حضرت زینب (س) الگوی زنان ایران در بیداری اسلامی (براساس دیدگاه امام خمینی«ره»)

0 11

چکیده

زنان در دیدگاه اسلام از کلیه حقوق انسانی اعم از سیاسی و اجتماعی به اندازه مردان بهره مند می باشند. از آنجا که سیاست یکی از شئون جامعه می باشد و نظام حاکم بر هر اجتماعی همانگونه که رهبری مردان را بر عهده دارد رهبری زنان آن جامعه را نیز عهده دار است. زنان نیز چون مردان حق دارند تا انتخابگر باشند و مخالفت یا موافقت خویش را ابراز دارند. در تاریخ صدر اسلام،مقوله بیعت در دو مقطع زمانی در صلح حدیبیه  و در فتح مکه و مسئله هجرت زنان از مکه به مدینه و از مکه به حبشه نمونه هائی از مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان صدر اسلام به شمار می روند. یکی از زنان ممتاز و برجسته تاریخ اسلام و نهضت عاشورا حضرت زینب(س)است.شخصیت حضرت زینب را می توان از جنبه های مختلف بررسی کرد. در فرایند بیداری اسلامی در ایران ،به فرموده امام خمینی (ره) زنان،حضرت زینب (س) را الگو خود قرار داده و توانستند نقش آفرینی باشند. زنان ایران در نهضت تنباکو،جنبش مشروطیت و انقلاب اسلامی درخشیدند و سهم زیادی از موفقیت ها را به خود اختصاص دادند.در این مقاله بر اساس شیوه توصیفی و طبق دیدگاه امام خمینی (ره)، به الگو پذیری زنان ایران در جریان بیداری اسلامی از حضرت زینب (س) پرداخته خواهد شد.واکاوی این تاثیر پذیری، جایگاه الگوهای اسلامی- شیعی را در بین اقشار جامعه ایرانی علی الخصوص زنان معین خواهد کرد..

 

 

مقدمه

زنان در طول تاریخ هرگز فرصتی برای ابراز وجود نیافتند. قدرت ها و امکانات در طریق تحقیر زن بود. آنچنان که حتی الامکان تجربه و آزمایش برای آنچه دیگران درباره شان می گفتند، نیافتند. باورشان شده بود که افرادی ضعیف،ترسوو خدمتگذار مردان هستند. در پیشگاه عقل زن و مرد دوش بدوش هم در راه پرستش خداوند همراه و همقدم یکدیگرند.

اسلام می گوید:مرد و زن باید دارای تهذیب نفسانی باشد تا بتواند مواهب و مزایائی که در نهاد انسان به ودیعت گذارده شده پرورش دهد. حقوقی را که اسلام برای زنان قائل شده، در هیچکدام از ملل نظیر آن دیده نشده است. برای زنان عالم علم تربیت و تهذیب اخلاق بیشتر از جهانداری و پیشوایی اهمیت و ارزش دارد. تاریخ زنانی  را که دارای مقام پیشوایی باشند آن چنان نشان می دهد که با انگشتان دست می توان بر شمرد. ولی مادران و زنانی که در دامانشان مردان بزرگ به وجود آمده اند با هیچ عاملی نمی توان شمارش کرد. این چنین زنان و مادرانی در تاریخ عاشورا زیاد دیده می شوند. زنان در تاریخ عاشورا نشان دادند که آن ها قهرمان عرصه تاریخ در نبرد با اهریمنی و طاغوتند.

در جامعه بشریت اگر زنان عالم را از مردان جدا کنند و بخواهند برای آنها راهنما و پیشوا و مشعلدار هدایتی برگزینند به تحقیق  در سر حلقه بانوان گیتی حضرت صدیقه ی کبری فاطمه زهرا(س) قرار دارد و پس از او و زعیم و پیشوا و قهرمانی جز حضرت زینب کبری، نتوانند یافت. چون در  شرح حال و سیر مقال این نابغه ی عالم یعنی حضرت زینب(س) دقت بیشتری کنیم، می بینیم نه تنها پیشوای زنان عالم اسلامی و معلم تربیت و تعلیم بانوان مسلمین است، بلکه مردان جهان اسلام را نیز پیشوا و رهنماست. کدام مردی است که نیازمند مکتب زیتب نباشد تا در آن درس استقامت و پایداری را بیاموزد؟

در این مقاله تلاش خواهیم کرد براساس دیدگاه امام خمینی(ره) به الگو بودن حضرت زینب(س) برای زنان ایرانی در جریان بیداری اسلامی بپردازیم.

روش تحقیق

روش تحقیق در این مقاله بر مبنای اسنادی و کتابخانه ای در قالب رویکرد توصیفی است.

فرضیه

بر طبق دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) ، زنان  ایران در جریان بیداری اسلامی حضرت زینب را الگو خود قرار دادند.

اهداف تحقیق

تبیین الگوپرداری زنان ایرانی در جریان بیداری اسلامی از حضرت زینب (س)(طبق دیدگاه امام خمینی«ره») ، از مهم ترین اهداف این تحقیق است.

اهمیت تحقیق

شفاف سازی میزان اثر گذاری الگوهای اسلامی در میان زنان ایرانی در جریان بیداری اسلامی.

سوالات تحقیق(اصلی و فرعی)

  • بیداری اسلامی در ایران چه فرایندی را طی کرد.
  • نقش و جایگاه اجتماعی و سیاسی حضرت زینب(س) چگونه بوده است و در اندیشه امام خمینی (ره)،به چه شکل تبیین شده است.
  • جایگاه حقوق زن در نظام اسلامی بر طبق فرمایشات امام خمینی(ره) چیست.
  • تبیین نقش زنان در جریان نهضت تنباکو در دوره ناصرالدین شاه .
  • تبیین نقش زنان در پیروزی نهضت مشروطه .
  • تبیین نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و میزان الگو پذیری از حضرت زینب(س).

 

پیشینه تحقیق حاضر

در زمینه تحقیق حاضر تا به حال چه در قالب کتاب و یا مقاله و ترجمه کتب کاری،صورت نگرفته است. اما در مورد جایگاه زن در اندیشه امام، زندگانی و حیات حضرت زینب(س)و مقوله ی بیداری اسلامی متونی به صورت جداگانه نگارش شده است که می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)(۱۳۸۷)؛جایگاه زن در اندیشه امام خمینی(ره)،تهران،موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)،چاپ هفتم
  • اعظم شبیری(۱۳۸۵)؛سیمای حضرت زینب (س)در آیینه تاریخ،قم،نشر هاجر،چاپ اول
  • علی اکبر ولایتی(۱۳۸۹)؛فرهنگ و تمدن اسلامی،قم،دفتر نشر معارف،چاپ هفدهم

 

 

  1. چارچوب نظری

از نظر اسلام زن نیز- مانند مرد- رسالت الهی و انسانی دارد و باید ضمن مشارکت و همیاری،زمینه حضور فعال خود را در همه عرصه ها فراهم آورد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز این رویکرد پذیرفته شده است.

از دیدگاه اسلام مردان و زنان علی رغم تفاوت های طبیعی (جسمی و روحی) در بعد ارزشی یکسانند. در مسیر تکامل و عبادت هیچ تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد. واگذاری مسئولیت های اقتصادی و سیاسی به مردان به معنای کاستن کرامت زنان نیست؛بلکه به خاطر رعایت تناسب طبیعی در بخش مسولیت هاست. از دیدگاه اسلام،فلسفه احکام و تکالیف مربوط به زنان نه از باب محدودیت و محرومیت است و نه از سر تبعیض و ناروایی؛بلکه به معنای حمایت و صیانت از گوهر وجودی زن است. احکام و تکالیفی همانند حجاب ،مهر،نفقه،حضانت،قیمومیت،ولایت،شهادت و… عطیه های آسمانی اند که بار تکالیف سنگین اجتماعی را از دوش زنان برداشته تا به وظیفه اساسی خود که تربیت و اصلاح نسل هاست بپردازند؛زیرا زن مبدا همه سعادت ها و مربی جامعه و مبدا خیرات است(اسحاقی،۱۳۹۰،ص۱۴۵).

در تاریخ اسلام،حساس ترین و تعیین کننده ترین صحنه سیاسی- یعنی بیعت- دو بار،یکی در حدیبیه و بار دیگر در فتح مکه انجام گرفت. دو بار نیز هجرت سرنوشت ساز اتفاق افتاد:یکی از مکه به حبشه و دیگری از مکه به مدینه که در هر دوی آنان زنان مشارکت داشتند(آیت اللهی،۱۳۸۰،ص۲۳).

زن از نظر اسلام و در سایه حکومت اسلامی می تواند در اجتماع حضور موثر داشته باشد و توانمندی خود را به اثبات برساند. زن از لحاظ سرشت انسانی و داشتن ظرفیت های بشری با مرد برابر است و در این زمینه اسلام کسی را بر دیگری برتر نمی داند.آنچه اسلام برای زن و مرد ارزش می داند و آن را معیار برتری قرار می دهد،همان تقواست(اسحاقی،۱۳۹۰،ص۱۵۰).

نکته دیگر در رابطه با نگرش اسلام نسبت به مشارکت اجتماعی زنان باید گفت که اسلام به علت ارزشی که برای مقام انسانی زن قائل است از او خواسته است مانند مرد در تعیین سرنوشت خویش دخالت کند.

امام خمینی(ره)که دیدگاه و اندیشه های ایشان در این تحقیق،مد نظر است،در چند سخنرانی به تحلیل نقش زن و آزادی وی در سه مقطع قبل از رژیم پهلوی، در زمان پهلوی و بعد از آن یعنی از انقلاب اسلامی به بعد می پردازد. و نقش زنان را در جنبش های مشروطه و تنباکو(قبل از رژیم پهلوی)و در انقلاب اسلامی ایران مثبت و مفید در جهت مصلحت کشور اسلام به حساب می آورند.

ایشان معتقدند زنان در کلیه حوادث و مسائل عمومی ایران پیشقدم بوده اند و در ضمن به مقام شامخ زنان در اسلام می پردازد و می فرماید:

اسلام منت گذاشت بر انسان،زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت بیرون کشید. مرحله جاهلیت مرحله ای بود که زن را مثل حیوانات بلکه پایین تر از او،زن در جاهلیت مظلوم بود. اسلام زن را از آن لجنزار جاهلیت بیرون کشید(موسوی خمینی،۱۳۸۱، ص۱۸۵).

حضرت امام در باره حق مسلم شرکت زنان در امور اجتماعی و سیاسی می فرماید:

زن انسان است؛ آن هم یک انسان بزرگ. زن مربی جامعه است… مربی انسان ها زن است. سعادت و شقاوت کشور ها بسته به وجود زن است. زن باید دارای حقوق مساوی با مرد باشد. اسلام بر تساوی زن و مرد تاکید کرده است و به هر دوی آنها حق تعیین سرنوشت را  داده است؛یعنی این که باید از همه آزادیها بهره مند باشند؛آزادی انتخاب کردن،انتخاب شدن،آزادی آموزش خویشتن و کار کردن و مبادرت به هر نوع فعالیت اقتصادی(موسوی خمینی،۱۳۷۰،ص۳۴).

امام خمینی (ره)با اشاره به الگو قرار دادن حضرت زینب(س)توسط زنان مبارز می فرماید:

ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری زینب گونه- علیها سلام الله- فریاد می زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه  چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر و می دانند آنچه بدست آورده اند بالاتر از جنات نعیم است چه رسد به متاع ناچیز دنیا(موسوی خمینی،۱۳۸۱،ص۱۷۲).

در این مقاله در قالب سخنان و فرامین امام خمینی (ره)به نقش زنان ایران در بیداری اسلامی و الگوپذیری آنان از حضرت زینب(س) می پردازیم.

  1. نقش و جایگاه اجتماعی حضرت زینب (س)

شخصیت حضرت زینب را می توان از جنبه های مختلف تحلیل و ارزیابی کرد. اتصال به خداوند متعال، داشتن هدف برتر ،و مقاومت در برابر مشکلات مجموعه ی ویژگی های شخصیتی را تشکیل می دهد. ملاحظه ی رفتار و عمل یک شخصیت تاریخی؛مانند حضرت زینب (س)معرف عالی ترین درجه از توکل و بی نیازی نسبت به ما سوی الله است. استقامت آن بزرگوار در برابر مرارت ها هم تا مرحله بدل جان است و کلیه رفتار و کردار وی حول محور آرمان اوست. به این جهت در عین این که شدید ترین مقاومت را در مقابل دشمن دارد، در همان وضعیت ، در برابر در خواست یک کودک چنان با عطوفت و رحمت رفتار می نماید که در طول تاریخ نظیر آن دیده نمی شود. وجود این عوامل در عالی ترین سطح، بیانگر کیفیت حرکت حضرت زینب(س) در جریان عاشورا است و چارچوب یک مدل رفتاری را برای سایر زنان نمونه شکل می دهد(شبیری،۱۳۸۵،ص۹۸).

شناخت سه شاخصه ی درونی از میان صفات رفتاری برای هر موضوع و تبیین سطح آن صفت در شخص برای معرفی یک شخصیت کافی نیست،بلکه شرایط جامعه و تعامل آن با عوامل درونی می تواند به شناخت کامل تری از آن شخصیت بیانجامد،در این راستا عوامل بیرونی را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

  • عوامل سیاسی جامعه
  • عوامل فرهنگی جامعه
  • عوامل اقتصادی جامعه

در این صورت، با ملاحظه ی متغیر های درونی و بیرونی،فعالیت های محوری حضرت زینب(س)هر چه بیشتر قابل تحلیل می گردد. از نظر سیاسی،در گیری با حکومت بنی امیه بود. از نظر فرهنگی،پیدایش نفاق و به لحاظ اقتصادی،حاکمیت مطلق و دنیاپرستی است که به مراتب ظالمانه تر از استبداد مطلق است. لذا حضرت با وضعیتی مواجه شده اند که نه تنها شرافت در هیچ مرتبه ای از آن در جامعه بویژه در نخبگان حاکم وجود ندارد،بلکه دنائت هم در جامعه با پذیرش عمومی مواجه شده و به عبارتی ستم و پذیرش ستم با هم توام شده است که بدترین وضعیت برای شرایط اجتماعی است. حضرت زینب در چنین شرایطی اجتماعی،ارتباطات مختلفی دارد،که در این میان عمدتاً سه دسته ارتباط را می توان نام برد:

  • ارتباط با جامعه ی اسرا
  • ارتباط با جامعه ی عمومی
  • ارتباط با نظام حاکم

در بخش اول،یعنی ارتباط با اسرا، در قضیه ی عاشورا حضرت زینب(س) در کمال فداکاری برخورد کرده و ایثار و از خود گذشتگی را در بالاترین مرتبه ی خود،نشان می دهد. به عنوان مثال وقتی کودکان اسیر مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. حضرت خود را سپر بچه ها کرده و شاید چندین بار، هر روز در مقابل کسانی که اقدام به ضرب و شتم کودکان اهل بیت(ع)می کردند ایستادگی نمود. و از موضع مقاومت با آنان مقابله می کرد(شبیری،۱۳۸۵،ص۹۹).

در برقراری ارتباط با عموم،حضرت زینب(س) مرتباً تداوم ولایت و امامت؛ یعنی وجود مبارک حضرت سجاد(س) را یاد آوری می نمود و اصول ارزشهای اسلامی را به مردم گوشزد می کرد.

در مقابل نظام حاکم،حضرت به شکل های مختلف،مقاومت خود را اعلام می دارند.تذکر مکرر این مطلب که هر کاری بکنید نمی توانید وحی را از بین ببرید دلیل برتداوم تاریخی این حضور است. پس از تأثیر افشاگری های ایشان در مردم،برخورد حضرت در مقابل نظام حاکم،ایستادن در مقابل حاکم،آن هم از موضع برتر و تحقیر نظام حاکم و قدرت استکباری آن می باشد.در نتیجه می توان ملاحظه کرد که برخورد حضرت با مردم،با قدرت حاکم و با اسرا به گونه ای بوده است که حاصل آن کشیده شدن ملت اسلام به قیام می باشد. اگر چه حضرت سیدالشهدا (ع) پرچم دار و رهبر قیام است،اما تداوم رهبری قیام با حضرت زینب (س) است در کل متغیر های درونی و بیرونی و موضع گیری که ذکر شد،جهت حاکم بر رفتار و حالات حضرت زینب(س) نشان اعلام برتری تاریخی حضرت سید الشهدا(ع) می باشد. در بخش فرهنگی به حاکمی که استبداد مطلق ایجاد کرده،اثبات می کند که دچار تشتت و ناهنجاری فرهنگی است. و اعلام می نماید که یزید همان آزاد شده ی به دست اسلام است ،نهایتاً با مقابله ی با یزید مردم را به قضاوت می کشاند. به طور کلی شخصیت های تاریخی اسلام و در راس آن ها ائمه ی معصومین (ع) و حضرت زینب(س) تنها به انجام مناسک فردی قیام نکردند و حتی اقامه ی مناسک برای آن ها هدف نهایی نبود،بلکه اشاعه ی دین و گسترش و توسعه ی اسلام و کلمه ی توحید،بالاترین هدف و آرمان برای آنان بود.

  1. نقش زنان ایران در بیداری اسلامی

۱-۳ پروسه بیداری اسلامی در ایران

دو سده اخیر،به لحاظ تغییرات و تحولات فزاینده در عرصه های گوناگون سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی،از اعصار مهم تاریخ ایران به شمار می رود. این دوره که به تاریخ معاصر ایران شهرت یافته،هم زمان با آغاز حکومت سلسله قاجاریه در ایران شروع شد.

ایران با وجود دور بودن از اروپا،کانون اصلی رقابت های کشورهای قدرتمند بود،به علت همسایگی با هند وسلطه انگلیس برآن و داشتن بهترین موقعیت راهبردی برای دست یابی به هند که منشا قدرت،ثروت و اعتبار سیاسی انگلیس در جهان بود،از زمان فتحعلی شاه قاجار به یکباره مورد توجه کشور های استعمارگر و فزون خواه قرار گرفت. در مناسبات جدید ایران با کشور های خارجی،کشور های روسیه و فرانسه و انگلیس خواه ناخواه وارد شدند و با توجه به ضعف های ساختاری جامعه و حکومت ایران،این مناسبات منجر به استقرار روابط نابرابر،تحمیل قراردادهای استعماری و انفعال بخش های مهمی از قلمرو ایران در شمال و شرق شد.

شکست ایران در رویارویی با قدرت های بزرگ،به ویژه روسیه و انگلیس، به تدریج تحول مهمی،نخست در ساختار سیاسی رسمی و سپس ساختار غیر رسمی جامعه پدید آورد. این تحول عبارت بود از تغییر شرایط،نخست در عرصه های نظامی و سپس در دیگر عرصه ها،به ویژه سیاسی و سلطه  اجانب بر کشور بویژه در دوران پهلوی و متقابلاً همچنین پدیدار شدن بیداری اسلامی برای «حفظ اسلام و اساس دین» در مقابله با استبداد داخلی و به کار بستن قاعده «نفی سبیل» در رویارویی با استعمارگران خارجی بود(آبادیان،۱۳۷۶،ص۱۰۴).

نهضت تنباکو و نهضت مشروطیت از مهم ترین اقدامات صورت گرفته توسط مردم به رهبری علما در دوران قاجار بود که گام های مهمی در جهت بیداری اسلامی ملت ایران برداشت. دوره پهلوی اول(۱۳۲۰-۱۳۰۴ش)را می توان دوره خصومت شدید علیه فرهنگ اسلامی و نهاد های اسلامی دانست. با این همه،نهضت بیدادگری به رغم دشواری راه،همچنان حرکتی روبه جلو داشت. در دوران رضا پهلوی حکومت ایران بطور اساسی در خدمت منافع و مطامع بیگانگان بویژه انگلستان بود.

از رویدادهای مهم عصر رضاه شاه،قیام مسج گوهر شاد است که در تیر ۱۳۱۴ه.ش اتفاق افتاد و یکی از علمای مشهد به نام آیت الله حسین قمی در اعتراض به نفوذ اروپائیان در ایران به تهران آمد تا شکایتش را به رضاه شاه تسلیم کند، اما دستگیر و زندانی شد. در واکنش به دستگیری وی و دفاع از پوشش اسلامی با توان تظاهرات اعتراض آمیزی در مسجد گوهر شاد مشهد اتفاق افتاد که با کشتار مردم بدست نظامیان سرکوب شد. این یکی از بزرگ ترین قتل عام های حکومت پهلوی تا ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ است.

با پایان جنگ جهانی دوم و تصمیم تعویض جایگاه رضاه شاه با پسرش توسط انگلیس و خروج وی در ۲۵شهریور ۱۳۲۰از ایران،شرایط جدیدی بوجود آمد و نیروهای مترقی و احیا گران تفکر اسلامی کوشیدند تا غل و زنجیر استبداد را از دست و بازوی ملّت باز کنند. در این فضای نسبتاً آماده سیاسی،نیروهای اسلامی تلاش خود را برای از میان بردن فضای نظام دیکتاتوری و تحمیل شده بر جامعه و احیای اندیشه شیعی و بیداری اسلامی شروع کردند

یکی از بارزترین صحنه های پیروزی جنبش اسلامی،در نهضت ملی شدن صنعت نفت به نمایش گذاشته شد. این نهضت مهم ترین حرکت ضد استعماری دهه ۳۰ش به شمار می رود. در جریان ملی شدن صنعت نفت،مردم برهبری آیت الله کاشانی قیام کردند و نتیجه این قیام به قدرت رسیدن دولت دکتر مصدق با استفاده از روشهای دموکراتیک بوده ولی با تذبذب و دو دلی مصدق و سفر طولانی مدّت او به آمریکا قیام مردم رو به ضعف رفت و محمد رضا بوسیله کودتای نظامی مجدداً به قدرت رسید.

در آغازین روزهای سال ۱۳۴۰ش رخداد دیگری که به نوعی بر بیداری اسلامی تاثیر گذاشت ،در گذشت آیت الله بروجردی بود. با فوت ایشان،رهبری و زعامت جامعه مسلمین به حضرت امام خمینی (ره)واگذار شد.

مرحله اول نهضت بیداری اسلامی به رهبری امام خمینی،با عقب نشینی رژیم پهلوی و لغو لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی در ۱۰آذر ۱۳۴۱با موفقیت به پایان رسید.

مرحله بعدی،مخالفت مراجع و علما با اصول ششگانه آنچه انقلاب سفید نامیده شد وبه دنبال صدور اعلامیه ها،تجمعات اعتراض آمیز و سخنرانی و نشست های مشورتی صورت گرفت که سبب شد که یک حرکت عظیم اجتماعی در سطح جامعه پایگذاری شود.

مرحله دیگری از نهضت،که به دلیل اهمیت و تاثیر گذاری آن در تحولات نهضت اسلامی در آینده مقطعی از تاریخ معاصر شد، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ است. قیام پانزده خرداد در واقع نوعی نمایش گرایش جدی تر مردم به مبارزه سیاسی و تلاش برای تحقق آزادی و استقلال کشور بود.

از ویزگی های بیداری اسلامی به رهبری امام خمینی(ره)در این سال ها،می توان به تقویت اندیشه اسلام ناب محمدی طرد اندیشه استعماری جدائی دین و سیاست ،سازش ناپذیری با رژیم پهلوی بدلیل وایستگی آن به آمریکا و اسرائیل،تثبیت اجتهاد سیاسی در حوزه های علمیه و تلفیق نظر و عمل و مبارزه با استبداد و استعمار اشاره کرد که از همه مهم تر،استکبار دوره جدید جهان را هدف قرار داد(ولایتی،۱۳۸۹،ص۲۷۱).

به دلیل شرایط سیاسی از اواخر ۱۳۵۵ش به بعد،به ویژه ۱۳۵۶ ش جنبش بیداری اسلامی اوج گرفت و رژیم با آزادی زندانیان سیاسی که عمدتاً گرایش های تند التقاطی و مارکسیستی داشتند سعی در تضعیف رهبری انقلاب داشت ولی رهبری درخشان امام خمینی موجب اتحاد مخالفان سیاسی و تزلزل بنیان حکومت پهلوی شد و جنبش بیداری اسلامی نیز از حوزه نظر و عمل های انفرادی و موردی فراتر رفته و گام های اساسی خود را برای پیروزی نهایی برداشت و رژیم پهلوی را در عرصه های سیاسی،اجتماعی و فرهنگی وادار به پذیرش خواسته های مردم کرد. در این میان،در گذشت سید مصطفی خمینی،فرزند ارشد امام خمینی،در اول آبان ۱۳۵۶ و مجالس ترحیم و بزرگداشتی که بدین مناسبت برگزار شد،به مجالس انتقاد از رژیم و تجلیل از امام خمینی و نهضت اسلامی تبدیل شد(بازرگان،۱۳۶۳،ص۲۴).شبکه مبارزان در داخل و خارج کشور،از طریق گوناگون تبلیغی و اطلاع رسانی به مرجعیت و رهبری امام خمینی و ادامه مبارزه تا پیروزی نهایی تاکید کردند. حرکت شروع شده در پی شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی به صورت جریانی مهار نشدنی در آمد و ملّت،خیز نهایی را برای آزادی و استقلال و تشکیل حکومت اسلامی برداشت و سرانجام در بهمن ۱۳۵۷ پس از چندین دهه تکاپو و تدارک صبورانه،جمهوری اسلامی به رهبری اما خمینی تشکیل شد.

۲-۳ زنان در دوره قاجار

تاثیر انقلاب صنعتی بر نقش زنان ایران در دوره قاجار

در زمان قاجار ایران به خاطر داشتن منابع غنی و متنوع و هم به جهت موقعیت سوق الجیشی از مقام ویژه ای برخوردار بود،متاسفانه غرب وجود حکومت ضعیفی چون قاجاریه را بنیز تحمل نکرد و بوسیله کودتا رضا پهلوی را روی کار آورد،استعمار بزودی متوجه شد که اسلام مانع بزرگ بر سر راه اوست،با استفاده از تجربه های گذشته تصمیم گرفته شده به طور کلی در تمام سطوح جامعه ما اسلام زدایی شود. اقداماتی از قبیل مقابله با نفوذ روحانیت به عنوان کسانی که مبلغ و مروج اسلام بودند و حتی ترور فیزیکی و شخصیتی آنان ،ایجاد مذاهب دست نشانده به منظور انشقاق جامعه،نمونه هایی از این سیاست است. از میان همه برنامه هایی که در این رابطه اجرا شد، موثرترین آنها اقدام علیه شخصیت زن مسلمان از طریق مبارزه با حجاب و ملعبه فساد قرار دادن او بود(توانا،۱۳۸۰،ص۱۷).

همچنانکه امام خمینی(ره) نیز فرمودند:

ابر جنایتکاران که ادامه حیات خویش را در اسارت ملت هابه ویژه ملت های اسلامی می دانند،در این سده های اخیر که راهشان به کشورهای اسلامی نفت خیز و   ثروتمند باز شد،دریافتند که تنها قشر مذهبی است که می تواند مانعی در راه استعمار و استثمار آنان باشد  و دیدند که حکم نیم سطری یک مرجع مذهبی مورد علاقه مردم دارای  چنان قدرتی است که دولت انگلستان و دربار قدرتمند قاجار را به زانو در می آورد و نیز دریافتند که زنان در آن نهضت نقش اساسی داشتند و متوجه شدند که در مشروطه و پس از آن نیز زنان بویژه قشر متوسط محروم آنان هستند که می توانند با قیام خود، مردان را به میدان بکشند و  احساس کردند تا عوامل به قوت خود باقی هستند،نقش های آنان نقش بر آب است و لازم دیدند برای دست یافتن به این کشور ها و مخازن سرشار آنها پایه های مذهب و رهبری مذهبی و قشر های مذهبی سست شود و از همان زمان به فکر این نقشه و عملی نمودن آن افتادند و توفیق هایی  هم بدست آورند(موسوی خمینی،۱۳۸۱،ص۱۲۵).

نهضت تنباکو اولین حضور زنان

در نهضت تنباکو زنان،به نشانه حمایت از رهبر مذهبی خویش و جلوگیری از تبعید ایشان،گرد خانه میرزای آشتیانی حلقه زدند و در هجوم سیل آسای ملت به سوی کاخ شاهی ،در پیشاپیش انبوه مردم گام برداشتند.

ناظم الاسلام کرمانی،گزارشی از شجاعت و زبان آوری این شیر زنان دارد و می نویسد:

امام جمعه در بالای منبر به همین مضمون نطق نمود که یکدفعه صدای زن ها و ضجه آنها بلند شد که امروز اگر مردان ما مانند زنان در خانه بنشینند، ما زنان جامعه مردان می پوشیم و حق خود را از دست نمی دهیم، این چه فرمایش است که می فرماید؟ما نه با پادشاه طرفیم نه با کس دیگر. ما اجراء «حکم خدا»را خواهانیم(کرمانی،۱۳۶۳،ص۲۰).

با اعلام حکم تحریم تنباکو توسط آیت الله شیرازی،قهوه خانه ها یکی یکی قلیان های خود را بیرون آورده،در خیابان ریخته،آنها را شکستند. مردم کوچه وبازار،زنان خانه دار و تمامی اقشار جامعه نیز قلیان های خود را شکستند. بعد از صدور فتوا هیچ کس توتون و تنباکو استعمال نکرد. هر کس از این امر سر باز می زد،با اعتراض مردم مواجه می شد،  به طوری که پس از چند روز تحریم تنباکو به صورت  فراگیر در آمد. این مسئله به حدی همه گیر شد که حتی درباریان نیز از استعمال ابا داشتند. زنان حرمسرای ناصرالدین شاه نیز قلیان های موجود در حرمسرا را شکستند(ملکان،۱۳۹۰،ص۸۴).

ناصر الدین شاه وقتی وارد حرمسرا شد و قلیان ها را شکسته دید،با تعجب پرسید: «این قلیان ها برای چه شکسته شده اند؟» و پرسید:«کشیدن قلیان را کی حرام کرده؟» و در جواب شنید که «همان کسی که ما را به شما حلال کرده»(اعتماد السلطنه ،۱۳۵۶،ص۷۸۱). با این جواب ناصرالدین شاه حرمسرا را ترک نمود.

نهضت مشروطیت و عملکرد زنان

پیروزی جنبش اسلامی تحریم تنباکو به رهبری میرزای بزرگ شیرازی دو جریان مهم تاریخی را به وجود آورد:

نخست: ظهور قدرت ایمان اسلامی مردم در صحنه سیاسی کشور،و نقش رهبری علماء در بسیج توده ها که منجر به شکسته شدن استبداد و متلاشی شدن قدرت استعمار در ایران؛ و روحانیت را به عنوان مظهر و تجسم آرمان های ملی مطرح کرد.

دوم: رشد افکار و اندیسه های سیاسی برای فراهم آوردن زمینه تحولات بنیادین در نظام اداری و سیاسی ایران، و شکل گیری نهضت اسلامی بزرگ تر در قالب قیام مشروطیت .

در سال ۱۲۸۳ شمسی نهضتی با عنوان عدالت خانه شکل گرفت که نهادی بومی و همه فهم به شمار می رفت. در حقیقت عدالت خانه،نهادی برای رسیدگی به شکایت مردم از دولت بود که در راستای محدود نمودن  استبداد و براساس مبانی معرفتی اسلامی شکل گرفت. بنابراین در میان علما و مردم در فهم معنا و ضرورت عدالت خانه اختلافی وجود نداشت. از این رو، همگان به شکل یکپارچه در مسیر تحقق آن می کوشیدند. از این رو،هنگامی که مظفرالدین شاه – به دنبال مهاجرت کبرا و تلاش های برخی علما- فرمان اولی خود مبنی بر تشکیل مجلس شورای ملی را صادر نمود،اعتراضات پایان نپذیرفت، تا اینکه شاه فرمان دوم خود را برای تشکیل«مجلس» و تنظیم فصول و شرایط آن صادر کرد. پس از این فرمان،علمای قم خطاب به متحصنان در سفارت انگلیس،تلگرافی زدند و خواستار آن شدند که تحصن و اعتراض پایان یابد؛ چرا که معتقد بودن خواسته های نهضت برآورده شده است. ضمن آنکه از نفوذ انگلستان در صفوف مردم وحشت داشتند.

بنابراین نهضت عدالت خانه بر مبنای دلبستگی به داشته های خودی و نفی بیگانگان شکل گرفت(عیوضی و هراتی،۱۳۹۰،ص۵۵).

جنبش عدالت خانه که با تجربه نهضت تنباکو شکل گرفت،حرکتی در راستای قانون گرایی و نفی استبداد بود که به نهضت مشروطیت انجامید.

مقارن انقلاب مشروطیت ،زنان ایرانی نیز به پیکاری خردمندانه و دامنه دار دست میازند و مطالبات خود را در حوزه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی پیش می نهند و بر تحقق آن تاکید می ورزند. در آن هنگام زنان به خوبی دریافته بودند که برای وصول به آرمان های والای خویش نخست باید بنیاد خود کامگی را بر افکنند و آنگاه به استقرار حکومت قانون دست زنند. زیرا در پرتو آرامش و امنیت که محصول حکومت قانون است، آگاهی علمی و فنی دست می دهد و جامعه تسلط خود را بر محیط اعمال می کند. از این رو زنان در جریان انقلاب مشروطیت با جسارت بسیار پیش تاختند و به پیروزی آن امداد رسانیدند.چندان که لباس رزم پوشیدند و حتی بی آنکه مردان مجاهد و فرماندهان ایشان آگاه شوند جنگیدند. هدف زنان رفع تبعیض دیرینه تاریخی در عرصه زندگی اجتماعی خویش بود و برای تحقق این مهم می بایست خود را توانا سازند. از منظر زنان عصر مشروطیت ،آموزش دختران  ایرانی ضرورت داشت زیرا اسلام طلب علم را بر زن و مرد واجب کرده است.

فقط در تهران و در طی یک سال،بیش از شصت مدرسه دخترانه احداث کردند و به آموزش وسیع زنان همت گماردند. علاوه بر این،زنان به منظور احقاق حق رای که یکی از حقوق مسلم زندگی مدنی به شمار می آمد،مبارزه کردند و برای تصویب آن بر مجلس فشار آوردند(آفاری،۱۳۷۷،ص۶).

هنگامی که علاءالدوله حاکم تهران عدهای از بازرگانان را به بهانه گرانی قند درتهران به فلک  بست مردم در اعتراض به ظلمی که به این عده بی گناه شده بود،مغازه ها را بسته و به تحصن در مسجد شاه پرداختند. علما نیز از این اقدام حمایت کرده به مردم پیوستند. عین الدوله صدر اعظم دستور متفرق کردن علماء و مردم را داد. با ضرب و شتم متحصنین و وعاظ و هتک حرمت علماء متحصن،آنها به حضرت عبدالعظیم پناهنده و متحصن شدند. چون نمایندگی از علماءبرای مذاکره در باب تاسیس عدالتخانه نزد عین الدوله آمده بودند و او به آن  اجازه بازگشت نمی داد.مردم تهران فکر می کردند که صدر اعظم می خواهد نمایندگان آقایان علماء را تبعید کند لذا مردم شورش کرده،بازارها را بستند.

 

۳-۳زنان در دوره پهلوی

ترسیمی از اوضاع زنان در جامعه پهلوی

دوره سلطنت رضاه شاه از جهت مسائل مربوط به زنان به دو قسمت تقسیم می شود:

قسمت اول:از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۱۴ که به تبلیغات مستمر و ایجاد زمینه های فرهنگی و اجتماعی گذشت  و در نهایت به کشف اجباری حجاب با زور سر نیزه منجر شد.

قسمت دوم: از سال ۱۳۱۴تا ۱۳۲۰ – سال سقوط دیکتاتوری و فرار رضاخان- که برای پی گیری قضایای کشف حجاب و مراقبت از مردم و جلوگیری از بازگشت زنان به حجاب سپری گردید.

با توجه به اینکه از اواسط دوره قاجاریه به موازات فعالیت مبلغین مسیحی،توسعه مدارس دخترانه،گسترش مجامع زنان و انتشار نشریات مختلف،کشف حجاب زنان یکی از اهداف استعمار به شمار می رفت، به نظر می رسید با چند سال تبلیغ و ترویج بی حجابی در اوایل حکومت رضاه شاه،این امر به سهولت انجام پذیرد،اما فرهنگ غنی دینی و اعتقاد قوی مردمی مانع تحقق کامل آن شد.

امام خمینی(ره) در زمینه اقدامات رضاه شاه می فرماید:

چیز های که موجب نارضایتی مردم بود انجام می داد، مثل قضیه کشف حجاب. کشف حجاب شما نمی دانید آنوقت چه مصیبتی برای مردم بود،نمی دانید چه کرد و مامورها چه کردند با مردم و با زن ها که اسباب نارضایتی عموم مردم بود، منتها قدرت زیاد شده بود،مردم هم هدایت نمی شدند با یک مثلا قدرت هایی، از این جهت نمی توانستند کاری بکنند لکن عقده ها زیاد بود(موسوی خمینی،۱۳۸۰،ص۴).

در دوره پهلوی آگاهی های سیاسی – اجتماعی برای بخش عمده ای از زنان از ماهیت پلید و ضد انسانی رژیم گذشته فراهم نبود رژیم گذشته  می کوشید زنان آن چنان در فرهنگ مصرفی و تجمل گرایی غرق شوند که دیگر جایی برای پرداختن  به مفاهیم راستین و ارزشی و رسیدگی به مسئولیت های بزرگ اجتماعی برای آنان باقی نماند؛ فعالیت های مشخصی هم به نام آزادی زن و مشارکت او در اجتماع صورت می گرفت صرفا ًتبلیغی و عوام فریبانه و در حقیقت چیزی غیر از ترویج فحشا و بی عفتی نبود.

به گفته حضرت امام خمینی(ره):

زن در زمان محمد رضا و رضا پهلوی  عنصر مظلومی بود و خودش نمی دانست ؛ آنقدر که ظلم  در این زمان شد در زمان جاهلیت معلوم نیست شده باشد. آنقدر که انحطاط برای زن ها در این قرن شد معلوم نیست که در قرن جاهلیت شده باشد(موسوی خمینی،۱۳۶۵؛ص۱۸۶).

 

امام خمینی در مورد ورود زنان به مجامع و مجالس فرمایشی در دوره محمد رضا پهلوی و در زمان کابینه اسدالله علم می فرماید:

دیدیم که از اولی که این دولت بی سوادو بی حیثیت روی کار آمد از اول هدف، اسلام را قرار داد، در روزنامه ها با قلم درشت نوشتند که بانوان را حق دخالت در انتخابات داده اند  لکن شیطنت بود، برای انعکاس نظر عامه مردم به آن موضوع بود که نظرشان به الغاء اسلام و الغاء قرآن، درست نیفتد و لهذا در اولی که اینجا ما متوجه شدیم و اجتماع شد آقایان مجتمع شدند با هم برای علاج کار،توجه ما در دفعه اول منعطف شد به همان قضیه، بعد که مطا لعه کردیم،دیدیم آقا قضیه،قضیه بانوان نیست،این یک امر کوچکی است قضیه معارضه با اسلام است(موسوی خمینی،۱۳۸۱،ص۱۰).

۴-۳ نقش زنان در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی

مروری بر تاریخ،نشان می دهد که زنان در تمام صحنه های انقلاب ،از زندان و شکنجه گرفته تا شرکت مستقیم در مبارزات خیابانی و مقابله با عناصر رژیم حضور فعال و غیر قابل انکار داشته اند.

برخی از زمینه های مشارکت مستقیم زنان عبارتند از:

تشکیل جلسات سیاسی،تحمل حبس و شکنجه،شرکت در تظاهرات خیابانی،تکثیر و توزیع اعلامیه های انقلابی فعالیت های اطلاعاتی،تجهیز و تدارک مبارزین در نبرد های خیابانی و فعالیت های امدادی.

حضرت امام خمینی (ره) در تجلیل و تقدیر از نقش مستقیم زنان در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی می گوید:

زندان های شاه از زنان شیر دل و شجاع مملو است؛ در تظاهرات خیابانی، زنان بچه های خردسال خود را در سینه فشرده،بدون ترس از تانک و توپ و مسلسل به میدان مبارزه آمده اند؛جلسات سیاسی که زنان در شهرهای  مختلف ایران برپا می کنند کم نیست. آنان نقش بسیار ارزنده ای را در مبارزات ما ایفا کرده اند(موسوی خمینی،۱۳۶۵،ص۱۰۲).

ایشان به تحول زنان در انقلاب اسلامی اشاره می کنند و می نمایند:

بانوان ما را که البته یک حدودی شان را به راه غیر صحیح هدایت کرده بودند و می رفت که باز بیشتر خداوند به ما عنایت فرمود نجات داد از آن چیزهایی که به دست استکبار و به  دست اشخاصی که نوبر  استکبار بودند خدای تبارک و تعالی ما را از آنها نجات داد. بانوان ما را نجات داد.(موسوی خمینی،۱۳۸۱،ص۲۴۱).

در سال های ۵۶و ۵۷ که اوج نهضت اسلامی بود زنان در نهضت پیشقدم بودندو موجب تشویق مردان گردیدند.

شما بانوان اثبات کردید که در صف جلو هستید،شما اثبلت کردید که مقدم بر مرد ها هستید،مردها از شما الهام گرفتند،مرد های ایران از مخدرات ایران،از بانوان ایران عبرت گرفتند و تعلیم گرفتند و مردان قم هم از شما بانوان عزیز عبرت گرفتند و تعلیم گرفتند. شما در صف جلو نهضت هستید(موسوی خمینی،۱۳۸۱،ص۱۵۳).

امام خمینی(ره) زنان این دوران را به زن هاییی مثل حضرت زینب که در مقابل جنایتکاری مثل یزید ایستاد و از حق دفاع کرد، تشبیه و می گوید:

زن های عصر ما بحمد الله شبیه به همان ها هستند،ایستادند در مقابل جبار با مشت گره کرده،بچه ها در آغوششان و به نهضت کمک کردند(موسوی خمینی،۱۳۸۱،ص۱۸۷).

مسلماً نقش زنان در پیروزی  انقلاب اسلامی،هرگز محدود به حضور مستقیم آنان نیست؛ بلکه فعالیت های  غیر مستقیم آنها چه بسا که به مراتب از اهمیت بیشتری برخودار باشد؛ این نقش از تاثیرقابل توجهی که احساسات و اندیشه زن بر روی مرد و فرزندان دارد ناشی می شود.

بنابراین صرف نظر از حضور مستقیم زنان،رضایت بانوان به فعالیت های سیاسی بستگان خود و صبر در فراق و شهادت آنها بی تردید نقش مهمی در پیشبرد انقلاب داشته است.

در جریان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نقش زنان  قم چشمگیر بود. بسیاری از بانوان ایرانی، در سایه نهضت امام بار دیگر با حقایق اسلام آشنا شدند و رسالت سنگین و مقدس خویش را دریافتند و به جبهه انقلاب پیوستند و در آن روز حساس،صد ها زن شهر قم که در مکتب امام خمینی (ره) درس جهاد و انقلاب آموخته بودند با فریاد «خمینی،خمینی» به خیابان ها ریختند و حماسه ای تاریخی آفریدند.

نکته شایان توجه اینکه بسیاری از این زنان فداکار و انقلابی،کودکان شیر خوارشان را همراه آورده بودند. این شیر زنان، به حق ثابت کردند که نه تنها خود برای هر گونه فداکاری در راه اسلام آماده اند،بلکه از فدا کردن عزیزان خردسالشان نیز باکی ندارند.

ورود زنان به صف تظاهر کنندگان از جان گذشته، مردان را تکان داد و به خروش افکند و بر شعله های فروزان انگیز های انقلابی دامن زد. انبوه مردم از صحن مطهر بیرون ریختند و به تظاهرات خیابانی پرداختند. می خواستند با راهپیمایی در خیابان های شهر مراتب تنفر و انزجار خود را از سیاست های عوامل آمریکا و اسرائیل و دستگیری امام خمینی آشکار کنند و رژیم  شاه را به آزادی امام ناگزیر سازند.

امام خمینی در جمع بانوان قم می گوید:

درود بر اهالی قم، درود بر خانم ها و بانوان ارزنده قم، شما خانم ها ،هم جهاد کردید در راه نهضت و پیروزی و هم جهاد مالی کردید. شما در عرض سربازان اسلام و همدوش با بانوان صدر اسلام و همدوش با بانوان صدر اسلام هستید.همانطور که بانوان صدر اسلام کمک می کردند و در نهضت هاو در جنگ های اسلام کمک کار بودند،شما  خانم ها،خانم های همه ایران و خصوص خانم های قم در این نهضت سهیم هستید و در مبارزات علیه استبداد و استعمار همدوش با مرد ها کمک کردید. خداوند شما را حفظ کند و در پناه خودش. و شما خانم ها ارزش دارید؛ در پیشگاه خدا ان شاالله، تهذیب کنید بچه های خودتان را،تربیت کنید،تربیت های اسلامی(موسوی خمینی،۱۳۸۱،ص۱۳۷).

 

     نتیجه گیری    

در اسلام، زنان چون مردان در بیشتر مسائل اجتماعی پایگاه و جایگاهی مناسب دارند و از حرکت های اجتماعی و فعالیت های گروهی ممنوع نگردیدند،بلکه طبق تعالیم قرآنی، مسئولیت های اجتماعی به طور یکسان متوجه مرد وزن است.

از این رو،می نگریم که در صدر اسلام، زنان در مسائل سیاسی دخالت کردند و در صحنه مسئولیّت حضوری روشن داشتند.پیامبر(ص) طبق دستور قرآن کریم،با زنان بیعت می کند و بر سر اصول و معیار هایی پیمان می بندد و بدین گونه این بدنه جامعه اسلامی را با مسئولیت های سیاسی- اجتماعی خویش آشنا می سازد.

در نهضت های اجتماعی نیز زنان می توانند مشارکت داشته باشند و جریان ها و حرکت های سالمی برای هدایت جامعه پدید آورند. نهضت عاشورا بهترین نمونه این مشارکت است. درخشش زینب(س) در تاریخ،وقایع و حوادثی را به نام شیر زنی از آل عصمت و طهارت رقم زد که،جز به اعجاب و شگفتی نمی توان  در آن نگریست او نهضت خونین برادر را به نتیجه رسانید و … و این از افتخارات منحصر به فرد زنی است که در مهد اسلام پرورش یافته است.در جریان بیداری اسلامی،زنان ایران، حضرت زینب(س) را الگو قرار دادند. و توانستند شگفتی ساز شوند. نهضت تنباکو،قیام مشروطیت و انقلاب اسلامی سه گام موثر زنان ایران در این میان بود.

در جریان انقلاب اسلامی و سال های قبل از پیروزی انقلاب بنا به گفته ی امام خمینی زنان دوشادوش مردان و حتی محرک مردان جهت شرکت در تظاهرات و اقدامات ضد رژیم پهلوی بودند. سهم زنان ایرانی در فرایند بیداری اسلامی طبق فرمایشات امام خمینی(ره) برابر و دربعضی مواقع بیشتر از مردان ارزیابی می شود.

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع و ماخذ

  • آبادیان،حسین(۱۳۷۶)؛ اندیشه دینی و جنبش ضد رژی در ایران،تهران،موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
  • آیت الهی ،زهرا(۱۳۸۰)؛ زن ،دین،سیاست،تهران،انتشارات سفیر صبح
  • آفاری،ژانت(۱۳۷۷)؛انجمن های نیمه سری زنان در نهضت مشروطه،مترجم:دکتر جواد یوسفیان،تهران،نشر بانو
  • اسحاقی،سید حسین(۱۳۹۰)؛مبانی و راهبرد های جهاد اقتصادی،قم،مرکز نشر هاجر(وابسته به مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران)
  • اعتمادالسلطنه(۱۳۵۶)،روزنامهد خاطرات اعتماد السلطنه،تهران،امیر کبیر
  • بازرگان،مهدی(۱۳۶۳)؛ انقلاب ایران در دو حرکت،تهران،بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان
  • بصیرت منش،حمید(۱۳۷۶)؛ علما و رژیم شاه: نظری بر عملکرد سیاسی- فرهنگی روحانیون در سال های ۱۳۲۰-۱۳۰۵،تهران،عروج
  • توانا،مراد علی(۱۳۸۰)؛زن در تاریخ معاصر ایران، جلد اول ، تهران، نشر برگ زیتون
  • روحانی،سید حمید(۱۳۸۸)؛نهضت امام خمینی،جلد ۱،تهران،موسسه چاپ و نشر عروج
  • شبیری،اعظم(۱۳۸۵)؛سیمای حضرت زینب (س)در آیینه تاریخ،قم،مرکز نشر هاجر(وابسته به مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران)
  • عمید زنجانی،عباسعلی(۱۳۸۴)؛گزیده کتاب انقلاب اسلامی و ریشه های آن،تهران،انتشارات طوبی
  • عیوضی و هراتی(۱۳۹۰)؛در آمدی تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران،قم،دفتر نشر معارف
  • کرمانی،ناظم السلام(۱۳۶۳)؛تاریخ بیداری ایرانیان(یا تاریخ مشروح و حقیقی مشروطیت ایران)،تهران،انتشارات امیر کبیر
  • کسروی،احمد(۱۳۵۴)؛تاریخ مشروطه ایران،تهران،انتشارات امیر کبیر
  • ملکان،مجید(۱۳۹۰)؛ یک فتوا یک اراده، تهران،مرکز اسناد انقلاب اسلامی
  • موسوی خمینی،سید روح الله(۱۳۸۱)؛صحیفه نور،جلد ۲۱،۱۷،۱۶،۷،۶،۵،۴،۱،قم،موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی(ره)
  • موسوی خمینی،روح الله(۱۳۷۰)؛در جستجوی راه از کلام امام،دفتر سوم(زن)،تهران،انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
  • موسوی خمینی،روح الله(۱۳۶۵)؛صحیفه امام،جلد۳و۶،تهران،انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
  • ولایتی،علی اکبر(۱۳۸۹)؛فرهنگ و تمدن اسلامی،قم،دفتر نشر معارف

نویسنده: ساره جمالی زواره

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.