اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا، ساختارها ، حمایت کنندگان و جایگاه آنها در برخورد با انقلاب اسلامی ایران

0 303

* اتاق فکر به تشکیلات ساخت یافته ای است که به صورت رسمی و غیر رسمی، دولتی و غیر دولتی به منظور یافتن راه حلی برای مسائل ملی و فرا ملی از متخصصین و پژوهشگران بهره می برد.
* واژه اتاق فکر برای اولین بار توسط آمریکایی ها در دهه ۱۹۲۰ مطرح شد و به مرور در ادبیات علوم سیاسی و مدیریتی وارد گردید.
* اولین اتاق فکر حرفه ای و ساخت یافته در ایالات متحده آمریکا موسسه «رند» است که در سال ۱۹۴۷ در حوزه مسائل امنیتی و نظامی تاسیس شد.
* موسسه «اقتصاد ملی» و موسسه «بروکینگز» به ترتیب ۹۳% و ۶۶% بودجه خود را به امور پژوهشی اختصاص می دهند.
* از سپیده دم پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، غرب در صدد نابودی نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است ولی آنچه در عمل رخ داده افزایش قدرت ملی و منطقه ای ایران بوده است.

مهدی مطهرنیا،محمد علی اقبالدار
  1. چکیده

شیوه ی به دست گرفتن و حفظ قدرت در دولت ها یکی از کلیدی ترین مباحث در عرصه ی سیاست می باشد. در عصر تکنولوژی و ارتباطات که جامعه لحظه به لحظه پیچیده تر از قبل می شود، تصمیم سازی و تصمیم گیری نمی تواند به راحتی گذشته انجام شود. تصمیم سازی و تصمیم گیری نیاز به بخش های تخصصی دارد. تصمیم پردازان باید با تلاش در این بخش های تخصصی بتوانند تولید تصمیم کنند واین تصمیم ها را در اختیار مدیران اجرایی دولتی و غیر دولتی قرار دهند.

بدین منظور موسساتی برای تحقق این آرمان ها در سرتاسر جهان شکل گرفتند و هر کشوری با توجه به توان و ظرفیت خود ، موجبات پدید آمدن این موسسات را سبب شد. در این بین، کشورهایی که با چالش ها و تلاش های بیشتری در عرصه ملی و بین المللی مواجه بودند با سرعت فزون تری در این زمینه پیشرفت کردند که از جمله آن کشورها می توان به ایالات متحده آمریکا اشاره کرد که با بیشترین تعداد و بالاترین کیفیتِ این گونه موسسات، در صدر کشورهای جهان قرار دارد.

این مقاله با در دیدداشتِ آنچه بیان شد، تلاش دارد به این پرسش ها بپردازد:

یک . ساختار اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا چگونه است؟و بر چه اساسی شکل گرفته است؟

دو . این موسسات چگونه تامین مالی شده و ازچه راهی موضوع تحقیق و پژوهش خود را بدست می آورند؟

سه . جایگاه اتاق های فکر در برخورد  با پدیده ای به نام انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران چگونه است؟ و چه راه حل هایی را برای آن پیشنهاد می کنند؟

 

  1. مقدمه

 

در سده های اخیر و بالاخص ده های اخیر ،در بین کشورهای جهان، ایالات متحده آمریکا با بیشترین فعالیت ها در جنبه های سیاسی و اقتصادی مطرح گردیده است ، پس از پایان جنگ سرد و معرفی چهره جدید ایالات متحده بعنوان کشوری «هژمون»، به طور رسمی و غیر رسمی، ایالات متحده آمریکا به همراه متحدانش در بیشتر منازعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جهان که به نوعی با منافع ایالات متحده آمریکا در ارتباط بود، وارد میدان شد.

درگیری این کشور با طیف گسترده ای از رخداد های بین المللی نیاز به برنامه سازی و برنامه ریزی مدون و دقیقی داشت که اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا موجبات آن را پدید آورده اند.

به طور کلی این موسسات، با تقسیم بندی هایی براساسِ نیازِ ایالات متحده آمریکا به مسائل مختلف شکل گرفتند و همانند کمیسیون های تخصصی به فعالیت های تعریف شده خود، در حوزه های معین، پرداختند.

وجود بیشترین تعداد اتاق های فکر در ایالات متحده به خودی خود بیانگر این موضوع است که این کشور نسبت به سایرین بیشترین دغدغه و درگیری را دارا می باشد.

ولی آیا هدف این فعالیت ها حفظ منافع ملی ایالات متحده است؟ آیا تصمیم سازی در این اتاق های فکر ، طرحی از پیش تعیین شده است ؟ آیا خروجی تحقیقات، منافع مردم را درپی دارد و یا منافع اقلیت را پشتیبانی می کند ؟

این در حالی است که در بین کشورهای جنوبیِ آسیای مرکزی، با کشوری مواجه می شویم که ایالات متحده آمریکا بیشترین تنش را با آن دارد. از سال ۱۳۵۷ ،آمریکا یکی از مهمترین متحدانش را در منطقه آسیای مرکزی با روی کار آمدن «جمهوری اسلامی ایران» از دست داد و از آن زمان تاکنون سعی دارد با برنامه ریزی های متنوع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، خلاء بوجود آمده را پر کند. از هیمن رو ، اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا همواره به مسائل روز جمهوری اسلامی ایران علاقمند وحساس بوده اند و اتقافات سیاسی این کشور را با دقت و حساسیت پیگیری و در پی ارائه ی راه حل هایی برای مهار و یا حتی سرنگونی آن هستند. در بخش انتهایی مقاله بطور مفصل به بررسی تفکرات و راهکارهای اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا در رابطه با ایران خواهیم پرداخت.

 

  1. مبانی مفهومی و نظری

 

تبعین واژه «اتاق فکر» یکی از مواردی است که محققین برای ترجمه و رساندن مفهوم آن با مشکلاتی مواجه هستند. این عبارت که از دو کلمه انگلیسی Think  و Tank گرفته شده است در بین محققین ، به طور کلی اینگونه استنباط می گردد :

« تشکلاتِ ساختاریافته ای است که بصورت رسمی و غیر رسمی، دولتی و غیر دولتی به منظور یافتن راه حلی برای مسائل ملی و فراملی از متخصصین وپژوهشگران بهره می برد »

موسسه «اتاق فکر و جامعه مدنی» (مرتبط به دانشگاه پنسیلوانیا) این گونه خود را تعریف می کند: «کمک به زدن پلی بر فضای خالی بین دانش و سیاست»[۱]  (۱)

از منظر پروفسور «دونالد اَ بِلسون»[۲] این مراکز به عنوان گروه یا موسسه ای که برای انجام تحقیقات عمیق و حل مشکلات ، بویژه در زمینه های فناورانه ، استراتژی اجتماعی و سیاسی یا امور نظامی ، سازمان دهی شده اند ، همچنین در تعریفی دیگر او این موسسات را « اتاق های فکر، شامل گروهی یا افرادی متعهد به انجام تحقیقاتِ با کیفیت و سطح بالا در خصوص شماری از موضوعات مختلف» می داند.(۲)

تعریف دیگری از حوزه سیاسی ، « اتاق فکر، موسسه ای است که در آن محققان به انجام تحقیق در حوزه سیاست عمومی می پردازند، اتاق های فکر از طریق انتشاراتِ خود، برای افزایش آگاهی عمومی نسبت به مسائل سیاسی و برای تاثیرگذاری بر حکومت و جهت اقدام در مسائلی که از اهمیت ملی برخوردارند ، فعالیت می کنند».(۳)

در نگاه «دایِن استیو» موسسات سیاسی[۳] که اغلب توسط روزنامه نگاران «اتاق فکر» نامیده می شوند ، سازمانی هستند که به انجام تحقیقاتی در زمینه دفاعی ، سیاست اجتماعی، استراتژی سیاسی ، اقتصادی ، نظامی فن آوری و فرهنگی مبادرت دارند. که اکثرا غیر دولتی بوده و توسط برخی از کشورها مانند ایالات متحده آمریکا و یا کانادا از معافیت مالیاتی برخوردارند و سایرین ، از حمایت دولتی  برخوردار اند.(۴) « فرهنگ میراث آمریکا »[۴]، اتاق قکر را این گونه تعریف می کند «گروه یا موسسه ای که برای انجام پژوهش های قوی و حل مساله ، به خصوص در حوزه های فن آوری و استراتژی سیاسی تاسیس شده است». (۵)

مطابق تعریف « فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد»[۵] ، اتاق فکر عبارتند از «موسسه تحقیقاتی متصل به گروهی از نخبگان است که به ارائه مشاوره و ایده پردازی برای مسائل ملی ، تجاری ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی می پردازد»(۶). هم چنین این عبارت به «گروهی بین رشته ای از مشاوران متخصص نیز اطلاق می گردد»(۷)

اتاق های فکر به مثابه کانونی برای بروز وظهور خلاقیت وتولید وپرورش ایده ها، دارای کارکردهای فراوانی هستند.ماهیت این مراکز به گونه ای است که آنها می توانند در حوزه های مختلف از جمله « نظامی » نقش آفرینی داشته باشند.(۸)

 

بنابر این توجه به این نکته الزامی است که لزوما این موسسات در حوزه سیاست فعالیت نمی کنند و دایره تحقیقشان بسیار گسترده و تخصصی است و تمامی حوزه های مربوط به زندگی از جمله اقتصاد، اجتماع، فرهنگ، حقوق و … که می تواند از موارد درگیری یک دولت باشد، در حوزه بررسی و تحقیق این موسسات قرار می گیرند.

در این مقاله ما ، موسساتی را بررسی خواهیم کرد که کارکردی سیاسی چه در حوزه ملی و چه فراملی دارند.

 

  1. چهارچوب نظری

در بخش اول مقاله که به «شبکه های هدایتگر نامرئیِ» اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا و ساختارهای مالی و تحقیقی آن پرداخته می شود از تئوری «نخبه گرایی»۳ ویلیام .ج. دامهوف [۶]  استفاده می شود .در این تئوری او « به جای یک گروه مردمی ، سرمایه داری در طبقه نخبگان سیاسی را که از طریق قدرت و نفوذ ، عامل هدایت، شکل گیری و مدیریت می شوند » بررسی می کند.

او با استفاده از مدلی خاص، به صورت تجربی وجود یک ساختارِ قدرتِ نخبه ای محور را ، در ایالات متحده  آمرکا ثابت کرده است. (۹)

در بخش دوم که به بررسی مسائل جمهوری اسلامی ایران و برخورد موسسات تحقیقاتی ایالات متحده آمریکا با آن خواهیم پرداخت از روش تحقیق « توصیفی- مطالعه موردی» استفاده خواهد شد.

 

  1. اتاق های فکر : تاریخچه

 

با توجه به تمرکز مقاله ، بر سازوکار موجودِ اتاق های فکرِ ایالات متحده آمریکا ، بطور مشخص ، تاریخچه این موسسات با محوریت این کشور بررسی خواهد شد.

واژه « اتاق فکر» برای اولین بار ، توسط آمریکایی ها در دهه ۱۹۲۰ مطرح شد و به مرور در ادبیات علوم سیاسی و مدیریتی وارد گردید.در قرن بیستم موسساتی غیر وابسته،در قالب سیاست عمومی ، برای ایالات متحده امریکا و تعداد محدودی ازکشورها، مانند کانادا، بریتانیا و اروپای غربی برای انجام تحقیقات و ارائه مشاوره در خصوص سیاست عمومی پدید آمد، گرچه اتاق های فکری در ژاپن وجود داشت ولی فاقد استقلال بود و نزدیکی قابل توجهی به وزارت خانه های دولتی و شرکت های بزرگ داشت. گسترش اصلی و جدی اتاق های فکر از دهه ۱۹۸۰م به عنوان نتیجه جهانی شدن، شیوع پیدا کرد. بخصوص پس از پایان جنگ سرد، که جهان شاهد ظهور مشکلات فراملی بود؛ دو سوم ، از کل اتاق های فکر حال حاضر، پس از سال ۱۹۷۰م و بیش از نیمی از آن از سال ۱۹۸۰ شروع به کار کردند. اثر جهانی شدن در تکثیر اتاق های فکر در مناطقی مانند آفریقا، شرق اروپا و بخش هایی از آسیای جنوب شرقی آشکارا مشهود بود، که در نهایت جامعه بین الملل به ایجاد سازمان های مستقلِ تحقیقاتی سیاست عمومی مبادرت ورزید، بسیاری از این موسسات در طول جنگ سرد به منظور مطالعات امنیتی و تمرکز بر سیاست خارجی پدید آمدند.(۱۰). این موسسات بطور اخص در آمریکا و بریتانیا شروع به کار کردند. از دهه ۱۹۳۰ به بعد و هم زمان با رشدِ رشته روابط بین الملل شاهد شکل گیری« موسسات مطالعاتی بین المللی» (IIA)[7] در آمریکا و بریتانیا بوده ایم ، که درگذر زمان به دیگر کشورهای اروپایی و مخصوصا کشورهای متاثر از فرهنگ «آنگلو-آمریکایی» گسترش پیدا کرد. هم چنین از دهه ۱۹۸۰ ، ابعاد بین المللی موسسات فکری ، متحول شد و باعث انجام پژوهش هایی در سطح بین المللی گردید.(۱۱)

با توجه به رشد روز افزون موسسات تحقیقاتی در جهان و درک اهمیت خروجی این اتاق های فکر ، حضور این موسسات در مشرق زمین به آهستگی مشکل گرفت. با نگاهی به موسسات شکل گرفته شده در آسیا و شمال آفریقا در می یابیم که کشورهای آسیایی از دهه ۱۹۷۰م به صورت جدی در زمینه تاسیس و بکارگیری کانون های فکر وارد عمل شدند.

اولین اتاق فکر حرفه ای و ساخت یافته در ایالات متحده آمریکا و.بلکه جهان ، موسسه «رند» [۸] می باشد که در سال ۱۹۴۷ در حوزه مسائل امنیتی و نظامی (به خصوص در خدمات دهی فکری به نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا)، تاسیس شد. این موسسه را همچنین «کانون تفکر جهان» نیز می نامند.(۱۲)

  1. اتاق های فکر : طبقه بندی

در ابتدای امر، اتاق های فکر در سراسر جهان به منظور تمرکز بر مسائلی مقطعی و محدود به مکان و زمان شکل گرفتند ولی دراثر گذر زمان و اهمیت مطالعات این مراکز، شاهد ورود آنها در مسائل خرد و کلان ملی و فراملی بوده ایم که دامنه مطالعاتی آن ها را بیش از پیش گسترده کرد. به طور کلی کانون های فکر را می توان هم از جنبه های کمی، مانند سابقه کاری، حجم پژوهش ها، میزان بودجه، محل کار و… و هم از نظر جنبه های کیفی مانند نوع رابطه مراکز با سازمان ها، مورد استفاده واقع شدن خروجیِ پژوهش ها و… مورد مداقه قرار داد. برمبنای طبقه بندی «ویور» سه نوع اتاق فکر در ایالات متحده آمریکا وجود دارد:

  • دانشگاه های بدون دانشجو،
  • سازمان های مشاوره ای و
  • سازمان های تحقیقاتی.

« مک گان»[۹] از هفت نوع اتاق فکر نام می برد :

  • آکادمی تخصصی،
  • سازمان های مشاوره ای،
  • آژانس ادبی،
  • موسسات انتشاراتی،
  • موسسات دولتی،
  • اکادمی دولتی و
  • موسسات مالی.

وجه تمایز این اتاق های فکر از یکدیگر ، اولویت های کاری آن ها می باشد. موسسه «اقتصاد ملی» وموسسه «بروکینگز»[۱۰]به ترتیب ۹۳% و ۶۶% بودجه خود را به امور پژوهشی اختصاص می دهند، درحالی که «هریتیج»[۱۱] ۱۴٫۳% بودجه خود را در امور تحقیقاتی هزینه می کند. در نتیجه برخی صرفا به عنوان مراکز تحقیقاتی شناخته می شوند و بعضی دیگر ، نقش های متفاوتی را در سیاست گذاری می پذیرند.(۱۳)

در دیدگاهی دیگر، این اتاق ها، براساس ماموریت و شرح خدمات و فعالیت ها در حوزه های زیر قرار می دهند:

  • سیاسی ( سیاست ویژه – مشاوره – وکیل مدافع سیاسی )
  • اقتصادی ( اقتصاد ویژه – اقتصاد دان – موسسه پژوه و مشاوره مسائل اقتصادی و مالی )
  • اجتماعی ( جامعه شناس – روان شناس – فرهنگ پژوه – جامعه پژوه )
  • امنیتی نظامی ( استراتژیک – برنامه ریزی – مشاوره امور دفاعی و اطلاعاتی )
  • صنعت فنآوری ( پژوهشگر و مشاور مسائل صنعتی و فناورانه )
  • آینده ( سناریو پرداز – آینده پژوه – استراتژیک )

هم چنین بر مبنای شاخص «حوزه و گستره ی عملکرد» می توان کانون های فکر را تقسیم بندی و در محدوده های زیر قرار داد:

  • ملی ( متمرکز بر مسائل ، مشکلات ، دغدغه ها ، برنامه ها و سیاست های کشور )
  • منطقه ای ( متمرکز بر مسائل سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی کشور های منطقه )
  • جهانی ( متمرکز بر مسائل ، دغدغه ها و فرصت های بین المللی )
  • و به لحاظ شاخص «وابستگی و روابط سازمانی» نیز می توان اینگونه تقسیم بندی کرد:
  • مستقل ( شرکت ها و موسسات مستقل )
  • وابسته ( متصل به سازمان های حکومتی و دولتی )
  • سازمان های غیر دولتی ( عدم وابستگی دولتی ) (۱۴)

یکی از شاخص هایی که در بررسی اتاق های فکر مورد درنگ واقع می گردد و نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در ساختار تشکیلاتی و حتی تعیین خط و مشی پژوهش ها دارد، مسئله بودجه و درآمدهای تزریق شده به این موسسات می باشد که در ادامه مقاله به صورت موردی به بررسی بعضی از این خطوط بودجه ای در اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا پرداخته می شود ، اما می توان از این زاویه نیز تقسیم بندی انجام داد:

  • دسته اول موسساتی هستند که از جهت گیری علمی و دانشگاهی بالایی برخورداراند و به همین دلیل « دانشگاه های بدون دانشجو» نامیده می شود، که عمدتا بودجه این مراکز از طریق دانشگاه تامین خواهد شد
  • دسته دوم ، منبع سرمایه اولیه پژوهش ها از طریق عقد قرارداد با سازمان های حکومتی تامین می شود که به این دسته از موسسات ، «سازمان های تحقیقاتی قراردادی» اطلاق می گردد.
  • و در نهایت دسته ای قرار دارد که از یک گرایش مالیِ جانبدارانه یا ایدئولوژیک خوبی برخوردار هستند که دارای توان متقاعد کنندگی بالایی با تلاش برای تاثیرگذاری بر مناظرات سیاسی را دارا می باشند.این دسته ، « اتاق های فکر جانبدارنه» نامیده می شوند.(۱۵)

 

 

  1. اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا

 

موسسه مطالعاتی وابسته به «دانشگاه پنسیلوانیا»[۱۲]، در گزارش سالیانه خود به نام « برنامه جوامع مدنی و اتاق های فکر »، با نام اختصاری «TTCSP»[۱۳]، به طورِ کاملی به بررسی اتاق های فکر موجود در سراسر می پردازد و آمار دقیق و جامعی از مشخصات این مراکز ارائه می دهد. این مرکز، موسسات سیاسی در جهان را در شاخص بندی به نام «Global Go-to-think tank» همه ساله منتشر می کند.(۱۶)

بر طبق گزارش سال ۲۰۱۱ این موسسه ، تعداد کل اتاق های فکر سراسر جهان برابر ۶۶۰۳ موسسه می باشد که تعداد ۱۹۱۹ عدد آن ( یعنی معادل ۲۹٫۱% کل تعداد اتاق فکرهای سراسر جهان) در شمال قاره آمریکا وجود دارد که از این تعداد ۱۸۲۳ عدد ، فقط در ایالات متحده آمریکا واقع شده اند.(۱۷)

این آمار تکان دهنده ، ایالات متحده آمریکا را ، در صدر بیشترین کشورهای دارای اتاق فکر نگاه داشته است.با نگاهی به حضور این کشور در منازعات بین المللی چه درحوزه سیاسی و چه در سایر حوزه ها وجود این تعداد موسسه کاملا طبیعی و استاندار به حساب می رود.البته نمی توان از این نکته گذشت که وجود این تعداد موسسه مسلما بار مالی خاص خود را به همراه دارد.

ایالات متحده آمریکا به غیر از آنکه در تعداد این موسسات در رده نخست بی رقیب است در اختصاص بودجه، برای این موسسات نیز بعد از اتحادیه اروپا مقام دوم را دارد. بودجه ایالات متحده آمریکا سالیانه برای تامین مالی تعداد ۱۸۲۳ موسسه، مبلغی معادل ۱۴٫۶۶ تریلیون دلار می باشد.

 

 

۷-۱٫ اتاق­های فکر ایالات متحده آمریکا : طبقه بندی

 

با توجه به دسته بندی ای که درصفحات قبل انجام گرفت و هم چنین وجود شباهت هایی بین تنوع این موسسات در ایالات متحده آمریکا و اروپا، ولی نمی توان در برخورد با اتاق­های فکر ایالات متحده فقط به آن دسته بندی بسنده کرد.

در یک تقسیم بندی رایج و متداول که در بین محققین برجسته آمریکایی قابل پذیرش است می توان اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا در ۴ دسته تعریف کرد:

الف) آکادمی (اهداف عمومی و تخصصی)

ب) پژوهشی-قراردادی

ج) حمایتی

د) سیاست سازمانی

۷-۱-۱: آکادمیک – متنوع

این نوع از اتاق های فکر تمایل به انجام پژوهش و تجریه و تحلیل بر روی طیف وسیعی از مسائل مربوط به سیاست از جمله سیاست خارجی و محیط زیست را دارند.

به طور اختصار می توان مشخصات این گروه را این گونه توصیف کرد :

۱: دارای حمایت و نفوذ دانشگاه و دانشگاهیان هستند.

۲: اغلب با نام «دانشگاه بدون دانشجو» شناخته می شوند.

۳: توسط کارکنان دانشگاه کنترل می شوند.

۴: به دنبال تاسیس رشته های دانشگاهی هستند.

۵: عینی و مستقل اند.

۶: خروجی پژوهش هایشان به صورت ، پرژوه های دانشگاهی عرضه می گردد.

به عنوان نمونه می توان به موسساتی مانند: « موسسه بروکینگز » ، «AEI»[۱۴] و «CSIS»[۱۵]اشاره کرد.

 

 

۷-۱-۲: موسسات تحقیقاتی-قراردادی/قراردادی مشاوره ای

اتاق های فکری که در این دسته جای می گیرند بیشتر تحقیقات خودشان را برای آژانس های حکومتی انجام می دهند. مشخصات آن ها عبارتند از :

۱) جهت گیری و روابط آن ها عمدتا به سوی سازمان های دولتی است

۲) بر قرارداد های دولتی تکیه دارند

۳) دادن آزادی محدود به پژوهشگران

۴) نمی توانند یافته های خود را به صورت گسترده منتشر کنند

به عنوان مثال می توانیم از موسساتی همانند : موسسه « رند » و « آربند »[۱۶] نام ببریم
« موسسه رند »که بعنوان یک اتاق فکر «دفاعی» شروع بکار کرد و هم اکنون با پذیرش طیف وسیعی از سفارش ها کار خود را گسترش داده است.

« موسسه آربند » که برنامه های اجتماعی را در قالب پرژه ی « اجتماع بزرگ »[۱۷]، مدیریت می کند.

۷-۱-۳: موسسات علمی-تخصصی

این موسسات روی یک موضوع خاص و واحد مانند اقتصاد یا اصلاحات رفاهی متمرکز می شوند.

تفاوت درجه تخصصی و یک دستورکار واحد تخصصی از ویژگی های بارز این گروه است.

از جمله موسساتی که می توان آن را در این دسته بندی جای داد « اداره ملی تحقیقات اقتصادی (NBER)[18] » می باشد.

۷-۱-۴: موسسات دفاعی

تحقیقات این موسسات همانند لبه تیز تیغی عمل می کنند.

از بارزترین مشخصاتشان:

۱) ماموریت : ایدئولوژیک ، اخلاقی و پارتیزانی

۲) رد کردن گرایشات آکادمیک و تکنوکراتی برای آنالیزهای سیاسی

می توان به موسسه « کاتــو »[۱۹]، در این دسته اشاره کرد.

۷-۱-۵: موسسات سیاست-سازمانی

عمده فعالیت این دسته دسته بندی و بازیابی ایده ها است.

از مهم ترین اتاق های فکر این دسته می توان از « بنیاد میراث »[۲۰]، و « موسسه اقتصاد سیاسی »[۲۱]، نام برد.(۱۸)

همانطور که در تقسیم بندی پنجگانه فوق ملاحضه کردید، تقسیم بندی بر اساس نوع فعالیت موسسات انجام گرفته است، این درحالی است که میتوان بر اساس نوع نگرش و گرایش فلسفی ، نیز تقسیم بندی دیگری را به شکل زیر ارائه داد:

« محافظه کاری»[۲۲]: این دسته به طور همزمان دوجناحِ «سیاست بازار آزاد اقتصادی» و «سیاست سنتی اجتماعی» را با هم حفظ می کند.

«آزادی خواه»[۲۳]  : مانند گرایش محافظه کاری است با این تفاوت که تاکیدشان بر بازار آزاد اقتصادی است و نقش دولت را کم رنگ می دانند.

«میانه رو»[۲۴] : نقش منفعلانه و بی طرفی را در سیاست دنبال می کنند.

«مترقی»[۲۵] : حمایت از سیاست های اقتصاد دولتی و بطور همزمان حمایت از دخالت کمتر دولت در مسائل اجتماعی در دستورکار این دسته قرار دارد.

بعضی از اتاق های فکر که تمرکزشان روی مسائل خاصی مانند دفاعی و امنیتی است در دسته بندی محافظه کاری و مترقی جای می گیرند که اساس شان بر ابزارهای محافظه کاری و لیبرالی استوار می باشد ، بنابراین می توان این چنین گفت که اتاق های فکری ای که پیرو مکاتب رئالیستی و نومحافظه کاری هستند و از سیاست دفاعی و خارجی حمایت می کنند، در دسته محافظه کاری قرار می گیرند.این در حالی است که اتاق های فکری که دیدگاه های بین المللی لیبرالی دارند در دسته مترقی جای دارند.(۱۹).

 

۷-۲: اتاق­های فکر ایالات متحده آمریکا : ساختار و عملکرد

 

متاسفانه در دنیای سیاست اغلب شاهد کنجروی ها و انحرافاتِ گروهک ها ، حزب ها و حتی سازمان های رسمی و غیر رسمی هستیم، این مسئله را می توان در روال مدیریتی و اجرایی اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا هم مشاهده کرد. ایالات متحده آمریکا به اقتضای نوع تعریفِ منافع ملی خود، که اغلب آن را به سراسر جهان تعمیم داده است در برنامه سازی سیاسی اش بر منافع خارج از کشور (خاورهای دور ، میانه و نزدیک ) تاکید کرده است، این منافع گاه بر اساس «منافع ملی»[۲۶] و گاه براساس «منافع نخبگان»[۲۷]، تعریف می گردد.

اتاق های فکر این کشور ، در ابتدای امر، تحلیل های سیاسی ای در راستای منافع ملی را در دست داشت و کمتر بدنبال برنامه ریزی برای تامین منافع گروه های خاص بود ولی در گذر زمان و بالاخص پس از جنگ سرد و شروع دوره ی تک-قطب ، تحولاتی اساسی صورت گرفت. دلیل این تغییرات می تواند درگیری این کشور با دول های دیگر بر سر قدرت اول جهانی باشد.وجود قدرتی مانند جماهیر شوروی سابق و رقابت با ایالات متحده آمریکا ، به این موسسات اجازه پژوهش های غیر را نمی داد.

ویلیام.ج.دامهوف در کتاب بحث برانگیز خود با عنوان «چه کسی بر آمریکا حکومت می کند؟»[۲۸] با تمرکز بر روی قدرت و ثروتِ «طبقات فوقانی ایالات متحده» به بررسی ساختار قدرت پرداخته است.او در کتابش استدلال می کند که قدرت نخبگان آمریکایی ، اتاق های فکر ، کموسیون ها ، تشکیلات و دپارتمان های آموزشی این کشور را از « قدرت » برخوردارد می کند.(۲۰) او همچنین معتقد است که نخبگان این موسسات را به روشنی و واضحی کنترل می کنند و نه در خفا.(۲۱)

تجزیه و تحلیل دامهوف بر روی شرکت های بزرگ و طبقه حاکم استوار است.این دیدگاه معتقد است خانواده های بسیار غنی ای در قدت حضوردارند که تمایل به زندگی مجلل در شمال ، حضور در مدارس منحصربفرد و دانشگاه های «پیچک لیگ» را دارند. او معتقد است که از این گروه های قدرتمند ، بیشترین کمک های مالی به اتاق های فکر بزرگ ایالات متحده آمریکا می شود. بعنوان مثال «مرکز نیکسون»[۲۹]، بطور انحصاری توسط منافع کسب و کار قدرتمند ، توسط نحبگان حاکم ، به عنوان مدیر عامل تحت تاثیر قرار می گیرد.

تئوری نخبگان براین عقیده است که نخبگان در ایالات متحده آمریکا ، دارای قدرت هستند و نخبگان اقتصادی در واقع به عنوان نخبگان سیاسی عمل می کنند.(۲۲)

فرآیند تدوین سیاست شامل موارد متعددی است که این موسسات در پیشبرد وپیشرفت خطی آن موثراند که شروعشان با منافع و ایده های نخبگان تعریف شده و با سالن کنگره و کاخ سفید پایان می پذیرد.۳)

دامهوف در رابطه نقش اتاق های فکر و روابطشان با دیگر سازمان ها می نویسد: « فرآیند با بحث های غیر رسمی و با سیاست های جدید ، به منظور یافتن راه حلی برای مشکلات در شرکت های بزرگ و یا باشگاه های اجتماعی شروع شده و از طریق بنیاد های بزرگ به آن بودجه اختصاص داده می شود ، این بودجه توسط هدایتگری و کارگردانی اتاق های فکر، کارشناسی و پیش نویس سیاست های پیشنهادی با هدف پیشبرد منافع نخبگان آماده می گردد. این پیشنهاد توسط مقامات دولتی و گروه های دیگر در منازعات کنگره مطرح می گردد.در این بین اتاق های فکر ، «مرکز حماسی تفکر»[۳۰]، برای برنامه ریزی سیاسی نامیده می شود.

به گفته او آن چیزی که برای این موسسات جاذبه انجام این کار(پژوهش ها) را ایجاد می کند:کارشناسی و بررسی رشته ها و موارد مختلف علمی است و همچنین مطالعه بر گزینه های سیاسی که با آموزش و جلسات مختلف ، بخشی از زندگی روزمره اکثر اعضای جامعه دانشگاهی را پر می کند. »(۲۴)

بنابراین پژوهشگران و دانشگاهیان و همراهان، در این اتاق ها ، بدون آزادی عمل به دنبال طرح های سیاسی و پیشنهادی خود هستند. مسلما اینگونه محدودسازی ها بدون اجازه و فرمان مافوق نخواهد ماند ، «بروس مکداری»[۳۱]، رئیس سابق «موسسه بروکینگز» اعتراف می کند که اعضای هیئت مدیره به صورت یک دست و هم صدا، پروژه هایی که از طرف محققان مطرح می گردید را رد می کردند. علاوه بر این اعضای هیئت مدیره این مراکز، عمدتا از طبقه نخبگان شرکتی و یا حکومتی بودند.(۲۵).

همان گونه که قبلا اشاره شد یکی از مسائل مهمی که ایالات متحده آمریکا همواره با آن دست و پنچه نرم می کند ، مسائل بین المللی است که به سیاست خارجی این کشور مرتبط می باشد. این مسائله باعث شده است که توجه مراکز فکری بیشتر به سمت آن کشده شود. اتاق های فکر که «سازمان تحقیقاتی سیاست عمومی» نامیده می شوند، نقش کلیدی در توصیه ها و پیشنهاداتِ سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا را ایفا می کنند(۲۶) به علاوه اینکه این موسسات دارای تعصبات سیاسی مخصوص به خود هستند.بعنوان مثال موسسه هایی مانند «بنیاد میراث» محافظه کار تر از موسسه «بروکینگز» عمل می کند.این جهت گیری موسسات به نوع نگرش رهبران و همچنین پایگاه های حمایتی مالی شان بستگی دارد. به یک معنا این سازمان ها به عنوان کارگزارِ ایده پرداز عمل میکنند و با برقراری ارتباط باعث جهت گیری سیاسی تصمیم گیرندگان می شوند.

«ریچارد هاس»[۳۲] مدیر سیاسی و برنامه ریزی در وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا این نقش را این گونه توصیف می کند : « امروزه اتاق های فکر ارائه دهنده ۵ اصل هستند:

  • تفکر جدید را برای تصمیم گیرندگان ایجاد می کنند
  • مباحث را در کنگره و برای کارشناسان دولتی ارائه می دهند

۳) برای اعمال پژوهش ها ،آن را در اختیار سیاستگزاران در محل برگزاری قرار می دهند

۴) در آموزش و به اشتراک گذاشتن مباحث بین شهروندان شرکت می کنند

۵) بعنوان عاملی ثالت و وساطت کننده برای احزاب در هنگام نزاع و درگیری وارد می شوند » (۲۶)

بنابراین در عرصه سیاست ، امروزه اتاق های فکر در هر جنبه ای از درگیری های سیاسی ، از آموزش شهروندان ایالات متحده آمریکا تا حل اختلافات سیاسی و دادن مشاوره به دولت و همچنین در شکل گیری سیاست خارجه این کشور نقش اساسی را ایفا می کنند.(۲۷). نکته بسیار مهمی که در ارتباط با گرایشات سیاسی اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا وجود دارد و نباید از آن به آسانی گذشت؛ علاقه ی محافظه کارانه است که در بیشتر این موسسات وجود دارد. از نظر بعضی از محققین سرشناس آمریکای مانند «آندره ریچ»[۳۳]، اتاق های فکر ، گرایش های محافظه کارانه ای (راست) دارند و در حوزه هایی همانند: «بازار آزاد» ، «محدود کردن دولت» ، «آزادی فردی» ، «دفاع قوی» و … مشغول هستند.(۲۸)

در یک شمای کلی متوان حرکت های محافظه کارانه ایالات متحده آمریکا را در چهار موج اساسی بررسی کرد:

موج اول: اتاق های فکر در قالب اتاق های فکر آکادمیک و تحقیقاتی سیاسی با گرایشات محافظه کاری ظهور پیدا کرد(قرن بیستم).

نمونه ای از این موسسات : «موسسه هوور»[۳۴] ، «بروکینگز»، «موسسه اینتر پرایز» و «موسسه مطالعات بین المللی و مرکز استراتژیک»[۳۵]ا، است که در سال ۱۹۶۳م و در زمان کندی توسط ام. شایر تاسیس شد و در سال ۲۰۰۱م، جان جی.هامر به ریاست هیئت مدیره ی آن برگزیده شد. همین موسسه است که پروژه ی “قدرت هوشمندتر امریکایی”، را با مدیریت جوزف نای، و آرمیتاژ در سال ۲۰۰۶م کلید زد و نتایج آن را درسال ۲۰۰۷م بر روی میز بوش دوم گذاشت.

موج دوم: پیش از جنگ جهانی دوم و اواخر ۱۹۷۰ که در قالب «موسسات مطالعاتی قراردادی»[۳۶]۴ ظهور پیدا کرد.

نمونه ای از این موسسات : «رند» و «آربند»

موج سوم: که بعد از دهه ۱۹۷۰ ظهور پیدا کرد ، اتاق های فکر دفاعی نامیده می شد ، که به محدود کردن فعالیت ها و تحقیقات علمی معتقد بود . ولی دنبال راه حل هایی برای مسائل عمومی می گشتند از قبیل تجارت ، اتحادیه و امور فدرالی.

موج چهارم: مراکز این دسته بصورت ناهمگونی روی مناطق متمرکز بوده و همچنین دارای وابستگی هایی به سیاست های احزاب داشتند که «میراث موسسات» نامیده می شد.(۲۹)

سوالی که در اینجا می تواند مطرح شود این است که چرا اتاق های فکر، در ایالات متحده آمریکا به این حد گسترده و برنامه های خرد و کلان برای تحلیل و آنالیز به آنها سپرده می شود؟ ساختار سیاسی موجود در این کشور به علت ناتوانی در تولید و بازتولید مبانی نظری ، بخشی از مهمترین کار را بر دوش مراکزمتصل به سیستم گذاشته است ، به عبارتی یکی از دلایل نفوذ اتاق های فکر در ایالات متحده آمریکا، ضعف احزاب می باشد ، تقسیم قدرت بین نیروی های اجرایی (مجریه) و قانون گذاری (مقننه) و عدم وجود احزاب منظم در کنگره و نیاز به داشتن ایدئولوژی مناسب، حضور این مراکز را سبب می شود، تا خلاءموجود پر شود.(۳۰) به علاوه اینکه این مراکز به علت نفوذپذیری نخبگان اداری و سازمانی ، نقش تامین کنندگی پِرسِنل دولتی را نیز بر عهده دارد.(۳۱)

 

  1.  مسئله ای بنام جمهوری اسلامی

 

تمرکز و توجه همه جانبه غرب و در راس آن ایالات متحده آمریکا به مسائل داخلی و خارجی کشور های آسیای مرکزی و شمال آفریقا در دهه گذشته نشان از اهمیت ژئوپلتیکی این منطقه است. یکی از کشورهایی که تحرکاتش باعث عکس العمل شدید و سریع ایالات متحده آمریکا می گردد ، جمهوری اسلامی ایران است.

رژیم سیاسی ایران ، قبل از انقلاب سال ۵۷ خود یکی از متحدین مهم ایالات متحده آمریکا در منطقه بشمار می رفت ولی پس از سال ۱۳۵۷، با تغییر ایدئولوژی که در ساختارهای سیاسی ، اجتماعی و. فرهنگی کشور، تبدیل به یکی از محورهای اصلی مقاومت در مقابل استیلا طلبی  ایالات متحده آمریکا گردید. توجه به مسائل خارجی در ابتدا و در عصر کنونی توجه بیشتر به مسائل داخلی ایران، باری است که توسط موسسات مطالعاتی ، تحقیقاتی آمریکا به دوش کشیده می شود. این موسسات برای تبیین راه حال هایی به منظور تضعیف مقاومت ایران، در طول ۳۵ سال دست به اقدامات گسترده و پیچیده ای زده اند.

 

۱) Carnegie Endowment

 

۸-۱٫ ایدئولوژی رفتاری با ایران

 

غرب همواره نشان داده که در برابر جمهوری اسلامی ایران میل به تعامل (مگر درشرایطِ برد – باخت به نفع خود)، ندارد. نقش ایالات متحده آمریکا به عنوان هدایت کننده جریان ضد ایرانی در جهان، در برخورد با این کشور نقشی سلبی است این عامل را می توان در ارائه طرح ها و تقسیم بندی ایدئولوژی رفتاری این مراکز مطالعاتی جستجو کرد.

موسسات آمریکایی در برخورد با ایران دارای چهار نوع طرز فکر هستند :

۱) تعامل راهبردی

۲) تنبیه گری بدون تعامل

۳) تعامل ستیزه جویانه

۴) دگرگونی بنیادین (۳۴)

 

۸-۱-۱: تعامل رهبردی

 

از نظر این گروه، امریکا باید از به کارگیری شیوه های « تغییر رژیم » در ایران دست بکشد و به مفاد توافق نامه ۱۹۸۱ الجزایر، مبنی بر عدم مداخله سیاسی و نظامی در امور داخلی ایران، پایبند باشد .

سیاست « تعامل راهبردی » بر پایه دیدگاهی عمل گرایانه استوار است که به شکست دیگر سیاست ها در برابر جمهوری اسلامی ایران اذعان دارد. از این دیدگاه، تعامل پایدار «به احتمال زیاد، بیش از شیوه هایی همچون افزایش تنش تا سرحد جنگ یا تداوم تلاش ها برای تهدید، ارعاب و اجبار جمهوری اسلامی ایران ، در تقویت امنیت ملی امریکا مؤثر خواهد بود» (۳۵)

اعضای گروه «تعامل راهبردی» استدلال می کنند که جمهوری اسلامی ایران کشوری قدرتمند و تأثیرگذار در منطقه خاورمیانه است؛ زمینه ها ی مشترک ی برای تعامل میان جمهوری اسلامی ایران و امریکا وجود دارد؛ و مسئله هسته ای ایران نیز از طریق مشارکت بین المللی در پروژه های غنی سازی اورانیوم قابل مدیریت است .

ازاین رو و با توجه به شکست همه گزینه های دیگر، این حلقه عقلانی ترین تصمیم برای امریکا را پذیرفتن ایران به منزله یک شریک راهبردی می داند. روشن است که در پیش گرفتن چنین سیاستی، بدین معنا نیست که امریکا همه سیاست ها و اقدامات جمهوری اسلامی ایران را یکسره تأیید کند.(۳۶)

 

۸-۱-۲٫ تنبیه گری بدون تعامل

 

این رویکرد دربردارنده مجموعه اقداماتی ازجمله تحریم، تهدیدهای نظامی و تلاش برای تغییر رژیم است که به گونه ای هماهنگ و منسجم در قالب یک راهبرد اجرا می شود. همه آن مواردی که طرفداران سیاست «تعامل راهبردی» پنداره می شمارند، از نظر حامیان سیاست « تنبیه گری بدون تعامل » شواهدی محکم بر وجود خطر بالفعل و آشکاری است که از سوی ایران منافع منطقه ای امریکا را تهدید می کند. از این دیدگاه، جمهوری اسلامی ایران خطری بزرگ بر ای امریکا و رژیم صهیونیستی به شمار می رود. استدلال محوری این دسته بر این پایه استوار است که ایران هسته ای، تهدیدی قریب الوقوع است.(۳۷)

 

۸-۲-۳: تعامل ستیزه جویانه

 

گروه سوم از « متخصصان ایران » بر این باورند که استفاده از سیاست تعاملی مجهز به چماق های هراس انگیز و هویج های اشتها آور۱[۳۷] ، تنها راه ممکن برای کنار آمدن با با ایران است. این دسته از کارشناسان نیز، همانند اعضای حلقه «تنبیه گری بدون تعامل»، بر آن هستند که سیاست ها و اقدامات جمهوری اسلامی ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ منافع امریکا را در منطقه خاورمیانه به خطر انداخته است و هم اکنون نیز این کشور خطری جدی برای رژیم صهیونیستی به شمار می آید.

از این دیدگاه، جمهور ی اسلامی ایران بزرگ ترین تهدید برای امنیت ملی امریکاست و اعضای این حلقه تأکید می ورزند که باید از دستیابی ایران به سلاح هسته ای جلوگیری شود.(۳۸).

 

۸-۲-۴: دگرگونی بنیادین در سیاست خارجی امریکا

 

موسسات این دسته، پیش فرض ها ی کنونی سیاست امریکا را در برابر جمهوری اسلامی ایران را از اساس معیوب می دانند. این کارشناسان استدلال می کنند که ایران هرگز امریکا یا رژیم صهیونیستی را به حمله نظامی تهدید نکرده و هیچ یک از قوانین بین المللی را نیز زیر پا نگذاشته است. افزون براین، از نگاه این صاحب نظران تاکنون امریکا برای اثبات هیچیک از اتهامات خود بر ایران، مانند تلاش برای تولید سلاح هسته ای، حمایت از تروریسم و کمک به نیروهای شورشی در افغانستان و عراق، اسناد و مدارکی پذیرفتنی ارائه نکرده است. در برابر، امریکا و رژیم صهیونیستی بارها جمهوری اسلامی ایران را به حمله نظامی تهدید کرده اند .

از نظر این حلقه، اتخاذ سیاستی مشروع در برابر جمهوری اسلامی ایران مستلزم دگرگونی بنیادین در اهداف سیاست خارجی امریکا و در رفتار این کشور است. (۳۹)

در هرصورت باید اذعان داشت که سیاست خارجی آمریکا درقبال ایران و دیگر کشورهای هدف ایالات متحده؛ تحت تاثیر این اتاق های فکر است؛ اما، در نهایت این تصمیم گیرندگان هستند که تصمیم سازی های این اتاق ها فکر را با دستورالعمل های قانونی خود در ساختار قدرت ایالات متحده تعریف پذیر می نمایند. بر اساس همین گزاره های حقوقی است و پشتیبانی های ناشی از اراده ی سیاسی دولتمردان این کشور؛ برخورد با کشورها هدف؛ در مراحل عملیاتی قرار می گیرد.

 

  1. نتیجه گیری

 

در این مقاله ابتدا سعی شد،  تاریخچه ای از موسسات تحقیقاتی-مطالعاتی بیان شود و سپس از ساختارهای موجود اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا صحبت شد.پس از بررسی این ساختار، جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در مطالعات موسسات تحقیقاتی این کشور بررسی کردیم.

ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا، دارای پیچیدگی های مخصوص به خود است، بخشی از این ساختار پیچیده به علت خلط شدن منافع سرمایه داران و نخبگان با منافع ملی کشور پدیدار شده است. نخبگان اقتصادی و سرمایه داران، در لباس نخبگان سیاسی سعی کرده اند با حمایت های مالی و تزریق اطلاعات به مراکز فکری، منافع شخصی وگروهی خود را پیش ببرند. در این بین آن چیزی که باعث نفوذ نخبگان غیر سیاسی در روند شکل گیری ساختار ایالات متحده آمریکا گریده است، ضعف نخبگان سیاسی و آسیب پذیری ساختار سیاسی-اقتصادی است.

به طور کلی می توان دلایل نفوذ نخبگان غیر سیاسی را این چنین بیان کرد:

۱) ساختار اقتصادی : سیستم اقتصادی «کاپیتالیسمی»، حاکم بر ایالات متحده آمریکا، مهم ترین عاملی است که موجب می شود، شاهد تسلط و نفوذ سرمایه داران در راس تصمیمات سیاسی و غیر سیاسی باشیم.

۲) سرمایه داران غیر بومی: وجود سرمایه داران غیر آمریکایی در این کشور، باعث بی توجهی به منافع ملی و اهمیت منافع اشخاص شده است، که در نهایت خود را در نابرابری اقتصادی بین طبقات مختلف اجتماعی نشان می دهد.

نمونه ای از این نابرابری خود را در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱ م به همگان نمایان ساخت. شعار «اشغال وال استریت» توسط مردم ایالات متحده آمریکا در این تاریخ آغاز شد. خواسته اشغال‌کنندگان وال استریت عمدتا” رفع نابرابری‌های اقتصادی، مبارزه با فرهنگ اقتصادی سرمایه‌داری و از بین بردن دسترسی و نفوذ دلالان شرکتی و غول‌های پولی در دولت آمریکا می‌باشد (۴۰).

۳) امپیرالیسم: قدرت افزایی جهانی؛ و نیاز به گسترش فرصت های اقتصادی و سیاسی؛ میل به مستعمره کردن سرزمین های دیگر را به همراه دارد. یکی از مشخصه های جوامع فرادستی در طول تاریخ بشری بروز همین میل با گرایش های امپریالیستی بوده است. این عامل در ایالات متحده آمریکا نیز به وضوح دیده می شود. علاقمندی غول های تجاری آمریکایی به در اختیار درآورن منابعی مانند نفت و گاز کشورهای دیگر، آن ها را ملزم به داشتن برنامه های عظیم و دقیق برای رسیدن به این مهم می کرد با نفوذ خود در موسسات تحقیقاتی توانستند به اهداف خود نائل شوند.

واقع شدن جمهوری اسلامی ایران در منطقه ای که از هر نظر غنی و دارای امکانات بالقوه است و به علاوه از لحاظ ژئوپلیتیکی دارای نقاط استراتژیکی حساسی است که به راحتی می تواند باعث مختل شدن مبادلات سوختی شود، این کشور را به یکی از مهم ترین کشورهای منطقه و بلکه جهان برای دول غربی تبدیل کرده است.

ایالات متحده آمریکا و مراکز فکری آن، همواره از گزینه هایی صحبت می کنند که قرار است به نابودی جمهوری اسلامی ایران منجر شود.

پژوهش های اتاق های فکر ایالات متحده آمریکا مورد جمهوری اسلامی ایران، بسیار حساس و جای تامل و کار دارد امید است که دانشگاهیان و متخصصین سیاسی-اجتماعی در این حوزه قدم های ارزشمندی را بردارند. البته آشکار است که از سپیده دم پیروزی انقلاب اسلامی در ایران غرب در صدد نابودی نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است ولی آنچه عملا رخ داده افزایش قدرت ملی و منطقه ای ایران بوده است.

 

 

منابع و مآخذ

 

۱)

http://www.gotothinktank.com/aboutus/about-us/

۲)

Donald E.Abelson American think-tank and their role in u.s. foreign policy new-york mac millan press LTD 1996-p.208

۳) امیدی ، مهدی ، جایگاه اتاق فکردر تدوین سیاست خارجی ، فصلنامه راهبردی دفاعی ، سال سوم ، ۱۳۸۴،ص ۸۳

۴)

Diane Steve , Think Tank and Policy Analysis m in Frank Fischer , Gerald J.Miller & Mara S.Sidney(eds) and Handbook of public policy analysis : Theory , Methods and Polities , New York , marcel Dekker Inc. 2006 149-157

 

۵)

http://ahdictionary.com/word/search.html?q=think+tank

۶)

http://oxforddictionaries.com/definition/english/think%2Btank?q=think+tank

۷) صالحی اصل ، علی حسین و میزا امینی ، محمدرضا . درـمدی بر اتاق های فکر دفاعی . فصلنامه راهبرد دفاعی . سال ۱۳۸۴ ص ۳۰

۸) علی نوری ، مرتضی .کلیاتی بر اتاق های فکر (کانون های تفکر) .مدیریت «کنترولر» پاییز و زمستان ۱۳۸۴ ، شماره ۱۹ ، صص۲-۳

۹)

G .William Domhoff (1967). Who Rules America?. ISBN 0-13-958363-7.

۱۰)

McGann , James . “Think Tank and the Tran-nationalization of Foreign Policy”.

http:// fpri.org

۱۱)

Diane Stone and Andrew Denham (ed) , think tank Traditional : Policy Research and the Politics of ideas , Manchester university press ,2004 , 322-324 pp

 

۱۲) صالحی اصل ، علی حسین و میزا امینی ، محمدرضا . درـمدی بر اتاق های فکر دفاعی . فصلنامه راهبرد دفاعی . سال ۱۳۸۴ ص ۲۹

۱۳)

Donald E.Abelson American think-tank and their role in u.s. foreign policy new-york mac millan press LTD 1996-p.209

۱۴) صالحی اصل ، علی حسین و میزا امینی ، محمدرضا . درـمدی بر اتاق های فکر دفاعی . فصلنامه راهبرد دفاعی . سال ۱۳۸۴ صص ۳۱-۳۲

۱۵) امیدی ، مهدی ، جایگاه اتاق فکردر تدوین سیاست خارجی ، فصلنامه راهبردی دفاعی ، سال سوم ، ۱۳۸۴،ص ۸۴

۱۶)

McGunn James. “The global go-to think tanks” the think tank and civil societies program

http://fpri.org

 

۱۷)

James G. McGann , 2011 Global Go To Think Tanks Index Report , University of Pennsylvania , 12-1-2011, edition 2011

۱۸)

James G. McGann , Think tanks and policy advice in u.s. , August, 2005 , p – 8

۱۹)

James G. McGann , Think tanks and policy advice in u.s. , August, 2005 , p – 11

۲۰)

World of sociology. Gale. November 2000 ISBN 978-0-7876-4965-4

۲۱)

Kenne th . E .Miller (1967) . “who rules America” , by G.William

۲۲)

Richard Haass , Behind Closed Doors Elite Politics, Think Tanks, and U.S. Foreign Policy , 2005 Volume 7/Number 2 , 4-p

۲۳)

Domhoff , William g.2002.who rules America. Power & politics , 7th edition . McGraw Hill : New York

 

 

۲۴)

Dye . Thomas . 2002 . who’s running America: the bush restoration , 7th ed. Prentice hall : upper saddle river . NJ , 71-p

۲۵)

Domhoff , William g.2002.who rules America. Power & politics , 7th edition . McGraw Hill : New York

۲۶)

Hass , Richard 2000 , Think Tank and U.S. Foreign : A Policy-Markers Perspective Retrieved , September 12,2003

۲۷)

Richard hass … ۷-p

۲۸)

Martin Thunert , Conservative think tank in U.S. and Canada

۲۹)  همان

۳۰)

The changing world of think tank

۸-p

۳۱) همان ص ۹

۳۲)

Singer , Peter . “Washington’s think tanks: factories to call our own the Brookings Institute.”

http://brookings.edu

۳۳)

“About the global think tank”, Carnegie Endowment for international peace

http://carnegieendowment.org/about/

 

۳۴) ایزدی ، فواد ، شبکه بررسی مسائل ایران در آمریکا و سیاست های ایالت متحده  در قبال جمهوری اسلامی ایران / ص ۱۱

۳۵)

American Foreign Policy Project. 2008. Joint Experts’ Statement On Iran,

Washington, DC: American Foreign Policy Project, 1, http://american

۳۶) شبکه های بررسی مسائل ایران / پیشین / ص ۱۳

۳۷) همان ۲۱

۳۸) همان ۲۸

۳۹) همان صص ۳۹ – ۴۰

۴۰)

Wall Street protesters: We’re in for the long haul Bloomberg Businessweek. Accessed: 3 October 2011

http://www.businessweek.com/ap/financialnews/D9Q4CNR81.htm

[۱] “Helping to bridge the gap between knowledge and policy”

[۲] Professor Donald Abelson , Director , The Canada-US Institute and Director , Center for American Studies

[۳] Policy Institute

[۴] American Heritage Dictionary

[۵] Oxford Dictionary

[۶] William. G. Domhoff

[۷] International Intelligence Agency

[۸] RAND (American Research & Development Corporation)

 

[۹] Mc Gunn

[۱۰] Brookings

[۱۱] Heritage

[۱۲] University of Pennsylvania

[۱۳] The Think Tanks and Civil Societies Program

[۱۴] American Enterprise Institute

[۱۵] Center for Strategic and International Studies

[۱۶] Urban Institute

[۱۷] Great Society

[۱۸] The National Bureau of Economic Research

[۱۹] CATO Institute

[۲۰] Heritage Foundation

[۲۱] Economic Policy Institute

[۲۲] Conservative

[۲۳] Libertarian

[۲۴] Centrist

[۲۵] Progressive

[۲۶] National Interest

[۲۷] Elites Interest

[۲۸] lvy League

[۲۹] Center for the National Interest ( The Nixon Center )

[۳۰] The Intelligence Epic Center

[۳۱] Boros Makdari

[۳۲] Richard Hass

 

[۳۳] Andrew Rich

[۳۴] Hoover Institute

[۳۵] CSIS

[۳۶] Contract Research In

[۳۷] Sharp Sticks and Appetizing Carrots

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.