصیرت داشت، شان تاریخی آنها است .

[۵]   الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَ الْفَاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ (زیارت حضرت امیرالمومنین، مفاتیح ، ص۶۷۷ )

[۶]    ” …. او نقش اساسی در آغاز حرکت تشیع در بستر تاریخ داشت. این فاطمه(س) بود که نخستین سنگ بنای تشیع را که تبری از مخالفان امام علی(ع) و مقام امامت و ولایت وی بود، استوار کرد. تمامی منابع تاریخی گواه هستند که نخستین مخالفان سقیفه که همگی از اصحاب رسول خدا(ص) بودند، در خانه فاطمه زهرا(س) اجتماع کردند. …… مبارزات فاطمه زهرا(س) در منابع ثبت و ضبط شده و هیچ کس، نمی‌توانند آن را انکار کند. این مبارزات، نخستین سنگ بنای تشیع است. زمانی که این مبارزات به نتیجه نرسید آن حضرت تلاش کرد تا نشان دهد راهش از دیگران جداست. بنابراین تردید نباید کرد که تشیع در نخستین قدم در رفتار سیاسی حضرت فاطمه زهرا(س) تعریف شد ( رسول جعفریان /۶/) .

[۷]   غصب فدک که انجام شد هدف از آن مصادره منابع مالی ذریه پیامبرو بنی هاشم و تضعیف موقعیت مخالفان اصلی توطئه سقیفه بود (مرجع/۱/، ص۶۵۰-۶۴۲ را ببینید). به تعبیرآقای سید مهدی شجاعی “فدک یعنى خلافت و خلافت یعنى فدک،                   فدک بعد اقتصادى خلافت است و خلافت بعد سیاسى فدک” ( آ ن سوی مظلومیت ، /۸/)

[۸]  این خطبه حتی از منظر برون دینی، یک سند ارزشمند برای تحلیل تاریخ صدر اسلام است .

[۹]   خطبه حضرت زهرا(س) نخستین منشور تشیع است. مضامین آن را آنچه که بعدها در خطبه‌های امام علی(ع) و نیز در متن دعای ندبه آمد و دیدگاه‌های تاریخی شیعه را نسبت به گذشته و آمال و آرزوهای شیعه را برای آینده ترسیم می‌کند، هماهنگ است….. تحلیلی که در آن خطبه از نزاع داخلی قریش، مجادله آنان بر سر قدرت و از میان بردن حق امام علی(ع) ارایه شد همان دیدگاه‌های تاریخی شیعه است. چنین تحلیلی را بعدها بارها و بارها در خطبه‌های امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می‌بینیم…… بنابراین برای بنیانگذاری تشیع توسط فاطمه زهرا(س) سند مهم دیگر، همین خطبه است که بنیادهای اصلی و اساسی تشیع را در زمینه دیدگاه تاریخی شیعه نسبت به وقایع صدر اسلام، به تصویر می‌کشد/۳/(رسول جعفریان )

[۱۰] در پیوست، مخاطب فصلهای مختلف خطبه در ستون جداگانه ای درج شده است.

[۱۱]   اشاره به غصب مقام امامت حضرت علی (ع) و واگذاری آن به خلیفه اول .

[۱۲]  وَ الْأُمَّهُ مُصِرَّهٌ عَلَى مَقْتِهِ، مُجْتَمِعَهٌ عَلَى قَطِیعَهِ رَحِمِهِ وَ إِقْصَاءِ وَلَدِهِ إِلاَّ الْقَلِیلَ مِمَّنْ وَفَى لِرِعَایَهِ  الْحَقِّ فِیهِمْ‏ ( دعای ندبه )

 

[۱۳]  انصار، عمدتا به دو قبیله اوس وخزرج در مدینه گفته می شود،که قبل از هجرت پیامبر به مدینه دعوت اسلام را پذیرفتند و با میزبانی پیامبر پس از هجرت، و حمایت بی دریغ از اسلام در شکل گیری مدینه النبی نقش موثر داشتند. برای آشنایی بیشتر با وضعیت خاص انصار پیوست ۱ همین یاد داشت را ببینید .

[۱۴]   ” گستره مسوولیتهای مردمی در قرآن ” ، محمد باقر غفرانی ، در دست تهیه .

[۱۵]    بقیه آیات نبوی اگرچه به پیامبر مرتبط اند ولی پیامبر در آنها مورد خطاب ( مستقیم و یا غیر مستقیم ) قرار نمی گیرد. در واقع مخاطبان غایی این گروه ازآیات نبوی، گروههای مختلف اجتماعی و در حالت کلی مردم اند .

[۱۶]  در این آیات، از افعال جمع (أَنْفِقُوا؛ لا تَأْکُلُوا؛ خُذُوا؛ أَعِدّاُو..)و یا ضمائر جمع (أَمْوالَکُمُ؛ کنْتُمْ؛ جَعَلْناکُمْ؛ ..) استفاده شده و عموم مردم، اعم از گروه اجتماعی، مورد خطاب واقع شده اند.

[۱۷]  نکته مهم آنکه از دیدقرآن ، گستردگی مسولیتهای مردمی ملازمتی با آنارشیزم اجتماعی ندارد، بلکه اطاعت از رهبری جامعه، در ردیف اطاعت از خدا و رسول، برهمه فرض است (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ …نساء-۵۹). انتخاب واطاعت از رهبری واجد شرایط نیز، خود یک مسوولیت دیگر مردمی است ( با توجه به ضمیر جمع أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ ، در آیه یاد شده ).

[۱۸]   شگفتا که در خطبه فدکیه نیز ( مشابه قرآن )، مخاطب حدود ۹۰ درصد از خطبه، عموم مردم و یا گروههای خاصی از مردم اند ! .

 

[۱۹] ” أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ وَ إِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى”،نهج البلاغه،خ ۳

[۲۰]فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَیْنِ قَذًى وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا “ ، همان .

[۲۱]   بحار ،ج ۳۶ ، ص ۳۵۳ ، روایت ۲۲۴

[۲۲]   .وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَى کِظَّهِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ، لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا،وَ لَأَلْفَیْتُمْ دُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَهِ عَنْز(خ ۳)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.