حمله تروریستی به تهران از دیدگاه صاحبنظران

0 131

عملیات تروریستی تکفیری ها درمجلس شورای اسلامی ومحوطه بیرونی حرم امام خمینی درروز چهارشنبه ۱۷ خرداد ماه از نظرسیاسی، امنیتی و اقتصادی دارای جنبه های مختلفی است که میتواند از نگاه فرصت ها و تهدیدها مورد توجه قرار گیرد.

الف : تهدیدها

۱- نفوذ تروریستها به داخل مجلس شورای اسلامی  اگرچه از درب ورودی مراجعه کنندگان عادی انجام گرفت یک زنگ خطر جدیدی در برخورد با تحرکات گروهکهای ترویستی در کشور محسوب می شود زیرا حکایت از ضربه پذیری مستقیم حراست مکان های حساس در کشور از جمله مجلس و حرم امام خمینی دارد. بویژه انکه هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی از دو ماه قبل بر اساس اطلاعاتی که از مراکز امنیتی داشته است هشدار لازم را در باره امکان حملات تروریستی داده بود . این موضوع نشان می دهد هشدار از طرف مسئولین ذی ربط جدی گرفته نشده است.

۲- نفوذ تروریستها و به شهادت رساندن دست کم ۱۸ نفر با توجه به تصاویری که از طریق دوربین های مدار بسته برداشته شده است نشان می­دهد این دوربین­ها توسط افراد مسئول کنترل نمی­شود در صورتی که قاعدتاً در شرایط وضعیت قرمز باید این دوربین­ها توسط افراد حراست کنترل شود. مورد حمله به محوطه حرم امام خمینی نشان می­دهد تروریستها با خونسردی کامل در درب ورودی پارکینگ حرم امام اسلحه خود را از کوله خارج کرده و به قصد ورود به محوطه اصلی به سمت نگهبانی شلیک می­کنند و در مسیر هم  به سوی افراد عادی قصد تیر اندازی دارند که اسلحه آنها گیر می­کند. اگر این دوربین­ها توسط افراد مسئول کنترل می­شد در همان لحظه با اطلاع به نیروهای امنیتی مانع نفوذ تروریست­ها می­شدند.

۳- بازار بورس تهران با سقوط ۶۰۰ واحدی شاخص روبرو شد و این نشان می­دهد که بازار سرمایه تا چه میزان در برابر هرنوع عملیات تروریستی آسیب پذیر و حساس است. همچنین گروه­های گردشگری نیز به نحو چشمگیری از فعالیّت­های خود در این روزها کاستند که البته می­تواند تحت تاثیر ایّام خاص در ماه رمضان هم باشد.

۴- از لحاظ سیاسی و امنیتی ایران که همیشه افتخار می­کرد درمنطقه بحران خیزغرب آسیا ، امن ترین کشوراست به یکباره با شوک تروریست­هائی روبرو شد که مورد حمایت آمریکا و عربستان هستند. چندی قبل محمد بن سلمان وزیر دفاع و ولیعهد دوّم عربستان رسما اعلام کرده بود «ما اجازه نمیدهیم ایران، امن باقی بماندهمچنین عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان هم یک روز قبل از عملیات تروریستی ایران را رسما گفته بود: « ایران باید تنبیه شود»

۵- ایرانی بودنِ ترویستهای عمل کننده حکایت از نفوذ دشمن در بین بعضی از اقشار ایرانی دارد. این موضوع از آن جهت که برخی از گروه­های قومی و مذهبی درشهرهای  مرزی ایران سکوت دارند، بسیار قابل توجه است. بویژه انکه دسترسی گروه­های تروریستی به شبکه­های اجتماعی و رسانه های گروهی امکانات مناسبی را برای آنها در جهت جذب جوانان ناآگاه حتی در بین شیعیان فراهم ساخته است. این موضوع به عنوان یک تهدید جدی و حتمی قابل توجه است.

ب: فرصت ها

۱- محکومیت جهانی عملیات تروریستی درتهران درعمل حقانیت ایران را باردیگر به اثبات رساند و نشان داد که ایران خود قربانی مبارزه با تروریست­ها است. حضور تاثیرگذار ایران در جنگ علیه تروریستها در سوریه در واقع دفاع از امنیت منطقه و کشور خود در برابر تهاجم گروههای تروریستی تکفیری است. حضوری که با حمله موشکی به مقّر اصلی داعش در دیرالزور تقویّت شده است.

۲- ابراز همدردی بسیاری از رهبران جهان درست مخالف جریانی بود که مورد نظر آمریکا و اسرائیل است. آمریکا و عربستان با اجلاس ریاض و مشارکت آمریکا و متحدانش با پول عربستان،  قصد منزوی کردن ایران را داشتند که هم به دلیل مشارکت گسترده مردم در انتخابات ریاست جمهوری در ایران  و هم به دلیل مدیرت موفق مقابله با عملیات تروریستی و واکنش و همدردی رهبران کشورهای مختلف با ایران درعمل ناکام ماند.

۳-  ادامه جلسه مجلس شورای اسلامی در شرایطی که مجلس با عملیات تروریستی روبرو بود و پخش این جلسه از رادیو و بخشی از ان بصورت زنده از شبکه خبر نشان دهنده روحیه بالای نمایندگان مردم در مقابله با تروریستها داشت . بویژه آنکه مجلس به عنوان نماد مردم سالاری اسلامی با حمله تروریستها روبرو شده بود که در عمل این اقدام نمادین با مقاومت خوب نمایندگان مردم در عمل خنثی شد و اتفاقا به ضد خودش تبدیل گردید.

۴- این عملیات تروریستی موجب ایجاد وحدت و همدلی بیشتر اقشار مردم و گروهای سیاسی موجود شد زیرا آنها مساله تروریستهای تکفیری را بسیار جدی تر از گذشته دریافتند و شرکت گسترده مردم در تشیع پیکر شهدا در روز جمعه نشان دهنده موج عظیمی بود که این حرکت در بین مردم برای وحدت و همدلی بیشتر ایجاد کرد. بویژه اگر توجه داشته باشیم که این اقدام تروریستی بوسیله تمام علمای اهل سنّت در ایران محکوم شده است.

***

محمد علی مهتدی:

عملیات جنایتکارانه وخونین تعدادی افراد فریب خورده و متعصب در روز ۱۷ خرداد ماه گذشته به حرم حضرت امام خمینی (ره) وبه ساختمان اداری مجلس شورای اسلامی که به شهادت وزخمی شدن تعدادی از هم میهنان ما انجامید، بحث های زیادی را پیرامون ارتباط این افراد با خارج بویژه گروه تکفیری تروریستی داعش ودخالت عوامل خارجی برانگیخت.

  طبق اظهارات منابع اطلاعاتی وشخص وزیر محترم وزارت اطلاعات در ماه های گذشته ده ها عملیات از این نوع کشف وخنثی شده واین می رساند که اگر در گذشته همپیمانان جمهوری اسلامی ایران در محور مقاومت هدف این گونه عملیات بوده اند این بار جمهوری اسلامی ایران مستقیما هدف قرار گرفته واین عملیات به ظن قوی ادامه خواهد یافت.

  دلائل ومدارک زیادی وجود دارد که ثابت می کند آفرینش این گروه های تکفیری وپخش آنها در منطقه از همان آغاز به هدف ضربه زدن به محور مقاومت ودر رأس این محور، جمهوری اسلامی ایران بوده است. اسناد ومدارک وشواهد بسیار نشان می دهد که این تلاش بویژه پس از پیروزی مقاومت اسلامی در لبنان در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ وارد مرحله جدیدی از همکاری امنیتی واطلاعاتی ایالات متحده آمریکا، رژیم صهیونیستی، انگلستان وچند کشور عربی در منطقه بویژه عربستان سعودی علیه محور مقاومت شده واین کشورها پس از انقلاب های مردمی در جهان عرب که نه فقط منافع بلکه وجود خود را در خطر دیده اند برای خنثی کردن انقلاب ها وضربه زدن به محور مقاومت در منطقه با یکدیگر هم­پیمان شده­اند.

هر چند اظهارات محمد بن سلمان، جانشین ولیعهد عربستان سعودی مبنی بر لزوم کشاندن جنگ به داخل ایران ونیز اظهارات عادل جبیر، وزیر امور خارجه سعودی در ۱۶ خرداد ماه گذشته مبنی بر لزوم تنبیه ایران به دلیل حمایتش از محور مقاومت ضد صهیونیستی تردیدی در دست داشتن رژیم سعودی در این عملیات جنایتکارانه برجای نمی گذارد اما باید دانست که آنچه در منطقه علیه محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران روی می دهد نتیجه یک رشته عملیات اطلاعاتی امنیتی با شرکت فعال آمریکا ورژیم صهیونیستی است ودر این مورد، بویژه پس از سفر دونالد ترامپ به ریاض ، منطقه وارد مرحله­ای جدید وسرنوشت ساز بین محور آمریکا از یک سو ومحور مقاومت از سوی دیگر شده است.

  خوشبختانه مقاومت در عراق، سوریه، لبنان ودر کل منطقه در ماه های اخیر به پیروزی های بزرگی دست یافته وامید می رود که ظرف هفته ها وماه های آینده حضور داعش در عراق وسوریه پایان پذیرد وبا توجه به اختلافاتی که بین  قطر وترکیه از یک سو با عربستان وامارات از سوی دیگر پدید آمده ، به احتمال قوی دیگر جریان های تکفیری در سوریه نیز به شدت تضعیف یا مضمحل خواهند شد. شاید به همین دلیل است که دشمنان که در گذشته به زعم خودشان در پی قطع بازوهای منطقه ای انقلاب اسلامیبودند، اینک در این برهه، جمهوری اسلامی را مستقیما هدف عملیات جنایتکارانه خود قرار داده اند. واضح است که تلاش آنها در جهت نا امن کردن کشور واثبات ضعف نهادهای امنیتی ما وبی ثباتی وحتی طبق اعتراف مقامات امریکائی براندازی رژیم اسلامی با استفاده از برخی اختلافات ونقاط ضعف داخلی ونیز شیوه های جنگ نرم است که از سال ها پیش آغاز کرده اند.

بدیهی است که ما در این شرایط حساس به تدوین یک راهبرد علمی دقیق برای مقابله با این وضعیت نیاز داریم. این راهبرد می تواند ابعادی عملیاتی در داخل وخارج داشته باشد. در داخل می توان به محورهای زیر اشاره کرد:

–        ایجاد وحدت ملی از طریق پایان دادن به رقابت ها وتخریب های سیاسی بین جریان های مختلف بویژه بعد از انتخابات اخیر که به فرموده رهبر معظم انقلاب، مردم ایران حماسه زیبائی در زمینه وحدت ملی از طریق شرکت انبوه در انتخابات آفریدند وحیثیت وآبروی خاصی را در سطح منطقه ای ودر سطح جهانی برای جمهوری اسلامی ایران رقم زدند. با توجه به رهنمودهای ارزنده رهبر فرزانه انقلاب، این دستاورد بزرگ باید حفظ شود واز هرگونه خدشه از سوی جریان های سیاسی در داخل خودداری گردد.

–        دست زدن به تلاش پیگیر جدیدی برای روشنگری وآگاهی سازی افکار عمومی بویژه در فضای مجازی در جهت خنثی سازی توطئه ها وسمپاشی های دشمنان.

–        پرداختن به طرح های توسعه ای وفرهنگی در استان های مرزی بویژه در کردستان وسیستان وبلوچستان به هدف افزایش انسجام و ایجاد احساس خرسندی بین همه شهروندان و در نتیجه سد کردن همه رخنه­هائی که احتمالا دشمن می تواند از آنها عبور وبه داخل نفوذ کند.

اما در سطح خارجی واحتمال این که دشمن بتواند عواملی را از خارج به داخل نفوذ دهد نیاز با اقدامات امنیتی است که خوشبختانه دستگاه های امنیتی در این مورد بسیار موفق عمل کرده اند. با این حال با توجه به حساسیت اوضاع وحجم توطئه دشمنان شاید بتوان پیشنهادهائی را به شرح زیر ارائه داد:

–        تدوین طرح های جدید امنیتی برای مراقبت ویژه از مرزها وبستن همه رخنه گاه های احتمالی.

–        ایجاد حداکثر هماهنگی بین همه دستگاه های امنیتی، اطلاعاتی، نظامی وانتظامی از طریق تشکیل اطاق های مشترک عملیاتی ودیگر راهکارهای عملی.

–        همکاری اطلاعاتی با دیگر دستگاه های امنیتی واطلاعاتی کشور ها وجریان های دوست در خارج براساس منافع مشترک در مقابله با تروریسم کور.

–        وسرانجام، افزایش عملیات واقدامات در همه حلقه های محور مقاومت برای ضربه زدن هرچه بیشتر به جریان ها وسازمان های تکفیری تروریستی که همچنان از حمایت آمریکا، رزیم صهیونیستی وعربستان سعودی برخوردارند.

 

البته در کنار همه این اقدامات، دست زدن به یک دیپلماسی فعال در سطح منطقه ودر سطوح بین المللی بویژه با کشورهای اروپائی که از سیاست های نابخردانه رئیس جمهور جدید آمریکا احساس خطر می کنند می تواند تا حدود زیادی مفید وکارساز باشد.

***

 احمد کاظم زاده:

حملات تروریستی تهران از ابعاد و زوایای مختلف قابل بررسی و تحلیل است:

نخست اینکه چرا این حمله برخلاف حملات پیشین پیش از اجرا شناسایی نشد.در پاسخ به نظر می رسد داعش این حمله را با آسیب شناسی حملات ناکام قبلی انجام داده بود و ظاهرا تیم عملیاتی از مبداء تا مقصد با کسی تماش نگرفته بود .این بدین مفهوم است که داعش از تاکتیک جدید برای انجام عملیات در تهران استفاده کرده که متناسب با آن شیوه های مقابله با آن نیز باید متحول و به رو زرسانی شود .

دوم اینکه عملیات تهران محصول تلاش های چند ماهه و یا حتی چندین ساله داعش بوده است و اگر چه درشناسایی به موقع تیم عملیات نقطه ضعف هایی وجود داشته اما باز نیروهای ضد ترور موفق شدند از اجرای عملیات در دو مرکز حساس کشور جلوگیری کنند که این خود نیز موفقیت بس بزرگ محسوب می شود. مقایسه عملکرد نیروهای اطلاعاتی و ضد ترور ایران با عملکرد نیروهای غربی در موارد مشابه نشان می دهد که نیروهای ایرانی اگر جلوتر هم نباشند دست­کمی از آنها ندارند .

سوم اینکه انتخاب نوع اعضای داعش برای این عملیات نشان می دهد که فعال کردن گسل قومی در کنار گسل مذهبی از اهداف مهم طراحان و برنامه ریزان اتاق عملیات بوده است .به نظر می رسد در این اتاق عملیات عناصری از راستگرایان جمهوریخواه حاکم بر امریکا و دولت ترامپ ،راستگرایان صهیونیستی حاکم بر اسرائیل و دولت نتانیاهو،جنگ طلبان حاکم بر دولت سعودی، حضور داشته باشند. دلایل زیادی را می توان در طرح این ادعا و احتمال مطرح کرد.نخست اینکه در چند ماه گذشته عناصری از دولت امریکا چه در دولت و چه کنگره به صراحت از لزوم تغییر حکومت مردم سالاری در ایران سخن گفته و دوباره پروژه براندازی را در دستور کار خود قرار داده اند و همچنانکه رکس  تیلرسون وزیر امور خارجه دولت ترامپ نیز درجریان دفاع از بودجه وزارت امور خارجه در کمیته مربوطه اذعان کرد ایجاد تحول از داخل در ایران و براندازی مردم سالاری و ایجاد یک حکومت وابسته به آمریکا در اولویت این وزارت قرار دارد .همچنین محمد بن سلمان وزیر دفاع و ولیعهد عربستان که در اصل با کنار زدن سایر شاهزاده­ها همه کاره عربستان شده است طی مصاحبه ای از تلاش این کشور برای کشاندن جنگ به داخل ایران پرده برداشت .گروهک منافقین نیز که از سال­ها پیش دست به ترور می­زدند و گوش به فرمان غرب بودند بعد از نزدیکی به عربستان و به قدرت رسیدن ترامپ از حمایت بیشتری در نهادهای قدرت امریکا از جمله کنگره برخوردار شده­اند. در این میان رژیم صهیونیستی کارگردانی این پروژه کلان را برعهده دارد.نتیجه ای که می توان از کل ماجرا گرفت این است که حملات تروریستی تهران تنها بخش کوچکی از یک پروژه بزرگ محسوب می شود که این از گستره تهدیدهای جدید علیه مردم منطقه خبر می­دهد.

ودر نهایت می توان به این نکته اشاره و تاکید کرد که اتخاذ هرگونه تدابیر مقابله جویانه باید فراتر از مقابله صرف با حملات تروریستی مشابه باشد .به عبارت روشنتر با وجود اینکه تدابیر پیشدستانه باید تقویت و گسترش یابد اما این به تنهایی کفایت نمی کند و با توجه به عمق و گستره تهدیدات جدید علیه ایران این تدابیر باید با تقویت گفتمان وحدت در داخل و پرهیز از ورود به هرگونه موضوع اختلاف برانگیز داخلی حداقل تا پایان دوره ترامپیسم در امریکا و بسیج همه توان و ظرفیت های قدرت نرم  ایران بخصوص در عرصه دیپلماسی رسانه ای برای پاسخ به تبلیغات دروغینی است که علیه ایران به راه افتاده و تلاش می شود تا تروریست­ها تقویّت شوند و قربانیان تروریسم نظیر ملّت و دولت ایران بعنوان حامیان تروریسم معرفی شوند. یعنی جای ایران با اسرائیل و  عربستان در پیدایش تروریسم عوض شود و ایران و محور مقاومت مظهر و کانون تروریسم معرفی شود .از این دید هرچند نباید از تهدیدات سخت غافل شد اما با بسیج امکانات و نیرو بازدارندگی نباید اجازه داد که کار به مراحل بعد کشیده شود هدف قرار گرفتن داعش در بیت­الزور این پیام را به آمریکا و اسرائیل و عربستان سعودی می­دهد که ایران اسلامی برای دفاع از خود از هوشیاری و قدرت لازم برخوردار است.  

***

سیّد هادی سید افقهی:

تروریسم اصطلاحی است که در معنای وسیع، برای توصیف شرایط استفاده عامدانه از خشونت به عنوان ابزاری برای ایجاد ترس و رعب و وحشت در جهت دستیابی به اهداف سیاسی، مذهبی، یا ایدئولوژیکی به دست افرادی تحت تأثیر آموزه های خاص انجام می شود. از این رو، تروریسم عبارت است از به کاربردن ابزار خشونت آمیز علیه غیرنظامیان یا افراد غیر مسلح و عادی. به گفته منابع خارجی، این واژه از قرن هجدهم کاربرد یافته است؛ اما فقط در هنگام توصیف از زبان رسانه های غربی واژه «تروریسم» پس از حادثه یازدهم سپتامبر کاربرد بیشتری پیدا کرد. البته لازم است بدانیم که هیچ تعریف واحد علمی و پذیرفته شده برای توصیف این اصطلاح وجود ندارد که ناشی از نبود اتفاق نظر درباره تعریف این اصطلاح است. مطابق گزارش پایگاه اطلاعاتی جهانی ترور که در دانشگاه مری لند تولید می شود، در فاصله زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴، بیش از ۶۱ هزار حادثه تروریستی رخ داده است که بر اثر آن جان ۱۴۰ هزار نفر گرفته شده است.

تروریسم با هر تعریف و هر محدوده ای که باشد چه از نظر قانونی و چه از نظر منطقی و انسانی، جرم محسوب می شودزمانی که دولت ها و سیاستمداران به اهداف سیاسی خاصی می نگرند و برنامه ریزی می کنند، با توجیه های خاص، دست به اعمال خشونت آمیز در قالب ترور افراد بی گناه می زنند، هدف شان چیست؟ انگیزه های نهفته از اعمال ترور آمیز را در قالب دسته های زیر می توان طبقه بندی کرد:

  تبلیغ گروه های تروریستی و جلب توجه؛

  برای ایجاد فشار سیاسی یا بیان نمادین ؛

  برای تخریب مکان ها یا اشیاء خاص درون یک ساختمان؛

  کسب درآمد از طریق دریافت خون بها یا غرامت یا اخاذی؛

  آسیب رساندن به ساکنان یک منطقه و ؛

  انتقام گیری و خونخواهی؛

اکنون این حوادث به قدری پر رنگ است و بشر را تهدید می کند که چند پایگاه اطلاعاتی علمی برای بررسی ابعاد گوناگون حوادث تروریستی ایجاد شده است. حساسیت مسأله تا اندازه ای بوده است که شاخص ویژه ای به نام  « تروریسم جهانی» به وجود آمده است. این شاخص در سال ۲۰۱۶، کشورهای عراق، افغانستان، نیجریه، پاکستان، سوریه و یمن را برترین قربانیان تروریسم دانسته است. به این معنا که این کشورها به لحاظ سطح حملات تروریستی بیشترین میزان ترور را تجربه کرده اند. علی رغم آنچه در رسانه­های غرب و حتی رسانه های مغرض منطقه اعلام شود و سعی می­شود کشورهای عربستان سعودی، اسرائیل و آمریکا از مخالفان تروریسم قلمداد شوند و در عوض کشور ایران که نخستین قربانی تروریسم در منطقه است بعنوان حامی آن معرفی گردد مدارک و اسناد و شواهد روشنی از حمایت مالی، آموزشی، تسلیحاتی و لجستیک و حتی نظامی آن سه کشور [آمریکا، اسرائیل و سعودی] از تروریست­ها بویژه طالبان، القاعده، داعش و جبهه النصره وجود دارد.

از طرف متقابل کشور عزیزمان ایران، هرگز حامی تروریسم نبوده و همواره برقراری عدالت و صلح را سرلوحه سیاست خارجی خود نه فقط برای کشور خودمان بلکه برای همه مردم جهان قرار داده است.

نکته جالب این که مطابق شاخص ترور جهانی در سال ۲۰۱۶، از شش کشور قربانی برتر تروریسم و اعمال خشونت آمیز، پنج کشور همسایگان خاکی و آبی ایران محسوب می شوند. ولی با وجود ناامنی در این کشورها، ایران به مانند جزیره ای امن به حیات مسالمت آمیز خود ادامه می دهد. شاخص ترور، ایران را در رتبه ۴۷ قرار داده است؛ یعنی جزء کشورهای امن جهان

 در حملات تروریستی تهران ، دوربین های فضای رسانه ای داخلی و خارجی به سوی دو مکان متمرکز شدند: حرم مطهر امام خمینی قدس سره و مجلس شورای اسلامی. در این مجال به دنبال آنیم که اهداف پشت پرده انتخاب این دو مکان، زمان و نیز انگیزه های احتمالی تروریست ها را مطالعه کنیم.

آنچه به صورت رسانه ای مطرح شد، اعلام رسمی پذیرش مسئولیت حادثه به دست گروه تروریستی داعش بود. شاید انتخاب این دو مکان در نگاه اول چندان مهم و استراتژیک به نظر نرسد؛ اما با بررسی دقیق تر ریشه های فکری این گروه و حامیان مالی و ایدئولوژیکی آن، انتخاب مکان ها و زمان ها معنادار خواهد شد.

غیر از مرقد امام راحل مکان دیگر، مجلس شورای اسلامی بود، مکان حضور نمایندگان مردم از سراسر کشور آن هم در روز برگزاری جلسه علنی مجلس. اما بازهم تجربه اندک تروریست ها و اشتباهات یا سردرگمی آن ها باعث شد که نتوانند وارد صحن علنی مجلس شوند و آنچه را به صورت زنده از شبکه های رادیویی کشور در حال پخش بود را با ترور همراه سازند.

با نگاه دقیق تر مشخص می شود که ریشه های فکری وهابیت به همراه تکفیر، با دونماد همواره مخالفت کرده است و نمونه بارز و عملیاتی آن را در کشورهای حامی گروه های تکفیری وهابی می بینیم.نبود نمادهایی مانند مجلس شورای اسلامی و حرم در کشورهای عربی حامی تروریسم در منطقه جالب توجه است. اولی سمبل حضور و مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خودشان و کشور، و در واقع نماد دموکراسی؛ و دوم نماد رابطه معنوی مردم با چهره­های معنوی نظیر امام که نماد رهبری سیاسی و اسلامی است. تخریب نمادهای تاریخی اسلام در کشوری مانند عربستان به عنوان جایگاه اولیه اسلام نمونه بارز این تفکر وهابی است. نکته دیگر این است که علیرغم دوستی به ظاهر عمیق آمریکا و غرب با کشورهای حامی تروریسم در منطقه، اما همین کشورها از ساده ترین نماد های پیاده سازی دموکراسی و حضور زنده و پویای مردم در تعیین سرنوشت کشورشان محرومند. در بیشتر این کشورها، شاهد نظام پادشاهی سرکوبگر و مستبد و موروثی هستیم که منسوخ ترین نوع حکمرانی است. تناقض بسیار مضحک این سناریوهای درهم تنیده، متهم کردن ایران به نقض حقوق بشر به دلیل حمایت از مردم فلسطین است، اما همه این تبلیغات به یک هدف انجام می شود، حرکت به سوی خاورمیانه ای نوین که در آن حکومت­های سرکوبگر با حمایت آمریکا بر کشورها حکومت کنند.

 در واقع در بعضی از کشورهای همسایه حکومت­های حامی تروریسم، همان الگوی تقریباً ثابت را پیاده می­کنند که داعش در قلمرو خود پیاده کرده است. عربستان سعودی و داعش هدفی جز نابودی اسلام و تخریب اماکن فرهنگی، باستانی و نیز مذهبی و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم ندارند بدیهی است آمریکا بعنوان کشوری که بر اساس ترور بوجود آمده و با بمب اتمی دو شهر ژاپن را خاکستر کرده و در جنگ جهانی دوم و جنگ ویتنام میلیون­ها نفر را قربانی کرده نمی­تواند حکومت­های تروریستی نظیر اسرائیل و عربستان سعودی و گروه­های تروریستی نباشند اهداف آمریکا چنین است.

  اول اختلاف افکنی میان کشورهای منطقه حکومت راحت بر آن ها؛

  باز کردن راه نفوذ غرب و به خصوص آمریکا برای پیاده سازی نقشه خاورمیانه جدید؛

  تأمین امنیت رژیم اشغالگرصهیونیستی در منطقه ، با مشغول ساختن کشورهای منطقه به مسائل داخلی و جنگ درونی ؛

  به کار انداختن کارخانه های تسلیحاتی و درآمدزایی برای آمریکا؛

  دورساختن مقاومت از مرزهای رژیم اشغالگر اسرائیل و درگیری نیروهای مقاومت به حوادث داخل کشورهایی مانند عراق و سوریه؛

  ایجاد رعب و وحشت و ممانعت از حرکت مردم منطقه به سوی احقاق حقوق مدنی شان.

***

سیّد رضا میرطاهر:

نگاهی به تاریخچه شکل گیری گروه تروریستی تکفیری داعش می تواند به فهم اهداف کلان و فرایند اقدامات آن کمک کند.در واقع نطفه شکل گیری داعش به تشکیل گروه دولت اسلامی در عراقدر ۱۵ اکتبر ۲۰۰۶ و پس از نشست شماری از گروه‌های تروریستی در عراق اعم از عناصر سابق القاعده، تکفیری های عراقی و عناصر سابق حزب بعث بر می گردد. در این نشستابوعمر البغدادیبه عنوان سرکرده این گروه تعیین شد.این گروه از زمان تشکیل ،عملیات و حملات تروریستی زیادی را در عراق برعهده گرفت.پس از هلاکت ابوعمر البغدادیدر اواسط آوریل ۲۰۱۰،ابوبکر البغدادیبه عنوان جایگزین وی معرفی شد [هر دو اسم مستعار است]. با روی کار آمدن ابوبکر البغدادی، دامنه عملیات و حملات این گروه تروریستی وسعت گرفت و همزمان با آغاز بحران در سوریه، عناصر این گروه در سوریه نیز فعال شدند.از آن زمان نام آن به دولت اسلامی در عراق و شامیا داعشتغییر یافت.بدین ترتیب شاهد شکل گیری ورشد گروهی بوده ایم که با دیگر گروههای تکفیری تفاوت آَشکاری دارد.این تفاوت در واقع به هدف اعلامی داعش یعنی تشکیل خلافت جهانی متشکل از کشورهای اسلامی بر می­گردد که در نقشه منتشر شده از سوی داعش آن را به چند ولایت تقسیم کرده است.

با توجه به ماهیت داعش و روابط آن با کشورهای منطقه و فرا منطقه نظیر اسرائیل و آمریکا می توان تهدیدات آن علیه ایران را در سطح متفاوت و یا سه سناریو تقسیم بندی کرد:

سطح نخست : تهدیدات مستقیم داعش به عنوان یک گروه تکفیری علیه انقلاب اسلامی

داعش به پیروی از بنیانگذار گروه تروریستیالقاعده در سرزمین رافدینیعنی ابومصعب الزرقاوی که در سال ۲۰۰۶ کشته شد ، دشمن اصلی را نه کفار یعنی آمریکا و اسرائیل بلکه شیعیان و دولت های شیعی می داند و به همین دلیل مورد حمایت جدّی اسرائیل و آمریکا قرار دارد. داعش از شیعیان به عنوان رافضی ها نام برده و مقابله با آنها در همه نقاط جهان و کشتار آنها را واجب و ضروری تلقی می کند.بر خلاف داعش بعضی از گروههای تکفیری اولویت را مبارزه با کفار تلقی می کنندو شاخه های آن هدف خود را محدود به سیطره بر یک کشور اعلام کرده­اند. تاکید فراوان داعش بر دشمن اصلی دانستن شیعیان که از آنها تحت عنوان روافض ، صفویان، علوی­ها ونام می برد ،به دلیل ایدئولوژی داعش است که ملهم از وهابیت است و بوسیله اطاق­های فکر اسرائیل طراحی شده است. و با توجه به اصل مورد تاکید وهابیت یعنی تکفیر هر مسلمانی که مخالفت آنهاست از دیدگاه خود شیعیان را مشرک دانسته وقتل  ومبارزه با آنها را واجب تلقی می کند .از دیدگاه داعش ایران قلب مبارزه با اسرائیل و پایگاه جهان تشیع است و لذا وارد آوردن ضربات اساسی به آن از اولویت های اصلی داعش محسوب می شود.کما اینکه داعش پس از دهها بار ناکامی سرانجام توانست  با حمله روزچهارشنبه ۱۸ خرداد به مرقد امام خمینی ره و مجلس شورای اسلامی، نیت خود را عملی کند.

برای مقابله با داعش در سطح داخلی می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱-افزایش کمی و کیفی اقدامات رسانه ای و تبلیغی

 الفدر فضای رسانه های متعارف :اکنون رسانه ها بویژه شبکه های ماهواره ای نقش بسیار مهمی در پیشبرد و تبلیغ آرا و عقاید سلفیها و تکفیری ها بویژه در جهان اسلام ایفا می کنند. نمونه بارز آن شبکه الجزیره است که حداقل تا قبل از رویارویی عربستان و قطر نقش مهمی در تبلیغ عقاید و اقدامات تکفیری ها ایفا می­کرده است. ایران باید طبق برنامه جامعی ، به میزان دسترسی و استفاده از شبکه های ماهواره ای خود و نیز سایر شبکه های ماهواره ای در راستای پاسخ به شبهات و نیز ادعاهای تکفیری­ها بپردازد.

بدر فضای مجازی: در برهه کنونی داعش نقطه تمرکز عضو گیری و نیز فعالیت های تبلیغی خود را در فضای مجازی بویژه شبکه های اجتماعی متمرکز کرده است.طبیعتا ج.ا.ایران باید با شناخت کامل این عرصه مجازی ، فعالیت های خود را معطوف به مقابله با تبلیغات ضد اسلامی داعش در فیس بوک ، توئیتر ، اینستاگرام، تلگرام وکند.

۲- افزایش فعالیتهای اطلاعاتی و امنیتی: با توجه به اینکه داعش از عناصر فریب خورده ای استفاده می کند که آماده اقدامات مسلحانه وانتحاری هستند ، باید فعالیتهای بین نهادهای اطلاعاتی وامنیتی مختلف نظام هماهنگی کامل وجود داشته باشد.

۳- آماده سازی اذهان مردم :با توجه به اینکه برغم اقدامات متعدد ، داعش نهایتا توانست تا اقدام مسلحانه در تهران انجام دهد، لذا باید با توجه به احتمال وقوع حوادث مشابه ، رویکرد و موضع گیری های هماهنگی بین مقامات نظام و سطوح مختلف نظام در این زمینه ساماندهی شود.ارائه اطلاعات متناقض و یا اتخاذ مواضع ناهمسو می تواند منجر به کاهش اعتماد عمومی شده و در عرصه پولی ، اقتصادی و تجاری کشورمانند بورس شوک های بزرگ و غیر منتظره ایجاد کند.

سطح دوم:داعش به منزله ابزار اجرای سیاست منطقه ای عربستان سعودی

رژیم سعودی در دوسال اخیر پس از روی کار آمدن رسمی  ملک سلمان که به معنی به قدرت رسیدن پسرش محمد می­باشد، سیاستی تهاجمی را علیه ایران و محور مقاومت ضد صهیونیستی اتخاذ کرده که  هدایت و اجرای آن بر عهده محمد بن سلمان جانشین ولیعهد و وزیر دفاع رژیم سعودی است. نقطه عطف این رویکرد، برگزاری نشست ریاض بود که می توان آن را به معنای تلاش هماهنگ رژیم سعودی و دولت ترامپ برای تغییر روندهای امنیتی و سیاسی کنونی در غرب آسیا تلقی کرد.رژیم سعودی تلاش کرد تا با گرد هم آوردن بعضی از کشورهای عربی واسلامی اجماعی علیه انقلاب اسلامی و لزوم مقابله با سیاستهای منطقه ای محور مقاومت ضد صهیونیستی ایجاد کند تا با بهره برداری از حمایت آمریکا در مرحله بعدی برخی طرح های منطقه ای خود را که مسلما متمرکز بر مقابله با حرکت­های مردم سالاری در سطح منطقه و نیز مقابله وتضعیف جنبش ها و گروههای مترقی و پیشرو مانند جنبش حزب الله لبنان و جنبش انصار الله یمن خواهد بود به اجرا در آورد. ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی در این نشست ، ایران را به عنوان دشمنی مشترک، «منبع تروریسم» نامید که باید به طور مشترک با آن مقابله کرد. در کنار این مساله، تهدیدات آشکار مقامات رژیم سعودی بویژه محمد بن سلمان در باره کشاندن نبرد به داخل ایران، نشان دهنده عزم رژیم سعودی برای استفاده از گروه های تروریستی وابسته به خود برای ایجاد ناامنی و بی ثباتی در داخل ایران است. از این منظر رژیم سعودی که سابقه طولانی در حمایت ایدئولوژیکی ، مالی ، تسلیحاتی و انسانی از گروههای تروریستی تکفیری دارد ،از داعش به منزله حربه ای موثر برای دشمنی با ملّت­های منطقه استفاده می کند.

برای مقابله با داعش در سطح منطقه ای می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱-اقدامات حساب شده و متقابل برای تلافی هر اقدام یا ضربه ای که رژیم سعودی از طریق داعش به مردم منطقه وارد می­کند. این اقدامات گستره وسیعی را می تواند در حوزه های مختلف نظامی ، اقتصادی وانرژی شامل شود.

۲-تلاش ایران برای افشای ماهیّت ائتلاف ضد تروریستی که سعودی ها مدعی آن هستند. شکاف در این ائتلاف اکنون به دنبال بروز بحران بی سابقه بین رژیم سعودی و شرکایش با قطر بروز کرده است.در این موقعیت باید برای تضعیف رژیم­های سرکوبگر ماهیّت ضد مردمی آنها را افشا کرد.

۳-تلاش رسانه ای چه در فضای واقعی و چه در فضای مجازی برای مقابله با جنگ روانی صهیونیستی سعودی نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است.

۴-افزایش حضور موثر نظامی در سطح خلیج فارس به منظور جلوگیری از هر گونه خرابکاری احتمالی به ویژه پس از بروز بحران در روابط سعودی و شرکای آن

سطح سوم: داعش به مثابه ابزار سیاست منطقه ای آمریکا :

آمریکایی ها پس از گسترش بحران سوریه و تلاش برای سرنگونی دولت سوریه از طریق گروههای تروریستی نقش مهمی در شکل گیری و گسترش داعش ایفا کردند وحتی بعدها با تشکیل ائتلاف بین المللی به اصطلاح ضد داعش بیش از اینکه در صدد نابودی آن برآیند بیشتر به  به دنبال بازی کردن نقش مقابله با داعش و کوشش برای حفظ آن برای استفاده در راستای اهداف منطقه ای خودبوده اند. واشنگتن خود از بنیانگذاران و حامیان اصلی اولیه این گروه تروریستی بوده و ملاحظات سیاسی و امنیتی  خود را مد نظر دارد. به طور کلی آمریکا به طور خزنده و به بهانه مبارزه با داعش در عراق و وسوریه ،در حال اشغال نظامی منطقه با استقرار در مناطق جدید ودر اختیار گرفتن پایگاههای جدید و نیز اعزام یگانها و نیروهای نظامی خود است.به همین دلیل درصداقت ائتلاف بین‌المللی ضد داعش که به رهبری آمریکا تشکیل شده تردید جدی وجود دارد ، زیرا آمریکا در کنار هم پیمانانش  مانندعربستان سعودی از حامیان اصلی داعش و دیگر گروههای تروریستی در سوریه بوده اند. از سوی دیگر ،دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در نشست ریاض ،از یک ساختار امنیتی منطقه ای که از آن به عنوان ناتو عربییاد شد، برای مبارزه ملّت­ها و مقابله با نفوذ منطقه­ای انقلاب اسلامی ایران صحبت کرد..بدین ترتیب شاهد شکل گیری محور آمریکایی سعودی صهیونیستی  هستیم که  موجب افزایش تلاش ها برای سرکوب مردم منطقه و نیز رویارویی با نظام های سیاسی ، گروهها و جنبش های مترقی و پیشرو در منطقه بویژه در یمن ، سوریه و عراق  خواهد شد.به نظر می رسد آمریکا علاوه بر حضور نظامی مستقیم و نیز حمایت از رژیم های وابسته ، بر استفاده ابزاری از گروههای تروریستی مانند داعش نیز حساب ویژه باز کرده است.بدین ترتیب نباید انتظار داشت که اقدامات ائتلاف ضد داعش به نابودی قطعی آن بیانجامد ، بلکه هدف آمریکا حفظ داعش و استفاده از آن برای مبارزه و مقابله با ملّت­های و گروه­ها پیشرو و آزادی­خواه در منطقه است.

برای مقابله با داعش در سطح فرا منطقه ای می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱-افزایش حضور موثر ایران در سوریه برای مقابله با طرح های آمریکا برای تجزیه سوریه

۲-افزایش حمایت از نیروهای مردمی و تأثیر بر تحولات و فرایندهای نظامی و امنیتی و استقبال از تقویت گروه­های مردمی نظیر حشد الشعبی و نیز حمایت موثر از نیروهای مترقی و پیشرو

۳-ارسال عملی پیام به دولت آمریکا در این زمینه که هر اقدام داعش و سایر گروههای تروریستی می تواند با واکنش متقابل ایران مواجه شود. پیامی که با حمله موشکی به دیرالزور ارسال شد

۴-افزایش تلاش ها  واقدامات رسانه ای برای نمایش مساعدت ها وکمکهای آمریکا به گروههای تروریستی چه در فضای مجازی و چه در فضای رسانه های ماهواره ای.

۵-افزایش و تشدید اقدامات دیپلماتیک ایران در سطح مجامع بین المللی به منظور ارائه دلایل و اسناد وابستگی داعش به آمریکا و متحدان منطقه ای آن  بویژه رژیم سعودی و روشن نمودن افکار سیاستمدارانی که نمی­خواهند آبروی و حیثیّت دیریاب کشورهای خود را فدای ماجراجوئی­های اسرائیل و عربستان سعودی و کاسبکاری­های آقای ترامپ کنند.

***

حسین رویوران:

     انجام عملیات تروریستی در تهران از سوی داعش آنهم در مجلس شورای اسلامی و حرم امام (ره) که دو نماد سیاسی وانقلابی ودینی شمرده می شوند، در نگاه اول یک ناکامی امنیتی ورخنه عملیاتی به شمار می آید.      

     گروه داعش مدتی پیش تهدید کرده بود و آنچه وعده داده بود انجام داد واین یک موفقیت برای این دشمن تروریستی به حساب می آید. اعلام اقای علوی وزیر اطلاعات در اینکه در دو سال گذشته بیش از صد گروه تروریستی از سوی این وزارت بازداشت وتفکیک شده است نشان می دهد که ایران حد اقل در دو سال اخیر از سوی گروه های تکفیری هدف قرار گرفته بود و از  این رو اعلام هرگونه غافلگیری قابل قبول نیست . البته برای رعایت انصاف باید گفت اگر ادعای اقای علوی حقیقت داشته باشد می توان نتیجه گرفت که در ابعاد امنیتی میزان رخنه وخطا در حدود یک در صد است و این به این معنا است که حجم موفقیت ساختارهای امنیتی در حفظ امنیت  بالا بود و انجام این عملیات یک ضعف بزرگ شمرده نمی شود.

     بازنگری اطلاعات مختلف اعلام شده از سوی مسئولان امنیتی نشان می دهد در زمینه پیشگیری قطعا اشکالات زیادی وجود دارد. در حمله به مجلس گفته می شود اگر شهید تیموری درب میان ساختمان نمایندگان وصحن مجلس را قفل نکرده بود، تروریستها به صحن دسترسی پیدا می کردند وامکان شهادت تعداد زیادی نماینده ممکن بود. این حقیقت نشان می دهد که اقدامات امنیتی وزارت اطلاعات در بازداشت گروه های تکفیری تبدیل به سطح اعلام هشدار و پیشگیری نرسیده و این یعنی یک اشکال بزرگ در سیستم گردش اطلاعات امنیتی وتصمیم گیری در این زمینه وجود دارد.

     اعلام  و زارت اطلاعات در اینکه همه تروریستها ایرانی هستند به طور کلی یک خبر منفی و در عین حال مهم است و این به آن معنا است که متاسفانه ما در داخل  زمینه­ای برای تروریستها داریم. اما خبر اینکه این افراد از خارج آمده و عملیات انجام دادند، یک خبر خوبی است که نشان می دهد که این جریان فکری همچنان در داخل یک پایگاه تثبیت شده و مطمئن اجتماعی برای خود پیدا نکرده است و به طور دائم در داخل نمی تواند مستقر شود. اخبار بعدی انهدام گروه های تروریستی در مرزهای کردستان و سیستان وبلوچستان و بندر جاسک نیز این نگاه را تقویت می کند.

     عملکرد رسانه ای در این زمینه نیاز به بازنگری دارد. صدا و سیما در این حوادث از علمای اهل سنت برای محکوم کردن این اقدامات تروریستی استفاده کرد اما این کار کافی نیست و یک اقدام ریشه ای به شمار نمی آید. رسانه باید اجازه دهد برخی از علمای سنی در باره تقابل جریان تکفیر با مذاهب اهل جماعت، حرمت تکفیر مسلمانان از نگاه اهل سنت، و ریشه های دینی محکوم کردن این اقدامات تروریستی صحبت کنند. یا اینکه کتاب ( دعاه لا قضات) شیخ حسن هضیبی مرشد اخوان المسلمین در باره تقابل با تکفیر را در برنامه­های خود در معرض بحث قرار دهد با مشارکت عاالمان سنی. این صحبت ها در شبکه­های ملی یا استانی  به صورت دقیق و حساب شده مطرح شود و از این رو لازم است این مساله هوشمندانه مدیریت شود.

    آنچه مسلم است عملیات تروریستی اخیر را نمی توان فقط در ابعاد امنیتی خلاصه و بررسی کرد بلکه باید مسائل مختلف را در ظهور و بروز این پدیده مورد بحث قرار داد. شرایط سیاسی کشور، اقتصاد مردم ، عدالت رسانه ای، و آزادیهای فردی  و اجتماعی همه و همه متغیر هایی هستند که در این فرایند تاثیر گذارند و باید مورد بررسی قرار گیرند. با اینهمه پاسخی که به تروریست­ها در دیرالزور داده شد این پیام را به حامیان فرا منطقه­ای تروریسم بویژه آمریکا داد که بیش از این نمی­توانند چهره سیاست­های واقعی خود را در پشت نقاب ائتلاف ضد داعش پنهان کنند.

***

محمد رضا رئوف شیبانی:

رسانه های گروهی جهان صبح روز چهارشنبه مورخ ۱۷ خرداد خبر حملات تروریستی به مرقد بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مجلس شورای اسلامی را مخابره نمودند .گروه داعش در کوتاهترین زمان مسئولیت این حملات تروریستی را  با پخش فیلمی از مهاجمان به ساختمان مجلس بعهده گرفت . در این فیلم مهاجمان با زبان عربی  ماندن خود را مورد تاکید قرار میدادند !! رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز طی پیامی آنرا نشانه‌ی آشکاری از کینه و دشمنی خباثت‌آلود مزدوران استکبار با ملت ایران و با هر آنچه مربوط به انقلاب و نظام اسلامی و رهبر فقیید آن دانست

به اعتقاد نگارنده ، این عملیات تروریستی ، نه یک ترور کور بلکه عملیاتی برنامه‌ریزی شده، و در صورت موفقیت مهلک بود! این عملیات در واقع حمله به نماد های اصلی جمهوریت و اسلامیت ایران بود که اهداف تروریستی خاص خود را دنبال می نمود . صاحبنظران علوم سیاسی در تعریف تروریسم گفت اند که تروریسم الگوی نظام یافته ای از رفتار خشونت آمیز است که به نوعی طراحی شده تا جمعیتی تهدید شوند و بدین ترتیب سیاست های دولت خاصی تحت تأثیر قرار گیرد.

در تحلیل این واقعه توجه به دو اصل زیر بعنوان پیش فرض بحث مورد نظر نگارنده است:

1-         این حوادث میتواند در حکم ایستگاه جدیدی در سیر انقلاب بوده و نقطه عطفی در این روند محسوب گردد .

2-         علیرغم اینکه بعضی از مجریان این حادثه ایرانی هستند لیکن انگیزه های پشت پرده آن وارداتی است و سنخیتی با مولفه های ملی ایران ندارد .

در شناخت انگیزه ها و علل احتمالی پشت پرده این حوادث و چگونگی مقابله با این پدیده شوم ، توجه به نکات زیر ضروری است :

اول : اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران در حالی سالگرد ارتحال بنیانگذار فقید خود را گرامی میداشت که نزدیک به چهل سال است که مقتدرانه در صحنه جهانی ایفای نقش می نماید و در دریای پر تلاطم منطقه حساس غرب آسیا همچون سفینه نجات برخوردار از صلح و امنیت به سیر تحوّل آفرین خود ادامه میدهد و همزمان نیز جریان مقاومتی را در منطقه شکل داده است که قدرتمندانه تاریخ تمامی شکستهای عربی در مقابل تجاوزات صهیونیستی را جبران وومدال افتخاری بر سینه کرامت و عزت عربی است . این درحالی است که متولیان فکر وهابی و تکفیری نه تتنها در شکل دهی به یک حاکمیت موفق نبوده اند که جریانهای مقاومتی آنها یا از مسیر خود منحرف شده و به سازش روی آورده و یا به جریانهای تکفیری و خشونت طلبی تبدیل شده اند که ثبات و امنیت منطقه و جهان را به چالش کشیده اند .

دوم : جمهوری اسلامی ایران که از همان ابتدای حضور تروریسم در منطقه غرب آسیا جبهه اصلی مقابله جدی و واقعی با تروریسم را سرلوحه سیاست منطقه ای خود قرار داد، عامل اصلی شکستهای پی در پی داعش در عراق و سوریه بوده است . شعاری که تروریستها در ساختمان مجلس شورا سر دادند، همان شعاری بود که یکی از سران داعش پس از شکست در حلب و عقب نشینی از برابر نیروهای آزادیبخش سر داد. لذا ارتباط  این امر با اقدامات تروریستی اخیر در تهران اجتناب ناپذیر است .

سوم : اقدامات و مواضع سعودی در شکل گیری و تشویق این اقدامات تروریستی را نیز نمی توان نادیده گرفت . نشست اخیر سران سازمان منافقین در پاریس و مشارکت و سخنرانی ترکی فیصل شاهزاده سعودی در این گردهم آیی و اعلام همبستگی و همراهی با این گروه تروریستی تاکید محمد بن سلمان وزیر دفاع عربستان مبنی بر اینکه جنگ را به داخل ایران خواهد کشاند و نیز موضع وزیر خارجه سعودی روز قبل از حملات تروریستی در تهران مبنی براینکه ایران را باید تنبیه کرد ؛ همه حکایت از عزم آنان در طراحی سناریوی تروریستی علیه جمهوری اسلامی ایران دارد . این در حالی است که سعودیها همواره سیاست دوگانه ای را در قبال پدیده تروریسم در دستور کار خود داشته اند . سر دادن شعار مقابله با تروریسم در ظاهر و حمایت همه جانبه در خفا . به یاد دارم که دبیر وقت شورای امنیت عربستان در کوران حوادث بعد از جنگ ۳۳ روزه لبنان تهدید کرده بود که برای مقابله با حزب الله رزمندگانی را به خیابانهای بیروت سرازیر خواهد کرد که تا کنون منطقه به روی خود ندیده است. چندی بعد صحنه تحولات امنیتی لبنان شاهد درز اخبار و اطلاعات مربوط به تجمع و آموزش عناصر القاعده در اردوگاه نهر البارد در شمال لبنان بود که به درگیری خونین ارتش لبنان با عناصر مذکور و نهایتا انهدام کامل اردوگاه مذکور و فرار عناصر تروریستی به خارج از لبنان منتهی گردید .

چهارم : در بیان راهکارهای مقابله با تروریسم، ابزارهای مختلفی مورد نظر کارگزاران سیاسی و امنیتی است

کارشناسان پنج ابزار«نظامی»، «دیپلماتیک»، «اطلاعاتی و امنیتی»، «کمک برای توسعه» و «امنیت داخلی» را نام می­برند که بکار گیری ابزارهای مذکور متناسب با مولفه های هر جامعه ای کارآیی موثر خود را در بر خواهد داشت .

لیکن موثرترین ابزاری که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر راهکارهای سنتی ، برای برخورد با تروریسم در دستور کار خود قرار داده و تا کنون نیز نتیجه مطلوبی در بر داشته است ؛ موضوع جنگ پیش دستانه برای دفاع از خود است . از این رو شاهدیم که ایران در قالب مدافعان حرم در کیلومترها دورتر از خاک ایران در عراق و سوریه با تهدیدی مقابله می کنند که یکی از اصلی ترین اهداف آن ضربه زدن به منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است .

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.