آینده پژوهی و دین

0 213

چکیده

در این مقاله سعی شده با بررسی متون مختلف علمی رابطه میان دین و علم را از منظر آینده پژوهی مورد نقد قرار دهیم در همین راستا سوالاتی را مطرح نمودیم تا با پاسخ به آنها بتوانیم به این نتیجه برسیم که دین برای باورداران به آن سنت هایی دارد که می تواند برای فهم آینده تأثیر به سزایی بگذارد.قانون خداوندی سر آن دارد که بتواند آدمی را در گذار از مسیر حیات دنیوی و دسترسی به سعادت اخروی یاری رساند؛ به گونه ای که بتواند در تدبیر زندگی پرتوان، پایا، و پویا باقی بماند.

از آموزه های قرآنی برمی آید که قوانین وسنت های الهی حاکم بر هستی بر آنند که دگرگونی های گیتیِ را بر اساس قانون علیّت و اسباب و مسببّات برآمده از آن استوارسازند. شناخت سنت های الهی وفهم دقیق و پرژرفای آن می تواند سبب ساز و زمینه پرور ادراک روبه جلو بر اساس سنت های الهی باشد.

مقدمه

امروزه از یک سو شاهد میل قوی و مهار ناشدنی ای به سوی آفرینش های فلسفی وعلمی در جامعه ایرانی می باشیم؛ واز سوی دیگر رویکردهای دین گرایانه بر آن است که به باز آفرینی نقش دین در معرفت آفرینی جامعه بشری وساحت های گوناگون آن همّت نهد.تلاقی این دو تلاش در مرکز ثقل نگاه دین به علوم مختلف و توجه به مفهومی به نام علم دینی پژواک پیدا می کند.

با عنابت به این مهّم است که در خواهیم یافت با ورود آینده پژوهی حداقل در مقام یک رشته یا discipline”” که مجموعه ای از آگاهی های منظم را در ارتباط با فهم آینده ی زمان وبه تبع آن مدیریت آن به انسان عرضه می دارد، در جامعه ی ایران امروز یکی از مهم ترین پرسش های موجود آن خواهد بود که آیا دین بر آینده پژوهی مهر تأیید می گذارد؟ودر ادامه این مطرح خواهد شد که : چه نسبتی میان دین وآینده پژوهی وجود دارد؟ آیا ما دارای آینده پژوهی دینی هستیم؟ موضع دین در ارتباط با زمان وآینده ی زمان چیست؟آیا آینده پژوهی دین علمی است؟ آیا جوامع دینی از این شاخه ی علم روبر می تابند یا به عکس از این رویکرد عالمانه در ساحت دین حمایت می کنند؟و…

پیشینه پژوهش

در مورد آینده پژوهی دینی در بعد جهانی مقالات متعددی وجود دارد که در نگارش این مقاله از نتایج تعدادی از آنها استفاده شده است که به تعدادی از این مقالات اشاره می گردد:

  • تاد جانسون[۲] و دیوید برت[۳] در مقاله ای با عنوان” کمی نمودن آینده های مختلف دینی و ادیان” در سال ۲۰۰۴ با استفاده از شاخص هایی نظیر تاریخ تولد، زمان مرگ، مهاجرت و …. میزان تغییرات جمعیت ادیانی نظیر اسلام، مسیحیت و یهود را در بازه ۲۲۰۰ با استفاه از روش تحلیل روند مورد بررسی و تحلیل قرار داده و بر اساس همین روش سناریو های مختلف را در بازه ۲۲۰۰ مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرارداده اند (جانسون، برت، ۲۰۰۴: ۹۶۱).
  • منصور معدل[۴] در مقاله ای با عنوان “آینده اسلام بعد از ۱۱ سپتامبر” به بررسی آینده های ممکن اسلام در کشور های ایران، مصر و اردن با استفاه از پیشینه تاریخی و جمع آوری و بررسی میدانی اطلاعات قبل و بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر پرداخته است. نتایج حاصل از این مقاله حاکی از آن است که ایران به سمت تجدید ساختار در واپس زدن سیاست مبتنی بر دین حرکت خواهد نمود و کشوری مثل اردن به همان روند سنتی خود ادامه خواهد داد و تغییر چندانی را در ساختار سیاسی خود نخواهد دید همچنین کشور مصر نیز دارای آینده روشنی از منظر دینی خواهد داشت (.منصور معدل، ۲۰۰۴ : ۹۶۱).
  • لارنس یانانکون[۵]، به بررسی آینده دین در کشور امریکا پرداخته که به مقایسه مزیت های دینی بودن اجتماع با سکولار بودن آن پرداخته است، همچنین ابعاد مختلف تاثیر دین در آینده کشور امریکا در حوزه های علمی، فرهنگی و حتی آموزشی را نیز مورد تحلیل و بررسی قرار داده است (یانانکون، لارنس، ۲۰۰۴: ۱۰۲۵).
  • ویلیام سیمز بین بریج[۶]، در سال ۲۰۰۴ به رابطه میان علم و دین پرداخته و فرضیاتی نظیر دین بدون علم و یا علم بدون دین را در سال ۲۱۰۰ بیان نموده است. همچنین سناریو های نشات گرفته از فرضیات فوق را نیز مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده است (ویلیام سیمز بین بریج، ۲۰۰۴ : ۱۰۰۹).
  • بروس تان[۷] نیز رابطه میان آینده، دین و آینده گرایی را مورد توجه قرار داده است و در انتها به این نتیجه رسیده ایت که دین تنها راه برای سعادت بشر و تنها روشی است که بشر می تواند از طریق آن آینده خود را مورد توجه و بررسی قرار دهد همچنین در این مقاله به نقش کامل و مطلق خداوند تبارک و تعالی در پدید آوردن جهان هستی و هدفمند بودن این خلقت اشاره نموده است.

اهداف پژوهش و بیان مسئله

با گسترش روزافزون آینده پژوهی در سطوح گوناگون واهمیت روزافزون آن در حوزه های گوناگون کاربردی انجام پژوهش هایی در راستای پاسخگویی به این نیاز آن هم در گستره وعمق نگرش های دینی ازاهمیت بسیاری برخوردار می باشد.این دسته از تلاش ها در سطح تحلیل کلان می تواند :

از بروز مقاومت های ناشی از تعصبات دینی در جوامع دینی نسبت به رشد وتوسعه آینده پژوهی بکاهد، و

دین را در بهره برداری از مواهب ناشی از این دیسیپلین یاری رساند، ودر سوی دیگر با ارائه ی آموزه های دینی در این حوزه نوپا در جامعه ای چون ایران اسلامی زمینه پرور شکل دهی ومحتوا بخشی به آینده پژوهی دینی به عنوان یک نیاز ملّی و فرا ملّی شود.

همچنین در این پژوهش به دنبال دستیابی به اهداف ذیل می باشیم:

 

  • آشنایی بیشتر با آینده پژوهی وارتباط آن با دین به ویژه در معنای اصیل آن یعنی اسلام.
  • بررسی ارتباط دین با آینده اندیشی و چیستی آینده پژوهی دینی.
  • بررسی و استنتاج مبانی حاکم بر آینده پژوهی دینی با عنوان بنیادهای حاکم بر آینده پژوهی دینی.
  • بررسی و استنتاج اصول حاکم بر آینده پژوهی دینی با عنوان بنیان های حاکم بر اندیشه ی دینی.

نسبت میان دین و آینده

آنچه که اکنون در نظر می آید این پرسش است که چه نسبتی میان دین وآینده اندیشی وجود دارد؟ برای  پاسخ به این پرسش می توان در دو وجه نگریست.وجه نخست:آن است که از زاویه دین به “آینده” بنگریم وبه این پرسش پاسخ بگوییم که دین چه نگاهی به آینده دارد؟ در این نگرش علم درجه اوّل مد نظر است به عبارتی دیگر در نسبت دین به آینده به عنوان یک ساحت معرفت شناسانه نگریسته می شود. در وجه دوّم :به نگرش دینی و قضاوت دین در باب آینده اندیشی توجّه می شود.در اینجا علم درجه دوّم مطرح می شود.

شرایع در مقام حلقه های متشکله ی دین مکمّل یکدیگرند.مسیحیّت به عنوان یکی از حلقه های مهّم این کمال آفرینی الهی سه نظرگاه در باره آینده را طرح می کند.”به گفته هاروی کاکس – دانشمند الهیات – هرسه آنها هنوز پیروان بسیاری دارند:

۱- دیدگاه مکاشفه ای

۲- دیدگاه فرجام گرایانه

۳- دیدگاه پیامبر گونه

ادبیات مکاشفه ای:این ادبیات سرشار از نماد گرایی است و آکنده از مباحث پیچیده و دو گانه گرایی مطلق (ثنویت).بین این جهان و آن جهان است.درون مایه های ادبیات مکاشفه ای آمیزه ای از رهبانیت، جبر گرایی، انفعال، وترک وظایفی است که به دنیای مادّی مربوط می شوند چیزی مانند تصوف در سنت اسلامی.

نظرگاه فرجام گرا: ادبیات فرجام گرا آینده را هم چون پرده برداری از فرجام نهفته در ذات کیهان یا مادّه اولیه ی آن می بیند که به سوی یک پایان قطعی به پیش می رود. فرجام گرایی سکولارِ امروزی گاه مبتنی بر زیست شناسی است وبه یک هوش عظیم اشاره می کند که در هر لحظه جلوه های غیر قابل تصوری از حیات را آشکار می کند.

نظرگاه پیامبر گونه: در این ساحت نگرش مشخصه های عمومی ادیان الهی، هم چون صحنه ی وسیع ومیدان باز آمال وآرزو های انسان ها ومسئولیت های آن ها در قبال خدا، خویشتن و جامعه است. پیامبران الهی همگی با کلام پیش گویانه وپیامبرانه ار آینده سخن می گفتند، امّا فقط برای آن که مردم را وادار کنند تا رفتار امروز خود را تغییر دهند. این انسان ها هستند که آینده را شکل می بخشند.(ملکی فر و دیگران :۲۰،۱۳۸۵).

” پیش گویی پیامبرانه بر این حقیقت تاکید دارد که آینده را نیروهای نامریی خبیث و یا روندهای ذاتا شکست ناپذیر رقم نمی زنند؛ بلکه این انسان ها هستند که خود آن را می سازند.این اختیارگرایی بی قید وشرط در برابر آینده، در عین حال سبب می شود تا پیشگویی پیامبرانه از قید و بند تصمیم ها و سیاست های گذشته بگریزد.فراخوان پیامبرانه همواره مستلزم توبه است؛ یعنی اذعان صریح فرد به اشتباه خود و این که اکنون باید متفاوت با گذشته عمل کند ونیازی به تکرار مداوم این نکته نیست سیاست ها صرفاً ادامه ی تصمیمات اتخاذ شده در گذشته هستند.چشم انداز پیامبرانه مستلزم نوآوری دایمی و بازنگری بی وقفه در سیاست های گذشته است، زیرا فردا صرفاً ادامه ی روند های دیروز نخواهد بود و جوانب جدید وبدیع دیگری را نیز شامل خواهد شد.”( ملکی فرد و دیگران:۲۱،۱۳۸۵).

در نگاه کلان محقق علوم تجربی پس از برخی از مشاهدات با ابزار فرضیه رابطه ای فرضی بین پدیده های مشاهده شده برقرار ساخته، آنگاه به جمع آوری اطلاعات و موارد به طور گسترده تری می پردازد.با آزمایشات متعددّ فرضیه خود را بررسی نموده و پس از تطابق موارد با تئوری به تفسیر این روابط و یافتن علل پدیده ها پرداخته، بالاخره پس از تجرید و تعمیم نظر علمی خود را بیان می دارد که به عنوان قانون و کشف علمی تلقی می گردد.امّا در آینده پژوهی از روش هایی استفاده می شود که برخی از آن ها از این معنا تبعیّت نمی کنند.این روش ها را باید مورد بررسی قرار دهیم:

مشاهده مستقیم: در این روش، محقّق پدیده ها – تحلیل روندها – ، و رخدادها – تحلیل رویدادها – ی موجود در زمان را از نزدیک مورد مشاهده قرار می دهد و یا اسناد و مدارک را ملاحظه می نماید (گذشته نگری ).می دانیم که رسیدن به واقعیت از این طریق خصوصاٌ در مورد امور انسانی و اجتماعی تا چه اندازه ضعیف و دشوارمی باشد.به گونه ای که امکان دارد شکل مشابهی از انجام سنن جمعی در اقوام وجوامع مختلف گویای واقعیت های اجتماعی متفاوت و احیاناٌ متضاد باشد.

به عنوان مثال :پایکوپی در جوامع مختلف نشانگان متفاوتی را بروز می دهد. در جامعه ای نشانه سرور و شادی و در جمع دیگری علامت سوگواری وجایی دیگر حاکی از عبادت ومناسک جمعی بوده ومحقّق بیگانه نمی تواند این ها را از یکدیگر باز شناخته و آینده ی زمان را با عنایت به آن ها تحلیل نماید.

مشاهده مشارکتی : در این روش محققّ مدتی بین مردم یک جامعه زندگی می کند و خرده فرهنگ های آن جامعه را مشاهده می نماید و با گذشت زمان با آن ها آشنا شده سپس به تفسیر و تبیین آن پدیده های اجتماعی، – پدیده شناسی و مردم نگاری – ، آینده ی آن جامعه و حیات اجتماعی انسان های مقیم در آن جامعه همّت می نماید. امّا محقق در این روش هم؛ نمی تواند در مدّت به نسبت کوتاهی را که در میان مردم جامعه زیست کرده است را مبنای مستحکمی برای مطالعه آینده ی انسان وزندگی آن ها در آن جامعه قراردهد.زیرا هرچقدر هم که شخص هوشمند باشد نمی تواند در مدّت نسبتاٌ کوتاهی افراد جامعه ، پدیده ها و پدیدارهای موجود را مورد مطالعه قرار دهد.این معنا زمانی که پژوهشگر در جامعه ی دیگری رشد و نمو کرده باشد، از برجستگی بیشتری برخوردار و تبیین و آینده پژوهی در آن جامعه را سخت تر می کند.

بر همین اساس شوتس در قسم بندی قلمروهای جهان اجتماعی چهار قلمرو را از یکدیگر مجزا می کند:

الف) unwelt، یعنی قلمرو واقعیت اجتماعی که تجربه مستقیمی از آن داریم.

ب) mitwelt، یعنی قلمرو واقعیت اجتماعی که بدون تجربه مستقیم.با آن روبرو می شویم.

پ) folgewelt، یعنی قلمرو اخلاف و آیندگان که در دسترس نیست.

ت) vorwelt، یعنی قلمرو اسلاف و مطالعه ی آن که از طریق پس نگری صورت می پذیرد.(ریتزر.جورج:۳۳۳،۱۳۸۹)

هر یک از این قلمروها،از جهان اجتماعی انتزاع شده وبا درجه ی نزدیکی (درجه ی در دسترس بودن موقعیت ها برای کنش گر ) و تعین پذیری (درجه ای که کنش گر می تواند آن ها را تحت نظارت خود داشته باشد) آن مشخص می شود.

قلمرو های واقعیت اجتماعی مبتنی بر تجربه مستقبم (Umwelt) و واقعیت اجتماعی مبتنی بر تجربه ی غیر مستقیم (Miwelt)،در کار شوتس از قلمرو های دیگر مهم ترند. در چهارچوب قلمرو تجربه میانجی، ساخت اجتماعی واقعیت رخ می دهد و یک دانشمند فرصت خوبی برای درک آن دارد.تحلیل تجربه ی کنشگر در قلمرو تجربه ی بی میانجی واقعیت اجتماعی، لزوماٌ بررسی آگاهی کنشگر و نیز کتش متقابل رودر روی او را ایجاب می کند.به نظر شوتس، کنشگر در این قلمرو، به میزان قابل توجهی از آزادی وخلاقیّت برخوردار است.امّا او در ضمن یاد اور می شود که کنشگر آزاد واز همین روی پیش بینی ناپذیر، در بیرون قلمرو جامعه شناسی علمی جای می گیرد.هر چند که شوتس امکان خلاقانه ی علمی فراگرد های ذهنی را تشخیص می دهد و بینش های فلسفی فراواوانی درباره عملکرد این فراگردها ارائه می کند، امّا آن ها را خارج از حوزه ی بررسی علمی جا می دهد.او تا آنجا پیش می رود که بگوید، می توان “ریشه های غایی کنش در آگاهی شخص “را نادیده گرفت (شوتس:۱۹،۱۹۶۷).

آینده (Folgewelt)، در کار شوتس، یک مقوله ی صرفاٌ فرعی به شمار می آید.(بر خلاف کار مارکس که این مقوله در دیالکتیک او نقشی تعیین کننده دارد).قلمرو اخلاف، جهانی یکسره آزاد وکاملاً نامتعین است – روش فرپنداری یا سناریو نویسی – ، که قوانین علمی بر آن هیچ گونه تسلطی ندارند.یک دانشمند اجتماعی تنها می تواند به گونه ای بسیار کلّی در مورد این جهان پیش بینی کند و توصیف دقیق آن برایش امکان ناپذیر است.این مقوله به خاطر کیفیت غیر متعین آن، بیرون از محدوده ی کار علمی شوتس جای می گیرد.

امّا گذشته (vorwelt)، بر خلاف آینده، تا اندازه ای به تحلیل علمی تن در می دهد.- روش پس نگری – کنش کسانی که در گذشته زندگی می کردند، کاملاً تعیّن پذیرفته است؛ در این قلمرو هیچ عنصری از آزادی وجود ندارد، زیرا علّت های کنش های گذشتگان وخود این کنش ها و پیامد هایشان، عملاً اتفاق افتاده اند….تفسیر کنش های مردمی که در زمانی دورتر از ما زندگی می کردند دشوار است.زیرا در این مورد ناچاریم مقولات فکری امروزی را با نگاهی به گذشته تاریخی به کار بندیم و معمولاٌ از مقولات رایج در زمانه ی آنان استفاده نمی کنیم (ریتزر جورج:۳۳۶،۱۳۸۹).

شوتس اعتقاد دارد که فهم تفسیرهای گذشتگان دشوار است و درک تفسیرهای آیندگان امکان ناپذیر است امّا فهم معاصران و از آن بیشتر، درک تفسیرهای کسانی که با آن ها تماس رودرو و بی میانجی داریم، امکان پذیر است.در چنین نگرشی می توان اذعان داشت که مشاهده مشارکتی تلاشی است برای ایجاد فضای مناسب برای فهم تفسیرهای کسانی که محقّق می تواند با آن ها رودرو و بی میانجی ارتباط برقرار کند و در قالب دریافت های حاصل از آن مجاهدت های حضوری به معرفت حصولی ار آنچه ممکن است در آینده رخ دهد برسد.

تحقیق کامل در هر علمی در گرو این است که آن علم با روش خاص خود مطالعه و تحقیق شده و از سخنان و داده های دینی و مبتنی بر وحی نیز غفلت نورزد و اگر در روزگاری اربابان برخی از ادیان دین را تحریف کرده و مشتبهات وخواسته های خود را در قالب دین به خورد مردم داده اند، هر جا سخن از مذهب و وحی ورسول و اولیاء خدا و علمای دینی می آید نباید تنها اعمال ورفتار آنان مدّ نظر باشد، چرا که در تاریخ اسلام حمایت بی دریغ از علم کاملاً مشهود بوده ،به طوری که تمامی و یا بسیاری از علوم اصل یا گسترش خود را – در جهان اسلام مدیون اوست (نجفی علمی:۱۵،۱۳۷۱).

اگر منبع اصلی عرضه گزاره های دینی را “وحی” بدانیم، می توانیم در یابیم که نگاه دین به آینده و نگاه دین به آینده پژوهی می تواند امکان بروز و ظهور مبانی قابل اتّکایی را برای این دیسیپلین به گونه ای فراهم آورد که آینده پژوهان دارای پشتوانه های معرفت دینی، با اتکاء به نفس و اطمینان خاطر بیشتری با تکیه بر داده های روشمند و هدفمند آینده پژوهی در بستر گزاره های دینی عمل کنند.

بی تردید در رویکردهای گوناگون آینده پژوهی کاربرد روش های علمی معنادار وتعریف شده ای وجود دارد که نمی توان این راه ها را از روش های دیگر علوم پذیرفته شده چون علوم اجتماعی، علوم سیاسی، و… با عنوان روش های علمی یاد می شود

“تصّور کنید در جایگاه مسئول ناوبری یک کشتی قرار دارید، هنگامی که مشغول دیده بانی افق رودرو هستید ( پایش محیط )، دو چیز نظر شما را به خود جلب می کند.”یک کوه یخ “، و” یک کشتی تدارکاتی”، که باید به آن بپیوندید. شما سرعت ها و جهت های محتمل کوه یخ ونیز کشتی تدارکاتی را بررسی می کنید( تحلیل روند ها )، و اطلاعات حاصله را وارد کامپیوتر کشتی می کنید.( مدل سازی )، سپس مسیر حرکت را چنان ترسیم می کنید که به جای برخورد با کوه یخ، به کشتی تدارکاتی بپیوندید.( نقشه راه )، در هنگام انجام تمام این فعالیت ها رویای خوردن غذای مطبوع و دیدار با یاران قدیمی پس از پیوستن به کشتی تدارکاتی را در سر می پرورانید(چشم انداز سازی )،متوجّه می شوید که سرعت ها و جهت گیری های کوه یخ و کشتی تدارکاتی ممکن است تغییر کند بنابر این به بررسی گزینه های ممکن در باره این تغییرات می پردازید تا این اطمینان حاصل شود که بیشترین بخت برای پیوستن به کشتی تدارکاتی وجود داشته باشد( سناریو پردازی )با وجود تمامی این برنامه ریزی ها، شما می دانید که احتمال وقوع حادثه ای غیر منتظره و برخورد با کوه یخ هم چنان وجود دارد.بنابر این از خدمه کشتی می خواهید که به تمرین تخلیه ی اضطراری کشتی بپردازند.( شبیه سازی )، هنگامی که آنان مشغول تمرین هستند، شما خود را در موقعیت محتمل ترین وضعیت کشتی تدارکاتی فرض کرده ومراحل رسیدن به این وضعیت را ترسیم می کنید( پس نگری ).www.futuresdiscovery.com 2010)).

همه این روش ها در برگیرنده ی رویکردهایی عالمانه ای هستند که در درون خود از دیسیپلین خاصی برخوردارند و داده های آینده پژوهی را از اوهام وخرافات جدا ساخته است.دین با تأکید تام و تمام بر جایگاه تعقل ورزی و رویکرد های پیامبر گونه در مدیریت زمان به آینده پژوهی به عنوان یک مجاهدت عالمانه نگاه می کند.

یا در سوره ی اعراف می خوانیم:

سپس موسی را پس از پیامبران پیشین، همراه با آیات ومعجزات خود به سوی فرعون و سران (قوم)، او مبعوث کردیم، امّا آنان به آیات ما ستم کردند( و کفر ورزیدند )، پس بنگر که پایان کار مفسدان چگونه است؟(اعراف ۱۰۳).

تأکید بر “فانظر”نشان از ضرورت تحلیل تاریخ برای ساخت وپرداخت آینده دارد.و آن جا که به “عاقبهٌ المفسدین” اشاره می کند بر این نکته پای می فشارد که فرچام وعاقبت کار مهّم است نه جلوه های زود گذر آنی.

امیر مؤمنان علی “ع” می فرمایند:

و أذکر فی الیوم غداً؛ “از امروز به فکر فردا باش” (نهج البلاغه نامه ۲۱/۱).

ویا در الحیاه می خوانیم :

المومنون هم الذین رفو ما امامهم؛ “مؤمنان کسانی اند که آینده هاشان را می شناسند” (الحیاه ج ۱ ص ۱۸۰).

از این منظر درمی یابیم که نگاه دین به آینده و به تبع آن نگاه دین به آینده پژوهی نگاهی مثبت است.در سوره یس می خوانیم: و چون مردم را گویند از گذشته و آینده ی خویش بترسید شاید مورد رحمت خدا قرار گیرید از آن طفره می روند.(یس،۴۵)؛.به مآل اندیشی و دورنگری اشاره دارد. آیات و روایات موجود در ادبیات دینی مملو از تأکید به آینده وآینده اندیشی است.( مسلمی زاده.طاهره:۱۳۸۴).

دینی بودن آینده پژوهی

در این مجال این پرسش مطرح می شود که: معیار دینی بودن آینده پژوهی چیست؟ قبل از پرداختن به این پرسش به” میزان بودن زمان “، از منظر عقلانی در ساحت اندیشه دینی اشاره می کنم.دین نگاهی زمینه پرورانه به دنیا برای ورود به سرای آخرت دارد و برزخ را حدّ فاصل دنیا و آخرت می داند.این نمایانگر پیوند زمان، و ازلی – ایدی بودن آن به گونه ای است که زمان به صورت یک واقعیت مطلق نمود پیدا می کند.واقعیتی مطلق که از منشأ حقیقت مطلق الهی سرچشمه می گیرد.

در مجال حاضر “نگاه دین به آینده “، مطرح نیست؛ بلکه” نگاه دین به آینده پژوهی “، به عنوان یک دیسیپلین علمی مطرح است.در پاسخ به این پرسش باید به دو گزاره ی اصلی مورد توجّه خطوط فوق عنایت داشته باشیم.

آینده پژوهی در نگاه محققانه، حداقل یک دیسیپلین علمی است

نگاه دین به آینده و آینده اندیشی مثبت و بسیار توصیه آمیز و اندرز دهنده است.

حال در پرتو این گزاره های جدّی این پرسش مطرح است که معیار دینی بودن آینده پژوهی چیست؟ پاسخ به این پرسش با توجّه به دو گزاره فوق تا حدودی سهل می نماید.آینده پژوهی حداقل یک دیسیپلین علمی است.این در حالی است که دین – در اینجا منظور اسلام به معنای عاّم آن است – نه تنها به آینده بلکه عنایت جدّی به آینده اندیشی توصیه ابرام انگیزی دارد.با توجّه به این موضوع می توان به معیارهای ذیل در مقام معیارهای دینی بودن آینده پژوهی بذل عنایت کردند.

 

  • اهمیت زمان

در گستره ی ادبیات دینی “زمان”، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. همانطور که خداوند در قرآن می فرماید:

قسم به عصر که انسان در خسران ابدی است. به جز آنانی که ایمان آوردند، حق گفتند، و صبر کردند (والعصر:۱-۳).

ای اهل ایمان !خدا ترس شوید و هر کس بنگرد تا برای فردایش چه پیش فرستاده است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه می کنید داناست (حشر:۱۸).

از امروز به فکر فردا باش (نهج البلاغه:۲۱/۱).

مؤمنان آن کسانند که آینده هاشان را می شناسند!(الحیاه، ج ۱:ص۱۸۰).

اگر امری هست که نمی دانی چه وقت فرا خواهد رسید باید پیشاپیش برای رویارویی با آن آماده شوی (الحیاه، ج ۱:ص۳۹۳).

مرد دیندار می اندیشد، پس به آرامش دست می یابد … پایان کار را می نگرد و از پشیمانی در امان می ماند (الحیاه، ج ۱: ص۱۸۱).

  • اهمیت ساختن آینده

انسان به واسطه ی دارا بودن عقل در مقام پیامبر درونی واولی بر آن دارا بودن روح الهی از جایگاهی ویژه در نظام خلقت برخوردار است آدمی “خلیفه الله “، است.این خلیفه بودن در معنای جانشین الهی رسالتی عظیم را متوجّه آدمی می کند.رسالت باروری دنیا در جایگاه مزرعه آخرت متوجه آدمی به عنوان خلیفه الهی بر روی زمین است.از این رو هم ساخت و پرداخت آینده در امور دنیوی را در دستور کار دارد؛ و هم فراهم ساختن آینده ی حیات را در گذار از دهلیز های هزار توی زندگی دنیوی باید در دستور کار قرار دهد.با این معنا آینده اندیشی نه تنها یک ضرورت که یک مسئولیت است.

آگاه باشید که به راستی فرمان کوچ کردن شما صادر شده، وبه زاد و توشه راهنمایی شده اید، این دنیا توشه ای برگیرید که فردای قیامت خود را بدان حفظ کنید (غررمحلاتی:ج ۱، ص۴۹).

 

  • آماده سازی برای آینده

دین در تمامی وجه کارکردی خویش در پی ارائه راه وروش حیات الهی- انسانی، پاک و همراه با سعادت دنیوی و اخروی برای بشر است.آمادگی دنیوی حتا در وجه دفاعی در پهنای حیات دینی مورد غفلت واقع نشده است.مسلمانان باید آمادگی رزمی کامل، از نظر تجهیزات، نفرات، و… داشته باشند و از پیش آماده مقابله با خیانت و حمله ی دشمن باشند.”واعدوا لهم ما استطعتم من قوه…”.

در هر زمان، پیشرفته ترین امکانات رزمی را برای دفاع آماده کنید واز هیچ چیز فروگذار نکنید چه قدرت سیاسی و نظامی، چه امکاات تبلیغاتی وتدارکاتی

در غرر محلاتی می خوانیم :”کمال دوراندیشی آماده شدن برای جابجایی، ومهیّا شدن برای کوچ کردن [ به جهان آینده] است” (غرر محلاتی:ج،۱، ص۲۴۶).

امام اوّل سیعیان در نهج البلاغه می فرماید: “بدان ! آن کس که مر کبش شب وروز آماده است همواره در حرکت خواهد بود، هر چند خود را ساکن پندارد، وهمواره راه می پیماید هر چند در جای خود ایستاده باشد.(نهج اللاغه :نامه ۳۲/۸۴).

 

  • شناخت آینده و امید به آن زمینه ساز آزادی و عدالت

شاید هیچ فردی پیدا نشود که مفاهیم آزادی، و عدالت، را مهم ترین ومقدس ترین واژگان حیات معنوی آدمی قلمداد نکند.بسیاری از نگرانی ها، به خاطر بی خبری آز آینده است.

مردم را به آینده و وعده های حق از دلهره و اضطراب نجات دهیم.

خداوند از همان آغاز تربیت یوسف، دور نمای آینده ی در خشان و ولایت الهی او را به وی نشان می دهد تا برای او بشارتی باشد که همواره در طول زندگی و شدائدی که با آن ها رو به رو می شود با یاد آوری آن دورنما خود را در بحران ها حفظ نماید(ترکمه ی تفسیر المیزان، ج ۱۱، ص ۱۰۵).

امام علی “ع”می فرمایند:” بدانید که در فردا – حوادثی پدید می آید – و در آینده مسائلی رخ خواهد داد که برای شما نا آشنا و ناشناخته است”.(نهج البلاغه فیض الاسلام، ص ۴۲۵).

بی تردید امید به آینده که در ادبیات سیاسی از آن به عنوان “امیدواری به موفقیت “نیز یاد آمده است و گوتشالت آر آن در مقام یکی از عولمل اصلی پیروزی انقلاب ها یاد کرده است از مهّم ترین عوامل زمینه پرور حرکت های آزادی طلبانه و عدالت خواهانه است .در عین حال همین آینده اندیشی، حزم ودوراندیشی زمینه ساز دست یابی به برنامه ریزی دقیق و کم هزینه تر برای دستیابی به رفاه و آسایش بیشتر می باشد.

یوسف در جواب گفت:هفت سال پی در پی کشت کنید وآنچه را درو کردید ، جز اندکی را که می خورید در خوشه اش کنار بگذارید.(یوسف / ۴۷)

  • برنامه ریزی برای آینده و عدم منافات آن با توکل الهی

از دریچه ی نظر و زاویه ی دید دینی؛ برنامه ریزی و تدبیر برای آینده، منافاتی با توکل به حضرت حق ندارد.اگر در پی آن هستیم که طرح ها قابلیت عملیاتی داشته باشند [“فذروهُ فی سُنبُلِه”] لاجرم باید دوراندیش باشیم و امروز برای آینده ای بهتر کوشش کنیم [” تَرزَعُون …ثم یأتی من بعد ذلِکَ “]. زمان عنصر بسیار مهمی در برنلمه ریزی است.[“سبع سِنِین”] (تفسیر نور، ج ۶، ص ۹).

 

  • حالِ گسترده ی زمان

آینده در پرتو اقدامات حال رقم می خورد. [“أِن الانسان لیس الا ما سعی”]، “البته برای انسان بهره ای جز کوشش او نیست”.(نجم / ۳۹).در انگاره های دینی آینده هر کس و هر جامعه ای در گرو عملکرد آن ها است.”ولا تسئلون عَمّا کانوا یَعمَلون”(نمل /۹۰).در این گستره معنایی نتایج آینده متأثر از اقدامات فعلی است (تفسیر نور، ج۸، ص۴۶۷).الدنیا مزرعه الآخره ” دنیا کشتزار آخرت است”(منتخب میزان الحکمه، ج ۱،ص ۳۶۴).” اَعمال العباد فی عاجلهم نُصبُ أُعیُنِهِم فی آجالِهِم”.فردا، اعمالی که انسان ها در این دنیا انجام داده اند، پیش روی آنان جلوه گر است.(نهج البلاغه، حکمت ۷).مولا امیر المؤمنان خطلب به کارگزاران می فرمایند:”در حکومت مدارا کن تا آینده ی خوبی داشته باشی”(نهج البلاغه، نامه ۶/۶۹).

اهیت زمان حال در متون دینی ما کم نیست. در غررالحکم انصاری می خوانیم:”به راستی عم توزمانی است که در آنی. – گذشته رفته است وآینده هم هنوز نیامده است – (غررالحکم انصاری:ج ۱ ص۲۱۹).به واقع در این نگرش، تآکید بر بهره مندی از حال را برای ساختِ آینده مورد توجه قرار می دهد.و بیان می دارد که:”بهترین عمل تو آن است که وضع امروزت را اصلاح کنی”.( غررالحکم محلاتی:ج۲ ص ۲۰۰).دیروز تو از دست رفته، آینده ی آن نیز مبهم است (که بیاید یا نه)، ووقت تو نیز مغتنم است در این میان مبادرت کن به فرصت توانایی و امکان موجود، وبپرهیز از این که به زمانه اعتماد کنی (پیشین :ص۲۱۲).

  • ضرورت آکاهی از زمان وشناخت آینده

 آدمی در بخشی از حیات خود لاجرم در کاخ زمان زمینی و در جغرافیای خاکی زیست می کند.از این رو شناخت ابعاد هستومندی معنادار این قسمت از حیاتش ضروری است.به تبع این ضرورت است که آگاهی از زمان و مدیریت زمان زمینی برای رسیدن به سعادت پر معنای حیات خاکی از اهمیت جدّی برخوردار می شود.

امام صادق می فرمایند:”ع”،”کسی که زمان خود را بشناسد، آماج اشتباهات قرار نگیرد”.( تحف العقول، ص۳۵۶).یا از زبان معصوم “ع” می خوانیم:برای آگاهی انسان،همین بس که زمان خود را بشناسد.(منتخب میزان الحکمه، ج ۱ ص۴۴۸).در دستورهای حکیمانه ی خاندان داود پیامبر”ع”چنین آمده است:

 

  • وظیفه ی انسان خردمند است که زمانه ی خود را بشناسد، و به حال خود – و اصلاح آن – اهتمام ورزد.(اصول کافی: ج۲، ص ۴۴۸).

 

  • مردم فرزند زمان خود هستند.(غررالحکم انصاری: ج ۱ ص ۱۹)

 

  • خردمند باید در کار خود بیاندیشد،… و مردم روزگار خویش را بشناسد.۰(میزان الحکمه :ج۸ ص ۳۹۰۰).

 

  • آگاه ترین مردمان به روزگار، کسی است که از حوادث آن تعجب نکند (یعنی غافلگیر نشود). (منتخب میزان الحکمه، ج۱، ص ۴۴۸).
  • بیداری وهوشیاری در برابر زمان

مدیریت زمان برای دستیابی به اهداف تعریف شده فردی، گروهی، وملّی وظیفه ای است که نمی توان از زاویه دین نادیده گرفت.مدیریت آینده بخش مهمی از این تلاش است که در پرتو روش های متنوع و متکثر آینده پژوهی به دنبال فضاسازی مناسب برای ایجاد ارتباط کاربردی میان مدیریت راهبردی با آینده پژوهی است.پرو میچیچ می نویسد: ” مدیریت آینده، پلی است که میان آینده پژوهی از یک سو و مریریت راهبردی، از سوی دیگر پیوند برقرار می سازد.این طرح تمامی سامانه ها، فرآیندها و روش ها برای شناخت زود هنگام تغییر و تحولات وارتباط آن با راهبرد را نشان می دهد” (میچیچ.پرو:۱۳۸۷ص۱۲).

در متون دینی می خوانیم :” هر کس به زمانه اعتماد کند، زمین خورد”.(عیون اخبارالرضا:ج۲ ص ۵۴).و هر که از حوادث زمان ایمن شود زمانه با وی خیانت کند (غررالحکم خوانساری:ج۷ ص ۱۴۷).هیچ تضمینی به زمان نیست (غررالحکم انصاری:ج ۲ ص ۸۳۸).هر که پندهای زمانه را بفهمد، به خوش گمانی، به روزگار دل نسپارد.چرا که آن کس که به خوش گمانی، دل به روزگار سپارد، از اندرزهای زمانه پند نیاموخته است.(الحیاه :ج۱ ص۲۶۳).در گردش های روزگار پند گرفتن هایی است (غررالجکم انصاری:ج۲ ص۵۱۱).

دین با نگاه ماندگار به زمان می نگرد و انسان را در “زمان “، پایدار وماندگار می خواند. تأکید دین بر آخرت و زمینه پروری دنیا برای سعادت آخرت؛ نمایانگر نگاهی هم پیوندگرایانه، به زمان است از همین رو است که در گستره ی نگاه دینی “آینده اندیشی”، را حافظ حقوق نسل آینده در تصمیم گیری و برنامه ریزی می داند:

در این پهنای معنایی است که ضرورت توجّه به نسل های آینده به عنوان یک ضرورت؛ آینده اندیشی را در برابر انسان و در قالب های فردی، گروهی وملّی قرار می دهد.پایلارد بر این اعتقاد است که آینده پژوهی سه هدف عمده ذیل را برای سیاست گذاری دنبال می کند:

باعث آشنا ساختن جامعه با چالش های آتی گشته؛ و پرسش های تازه ای را در برابر دیدگان سیاست مداران و تصمیم گیرندگان مطرح می سازد.

آینده پژوهی ابزار مناسبی را برای هم اندیشی ورایزنی میان گروه های منتفع از آن در جامعه به منظور تحقّق اصلاحات اجتماعی در اختیار می گذارد.

آینده پژوهی خصوصاً در زمینه علم و فناوری موجب تعیین اولویت های راهبردی در کشور می گردد.(paillard,2006:70).

ادوارد کورنیش[۸] از شخصیت های به نام و برجسته آینده پژوهی محسوب می شود او معتقد است: آینده پژوهان، آینده های ممکن، محتمل و مطلوب را پیش بینی می کنند تا آمادگی افراد برای آن بیشتر شده و از این طریق آینده بهتری تحقّق یابد.از این رو هدف آینده پژوهی بهبود بخشیدن به آینده است (Cornish,2004:1-8).

بل* اعتقاد دارد که لاسول (۱۹۰۲- ۱۹۷۸)، نخستین اندیشمند علوم اجتماعی است که در دهه ی ۱۹۵۰، علاوه بر ابداع “علوم خط مشی “**میان این علوم و “مطالعات آینده “، به صورت رسمی وآکادمیک، پیوندی عمیق ومنحصر به فرد بوجود آورد.(Bell,1993:806-813).

جیمز اوگلیوی نیز بر این باور است که کار اصلی آینده پژوهان تدوین و ارائه سناریو های محتمل و تعیین مهم ترین عدم اطمینان های مؤثر بر نتایج و پیامد های تصمیمات امروز ما بر آینده است که این، خود کمک بزرگی برای سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان می باشد (اسلاتر و همکاران:۵۷:۱۳۸۴).

بحث و نتیجه گیری

اگر به نکات مندرج در سطور فوق به نیکی توجّه کنیم اذعان خواهیم داشت که آینده اندیشی ما را در مسیر حرکت در صراط دین یاری می رساند و توصیه أکید دین بر آن است که انسان مؤمن آینده را در بستر اهمیت دادن به “عنصر بنیادین زمان “، مورد عنایت جدّی وهمیشگی قرار دهد.بنابر این معیار دینی بودن آینده پژوهی – به مانند دیگر علوم – آن نیست که از جغرافیای اسلامی برخاسته باشد؛ یا اندیشمندی مسلمان در آفرینش آن نقشی اساسی داشته باشد. از سوی دیگر نمی توان به واسطه ی آن که آینده پژوهی انسان را در مقام عنصر اساسی تغییر آفرینی معرّفی می کند؛ این دیدگاه را از منظر دینی، در تعارض با سنّت الهی قلمداد کرد.دین در معنای اصیل آن “انسان” را در “زمین”، “حاکم” بر سرنوشت خود دانسته است.اگرچه “حاکمیت” در تمامی اجزاءِ هستی از آن خداست؛ امّا این آدمی است که تنها مخلوقِ “حکومت گر” در گستره ی پرپهنا و پرعمق هستی است.

این امری مسلم است که امروزه شناخت صحیح آینده و تدوین سیاست ها و برنامه ها بر اساس آن، از مهم ترین نیازهای جوامع است. این بسیار دور از نگاه علمی و انصاف عملی است که به واسطه ی وجود شمار قابل توجّهی از مراکز “آینده پژوهی”، و کانون های تفکّر در غرب و ساحت تفکّرات سکولاریستی ولائیک آینده پژوهی را امری سکولار یا لائیک بخوانیم. دلایل عامّی بر ضرورت آینده پژوهی از منظر عقلایی .وجود دارد که به بعضی از آن ها اشاره رفت این دلایل حاکی از ضرورت پرداختن به آینده در هر نوع نظام ارزشی، و فارغ از هرگونه جهت گیری خاص آن نظام می باشد. امّا برای آینده پژوهی می توان دلایل خاصّی نیز در نظر گرفت.که با توجّه به نظام ارزشی حاکم و یا جهت گیری های خاص آینده پژوه تنظیم گردد. این معنا معیاری عام بر پذیرش آینده پژوهی دینی است. اثرگذاری نگاه ارزش محورانه و هنجاری در آینده پژوهی به اندازه ی بسیار زیادی مورد ملاحظه قرار می گیرد.در این دریچه ی نظر، آینده پژوهی دارای مبانی فلسفی و از زاویه ی دید ارزشی محقق نسبت به جهان هستی، انسان و جامعه؛ از هنجارپذیری بسیار بالایی برخوردار بوده است (Bellone and Nigro,1980:53-54, Massini, 2006:1159-1163).

این در حالی است که در کنار این معنا، معیار اصلی دینی بودن آینده پژوهی آن است که : آینده پژوهی انسان را به اصالت خود دینی و الهی ارجاع می دهد و رسالت عالمانه ی وی را برای ساخت مزرعه ی دنیا برای بهره برداری دنیوی و پردازش گری اخروی به یاد آورده؛ وروش های عالمانه وبه دور از انحرافات و خرافات در تعیین سرنوشت آدمی را به دست داده است. از همین رو آینده پژوهی دینی نه تنها یک واقعیت است؛ بلکه یک حقیقت و ضرورت مؤکد است. چرا که آینده پژوهی دینی بر آن است که انسان را از ” زمین ” بر کند و بر ” زمان ” حاکم سازد.

منابع

  • Todd M. Johnson, Barrett, Quantifying alternate futures of religion and religions, Published by Elsevier Ltd, Futures 36 (2004) 947–۹۶۰

doi:10.1016/j.futures.2004.02.009

 

  • Mansoor Moaddel, The future of Islam after 9/11, 2004 Elsevier Ltd. All rights reserved , Futures 36 (2004) 961–۹۷۷

doi:10.1016/j.futures.2004.02.012

 

  • Laurence R. Iannaccone, Faithbeyond time: the future of religion in America, 2004 Elsevier Ltd, Futures 36 (2004) 1025–۱۰۴۸

doi:10.1016/j.futures.2004.02.005

 

  • William Sims Bainbridge, Religion and science, Published by Elsevier, Futures 36 (2004) 1009–۱۰۲۳

doi:10.1016/j.futures.2004.02.003

 

  • Bruce Tonn, Religion, futures, and futurism, 2004 Elsevier Ltd, Symposium / Futures 36 (2004) 1025–۱۰۴۸

doi:10.1016/j.futures.2004.02.010

 

  • Bellone and Nigro,1980:53-54, Massini, 2006:1159-1163

 

  • علی بابابی، احمد، “گزیدهی تفسیر نمونه”، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۲ شمسی، چاپ سیزدهم.
  • قرائتی، محسن، “تفسیر نور”، تفسیر اجتماعی و تربیتی، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، ۱۳۸۳ شمسی، چاپ یازدهم
  • موسوی همدانی، سیدمحمدباقر، “ترجمه فارسی تفسیر المیزان”، دفتر نشر اسلامی، قم، ۱۳۷۴ شمسی، چاپ پنجم.

[۲] Todd M. Johnson

[۳] DavidB. Barrett

[۴] Mansoor Moaddel

[۵]  Laurence R. Iannaccone

[۶] William Sims Bainbridge

[۷]  Bruce Tonn

[۸] Edward Cornish

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.