افغانستان و تروریسم مدرن

0 190

سر آغاز :

تبار شناسی، سیر تحولات اجتماعی گروه های تروریستی نظیر: طالبان،‌القاعده، داعش، مختص جغرافیای خاصی نیست و برای شناخت دقیق تر باید ماهیت ، ساختار اجتماعی آنان مورد بررسی قرار گیرد. در افغانستان ، باورهای قومی، مذهبی شکل گرفته طی دوران رویاروئی مردم افغانستان در برابر نیروهای اشغالگر اتحاد جماهیر شوروی سابق، نقش مهمی در تشکیل و فعالیت گروه های مسلح و رفتار های آنان دارد. لذا بررسی بنیان هِرم فکری ، مبناء، منبع، نوع قرائت ، مراجع گفتمان ، سوابق تشکیلاتی و سیاسی آنها، از ضرورتی حائز اهمیت برخوردار است.

حمایت از یک قوم خاص در افغانستان ، جزئی از استراتژی های نظامی و امنیتی غرب به رهبری آمریکا است. راهبرد حمایت دنیای  استعماری از حکومت پشتون ها در افغانستان،  سناریوی است که دست کم ، بیش از دو قرن دکترین امنیتی ، نظامی آنان بوده است،  موردی که شبکه های اطلاعاتی منطقه به ویژه سازمان اطلاعات ارتش پاکستان(  ISI ) ، از آن بهره برداری می کند. نظام معاصر سرمایه داری ، از مستبدینی در کشورها بر اریکه قدرت حمایت می کند که قوم گرا باشند، در این راستا آنها را منصوب به قومی که با عمق استراتیژیک و دکترین نظامی و امنیتی آنها در تضاد نباشند را انتخاب و با تحلیل و ارزیابی منافع استراتژیک خود در منطقه و جهان ، برای آنان مقبولیت و مشروعیت کاذب فراهم می سازند. قوم گرائی شمشیری است که غرب با آن سینه مسلمانان جهان را هدف گرفته است.

  طلاب مدرسه «حقانیه»، پیروان مکتب دیوبندیه هندوستان هستند، مدرسه مذکور ،هرچند به ظاهر بر نوآوری دینی استوار گردید، ولی به دلیل فقدان تفکر مدیریت پویای عقیدتی نتوانست نیازهای نوین  اجتماعی اسلامگرایان معاصررا برطرف سازد. حمایت های مالی ، عقیدتی مکاتب، ایدئولوژی ، گرایش های سیاسی سایر کشورها ، وضعیتی را بوجود آورد تا دانش آموختگان مدارس حقانیه در سایر بلاد ،  از جمله: دارالعلوم حقانیه پاکستان ، قرائت های مختلف، افراط گرایانه، تحت عنوان اسلامی را  تبلیغ و ترویج کنند.   «طالبان»  تنها نام یک گروه خاص متعلق به یک قوم و یک جغرافیای خاصی نیست، طالبانیسم ، پدیده ای عام در عرصه نظریه و برداشت خشونت گرایانه از اسلام است که به علت شرایط ناگوار اجتماعی( فرهنگی،  اقتصادی، سیاسی) نمودی بارز و متعین یافته است. این نمود در جدول تشکیلاتی طالبان که حاوی  افراد وابسته به هرقوم و قبیله ای در آن دیده می شود، به خوبی منعکس می گردد. البته تعداد زیادی ازشبه هواداران سازمان های تروریستی در مقابل دریافت امکانات مالی، پول، در اختیار شبکه های تروریستی قرارمی گیرند. طبیعی است که دریافت وجه در برابر انجام اجرای خشونت هیچ گونه تبار و قبیله ای ندارد و افراد مزدور ، وابسته به اقوام گوناگون در جوامع بشری اند. بنابراین طالبانیسم به عنوان یک پدیده جدید و گفتمانی متعلق به این عصر به حساب مـی آیـد،  اما ریشــه های آن را می توان در تاریــخ جهان اسلام تبــار شنــاسی کرد .

« مولوی جلال الدین حقانی» ، یکی از شاگردان مدرسه «حقانیه» بود که خود را پیروحقیقی مدرسه دیوبند هندوستان می دانست . حقانی، از مولوی های اهل تسنن افغانستان، در دوران حکومت داود خان(  نخستین رئیس جمهوری افغانستان) در دهه پنجاه ه.ش، به پاکستان رفت و در آنجا به حزب اسلامی به رهبری مولوی« یونس خالص » که با حمایت های عربستان سعودی و آمریکا ، در افغانستان ، می‌جنگید، پیوست. سپس او در سال ۱۹۸۰ .م، طی حمایت های همه جانبه غرب به رهبری آمریکا، برای راه اندازی عملیات‌ها و حملات چریکی علیه نیرو‌های ارتش سرخ در افغانستان « شبکه حقانی» را ایجاد کرد.جلال الدین حقانی، ارتباط نزدیک با سازمان اطلاعاتی، نظامی پاکستان« آی. اس .آی » و سازمان اطلاعاتی امریکا « سی .آی.‌ای »داشت. خاندان حقانی از پشتون‏های پیرو اهل‏ سنت ، دارای اعتقادات « دیوبندی » هستند.  به سبب پیوندهای عمیق خاندان حقانی با « آل‏ سعود»  دیدگاه‏های آنها به شدت متأثر از آرا ء نظر و آموزه‏های « وهابی» هستند. با خروج شوروی از  افغانستان و سقوط رژیم دکتر نجیب الله، جلال الدین حقانی به مقام وزیر عدلیه ( دادگستری)  افغانستان منصوب گردید، طی سال ۱۹۹۵٫م، طالبان در مسیر حرکت به سمت کابل،پکتیا را محاصره کردند. جلال‏الدین حقانی که قدرت اصلی آنجا محسوب می‏شد و شمار زیادی از جمعیت طایفه « زدران ( جدران) » را با خود همراه داشت، تصمیم گرفت به جنبش طالبان ملحق شود. طالبان برای از دست ندادن حمایت حقانی، مقام وزارت  سرحدات ( امور قبایل و مرزها) را بعد از تصرف کابل( ۱۹۹۶٫م)  به وی سپردند. پس از اعلام ساختار فرماندهی مناطق توسط ملا عمر، جلال‏‏الدین حقانی، به عنوان رهبر شورای میران‏ شاه و فرمانده ویژه شرق افغانستان مشتمل بر ولایات پکتیا، پکتیکا، خوست ، گردیز، معرفی گردید. در این راستا ، حزب اسلامی به رهبری مرحوم مولوی محمد یونس خالص نیز که مولوی جلال الدین حقانی یکی از فرماندهان برجسته آن بشمار می رفت با حاکمیت طالبان در افغانستان ، منحل شد و در امارت اسلامی طالبان،  ادغام گردید. در سال ۲۰۰۱ .م، و هنگام حمله نیرو‌های امریکایی به افغانستان، جلال الدین به پاکستان رفت و در منطقه قبایلی وزیرستان شمالی به فعالیت‌های خود ادامه داد. جلال الدین، در سال ۲۰۰۱.م، در فهرست تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت، کمک مالی به شبکه تحت رهبری او ممنوع اعلام شد و تمامی سفر‌های او تحریم شد. آمریکا در سال ۲۰۱۲ .م، شبکه حقانی را غیر قانونی و یک گروه تروریستی اعلام کرد و مبلغ ۵ میلیون دلار برای ارایه اطلاعات محل سکونت وی تعیین کرد. . پس از مرگ جلال الدین حقانی، رهبری شکبه حقانی به پسرش « سراج الدین حقانی( متولد۱۴ می ۱۹۸۹٫م، » سپرده شده است.موضوع رابطه غیر مستقیم مولوی جلال الدین حقانی، موسس و رهبر این شبکه  با سازمان اطلاعات و امنیت پاکستان (ISI) به زمانی مربوط می شود که «جمیعت العلمای اسلام پاکستان» به رهبری « مولانا مفتی محمود » بر اثر نفوذ و مداخله مستقیم سازمان استخبارات ارتش پاکستان( ISI ) به دو بخش فعال تقسیم گردید.:

۱-شاخه ای به رهبری مفتی محمود ، پدر مولوی فضل الرحمن، رهبر« جمیعت العلمای اسلام پاکستان»

۲- شاخه ای به رهبری « مولوی عبدالحق » بنیانگذار « مدرسه حقانیه» ، پدر مولوی سمیع الحق، عضو مجلس سنای پاکستان.

البته باتوجه به استراتژی سازمان استخبارات ارتش پاکستان، هر دو شاخه  مذکور،تحت مراقبت سازمان استخباراتی ارتش پاکستان، بودند و در بسیاری زمینه ها با هم ارتباط تنگاتنگی داشتند .

پس از آنکه چند دسته ای از شبه نظامیان از جمله حزب اسلامی افغانستان به رهبری« گلبدین حکمتیار»  در تشکیلاتی تحت عنوان « حرکت انقلاب اسلامی افغانستان » به رهبری مولوی محمد نبی محمدی هم سو شدند، مولوی جلال الدین حقانی و مولوی محمد یونس خالص همراه با برخی از شبه نظامیان که ازمناطق خوگیانی ولایت ننگرهار و شبه نظامیان ولایت پکتیا به ویژه افراد منصوب به قبیله «  جدران ( زردان)  »  که مولوی جلال الدین حقانی خود به آن قبیله منصوب می دانست، در مشورت با برخی حلقه های سازمان استخبارات نظامی پاکستان،  به صورت مستقل ولی تحت نام« حزب اسلامی افغانستان»  فعالیت اش را آغاز کرد.

« شبکه حقانی» : مجموعه‌ای از شبه نظامیان است که از چند گروه تشکیل می‌شود. نام این شبکه از مولوی جلال الدین حقانی که تحصیل‌کرده مدارس علوم دینی پاکستان است گرفته شده است. سابقه فعالیت نظامی “شبکه حقانی” به نخستین روزهای مهاجرت مولوی جلال الدین حقانی رهبر این گروه می رسد. زمانی که در افغانستان سردار داود، پسر عموی پادشاه سابق، طی یک کودتای سفید نظامی به اریکه قدرت رسید. گفته می شود که نخستین ارتباط مولوی جلال الدین حقانی به وساطت مولوی سمیع الحق ( فرزند مولوی عبدالحق ،عضو مجلس سنای پاکستان) با برخی از مقامات ارتش آن کشور برقرار گردید و آنان از امکانات نظامی ارتش پاکستان ، در مقابله با رژیم محمد داود( پسر عموی محمد ظاهرشاه) بهره برداری کردند. پس از سقوط حکومت  سردار محمد داود در افغانستان و هم چنین سقوط دولت ذوالفقار علی بوتو در پاکستان، مسابقه شدیدی جهت تسلیح مخالفان رژیم های همدیگر به راه افتاد و هر دو رژیم کودتایی برای تحقق اهداف استراتژیک خویش پروژه تقویت مخالفان حکومت های مقابل را سرعت بخشیدند و گروه هایی از شبه نظامیان نیز به دسته های مختلفی تقسیم گردیدند. استان‌های شرقی افغانستان، پکیتا، پکتیکا،خوست، که در همسایگی وزیرستان جنوبی و شمالی پاکستان قرار دارند به عنوان محل استقرار نیروهای حقانی شناخته می‌شود .اکثر شبکه خانوادگی و رهبری حقانی ، فارغ‏التحصیلان «دارالعلوم حقانیه» پاکستان ، هستند. برآورد می‏شود، شبکه حقانی حدود: ۱۰- ۵ هزار  جنگجو داشته باشد. شبکه حقانی از لحاظ راهبردی، عمل‏ گرا و به لحاظ سازمانی، مدعی به گسترش جنگ در مقیاس جهانی است. ماهیت حکومت مطلوب حقانی‏ ها از نوع « امارت اسلامی» طالبانی است.«شبکه منصور» به رهبری مولوی محمد اسماعیل، دارای افراد سرشناسی چون عبدالطیف منصور- سیف‏الرحمن منصور است که در مارس ۲۰۰۲ .م، در عملیات امریکا نام او بر سر زبان ها افتاد، او در غزنی و جنوب شرق افغانستان فعالیت دارد و متحد طولانی‌ مدت شبکه حقانی است.اگرچه شبکه حقانی در حیطه خصوصی، استقلال عمل خود را حفظ کرد، اما در عرصه عمومی هم‌چنان « ملاعمر» را به عنوان«  امیرالمؤمنین» پذیرفت و حتی شبکه حقانی و ملاعمر در یک ردیف دیده شدند و برخی پیوندهای ساختاری هم‌چنان بین آنها برقرار است. طبق توافق طرفین در ۲۰۱۰،.م، مسیر اخذ کمک‏های مالی و پشتیبانی شبکه حقانی از کانال شورای کویته و کمیسیون مالی آن شورا ء ، تامین می گردد. حقانی در سال‏های ۲۰۰۴ـ ۲۰۰۳ .م، در شورای کویته جزو تصمیم‏گیران مهم بود. شبکه حقانی به دو دلیل به عنوان شریک اصلی شورای کویته باقی مانده است:

۱-شبکه حقانی به لحاظ منطقه ای برای نفوذ و قدرت طالبان در جنوب شرق افغانستان حیاتی است.

۲-شبکه حقانی به عنوان قدرتی متغیر، به شدت مورد نیاز شورای کویته است.

البته آمریکایی‌ها ادعا می کنند شبکه حقانی بازوی دستگاه اطلاعاتی پاکستان برای انجام عملیات‌های تروریستی در جهت منافع این کشور است؛ و نیز شبکه تروریستی حقانی ارتباط نزدیکی با القاعده دارد، (۱)  افراد آن دربخش هایی از پاکستان  و نیز عمدتا در شرق و شمال شرق افغانستان ساکن و فعال هستند. اما پاکستان همواره این مسئله را رد می‌کند. لازم به یادآوری است که رکن دوّم ارتش پاکستان مستقیماً بوسیله مأموران آمریکا اداره و مدیریّت می شود.

نقش و عملکرد های شبکه حقانی

بحث «تکامل» تروریست‌ها، موضوع جدیدی نیست اما اندازه و سرعت انطباق آنها جدید بوده و این مسئله، به اعتقاد برخی کارشناسان حوزه مبارزه با تروریسم، غالبا مورد غفلت قرار گرفته است. تروریست‌های مدرن به طرق مختلف با شرایط و وضعیت‌های جدید منطبق می‌شوند، برای مثال، برای فرماندهی نیروها و رادیکال کردن نیروهای جدید، با استفاده از « اینترنت»  مبادرت به تشکیل شبکه‌های قدرتمند جهانی می‌کنند؛ به فناوری‌های پیشرفته‌ای که به وفور در اختیار همگان قرار دارد، مثلا پهپادهای تجاری، مجهز می‌شوند؛ و به سرعت از تغییرات سیاسی و اجتماعی به وجود آمده در سطح جهان به نفع خود بهره‌برداری می‌کنند.نحوه تطابق شبه نظامیان با برنامه‌های ملت سازی غربی‌ها نشان می‌دهد که این گروه‌ها به بازیگران سیاسی شکست ناپذیری تبدیل شده‌اند که کاملاً تحت کنترل غرب هستند. ژنرال بازنشسته «مایکل ناگاتا» رئیس سابق دایره استراتژی «مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا» این باره می‌گوید:” ظهور داعش یک پدیده خارق‌العاده بود. تنها در مدت ۵ سال، شبکه جهانی داعش بزرگتر از سازمان القاعده‌ای شده که ده‌ها سال برای رسیدن به این موقعیت تلاش کرده است و همه گروه‌های تروریستی نیز در حال تقلید از روش‌های نوین داعش هستند. در آسیای جنوبی، جایی که با حلقه مرتبط القاعده، طالبان، حقانی و داعش مواجه هستیم و تلاش داریم تا به یک شرایط جدید برسیم، باید در روند جدید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا می‌توانیم ابتکار عمل را از دست دشمن بگیریم یا خیر. این غیرعاقلانه است که تصور کنیم روش‌های سنتی ما کافی خواهد بود… سرعت تغییر و انطباق این تحولات بسیار بالا است.” ،سازمان‌های تروریستی مدرن ، ضمن تطبیق دادن خود با تحولات جدید، به روش‌های پنهان و مکارانه‌ای که غالبا نادیده گرفته شده‌اند، آنها در جهت سیاست خارجی  غرب ( آمریکا ) عمل کرده و زمینه بقا و حتی شکوفایی سلطه غرب را فراهم کرده‌اند. طبق گزارش «تیم ارزیاب  گروه های تروریستی سازمان ملل متحد ( شبکه حقانی- طالبان – القاعده- داعش) :” شبکه حقانی،  ارتباط نزدیکی با طالبان، القاعده و سرویس اطلاعاتی پاکستان دارد و طی نیم قرن گذشته روند رو به رشدی داشته،  و در حال حاضر از نفوذ بی‌سابقه‌ای در درون شورشیان افغانستان برخوردار شده است. هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد طالبان رابطه خود را با شبکه حقانی و القاعده قطع کرده است یا در آینده قطع خواهد کرد. در حال حاضر، این رابطه قوی‌تر از هر زمان دیگری طی ۱۸ سال گذشته است.”

«شبکه حقانی» به جای ایجاد نهادهای جدید و موازی حاکمیتی (مثل ساختارهای سایه‌ای که «شورای کویته» طالبان ایجاد کرد) تصمیم گرفته است تا یک رویکرد فرصت طلبانه‌تر را در پیش گیرد: نفوذ در ساختارهای دولت افغانستان. از آنجا که شبکه حقانی در منطقه مرزی عمدتا بی‌قانون افغانستان ـ پاکستان پناه گرفته و توانسته است ده‌ها سال همکاری پنهان با لایه‌هایی از دولت افغانستان داشته باشد لذا این شبکه آمادگی دارد تا نهادهای حاکمیتی کابل را به شدت درگیر کند. شبکه حقانی به شکل روزافزونی در حال تبدیل شدن به نیروی قدرتمندی است که رابطه آن با حامیان دولتی و غیردولتی، حتی بیشتر از طرح‌های دولت کابل و طالبان، وضعیت آینده افغانستان را تعیین خواهد کرد. مقاومت و رشد شبکه حقانی، حاکی از آن است که این سازمان در پیروی کردن و حمایت از سیاست‌های آمریکا خبره شده و احتمالا در مرحله بعدی جنگ نیز به این روند ادامه خواهد داد. در واقع، روند تکامل سیاسی شبکه حقانی نشان دهنده موفقیت راهبرد مقابله با زمینه اجتماعی اسلام گرائی بوسیله تروریست‌ها است. «وحید براون» و «دان راسلز»، از کارشناسان  شهیر حوزه مبارزه با تروریسم معتقدند: ” شبکه حقانی بیش از هر فرد یا گروه دیگری، در زمینه توسعه و حفظ القاعده و تروریسم جهانی اثرگذار بوده است.” هرچند گروه‌های جهادی زیادی در حال اعزام نیروهای خود به مکان‌هایی چون سوریه هستند تا با حمایت آمریکا و اسرائیل به تضعیف محور مقومت اسلامی می پردازند اما کمتر گروهی به اندازه شبکه حقانی، رابطه نزدیکی با القاعده داشته، از درک رسانه‌ای برخوردار بوده، توانایی نظامی داشته و تخصص فنی در زمینه انجام حملات انتحاری دارد.  ژنرال «جان آلن» فرمانده سابق ائتلاف تحت رهبری آمریکا در افغانستان و نماینده ویژه آمریکا برای هدایت جنگ ضد ملّت ها در عراق و سوریه، تصریح می‌کند که ایالات متحده متصدی گسترش دامنه فعالیت شبکه حقانی در آن سوی مرزهای آسیای جنوبی است. در حال حاضر، شبکه حقانی تقریبا همه گروه‌های تروریستی دیوبندی فعال در مناطق قبایلی پاکستان را در خود جای داده است؛ گروه‌هایی که، به ادعای مقامات آمریکایی، حیات و بقاء شان مرهون حمایت‌ها و حفاظت‌های «سراج الدین حقانی» است. شبکه حقانی رابطه خود با حامیان دولتی و غیردولتی ترور را از منظر عموم پنهان نگه می‌دارد. اما شواهد تجربی در این باره کاملا شفاف و مشخص است: شبکه حقانی هیچ نشانه‌ای برزو نداده است که دال بر تمایل این سازمان برای پایان دادن به حمایت چند ده ساله خود از القاعده یا اجتناب از پناه دادن به گروه‌های تروریستی با اهداف جهانی باشد. تقریبا در یک دوره زمانی ۴۰ ساله، شبکه حقانی با تسهیل اقدامات القاعده و انطباق خود با تغییرات مختلف رخ داده در منطقه، تبدیل به سرچشمه اصلی تروریسم شده است. مسلط شدن جناح‌های متحد طالبان ـ حقانی بر کابل ممکن است خطر سرایت بی‌ثباتی یا حتی جنگ داخلی را به آن سوی مرزهای بین‌المللی در پی داشته باشد، آمریکا مدت‌ها است که پاکستان را مهم‌ترین اولویت راهبردی خود در منطقه و نیز یک دولت هسته‌ای مطیع خود می‌داند. در چنین سناریویی، هر نوع تلاش احتمالی مورد حمایت آمریکا برای تصرف دوباره کابل و دیگر مراکز شهری، چالش‌های ذاتی پیچیده‌ای به همراه دارد؛ وضعیتی که دولت اوباما در سال ۲۰۱۴ در عراق و سوریه تجربه کرد. اما در مورد افغانستان، خطر خیزش مجدد شبه نظامیان اسلام‌گرا، آمریکا را مجبور خواهد کرد تا با نیروهای نیابتی تروریستی که به تازگی تشجیع شده و مستقیما مورد حمایت پاکستان (متحد اسمی آمریکا) بوده و تحت «چتر هسته‌ای» این کشور حفاظت می‌شوند،  معامله کند.تسریع روند خروج نیروهای خارجی می‌تواند موجب تقویت «علت وجودی» شبکه حقانی شود. یکی از رهبران ارشد طالبان افغانستان که رابطه نزدیکی با «ملا عمر» داشت، اخیرا در مصاحبه ای اظهار داشت :”  پاکستان در حال حمایت از «سراج الدین حقانی» است، به این امید که بتواند روند ترور را با کمک نیروهای نیابتی ادامه دهد. موفقیت در افغانستان به این معنا خواهد بود که تروریست ها در منطقه و در کل دنیا، توانسته‌اند نقشی که برعهده گرفته اند را ایفا کنند، مسئله‌ای که «سراج الدین» از آن آگاه است. ” شاید «سراج الدین» برای صلح آماده باشد اما او برای پیروزی در میدان جنگ نیز آمادگی دارد و گام به گامِ  با القاعده در این مسیر حرکت خواهد کرد.

جمع بندی:

غربی‌ها در جنگ پسا ۲۰۰۱ افغانستان، به شبکه حقانی به چشم یک بازیگر نظامی صرف یا یک سندیکای تبهکاری می‌نگریسته‌اند ، لذا غالب تاکتیک‌های این گروه برای انطباق سیاسی را نادیده گرفته و در نتیجه، به درک ناقصی از مسیر حرکت این گروه رسیده‌اند. البته پیش بینی اهداف کلی مدل ترور نسل بعدی شبکه حقانی کار دشواری است. اما اگر «سراج الدین حقانی» برای تسهیل مناسبات خود با بازیگران دولتی و غیردولتی، همکاری با متحدان و از میان برداشتن رقبا، به استفاده از خشونت متوسل شود در آن صورت، هدف راهبردی واقعی وی صرفا فائق آمدن بر چالش‌های مختلف اقتصادی و امنیتی پیش‌روی این شبکه نخواهد بود بلکه هدف، ورود به اقدامات خشونت‌بار گزینشی به منظور کسب قدرت بیشتر نیز خواهد بود. «جنگ بی‌پایان» در افغانستان از مدت‌ها پیش شکل گرفته و مدل آن از «یک تمرکز محدود بر بحث مبارزه با تروریسم» به یک «برنامه وسیع برای مبارزه با بیداری اسلامی» تغییر کرده است، بدون اینکه پیامدهای مربوط به مدت و شدت عملیات نظامی آن مورد بحث و بررسی قرار گیرد. در سال‌های آخر ریاست جمهوری «باراک اوباما» این برنامه وسیع تا حد زیادی محدود شد اما با طرح دوباره این مسئله که افغانستان ممکن است بار دیگر بوسیله آمریکا به پناهگاه امن سازمان‌های تروریستی فراملی مثل دولت خودخوانده داعش یا القاعده بدل شود، این برنامه دوباره گسترش پیدا کرد. هر چند آمریکایی‌ها پس از صرف حدود ۸۰۰ میلیارد دلار هزینه و دادن بیش از ۲۴۰۰ کشته، هنوزدر باتلاق سیاست های خود گیر کرده اند و بهترین دستاورد شان ، رسیدن به بن بست بوده است.در حالی که واشنگتن برای از بین بردن بیداری اسلامی، به خصوص به القاعده و شبکه حقانی و اسلام‌آباد تکیه کرده است. پاکستان نیز برای جبران استراتژی ضعیف کشور خود، از نیروهای تروریستی با نمای اسلام‌گرائی حمایت کرده و بدین ترتیب، سیاست غربی‌ها را مورد اجرا قرار داده است. همان طور که دولت ترامپ و مقامات آمریکایی مکررا اشاره می‌کنند، پاکستان در حال حمایت از یکی از مهم‌ترین گروه‌هایی است که آمریکایی‌ها بضرورت تبلیغاتی آن را در فهرست «سازمان‌های تروریستی جهانی» قرار داده‌اند. مقامات آمریکایی در واقع، سرویس اطلاعاتی پاکستان را مسئول پناه دادن به نیروهای افراطی خشونت طلب منطقه کرده اند. سرویس اطلاعاتی پاکستان نیز مثل همه این سال‌ها، شبکه حقانی را همچنان یک دارایی ارزشمند برای تحقق منافع راهبردی پاکستان در فضایِ پسا ناتویِ افغانستان، می‌داند. انسجام و ارتباطات شبکه حقانی، به سرویس اطلاعاتی پاکستان کمک کرده است تا هدف دیرینه خود در رابطه با «عمق استراتژیک» را محقق کند؛  «عمق استراتژیک» اسلام آباد، حضور رژیمی تابع در کابل است تا مانع از محاصره پاکستان توسط هندوستان شود.حمایت دیرینه سرویس اطلاعاتی پاکستان از شبکه حقانی، پیچیدگی سیاست ضد تروریسم آمریکا را نمایان تر کرده است، به خصوص زمانی که آمریکا باید رویکردهای خود را بیش از پیش با منطقه افغانستان ـ پاکستان هماهنگ کند تا بتواند با ماهیت واقعی تهدید منافع خود که محور مقاومت ضد صهیونیستی است مقابله کند: جنگی که در آن، وابسته‌های شبکه حقانی و القاعده و نیز سرویس اطلاعاتی پاکستان، همگی برای کسب قدرت مشارکت کرده و با یکدیگر تبانی می‌کنند.  نفوذ تروریسم مدرن رو به افزایش است، نحوه تطابق پیدا کردن شبه نظامیان با نماد اسلام‌گرائی با برنامه‌های ملت سازی غربی‌ها نشان می‌دهد که آنها تبدیل به بازیگران سیاسی شکست ناپذیری شده‌اند. برنده نهائی در این چالش ها نه پاکستان و ISI که اسرایئل و آمریکا می باشند.

…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………

(۱): ارتباط منظم وتشکیلاتی شبکه  های تروریستی حقانی با القاعده ، متناسب با حضور افراد گوناگون از عرب های افغانستانی باید مورد مطالعه قرارگیرد، سازمان القاعده از دسته های پراکنده عرب های افغانستانی تشکیل یافته است،  گروه هایی از “عرب های افغانستانی ” در میان مجاهدین از جمله گروه مولوی جلال الدین حقانـی ، از  فرماندهان عالی حزب اسلامی به رهبری مولوی محمد یونس خالص حضور داشته اند. ارتباط گروه حقانی با  القاعده ( عرب های افغانستانی) را نمی توان با تاریخ ظهور تشکیلاتی القاعده ، یکسان دانست. البته شناخت و حضور عرب های افغانستانی که هم رزم مولوی جلال الدین حقانـی در طول جهاد مردم افغانستان در برابر ارتش سرخ شوروی بودند را نیز نباید نادیده گرفت.

نویسنده: احمد مرجانی نژاد

 منابع:

فروتن، محمد امین، از رهبران جهادی افغانستان– نشریه دیپلماسی ایرانی- تاریخ: ۱۶/۰۷/۱۳۹۱

خادمی راد، زهرا  ، برگردان  – COUNCIL OR FOREIGN RELATIONS

موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان

پایگاه خبری، تحلیلی« ایران شرقی» – کد خبر:۲۰۶۰-  تاریخ انتشار پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۸

http://easterniran.com/fa/doc/translate/2060

پایگاه خبری تابناک –  پایگاه خبری ، تحلیلی الوقت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.