بحران سوریه و آینده آن

0 134

دکتر حسین رویوران:

منافع اسرائیل ایجاب می­کند که سوریه از بحران خارج نشود

بررسی حمله موشکی بامداد روز جمعه ۱۸ فروردینماه ۱۳۹۶ امریکا به پایگاه هوایی الشیعرات سوریه از زاویه ارتباط آن با منافع رژیم صهیونیستی می تواند بخش وسیعی از اهداف دولت ترامپ را آشکار سازد.

حمله موشکی امریکا به پایگاه هوایی الشعیرات سوریه عملا ادامه حمله ناکام رژیم صهیونیستی به همین پایگاه در چند هفته پیش است. حمله ای که در آن با فعال شدن سیستم ضد هوایی سوریه، جنگنده های متجاوز صهیونیستی چاره ای جز فرار از حریم هوایی سوریه نداشتند. حمله موشکی امریکا به همین پایگاه با هماهنگی با دولت روسیه طبق توافق انجام شد که در آن سیستم ضد موشکی اس ۳۰۰ خاموش بود و در واقع به معنی به پایان رساندن ماموریت ناتمام اسرائیل است.

–   آقای دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا تحت فشار گروه های اصلی قدرت در امریکا قرار دارد. مهمترین اتهامی که به ترامپ وارد می شود، آن است که وی با کمک دولت روسیه و هکرهای این کشور در انتخابات ریاست جمهوری امریکا پیروز شده است. به دلیل وجود این اتهام آقای ترامپ سعی دارد با همکاری رژیم صهیونیستی از توان لابی صهیونیستی در امریکا برای عبور از بحران های سیاسی متعدد استفاده کند.

–   تائید و حمایت سریع رژیم صهیونیستی از حمله امریکا به سوریه نشان می دهد که امریکا در جهت حفظ امنیت اسرائیل و سیاست آن در استمرار واگرایی در منطقه عمل کرده است. رژیم صهیونیستی احساس می کند تثبیت قدرت آقای بشار اسد و یا پیروزی کامل وی در جنگ کنونی سوریه قطعا به ضرر این رژیم خواهد بود. از این روی ادامه بحران در سوریه و بازگرداندن شعار حذف اسد از معادله سوریه یکی از مهمترین اهداف اسرائیل است. اخیرا دولت امریکا اعلام کرده بود که حذف اسد اولویت امریکا نیست و تغییر این شرایط برای اسرائیل حیاتی به نظر می رسد.

–   حمله امریکا به سوریه به گونه ای تقابل با روسیه نیز به شمار می رود. روسیه ای که به شدت از دولت حاکم در سوریه حمایت می کند و بسیاری از نقشه های رژیم صهیونیستی را خنثی می سازد. اظهارات انتخاباتی آقای ترامپ در امکان همپیمانی با دولت روسیه بر ضد تروریسم و تعریف یک نوع همکاری با روسیه در این زمینه، عملا با حمله امریکا به سوریه منتفی شد و ترامپ به طور کامل در جایی قرار گرفت که اسرائیل آرزو داشت و منافع این رژیم ایجاب می کرد.

–   یکی از مهمترین نگرانی های رژیم صهیونیستی در سوریه پیروزی های نظام حاکم سوریه و همپیمانش یعنی جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان همچنین تبدیل منطقه جولان سوریه به عنوان پایگاه مقاومت ضد صهیونیستی است.( اساسا ترور سمیر قنطار برای ضربه زدن به تلاش های وی در سازماندهی مردم جولان در جهت مقاومت بود) رژیم صهیونیستی احساس می کند که حمله امریکا به دولت سوریه عملا این دولت را تضعیف ساخته و این تضعیف دولت در واقع به معنی از بین بردن برتری دولت در برابر تروریست ها نیز بازتولید معادله جدید بین دولت و معارضه است که موجب استمرار خونریزی و کشتار در سوریه خواهد شد. بر این اساس منافع صهیونیست ها ایجاب می کند که دولت سوریه از شرایط بحرانی خارج نشود و یکسره سازی در این کشور صورت نگیرد.

 احمد کاظم زاده:

آینده سوریه با تیرگی روبرو است

برای درک و فهم اینکه چه تصویری می توان از آینده سوریه داشت دستکم می توان از سه منظر به موضوع نگاه کرد و از برآیند ومیانگین رخدادهای قابل پیش بینی در هر سه عرصه به درک نسبتا جامع از آینده تحولات سوریه رسید؛کما اینکه در گذشته نیز به همین منوال بوده و بحران سوریه در خلال ۶ سال گذشته همزمان ابعاد داخلی و منطقه ای و بین المللی به خود گرفته است که همین امر باعث پیچیدگی بحران شده و پیش بینی چشم انداز آن را سخت و دشوار کرده است .البته به نظر می رسد در شروع بحران وزن و سهم عوامل منطقه ای و بین المللی به مراتب سنگین تراز عوامل داخلی بوده است هر چند که در استمرار بحران نقش عوامل داخلی به مرور افزایش یافته و همپای عوامل منطقه ای و بین المللی و حتی در مواردی بیشتر از آن عمل کرده است . حال برای درک و فهم چشم انداز بحران سوریه ، باید دید که در مقایسه با ۶ سال گذشته آیا متغیرهای جدیدی وارد معادله شده و یا خواهد شد و این متغیرها روند تحولات را به سمت کدام یک از بازیگران و یا به ائتلاف های درگیر رقم خواهد زد.

در پاسخ به بخش اول سوال باید گفت که مهمترین متغیری که در عرصه بین المللی وارد معادله شده و بلافاصله تاثیر خود را بر بحران نشان داده ساخت جدید قدرت در امریکاست که سلطه و حاکمیت جمهوریخواهان  و نومحافظه کاران را همانند دوران جرج بوش پسر بر هر دو قوه مجریه و مقننه و تا حدودی قوّۀ قضایی گسترانیده و دست آنها را برای توسل به اقدامات یکجانبه بازگذاشته است که در صدور فرمان حمله موشکی ترامپ به پایگاه هوایی الشعیرات تجلی یافت. از این دید احتمال اینکه در آینده نیز یک چنین حملاتی تکرار شود و یا آمریکا شیوه های جدیدی برای دخالت نظامی در سوریه بیابد، دور از انتظار نخواهد بود. متغیر قابل توجه و تامل دیگر در عرصه بین المللی شکاف­هائی است که احساس می­شود در همپیمانی میان روسیه و چین روی می­دهد و چین ظاهراً برای خارج کردن خود از سیبل دولت ترامپ در برابر درخواست­های آمریکا در قبال بحران­هائی مانند بحران سوریه و کره­شمالی مقاومت سرسختانه ای از خود نشان نمی­دهد که این مسئله در رای ممتنع چین به قطعنامه پیشنهادی آمریکا ، فرانسه و انگلیس در محکومیت  نقش دولت سوریه در ماجرای مشکوک خان شیخون اشکار شد .بر این اساس در صورتی که چین بخواهد به همین منوال به انعطاف ها و عقب نشینی های خود ادامه دهد، بی تردید دولت ترامپ و راستگرایان حاکم بر آن را به توسل به اقدامات جدید در قالب جنگ پیشدستانه به وسوسه خواهد انداخت و از این دید نقش و مواضع چین و دیگر قدرت های نوظهور در تشدید و یا مهار بحران سوریه بسیار تعیین کننده خواهد بود. با اینحال در مواضع روسیه در قبال بحران سوریه بعد از آغاز بکار دولت ترامپ تغییر محسوسی مشاهده نمی شود و روسیه همچنانکه در جریان حمله موشکی امریکا به پایگاه الشعیرات از خود نشان داد در پای مواضع خود ایستاده است و حفظ سوریه را به عنوان بخشی از امنیت ملی و منافع ژئواستراتژیک خود در خاورمیانه می داند .

در عرصه منطقه ای نیز به تبع تحولاتی که در ساخت جدید قدرت در امریکا صورت گرفته برخی از بازیگران آشوب­ساز مانند رژیم صهیونیستی و عربستان دوباره اعتماد به نفس بیشتری برای احیای پروژه براندازی پیدا کرده اند به گونه ایی که ماجرای ساختگی خان شیخون در متهم کردن دولت سوریه به استفاده از بمب شیمیایی را در وهله اول می توان کار مشترک اسرائیلی و سعودی ارزیابی کرد که با ترغیب اطلاعاتی دولت ترامپ را نیز به دنبال خود کشانده اند .متغیر قابل توجه دیگر در عرصه منطقه ، تائید تغییر قانون اساسی ترکیه در همه پرسی ۲۷ فروردین ۱۳۹۶این کشور است که بر اساس آن قدرت اردوغان افزایش می یابد و وی این امکان را پیدا می کند که تا ۲۰۲۹ به ریاست خود ادامه دهد و بتدریج بکوشد تا حکومت خود را همچنان تداوم بخشد. در چنین وضعیتی احتمال اینکه ترکیه باز دیگر به سمت سیاست براندازی در سوریه روی آورد تا حمایت بیشتر انگلیس و اسرائیل را جلب کند و از روسیه فاصله بگیرد زیاداست بخصوص اینکه روابط ترکیه بعد از روی کار امدن ترامپ با امریکا و بعد از  برگزیت با انگلیس  افزایش و گسترش یافته است .

اما در عرصه داخلی هر چند روند تحولات در عرصه میدانی به نفع دولت سوریه  پیش رفته و قدرت چانه زنی آن را در مذاکرات سیاسی نیز افزایش داده است اما از آنجا که وجوه داخلی بحران از همان ابتدای بحران ضعیف بوده و تحت تاثیر وجوه منطقه ای و بین المللی قرار داشته است لذا با توجه به تحولاتی که در این دو عرصه به نفع تروریست­ها و مخالفان و ائتلاف برانداز رقم خورده است لذا عرصه داخلی نیز تحت تاثیر قرار گرفته است .

با در نظر گرفتن تحولات جدید و ورود متغیرهای جدید به آن ، آینده سوریه با تیرگی بیشتری روبرو شده و این احتمال تقویت شده که ائتلاف برانداز با اعتماد به نفس بیشتری وارد عمل شوند و برای تغییر موازنه به نفع خود بکوشند.از این دید به نظر می رسد ائتلاف برانداز به تلاش های براندازانه بیشتری در آینده دست خواهند زد و از این دید رویکرد آنها تهاجمی تر خواهد شد که در چنین شرایطی ائتلاف مقاومت کماکان به رویکرد تدافعی ادامه خواهند داد مگر اینکه با اتخاذ تصمیم جدیدی بکوشند ابتکار عمل را در دست بگیرند و طرف مقابل را در موضع دفاعی قرار دهد .

دکتر سعد الله زارعی:

محور مقاومت شکل دهنده سرنوشت تحولات منطقه است

سوریه سخت ترین بحرانی که می تواند یک کشور را متلاشی کند یعنی بحرانی وجودی را از سر گذرانده است . امروز تقریبا همه آن نخبگانی که در سال های ۹۰ و ۹۱ اعتقاد داشتند ” سوریه ی اسد ” شانسی برای بقا ندارد ، می گویند دنیا ناچار باید با بشار اسد کنار بیاید

امروز برای همه کشورها و گروه هایی که تغییر سوریه را با همه توان دنبال می کردند ، برگ برنده ای باقی نمانده تا بتوانند شرایط غیر منتظره ای علیه دولت سوریه پدید آورند . همه راه ها از نظامی تا امنیتی و تا سیاسی و مجموعه ای از اقدامات فردی و جمعی آزمایش شده اند و نکته پنهانی باقی نمانده است .
اما در عین حال در داخل ایران هنوز هم کسانی هستند که علیرغم صبغه کارشناسی شان معتقدند سرنوشت نهایی منازعه در سوریه را امریکا یا ترکیبی بین المللی – منطقه ای با محوریت امریکا تعیین می کند . این ها بیش از آنکه بر اساس واقعیات موجود سخن بگویند بر اساس یک رشته باورهای قالبی که هیچ چیز نمی تواند ان ها را تغییر دهد ، سخن می گویند . این ها باور ندارند که قدرت امریکا در ایجاد روند دلخواه و یا تغییر روند غیر دلخواه طی دهه های اخیر کاهش زیادی پیدا کرده است و به گواهی آنچه در منطقه ای بزرگ با محوریت جمهوری اسلامی ایران پدید آمده ، قدرت اصلی و اثرگذاز کشورها و ائتلاف هایی هستند که رقیب یا دشمن آمریکا به حساب می­آیند. بر این اساس اگر تحولی در وضع فعلی رخ دهد، محور مقاومت مهمترین عنصر شکل دهنده به آن است. تحول در صحنه امنیتی برای جبهه مقاومت بر اساس توانمندی های فزاینده ای که طی دو تا سه سال اخیر فراهم شده و برگه های موفقیت را یکی یکی از دست تروریست های تکفیری از یک سو و کشورهای شکل دهنده و پشتیبانی کننده تروریزم از سوی دیگر ستانده است ، امکان پذیر می باشد . پیروزی چشمگیر در عملیات نصر که منجر به ازادسازی شهر استراتژیک حلب گردید ، می تواند در مناطق غربی – در حد فاصل حلب تا ادلب – تکرار شود . در این صورت موقعیت نیروهای اشغالگر ترکیه که در مناطق شمالی حلب جا گرفته اند به خطر می افتد و وضعیت کانونی مهمترین گروه تروریستی سوریه – جبهه النصره و توابع آن – تضعیف می شود و از آن پس امکان اثر گذاری ترکیه ، عربستان ، قطر ، امریکا و اروپا بر معادله نظامی و سیاسی سوریه تا حد زیادی از بین می­رود.

ترس از چنین وضعیتی دولت های ترکیه و عربستان را وادار کرد تا با پذیرش هزینه ها و ریسک حمله هوایی­، ارتش آمریکا را به حمله نظامی به یک پایگاه هوایی سوریه در شرق استان حمص متقاعد کنند. حمله­ای که بقول روزنامه واشنگتن پست فاقد ارزش راهبردی بود و بیشتر به عملیاتی تلافی جویانه شباهت داشت.

بعد از این عملیات و در حالی که گمانه زنی­ها در حوزه ارتجاع عربی از آغاز فاز جدیدی از بحران سوریه و تضعیف موقعیت اسد حکایت می­کرد، وزیر خارجه تازه کار آمریکا، تیلرسون در ملاقات با سرگئی لاورف همتای روسی خود گفت که حمله دیگری علیه اسد در دستور کار ارتش آمریکا نیست و سیاست کشورش در باره بشار و بحران سوریه تغییر نکرده است. البته واضح است که به قول و قرار آمریکایی ها اعتباری نیست .
در این میان ایران از روسیه خواسته است امریکایی ها را وادار کند که کتبا تعهد دهد که چنین حمله ای تکرار نشود. این درخواست با علم به اینکه این اخرین حمله امریکایی ها به یک مرکز نظامی یا اداری در سوریه نیست، روسیه را در موقعیتی قرار داده که برای حفظ پرستیژ خود اقدام احتمالی آمریکا را بی پاسخ نگذارد هر چند خود دریافت این التزام هم می تواند جنبه بازدارندگی داشته باشد .

 

محمد  رضا  رئوف  شیبانی(معاون پیشین وزارت خارجه):

منافع اسرائیل در ادامۀ بحران سوریه است

شاید در ماههای اول سال ۲۰۱۱ که بحران سوریه روزهای اولیه خود را می گذراند ، به ذهن کمتر تحلیلگری خطور میکرد که این بحران دوره ای بس طولانی را طی خواهد نمود. دولت سوریه و طرفداران آن بدلیل مواضع مترقیانه سوریه در قبال اصلی ترین مسائل منطقه ای بویژه مسئله فلسطین ایمان داشتند که دامنه بحران قابل مدیریت بوده و آنچه در صحنه واقعیت در سوریه در جریان است با آنچه که در تبلیغات رسانه های معاند شنیده میشود، متفاوت است ، از سوی دیگر نیز معترضین در خیابانهای دمشق و درعا و حما و .. نیز با سرلوحه قرار دادن تحولات تونس و قاهره و لیبی بر این باور ایمان داشتند که دیری نخواهد پایید دولت و موسسات امنیتی سوریه متلاشی شده و زمام حاکمیت جدید بدست آنها خواهد افتاد .

اکنون بیش از شش سال از عمر بحران سوریه  می گذرد و می رود که این تحولات نیز به طیف دیرپاتریین بحرانهای منطقه ای بپیوندد . حال با تمام فراز و نشیب های بحران ، دو سوال در این رابطه مطرح است چرا و به چه دلایلی عمر بحران در سوریه به درازا کشید ؛ و چه سرنوشتی برای آینده آن قابل پیش بینی است ؟

بدون شک وجود توازن قدرت در بین دو طرف متنازع از اصلیترین عوامل استمرار بحران  است . بدین معنا که هیچ یک از دو طرف ، قدرت حذف نهایی حریف را در اختیار ندارد . حال این توانمندی برای دولت و جریان مخالف دولت چگونه بدست آمده است و یا بعبارت دیگر عوامل قدرت و نشانه های مقاومت و ایستادگی دولت سوریه در چه مواردی است و چه عناصری موجب استمرار حرکت معارضه و رفتارهای مسلحانه آن شده است ، پاسخ به این دو سئوال ما را در پیش­بینی کردن آینده بحران کمک خواهد کرد.

در بیان مولفه های ایستادگی و مقاومت دولت سوریه ، ناظران سیاسی بر این باورند که علاوه بر قدرت ذاتی هر حاکمیتی که در موسسات نظامی و امنیتی آن تعریف می شود عوامل زیر نیز بر توان دولت سوریه در این بحران افزوده است :

  • حمایت بخش قابل توجهی از مردم کشور سوریه از دولت قانونی و منتخب بشار اسد
  • وجود سوریه در محور مقاومت . این عامل موجب شد سوریه که در دهه های گذشته تا کنون بعنوان یکی از ارکان مقاومت در منطقه ایفای نقش نموده ، در این دوره سخت و بحرانی تنها نبوده و از حمایت محور مقاومت برخوردار شود .

۳- وجود رئیس جمهوری برخوردار از اهدافی استراتژیکی موجب ایستادگی دولت او شده است. و سبب شده کشور در ساعات و روزهای اول بحران دچار خلاء قدرت سیاسی نشده و موسسات آن ساقط نشوند .

۴- استحکام موسسات سیاسی ، امنیتی و نظامی دولت سوریه.

۵- حضور مردمی طیف طرفدار دولت و حاکمیت سوریه . در سوریه جامعه با استفاده از تجربیات تلخ تحولات جهان عرب ، نسبت به اتخاذ تصمیم علیه دولت قانونی دچار تردید شد ، و لذا شاهد شکاف در سوریه و تقسیم جامعه عرصه مبارزه حاکمیت و معارضه بودیم . این خود عاملی بود که دولت و حاکمیت در سوریه در طول سالهای اخیر همچنان از حمایتهای مردمی برخوردار بوده است.

۶- حمایت کشورهای دوست سوریه از  مردم وحاکمیت این کشور. در راس این کشورها جمهوری اسلامی ایران بود که بر اساس برداشت از تحولات مذکور و اهداف استراتژیک خود در منطقه تصمیم بر حمایت قاطع از مردم وحاکمیت سوریه نمود. روسیه نیز متعاقبا از فرصت ایجاد شده با هدف ترسیم مجدد نقش منطقه­ای و جهانی برای خود در کنار دولت سوریه صف آرایی نمود.

اما درخصوص قدرت ایستادگی معارضه میتوان به هوامل عمده زیر اشاره نمود :

– حمایت گسترده بازیگران خارجی [و در رأس آنها آمریکا و انگلیس] در ابعاد مختلف سیاسی ، نظامی ، امنیتی و رسانه ای از معارضه . این عامل نقش اصلی را در توانمند سازی این مجموعه ایفا می نمود .

– بهره برداری معارضه و حرکتهای مسلحانه از ارعاب مردم بویژه در مناطق روستایی.

– چفت شدن منافع برخی از بازیگران منطقه ای و بین اامللی با فرضیه استمرار بحران . این موضع بسیاری از این بازیگران را به ممانعت از ختم بحران بنفع حاکمیت و یا معارضه تشویق می نمود است. در رأس این بازیگران اسرائیل قرار دارد.

با توجه به نکات فوق، برای تحلیل آینده بحران، توجه به نکات زیر از اهمیت برخوردار است .

اول: روند تحولات طی سالهای گذشته تا کنون بر این نکته تاکید دارد که امحاء یکی از دو طرف معادله در این بحران امری دور از دسترس است . نه دولت توان پاکسازی سوریه از معارضین را دارد و نه معارضه قدرت سیطره بر ارکان دولتی. لذا بر این اساس هرگونه راه حل نظامی که بتواند خاتمه دهنده به تحولات سیاسی و میدانی باشد از نظر ناظران سیاسی و میدانی پذیرفته شده نیست .

دوم: دخیل شدن عنصر تروریسم در معادلات سیاسی و میدانی سوریه نیز علاوه بر اینکه موجب طولانی شدن بحران گردید ، مانع بزرگی در برابر حل بحران جاری خواهد بود .

سوم: رویکردهای جدید سیاسی نزد بازیگران منطقه ای و بین المللی پیرامون چیدمان سیاسی – جغرافیای آینده در خاور میانه موجب شده است که برخی از بازیگران را دچار وحشت و جمع دیگری را خرسند از آینده نماید لذا ترکیب شدن این موضوع با بحران سوریه و عراق عامل بازدارنده ای برای پایان روند تحولات در سوریه شده است .

چهارم: درگیر شدن منافع بازیگران خارجی در بحران و تضاد موجود بین منافع این بازیگران ؛ بسیاری از آنها را تا رسیدن به کسب حداکثری منافع خود به اتخاذ سیاست استمرار بحران و بر هم زدن بازی دیگران تشویق می نماید .

پنجم: عدم وجود افقی روشن از آینده تحولات از یکسو و ترس از ایجاد خلاء قدرت در ساختار سیاسی سوریه در شرایط اسقاط حاکمیت و دولت در این کشور نیز؛ بازیگران فعال را بر آن داشته تا در برابر هر راه حلی با احتیاط برخورد نمایند .

ششم: در حال حاضر به نظر می رسد که در مجموعه بازیگران موثر در سوریه ، محور مقاومت توانمندی لازم برای مدیریت بحران را در اختیار داشته و علاوه بر اینکه مانع از اجرا شدن طرح طرف مقابل در این معادله شده، توانسته سیر تحولات میدانی و سیاسی را در جهت منافع مقاومت هدایت نماید .

هفتم: امریکای دوره ترامپ همانند دوره اوباما همچنان فاقد یک استراتژی اجماعی در قبال بحران ( اعم از نحوه ورود جدی و یا چگونگی خروج کم هزینه ) است . فقدان دو ابزار نظامی و سیاسی تاثیر گذار در روند تحولات میدانی و سیاسی از سوی امریکا علاوه بر اینکه رفتار این کشور در قبال بحران را همچنان تردید آمیز نگاه داشته است ، سیاست کسب زمان برای یافتن آلترناتیو مناسب برای حاکمیت فعلی سوریه را بعنوان دستور کار فعلی سیاست گزاران امریکایی در آورده است .

‌با توجه به نکات فوق ، بنظر میرسد:

۱- استمرار بحران در حال حاضر بعنوان گزینه مطلوب برای بسیاری از عناصر تاثیر گزار در تحولات سوریه مطرح است و در رأس آنها اسرائیل است.

  • تغییر جغرافیای سیاسی در نقشه منطقه غرب آسیا همچنان بعنوان یک گزینه تعدادی از بازیگران منطقه ای و بین المللی مطرح و قابل تصور است

۳- با توجه به پر رنگ شدن نقش بازیگران خارجی ، ضرورت ایجاد اجماع و وحدت نظر بین این بازیگران بعنوان مقدمه ای برای حل و فصل سیاسی بحران ضروری می نماید .

۴- عنصر تروریسم که تا کنون کارکرد خاصی در بحرانهای سوریه و عراق ایفا می نمود در وضعیت آینده منطقه با رویکرد و کارکرد جدید وارد صحنه تحولات خواهد شد .

  • غرب و حامیان معارضه با هدف کاهش هزینه های سیاسی و امنیتی ناشی از بحران برای خود ، اجرای طرح های ضربتی در قالبهای نمایش انساندوستانه و امنیتی را در دستور کار قرار خواهند داد . در این رابطه احتمال تشکیل مناطق امن در داخل خاک سوریه قابل پیش بینی است .اهداف پشت پرده این اقدام متعدد خواهد بود .
  • معارضه مسلح [تروریست­ها] نیز در تلاش خواهد بود که امریکا را برای برداشتن گامهای بلند تر در بحران سوریه تشویق نماید لذا سناریوی های متعددی را برای روشن نگاه داشتن آتش بحران و کسب حمایتهای حد اکثری در دستور کار خود قرار خواهد داد.
  • رژیم صهیونیستی که تا کنون اصلی ترین بهره بردار بحرانهای منطقه ای بود ، در شرایط فعلی بدلیل گسترده تر شدن جغرافیایی مقاومت ، نسبت به تحولات جاری در سوریه با اهتمام بیشتری برخورد نموده و لذا بالا رفتن نقش این رژیم در آینده تحولات قابل پیش بینی است . در عین حال با بزرگ نمایی وهمی در مورد خطر خیزش­های مردمی نزد کشورهای عربی تلاش مضاعفی را برای ایجاد نزدیکی بیشتر بین خود و حاکمیت های عرب در دستور کار قرار خواهد داد . در این رابطه عادی سازی بیش از پیش روابط عربی – اسرائیلی می تواند یکی از خروجی های تحولات جاری در سوریه باشد .
  • به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، آینده جهان عرب متفاوت از گذشته آنها خواهد بود . ترکیب حاکمیت آینده در کشورهای عربی از جمله سوریه ترکیبی مشارکتی با حضور تمام فعالان سیاسی بویژه آنها که پایگاه مردمی دارند از حقوق پایمال شده اعراب در فلسطین اشغال شده حمایت می­کنند خواهد بود.
  • لازمه بازگشت ثبات در منطقه حساس غرب آسیا ، بازگشت ثبات و آرامش در سوریه و عراق بعنوان دو عضو اصلی منطقه است.

دکتر سیّد رضا میرطاهر:

افزایش قدرت مانور تروریست­ها در سوریه

پس از آغاز جنبش های مردمی در شمال آفریقا و خاورمیانه ، ناآرامی هایی در سوریه از ژانویه ۲۰۱۱ بروز کرد که به تدریج با تحریک و مداخله  خارجی ، منجر به بحرانی بزرگ در این کشور و یک جنگ داخلی گسترده و ویرانگر شده است.جنگی که موجب کشته شدن صدها هزار نفر وآوارگی میلیون ها تن دیگر شده است.محور غربی – عربی به همراه ترکیه از هنگام آغاز بحران سوریه ،راهبرد  فروپاشی دولت سوریه را اتخاذ کرده و اقدامات زیادی را در این زمینه انجام داده است.این اقدامات از پشتیبانی مالی، لجستیکی، اطلاعاتی و تسلیحاتی تا آموزش نیروهای مسلح مخالف و حمایت مالی از آنها را در بر گرفته است. در مقابل متحدان دولت قانونی سوریه ، یعنی جمهوری اسلامی ایران، جنبش انقلابی حزب الله لبنان و روسیه ، ضمن ارائه کمکهای متنوع و گسترده به دولت دمشق، با حضور نظامی درسوریه، به مقابله با گروههای ترویستی پرداخته­اند که اکنون در مناطق وسیعی از سوریه حضور دارند. با توجه به تاکید غربی ها اعم از آمریکا و اتحادیه اروپا ونیز متحدان عرب آنها بویژه عربستان سعودی و قطربه همراه ترکیه، بر کنار رفتن دولت قانونی سوریه و بشار اسد رئیس­جمهوری منتخب مردم این کشور و روی کار آمدن مخالفان، حل و فصل سیاسی بحران سوریه از طریق توافق بر گذار سیاسی و تشکیل دولت انتقالی که نقطه تمرکز مذاکرات آستانه ومذاکرات ژنو است، در هاله ای از ابهام قرار دارد. در واقع حمایت های غربی ها و  متحدان عرب آنها از گروههای تروریستی در سوریه امکان تحقق صلح در سوریه را بسیار کاهش داده است.در حال حاضر می توان متغیرهای تاثیر گذاربر بحران سوریه را شامل مولفه های ذیل دانست:

۱- موضع گیری ها و اقدامات دولت جدید آمریکا یعنی دولت ترامپ درقبال بحران سوریه را می توان مولفه ای موثر بر آینده بحران سوریه تلقی کرد. در واقع حمله موشکی اخیر آمریکا به پایگاه هوایی شعیرات در استان حمص سوریه به مثابه نقطه عطفی جدید در بحران هفت ساله سوریه است. انجام این حمله را در وهله نخست می توان در چارچوب اتخاذ رویکردرئالیستی در سیاست خارجی دولت ترامپ و به عبارت دیگر اولویت استفاده از قدرت سخت برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی آمریکا دانست. در واقع پس از مدتها ، موضع  انفعالی آمریکا در قبال بحران سوریه ، چه در اواخر دوره ریاست جمهوری اوباما و چه در دراوایل دوره زمامداری ترامپ ، آمریکا برای تغییر موازنه به نفع  گروههای تروریستی ونیز اجرایی کردن تهدیدات اخیر خود در باره واکنش به حمله شیمیایی ادعایی توسط ارتش سوریه در استان ادلب، این حمله موشکی را صورت داد.با این کار واشنگتن کوشید تا بر نقش تعیین کننده خود در سوریه تاکید کند. هم چنین ترامپ ناچار بود تا در قبال تحولات اخیر در سوریه و با توجه به بن بست در شورای امنیت برای رسیدگی به مساله حمله شیمیایی در سوریه وفشار های داخلی از جانب تندروهای جمهوری خواه ،اقدام تبلیغاتی مشخصی را اتخاذ کند.ضمن اینکه با این کار فشارهای فزاینده بر روی وی و تیم اش به دلیل اتهام ارتباط با روسیه در دوران مبارزات انتخاباتی کاهش خواهد یافت. ترامپ با این اقدام که با حمایت همه جانبه متحدان غربی و عربی واشنگتن مواجه شده ، به ارتقای وجهه خود در میان رژیم­های ارتجاعی عرب و نیز نمایش تعهد آمریکا به عملی کردن وعده هایش پرداخته است.در عین حال واشنگتن با این اقدام بار دیگر به پر رنگ کردن نقش خود دربحران سوریه پرداخته و به نحوی به مسکو اشاره می کند که نمی تواند نقش آن را در سوریه نادیده گیرد.نقش اسرائیل در تشویق دولتمردان آمریکایی برای نشان دادن شدت عمل در سوریه قابل ملاحظه بوده است. در واقع دولت جدید آمریکا اولویت نمایش مبارزه با داعش را کنار گذاشته و سیاست اصلی و اساسی خود یعنی سرنگونی  دولت سوریه را در پیش گرفته است.طبیعتا این مساله باعث تجدید نظر در محاسبات قبلی در باره طرح ها و اقدامات نظامی دولت سوریه و متحدان آن یعنی روسیه و ایران در سوریه و سناریو پردازی ها در این زمینه خواهدشد.

۲- روسیه نیز اکنون عاملی تاثیر گذار در بحران سوریه است. شواهد حاکی از آن است که روسیه با توجه به منافع راهبردی خود در سوریه و اهمیت ژئو استراتژیکی این کشور، به سادگی حاضر به عقب نشینی در مقابل ائتلاف غربی – عربی نخواهد بود. روسیه همواره منتقد سیاست فعلی واشنگتن در زمینه بحران سوریه بوده است. از دیدگاه ولادیمیر پوتین ،غربی ها بدلیل تلاش برای تحقق اهداف نامشروع خود در سوریه ، عامل اساسی بروز بحران و جنگ داخلی در سوریه هستند. در حال حاضر روابط راهبردی دمشق و مسکو که به شکل  حضور نظامی گسترده روسیه برای حمایت از دولت قانونی سوریه و نبرد با گروههای تروریستی نمود پیدا کرده ،باعث شده تا روسیه حمایت از دولت سوریه را به مثابه یک اصل غیر قابل معامله تلقی کند که مصداق آن وتوی پیش نویس قطعنامه ارائه شده از سوی غربی ها در رابطه با حادثه شیمیایی خان شیخون بود. مداخله نظامی روسیه در سوریه در راستای منافع استراتژیک این کشور صورت گرفته است. لذا می توان پیش بینی کرد که مسکو در مقابل هر کشوری که  این منافع را در معرض خطر قراردهد، ایستادگی خواهد کرد.در حال حاضر مهم‌ترین هدف روسیه، حفظ سوریه به عنوان تنها نقطه استقرار ژئوپلیتیکی این کشور در خاورمیانه و حاشیه مدیترانه و استفاده از آن به‌عنوان سکویی برای تاثیر گذاری بر معادلات سیاسی و نظامی خاورمیانه است. این مساله بویژه با توجه به اهمیت حیاتی پایگاه دریایی طرطوس برای روسیه قابل تبیین است. با توجه به اینکه پایگاه دریایی طرطوس تنها پایگاه نظامی روسیه در خارج از مرزهای این کشور بوده است، لذا مسکو مصمم است به هر قیمت ممکن این پایگاه دریایی را که برای تحرک اقیانوسی نیروی دریایی روسیه اهمیت حیاتی دارد حفظ نماید. ضمن اینکه روسیه با استقرار دائمی در پایگاه هوایی حمیمم در استان لاذقیه ، زمینه حضور بلند مدت  خود در سوریه را فراهم آورده است.به این ترتیب مشخص است که روسیه با توجه به تعریفی که از منافع بین المللی خود دارد،در صحنه سوریه در مقابل اهداف غرب بویژه آمریکاخواهد ایستاد.

۳-مولفه تاثیر گذار دیگر در آینده سوریه ، موضع ائتلاف عربی و ترکیه در قبال تحولات سوریه است. در واقع عربستان سعودی ، قطر و ترکیه ،به عنوان حامیان اصلی گروهای تروریستی تکفیری در سوریه ظرف ۷ سال گذشته عمل کرده اند و تاکنون مقادیر عظیمی کمکهای تسلیحاتی ، لجستیکی، مالی و انسانی در اختیاراین گروهها بویژه داعش و جبهه النصره قرار داده اند.هدف اصلی این سه کشور ، سرنگونی دولت قانونی سوریه و کنار رفتن بشار اسد از قدرت است.برغم نوسان در مواضع آمریکا در اواخر دوره اوباما و اوایل دوره ترامپ در قبال سوریه، این دو کشور عربی بعلاوه ترکیه همواره هدف نهایی خود را مورد تاکید قرار داده اند.لذا می توان پیش بینی کرد که با توجه موضع تند ترامپ علیه بشار اسد، اکنون این سه کشور با شدت بیشتری به ارسال سلاح و ارائه انواع کمکها به گروههای تروریستی با هدف تقویت آنها برای توسعه دامنه جنگ درسوریه خواهند پرداخت.

۲-تغییر موضع دولت ترامپ از اولویت نمایش مقابله با داعش به ستیزش آشکار و تلاش برای سرنگونی بشار اسد که در حمله موشکی آمریکا به سوریه تبلور یافته است،پیامدهای مهمی در ابعاد داخلی ، منطقه ای و بین المللی به همراه دارد .در بعد داخلی افزایش انگیزه تروریست­ها و گروههای مخالف مسلح برای افزایش حملات خود در نقاط مختلف سوریه و حتی تسهیل عملیات گروههای تروریستی را می توان پیش بینی کرد.بویژه اینکه نیروی هوایی سوریه نقش کلیدی در سرکوب گروههای تروریستی ایفا می کند وکاهش توانمندی آن باعث افزایش قدرت مانور تروریستها خواهد شد.در بعد منطقه ای تقویت ائتلاف غربی – عربی – عبری به همراه ترکیه  و پر رنگ شدن نقش آمریکا در این ائتلاف و نیز تقویت تحرکات آن در راستای حمایت هر چه بیشتر از گروههای تروریستی فعال در سوریه ونیز ایجاد اختلال در فرایند حل وفصل سیاسی بحران سوریه  را می توان پیش بینی کرد.

دکتر میریوسف علوی:

مداخلات آمریکا حل بحران سوریه را پیچیده­تر می­کند

حمله موشکی آمریکا به پایگاه هوایی شعیرات در سوریه را یک تغییر دهنده قواعد بازی در این کشور دانسته اند؛ با این حال نباید درباره اهمیت این نمایش قدرت آمریکا مبالغه کرد. با وجودی که آمریکا توان شکل دهی آینده سوریه را به تنهایی و بر اساس تمایلات خود را ندارد، در همان حال می تواند با تشجیع برخی بازیگران منطقه ای برای تداوم سیاست های مخرب خود، روند سیاسی در سوریه را پیچیده تر کرده و به تاخیر اندازد.
اگر چه جنگ شش ساله سوریه یک جنگ خانگی تمام عیار است، ولی بازیگران منطقه ای و جهانی شامل ایران، زمینه پایان این جنگ ویرانگر را فراهم خواهند کرد. در بعد منطقه ای، محور مقاومت و عربستان در دو طیف متضاد هم واقع شده اند که امکان تغییر موضع آنها بسیار بعید است، ترکیه در سال های گذشته و با توجه به ملاحظات امنیت ملی و تحولات راهبردی در منطقه، نوساناتی را موضع خود نشان داده است در بعد جهانی هم ورود گسترده نظامی روسیه در سپتامبر ۲۰۱۵ عملا صحنه نبرد و عرصه سیاسی را به نفع دولت سوریه و حامیان منطقه ای اش تقویّت کرد و به مذاکرات سیاسی جانی دوباره بخشید که قطعنامه ۲۲۳۱ دسامبر ۲۰۱۵ و مذاکرات ژنو و آستانه و تغییر موضع مقطعی ترکیه از آثار ان بود. با این حال، حمله اخیر موشکی آمریکا به سوریه می تواند تلاشی برای تحت تاثیر قرار دادن معادلات یکسال و نیم اخیر باشد که حداقل خواسته آن تقویت موضع متحدان منطقه ای آمریکا در مذاکرات آینده است.

از دیگر اهداف حمله موشکی اخیر، تلاش برای ایجاد مشروعیت برای اقدامات غیرقانونی آمریکا در شش سال اخیر است. موضع مخرب آمریکا و متحدانش بر علیه دولت سوریه – به نفع تروریست­ها – هیچ توجیه و پایه قانونی و بین المللی نداشته و این موضوع حتی در داخل آمریکا یا انتقادات گسترده ای مواجه شده است. دولت سوریه کماکان یک دولت مستقر عضو سازمان ملل متحد(Member State) و مورد شناسایی بین المللی بوده و نمایندگان سیاسی آن در کشورهای مختلف حاضر هستند. حضور نظامی روسیه یا سایر کشورهای حامی دولت سوریه در این کشور به درخواست رسمی این دولت دارای مشروعیت بین المللی صورت گرفته و موضوعی کاملا مشروع و مطابق رویه های بین المللی است، حال این که حضور نیروهای خارجی مخالف دولت فاقد کوچکترین توجیه بین الملل و حتی حقوق داخلی آنهاست. یک هفته قبل از حمله موشکی آمریکا به سوریه، جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا در پاسخ به اعتراضات شدید از اقدام غیر قانونی آمریکا در اعزام تعدادی از تفنگداران آمریکایی به سوریه و عراق اعلام کرد حضور نظامی در عراق به درخواست دولت این کشور صورت گرفته است، ولی حضور در سوریه به این خاطر است که مرزهای سوریه و عراق از بین رفته است و تشخیص حضور در سوریه دشوار است [که البته عذر قابل قبولی نیست]! این ملاحظات می­تواند از دیگر انگیزه های آمریکا برای سوء استفاده از موضوع ادعای بکارگیری سلاح های شیمیایی برای مداخله نظامی در سوریه باشد که به هر حال قابل تداوم نیست.

با وجود تبلیغات موجود، آمریکا در شش سال گذشته همواره در سوریه حضور داشته است و علی رغم ادعای عدم مداخله نظامی یا خودداری از اعطای سلاح های مرگبار به معارضین مسلح سوری [تروریست­ها]، بیشترین نقش را در قاچاق تسلیحات اهدایی عربستان و قطر به داخل سوریه و یا آموزش این شبه نظامیان در خاک اردن و نظایر آن داشته است. به همین خاطر نمایش قدرت اخیر در حمله موشکی به سوریه به نظر نمی رسد تغییری در این فعالیت ها ایجاد کند، ولی مهمترین اثر آن ارسال سیگنال به بازیگرانی مثل ترکیه است که مجددا به سیاست های مخرب خود بازگردند و روند مذاکرات سیاسی را طولانی تر و پیچیده تر کنند. در مجموع هر چند به نظر نمی رسد حمله آمریکا نقطه عطفی اساسی در تحولات جاری سوریه باشد، ولی با تشجیع برخی بازیگران منطقه ای در اصرار بر سیاست های غیر سازنده خود، روند سیاسی شروع شده در قطعنامه ۲۲۵۴ را طولانی تر و پیچیده تر خواهد کرد.

 

محمد ایرانی:  

شرایط حاکمیّت نسبت به گذشته بمراتب بهتر شده است

بیش از ۶ سال است که بحران سوریه ادامه دارد. شرایط پس از گذشت این مدت نسبت به سال های گذشته بمراتب پیچیده تر شده است. دلیل آن حضور گسترده بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای در این بحران است. این حجم اصرار بر حضور خارجی بدلیل اهمیت ژئوپلتیکی این سرزمین است. درواقع قرار گرفتن سوریه در کنار مرزهای رژیم صهیونیستی و تأثیر تاریخی و اجتناب ناپذیر آن بر لبنان چند بعدی و متکثر که امروز رمز مقاومت ضد صهیونیستی را در قالب مقاومت اسلامی در درون خود جای داده بر اهمیت سوریه در منطقه افزوده است. امروز مهم ترین قدرت های جهانی برای در اختیار گرفتن آینده این کشور در رقابتی سخت و شکننده با یکدیگر بسر می برند. ایالات متحده آمریکا  همراه با هم پیمانان و متحدان منطقه ای خود از جمله ترکیه و عربستان و قطر چشم طمع به آینده سیاسی این کشور و پایتخت تاریخی آن دارند. هدف آنان بدون تردید برخورد با مقاومت ضد صهیونیستی است که امروز در قامت حاکمیت موجود در سوریه و نقش تأثیرگذار آن در حمایت همه جانبه از حزب الله و نیز گروه های مبارز فلسطینی است. بر این اساس منطق غربی حافظ منافع اسرائیل حکم می کند روند موجود را که تاکنون متحمل شده است بهم ریزد و نظامی را جایگزین کند که در انفعال کامل در اردوگاه مصر و اردن قرار گیرد. نتیجه حاصله خود به خود موجب حذف تدریجی حزب الله و گروه های فلسطینی همسو با مقاومت و سرکوب شدید مردم فلسطین خواهد بود.

آنچه گفته شد اهداف راهبردی است که نظام سلطه در سوریه دنبال می کند اما این هرگز بدان معنا نیست که هدف تعریف شده آنان براحتی رنگ واقعیّت به خود گیرد. موانع جدی بر سر راه این هدف وجود دارد. یکی از مهم ترین این موانع وجود و نقش قدرتمند محور حامیان سوریه از جمله توانمندی های نظامی ایران و روسیه است که البته بر کسی پوشیده نیست از طرف دیگر در کنار آمریکا و عربستان نقش حضور جریانات تروریستی متعدد در این بی ثبات جغرافیای سوریه است که گرچه اقدامات تخریبی گسترده آنان در راستای منافع و مصالح آمریکا و دوستان آمریکا در منطقه است اما این روند غیرقابل کنترل که کمک به بی ثباتی سوریه می کند درد سرهای بزرگی را به ارمغان خواهد آورد. بنابراین می توان گفت که بهره گیری از این عناصر بی هویت تکفیری و افراطی در کوتاه مدت منافع غربی ها را تأمین خواهد کرد اما هر تصویری از بقای مستمر آنان در این سرزمین، در تعارض کامل با هدف راهبردی اشاره شده دولت های متجاوز غربی در سوریه قرار خواهد داشت لذا رویکرد این دولت ها نشان می دهد که برای حفظ توازن نظامی و سیاسی در سوریه از جریانات تروریستی مخرب و خطرناک حمایت لازم به عمل می آید بویژه در شرایطی که در معرض ضعف یا شکست قرار می گیرند و گاهی دیگر – و البته با اهداف تبلیغاتی – مورد هجوم نظامی واقع می شوند.

مشکل دیگر غرب در سوریه تعدد تشکل های تندرو و مخالفان مسلح است که علیرغم تلاش های طولانی مدت برای سامان دادن آنان، کار غربی ها به جایی نرسیده و بعضاً این گروه ها در تقابل با هم اقدام به حذف یکدیگر نموده و تاب تحمل رقیب را ندارند. نکته دیگر قابل توجه، پدیده ترامپیسم و حضور آنان در سوریه است که در گام اول با خشونت و تجاوز نظامی آغاز کردند. اقدام آمریکایی ها در حمله به فرودگاه نظامی الشعیرات حمص نشان داد که راهبرد دقیق و مشخصی را در سوریه دنبال نمی کنند. در خلال مدت زمان گذشته موضعگیری های متفاوت و متعارض در قبال سوریه و مسئولین این نظام توسط مقامات مختلف آمریکایی این واقعیت را روشن می کند که آنان نیامده دچار مشکل تعیین راهبرد هستند. مشکل آنان عدم توجه به واقعیت های موجود در صحنه میدانی و سیاسی سوریه است. بنظر می رسد تیم جدید کاخ سفید فراموش کرده اند که اوباما و دموکرات ها سرانجام سوریه را علیرغم شعارهای بدون محتوا، در پیگیری روند سیاسی مرضی الطرفین تعریف کردند. نه تنها دموکرات ها بلکه سایر بازیگران مطرح در صحنه سوریه به این نتیجه رسیده یا خواهند رسید که پایان کار در سوریه با ارائه راه حل نظامی میسر نیست. شرایط حاکمیت موجود و حامیان بازگشت ثبات و آرامش به سوریه نسبت به گذشته بمراتب بهتر شده است. مخالفان حلب را از دست داده و از اطراف دمشق عقب نشسته اند لذا تبیین افق آینده سوریه علیرغم وجود پیچیدگی های صحنه(بدلیل متغیرهایی مانند حضور بازیگران متعدد منطقه ای و بین المللی، نداشتن استراتژی روشن و مشخص، عدم انسجام در صفوف مخالفان و رقابت های زودهنگام و دلخوش کننده این طرف ها نسبت به آینده مبهم سوریه)در گرو اولاً اراده جدی برای برخورد با تروریست هاست و ثانیاً پیشبرد روند گفتگو و تفاهم سیاسی است که در آن طیف های مختلف سوری همان هایی که نمایندگان واقعی مردم این کشور باشند در آن سهم ایفا کنند.

      دکتر ابراهیم متقی:

آمریکا در صف متحدین داعش قرار گرفته است

اقدام نظامی آمریکا در سوریه نشان داد که الگوهای رفتاری دونالد ترامپ ترکیبی از عملیات نظامی محدود، دیپلماسی راهبردی و ائتلاف‌سازی منطقه‌ای است. چنین فرآیندی عموماً علیه بازیگران جبهه مقاومت همانند ایران، سوریه و دولت بشاراسد و حزب‌الله لبنان انجام می‌شود. اقدام نظامی ترامپ می‌تواند زمینه‌های کنش متقابل از سوی ایران، سوریه و روسیه را به‌وجود آورد. برگزاری اجلاسیه سه‌جانبه وزرای خارجه سه کشور یادشده در مسکو را می‌توان نماد واکنش دیپلماتیک جبهه مقاومت دانست.

شکل‌بندی جغرافیایی و اثربخشی ژئوپلیتیکی سوریه را باید به‌عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در سیاست منطقه‌ای و امنیت بین‌الملل دانست. کشور سوریه در منتهی‌الیه مدیترانه شرقی و در مرز لبنان، اردن، اسرائیل و عراق قرار دارد. هر یک از کشورهای یادشده در سال‌های دهه اول و دوم قرن ۲۱ با نشانه‌هایی از بحران و جدال‌های هویتی روبه‌رو گردیده‌اند. تضادهای قومی، مذهبی و زبانی را می‌توان به‌عنوان بخشی از چالش‌های ژئوپلیتیک سوریه در عصر موجود دانست.

  1. عملیاتی‌شدن کنش راهبردی آمریکا در سوریه

اقدام نظامی آمریکا علیه پایگاه نیروهای هوایی الشعیرات سوریه در شرایطی انجام گرفت که رئیس‌جمهور چین مهمان دونالد ترامپ در آمریکا بوده است. اگرچه بخشی از ادبیات انتخاباتی ترامپ در مقابله با سیاست‌های اقتصادی آمریکا و چین تنظیم و برنامه‌ریزی شده بود، واقعیت‌های راهبردی خود را در عملیات هفتم آوریل ۲۰۱۷ امریکا علیه پایگاه هوایی سوریه نشان داد. الگوی رفتاری ترامپ در برخورد با حوزه‌های بحرانی با سنت‌های مبتنی بر نظامیگری آمریکا هیچ‌گونه تمایزی نداشته و نشانه‌هایی از اقدام تهاجمی در چارچوب عملیات پیشگیرانه را منعکس می‌سازد.

عملیات نظامی آمریکا در سوریه بخشی از سازوکارهای مدیریت بحران ایالات متحده در مناطق و حوزه‌های بحران‌ساز تلقی می‌شود. اگرچه موشک‌های کروز و تام هاوک آمریکا پایگاه نظامی و عملیاتی سوریه را هدف قرار داد، اما واقعیت‌های عملیات نظامی نشان می‌دهد که چنین اقدامی به‌مفهوم کنش غیرمستقیم علیه ایران و روسیه نیز محسوب می‌شود. به همین دلیل است که وزرای خارجه ایران، سوریه و روسیه در ۱۴ آوریل ۲۰۱۷ در مسکو مذاکرات سه‌جانبه را شکل دادند. مذاکراتی که دارای ریشه‌های تاریخی طولانی‌تری بوده و از سوم آگوست ۲۰۱۵ زمینه شکل‌گیری ائتلاف‌های منطقه‌ای جدید را به‌وجود آورده است.

  1. واکنش ایران به عملیات نظامی آمریکا در سوریه

رویکرد مقامات ایرانی را می‌توان به‌عنوان بخشی از سیاست اعلامی جمهوری اسلامی در ارتباط با بحران منطقه‌ای سوریه دانست. واقعیت آن است که هنوز نشانه‌هایی از گسترش بحران وجود دارد. تمرکز نیروهای نظامی و عملیاتی آمریکا در حوزه‌های بحرانی منطقه، امکان به‌کارگیری شکل‌های دیگری از اقدامات آمریکا را امکان‌پذیر می‌سازد. اگر مشارکت نیروی هوایی روسیه در روند مقابله با داعش در سوریه وجود نداشت، باراک اوباما و دونالد ترامپ از رویکرد «منطقه‌ ممنوعه پرواز» در سوریه بهره می‌گرفتند.

واکنش مقامات ایران به عملیات نظامی آمریکا علیه پایگاه هوایی سوریه در قالب بررسی این تجاوز به حوزه سرزمینی و ساختار قدرت کشوری محسوب می‌شود که از استقلال سیاسی برخوردار بوده و در سازمان ملل مشارکت دارد. در این ارتباط رئیس جمهور اسلامی ایران به این موضوع اشاره داشت که باید تحقیق بین‌المللی گروه‌های بی‌طرف درباره واقعیت استفاده از سلاح شیمیایی در سوریه انجام شود. به همان‌گونه‌ای که وزیر امورخارجه ایران به این موضوع اشاره داشت که اقدام آمریکا در سوریه تروریسم را گسترش می‌دهد. بنابراین آمریکا در صف متحدین داعش قرار گرفته است.

در شرایط موجود تحقق چنین اهدافی کار دشواری خواهد بود. امریکا می‌تواند عملیات نظامی دیگری را در سوریه انجام دهد، اما چنین اقداماتی به‌مفهوم بهره‌گیری از سازوکارهای ایجاد منطقه ممنوعه پرواز تلقی نمی‌شود. مزیت نسبی سوریه و روسیه در مقابله با گروه‌های تکفیری را باید بهره‌گیری از عملیات هوایی دانست. مجلس نمایندگان آمریکا تلاش دارد تا شکل دیگری از روندهای محدودکننده قدرت نیروی هوایی سوریه و روسیه در مناطق درگیری را سازماندهی کند. لایحه اعطای موشک‌های ضدهوایی به گروه‌های شورشی سوریه را می‌توان در زمره اقداماتی دانست که آمریکا قبلاً از این الگو در مقابله با اتحاد شوروی در افغانستان دهه ۱۹۸۰ بهره گرفته است. بسیاری از الگوهای رفتاری دونالد ترامپ مشابه سازوکارهایی است که رونالد ریگان و کاسپار واینبرگر از آن بهره گرفته‌اند.

  1. آینده فرآیندهای رقابت راهبردی در سوریه

اقدام نظامی آمریکا علیه نهادهای نظامی و عملیاتی سوریه با واکنش متفاوت کشورهای منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ روبه‌رو شده است. کشورهای ترکیه و عربستان به همراه اسرائیل و کشورهای غربی متحد آمریکا از عملیات نظامی انجام‌شده حمایت فراگیر به‌ انجام رساندند. در این ارتباط، مقامات دفاعی ایران و روسیه واکنش تند نسبت به اقدامات آمریکا نشان داده و به این موضوع اشاره داشتند که تکرار چنین اقداماتی، امکان انجام واکنش متقابل را امکان‌پذیر می‌سازد.

روسیه به این موضوع اشاره داشته است که هرگونه مداخله نظامی آمریکا در سوریه خط قرمز سیاست خارجی این کشور محسوب می‌شود. عملیات نظامی آمریکا در سوریه را می‌توان نمادی از افزایش التهاب در محیطی دانست که برخی از بازیگران منطقه‌ای همانند ترکیه، عربستان و اسرائیل تلاش دارند تا زمینه گسترش بحران را به‌وجود آورند. عربستان چنین الگویی را در ادبیات نظامی علیه انصارالله یمن نیز به مرحله اجرا گذاشته است. در حالی که روسیه امیدوار به ایجاد توازنی علیه نظم منطقه‌ای مورد نظر آمریکا، عربستان، اسرائیل و ترکیه خواهد بود.

عملیات نظامی امریکا علیه مراکز نظامی و عملیاتی سوریه به این بهانه انجام شد که آمریکا دولت سوریه و به‌موازات آن حامیان سوریه را در کاربرد سلاح‌های شیمیایی در خان‌شیخون مقصر دانسته است. چنین رویکردی در شرایطی انجام می‌گیرد که هیچ‌گونه اقدام بین‌المللی برای راستی‌آزمایی واقعیت‌های مربوط به کاربرد سلاح شیمیایی انجام نگرفته است. بهره‌گیری از موشک‌های زمین به زمین برای هدف قرار دادن پایگان هوایی سوریه به‌منظور مشروعیت‌زدایی از اقدامات نظامی در ساختار سیاسی سوریه محسوب می‌شود.

روسیه از عدم ثبات سیاسی حاصل از بحران در سوریه و منطقه نگران است، زیرا منطقه جدایی­طلب و سنی مذهب داغستان در شمال قفقاز دغدغه­ای بزرگ برای روسیه به شمار می­رود. این منطقه می­تواند به عرصه­ی اصلی سرکشی علیه دولت مسکو تبدیل شود. روسیه برای ناکام گذاشتن مداخله نظامی آمریکا در سوریه و رویارویی با آن گام­هایی اساسی و متعدد برداشته است. تاکنون روسیه در کنار چین همواره مانع صدور هر قطعنامه­ای در شورای امنیت علیه سوریه شده است.

هر اقدام بازیگران اصلی سیاست بین‌الملل بدون در نظر گرفتن مصالح سیاست خارجی روسیه امری دشوار است. در چنین فرآیندی است که روسیه اقدام به استقرار نیروی دریایی کوچک اما مهم خود در دریای مدیترانه کرده است. اقداماتی که از جمله آن می‌توان به یگان‌های موشک­انداز اشاره داشت. ساختار دفاعی و عملیاتی روسیه در شرق مدیترانه برای دفاع از قابلیت نیروی هوایی روسیه در سوریه  تحت فرماندهی «ادمیرال کوزنتزوف» یکی از مقامات عالیه نیروی دریایی روسیه قرار دارد.

رویکرد ایران و روسیه مبتنی بر این انگاره است که خروج بشار اسد از قدرت منجر به خلأ سیاسی در سوریه شده و این امر بحران منطقه‌ای را تشدید می‌کند. آمریکا تلاش دارد تا از طریق گسترش قدرت و به‌کارگیری قابلیت عملیاتی ترکیه در سوریه، زمینه‌های دولت‌سازی جدید در سوریه را به‌وجود آورد. تحقق چنین اهدافی در شرایطی که نشانه‌هایی از بحران منطقه‌ای و گسترش آن به بحران بین‌المللی مشاهده می‌شود، طبیعی است که منجر به ثبات سیاسی نخواهد شد.

مقامات آمریکایی مدعی هستند که انجام عملیات در راستای مقابله با اقدامات بشار اسد بوده است. اگرچه بسیاری از دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی هیچ‌گونه توجیهی برای عملیات نظامی آمریکا قائل نمی‌باشند، اما شورای امنیت تلاش نمود تا زمینه لازم برای تحقیقات معطوف به راستی‌آزمایی در سوریه را فراهم سازد. هرگونه راستی‌آزمایی نیازمند شرایطی است که به‌موجب آن امکان بهره‌گیری دولت‌ها از ابزارهای نظامی برای بهینه‌سازی نتایج مدیریت بحران حاصل می‌شود.

آمریکا تلاش دارد تا در چنین فرآیندی از سازوکارهای مربوط به تشدید کاربرد قدرت استفاده نماید. در حالی که کشورهای ایران و روسیه، انجام چنین اقداماتی را به‌منزله تهدید امنیتی تلقی می‌کنند. در چنین شرایطی است که ریک تیلرسون تلاش دارد تا زمینه شکل‌گیری ائتلاف جدیدی را با روسیه علیه ایران و حزب‌الله ایجاد کند. سفر ریک تیلرسون به مسکو با هدف تبیین این موضوع انجام گرفته که آمریکا از اقدامات نظامی تکرارشونده در سوریه بهره خواهد گرفت. چنین اقداماتی می‌تواند علیه نیروهای مترقی و آزادیبخش سازماندهی شود. طبیعی است که انجام چنین اقداماتی زمینه‌ساز انجام عملیات واکنشی و دفاعی تلقی خواهد شد.

نتیجه‌گیری

سفر وزرای خارجه ایران و سوریه به روسیه بدون ارتباط با سفر ریک تیلرسون وزیر امورخارجه آمریکا به مسکو نمی‌باشد. تیلرسون تلاش نمود تا اهداف جدید آمریکا برای کنترل بحران سوریه را در سفر خود به مسکو منعکس سازد. واقعیت سفر تیلرسون به مسکو و مذاکره با مقامات روسیه را می‌توان مقابله با محور مقاومت دانست که براساس مشارکت نیروهای مترقی و ضد امپریالیسم حاصل شده است. در این فرآیند، حزب‌الله لبنان نیز از نقش عملیاتی و مؤثری در روند بحران سوریه برخوردار شده و به‌عنوان سوژه امنیتی و راهبردی آمریکا و اسرائیل محسوب می‌شود.

شاید بتوان به این موضوع اشاره داشت که نقش عملیاتی حزب‌الله، این بازیگر را در مقیاس بازیگران دولتی در روند مدیریت بحران ارتقاء داده و در زمره یکی از موضوعات مذاکره لاوروف و تیلرسون قرار داشته است. چنین روندهایی، زمینه‌های مدیریت بحران براساس الگوهای جدیدی را به‌وجود می‌آورد که روسیه، ایران و آمریکا در حال شکل‌ دادن به آن می‌باشند. نقش‌یابی حزب‌الله در سوریه به‌عنوان سوژه دیپلماتیک سفر تیلرسون به مسکو، نقش اسرائیل در تحولات منطقه‌ای را برجسته می‌سازد.

واقعیت آن است که بحران سوریه را می‌توان بخشی از واقعیت‌های امنیت منطقه‌ای دانست. در بحران سوریه نه تنها کشورهای منطقه‌ای، بلکه قدرت‌های بزرگ و بازیگران فروملی نیز ایفای نقش می‌کنند. مفاهیمی همانند ناسیونالیسم عرب و رادیکالیسم سیاسی درسال‌های قرن ۲۱ کارکرد خود را در خاورمیانه، جهان عرب و سوریه از دست داده است. در چنین شرایطی است که نقش نیروها و سازمان‌های جدید از اهمیت بیشتری در روند رقابت‌های سیاسی و امنیتی منطقه‌ای برخوردار شده است.

بحران سوریه و چگونگی مدیریت بحران را باید به عنوان بخشی از ضرورت‌های موجود امنیت منطقه‌ای در سیاست خارجی و الگوی کنش راهبردی ایران در سال‌های ۱۷-۲۰۱۱ دانست. در این فرایند، معادله قدرت بازیگران درگیر در بحران سوریه با تغییراتی همراه گردیده است. براندازی سیاسی عموماً در مناطقی انجام می‌گیرد که از اهمیت ژئوپلیتیکی ویژه­ای برخوردارند. موضوع براندازی سیاسی قبلاً در قالب موازنه قدرت منطقه­ای و بین­المللی تحلیل می­شد. در سال‌های ۱۷-۲۰۱۱، می‌توان براندازی سیاسی را به عنوان بخشی از حکومت داری جهانی مورد ارزیابی قرار داد.

سیاست‌های تهاجمی دونالد ترامپ و جیمز متیس می‌تواند شکل جدیدی از اقدامات پرشدت و مخاطره‌آمیز را چاشنی عملیات نظامی علیه سوریه را منعکس سازد. آنچه را که آمریکا در سوریه و در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما مورد پیگیری قرار می‌داد، براساس نشانه‌های جنگ کم‌شدت تعریف می‌شود. در فرآیند جنگ کم‌شدت بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ از اقدامات عملیاتی و کنش تهاجمی بهره نمی‌گیرند. ارتقاء نقش عملیاتی روسیه در سوریه، زمینه انجام اقدامات متقابل آمریکا در فرآیندهای سیاسی و منطقه‌ای سوریه را امکان‌پذیر ساخت. چنین فرآیندی نشان می‌دهد که بسیاری از رقابت‌ها و منازعات بین‌المللی، می‌تواند انعکاس خود را در محیط منطقه‌ای به‌وجود آورد.

واقعیت آن است که آمریکا نمی‌تواند بدون کسب مجوز از کنگره عملیات گسترده علیه سوریه را انجام دهد. اگرچه «پل رایان» رئیس مجلس نمایندگان آمریکا از اقدام نظامی ترامپ علیه سوریه حمایت به‌عمل آورده است. انجام چنین حمایتی به‌مفهوم عملیات پردامنه محسوب نمی‌شود. طبیعی است که فرماندهان نظامی آمریکا می‌بایست در این ارتباط اعلام نظر نمایند. جیمز متیس وزیر دفاع دونالد ترامپ در اوایل دهه دوم قرن ۲۱، مسئولیت نیروهای فرماندهی مرکزی آمریکا را عهده‌دار بوده است. طبیعی است که متیس از شناخت نسبی نسبت به قابلیت و اراده کنش راهبردی ساختار دفاعی ایران در مقابله با تهدیدات برخوردار است.

 

حسن بهشتی­پور:

احتمال وصول به توافق در سوریه وجود دارد

برای دانستن اینکه جنگ درسوریه به کدام سوحرکت می کند، و شناخت مولفه ها و متغیرهای تاثیر گذار بر تحولات سوریه در آینده ، قبل ازهر پیش بینی باید ابتدا به دو سئوال پایه ای زیر  پاسخ داد:

– بازیگران اصلی داخلی و خارجی در بحران سوریه چه گروهها و کشورهایی هستند؟

– احتمال اینکه  بازیگران اصلی بر طرحی مشترک برای آینده سوریه به توافق برسند چقدر است و این طرح احتمالا چه مشخصاتی دارد ؟

در پاسخ به پرسش اول باید گفت درعمل دو جریان از نیروهایی که در داخل سوریه با هم می جنگند  هر کدام متناسب با گرایش هایی که دارند از گروهی هستند حامیان دولت قانونی سوریه عبارتند از ایران ، روسیه و حزب الله لبنان و تاحدودی چین و عراق . گروه­هائی که در داخل سوریه از دولت قانونی قانونی سوریه حمایت می­کنند به ترتیب اهمیت ارتش ، حزب بعث سوریه و نیروهای سکولار ملی گرا به همراه علویان سوریه و بخش وسیعی از مردم سوریه هستند. این بازیگران حول حمایت از ادامه حکومت بشار اسد به توافق رسیدند ودر شش سال اخیر در برابر نیروهای طرفدار آمریکا و متحدانش که عبارتند از انگلیس ، فرانسه، اسرائیل، عربستان، اردن، قطر، امارات و ترکیه مبارزه می کنند . گروهای تروریستی که در داخل سوریه علیه اسد  تحت حمایت آمریکا و متحدانش در حال جنگ هستند عبارتند از داعش ، جبهه النصره ، گروه موسوم به جیش الاسلام ، گروه موسوم به ستاد کل ارتش آزاد سوریه و نیروهای سکولار غربگرای مخالف اسد .

درپاسخ به پرسش دوم باید گفت احتمال به توافق رسیدن بین بازیگران خارجی و داخلی درعمل کمتر از ۵ درصد است. مگر آنکه زد و بندهای پشت پرده بین قدرت­های بزرگ بدست آید. با این حال اصلی ترین طرحی که تاکنون درباره آینده سوریه به بحث گذاشته شده است در چهار محور ذیل قابل ذکراست :

۱- بقای حکومت بشار اسد برای یک دوره به این منظور که اولا انتقال قدرت به فروپاشی ارتش و حزب بعث منجر نشود که حوادث  عراق و لیبی در سوریه تکرارنشود.

۲- برقراری آتش بس فراگیر به منظور استقرار صلح و ثبات و آرامش نسبی در سوریه این مرحله  پس از شکست داعش در مناطق اصلی مانند حلب و حمص امکان بیشتری برای اجرا پیدا کرده است

۳- برگزاری مذاکرات فراگیر و جامع بین همه گروهای تاثیرگذار و بازیگر در صحنه جنگ سوریه به منظور تشکیل دولت انتقالی یا ائتلافی برای اداره کشور در دوران پس از برقراری آتش بس کامل

۴- تشکیل گروهی متشکل از نمایندگان احزاب  و گروه های تاثیرگذار در سوریه به منظور تدوین قانون اساسی جدید و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی بر اساس قانون اساسی تازه

پیش بینی روند تحولات آینده در سوریه

با در نظر گرفتن پنج  تحول مهم ذیل :

۱- شکست وسیع گروههای تروریستی در سوریه بویژه گروه داعش که هم در عراق و هم در سوریه در عمل مناطق وسیعی را از دست داه است ، و به تبع آن مسلط شدن ارتش سوریه بر مناطق کلیدی و مهم در این کشور

۲- روی کار آمدن ترامپ با رویکرد جدید در باره سوریه و تلاش برای آنکه بتواند با پوتین به یک راه حل مشترک که منافع هر دو طرف را  در سوریه  تامین کند، برسد.

۳- موفقیت نیروهای مقاومت درایجاد تشکل های قوی مردمی برضد نیروهای ترویستی درسوریه و عراق

۴- گسترش عملیات تروریسی گروهای تکفیری در اروپا کشورهای اصلی در اتحادیه اروپا را برآن داشت که در باره موضوع همکاری با دولت سوریه علیه این گروه های تروریستی

۵- حمله شیمیایی به خان شیخون در استان ادلب سوریه و به بهانه این اقدام ،  حمله موشکی  آمریکا به پایگاه هوایی الشعیرات در سوریه

می توان گفت پس از گذشت بیش از شش سال از جنگ در سوریه قرائن و شواهد نشان می دهد بازیگران اصلی این جنگ دیگر مانند گذشته منافع خود را در ادامه جنگ نمی بینند و به نظر می رسد می توان امیدوار بود هردو طرف اصلی برسر یک طرح جامع که احتمالا به طرحی که در بالا توضیح داده شد، نزدیک خواهد بود ؛ به توافق خواهند رسید.

در تبین اینکه چرا با وجود تشدید جنگ پس از حمله آمریکا چنین انتظاری وجود دارد ، باید گفت به نظر می رسد هم بازیگران بین المللی مانند آمریکا ، روسیه ، چین ،  انگلیس و فرانسه و هم بازیگران منطقه ای مانند عربستان ، ترکیه ، مصر ، عراق ، اردن ، امارات و قطر و هم بازیگران داخلی در سوریه به این جمع بندی رسیدند که نمی توانند بیش از این جنگ سوریه را ادامه دهند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.