خبرنگاران فلسطینی و سلطه رسانه ای غرب

0 1

رژیم صهیونیستی از بدو پیدایش بر دو  محور نظامی گری و سلطه رسانه یی استوار بوده است. صهیونیست ها حتی از توانمندی رسانه یی برای غلو درحوزه نظامی هم استفاده کرده اند.

راهبرد اسراییل در حوزه نظامی همواره شامل کشاندن درگیری در سرزمین دیگران بوده است . بصورت مشخص می توان به جنگ های مختلف ار سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۸۲ یاد کرد و ترور مخالفان در حوزه های سرزمینی دیگر کشور ها هم نماد این منش است. یورش به کشورهای عربی ، تهدید سایر ملت ها و اجرای سیاست اشغالگری در زمره کارکردهای این رژیم درافزون بر  شش دهه گذشته بوده است.

از دیگر سو ،‌ ایجاد  شبکه گسترده رسانه های فراگیر و نفوذ در حوزه تبلیغات بین المللی ، این امکان را برای رژیم صهیونیستی فراهم کرده  است تا با وجود برخورداری از چهره زشت نژاد پرستی ،‌ تصویر مورد دلخواهش را به افکار عمومی القا کند.

به دیگر سخن ، بهره برداری توامان از قدرت سخت و  نرم که در نظامی گری و تبلیغات متبلور شده است در زمره سیاست های راهبردی اسراییل است.

مقاومت اسلامی که از سه دهه پیش با تاسی از پیام انقلاب اسلامی پا به عرصه حیات گذاشته است با شناخت مناسب از توانمندی دشمن اقدام به مقابله با صهیونیست ها در هر دو حوزه کرده است.

تقویت بنیه دفاعی وکشاندن صحنه نبرد به درون پناهگاه امن رژیم صهیونیستی و  بهره برداری هوشمندانه از قدرت رسانه یی برای تاثیر گذاری روی ذهن ساکنان درون سرزمین های اشغالی و افکار عمومی بین المللی در این چارچوب قابل بررسی است.

جوانه زدن راهبرد نوین مقاومت اسلامی در دهه پایانی قرن بیستم و تکمیل ان در جنگ ۳۳روزه تابستان سال ۲۰۰۶ بیانگر درستی این تصمیم است. تاثیر راه اندازی رادیو النور و تلویزیون المنار در قالب سیاست ” الحرب الاعلامی ”  نه فقط کمتر از سلاح حزب الله نبود بلکه کارایی قابل ستایشی داشت.

سردبیران برای انکه هر رویداد خبری را در قاب تلویزیون قرار دهند معمولا سه موضوع را مد نظر قرار می دهند نخست اصول حرفه ای است که آیا رویداد ارزش خبری دارد و یا خیر؟ دومین اصل  برای بازتاب دادن یک رویداد ،‌مد نظر قرار دادن  موضوع مخاطب است یعنی آیا یک رویداد مخاطبی دارد یا نه؟. مثلاً ممکن است در کشوری دور دست ، رویدادی اتفاق بیفتد اما برای برخی کشورهای دیگر اهمیت نداشته باشد. .سومین اصل توجه به سیاست بنگاه خبری است. هر بنگاه خبری براساس سیاست ها و خط مشی خود ، یک رویداد را گاهی پوشش می دهد یا نمی دهد ، گاهی به صورت کم حجم و کم اهمیت به آن می پردازد و گاهی هم یک رویداد را برجسته می کند. موضوع غزه اما به سبب برخورداری کم و بیش از هر سه عنصر ، در همه رسانه های دنیا پوشش داده شد.  این که هر رسانه از چه زاویه ای به آن نگاه می کند و کدام قسمت آن را برجسته می کند طبعا در چارچوب مرامنامه آن رسانه قابل ارزیابی است.

مسئله غزه از نظر مخاطب محوری و ارزش خبری رویدادی است که تقریباً  هر سردبیری با هر گرایشی در هر رسانه ای به آن می پردازد.چراکه در قرن۲۱ بیست و یکم ، جنگی اتفاق افتاده است که به شکل یک نسل کشی ، قتل عام  و جنگ نامتوازن است.به این جهت همه باید پوشش بدهند اما محور سوم که درباره سیاست رسانه است نوع نگاه و زاویه دوربین رسانه های مختلف متفاوت است.

مقاومت اسلامی فلسطین نیز با الگو گرفتن از مقاومت اسلامی لبنان از ۶ سال پیش  اقدام به راه اندازی شبکه های تلویزیونی الاقصی و القدس کرد که دستاوردهای ان در جنگ ۲۲ ، ۸ و ۵۰ روزه نمایان شد.

رژیم صهیونیستی در جنگ ۵۰ روزه تابستان با تمام توان درحوزه قدرت سخت و نرم به میدان امد. تحویل پیشرفته ترین سلاحهای کشتار جمعی از سوی امریکا ، حمایت سیاسی و دیپلماسی تمام عیار غرب و همسویی کامل شبکه رسانه های فراملیتی با  اسراییل را می توان نوعی صف ارایی کامل غرب در برابر مقاومت اسلامی دانست.

ارایش رسانه یی در جنگ غزه به دو اردوگاه مقاومت شامل الاقصی ، المیادین ، المنار ، القدس با پشتیبانی آرایش رسانه یی مقاومت اسلامی (پرس تی وی ، العالم و ….)از یک سو و رسانه های وابسته به نظام سلطه از دیگر سو تقسیم بندی کرد.

نقش بسیج کنندگی رسانه ها ی همسو مانند المیادین و… در این راستا قابل ارزیابی است.

رسانه ها از نظر نحوه پوشش خبری غزه به پنج گروه قابل تقسیم است . نخستین گروه ، رسانه های نظام سلطه هستند که از نظر تعداد خبرنگار ، شمار دفاتر خبری ، پوشش گسترده و  امکانات و تجهیزات از توان بالایی برخوردارند. در این زمره می توانیم ” سی ان وان ” و ” بی بی سی” را نام برد.این ها طبیعتا در چارچوب سیاست های مالکان و صاحبان خود عمل می کنند. این دو و شبکه هم طبق اعتراف خودشان و هم طبق واقعیت های میدانی  بصورت  بازوی دیپلماسی عمومی انگلیس و آمریکا عمل می کند..

بودجه بی بی سی را وزارت خارجه انگلیس می دهد و این شبکه در چارچوب سیاست دولت بریتانیا عمل می کند .سیاست دولت انگلیس در برابر فلسطین از زمان انتشار اعلامیه بالفور همواره حمایت از دولت صهیونیستی بوده است.بی بی سی در مقابل  تحولات سرزمین های اشغالی همواره طرفدار اسرائیل است.

شیکه های تلویزیونی آمریکایی به ویژه سی ان ان نیز کاملاً در چارچوب سیاست های آمریکا ست.، البته ” سی ان ان ” سیاست متفاوتی نسبت به ” بی بی سی ” دارد و این مسئله را بویژه از هفته سوم جنگ غزه سعی کرد نشان دهد. البته افکار عمومی غرب نسبت به گذشته تاثیرپذیری  کمتری نسبت به این رسانه ها دارند و خیزش افکار عمومی بر ضد رژیم صهیونیستی در پایتخت های غربی و حتی امریکا حکایت از این موضوع دارد.

گر چه این گونه است که سیاست تمام یا اکثر رسانه های غربی در پوشش خبری غزه  یکسان است و فقط ممکن است تاکتیک های خبری متفاوتی داشته باشند..  مالکان شبکه های رسانه ای غرب همانند انگلیس و آمریکا موضع یکسانی نسبت به اسرائیل دارند. رسانه های آلمان و فرانسه را هم که نگاه کنید ، همانند ” بی بی سی ” و ” سی ان ان ” عمل می کنند.مثلاً رسانه های آلمان به گفته خودشان نمی توانند سامی ستیزی کنند.البته تاکتیک های خبری موضوع ثانویه است و اصل موضوع عدم پوشش واقعی تحولات غزه و نشان ندادن حقایق در رسانه های غربی است .

 

گروه دوم رسانه هایی هستند که به آنها پیرو می گویند. مانند الجزیره و العربیه.این رسانه ها پیرو سیاست های غربی هستند که در قالب هژمونی نظام  سلطه قابل ارزیابی است.العربیه که به رژیم سعودی وابسته است و در جهان عرب به “العِبریه ” معروف است چون سیاست های رژیم صهیونیستی را به زبان عربی بیان می کند.شبکه الجزیره از ان رو که از میان رسانه BBC سر در آورده است که سیاست های خاص خود را دارد.

گروه سوم  رسانه ملی کشورها هستند.این رسانه ها همانند شبکه های داخلی امارات و قطر در چارچوب سیاست کشور خود عمل می کنند.گروه چهارم رسانه هایی هستند که در خارج از منطقه ما هستند همانند سی تی وی چین و یا کانال ۲ آفریقای جنوبی و … که خیلی به مسئله غزه نمی پردازند و برایشان از اولویت زیادی برخوردار نیست.

گروه  پنجم رسانه هایی هستند که یا  آزاد هستند و از گروه های مقاومت حمایت می کنند و یا همسو با آن.این رسانه ها چندسالی است که آرام آرام  به جایگاه کانونی برای پوشش تحولات مقاومت دست یافته اند. پیش قراول آنها رسانه های  برون مرزی ایران ، المنار حزب الله ، المیادین و …است.این ها رسانه هایی هستند که تلاش می کنند واقعیات را به صورت زنده منتشر کنند.

مواضع روشن رهبر معظم انقلاب اسلامی، رییس جمهور دکتر روحانی و سایر مسوولان و مردم که اشکارا از مردم غزه و فلسطینیان حمایت می کنند ، موجب شده تا رسانه های ایرانی  نیز  در چارچوب همین سیاست عمل کنند. البته فراموش نکنیم که میان شبکه های تلویزیونی داخلی تفاوت هایی وجود دارد. شبکه یک سیما را در نظر بگیرید.یک رسانه  عمومی است که علاوه بر خبر،فیلم،سریال،سخنرانی،مسابقه و…نیز پخش می کند.در بخش خبری طبیعتاً اولویت اول غزه است اما وقتی مسئله کنکور و اعلام نتایج پیش بیاید آن رویداد نیز  از اهمیت زیادی برای مخاطبان برخوردار است یا سفر استانی رییس جمهوری در این چارچوب می گنجد اما شبکه خبر ، العالم و ” پرس تی وی ” شبکه های خبری هستند پس زمان زیادتری را به پوشش زنده و گفتگو محور در مورد غزه اختصاص می دهد.

طلسم اطلاع رسانی در غرب شکسته یا دست کم ترک برداشته است. تاثیر رسانه های آزاد و مستقل در حال افزایش است. .شبکه  های اجتماعی و اینترنت هم  امروزه اطلاع رسانی خوبی انجام می دهند و مردم مانند دو دهه پیش تحت سلطه رسانه های بزرگ غربی نیستند.

در این هماورد رسانه یی ، اردوگاه غرب کوشید مانع از  اگاهی افکار عمومی از فجایع انسانی در غزه  شود. از این رو شگرد بایکوت خبری در هفته نخستین جنگ بمرحله اجرا گذاشته شد.

رسانه های آزاد و یا نزدیک به مقاومت از دیگر سو کوشیدند با شکستن طلسم  انحصار اطلاع رسانی به آگاهی و در نتیجه بسیج افکار عمومی بر ضد جنایت های رژیم صهیونیستی دست بزنند که نه فقط این هدف محقق شد بلکه رنسانس اطلاعاتی را نیز در پی داشت.

تنها سازی مقاومت تخریب چهره مقاومت ،  ساده سازی موضوع یورش به غزه ، تحریف علت شروع جنگ نپرداختن به ریشه های بحران فلسطین ، برابر دانستن جلاد (اسراییل )و قربانی (مردم غزه ) ، تردیدافکنی نسبت به اینده جنگ ، توازن دروغین ، ابهام زایی در مورد انگیزه های مقاومت ، برچسب زنی و … از شگردهای رسانه های غربی در قبال سه جنگ بر ضد مردم  غزه بود.

ترور شخصیت رهبران فلسطینی، ایجاد تفرقه در اردوگاه مقاومت ، ادعا به جای واقعیت ، ایجاد هراس در میان مردم  و بزرگنمایی توان اطلاعاتی و قدرت عملیاتی از دیگر شگردهای  ماشین تبلیغاتی اسراییل در قبال جنگ غزه بود.

مقاومت هم با بهره گیری از توان رسانه یی کوشید با ارسال تصاویر میدانی جنگ نابرابر نشان دهد که دوران پیروزی زور در جنگ ابزار  ضد افکار پایان یافته است.

افشاگری در مورد رفتار ضد بشری اسراییل در قبال کودکان ، زنان ، نهاد های بین المللی ، خبرنگاران ، بمباران مدارس ، بکارگیری سلاحهای کشتار جمعی نامتعارف مانند بمب فسفری ، …از مواردی بود که رسانه های آزاد آن را دنبال کردند.

این موضوع بویژه تأثیر نشان دادن پیکر کودکان جان باخته تا بدان حد بود که برخی به این شیوه ، انتقاد هم می کنند و رسانه های غربی را مثال می زنند که از بیان جزییات خوداری می کنند. کارشناسان رسانه بعضا معتقدند این یک اصل است که ” جهانی بیندیش و محلی عمل کن ” و چنین استدلال می کنند که رسانه گرچه باید فضای جهانی را مد نظر قرار دهد اما باید به فرهنگ بومی  توجه ویژه نشان دهد. ولی روشن است این اظهار نظرها از نگرانی در مورد وجهه جهانی رژیم صهیونیستی خالی نیستند.

حتی وقتی به برخی خبرنگاران برجسته اما مستقل غربی انتقاد می شود که چرا حامی فلسیطینیان هستید و به  صهیونیست ها می تازید؟جواب جالبی می دهند.می گوید این جا جنگ است.مگر این جا زمین فوتبال است و ما داوریم!؟.  در این سرزمین انسان های بی گناه کشته می شوند.آیا نباید این حادثه  غم انگیز انعکاس یابد؟ فلسطینی که کشورش اشغال شده است سنگ یا موشک دست ساز پرتاب می کند و در مقابل رژیم اشغالگر بمب دو تنی و موشک های با قدرت تخریب گسترده را روی خانه او می اندازد. یک طرف مظلوم است و یک طرف ،‌ ظالم بنابر این نمی توان بی طرف بود.

رسانه های مقاومت و در مقیاس بزر گ تر رسانه های شرقی ، پوشش رویدادهای غزه را ار پنجره با احساس بیشتری انسانی پوشش می دهند زیرا این مساله ریشه فرهنگی دارد.

در پوشش خبری باید دانش برقراری ارتباط با مخاطب مد نظر قرار گیرد .علاوه بر آن باید به هنر زیبایی شناسی تصویری همانند اثر رنگ،لباس و.. هم توجه شود  و فن استفاده از ابزارهای انتقال پبام را هم  بکار گرفته شود. پس دانش برقراری ارتباط با مخاطب یعنی بگونه ای خبر در اختیار مخاطب قرار گیرد که با تجربه های او همخوان باشد.  رسانه های  وابسته به  مقاومت هنوز به نیاز به کار بیشتر در این حوزه دارند.

غزه یک سرزمین اشغالی و تحت محاصره است.یک طرف آن دریا است و شمال و شرق آن توسط رژیم صهیونیستی اشغال است و جنوب آن نیز که گذرگاه رفح هست توسط مصر بسته شده است. خبرنگاران خارجی کم و بیش  اجازه ورود ندارند .

نکته ای که بسیار مهم است این نیست که  فلسطینی ها در حوزه ارتباطات در زمره  قوی ترین نیروهای عرب زبان هستند. بلکه نکته بسیار مهم این است که فاجعه ای که در غزه شکل گرفت بسیار عظیم و دور از تصور بوده است.  الان آنهایی که خبرها را از غزه پوشش می دهند  عموماً فلسطینی هستند  یعنی نه الجزیره و نه العالم،  خبرنگار به غزه اعزام نکرده اند خبرنگاران این شبکه ها اهل غزه هستند و از همان جا اخبار را پوشش می دهند. یکی از ظرفیت های فلسطین این است که نیازی به ورود خبرنگار خارجی نیست .

غزه یک کانون خبری بین المللی است،شرکت های خدمات خبری فراوانی در غزه هستند.خبرنگاران از طریق اِس اِن جی اخبار خود را ارائه می دهند.اس ان جی دستگاه برقراری ارتباط زنده ماهواره ای است.در آن جا شرکت هایی است که ماهواره برای پخش برنامه اجاره می دهند.گزارش ها هم از طریق اینترنت ارسال می شود.

تصاویر شبکه های اجتماعی البته به دو دلیل چندان برای تلویزیون کارآمد نیست.یکی اینکه امکان راستی آزمایی مکان و زمان ان وجود ندارد و دوم اینکه کیفیت تصاویر پایین است.در این باریکه غزه  البته محدودیت های فراوانی برای خبرنگاران وجود دارد و تاکنون چندین خبرنگار به شهادت رسیده اند. نبود بنزین و برق و حتی تجهیزات یدکی کار را برای رسانه ها دشوار کرده است اما غیر ممکن نیست ،

موضوعی که بعضا در پوشش خبری غزه می توانست ولو اندک خلل ایجاد کند خطراهای جانی است که خبرنگاران با ان مواجه اند انهم در جایی که رژیمی ادمکش ، روزانه دهها تن بمب  روی مردم شهر می ریزد و به هیچ قانونی هم پای بند نیست.

خبرنگاران و تصویربردارانی که جنگ ۵۰ روزه رژیم صهیونیستی بر ضد مردم غزه را روایت کردند همگی فلسطینی بودند. این نشان از ان دارد که نه فقط مقاومت اسلامی با اتکال بر قدرت ایمان در برابر ماشین جنگی رژیم صهیونیستی و غرب ایستادگی کرد بلکه در حوزه رسانه نیز خبرنگاران فلسطینی به تنهایی توانستند قدرت مهندسی افکار عمومی بنگاههای اطلاع رسانی نظام سلطه را  به چالش بکشند.

تاریخ مقاله: بهمن ماه ۱۳۹۳

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.