آیا اسرائیل در حال احتضار است

0 42

مقدمه و طرح مساله

…………………..

در ماههای اخیر مباحثی در خصوص نابودی رژیم  صهیونیستی  تا سال ۲۰۲۲ و طبق برخی منابع تا سال ۲۰۲۵ مطرح شده است.برخی از این مباحث جنبه پیشگویی ، برخی جنبه اطلاعاتی و برخی هم حالت پیش بینی داشته که از سوی برخی از اندیشمندان مشهور همچون هنری کیسنجر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا بیان شده است .

در هر یک از  این مباحث اصول و مبانی خاص  مورد توجه قرار گرفته است.

در مباحث مربوط به پیشگویی مانند کتاب “۱۴۰۱ [ش] سال سقوط اسرائیل” (تهران، انتشارات علوم و فنون رازی، ۱۳۹۲) استفاده از علم ریاضی در تفسیر سوره های مبارکه اسراء و کهف مبنا قرار گرفته است .پیش از این نیز کتاب دیگری با مضمون مشابه با عنوان “نابودی اسرائیل؛ پیش بینی قرآنی یا اتفاق تصادفی آماری” در سال ۱۹۹۲ به قلم “بسام جرار” استاد ریاضی دانشگاه قدس نوشته و در سال ۲۰۰۰ توسط انتشاراتی “دار الشهاب” در دمشق به چاپ رسیده بود.

در مباحثی که جنبه اطلاعاتی و به نوعی آینده پژوهشی دارد متغیرهایی همچون رشد اسلام گرایی بخصوص در مصر ،افزایش رشد جمعیت فلسطینی ها بخصوص در داخل سرزمین های اشغالی سال ۱۹۴۸ موسوم به  رژیم غاصب اسرائیل و آغاز روند مهاجرت معکوس یهودیان از رژیم صهیونیستی مبنا قرار گرفته است.در گزارش ۱۶ نهاد اطلاعاتی و امنیتی امریکا موسوم به “آمادگی برای خاورمیانه بدون اسرائیل “که در مرداد ماه ۹۳ به بیرون درز کرد ، آمده است :” یهودیان از مدت‌ها قبل مهاجرت معکوس (به کشورهایی را آغاز کرده‌اند که از آنجا به فلسطین اشغالی مهاجرت کرده بودند) و انتظار می‌رود طی ۱۰ سال آینده نزدیک به نیم‌میلیون آفریقایی، یک ‌میلیون روس و شمار زیادی از مهاجران اروپایی به کشورهای خود باز گردند .(۱)در این راستا “سیندی آدامز” خبرنگار روزنامه «نیویورک پست» در گزارشی به نقل از هنری کسینجر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا و از نظریه پردازان چند دهه اخیر سیاست خارجی امریکا نوشت :” در سال ۲۰۲۵ اسرائیل در نقشه خاورمیانه وجود نخواهد داشت “. اگر چه مشاور کیسنجر این اظهارات را رد کرد اما آدامز دوباره تاکید کرد که شخص کسینجر این جملات را به وی گفته و او عینا نقل قول کرده و کلمه به کلمه سخنان کیسینجر را بیان کرده است.(۲)

حال باید دید این بحث ها با چه پایه تحلیلی وچه انگیزه طرح و پیگیری می شود .آیا این پیش بینی ها صرفا یک بررسی علمی بدون انگیزه سیاسی است یا درست برعکس طرح انها با تعقیب یکسری اهداف سیاسی همراه است.آنچه در این میان قابل تامل است اینکه از زمانی که بحث اضمحلال درونی اسرائیل مطرح شده تحرکات این رژیم بخصوص جناح های افراطی برای پیشگیری از خطراتی که بقاء و موجودیت این رژیم را تهدید می کند ،افزایش یافته و در این راستا طرح های چون تشکیل دولت خالص یهودی در دستور کار قرار است که به نظر می رسد برای اخراج بیش از یک میلیون و ششصد هزار فلسطینی ساکن اراضی اشغالی سال ۱۹۴۸ زمینه چینی می شود(۳) . در جریان جنگ سال ۱۹۴۸ نزدیک به ۱۷۰ هزار فلسطینی در اراضی اشغال شده باقی ماندند که حدود ۷۸درصد خاک فلسطین را تشکیل می داد که بعدها به زیر سلطه این رژیم در آمدند اما از آنجا که تعداد این افراد اکنون به بیش از یک میلیون و هفتصد هزار نفر (از مجموع حدود هشت میلیون)افزایش یافته و از طرف دیگر پیوندهایی بین برخی از این افراد با گروههای مقاومت در دیگر سرزمین های فلسطین ارتباط برقرار شده است لذا رژیم صهیونیستی به شدت به این افراد مظنون است(۴).

از طرف دیگر بحث مربوط به نابودی طبیعی رژیم صهیونیستی خواه ناخواه بحث های گذشته در خصوص ماهیت ارتباط میان صهیونیسم و امپریالیسم غرب را به میان می کشد چرا که اگر صهیونیسم زائیده امپریالسم غرب تلقی شود و در جهت تامین نیازهای غرب در قلب  جهان اسلام کاشته شده، در این صورت باید دید بر پایه تحولات گسترده در منطقه ، آیا نیاز غرب به صهیونیسم و مظهر عینی آن یعنی اسرائیل از بین رفته و یا دستکم کاهش یافته است ؟

برعکس اگر امپریالسم غرب آلت دست صهیونیسم فرض شود  در این صورت باید دید با توجه به گستره سیطره لابی های صهیونیستی بر مراکز قدرت و سیاست درغرب آیا می توان به نابودی صهیونیسم بدون نابودی امپریالیسم امیدوار شد ؟

از اینرو برای بررسی امکان نابودی رژیم صهیونیستی دستکم باید دو موضوع را بررسی کرد . نخست پویش های داخلی و امکان فرسایش عناصر و مولفه های تشکیل دهنده دولت-ملت (estate)ودوم تشخیص اینکه در روابط میان امپریالیسم و صهیونیسم کدام زائیده دیگری است ؟

الف )امکان فرسایش عناصر و مولفه های تشکیل دهنده صهیونیستی :در ادبیات سیاسی چهارعنصر برای تشکیل دولت-ملت تعریف شده است که عبارتند از سرزمین ، جمعیت ، حکومت و حاکمیت(۵) .بر همین اساس نابودی یک دولت -ملت زمانی اتفاق می افتد که در این چهار عنصر بخصوص حاکمیت فرسایش صورت گیرد . زیرا حاکمیت (با ویژگی های چون مطللق ، دائمی و تفکیک ناپذیر )تنها عنصری است که دولت را از سایر اجتماعات سیاسی متمایز می سازد(۶) .حال برای یافتن پاسخ این سوال که بحث های مربوط  نابودی رژیم صهیونیستی تا ۲۰۱۳ تا چه اندازه جدی و به واقعیت نزدیک است باید امکان فرسایش هر چهار عنصرتشکیل دهنده دولت -ملت را در باره رژیم صهیونیستی  به دقت بررسی کرد .

سرزمین :

اسرائیل تنها عضو نظام بین الملل است که مرزهای خود را مشخص نکرده و به صورت شناور نگه داشته است(۷) .در واقع سرحدات کنونی این رژیم  نتیجه جنگ هایی است که تاکنون روی داده است .در جنگ سال ۱۹۴۸ صهیونیست ها ۷۸ درصد خاک فلسطین را به زیر اشغال خود در آوردند و سپس در جنگ ۵ ژوئن سال ۱۹۶۷، ۲۲ درصد باقیمانده خاک فلسطین را به همراه منطقه جولان سوریه و صحرای سینای مصر بر متصرفات قبلی خود افزودند و بدین ترتیب مرزهای سرزمین های تحت اشغال خودرا گسترش دادند(۸) .با وجود اینکه شورای امنیت سازمان ملل با تصویب  قطعنامه ۲۴۲ خواستار خروج بدون قید و شرط اسرائیل از متصرفات جدید شد اما رژیم صهیونیستی هیچ توجهی به این قطعنامه نکرد و در نهایت استمرار این وضعیت موجب شد مصر و سوریه با اغاز جنگ ۱۹۷۳ راسا برای آزادسازی مناطق اشغالی خود دست بکار شوند. اگر چه در ابتدا روند جنگ به نفع این کشور پیش رفت و ارتش های دو کشور عربی پیروزی بزرگی بدست آوردند اما در نهایت با مداخله امریکا و حمایت های اطلاعاتی و نظامی این کشور و بخصوص با توجه به فضای دو قطبی حاکم بر نظام بین الملل آن روز این پیشروی ها متوقف شد و ارتش های مصر و سوریه تنها توانستند بخشی از خاک خود را آزاد کنند.۵ سال بعد در موافقتنامه صلحی که در سال  ۱۹۷۸با وساطت آمریکا  بین مصر و اسرائیل در کمپ دیوید امضاء شد مصر توانست با قید و شرط و پذیرش محدودیت هایی بقیه اراضی اشغالی خود را در سینا باز پس بگیرداما اراضی جولان همچنان تحت اشغال این رژیم باقی ماند . چهار سال بعد در ۱۹۸۲ رژیم صهیونیستی طی مصوبه کنست (پارلمان)جولان را به اراضی اشغالی سال ۱۹۴۸ موسوم به اسرائیل ضمیمه کرد.در همین سال رژیم صهیونیستی به بهانه مقابله با حملات چریک های فلسطینی از لبنان به این رژیم، این کشور را مورد حمله قرار داد و تا بیروت پایتخت لبنان پیش رفت و زمانیکه مقاومت شدت گرفت از بخشهایی از خاک لبنان  عقب نشینی کرد ولی به ایجاد کمربند امنیتی در جنوب لبنان دست زد که به مدت ۱۸ سال تا سال ۲۰۰۰ میلادی بر قرار بود (۹).هر چند این رژیم در نهایت  با همت و مبارزات بی امان جنبش مقاومت اسلامی به رهبری حزب الله (و البته به روایت امریکایی و اسرائیلی بر اساس تفاهم بین ایهود باراک نخست وزیر وقت  رژیم صهیونیستی و بیل کلینتون رئیس جمهور امریکا)به اشغال بخش های وسیعی از خاک جنوب لبنان پایان داد اما هنوز هم ۷ روستای مورد اختلاف را به همراه بخش های از منطقه استراتژیک شبعاو کفر شوبا واقع در سمت جولان را زیر اشغال خود دارد(۱۰) .

از سوی دیگر رژیم صهیونیستی  بلا فاصله بعد از اشغال کرانه باختری و نوار غزه در سال ۱۹۶۷ راهبردی موسوم به اشغال خزنده را به مرحله اجرا گذاشت و با ایجاد شهرک های یهودی نشین ، به تغییر بافت جغرافیایی و جمعیتی این مناطق اقدام کرد.هر چند این رژیم  تحت فشار عملیات مقاومت مجبور شد همانند جنوب لبنان در سال ۲۰۰۶از نوارغزه نیز خارج شود و شهرک های صهیونیست نشین واقع در این منطق را تخلیه کند (البته مسئولان اسرائیلی هر گونه اجبار و فشار مقاومت را رد کرده و بر طرح یکجانبه خود در خروج از غزه متناسب با راهبردهای کلان خود تاکید می کنند)اما در کرانه باختری همچنان به شهرک سازی ادامه می دهد و بر الحاق شهرک های یهودی نشین واقع در این منطقه به اراضی اشغالی سال ۱۹۴۸ موسوم به اسرائیل می اندیشند و به همین منظور طرح های متعددی تهیه و در دستور کار قرار گرفته است (۱۱).یکی از این طرح های کلان و جنجالی احداث دیوار حائل است که برخلاف حکم دیوان دادگستری بین المللی همچنان درحال اجراست  . طبق گزارش دفتر امور انسانی سازمان ملل متحد ۹/۸ درصد از مساحت کرانه باختری از جمله شرق قدس بین دیوار حائل و خط سبز قرار دارد که احداث دیوار بالطبع این منطقه را از دیگر مناطق کرانه باختری منفصل و منزوی می‌کند. بر پایه این تحقیق، ۳۵ هزار فلسطینی که در ۳۵ شهرک بین دیوار و خط سبز ساکن هستند به علاوه ۲۵۰هزار فلسطینی ساکن شرق قدس است که در فاصل بین دیوار و خط سبز قرار می‌گیرند و شهرک‌های فلسطینی موجود در داخل مرز شهر قدس مثل “کفر عقب” و اردوگاه “شعفاط” با دیوار حائل از شهر قدس جدا می‌شوند و با این حساب دیوار حائل ۲۸۵ هزار فلسطینی کرانه باختری را منزوی می‌کند(۱۲) البته رژیم صهیونیستی بیش از نیمی از خاک کرانه را مصادره وان ها را یا منطقه شهرک سازی یا نظامی اعلام کرده است  در حال حاضر تنها در باره ۴۲% با دولت خود مختار فلسطین گفتگو می کند.

از دیگر اقدامات رژیم صهیونیستی اجرای طرح های متعدد ساختمان سازی در مناطق فلسطینی نشین اراضی اشغالی ۱۹۶۷ است که بی وقفه ادامه دارد وقبل از اینکه یک پروژه شهرک سازی به پایان برسد، کلنگ یک پروژه دیگر زده می شود. طبق گزارش کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (آنکتاد) ۶۲ درصد از اراضی حاصلخیز و مرغوب کرانه باختری در اشغال رژیم است که از این میان اشغالگران اسرائیلی ۳۹ درصد از زمینهای منطقه « ج» را به ساخت شهرکهای اسرائیلی نشین و حدود ۲۰ درصد را نیز به اردوگاههای ارتش اسرائیل اختصاص داده‌اند و این ۲۰ درصد نیز مناطق کاملا بسته محسوب می شود و فلسطینیان حق نزدیک شدن به آنها را ندارند و ۱۳ درصد زمینهای این منطقه نیز به مناطق حمایت شده طبیعی تبدیل شده است(۱۳).

این شهرک ها در سه نوار امنیتی جداگانه از شمال به جنوب کرانه باختری امتداد می یابند و در حوالی بیت المقدس این شهر را از هر چهار سو در محاصره قرار می دهند و بدین ترتیب مقدمات اجرای طرح بیت المقدس بزرگ پایتخت همیشگی اسراییل را فراهم می کنند. با توجه به اینکه بین زنجیره های شهرک نشین در اطراف بیت المقدس خلاء هایی وجود دارد از اینرو طرح های جدید در مناطقی اجرا می شود که محاصره قدس را تکمیل کند(۱۴). از این دید رژیم صهیونیستی تیر خلاص را به جدایی سازی کامل بیت المقدس از کرانه باختری شلیک می کند .

با توجه به استمرار شهرک سازی خیلی از محافل بر این عقیده اند که اسرائیل خواستار کنترل کامل بر همه بخش های کرانه باختری رود اردن است. در راستای این هدف ، چند تن از سیاستمداران مهم عضو ائتلاف بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل از بیرون راندن دست کم دو میلیون و ۸۰۰ هزار فلسطینی از کرانه باختری و شرق بیت المقدس وتبعید انها به کرانه شرقی (اردن) حمایت کرده اند(۱۶).

درمجموع هرچند رژیم صهیونیستی ازبرخی مناطق اشغالی همچون صحرای سینا (بر اساس موافقتنامه صلح کمپ دیوید )ویا از جنوب لبنان و نوارغزه (در نتیجه حملات جنبش مقاومت اسلامی و طبق روایت اسرائیلی بر اساس طرح های یکجانبه این رژیم ) عقب نشینی کرد که از آن به شکست راهبرد نظامی از نیل تا فرات تعبیر شد ،اما در همان حال این رژیم به تثبیت و تقویت موقعیت اشغالی خود در کرانه باختری پرداخته است و از این جهت رویکرد عملی این رژیم را می توان به “یک گام به عقب دو گام به جلو “تعبیر کرد .

جمعیت :

طبق آخرین گزارش مرکز آمار اسرائیل ،این رژیم ۸ میلیون و ۲۵۲ هزار و ۵۰۰ نفر جمعیت دارد که از این میان  ۶ میلیون و ۱۸۶ هزار و ۱۰۰نفر را یهودیان ( ۷۵ درصد ) و ۱ میلیون و ۷۰۹ هزار و ۹۰۰ نفر را عرب ها، مسلمانان و مسیحیان ( ۲۰٫۷ درصد ) تشکیل می دهند.در  این آمار حدود ۲۷۰ هزار فلسطینی ساکن شرق بیت المقدس نیز لحاظ شده که تابعیت اسرائیلی ندارند( مردم شهر قدس کارت آبی دارندوآنها نه شهروند فلسطینی ونه شهروند اسرائیل هستند).همچنین طبق این گزارش ۸٫۲ درصد اسرائیلی را افراد کمتر از ۱۴ سال تشکیل می دهند که بالاترین رقم در بین کشورهای غربی است(۱۶).هر چند در این آمار روند مهاجرت معکوس یهودیان چندان مشهود نیست(و شاید هم انتشار این آمار با القاء این پیام همراه بوده باشد که جنگ غزه و افزایش برد موشکی مقاومت تا تل آویو تاثیر منفی بر مهاجران صهیونیست نداشته است )اما آنچه روشن است اینکه جمعیت اعراب  فلسطین اشغالی توانسته اند تعداد خود را به یک پنجم جمعیت یهودی ساکن در اراضی اشغالی سال ۱۹۴۸ موسوم به اسرائیل ارتقاء دهند و این در حالی است که از یکسو رشد جمعیت اعراب و فلسطینی ها چه در در داخل فلسطین اشغالی و چه در کرانه باختری و بخصوص در نوار غزه در حال افزایش است ( در حال حاضر در کل سرزمین فلسطین جمعیت عرب ها وصهیونیستها برابر است ومجموع فلسطینیهای کرانه باختری ونوار غزه وسرزمین های اشغالی ۱۹۴۸ از شش میلیون تجاوز کرده است) به گونه ای که در خلال جنگ ۵۱ روزه  غزه تقریبا دو برابرشهدا، بچه متولد شد ومیزان تولد بیش از دو برابر یهودیان است و از دیگر سو ذخایر استراتژیک اسرائیل برای جذب یهودیان در خارج از فلسطین ته کشیده است (۱۷).همین مسئله نگرانی جدی برای رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است و در واقع یکی از شاخص ها و متغیرهایی که در بررسی های مربوط به مرگ تدریجی اسرائیل تا سال های  ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵  مورد توجه قرار گرفته است همین نامتوازن بودن رشد جمعیت عربی و یهودی فلسطین اشغالی است .بر این اساس می توان گفت اگر تحولات در مسیر طبیعی خود پیش برود این احتمال وجود دارد که تغییر ماهیت نظام سیاسی اسرائیل به نفع فلسطینی ها در پرتو جابجایی جمعیتی روی دهد اما مشکل اینجاست که رژیم صهیونیستی ساکت ننشسته واز هم اکنون برای تغییر روندها دست بکار شده و در این راستا طرح تشکیل دولت خالص یهودی را در دستور کار قرار داده است و گام به گام آن را به پیش می برد .یکی از تلاش های رژیم صهیونیستی تخریب تدریجی منازل فلسطینی های سالکن فلسطین اشغالی و مجبور کردن آنها به ترک خانه و کاشانه خویش است . در این راستا آژانس سازمان ملل متحد برای کمک به پناهندگان فلسطینی( آنروا)در ۳۱ شهریور ۹۳با صدور بیانیه ای  از جامعه بین المللی خواست با طرح رژیم صهیونیستی برای انتقال اجباری هزاران بادیه نشین فلسطینی مقابله کند.پیر کرنبول، رئیس آنروا دراین بیانیه هشدار داد « در صورتی که این طرح اجرا شود نگرانی ها برای انتقال اجباری بادیه نشین ها افزایش می دهد .این امر همچنین می تواند راه را برای گسترش شهرک های غیر قانونی اسرائیل باز کند و راه حل دو کشور فلسطین و اسرائیل را به مخاطره بیاندازد”(۱۸). این جابجایی جمعیتی که ۱۲ هزار نفر را شامل می شود با هدف اجرای طرح” قدس بزرگ”صورت می گیرد .این افراد بناست در اریحادر مرز اردن اسکان داده شوند .همچنین  احمد ملحم عضو کمیته دفاع از سرزمین و مسکن در سرزمینهای اشغالی ۱۹۴۸ میلادی ضمن پرده برداشتن از تصمیم رژیم صهیونیستی برای تخریب بیش از ۶۰ هزار واحد مسکونی فلسطینی های در داخل اسرائیل تصریح کرد بیش از ۷۵ درصد از ۶۰ هزار خانه در معرض تخریب در پر جمعیت ترین مناطق فلسطینی نشین قرار دارد(۱۹).

از دیگر اقدامات رژیم صهیونیستی برای مقابله با تغییر موازنه جمعیتی به نفع فلسطینی ها افزایش بودجه ساخت و ساز در شهرکهای صهیونیست نشین  واقع در کرانه باختری رود اردن است که از آغاز سال کنونی میلادی ۶۰۰ درصد افزایش یافته است(۲۱).در این راستا رژیم صهیونیستی اعلام کرد شمار شهرک نشینان صهیونیستی در کرانه باختری رود اردن اشغالی در ژوئن ۲۰۱۴ به ۳۸۲ هزار و ۳۱ نفر رسیده که نسبت به شش ماه پیش از آن هفت هزار و ۵۰۰ نفر افزایش داشته است. شورای شهرک سازی «یشا» ، مهمترین جنبش شهرک سازی در فلسطین اشغالی با اعلام این خبر افزود :« شمار شهرک نشینان از ۳۷۴ هزار و ۴۶۹ نفر در ژانویه گذشته و به  ۳۸۲ هزار و ۳۱ نفر افزایش یافته است. در شش ماه ژانویه تا ژوئن شمار شهرک نشینان به میزان دو درصد افزایش پیدا کرده درحالی که رشد طبیعی ساکنان اسرائیل یک و ۹ دهم درصد در سال است.» بر اساس اعلام این مرکز ، شهرک «بیتار ایلیت» در جنوب غربی بیت المقدس با ۶۳ هزار و ۸۷ نفر بزرگترین شهرک اسرائیل به شمار می رود.  علاوه بر شهرکهای کرانه باختری ، حدود ۲۰۰ هزار اسرائیلی در شرق بیت المقدس اشغالی استقرار دارد که اسرائیل در سال ۱۹۶۷ آن را به اراضی اشغالی ملحق کرد (۲۱)

از آنچه که گفته شد مشخص می شود که یکی از آسیب پذیری های جدی بقای رژیم صهیونیستی در میان مدت از ناحیه به هم خوردن تدریجی موازنه جمعیتی به نفع فلسطینی هاست . این رژیم با اغاز بحران اکراین تلاش بسیاری کرد تا یهودیان این کشور را به اسرائیل کوچ دهد اما این تلاش ناکام بود و یهودیان اکراین نپذیرفتند واین مساله به وضوح نشان می دهد که ظرفیت های مهاجرت رو به پایان است ورژیم تل اویو نمی تواند این مشکل را با مهاجرت حل کند. و به همین علت این رژیم مسئله کاهش رشد جمعیت یهودیان را در مقایسه با رشد جمعیت اعراب و فلسطینی ها جدی گرفته و از هم اکنون برای مقابله با آن دست بکار شده و اگر چه در ظاهر بر لزوم افزایش رشد جمعیت یهودی سرزمین های اشغالی تاکید نمی کنند اما در مقابل تسویه تدریجی جمعیت عربی فلسطین اشغالی و همچنین افزایش جمعیت شهرک های صهیونیست نشین را به طور جدی در دستور کار قرار داده و در واقع از مباحث مربوط به نابودی اسرائیل به عنوان عامل توجیهی برای مشروعیت دادن به این اقدامات استفاده کرده است . با توجه به همین آسیب پذیری هاست که جمهوری اسلامی ایران طرح همه پرسی درباره تعیین سرنوشت فلسطینی ها را با حضور همه ساکنان اصیل فلسطین مطرح کرده است.

حکومت :

رژیم صهیونیستی حتی قبل از اعلام موجودیت در سال ۱۹۴۸ تشکیلات سیاسی و نظامی ایجاد کرده بود که برخی از کارکردهای یک نظام حکومتی را انجام می دادند. مثلا دفتر سیاسی آژانس یهود به رتق و فتق امور بین المللی مهاجران یهود می پرداخت که بعد از تاسیس دولت صهیونیستی به سنگ بنای وزارت امور خارجه این رژیم تبدیل شد. به همین ترتیب هاگانا که با اقدامات تروریستی علیه فلسطینی ها و حتی شخصیت های امپراتوری عثمانی و بعضا نمایندگان بعضی از دولتهای اروپایی به اخراج آنها از فلسطین تلاش می کرد ، بعد از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی به وزارت دفاع این رژیم ملحق شد (۲۲).

ساختار نظام سیاسی رژیم صهیونیستی، نظامی پارلمانی با مدل چند حزبی است که این مسئله در کنار شکاف های اجتماعی ،اقتصادی و  سیاسی و فرهنگی باعث شده نظام سیاسی این رژیم یکی از شکننده ترین نظام های حزبی باشد و کمتر دولتی بتواند عمر چهار ساله خود را به پایان برساند( از سال ۱۹۷۷ تا ۲۰۱۴ یعنی ۳۷ سال گذشته حتی یک بار دولت اکثریتی تک حزبی روی کار نیامد وتعداد احزاب دولت های ائتلاف چند حزبی روز به روز در حال افزایش است) .البته در سال های اخیر تا حدودی از این شکنندگی کاسته شده است که به نظر می رسد چند عامل در این زمینه موثر بوده است : نخست اینکه نخست وزیر برخلاف دوره های قبل (که رئیس حزب پیروز می شد)اکنون با رای مستقیم رای دهندگان تعیین می شود دوم اینکه در سال های اخیر احزاب و گروههای راست گرا به نهادهای قدرت  و پارلمان (کنست )راه یافته (و به اصطلاح حاکمیت به سمت یکدستی حاکمیت راست پیش رفته) و دیگرهمچون دهه های گذشته از اوج اقتدار احزاب چپ گرا همچون ائتلاف های کارگری خبری نیست سوم اینکه روند تحولات در فلسطین (چه به لحاظ مذاکرات سازش و چه به لحاظ مقاومت ) به مرحله سرنوشت ساز رسیده و اکنون صهیونیست ها را در وضعیت “بودن ” یا “نبودن “قرار داده است . این بدین مفهوم است که احزاب و گروههای مختلف صهیونیستی مخاطرات پیش رو را جدی ارزیابی کرده و به صورت تاکتیکی هم که شده باشد کوشیده اند بر شکاف ها و اختلافات داخلی فائق بیایند و حداقل از رسانه ای و تبلیغاتی شدن‌آنها جلوگیری کنند .

حاکمیت :

متاسفانه در وضعیت فعلی، حاکمیت به مفهوم قدرت برتر و نهایی ( البته صرف نظر از ماهیت نامشروع بودن آن )در دست رژیم صهیونیستی است و این رژیم با استفاده از زور و قدرت نظامی مواضع و برنامه های توسعه طلبانه خود را به پیش می برد و حرف خود را چه در برابر فلسطینی ها و چه در برابر سایر بازیگران دخیل در بحران فلسطین اعم از غربی و عربی به کرسی می نشاند و آن را بر طرف های مقابل تحمیل می کند .در راستای اتخاذ یک چنین رویکردی از سوی رژیم صهیونیستی است که تاکنون دهها  قطعنامه و طرح صلح بین المللی و منطقه ای بی نتیجه مانده و بحران فلسطین به عنوان تنها بحران باقیمانده از دوران جنگ سرد کماکان به روند خود ادامه داده است .

ب)بررسی امکان نابودی اسرائیل درپرتو وابستگی تقدمی و تاخری امپریالیسم و صهیونیسم به یکدیگر:

در بررسی رابطه میان دو پدیده امپریالیسم و صهیونیسم سه نوع رابطه را می توان فرض کرد:

نخست اینکه امپریالسم بر صهیونیسم مقدم و دومی نتیجه و زائیده اولی فرض شود .

دوم اینکه صهیونیسم بر امپریالیسم  مقدم و باز دومی محصول و نتیجه اولی فرض شود .

سوم اینکه یک رابطه تعاملی دو سویه بین دو پدیده فرض شود .

بررسی امکان نابودی رژیم صهیونیستی در هر سه فرض  متفاوت خواهد بود .

در فرض نخست (تقدم امپریالیسم بر صهیونیسم )زمانی می توان به نابودی صهیونیسم دل بست که پیش از آن امپریالیسم دچار فروپاشی شود .اما نگاهی به روند نظام بین الملل نشان می دهد که هر چند امپریالیسم و نظام سرمایه داری هر از گاهی دچار توالی بحران داخلی می شود اما از رسیدن به مرحله فروپاشی جلوگیری می شود .از آخرین بحرانی که نظام امپریالیستی به آن دچار شد می توان به جهانی شدن بحران مسکن آمریکا و اغاز بحران رکود اقتصادی ومالی در این کشور  در سال ۲۰۰۸ اشاره کرد که  هنوز هم جهان هزینه آن را می پردازد.اما نکته قابل تاملی که در این رابطه در باره موضوع مورد بحث در این نوشتار وجود دارد این است که حتی در این مقطع نیز کمک های اقتصادی و نظامی غربی بخصوص امریکایی به رژیم صهیونیستی دچار وقفه نشد و حتی در وضعیتی که امریکا بارها ناچار به کاهش بودجه نظامی و تغییر در اولویت های نظامی و امنیتی خود شد اما نه تنها در میزان کمک های سالانه امریکا کاهشی صورت نگرفت بلکه افزایش هم یافت( ۲۳).

از دیگر سو در چارچوب این فرض این نکته نیز قابل بررسی است که امپریالیسم برای رفع نیازهای خاص خود ، صهیونیسم را در قلب جهان اسلام کاشته است.یکی از این نیازها تامین امنیت انرژی برای نظام یکپارچه سرمایه داری به رهبری امریکاست است که این نیاز علیرغم استخراج  نفت و گاز شیل در امریکا (که این کشور را از وارد کننده به تولید کننده تبدیل کرد و احتمال می رود به صادر کننده نیز تبدیل شود ) کماکان به قوت خود باقی است (۲۴). البته تردیدی نیست هنگامیکه هزینه اسرائیل برای غرب بیش از منفعت آن شود غرب دست از حمایت اسرائیل برخواهد داشت.

در فرض دوم (تقدم صهیونیسم بر امپریالیسم ) صهیونیسم پدیده ریشه دار و درهم تنیده در اقتصاد غرب تلقی می شود که با رشد اختاپوسی خود بر اقتصاد جهان سرمایه داری چنبره انداخته است .این فرض بر دیدگاهی استوار است که صهیونیسم بین الملل و یهودیان را حاکم بر اقتصاد جهان سرمایه داری می داند .اگر از این منظر به بحران اخیر در نظام سرمایه داری نگاه شود  شاید در نهایت بتوان به این نتیجه توطئه نگرانه رسید که صهیونیسم بین الملل اقتصاد غرب را قربانی تغییر رویکرد حمایتگرانه کشورهای غربی از رژیم صهیونیستی کرده است که این تغییر بتدریج بعد از پایان جنگ سرد شروع شد و با رسیدن کشورهای غربی به اجماع بر سر لزوم حل بحران فلسطین بر اساس طرح دو دولت به اوج خود رسیده است .(۲۵).

و اما درفرض سوم تعامل دو سویه بین امپریالیسم و صهیونیسم و مصادیق عینی آنها یعنی کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی در نظر گرفته می شود . در این دید تحمیل موجودیت صهیونیستی بر منطقه نتیجه تلاقی منافع امپریالیسم و صهیونیسم تلقی می شود و از این دید زمانی می توان به امکان نابودی اسرائیل امیدوار شد که پیوند منافع بین این دو پدیده از بین برود و یا دچار تزلزل شود. با اینحال هر چند در برخی موارد می توان مصادیقی از تضاد منافع بین رژیم صهیونیستی و کشورهای غربی و در راس آن امریکا در مواردی همچون توقف شهرک سازی در کرانه باختری و یا لزوم حل بحران فلسطین بر اساس طرح تشکیل دو دولت پیدا کرد اما این تضادها در حدی نیست که آنها را رودروی هم قرار دهد و به همین علت تعامل همچنان قویترین گزینه است .

نتیجه گیری :

فرضیه احتمال نابودی اسراییل تا سال های ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۵ را به علت ممکن نیودن احصای همه عوامل دخیل نه می توان صد در صد تائید و نه رد کرد.اما می توان شرایط و پیش زمینه های آن را تعیین کرد .در صورتی که روند طبیعی رشد جمعیت در سرزمین های اشغالی بخصوص در کل فلسطین به همین منوال ادامه وافزایش یابد و از طرف دیگر روند تحولات به گونه ایی پیش برود که رژیم صهیوینستی مجبور به برچیدن شهرک های یهودی نشین با حدود نیم میلیون سکنه از کرانه باختری شود ،در این صورت با تغییر موازنه جمعیتی به نفع فلسطینی ها و بحران های سیاسی ، امنیتی و هویتی ناشی از برچیدن این شهرک ها بر جامعه صهیونیستی احتمال نابودی و یا حداقل فرسایش حکومتی و حاکمیتی رژیم صهیونیستی محتمل خواهد بود. به عبارت دیگر اسراییل تا کنون از طرح دو دولت فلسطینی واسراییلی سرباز زده وحفظ یکپارچگی فلسطین حتی تحت سلطه این رژیم غاصب برای این رژیم خطر ساز خواهد بود . در این میان اجرای طرح پیشنهادی ایران مبنی بر حل بحران فلسطین از طریق برگزاری همه پرسی با حضور همه ساکنان اصیل فلسطین نیز می تواند این روند را سرعت ببخشد .البته سرنوشت مذاکرات صلح نیز در این زمینه تاثیر گذار است چرا که تجربه نشان داده است که صلح برای رژیم صهیونیستی ( البته به معنای واقعی آن در چارچوب قطعنامه های سازمان ملل مبنی بر خروج بدون قید و شرط این رژیم از اراضی اشغالی ۱۹۶۷ )خطرناک تر از جنگ است و برای مثال این رژیم از زمان تاسیس در هیچ جنگی مقام ارشد خود را از دست نداده است اما در سال ۱۹۹۴ اسحاق رابین نخست وزیر وقت این رژیم با یک توطئه داخلی از ناحیه مخالفان صلح به وسیله ایگال عمیر ترور شد (که از سوی خاخام ها تحریک شده بود ).از این دید این احتمال نیز بعید نیست که  مرگ مغزی شارون نتیجه تن دادن وی به عقب نشینی از غزه باشد .از طرف دیگر تغییراتی که در معادلات قدرت در نظام بین الملل به نفع محور شرق ( بریکس ) صورت خواهد گرفت ، در تقویت فرضیه نابودی تدریجی رژیم صهیونیستی نیز موثر خواهد بود بخصوص آنکه تحمیل موجودیت صهیونیستی بر فلسطین درست از زمانی اغاز شد که امپراتوری عثمانی در برابر قدرت های وقت غربی همچون  فرانسه و انگلیس رو به ضعف و اضمحلال رفت و بعد از جنگ جهانی دوم نیز با ظهور امپریالیسم امریکا دوام و قوام یافت و از این نظر امکان نابودی و اضمحلال اسرائیل با وضعیت و جایگاه غرب و بخصوص آمریکا در معادلات جهانی نیز ارتباط مستقیم پیدا می کند .

اما درست برعکس در صورتی که رژیم صهیونیستی بتواند طرح های نیمه تمام جاری خود را در خصوص تکمیل پروژه های شهرک سازی در کرانه باختری و یا خالص سازی جمعیت ساکن در سرزمین های اشغالی سال ۱۹۴۸ به اتمام برساند در این صورت شاید بتوان گفت چند دهه نیز به حیات و حضور نامشروع خود ادامه خواهد داد . البته امکان آواره سازی چند میلیون فلیطینی در عصر گسترش اطلاعات و یا قتل عام های گسترده فلسطینیان نه قابل تحقق است ونه به صورت پنهانی قابل اجرا است و آنچه مسلم است اسراییل در یک وضعیت کاملا چالشی است و انتخابهای پیش رو  همه برای آن بد است ولی بهر حال در جمع بندی نهایی می توان گفت که این برآیند نهایی روندها و کشمکش های جاری  ادامه خواهد یافت که میزان تحقق هر یک از گزینه پیش رو را مشخص خواهد کرد .

 

۱-<http://www.irankhabar.ir/fa/doc/news/13569

۲-<http://www.seratnews.ir/fa/news/189600

۳-http://pal.nedawiki.ir/index.php?title

http://nedains.com/fa/news/306606-4

۵-عالم،عبد الرحمن.بنیادهای علم سیاست ،چاپ دوم ،تهران:نشرنی،۱۳۷۵،ص ۱۳۷٫

۶-همان،۲۴۳

۷-موسسه الدراسات الفلسطینیه.ساختاردولت صهیونیستی،ترجمه علی جنتی،چاپ اول ، تهران:موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر ،۱۳۸۴،ص ۲۰٫

۸- http://ww.ensani.ir/fa/content/126475/default.aspx>

۹-کرمی،جهانگیر.دکترین نظامی اسرائیل،چاپ اول،تهران :موسسه اندیشه سازان نور،۱۳۸۶،ص ص ۷۳-۱۰۰٫

<http://boro.niazerooz.com/hot-10

http://4palestine.blogfa.com/post-44.aspx-11

http://siasatrooz.ir/vdcdjs05.yt0ss6a22y.html>)-12

۱۳ -احد مرکزی خبر،شماره ۱۱۹۸۶۳۸۱تاریخ ۱۳۹۳/۰۶/۱۵(  به نقل از خبرگزاری سمای فلسطین .

http://4palestine.blogfa.com/post-44.aspx-14

۱۵-واحد مرکزی خبر ، شماره ۱۱۹۶۶۴۴۱تاریخ ۱۳۹۳/۰۶/۱۱به نقل از پایگاه اینترنتی گلف نیوز .

۱۶-فرانس پرس ،۱۳۹۳/۰۶/۳۱٫

http://hayahooha.parsiblog.com/Posts/11-17

۱۸-واحد مرکزی ،شماره ۱۲۰۴۹۳۵۸، به نقل از فرانس پرس ، تاریخ ۳۹۳/۰۶/۳۱۱

۱۹-احد مرکزی خبر، شماره ۱۲۰۵۹۸۳۴ به نقل از پایگاه اینترنتی خبرگزاری صفای فلسطین  ، تاریخ ۱۳۹۳/۰۷/۰۲٫

-۲۰واحد مرکزی ، شماره ۱۱۹۸۶۳۸۹،تاریخ ۱۳۹۳/۰۶/۱۵به نقل از پایگاه اینترنتی خبرگزاری صفای فلسطین.

۲۱-واحد مرکزی خبر شماره ۱۲۰۳۱۵۷۹ به نقل از فرانس پرس، تاریخ۱۳۹۳/۰۶/۲۶

۲۲-پیشین ،موسسه الدراسات الفلسطینی .ص ص ۶۰-۷۹

http://www.taghribnews.com/vdcdz50j.yt0nz6a22y.txt-23

http://javanonline.ir/fa/news/655258-24

http://www.tabnak.ir/fa/-25

تاریخ مقاله: دی ماه ۱۳۹۳

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.