شیعه در افغانستان

0 1,260

مقدمه:

جمهوری اسلامی افغانستان در آسیای میانه واقع شده و پایتخت آن کابل است، این کشور حدفاصل آسیای میانه، جنوب باختری آسیا و خاورمیانه بوده و همسایگان آن، پاکستان در جنوب و شرق، ایران در غرب، تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان در شمال، و چین در شمال شرقی هستند.

* نزدیک یک سوم مردم افغانستان از اهل تشیع هستند.
* مردم غور در افغانستان در زمان خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام مسلمان شده و تا امروز از محبان و شیعیان پیامبر و اهل بیت علیهم السلام هستند.
* همزمان با تغییر نام خراسان به «افغانستان» و جلوی احمد شاه درانی بر تخت سلطنت، سیاست های خصمانه نسبت به شیعیان آغاز و اعمال شد.
* با تصرف اراضی، شیعیان هزاره به طور اجباری به سمت مناطق مرتفع مرکزی افغانستان رانده شدند تا ارتباط آنها با دنیای خارج قطع شده و در محاصره قرار گیرند.
* کشتار وسیع شیعیان در افغانستان مصادف است با دوران نفوذ گسترده انگلستان در شبه قاره هند و آسیای غربی
* طالبان که بر اساس سیاست های آمریکا و انگلیس با اقدامات عملی عربستان و پاکستان بوجود آمده بود پس از تصرف مزار شریف شروع به قتل عام گسترده شیعیان کرد.
* با حضور نظامی غربی ها در افغانستان بویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران کشت تریاک و تولید مواد افیونی در افغانستان گسترش یافت.
* آداب و رسوم اجتماعی در افغانستان شدیدا تحت تاثیر مذهب قرار دارد.

شیعه در افغانستان فرهنگ اسلامی

افغانستان یک کشور محاط به خشکی است اما در گذشته بخاطر راه ابریشم و کاروان‌های بازرگانی فراوانی که از این کشور عبور می‌کردند دارای اهمیت بوده است.

جمعیت افغانستان در سال (۱۳۹۱هش) با شمار مهاجران آن در خارج از کشور ۳۱ میلیون نفر تخمین زده می شود که ۹۹درصد مسلمان و از این تعداد حدود ۷۰ درصد سنی حنفی و ۳۰ شیعه‌ هستند. اکثریت شیعیان، امامیه (جعفری) و از اقوام سادات، قزلباش، هزاره، ترکمن، تاجیک، بلوچ، پشتون و ازبک تشکیل یافته و سه درصد آن‌هم اسماعیلی‌ اند که اغلب از هزاره ها و تاجیکها هستند و بیشتر در خارج از هزاره‏جات، در ولایات بدخشان، بغلان و پروان در شمال افغانستان زندگی می‏کنند.

یک درصد از جمعیت افغانستان را پیروان سایر ادیان تشکیل می دهد که اغلب در شهرها زندگی می‏کنند.

افغانستان دارای تمدن کهن و باستانی و از نظر موقعیت ژئوپلتیک یکی از مهمترین کشورهای اسلامی بوده و از این نظر جایگاه ممتازی را در منطقه دارد.

تاریخچه ورود شیعیان به افغانستان

مردم غور در غرب افغانستان بر اساس شواهد تاریخى، در زمان خلافت امیرالمؤمنین على(ع) مسلمان شده و تا امروز از محبّان و شیعیان اهل بیت علیهم‏السلام به شمار مى‏آیند.

در منابع تاریخی همچنان آمده است که ابتدا سه گروه از شیعیان به افغانستان یا خراسان آن روز راه یافتند که عبارت بودند از: شیعیان دوازده امامى، اسماعیلى، و زیدى. که زیدى‏ها به مرور زمان رو به انقراض نهاده و امروز از آنها نام و نشانى وجود ندارد. دلیل حضور شیعیان زیدی، رفتن یحیى پسر زید شهید، نواده امام زین‏العابدین(ع) از عراق به خراسان است که سرانجام، جاسوسان اموى از قضیه آگاه شده و نصر بن سیار، والى بنى امیّه در خراسان، مسلم بن احوز را با ده‏هزار نفر مسلح به جنگ یحیى بن زید فرستاد و یحیى در این حمله در قریه ارغوى(بغوى) سرپل به شهادت رسید. قبر یحیی اکنون در شهر سرپل در شمال افغانستان زیارتگاه خاص و عام است.

سید مظفر الدین نجفی یکی از علمای قندهار در رابطه با پیشینه تاریخی تشیع در قندهار نیز می گوید: «۲۵۰ سال قبل از میلاد مسیح(ع) در محل فعلی قندهار شهری بنام شهر (کهنه‌آباد) وجود داشته و در حوالی میلاد مسیح، قومی به نام قندهار از جنوب پیشاور به آنجا مهاجرت کرده اند، سنگ نوشته هائی در این شهر پیدا شده که تائید می کند بعد از اسلام در این شهر، مسلمانان شیعه وجود داشته است.

 

شیعیان افغانستان در گذر تاریخ

همزمان با تغییر نام خراسان به «افغانستان» و جلوس احمد شاه درانی بر تخت سلطنت، سیاست های خصمانه‌نسبت به شیعیان آغاز و اعمال شد. این سیاست ها در طول زمان، بوسیله حکام بعدی با شدت و ضعف ادامه یافت، اما به عنوان اصول کلی سیاست های حکام افغانستان پذیرفته شد و باقی ماند.

تا پیش از (۱۸۹۲میلادی) شیعیانی که در هزاره جات زندگی می کردند تا حدی از دولت مرکزی مستقل بودند، اما در سایر مناطق شیعه نشین تبعیض ها و ظلم های فراوانی نسبت به آنان صورت می گرفت.

سیاست تسخیر اراضی شیعیان در هزاره جات به بهانه های گوناگون، از غم انگیزترین حوادث این دوران به‌شمار می‌رود. با تصرف اراضی، شیعیان هزاره به طور اجباری به سمت مناطق مرتفع مرکزی افغانستان رانده شدند تا ارتباط آن ها با دنیای خارج قطع و در محاصره قرار گیرند.

پس از قطع ارتباط با محیط بیرونی به خصوص با مراکز علمی دینی نجف و مشهد، مردم هم در محاصره اقتصادی و هم در انزوای فرهنگی قرار گرفتند و در نهایت پس از حملات عبدالرحمان در سال ۱۸۹۳ تا مرز نابودی کامل پیش رفتند و از آن زمان به بعد نیز تبعیض های فراوانی نسبت به آنان اعمال شد.

در این میان، هر از گاهی قیامی صورت می گرفت که به شدت سرکوب می شد. در این زمان، حاکم بلامنازع بر مردم شیعه هزاره جات میرها بودند که با پرداخت مالیاتی به دولت مرکزی، اختیارات تام به دست آورده بودند و از ظلم به رعیت دریغ نمی کردند. میرها فئودال های هزاره بودند که املاک فراوانی در اختیار داشتند.

همزمان با به قدرت رسیدن عبدالرحمن در سال (۱۸۸۰م) تحولات جدیدی رخ داد، عبدالرحمن هزاره ها را خطری جدی برای خود می دانست لذا هزاره جات را که تا آن وقت مستقل بود، تحت تصرف خویش درآورد.

پس از مدتی عبدالرحمن با اعزام مأموران حکومتی، مالیات را افزایش داد و مردم نیز ابتدا قبول کردند و مردان خود را برای سربازی به کابل می فرستادند، اما پس از مدتی ظلم و تعدی سربازان حکومتی در هزاره جات، خشم مردم برانگیخت و با ارسال مراسلات، شکایات خود را به گوش عبدالرحمن رسانیدند، اما وی ترتیب اثر نداد. سرانجام، مردم دست به قیام عدالت خواهانه زدند که منجر به جنگی سه ساله شد.

یکی از مورخان افغانستان می نویسد: «چون آتش جنگ هزاره ها به غایت ملتهب شد و شراره اش بالا گرفت، هواخواهان دولت، کاری شگفت کردند. در این وقت، میراحمد شاه فتوای تکفیر شیعیان هزاره را صادر و در اطراف و اکناف ولایت انتشار دادند.»

پس از انتشار فتوای تکفیر شیعیان، تمام مردم افغانستان خود را برای جنگ با شیعیان آماده کردند و از هر طرف، نیرو به سمت هزاره جات روانه شد و تا توانستند، کشتند و غارت کردند. این خون ریزی در تاریخ افغانستان بی سابقه است و یکی از بی رحمانه ترین کشتارهای جمعی است. آنان زنان و فرزندان شیعیان را نیز به اسارت گرفته و آن ها را به فروش رساندند. کشتار وسیع شیعیان در افغانستان مصادف است با دوران نفوذ گسترده انگلستان در شبه قاره هند و آسیای غربی.

همچنان قسمت عمده توقیف شدگان ذکور هزاره را در کابل تیرباران کردند و بقیه یا در حبس ماندند و یا به اطراف کابل، جلال آباد و بگرام تبعید شدند و حدود هشت هزار زن و دختر هزاره هم در کارخانه های کابل به کار واداشته شده و عده ای از آنها را (به عنوان همسر) بین نظامیان تقسیم کردند.

پس از آن نیز شیعیان همچنان در محرومیت قرار داشتند و حکومت هیچ گونه حق سیاسی و اجتماعی برای آن ها قایل نبود. در دوران امان الله خان (۱۲۹۷- ۱۳۰۷ ه. ش) اندک توجهی به حقوق شیعیان شد، اما این نیز کوتاه و زودگذر بود. شیعیان همچنان در ساختار قدرت هیچ نقشی نداشتند. این امر خود اوج سیاست تبعیض و قوم مداری مرسوم در کشور بود و به نوبه خود، شکاف های قومی و مذهبی را تشدید می کرد.

بهرحال شیعیان افغانستان، به تناسب وضعیت موجود افغانستان در طول یک قرن گذشته در مبارزات و فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی خود شرایط متفاوتی را پشت سر گذرانده‌اند. از مهم‌ترین چهره‌های روحانی سرشناس شیعه در افغانستان در دوره ظاهر شاه که به فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی روی آورد و سرانجام نیز جانش را در این راه از دست داد، می‌توان از «علامه سید اسماعیل بلخی» نام برد که مدت ۱۵ سال را در زندان «دهمزنگ» کابل به جرم فعالیت های آزادی خواهانه زندانی بود.

پس از سقوط دولت دکتر نجیب الله آخرین حاکم رژیم کمونیستی افغانستان در بهار(۱۳۷۱)، نیروها و فرو ریختن هرم اصلی کنترل نیروها و گروه های فعال سیاسی با اعتراض به وضعیت موجود، خواستار توزیع عادلانه قدرت سیاسی و مشارکت فعال همه اقشار، اقوام و احزاب در دولت شدند.

در این میان، شیعیان در قالب دو حزب سیاسی عمده خواستار حقوق خود بودند. «حزب وحدت اسلامی» به رهبری استاد مزاری و «حزب حرکت اسلامی» به رهبری آیه الله محسنی خواستار حقوق شیعیان شده و پس از سقوط نجیب الله، نیروهای نظامی آنان در غرب کابل مستقر شدند و داعیه مشارکت سیاسی و احقاق حق مردم خویش را داشتند. چنانچه مرحوم مزاری در این باره می گفت: «ما سه چیز می خواهیم: یکی رسمیت مذهب ما (شیعه)، دیگر اینکه تشکیلات گذشته ظالمانه بوده و باید تغییر کند و سوم اینکه شیعه در تصمیم گیریهای دولت شریک باشد.»

با این حال، بعضی از متعصبان اهل سنت در مورد مشارکت سیاسی شیعیان حساسیت نشان داده و بر عدم حقوق سیاسی شیعیان تأکید و اصرار می ورزیدند و از عدم حق شرکت زنان و شیعیان در انتخابات یاد کرده و شیعیان را از این حق محروم می دانستند.

 

قانون اساسی جدید و اوضاع شیعیان

اقلیت‏ها به خصوص تشیع، چنانچه ذکر شد در طول دوران زند‏گی خود از گذشته تاکنون، همواره با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم کرده‏ و از تبعیضی که علیه آنان اعمال می‏شد، رنج می‏بردند.

شیعیان با توجه به بافت اجتماعی و به عنوان مهمترین و بزرگترین اقلیت دینی افغانستان، همیشه سعی داشتند نقش متناسبی در ساختار سیاسی کشور داشته باشند، اما این مهم از سوی حکام همیشه نادیده گرفته می شد تا جائیکه حتی در دوره حکومت مجاهدین که بعد از دوره طولانی جهاد و مقاومت، همفکری و همدردی، انتظار می رفت این اجحاف مرفوع و این نقش آفرینی با همدلی بیشتری به وجود آید و به امور اساسی پرداخته شود متاسفانه بازهم شیعیان افغانستان نه تنها به عنوان شهروند درجه یک مورد توجه نبوده بلکه حقوق اساسی آنان در قانون اساسی نادیده گرفته شد.

گرچه حکومت مجاهدین دولت مستعجل بود و چندان طول نکشید و با دخالت خارجی ها و موج سواری آمریکا حاکمیت تغییر کرد، اما ظلم علیه شیعیان افغانستانادامه یافت.

با ظهور طالبان مشکلات جدیدی برای افغانستان و بخصوص شیعیان به وجود آمد و بار دیگر تاریخ شاهد قتل عام شیعیان افغانستان و سوریه، این بار توسط طالبان که شیعیان را کافر می دانستند.

طالبان که بر اساس سیاست آمریکا و انگلستان و با اقدامات عملی وپاکستان به وجود آمده بود در (۱۷مرداد۱۳۷۷هش) پس از تصرف مزار شریف، شروع به قتل عام گسترده شیعیان کرد تا جائیکه نماینده حقوق بشر در گزارش خود چنین می نویسد: «طالبان ظرف شش روز اول سلطه شان بر مزار شریف، سه هزار نفر از هزاره ها را در منزل های شان یا بر روی خیابان ها به قتل رسانیده اند. تعداد مجموع کشته ها پنج تا هشت هزار نفر تخمین زده می شد.»

در زمان حکومت طالبان، شیعیان با مشکلات عدیده‏ای روبرو بودند، ولی با سقوط طالبان و روی کار آمدن حکومت بعد از طالبان، قانون اساسی جدید افغانستان شرایط را تغییر داد و با برسمیت شناختن دین مقدس اسلام، به صراحت اعلام‌ شد که: اهل تشیع نه تنها در عمل به فقه خود آزاد هستند بلکه در سایر موارد حقوقی نیز چنین است. « ماده ۱۳۱ قانون اساسی: محاکم برای شیعیان‏ در قضایای مربوط به احوال شخصیه، احکام مذهب تشیع را مطابق به احکام قانون تطبیق‌می‏‌کنند و در سایر دعاوی نیز اگر در قانون اساسی و قوانین دیگر حکمی موجود نباشد، محاکم، قضیه را مطابق به احکام این مذهب حل و فصل می‏‌کند.»

این در حالی است که همان‏طوری که گفته‌شد، پیروان این مذهب تاکنون در راستای عمل به فقه خود آزاد نبودند البته این آزادی عمل، تنها به مذاهب اسلامی، محدود نمی‏‏شود بلکه مطابق ماده دوم قانون اساسی پیروان سایر ادیان هم در پیروی از دین و اجرای مراسم دینی‏شان در حدود احکام قانون، آزاد هستند.

بر این اساس پس از سقوط طالبان، وضعیت شیعیان بهتر شد. آنان توانستند در دولت چند مقام بالا و وزارتخانه را به خود اختصاص دهند.

اکنون شیعیان، نقش مهم و تأثیر گذارتری در سرنوشت کشور افغانستان داشته و تأثیر آنها در حوزه‌های علمی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تمدنی افغانستان، بسیار پر رنگ و چشمگیر است. چنانچه در گذشته در حوزه‌ها‌ی تمدن سازی کشور، پیشگام بوده و در توسعه و تعمیق فرهنگ و تمدن اسلامی نقش برجسته‌ای داشته اند‌. آنهاهمچنان در برخی از فعالیت های علمی، تاریخ پژوهی، شعر و ادبیات و در زمینه‌های فعالیت های سیاسی و اجتماعی و قیام‌های آزادی بخش، پیشرو، و حتی در زمینه‌های ایجاد ابنیه تاریخی و مذهبی و بسیاری از حوزه های دیگر نیز بنیانگذار بوده‌اند.

شیعیان افغانستان در تاریخ حیات خود، فراز و نشیب‏هاى متعددى را پشت‏سر گذاشته‏ اند تا به مرحله کنونی رسیده اند.

موقعیت شیعیان افغانستان تا زمان سرنگونی طالبان موقعیت بسیار خراب و ناراحت کننده و بدی بود. در حالی که بعد از سقوط طالبان و انتخابات ریاست جمهوری  و پارلمانی سالهای اخیر این موقعیت هم در میزان مشارکت در انتخابات های ریاست جمهوری و پارلمانی و هم در میزان انتخاب شدن و تعداد نمایندگان پارلمان، و بالطبع مسئولیت های اجرایی و ساختار سیاسی دولت و کابینه، سیر صعودی و خوبی داشته است. ولی این دستاوردها نهادینه نشده است، و متاسفانه چشم انداز مطلوبی برای شیعیان افغانستان وجود ندارد. ولی اگر انسجام میان نخبگان فعلی و نخبگان سنتی به وجود بیاید و آنها همدیگر را بپذیرند و حضور نخبگان دینی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی شیعیان در جامعه با حضور علما و نیروهای جدید دینی جوان و متعهد پر رنگ تر شود، وضع موجود شیعیان بهتر شده و بازهم تغیر کرده و سیر صعودی خواهد یافت.

با توجه به اینکه شیعیان افغانستان، نقش وسیعی در حیات علمی، فرهنگی و سیاسی افغانستان ایفا کرده اند، پس موقعیت سیاسی بهتر متناسب با نسبت جمعیت آنان جزء حقوق آنان می باشدولی روحیه آزادی خواهی و عدالت طلبی که در تشیع وجود دارد سبب شده تا امپریالیزم جهانی و عوامل داخلی آنها همواره سرکوب شیعیان را در دستور کار خود داشته باشند.

به نظر می رسد درک بیشتر عوامل و راه‌های زندگی مسالمت‌آمیز بین شیعیان و اهل‌سنت افغانستان، همگرایی درونی شیعیان، نیل به وحدت ملی و بستن راه‌های تفرقه، ضمن دستیابی شیعیان به حقوق اساسی خویش باعث شکوفایی معارف اسلام ناب محمدی در کشور افغانستان خواهد شد.

 

توزیع و ترکیب جمعیتی شیعیان در افغانستان

شیعیان افغانستان در مناطق مرکزی کشور به صورت عام و و همچنان در سایر استانها و بویژه در مراکز آن به صورت پراکنده سکونت داشته و زندگی می کنند. ژئوپلیتیک یا تاثیر جغرافیا بر سیاست و رفتارهای سیاسی، برای شیعیان افغانستان مفهومی ملموستر دارد و دلیل آن در محاصر قرار داشتن آنان توسط حکام دست نشانده و وابسته بوده است.

از مجموع ۳۴ استان افغانستان در ۲۷ استان، شیعیان حضور دارند که به طورکلی ترکیب جمعیت شیعیان را در مناطق مخلتف می توان به صورت زیر بررسی کرد:

  • شیعیان هزاره جات

هزاره جات، که در قلب افغانستان واقع شده، شامل استان های بامیان، غزنی، ارزگان، غور، جوزجان، سمنگان و قسمتی از بلخ است. هزاره جات از نظر جغرافیایی، طوری قرار گرفته که استان بامیان در قلب و مرکز آن واقع شده است و سایر نواحی در اطراف آن قرار دارند. شهربامیان که دارای قدمت تاریخی و باستانی بوده و از تمدن کهنی برخوردار است، در مسیر جاده ابریشم واقع شده و راه اتصال تجار چینی را از شرق به شرق میانه فراهم می‌آورد، اکنون مرکز فرهنگی هزاره ها است که اکثر جمعیت آن شیعه مذهب و تعدادی از آنان هم سادات صحیح النسب هستند.

در افغانستان، موقعیت جغرافیایی و محل زندگی شیعیان شدیدا متأثّر از مسائل مذهبی بوده است. بسیاری از شیعیان که اکنون در قلب افغانستان و ارتفاعات مرکزی زندگی می کنند، از روی میل و علاقه آنجا را برای زندگی انتخاب نکرده اند، بلکه فشار حکومت مرکزی، بخصوص سیاست کوچ اجباری، آن ها را از دامنه کوه ها به داخل ارتفاعات سوق داده است که از نقطه نظر دفاعی، به خاطر گردنه های صعب العبور مناسب به نظر می رسد اما شرایط زندگی در آنجا بسیار سخت است.

تمرکز اصلی شیعیان افغانستان در هزاره جات است؛ سرزمینی که حدّ متوسط ارتفاع آن از سطح دریا سه هزار متر می باشد. هزاره جات پیش از دهه ۱۸۸۰ شامل زمین های حاصلخیز وسیعی بود که در اختیار شیعیان قرار داشت، اما از دهه ۱۸۹۰ به خاطر سیاست های ظالمانه و خشونت بار عبدالرحمن شرایط تغییر کردند. پس از فتوای جهاد علیه شیعیان، که توسط علمای درباری صادر شد و جنگی که به دست عبدالرحمن اتفاق افتاد، بسیاری از شیعیان کشته شدند و زمین های آن ها مصادره گردید و در اختیار اقوام پشتون قرار گرفت و بدین سان، آن ها را وادار به انتقال به مناطق صعب العبور نمودند.

بزرگ ترین سلسله جبال هزاره جات، که ستون فقرات آن را تشکیل می دهد، کوه های «بابا» است. هزاره جات علاوه بر داشتن رودخانه ها، دارای دریاچه های طبیعی است. آنچه تعجب همگان را برانگیخته، وجود بعضی از این دریاچه ها در ارتفاعات ۳ هزار متری از سطح دریاست.

  • شیعیان کابل

شیعیان در کابل به سه دسته عمده قومی تقسیم می شوند:

   اول – سادات که از گذشته های دور و همزمان با ورود اسلام به افغانستان در کابل نیز وجود داشته اند.

 دوم – قزلباش ها که از زمان تصرف کابل توسط نادر شاه در همانجا ساکن شدند و در بعضی از مقاطع، نقش مهمی در جریانات تاریخی داشته اند. عموما قزلباش ها به سبب قرابت صوری و شکلی به پشتون ها، کمتر مورد آزار و اذیت واقع شده اند و موقعیت اقتصادی نسبتا خوبی دارند.

   سوم – هزاره ها که به دلیل شرایط دشوار زندگی در هزاره جات، سرکوب حکومتی و کمبود عمومی تسهیلات اولیه مانند بیمارستان و مدرسه به کابل مهاجرت کرده اند و در شغل های رده پایین مشغول به کار بوده اند. به لحاظ جمعیت، گفته می شود: در هنگام فتح کابل در زمان مجاهدین، نیمی از جمعیت کابل متعلّق به هزاره ها بوده است.

  • شیعیان شمال

ناحیه ترکستان افغانستان یا همان «ساحه شمال» از مناطقی است که به جرأت می توان گفت: نیمی از جمعیت آن، بخصوص در استان های بلخ و جوزجان، متعلق به شیعیان بوده است. البته حضور شیعیان در استان بلخ نمود بیشتری دارد؛ چه اینکه بیشتر ساکنان مزار شریف و نواحی اطراف آن را شیعیان تشکیل می دهند. در سال ۱۳۷۷ طالبان با تصرف «مزار شریف»، دست به قتل عام گسترده مردم شیعه زد

«روضه سخی»، که منسوب به حضرت علی علیه السلام است، در این شهر قرار دارد و عده ای از مردم معتقدند که مدفن حضرت علی علیه السلام در مزار شریف است و شیعه و سنی برای زیارت مشتاقانه به آنجا می روند.

 

جمهوری اسلامی ایران و شیعیان افغانستان

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران روح جدید در کالبد تشیع در افغانستان دمیده شد و تلاش برای شناخت اسلام ناب محمدی در صدر توجه مردم شیعه در افغانستان قرار گرفت.

با تجاوز شوروی به افغانستان و آغاز جهاد اسلامی در این کشور، موانع خیزش عمومی شیعیان در این کشور از میان برداشته شد و بر این اساس روابط شیعیان افغانستان با سایر مسلمانان انقلابی گسترش یافت.

یکی از مؤلفه‌های سیاست خارجی دولت جمهوری اسلامی ایران معرفی اسلام ناب محمدی به سایر کشورهای اسلامی و مستضعف بوده است که پایه‌های این اصل را باید در اندیشه امام خمینی(ره) جست‌و‌جو کرد.

همچنان به سبب ارتباطات ریشه دار فرهنگی، جمهوری اسلامی ایران جایگاه مهمی در سیاست خارجی افغانستان دارد و ایران یکی از بزرگ‌ترین طرف‌های تجاری افغانستان است.

پس از سرنگونی طالبان و روی کار آمدن نظام سیاسی جدید در افغانستان روابط تجاری افغانستان و ایران هم افزایش چشمگیری داشته است. البته این روابط بیشتر صادرات ایران به افغانستان است و اکنون ایران و افغانستان در زمینه مبارزه با مواد مخدر و بازسازی شبکه حمل و نقل افغانستان با هم همکاری دارند. با حضور نظامی غربی ها در افغانستان به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران کشت تریاک و تولید مواد افیونی در افغانستان گسترش یافت. به نظر می رسد غرب از مواد مخدر به عنوان یک اسلحه علیه مردم ایران استفاده می کند.

امام خمینی(ره) برای برون رفت جهان اسلام از موقعیت موجود معتقد بود که ملت‌های مسلمان با اقتدا به جمهوری اسلامی باید دست اجانب را که مهم‌ترین مانع تحول و شکوفایی جامعه اسلامی است از سرزمینشان قطع کنند، سیاست صدور انقلاب که در ابتدا قرائت بسیار وسیعی داشت و می‌کوشید که جنبش‌های دینی را در تمام جهان اسلام تقویت کند در همین راستا بود.

 

فعالیت‌های فرهنگی شیعیان افغانستان در ایران

یکی از رویدادهای سرنوشت‌ساز در تاریخ افغانستان فعالیت‌های فرهنگی شیعیان این کشور در ایران است که این فعالیت‌ها به حدی گسترده است که در مقایسه با تاریخ شیعیان در چند قرن اخیر قابل تصور نیست.

بسترهای فرهنگی مناسبی که در ایران فراروی شیعیان افغانستان قرار گرفت، موجب نگاه نو فرهنگی بین شیعیان افغانستان شد و موقعیت اجتماعی آنان را دگرگون ساخت.

بیش از ۲ دهه از تحصیل شیعیان در مدارس و آموزشگاه‌های دولتی ایران می‌گذرد و قشر جدیدی از فرهنگیان به وجود آمده‌اند که از تحصیلات عالی برخوردارند و می‌توانند در شکوفایی و توسعه افغانستان جایگاه مناسبی کسب کنند.

اکثر کمک‌های دولت جمهوری اسلامی ایران اکنون صرف مسائل فرهنگی می‌شود و بسیاری از دانشجویان افغانستان از جمله شیعیان، در مقاطع مختلف تحصیلی از جمله تحصیلات تکمیلی، آموزش‌های تخصصی خود را ادامه می‌دهند.

نسل جدید از طلاب جوان هم اکنون پرورش یافته‌اند که افزون بر تخصص در علوم دینی در علوم انسانی با رویکرد دینی تخصص دارند و طبیعی است در جامعه دینی افغانستان می‌توانند مصدر خدمات ارزنده فرهنگی نیز باشند و تحولات فرهنگی جاری در افغانستان این مسئله را به روشنی تأیید می‌کند.

همچنین قابل ذکر است که شیعیان افغانستان در پرتو بسترهای یاد شده توانستند در دوره جدید، متمرکزترین و به‌ روزترین مراکز و نشریه‌های فرهنگی را در افغانستان دایر کنند که در نوع خود بی‌نظیر است.

 

تأثیر پیروزی انقلاب اسلامی بر روحانیت شیعه در افغانستان

با آغاز کودتای کمونیستی و سپس تجاوز نیروهای شوروی به افغانستان که همزمان بود با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، نیروهای مبارز شیعه در قالب احزاب جهادی سازماندهی شدند.

جهت ‌گیری روحانیت شیعه در مبارزات سیاسی با الگوگیری از جامعه روحانیت مبارز ایران از همین زمان گسترش  یافت و بسیاری از علمای شیعه افغانستان که جذب حوزه‌های علمیه شده بودند به فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی روی آوردند.

 

تشکیل شورای علمای شیعه افغانستان

در همین راستا در سال ۱۳۸۲ نخستین قدم برای تشکیل سازمان روحانیت شیعه در افغانستان برداشته شد و «آیت الله شیخ آصف محسنی»، با استعفا و کناره‌گیری از رهبری «حزب حرکت اسلامی افغانستان»، درصدد پیگیری امور مذهبی جامعه شیعه افغانستان در قالب یک تشکیلات منسجم بر آمد.

علمای شیعه در سال ۱۳۸۲ هـ.ش، نخستین تجمع بزرگ علمای شیعه افغانستان را در کابل دایر کردند و پس از ۳ روز مذاکره، تشکیل «شورای علمای شیعه افغانستان» به تصویب اکثریت جمع حاضر رسید.

شورای علمای شیعه افغانستان که متشکل از روحانیون شیعه در سرتاسر افغانستان است، با بیش از ۲ هزار نفر عضو، اینک در ۶۵ نقطه افغانستان نمایندگی داشته و کار رسیدگی به مشکلات و مسائل دینی پیروان مذهب تشیع، ساماندهی فعالیت‌های علما و از همه مهم‌تر روابط بخش‌های مختلف جامعه شیعه را با خود و سایر بخش‌ها به ویژه منابع قدرت و حکومت تنظیم می‌کند.

 

زبان شیعیان افغانستان

زبان اغلب مردم افغانستان و از آن جمله شیعیان افغانستان فارسی دری است. چنان که اصطخری می نویسد: زبان غور چون زبان اهل خراسان فارسی بوده است. زبان مردم غور و غزنی و بامیان و بست و قندهار فارسی بوده است. شعرای مناطق یاد شده تماما به فارسی شعر گفته اند.

البته زبان فارسی، زبان اختصاصی شیعیان نیست بلکه تاجیک ها نیز در افغانستان به زبان فارسی صحبت می کنند. زبان فارسی در افغانستان دارای لهجه های متفاوتی است که مهم ترین آن ها هزارگی، کابلی، هراتی و بلخی می باشد. شیعیان هزاره با لهجه هزارگی صحبت می کنند. این لهجه  از مغولی و ترکی نیز تأثیر پذیرفته است.

تمامی آثار در حوزه ادبیات مکتوب شیعیان به زبان فارسی دری هستند حتی خطیبان و وعاظ دینی در هزاره جات و سایر مناطق شیعه نشین، به زبان فارسی خطابه می خوانند و از الفاظ محلی به ندرت استفاده می کنند و آن را خلاف فصاحت و بلاغت می دانند. این خطابه ها و موعظه ها به گونه ای هستند که یک فارسی زبان به راحتی می تواند آن ها را بفهمد.

برخی از علما و بزرگان دینی از زبان عربی برای نوشتن آثار خود استفاده می کنند که می توان به بزرگانی همچون آیه الله مدرس، آیه الله محقق کابلی و آیه الله فیاض اشاره کرد.

 

آداب و رسوم مذهبی و اجتماعی شیعیان

آداب و رسوم اجتماعی در افغانستان شدیدا تحت تأثیر مذهب قرار گرفته است، بخصوص شیعیان به خاطر فشارهای مذهبی، حساسیت بیشتری نسبت به مسائل مذهبی خود نشان می دهند و به هر طریقی سعی در حفظ آن ها دارند. به طور کلی، مذهب نمودی آشکار در زندگی شیعیان دارد که در این جابه بعضی از آن ها اشاره می کنیم:

  • منقبت خوانی

یکی از رسوم مذهبی شیعیان که کمتر مورد توجه قرار گرفته منقبت خوانی است. این مراسم به صورت هفتگی در خانه ها یا تکیه خانه ها برگزار می شود. منقبت خوانان یا مداحان بر حسب توانایی، اشعاری را از حفظ در وصف خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام و فرزندانش به نوبت می خوانند. این اشعار معمولاً با آهنگ دل انگیزی خوانده می شود. در چنین مجالسی، فقط مردان شرکت می کنند. هر مداح چند هزار شعر از حفظ دارد و با آهنگ های گوناگون مداحی می کند. اشعار، که از بهترین دیوان های شعری شیعیان برگرفته شده، از حفظ خوانده می شوند. مداحان معمولاً عصا در دست و در حالت قدم زدن میان مستمعان به مدیحه سرایی می پردازند. عصایی که مداح در دست خود می گیرد به یکی از مو سفیدان تعلق دارد.

مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام

شیعیان در افغانستان در انجام مراسم و مناسک مذهبی خود آزاد نبودند و بیشتر اعمال خود را در خفا انجام می دادند و یا تقیه می کردند. اوج این گونه رفتارهای تبعیض آمیز مذهبی را می توان در دوران عبدالرحمن مشاهده کرد که از برپایی مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام شدیدا جلوگیری می کرد که این امر باعث درگیری و برخوردهای خونین میان مأموران و مردم می شد. در بسیاری از نقاط، مراسم محرم به طور مخفیانه انجام می شد.

  • اعیاد و مناسبت ها

جشن هایی که در میان شیعیان افغانستان برگزار می شوند، تماما مذهبی بوده و با مراسم مخصوص به آن ها انجام می شود معمولاً سالروز ولادت ائمه اطهار علیهم السلام را در طول سال جشن می گیرند. اما مهم ترین عیدهایی که جلوه ای خاص دارند عبارتند از:

  1. عید فطر: مردم این روز را با خواندن نماز عید و پوشیدن لباس های نو و رفت آمد به خانه یکدیگر گرامی می دارند.
  2. عید قربان: مردم این روز را با دادن نذورات گرامی می دارند.
  3. عید برات: در این روز، که میلاد قائم آل محمد علیه السلام است، مجالسی برای گرامی داشت آن برپا می دارند که همواره با مداحی و مقالات ادبی همراه است.
  4. عید اموات: معمولاً یک یا دو شب قبل از عید فطر و عید قربان، عید مردگان و گذشتگان اعلان می شود و در آن روزها معمولاً مجلس ختم قرآن و روضه خوانی برگزار می کنند و از دعوت شدگان پذیرایی می کنند و ثواب آن را به روح مردگانشان اهدا می کنند.
  5. عید نوروز: این روز را با خلافت ظاهری حضرت علی علیه السلام مصادف می دانند و برای چند روز مجالس برگزار می کنند. نوروز در افغانستان، بخصوص در میان شیعیان، آداب خاصی دارد.

ومن الله التوفیق

منابع:

  • شیعیان افغانستان چه می خواهند؟ – محمد آصف محسنی – قم، حرکت اسلامی افغانستان
  • شناسنامه افغانستان – بصیر احمد دولت آبادی – قم
  • جامعه شناسی سیاسی افغانستان – سیدعبدالقیوم سجادی – قم، بوستان کتاب
  • افغانستان کشوری در تاریکی – کریس جانسون، ترجمه نجله خندق، تهران
  • هزاره های افغانستان – سید عسکر موسوی – ترجمه اسدالله شفاهی، تهران، نقش سیمرغ
  • تاریخ تشیّع در افغانستان – حسین علی یزدانی – مشهد، بهرام
  • تاریخ غوریان – اصغر فروغی ابری – تهران، سمت
  • مختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول – افضل ارزگانی – قم، فرانشر
  • زمینه و پیش زمینه جنبش اصلاحی در افغانستان – عبدالمجید ناصری داودی – قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)
  • جامعه شناسی و مردم شناسی شیعیان افغانستان – سیدمحمدحسین فرهنگ – قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
  • صحنه های خونین از تاریخ تشیع درافغانستان – حسینعلی یزدانی
  • نهضت های اسلامی افغانستان – سید هادی خسرو شاهی
  • تاریخ ملی هزاره – تیمور خان اف
  • دوماهنامه پرواز – اتاق فرهنگی افغانستان
  • ماهنامه صراط

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.