مردی از میان مردان بزرگ انقلاب اسلامی

0 80

بسم الله الرحمن الرحیم

سخن گفتن از شخصیت شهید آیت الله دکتر محمد مفتح  و شناساندن  آن مرد بزرگ تاریخ معاصر ، برای نسل جوان ما ، از ضرورت هایی است که بازشناسی انقلاب اسلامی و تحول بزرگی که در سال ۱۳۵۷ در عرصه ی جامعه ی ما اتفاق افتاد در گرو آن است. شناختن شهید مفتح تنها به دانستن اینکه آن بزرگ در ۲۸ خرداد ۱۳۰۷ در همدان به دنیا آمد ، و در ۲۷ آذر ۱۳۵۸ ،پس از ۵۱ سال و ۶ ماه زیستن در این جهان ، و با کوله باری از علم و عمل ، جهاد و اجتهاد ، با چهره ای خونین به دیدار حق شتافت ، تحقق نمی یابد.

فعالیت های اجتماعی – سیاسی آی الله دکتر مفتح آنچنان چشمگیر است که پرتو خیره کننده ی آن ، شخصیت فقهی –فلسفی او را از نظر ها مخفی  داشته است. همگان شهید مفتح را با نماز عید فطر سال ۱۳۵۷ تپه های قیطریه تهران ، و اولین راهپیمایی میلیونی پس از آن می شناسند. اجتماعات پرشور صد ها هزار نفری در “مسجد قبا”  در ماه رمضان ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ ، دعوت از علامه محمد جواد مغنیه عالم شیعی لبنانی ، و عبد الفتاح عبد المقصود متفکر سنی مذهب مصری و استاد دانشگاه الزهرا ،  و شیخ  محمود بجرمی قاری معروف مصری ، سمینار های  علمی با حضور اساتید دانشگاهی و حوزوی در صحن مسجد ، برگزاری اولین نمایشگاه کتاب در مسجد ، و پیش از آن تبدیل ” مسجد جاوید ” به پایگاه مبارزه ی دانشجویان مسلمان علاقمند به ارتباط با عالمان دینی ، و سخنرانی های انقلابی در آبادان ، اهواز ، خرمشهر ،  کرمان ، خرم آباد ، دماوند ، و ….و زندان های مکرر ، و تبعید های مختلف ، و سپس مدیریت ستاد استقبال از امام و اشراف بر مراسم حساس بهشت زهرا  در روز ورود ایشان و ….. ، این همه موجب شده است تا مفتح بیشتر در قالب یک مبارز سیاسی   و یک مصلح اجتماعی نظاره شود تا یک فقیه  فیلسوف.

جایگاه علمی- حوزوی آن روزگار ثبت است به نظاره نشست. دوران تحصیل حوزوی آیت الله مفتح ، همزمان است با فضای پس از جنگ جهانی دوم ، خروج رضا شاه از ایران ، تغییرات سیاسی – اجتماعی پس از شهریور ۲۰ و آغاز تنفس آزاد مجدد حوزه های علوم دینی. در روره پهلوی اول ، فشار فراوانی که بر هر گونه تظاهر مذهبی وارد می آمد ، بر تحرکات علمی حوزویان تاثیری دو چندان داشت ، چرا که هم به عنوان یک فعالیت دینی با انواع تضییقات حکومتی مواجه بود، و هم از آن جهت که عالمان دینی ملجا و مرج  نیاز های اعتقادی مردم بودند ( چیزی که به هیچ وجه رضا خان آن را بر نمی تافت ) سعی بلیغ قدرت حاکم  بر اعمال هر چه بیشتر محدودیت بر این قشر تاثیر گذار در جامعه متمرکز بود. استبداد رضا خانی بیش از همه ی روحانیان را هدف گرفته بود. و طبعا رهایی جامعه ی مذهبی ایران از خفقان حکومتی ، پس از شهریور ۲۰ برای حوزویان  امکان تنفسی نشاط آور را به دنبال آورد. نشاط علمی دهه ی ۲۰-۳۰ در حوزه ها ، موجب گشت تا در دهه ی ۴۰-۳۰ شمسی   نسل جدیدی از دانش آموختگان   علوم دینی پا به عرصه ی اجتماع بگذارند، که با انگیزه هایی فراتر از آنچه سابقا عالمان را به تلاش و کوشش وا می داشت در اجتماع پیرامون خود تاثیر گذار گردند. این نو نسل نوظهور را ( دانشگاه ها ) و محافل علمی پر سابقه ( حوزه ها ) را در هم شکسته و با حضور آگاهانه در هر دو محفل ، راه تازه ای را برای تحول اجتماعی می جستند. این مسئله را نمی توان اتفاقی دانست که اولین تحصیل کردگان حوزه ی علمیه قم که برای تحصیل پا در دانشگاه ها می گذارند (شهید مفتح ، شهید بهشتی ، امام موسی صدر) درست همان ها هستند که حوزه تاثیر حوزویان را محدود به حوزه های علمیه سنتی ندانسته، وهر کدام عرصه هایی را برای فعالیتی فراتر از مرسوم حوزویان اختیار می کنند. نظریه پردازی های فرا حوزوی – فرا دانشگاهی شهید مفتح و تلاش های فکری – عملی ایشان در نزدیک کردن دو محفل علمی لبنان ، مصر ، عربستان ، کوشش های سیاسی – اجتماعی در لبنان ( و بالتبع سایر کشور های عربی) را باید در همین راستا ارزیابی کرد.

این دوران را باید دوره ی فرصتی طلائی برای  حوزه ی علمیه ی قم به شمار آورد. که حوزه ای نوپا ، جوان و با انگیزه ای مضاعف بود ، و بزودی مرکز توجه جهان شیعه واقع گشت. در این زمان ، نسل اول تحصیل کردگان حوزه ی قم که شاگردان پایه گذار دوره ی جدید حوزه ی قم آیت الله العظمی حاج شیخ عبد الکریم حائری یزدی بودند، بر کرسی تدریس تکیه زده ، و با دعوت از آیت الله العظمی بروجردی به قم و مرجعیت الاطلاق ایشان بر تمامی شیعیان جهان ، قم را از حالت حوزه ای فرعی به درمی آورند. در این دوره است که قم با نجف پهلو می زند ، و طلاب تشنه ی مبانی علوم دینی را از جبر در اختیار نجف می رهاند. حلقه های درسی متعددی در قم شکل می گیرد. و طالبان علم ( که به تدریج بر تعداد اندک اولیه آنان افزوده می گردد)هر یک مطابق سلائق و علائق خویش استادانی را می جویند.  اعضای این حلقه های علمی ، به فراخور دیدگاه های خویش ، یکدیگر را می یابند ، و نطفه ی جریان های فکری ، اجتماعی ، سیاسی بعدی از همان جا شکل می گیرد. حلقه هایی که پاره ای از آنها در حافظه ی تاریخ جاودانه می شوند. شاید بتوان عنوان مشهورترین و ماندگار ترین حلقه ی  درسی آن روزگار قم را بر حوزه ی تدریس فقه و اصول امام خمینی نهاد . حلقه ی درسی که مجمع دانش طلبان ممتاز ، جوان و وارسته شده و به شلوغ ترین درس حوزه ی قم تبدیل گشت. ورود نمایان امام خمینی به عرصه ی سیاست و رو در رویی ایشان با هیئت حاکمه ی وقت ، به موازات آن شاید پاره ای از شاگردان را از گرد استاد پراکند، انبوه طلاب پرشور را جذب حوزه ی درسی ایشان نمود . پیروزی انقلاب اسلامی ، و جایگاه معنوی –سیاسی امام خمینی پس از پیروزی ، و شهرت اجتماعی شاگردانی که کم یا زیاد – درک محفل درس آن استاد را کم کرده بودند، قضاوت پیرامون میزان درخشش علمی هر یک از شاگردان در این محفل علمی و در چشم استاد را با مشکل مواجه ساخته است. نخستین فهرستی که از نام شاگردان امام منتشر شده است مربوط به زمان اوج غربت این استاد و شاگردان مبارزش ، و در دوره ی تبعید ایشان به نجف می باشد. و آنگاه که میبینیم نام آیت الله دکتر مفتح جزء اولین اسامی موجود در این فهرست قرار گرفته است ، به جایگاه والای علمی ایشان پی می بریم. درست است که نمی توان با تکیه بر این فهرست توسط جمعی از طلاب مبارز ساکن نجف ( از اطرافیان امام خمینی ) تنظیم گشته است ترتیب ذکر اسامی را به  اشاره ی امام دانست ، ولی می توان مطمئن بود که چینش اینچنینی اسامی شاگردان امام با عدم رضایت ایشان و شهید مصطفی خمینی مواجه نگردیده است . در آن سال ها ، شهید مفتح آنچنان در چشم امام می درخشد و در قلب ایشان نشسته و مورد اعتماد آن استاد  بارز قرار می گیرد ، که امام از تبعید گاه نجف در نامه ای که به این شاگرد مبرز خویش می نویسد اعطاء حکم وکالت به افرادی از میان تجار و معتمدین را موکول به صلاحدید و تعیین این شاگرد خویش می نماید. نامه ای که هیچگاه به دست دکتر مفتح نرسید. “ساواک” با ردگیری نامه ، و با دستگیری آورنده ی آن، نامه را در پرونده ی قطور ” شیخ محمد مفتح” ثبت کرد. اعضاء  آن زمان دفتر امام ، از تعبیراتی که امام خمینی در جلسات خصوصی پیش از تبعید در مورد شخصیت علمی شهید مفتح به کار می برده اند چنین استنباط می کنند که ایشان از همان زمان مقام اجتهاد و فقاهت آن شهید را مورد تاکید قرار می داده اند.

از دیگر حلقه های علمی ماندگار آن دوران ، حلقه ی درس فلسفه ی علامه ، سید محمد حسین طباطبایی است،  که از مشاهیری  همچون آیت الله منتظری ، شهید مطهری ، شهید دکتر مفتح ،شهید دکتر بهشتی ،آیت الله جوادی آملی  ،آیت الله امینی، و آیت الله سبحانی تشکیل شده است. این جمع دانش پژوه ، به دنبال فداکاری و تضحیه ی علامه طباطبائی ( تعبیری که آیت الله العظمی خوئی در خصوص فعالیت های فلسفی – قرآنی این دوست و همدرس خود به کار می برد ) شکل می گیرد. شاگردان علامه دیدند چگونه استادشان طعنه ها و فشار ها ی مخالفان را تحمل کرده و بر آنچه وظیفه می داند پای می فشارد  و چگونه با اندیشمندان غیر مسلمان اروپایی نشست و برخاست کرده و با آنان از اسلام ، قرآن و حکمت سخن می گوید. از او نه تنها حکمت متعالیه و تفسیر قرآن ، که پایمردی در انجام رسالت دینی- علمی را می آموختند. بی  شک شهید مطهری در تحمل طعنه های فراوان پس لز انتشار کتاب    ” مسئله ی حجاب” ،شهید مفتح در خویشتنداری مثال زدنی در برابر موج دشمنی ها و دشنام های پس از دعوت از متفکران غیر ایرانی و اساتید غیر روحانی دانشگاه برای سخنرانی ماه رمضان  سال های ۵۶و ۵۷ در” مسجد قبا” و سایر مشاهیر این حلقه در تاب آوردن برابر افترائات گوناگون پیرامون عملکرد آگاهانه ی خویش ، وامدار استاد فرزانه ی این جمع فرهیخته بودند. درخشسش دکتر مفتح در این حلقه آنچنان بود که علامه طباطبائی ، آنگاه که خواست تا برای پاسخ به سوالات فلسفی که برای او ارسال می شد از شاگردانش مدد گیرد ، بدون لحظه ای تردید به سراغ آیت الله دکتر مفتح و آیت الله جوادی آملی فرستاد. و از  آن پس این دو شاگرد (که احاطه ی آنان به مبانی حکمت اسلامی مورد اعتماد استاد بود )پاسخگوی پرسش های فلسفی از  زبان ایشان شدند. میزان علاقه ی شاگرد به استاد و رابطه ی عاطفی میان ایشان آنچنان بود که شهید مفتح (که با محدودیت حکومتی طاغوت برای حضور در قم مواجه بود) چنانچه حتی یک روز به قم مسافرت می کرد دیدار با علامه طباطبائی را از دست نمیداد. همچنانکه از علاقه ی استاد   به  شاگرد گفتنی های فراوانی در سینه ی سید عبد الباقی طباطبائی – فرزند ارشد علامه – باقی است.

حلقه ی علمی دیگری که در تاریخ حوزه ی قم می درخشد و بزرگانی که حوزه به  آنان می بالد به حضور در آن می بالند ، حلقه ی درس اصول  آیت الله سید محمد محقق داماد است. از مشاهیر شاگردان دوره ی نخست این درس باید امام موسی صدر، آیت الله شبیری زنجانی ،آیت الله شهید دکتر مفتح، آیت الله شهید دکتر بهشتی ، آیت الله موسوی اردبیلی ،و آیت الله مکارم شیرازی را نام برد. گفتنی است که در همان دوره ی اول تدریس محقق  داماد ، آیت الله طاهری اصفهانی که از حاضران در این جمع  فرهیخته بوده است موفق می شود تقریرات کاملی از مطالب استاد تهیه و تدوین نماید. این تقریرات ( که در دوره ی تدریس دوم مورد استفاده استاد واقع می شود) توسط امام موسی صدر در مسافرت به حوزه ی نجف با امانت گرفته شده  و در آنجا مورد مطالعه ی دقیق آ یته الله شهید سید محمد باقر صدر قرار می گیرد. آنچنان که صاحب نظران معتقدند پاره از نوآوری های اصولی شهید صدر وام گرفته از محقق داماد است. با توجه به عمق مطالب و اغلاق بیان آیت الله داماد، حضور فعال در این  حلقه برای همه کس امکان پذیر نبوده است. و بسیاری از طالبان علم نیز ، علیرغم علاقه به بقاء در این جمع ، از آنجا که توان استفاده ی مفید از درس را در خویش نمی یافتند از ادامه ی حضور منصرف  گشتند. از این رو شاگردان پابرجای محقق داماد از کسانی بودند که در عین آنکه به  هوش ،استعداد، و توان علمی بالائی نامدار گردیدند، با برخورداری از قدرت خلاقیت و نوآوری خویش نه تنها در حوزه ی علمیه قم بلکه در دانشگاه های ایران و جهان اسلام ، کشورهای اسلامی و کشور های اروپائی تاثیر گذار گشتند. شاهد این سخن آن است که نخستین فعالیت های مطبوعاتی حوزوی ریشه در این محفل دارد(۱)، و اولین طلاب شاغل به تحصیلات دانشگاهی از همین حلقه برخاستند(۲).از شاگردان همین درس هستند آنان که همراهی دین و علم را شعار خویش قرار داده و دبیرستانی را با عنوان “دین و دانش” تاسیس می نماید(۳). و مجلس هفتگی را فراهم می آورند تا دانشجو و روحانی در کنار یکدیگر نشسته و به همفکری در زمینه ی امور مورد علاقه ی مشترک بپردازند(۴).

 

 

 

مسلما تردیدی در اهمیت حوزه ی درسی آیت الله سید محمد حسین بروجردی نمی توان  داشت. شهرت آن شخصیت یگانه ، نوآوری ایشان درمباحث اصول فقه ،سبک ویژه در استنباطات فقهی ، مرجعیت علی الاطلاق ایشان و زعامت عامه ی امور شیعیان در تمامی کشور های اسلامی ، و نظریه ی تقریب مذاهب اسلامی که از سوی ایشان پی افکنده و پیگیری می شد ، همه برای جذب طلاب به حوزه ی درسی ایشان انگیزه کافی بود. از همین رو نمی توان نام ” حلقه ی درسی” بر روی  محضر تدریس آیته الله بروجردی نهاد، بلکه باید آنرا محفلی به وسعت حوزه ی علمیه قم به حساب آورد. و جایگاه شهید مفتح در نزد آیت الله بروجردی آنچنان بود که بازگشت او از سفر حج تمتع، آن مرجع بزرگ را به خانه ی او کشاند. دیداری که نسبت به کمتر کسی از شاگردان آن شخصیت جهانی در حافظه ی حوزه ی قم ثبت شده است. توجه اینچنینی  آن استاد به این شاگرد را تنها باید به درخشش علمی شاگرد در درس استاد مربوط دانست. چراکه وجه دیگری برای آن متصور نیست. نه دکتر مفتح سابقه ی ویژه ی غیر درسی با آیته الله بروجردی داشته است، و نه پدر ایشان از دوستان و مرتبطان با آن مرجع بزرگ بوده است تا دوستی پدر عامل این توجه گشته باشد.

این سه حلقه ی علمی از آن جهت که تاریخ ساز گشته اند ، در تاریخ حوزه ی قم ماندگار می باشند. اگرچه طبیعتا محافل درسی و علمی آن زمان قم منحصر به این سه نبوده است.و حضور درخشان شهید مفتح  در محافل درسی و علمی دیگر نیز چشمگیر می باشد. آنچنان که آیت الله  صافی گلپایگانی بر شرکت نمایان آن شهید در محضر درسی آیت الله گلپایگانی تاکید می ورزند.

 

 

 

 

 

 

………………………………………………………………………………………………………………………………..

  • نشریه مکتب اسلام، با مسئولیت امام موسی صدر، وسپس آیت الله مکارم
  • آیت الله مفتح، آیت الله بهشتی، امام موسی صدر
  • با مسئولیت شهید بهشتی ، و همراهی شهید مفتح و آیت الله مکارم
  • با مسئولیت شهید مفتح، و همراهی شهید بهشتی

 

 

 

 

 

 

 

درخشش افراد درمحافل علمی – خصوصا حوزه های علمیه در دو عرصه نمایان می شود. یکی از این دو ، درخشش در جایگاه شاگردی است، و آنچه گفته شد ناظر به این نمود علمی بارز شهید مفتح در این عرصه بود. و عرصه ی دیگر به جایگاه استادی ایشان باز می گردد، که شهید مفتح در این صحنه نیز چهره ی درخشانی از خود به یادگار نهاده است. بسیاری از اساتید و عالمان برجسته ی امروز حوزه ی قم خود را مفتخر به شاگردی مفتح می دانند. گروهی از این بزرگان در مجلس پر شاگرددرس شرح منظومه (منطق) ایشان در مسجد امام حسن عسکری حاضر می شده اند. و پاره ای درس خصوصی شرح اشارات (فلسفه)در منزل شهید مفتح درک کرده اند. و برخی در مدرسه ی حقانی شاگردی درس تاریخ  اسلام ایشان را نمودندو…………..   گاه عظمت استاد،رشته ای علمی را در میان طالبان جلوه ی ویژه می بخشد، که با رفتن آن استاد، آن   علم از فروغ و تجلی می افتد. و قصه ی علم منطق و شهید مفتح در حوزه ی قم از همین سنخ است. پس از تبعید دکتر مفتح از قم و تعطیلی محضر درس پر رونق منطق منظومه ی ایشان ، چراغ این دانش  در حوزه ی قم به خاموشی گرائید، و به درسی فرعی بدل گشت.

دکتر مفتح در دهه ی ۳۰ و اوائل دهه ی ۴۰ شمسی، در کنار تدریس در حوزه ی قم به تحصیل در دانشگاه تهران مبادرت می ورزید.و همزمان با این دو به تالیف کتب و مقالات تخصصی می پردازد. و همراه با این سه، به تدریس در دبیرستان های قم اقدام می کند. و در کنار این چهار ، با تاسیس ” انجمن اسلام شناسی” تربیت نویسندگان نواندیش و هدایت ایشان به نگارش کتاب هایی در زمینه ی امور فکری مورد نیاز جامعه را وجهه ی همت خویش قرار می دهد. و در عین تمرکز بر این پنج، از احوالات اجتماع پیرامون خویش و مشارکت در مشتعل تر کردن شعله ی نهضتی که توسط استاد محبوب و الهی او به تازگی آغاز شده است غفلت نمی ورزد.شاید تعبیری که به گفته ی آیت الله مکارم شیرازی در میان حوزویان آن زمان و دوستان آیت الله دکتر مفتح بر سر زبان ها بوده است گویا ترین کلام در موردشناخت و قضاوت حوزویان قم در خصوص شخصیت ایشان و پایمردی در راه دستیابی به مقامات علمی و هر آنچه وظیفه ی دینی تشخیص  می داده است بوده باشد ، که گفته اند:

“غیر ممکن برای آقای مفتح وجود ندارد”

محمد هادی مفتح

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.