امروز مسلمانان فرانسه در خطرند!

1 213

مسئله اهانت به اولیاء الهی، از جمله پیامبران خدا و معصومان (ع) امری جدید نیست و سابقه­ای طولانی دارد. در برابر پیام هدایت انبیاء، دشمنان بشریّت از شگردها و روش­های مختلفی استفاده کرده و سعی در بی اثر ساختن حرکت آزادیبخش انبیاء الهی داشته­اند. قرآن کریم در بیان سرگذشت انبیاء الهی بر اینکه انبیاء مورد تکذیب و استهزاء قرار گرفتند، بسیار تأکید کرده است. مطابق گزارش­های قرآن کریم از جمله راهکارهای دشمنان دین، استفاده از انواع اهانت­ها برای جلوگیری از تحقق مقاصد انبیاء در برقراری آزادی و عدالت بوده است. میزان اهانت اقوام سابق به رسولان خدا به حدی بوده که قرآن کریم بیان می­دارد: «ألم یأتِکم نبؤا الذینَ من قَبلِکُم قومِ نُوحٍ وَ عادٍ و ثَمُودَ و الَّذینَ مِن بعدهِم لا یَعلمُهُم إلا الله جاءَتهُم رُسُلُهُم بِالبیِّنات فَرَدُّوا أیدیَهُم فی أفواهِهِم و قالوا إنَّا کَفَرنا بِما اُرسِلتُم بِهِ وَ إِنَّا لَفی شَکٍّ مِمَّا تَدعُونَنا إلَیهِ مُریب»[۱]. این امر نشان می­دهد که اقوام بعد از قوم نوح در مقام مقابله با رسولان خود بوده و به آنها اهانت می­کردند. قرآن کریم در آیه دیگری می­فرماید: «وَما یَأتیهِم مِن رَسُولٍ إِلَّا کانُوا بِهِ یَستهزِون»[۲] و همچنین:«یا حَسرهً عَلَی العِبادِ ما یَأتیهِم مِن رسُولٍ إِلَّا کانُوا بِهِ یَستهزِون»[۳] و نیز خاطرنشان می­کند: «وَما یَأتیهِم مِن نَبیٍّ إِلَّا کانُوا بِهِ یَستهزِون»[۴]. تعداد موارد گزارش اهانت به اولیاء الهی در قرآن کریم در۶۲ سوره بالغ بر ۲۳۱ مورد است. همین امر نشان می­دهد مسئله اهانت به اولیاء الهی توسط دشمنان و مخالفان امری پر بسامد در تاریخ بوده است و قرآن کریم اهتمام جدی بر گزارش این امر و برملاکردن شیوه­های ناصحیح رفتار مخالفان با انبیاء داشته است. از شیوه­های رایج اهانت به انبیاء تمسخر و استهزاء بوده است. افراد لجوج در برابر منطق حق، چاره­ای جز روی آوردن به تمسخر و استهزاء ندارند. قرآن کریم در سوره­های مختلف بدان اشاره کرده است (بقره/۲۱۲و ۱۴؛ نساء/۴۶؛ انهام/۱۰؛ اعراف/۸۲؛ مطففین/۳۰ و ۲۹؛ هود/۳۸و۸؛ رعد/۳۲؛ حجر/۱۱؛ نحل/۳۴؛ کهف/۱۰۶و۵۶؛ انبیاء/۵۵و۴۱و۳۶؛ فرقان/۴۱؛ شعراء/۶؛ روم/۱۰؛ سبأ/۷؛ یس/۳۰و۱۵؛ احقاف/۲۶؛ صافات/۱۴و۱۲؛ زمر/۵۶و۴۸؛ غافر/۸۳؛ زخرف/۴۷و۷؛ جاتیه/۳۳و۹؛ توبه/۷۹ و۶۵و۶۴و۶۱و۵۸٫) استهزاء انبیاء نشان­دهنده شدت گمراهی اهل باطل است که نه­تنها خود گمراه­اند، بلکه انبیاء و اولیاء الهی را چنان می­پندارند که به تمسخر آنها دست می­زنند. از دیگر عوامل این اهانت به موارد زیر می­توان اشاره کرد: حفظ رابطه با دشمنان انبیاء، دنیاطلبی و تزیین دنیا، ظاهربینی و عدم توجه به حقایق عالم، محال دانستن زندگی پس از مرگ، سوءاستفاده از ضعف مؤمنان، تفریح و لذت بردن از اهانت. همچنین یکی از عواملی که کفار به استهزاء و تمسخر انبیاءِ کشیده می­شوند، استمرار آنها در اعراض از دستورات دینی و آموزه­های دین است. علاوه­بر اعراض از حقایق دینی، گرفتاری به معاصی نیز می­تواند به استهزاء و تمسخر اولیاء دین منجر شود.[۵]

امام صادق (ع) در ضمن روایتی طولانی به این مطلب اشاره می­نماید که اهانت از سوی مخالفان سابقه­ای طولانی از زمان گذشته دارد و انبیاء و حجج الهی هیچ­گاه از شرّ زبان مردم بدخواه زمان خویش در امان نبوده­اند. در این روایت، علقمه که یکی از شاگردان امام صادق(ع) است، به حضرت عرض می­کند که: «یابن رسول­الله مردم ما را به گناهان بزرگی نسبت می­دهند و ما از این بابت دلتنگ هستیم. آن حضرت می­فرمایند: پسند مردم را نمی­توان بدست آورد و زبانشان را نمی­توان ضبط کرد. شما چطور از آنچه پیغمبران خدا و رسولان و حجج او سالم نماندند، سالم می­مانید؟ سپس حضرت در این روایت نمونه­هایی از اهانت به انبیاء الهی را بیان می­فرماید: یوسف را به زنا متهم کردند، در مورد ایوب گفتند که به گناهانش دچار شده، داود را متهم کردند که دنبال پرنده­ای رفت تا زن اوریا را دید و عاشق او شد و شوهرش را به جنگ فرستاد تا کشته شد و آن زن را گرفت، موسی را آزردند و او را متهم کردند که عنین(ناتوان جنسی) است. همه انبیاء را متهم کردند که جادوگر و دنیاطلبند، مریم را متهم کردند که از مرد نجاری به نام یوسف آبستن شده است. پیغمبر ما حضرت محمد (ص) را متهم کردند که شاعر و دیوانه است.

در این میان خاتم پیامبران، حضرت محمد(ص)، مورد اهانت بسیار قرار ­گرفتند، به حدی که گاه برای تسلای خاطر رسول اعظم سابقه اهانت به انبیاء الهی بیان گشته است تا مایه آرامش و دلگرمی و تسلیت به پیامبر باشد. قرآن­کریم خبر از این می­دهد که همه رسولان الهی، مورد تمسخر و استهزاء مردم زمان خود قرار گرفته­اند: «یا حسره علی العباد ما یأتیهم من رسول الاکانوا به یستهزوون؛ وای بر حال این بندگان که هیچ رسولی برای هدایت آنها نیامد. جز آنکه او را به تمسخر و استهزاء گرفتند»[۶]. مطلب دیگری که از لحاظ ضدیت با پیامبر اسلام(ص) در قرآن کریم به آن اشاره شده است، آیه ۹۴ و ۹۵ سوره حجر است. این آیات به تمسخر پیامبر(ص) از سوی مشرکین اشاره دارد و به این تعبیر می‌فرماید: «آنچه را مأموریت داری، آشکارا بیان کن و از مشرکان روی گردان؛ ما شر استهزاءکنندگان را از تو دفع خواهیم کرد.».

هم­اکنون در عصر ما تاریخ تکرار شده است. یکی از توطئه­های شوم دشمنان اسلام که قصد خاموش کردن این مشعل فروزنده را دارند، هجوم همه­جانبه به اعتقادات و ارزش­های مسلمانان، از طریق توهین به مقدسات ایشان است. در این میان، پیامبر اکرم(ص) آماج حملات است. یکی از دلایل اصلی این امر آن است که نبوت پیامبر گرامی اسلام، مبنای وحدت مسلمانان جهان است. خداوند ایشان را «رحمه للعالمین»، پرچم­دار صلح و دوستی برای مسلمانان و مردم جهان معرفی کرده ­است. چنان­که آن حضرت در مدت بیست و سه سال برای برادری و برابری و مبارزه با تبعیض نژادی تلاش کرد. پیامبر در اوایل بعثت خود، نامه­های متعددی برای زمامداران بزرگ آن عصر فرستاد و در آنها به بیان وجه مشترک مسلمانان با مردم آن کشورها پرداخت و پس از دوستی و وحدت، به مسئله حقانیت اسلام اشاره کرد.[۷] نبوت و پیامبری، مانند توحید از اصول مسلم و مشترک شیعه و اهل سنت می­باشد که اصل ضرورت آن را هیچ یک از دانشمندان اسلامی انکار نکرده است.[۸] افزون بر آن­که خداوند، وجود قرآن­کریم را محوری برای همبستگی و یگانگی مسلمانان می­شناسد و آن را «حبل الله»[۹] نامیده، مراجعه به پیامبر و سنت آن حضرت را نیز به­عنوان راه­کاری برای ایجاد و حفظ یگانگی معرفی کرده­است: «پس هنگامی که در چیزی دچار اختلاف شدید، به خدا و رسولش بازگردید.»[۱۰]. در این روایت حضرت امیر(ع)، بازگرداندن به رسول، به مراجعه به سنت پیامبر تفسیر شده­است. پیامبر(ص) با توجه به عهده­دار بودن سمت شرح و تبیین قرآن در کنار مقام رسالت، افزون بر آن­که خود می­تواند برطرف­کننده منازعات و مشاجرات باشد و بدین سبب، پذیرش داوری وی مورد تأکید قرآن است.[۱۱] سنت حضرت رسول به صورت شارح قرآن می­تواند ابهامات و اشتباهات در فهم قرآن را که خود ممکن است زمینه­ساز پراکندگی باشد، برطرف کند؛ چنان­که حضرت امیر(ع) برای نشان دادن اشتباه خوارج در کج­فهمی از آیه «ان الحکم الا الله» از ابن عباس می­خواهد که با سنت با آنان به محاجه بپردازد. پیامبر(ص) در عصر خویش امتی فراگیر از نژادها و اقوام گوناگون با شرایط مادی و شخصیتی متفاوت تشکیل داد و انسجامی را به وجود آورد که سرانجام در عصر فتوحات اسلام بر امپراتوری­های زمان خود غلبه کرد.[۱۲] قرآن­کریم وجود پیامبراکرم(ص) را به­عنوان اسوه و مرجع رفع اختلاف­ها معرفی می­کند: «لقد کان لکم فی رسول­الله أسوه حسنه»[۱۳] حضرت علی(ع) نیز اتحاد را دستاورد نبوت بیان می­فرماید:«خدا به برکت او کینه ها را دفن کرد و آتش دشمنی­ها را خاموش کرد. با او میان دل­ها الفت و مهربانی ایجاد کرد.»[۱۴]. مقام معظم رهبری در این مورد می­فرمایند:

«وجود مقدس نبى مکرم و رسول اعظم اسلام، مهم­ترین نقطه‌ى ایجاد وحدت است. قبلاً هم این را عرض کردیم که دنیاى اسلامى مى‌تواند در این نقطه به هم پیوند بخورد؛ اینجا، جایى است که عواطف همۀ مسلمان­ها در آنجا متمرکز مى‌شود؛ این، کانون عشق و محبت و دنیاى اسلام است. حالا شما ببینید قلم­هاى پول گرفته‌ى از صهیونیست‌ها، همین کانون را مورد توجه قرار مى‌دهند و به آن اهانت مى‌کنند؛ براى اینکه اهمیت اهانت به امت اسلامى و تحقیر دنیاى اسلام، کم‌کم از بین برود. این، نقطه‌ى اصلى است؛ سیاستمداران، نخبگان علمى و فرهنگى، نویسندگان، شعرا و هنرمندان ما روى این نقطه تکیه کنند و همه‌ى مسلمان­ها با این شعار به هم نزدیک شوند. موارد مورد اختلاف را در نظر نگیرند، یکدیگر را متهم نکنند، یکدیگر را تکفیر نکنند و یکدیگر را از حوزه‌ى دین خارج نکنند. دلها در سراسر امت اسلامى، به یاد پیامبر و به عشق پیغمبر طراوت پیدا مى‌کند؛ همه‌ى ما دلباخته و عاشق آن بزرگواریم.»[۱۵]

علاوه­بر اینکه پیامبر اسلام، مایه وحدت مسلمانان جهان است، سیره ایشان، گنجیه­ای ارزشمند و الهام­بخش برای مسلمانان جهان است که در صورت تأمل در آن، قدرت مسلمانان افزایش می­شود:

«صهیونیست­ها و دولت­هائى که زیر نفوذ صهیونیسم هستند، دستگاه استکبار و در رأس آنها آمریکاى جنایتکار، وقتى می­خواهند با امت اسلامى دربیفتند و با اسلام معارضه کنند، آماج حمله‌ى خودشان را نبى معظم و مکرم اسلام قرار می­دهند. این به چه معناست؟ این به خاطر این است که یاد آن بزرگوار، نام آن بزرگوار، ولادت آن بزرگوار، هجرت آن بزرگوار، حکومت ده ساله‌ى آن بزرگوار در مدینه و یکایک اقدام و تعلیم و آموزش آن بزرگوار، امروز براى مسلمانها، اگر تدبر بکنند و تأمل بکنند، یک درس است؛ گشایشِ یک درِ بازى به سوى زندگى است. پیغمبر الهام‌بخش است براى امت اسلامى. چون این را می­دانند؛ چون از بیدارى امت اسلامى می­ترسند؛ چون از قدرت جامعه‌ى یک میلیارد و پانصد میلیونى مسلمان در سرتاسر عالم وحشت دارند، در مقابل پیغمبر صف‌آرائى میکنند. رحمه للعالمین را، منشأ عظیم‌ترین خیرات و برکات براى بشریت را در مطبوعاتشان، در زبان سیاستمدارانشان، در کتاب‌نوشتنهایشان، به وسیله‌ى مزدورانشان مورد اهانت قرار می­دهند. این باید ما مسلمان­ها را بیدار کند؛ بفهمیم که در وجود پیامبر، در شخصیت پیامبر، در خاطرات زندگى پیامبر، در هجرت پیغمبر، در جهاد پیغمبر، در سیره‌ى پیغمبر، در درس­هاى قولى و عملى پیغمبر، چه گنجینه‌ى عظیمى براى مسلمان­ها نهفته است. ما از این گنجینه اگر استفاده کنیم، امت اسلامى به آنچنان موقعیتى خواهد رسید که نتوانند دیگر به او زور بگویند؛ نتوانند او را زیر فشار قرار بدهند؛ نتوانند او را تهدید کنند؛ این درس است براى ما»[۱۶]

راجر هاردی، از برنامه‌سازان شبکه تلویزیون BBC، در سخنانی نگرانیِ غرب را از اسلام چنین بیان می‌کند: «اسلام، امروز بزرگ‌ترین مسئله غرب است، حتی یک مسئله جهانی است. اسلام، امروز نه‌تنها در خاورمیانه، بلکه در همه‌جا عالم‌گیر شده و مبارزه با آن، بسیار مشکل است». همچنین بیان جملاتی چون «قدرت اسلام، بزرگ‌ترین قدرت قرن بیست و یکم خواهد بود از «دکتر ربرت کرین»، مشاور وقت نیکسون، در هفته‌نامه المسلم چاپ لندن و نیز مقاله «آینده از آنِ اسلام است» در روزنامه ایتالیایی ایل جرناله، همگی نشان از هراس و نگرانی سردمداران جوامع غربی از رشد اسلام و جهانی شدن آن دارد. این نگرانی‌ها سبب شد تا مستکبران جهانی، پیکان تهاجم‌های خویش را به سوی اسلام نشانه بگیرند و همه تلاش خود را به کاربندند تا با بهره‌گیری از روش‌های نظامی و غیر نظامی به مبارزه با اسلام برخیزند.[۱۷]

آنچه امروز از مکرون در فرانسه می بینیم جزئی از سیاست های امپریالیزم علیه اسلام و مسیحیّت راستین است. امروز مسلمانان و مسیحیّان در خطر تهدیدات مسیحیّت صهیونیستی هستند و همه باید دست اتحاد بیکدیگر داده و از موجودیت خود دفاع کنند. امروز با توطئه های سهمگین دولت مکرون باید گفت مسلمانان فرانسه در خطرند!

[۱]. ابراهیم: ۹٫

[۲]. حجر: ۱۱٫

[۳]. یس:۳۰٫

[۴]. زخرف: ۷٫

[۵]. سیدمجتبی عزیزی و میثم مطیعی،«گونه­شناسی اهانت به انبیاء؛ پژوهشی در قرآن کریم»، پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، شماره دوازدهم، بهار و تابستان، ۱۳۹۷، صص ۱۱۴ و ۱۱۸٫

[۶]. یاسین: ۳۰٫

[۷]. هاشم صدیقی، «بیداری اسلامی و وحدت مسلمانان از منظر قرآن، سنت و روایات»، حبل­المتین، شماره۱، سال اول، زمستان۱۳۹۱، ص۱۳۲٫

[۸]. اسماعیل دانش، «نقش مشترکات کلامی شیعه و اهل­سنت، در تقریب مذاهب­اسلامی»، سال چهارم، شماره پانزدهم، ۱۳۸۷، ص ۱۱۷٫

[۹]. آل­عمران: ۱۰۳٫

[۱۰]. فإن تنازعتم فی شیء فردوده إلی الله و الرسول.

[۱۱]. نساء: ۶۵٫

[۱۲]. شهین سالاروند و همکاران، «راه­کارهای ایجاد وحدت در جامعه از دیدگاه قرآن»، معرفت، سال بیست و سوم، شماره ۱۹۸، خرداد ۱۳۹۳، ص ۱۳۶٫

[۱۳]. احزاب:۲۱٫

[۱۴]. نهج­البلاغه: خطبه ۹۶٫

[۱۵]. بیانات مقام معظم رهبری، ۲۷/۱/۱۳۸۵٫

[۱۶]. بیانات مقام معظم رهبری، ۲۲/۱۲/۱۳۸۶٫

[۱۷]. مریم حایک، بررسی نقاط عطف وقایع تاریخی انقلاب اسلامی، قم: مرکز پژوهش­های اسلامی رسانه، ۱۳۹۶، فصل دوم.

1 نظر
  1. محسن می گوید

    بسیار عالی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.