از پس لرزه های کرونا تا شکل گیری جنبش ضد تبعیض نژادی” من نمی توانم نفس بکشم” در امریکا

0 268

درحالی که همه توجهات به آثار و پیامدهای مخرب و ویرانگر همه گیری ویروس کرونا درامریکا معطوف و متمرکز شده بود که بیش از ۱۰۰ هزار کشته و حدود ۴ تریلیون دلارهزینه اقتصادی بر دوش دولت ترامپ گذاشت و زنگ خطر را برای شکست وی در انتخابات ابان ماه به صدا درآورد، به یکباره انتشار فلیم خشونت امیز مربوط به قتل عمدی یک سیاه پوست در مینیاپولیس که زیرزانوی پلیس این شهرخفه شد، به خبراول نه درامریکا بلکه درسراسرجهان تبدیل شد و در راس اخبار و تحلیل ها قرار گرفت. یکی از نکاتی که اغلب رسانه ها به آن پرداختند و به شعارمعترضان تبدیل شد ” عبارت من نمی توانم نفس بکشم ” است که جورج فلوید در ثانیه های پایان زندگی خود و زیر فشارزانوی پلیس قاتل برگردن خمیده وی به زبان راند. 

 

فایننشال تایمز:

آخرین سخنان جورج فلوید بسیار آشنا بود. یک مامور پلیس سفید پوست روز دوشنبه در مینیاپولیس زانوی خود را تقریبا به مدت ۸ دقیقه بر روی گردن وی قرار داده بود و او گفت نمی تواند نفس بکشد. این همان جمله ای است که مردی سیاه پوست به نام اریک گارنر که سال ۲۰۱۴ در نیویورک به دست پلیس کشته شد آن را بیان کرده بود.

پایگاه اینترنتی نیوزویک:

شاهدی که در خودروی جرج فلوید حضور داشته است می گوید فلوید در برابر بازداشت شدن توسط پلیس مقاومتی از خود نشان نداد . این شاهد موریس لستر هال Maurice Lester Hall، دوست دیرین جرج فلوید، است. او به هنگام اقدام پلیس برای بازداشت جرج فلوید در خودروی فلوید حضور داشت. او شامگاه چهارشنبه گفت فلوید تلاش می کرد که هیچ تنشی با پلیس نداشته باشد و به هیچ وجه در برابر اقدام پلیس برای بازداشت وی مقاومتی از خود نشان نداد.  موریس لستر هال که ۴۲ سال سن دارد و بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت تصریح کرد: “فلوید از همان ابتدا تلاش می کرد به خاضعانه ترین شکل ممکن نشان دهد که به هیچ وجه قصد مقاومت در برابر پلیس ندارد.” دوست فلوید در گفتگوی خود با نیویورک تایمز گفت صدای فلوید را می شنیده است که خطاب به افسر پلیس می گفت: “قربان، این کارها برای چیه؟”دوست فلوید افزود: “او صرفا فریاد می کشید و خواستار کمک بود، زیرا داشت جان می داد. من هیچ گاه ترسی را که در چهره فلوید بود فراموش نخواهم کرد.” هال شاهدی کلیدی در تحقیق و تفحص در خصوص پرونده قتل فلوید و چهار افسر پلیسی که با این پرونده ارتباط دارند محسوب می شود.

موسسه بروکینگز:

چهار نیروی پلیس مینیاپولیس، جورج فلوید، یک مرد سیاه پوست، را که تحت بازداشت قرار داشت، تا حد مرگ کتک زدند. ظرف چند ساعت پس از این حادثه، فیلمی منتشر شد که در آن نشان داده می شود، یکی از نیروهای پلیس زانوی خود را پشت گردن فلوید قرار داده است و فشار می دهد. صدای فلوید شنیده می شد که می گفت نمی توانم نفس بکشم.

نیویورک تایمز:

یکی از ماموران پلیس مینه سوتا، در حالی که زانویش را روی گردن شهروندی سیاهپوست به نام جرج فلوید گذاشته بود، فیلم گرفته شد. فلوید قبل از مرگ، در تمام مدتی که زانوی پلیس روی گردنش بود می گفت نمی تواند نفس بکشد. اریک گارنر هم که سال ۲۰۱۴ به دست یکی از ماموران پلیس نیویورک کشته (خفه) شد، در لحظات پایانی عمر خود همین جمله را تکرار می کرد. کشته شدن گارنر منجر به تاسیس جنبش «زندگی سیاهپوستان اهمیت دارد» شد.

یو اس ای تودی:

یک مامور پلیس به نام درک شوین پس ازآن متهم شد که تصاویر ویدیویی که یک عابر تهیه کرده بود وی را در حالی نشان داد که وی زانوی خود را به مدت بیش از هشت دقیقه بر روی گردن فلوید فشار می داد. فلوید در این حادثه بر اثر مسدود شدن مجرای تنفسی خود جان سپرد.

نژادپرستی در امریکا نه یک مساله موقتی بلکه یک مشکل حاد ساختاری است و حاصل شکاف های عمیق و گسترده اجتماعی و اقتصادی است و با توجه به اینکه همه گیری بیماری کرونا سیاه پوستان را بیشتر از سفید پوستان درگیر کرد و از آن ها هم تلفات بیشتری گرفت و هم اینکه هزینه های ناشی از این بیماری برای سیاه پوستان بسیار سنگین تر بوده لذا شیوع کرونا زمینه را برای بازشدن شکاف های اجتماعی و اقتصادی فراهم کرد.

نیویورک تایمز:

اوضاع دو ماه و نیم گذشته در آمریکا مثل سکانس شروع یک فیلم آخرالزمانی بود. نخست بیماری همه گیر کووید ۱۹ شیوع یافت و بیمارستان های شهر نیویورک تحت فشار شدید قرار گرفتند. اقتصاد کشور متوقف شد و بیکاری افزایش یافت؛ از ماه مارس، از هر چهار آمریکایی، یک نفر تقاضای حقوق بیکاری کرده است. خودروها تا کیلومترها در برابر بانک های(مرکز توزیع رایگان) غذا صف کشیدند. معترضان به تعطیلی کشور که تا دندان مسلح بودند، در سراسر کشور تظاهرات کردند؛ معترضان در میشیگان باعث بسته شدن کنگره شدند و قانونگذاران مجبور شدند جلسات کنگره را لغو کنند. تاکنون در آمریکا دست کم ۱۰۰ هزار نفر بر اثر بیماری جان خود را از دست دادند که پارسال کسی نام آن را هم نشنیده بود.

موسسه بروکینگز:

نام فلوید به فهرست نام ساهپوستانی اضافه شده است که در زمانی که نیروهای پلیس وظیفه نمادین خود را در زمینه حفاظت و خدمت به مردم انجام می دهند، بدون هیچ دلیل قانع کننده ای جان خود را از دست داده اند. هر روز بر تعداد این افراد افزوده می شود.  دیدگاه های نژادپرستانه ای که باعث می شود پلیس آمریکا سیاه پوستان را خفه کند، همانگونه که پیش از این در سال ۲۰۱۴ هنگام مرگ اریک گارنر در نیویورک شاهد آن بودیم، همان دیدگاه هایی است که مانع از استخدام سیاه پوستان می شود و فرصت های سرمایه گذاری را از آنها می گیرد.  بررسی این دیدگاه ها از موارد متعدد متوقف، دستگیر و محکوم کردن سیاه پوستان آمریکا همچنین قتل غیرقانونی افرادی مانند فلوید خبر می دهد.  نتایج بررسی های اخیر موسسه بروکینگز نشان دهنده ارتباط میان ارزشی است که پلیس برای جان سیاه پوستان قائل می شود با ارزشی جان آنها برای اقتصاد آمریکا دارد. ۳۱۵ هزار ساکن سیاه پوست منطقه سنت پل مینیاپولیس، حدود۷/۸ درصد کل جمعیت این منطقه را تشکیل می دهند. ادعا می شود در کل فقط ۷/۱۲ درصد از جمعیت کل آمریکا سیاه پوست هستند. این منطقه در سال های اخیر در برخی زمینه ها شاهد رشد اقتصادی بوده است اما ساکنان سیاه پوست و رنگین پوست آن نتوانسته اند در این رفاه سهم کاملی داشته اند.  براساس ارزیابی های موسسه بروکینگز درباره رشد اقتصادی ابر شهرهای آمریکا، در سال ۲۰۱۸، تعداد مشاغل در منطقه سنت پل مینیاپولیس در مقایسه با دوره رکود بزرگ، ۱۰ درصد افزایش داشته است، اما درآمد متوسط خانوارهای سیاه پوست در این منطقه ۳۸ هزار و ۲۰۰ دلار بوده که کمتر از نصف در آمد خانوارهای سفید پوست یعنی ۸۵ هزار و ۴۰۰ دلار است.

پایگاه اینترنتی اسپوتنیک به نقل از “ژرالد الیویه”، متخصص مسائل سیاسی در آمریکا:

عنصری استثنایی وجود دارد که توسط ویروس آورده شده است, به ویژه پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از ویروس کرونا وجود دارد. قرنطینه و وضع محدودیت ها در آمریکا، عواقب چشمگیری داشت. هیچ مشکلی برای تأمین اجتماعی، به اندازه آنچه در اروپا وجود دارد، در آمریکا وجود ندارد. وقتی اقتصاد متوقف شود، میلیون ها نفر خود را بیکار می یابند، آنهم نه به عنوان یک بیکاری موقت کوتاه مدت تحت پوشش دولتی، مانند آنچه در فرانسه وجود دارد. در بهترین حالت، کمک هزینه ای وجود دارد که ۵۰٪ از حقوق قبلی شما را شامل می شود. اگر بیکاری ادامه یابد، خطر واقعی از دست دادن بیمه درمانی شما وجود دارد. این یک وضعیت بسیار اضطراب آور است. همچنین، افراد آمریکایی بی شماری، به ویژه در جامعه سیاهپوستان، به صورت “اعتباری خرید می کنند” و هیچ امنیتی در هنگام متوقف شدن اقتصاد ندارند. این مورد “جرج فلوید” بود. از این رو، عدم اطمینان، عنصر دیگری است که این عصبانیت را توضیح می دهد، اما توجیه نمی کند.

واشنگتن اگزمینر:

دهها کارشناس حوزه بهداشت و سلامت عمومی، نامه ای سرگشاده را امضا کرده اند که موضوع آن، حمایت سراسری از اعتراضات با وجود خطر شیوع بیشتر ویروس کرونا است، زیرا به گفته این کارشناسان “برتری طلبی سفیدپوستان، یک موضوع مرگبار در عرصه سلامت و بهداشت است.” در این نامه که در ابتدا توسط کارشناسان بیماری های عفونی در دانشگاه واشنگتن نوشته شده بود، به شمار افراد سیاهپوستی که توسط نیروهای پلیس کشته شده اند، نابرابری ها در میزان امید به زندگی و همچنین نرخ بالاتر مرگ و میر آمریکایی های سیاهپوست ناشی از ابتلا به ویروس کرونا اشاره می شود و این موارد، نمونه هایی عنوان می شود که باعث شده است حضور معترضان در خیابان ها توجیه شود. در این نامه آمده است “برتری طلبی سفید پوستان، یک مساله مرگبار در عرصه بهداشت و سلامت عمومی است که اهمیت آن از بیماری کووید-۱۹ بیشتر است و در شیوع این بیماری تاثیر دارد.” دکتر الین نسوسی استاد رشته بهداشت جهانی در دانشگاه بوستون در گفتگویی با «رادیو ملی دولتی (ان پی آر)» در این باره گفت “داده ها نشان می دهد سیاه پوستان و لاتین تبارها، به شکلی نابرابر در بسیاری از ایالت های آمریکا، تحت تاثیر بیماری کووید-۱۹ قرار گرفته اند.” وی که این نامه را امضا نکرده، اما با پیام کلی آن موافق است در این باره گفت “نژاد پرستی یکی از دلایل وجود این نابرابری ها است.”

فایننشال تایمز:

بازگشت نارضایتی عمومی بر سر فوت آفریقایی تبارها در بازداشت پلیس در حالی است که آمریکا برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در بحبوحه همه گیری ویروس کرونا آماده می شود. همه گیری ویروس کرونا جان بیش از ۱۰۰ هزار نفر را گرفته است. ویروس کرونا در ابعادی نا متناسب بر سیاه پوست و قهوه ای پوستان آمریکایی تاثیر گذاشته است. این افراد عموما درآمدهای پایین تر دارند و در شهرهای بزرگ زندگی می کنند. تیم والتس فرماندار ایالت مینه سوتا که شهر مینیا پولیس بزرگترین شهر این ایالت است گفت :”چند نسل درد کشیدن افراد اکنون خودش را به جهانیان نشان می دهد. اینها اتفاقاتی در کشور هستند که به مدت ۴۰۰ سال وجود داشتند.”

آن چه در این میان مسلم است اینکه برخورد خشونت امیز پلیس امریکا و رویکرد ترامپ در اتخاذ سیاست مشت آهنین در برخورد با معترضان و حتی فراخوانی گارد ملی و ارتش برای سرکوب معترضان نقش اساسی در تشدید و گسترش اعتراض ها داشته و به مثابه بنزینی بود که روی اتش پاشیده شد

 

پایگاه اینترنتی اسلیت :

در اواخر دهه ۱۹۶۰، بار قبل که آمریکا با چنین ناآرامی مواجه شد، این گروه های شبه نظامی بودند که می خواستند جنگ را به داخل کشور بکشند اما امروز به نظر می رسد این سران سیاسی آمریکا هستند که می خواهند جنگ را به خانه بیاورند.
مقابله نیروهای کاملا مسلح شده پلیس، نیروهای گارد ملی و بالگردهای بلک هاوک با معترضان بازتاب دهنده همان شعارها، چارچوب قانونی و شیوه های نظامی است که در طول ۲۰ سال گذشته جنگ تروریسم شاهد آن بودیم. اکنون از همان رویکرد برای مقابله با معترضان در خیابان های آمریکا استفاده می شود.

یو اس ای تودی:

فعالان می گویند مرگ فلوید مورد دیگری از نژاد پرستی نظام مند در تشکیلات مجری قانون(پلیس) است.

تایم:

در پی گسترش تظاهرات در شهرهای سراسر آمریکا در اعتراض به خشونت پلیس پس از قتل جرج فلوید، انتشار تصاویری از دو خودروی پلیس شهر نیویورک در روز شنبه که معترضان را در بروکلین زیر می گیرند ، موجب برانگیخته شدن خشم مردم و تشدید اعتراضات شده است.در این تصاویر ویدیویی که از زوایای مختلف فیلمبرداری شده است ، راننده دو دستگاه خودروی پلیس،خودروی خود را به سمت گروهی از معترضان که وسط خیابان ایستاده اند می رانند و آنها را زیر می گیرند. برخی از معترضان یک مانع فلزی بین خودشان و یکی از خودروها قرار داده اند و مخروطهای ویژه کنترل ترافیک ، بطری آب و دیگر اشیا را به سمت خودروی پلیس پرتاب می کنند. در این لحظه یک خودروی دیگر پلیس کنار خودروی اول می آید و به سمت جمعیت معترض می راند . سپس خودروی اول نیز به سمت معترضان حرکت می کندو برخی از معترضان به زمین می افتادند.

روزنامه ایندیپندنت:

تقریباً ۱۷۰۰۰ نیروی گارد ملی طی چند روز گذشته در نقاط مختلف مستقر شده اند و به هزاران نیروی وابسته به نهادهای دیگر پیوستند که در بحران شیوع ویروس کرونا به نواحی مختلف اعزام شده بودند .بدین ترتیب شمار نیروهای مستقر در آمریکا از تعداد نیروهای خدمت وظیفه فعال در افغانستان ، عراق و سوریه بیشتر می شود و شمار آنها به حدود ۷۶ هزار نفر می رسد.

نیویورک تایمز:

زمانی که جورج فلوید زیر فشار زانوی افسر پلیس شهر مینیاپولیس کشته شد، خشونت پلیس که برای نسل ها، آمریکا را درگیر کرده به عامل اعتراض مردم آمریکا تبدیل شد که خواستار تحقق آرمان بنیادی برای ترویج زندگی، آزادی و خوشبختی هستند.اما هر زمان که مردم آمریکا برای تحقق اساسی ترین حق خود به عنوان شهروند وارد خیابان ها شده اند، با بی توجهی بیشتر به این حقوق از جانب کسانی روبرو شدند که قرار است حامی حقوق مردم باشند. برخی از معترضان از خط قرمز عبور کرده و دست به خشونت زدند. برخی هم از این آشوب ها سوءاستفاده کردند و به غارتگری پرداختند. اما اغلب مواقع، پلیس در مواجهه با اعتراضات مسالمت آمیز علیه خشونت پلیس، دست به خشونت بیشتری علیه معترضان، خبرنگاران و ناظران زده است.

حال سوال مهمی که برای اغلب رسانه ها و محافل سیاسی مطرح است اینکه اثرات شکل گیری جنبش ” من نمی توانم نفس بکشم” بر انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در آبان ماه چه خواهد بود؟

پایگاه اینترنتی بلومبرگ :

واکنش ها به تدابیر خشونت آمیز دولت آمریکا برای برخورد با اعتراضات مسالمت آمیز در برابر کاخ سفید ، رئیس جمهور را در سال انتخابات با آشفتگی بیشتر روبرو و گزینه های پیش روی دونالد ترامپ را برای مقابله با ناآرامی های سراسر کشور محدود کرده است .

پایگاه اینترنتی موسسه چاتم هاوس:

اکنون علنا این موضوع مشخص شده است که مساله نژاد و همچنین همه گیری بیماری، عوامل پیشران برای مردم آمریکا در انتخابات ماه نوامبر خواهد بود. سیاست های کنونی دولت آمریکا به نظر می رسد باعث حضور آمریکایی های آفریقایی تبار در انتخابات شود، به خصوص اگر جو بایدن، معاون اول خود را یک زن آمریکایی آفریقایی تبار انتخاب کند. همچنین به دلایلی موجه، باید باور کرد که بیماری همه گیر باعث افزایش حضور جوانانی در انتخابات خواهد شد که از بیکاری و تعطیلی دانشگاه ها به شدت آسیب دیده اند. هیچ یک از این مسائل، به نفع ترامپ نخواهد بود. شدیدترین خطر توسل به خشونت، به همراه استفاده از تاکتیک های قهری، علیه دموکراسی در آمریکا خواهد بود. این موضوع کاملا مشخص است که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، تغییر دهنده روند بازی خواهد بود، آن هم نه فقط برای آمریکا، بلکه برای همه جهان. شیوع بیماری همه گیر، پیشتر باعث تشدید مشارکت های بین المللی معیوب ترامپ شده بود، اما این بحران جدید، شرایط را یک گام به جلوتر می برد. ترامپ با چماق، مقابل دوستان آمریکا و نهادهایی ایستاده است که هم آمریکا و هم دیگر کشورهای جهان نیاز دارند برای تضمین آینده نسل امروز و نسل بعد، در آنها سرمایه گذاری کنند.

نیویورک تایمز:

در این گزارش به قلم توماس ال فریدمن با عنوان “ما آمریکا را شکستیم و کشور از دست رفته است. ما در کجا می توانیم رهبری را پیدا کنیم تا آمریکا را نجات دهد؟” آمده است: سه سال پیش, من شاید امیدوار بودم که جمهوری خواهان در سنای آمریکا وارد عمل خواهند شد و جلوی ترامپ را خواهند گرفت. اما اکنون همه ما می دانیم که اوضاع از چه قرار است. انجمن حزبی جمهوریخواهان در سنای آمریکا اکنون چیزی غیر از روسپی خانه سیاسی نیست. میچ مک کانل بازیگر اصلی در این روسپی خانه است. مک کانل و انجمن حزبی اش تنها در راستای تقویت پایگاه جمهوری خواهان تلاش می کنند تا بر سر قدرت باقی بمانند و مزایای اقتصادی را برای کمک کنندگان ثروتمند خود تضمین کنند. این افراد شامل سارا پیلین, تی پارتی, شرکت های فعال در بخش زغال سنگ, آلوده کنندگان صنعتی و اکنون متعصب ترین حامیان ترامپ می شوند. مهم نیست که این افراد چه کسانی هستند. چراغ قرمز همیشه بالای در اتاق جمهوری خواهان در سنای آمریکا روشن است. در ارتباط با رسانه های اجتماعی چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ آیا آنها ما را از دست زباله های سمی که اکنون وجود دارند, نجات می دهند؟ البته که مارک زاکربرگ مالک فیس بوک شامل این افراد نمی شود. این افراد شامل رابرت مرداخ می شوند. او همواره در حال توجیه تصمیمات بزدلانه اش درباره “آزادی بیان” است و او تنها به سبب پولش مورد توجه می باشد و مهم نیست که تا چه سطحی در حال نابود کردن دموکراسی است.

پایگاه اینترنتی آتلانتیک:

ما هم اکنون در مرحله نهایی دوران ترامپ به سر می بریم. مرحله نخست ریاست جمهوری ترامپ ، با محوریت مشاورانی آغاز شد که به گونه ای ناقص سعی در مهار ومحدود سازی وی داشتند. سپس وارد دوره غرور یا اعتماد به نفس بیش از حد شدیم که ترامپ طی آن به طور نظام مند در صدد برآمد خود را از شر این مشاوران فضول خلاص کند و آزادانه به دنبال هوی وهوس و تحقق خواسته های خود برود ، مرحله سوم مرحله حسابرسی بود زیرا رئیس جمهور خودسر آمریکا کم کم با پیامدهای تضادها و تناقضات رویکرد خودش در قبال چین و به ویژه ایران روبرو می شد ، حالا هم در نهایت وارد مرحله نهایی عصر ترامپ شده ایم یعنی دوره بحرانهای ترسناکی که بیم آن می رود طولانی باشند.

پایگاه اینترنتی نیوزویک:

واقعیت امرآن است که دونالد ترامپ دولت ایالات متحده آمریکا را اداره نمی کند. او هیچ چیزی را مدیریت نمی کند. او هیچ فرد یا گروهی را سازماندهی نمی کند. او نه نظارت می کند نه کنترلی بر اوضاع اعمال می دارد. ترامپ تحمل و طاقت آن را ندارد که گزارش ها را بشنود. کاخ سفیدی که تحت مدیریت ترامپ قرار دارد از هرج و مرج دائمی رنج می برد.
مشاوران دونالد ترامپ واقعیت ها را به وی نمی گویند. این مشاوران افرادی متملق، چاپلوس و سرسپرده هستند. شماری از آنها نیز از بستگان رئیس جمهور هستند.  دونالد ترامپ از زمان ورود به کاخ سفید در ژانویه سال ۲۰۱۷ تا کنون ذره ای علاقه مندی به حکومتداری از خود نشان نداده است. او تنها به خود می اندیشد . با این حال، بحران های اخیر در آمریکا عمق خودخواهی های ترامپ را فاش کرد و نشان دادن که وی چگونه جایگاه و منزلت ریاست جمهوری آمریکا را تنزل بخشیده است
کوتاهی های دونالد ترامپ در عمل به وظایف قانونی اش فراتر از کوتاهی در رهبری جامعه و بی توجهی به هنجارها و مسئولیت های سنتی است. درست در زمانی که مردم آمریکا با مشکلات بزرگ دست و پنجه نرم می کنند، ترامپ از عمل به مسئولیت هایی که بر دوش یک رئیس جمهور گذاشته شده است خودداری می کند. ترامپ دیگر رئیس جمهور (ایالات متحده آمریکا) نیست. هر چه زودتر ما او را رئیس جمهور آمریکا ندانیم، بهتر خواهد بود.

لوموند:

دونالد ترامپ احساس می کند که این مقطع زمانی برای انتخابات ریاست جمهوری ۳ نوامبر بسیار مهم است . زیرا این شورش ها که روند آن از یک هفته پیش از مینیاپولیس آغاز شده است ، به دو بحران دیگر یعنی شیوع بیماری کووید-۱۹ و نابرابری های عمیق اجتماعی پیوند خورده است.نابرابری های اجتماعی که جامعه آفریقایی-آمریکایی به بیشترین میزان از آن آسیب و ضربه خورده است. مسئله از این نظر واقعا جدی است امروز نزدیک به ۴۰ میلیون در آمریکا متقاضی کار هستند و این رقم ۲۰ درصد از جمعیت فعال این کشور را تشکیل می دهد.
حالا با توجه به آنچه گفته شد این پرسش مطرح می شود که آیا این چندگانه شدن و تعدد بحران ها در آمریکا می تواند به نقطه عطفی در تاریخ آمریکا تبدیل شود؟ در پاسخ به این پرسش خوب است که گریزی به مقاطع تاریخی بزنیم. در سال ۱۹۶۸ ، شورش سیاهیان پس از ترور مارتین لوتر کینگ آنهم در سایه نارضایتی مردمی از جنگ ویتنام زمینه را برای انتخاب ریچارد نیکسون در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا فراهم کرد. اما در آن زمان این حزب دموکرات یعنی جانسون رئیس جمهور آمریکا بود. از نظر انتخاباتی ، شورش ها و خشونت های شهری همیشه به نفع احزاب راست گرا که خود را مظهر نظم و اقتدار می دانند تمام می شود. اما اینجا یک مشکل وجود دارد و آن اینکه دونالد ترامپ در راس حزب جمهوری خواه لوبوتومیزه شده( عمل خطرناک لوبوتومی که بر پایه ایجاد برش و آسیب عمدی به لوب پیشانی مغز استوار است و معمولاً نتیجه معکوس و مخرب دارد) از دو ماه پیش تاکنون در کنترل امور با مشکل مواجه شده است. اگر نامزد دموکرات ، جو بایدن ، موفق شود از این فرصت به نفع خود استفاده کند و اگر شورش فعلی موفق شود به یک جنبش مدنی تبدیل شود ، پس ترامپ برای انتخاب دوباره خود باید نگران باشد.

همچنانکه ملاحظه می شود اغلب رسانه ها بخصوص در امریکا معتقد به تاثیر منفی شکل گیری جنبش ” نمی توانم نفس بکشم” بر موقعیت ترامپ و جمهوریخواهان در انتخابات آینده است اما در این میان برداشت دیگری در برخی از رسانه های اروپایی همچون لوموند دیده می شود که معتقد به بهره برداری راستگراهای امریکایی به رهبری ترامپ از فضای کنونی برای تحریک و تشویق سفیدپوست ها در انتخابات هستند و طرح این احتمال ، خود به طرح سوال های دیگری می انجامد. از جمله اینکه ایا قتل جورج فلوید یک تصادف بوده و یا اینکه بر اساس یک طرح پیشدستانه صورت گرفت تا دولت ترامپ و جناح حاکم بتواند از ان به عنوان عاملی برای انحراف افکار عمومی و خارجی از ضعف های خود در قبال بحران کرونا استفاده کند که به یک رسوایی و البته به یک تراژی در تاریخ امریکا تبدیل شد؟! دلایل و شواهد زیادی این احتمال را قابل تامل می کند. ازجمله اینکه با شکل گیری و گسترش این اعتراضات، توجهات چه در داخل و چه خارج امریکا به یکباره ازناکارآمدی دولت ترامپ در قبال بحران کرونا( که بیش از۱۰۰ هزار کشته، ۴ تریلیون دلار هزینه و میلیون ها بیکار برجای  گذاشت) به شکاف های اجتماعی و اقتصادی با محوریت سیاه پوستان منحرف شد که ریشه طولانی در تاریخ امریکا دارد و اساسا تاریخ امریکا با این مسئله گره خورده است. لذا اگر آثار و پیامدهای کرونا تماما بر دوش دولت ترامپ بود و هزینه های سیاسی ان می توانست در انتخابات پیش رو به بهای شکست ترامپ و جمهوریخواهان تمام شود اما هزینه های سیاسی و انتخاباتی شکل گیری جنبش ضد تبعیض نژادی ” نمی توانم نفس بکشم” به مراتب کمتر از هزینه های ناکامی  آن در قبال کروناست ضمن اینکه امروز ادعای می شود جمعیت سیاه پوستان کمتر از۱۵ درصد جامعه امریکا را تشکیل می دهد. ازاین نظر این احتمال که جناح راستگرای حاکم برای نجات خود ازرسوایی بحران کرونا در زدن جرقه جنبش اعتراضی جاری دست و نقش داشته باشد بعید نیست وبرخی نشانه ها از جمله قساوت پلیس در قتل جورج فلوید و یا اقدام تحریک امیز ترامپ در فراخوانی ارتش و نیروهای گارد ملی برای سرکوب معترضان معنادار و قابل تامل است. اگر چنین امری به اثبات برسد قتل جورج فلوید کاملا عمدی به حساب می آید. در مجموع این احتمال که جناح راستگرای حاکم بر کاخ سفید با قتل جورج فلوید به انتخاب گزینه بد از بدتر یا بدتر از بدترین روی اورده باشد تا بر رسوایی ناکامی های خود در قبال بحران کرونا سرپوش بگذارد بعید نیست اما دو مشکل در این زمینه وجود دارد که می توان محاسبات جناح حاکم را به هم بزند: نخست اینکه تجربه تحولات نشان داده در مواردی که زمینه و بستر اعتراضات وجود دارد زدن جرقه امکان دارد به اتشی منتهی شود که خاموش کردن آن امکان پذیر نباشد کما اینکه هنوز علیرغم گذشت نزدیک به یک دهه اتشی که در شمال افریقا و خاورمیانه با مرگ بوعزیزی در تونس اغاز شد خاموش نشده است ودوم اینکه گستره تلفات و هزینه های بحران کرونا به قدری گسترده است که نمی توان با فرافکنی بحران بر آن فائق امد بخصوص انکه امکان دارد بحران کرونا با جنبش اعتراضی : نمی توانم نفس بکشم” با هم یکی شوند و به هم افزایی هم کمک کنند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.