بحران لبنان به کدام سو

0 518

پس از گذشت دو ماه از اعتراضات اجتماعی و سیاسی در لبنان گشایش هایی در افق سیاسی مسدود این کشوردیده می شود. انتخاب نخست وزیر بجای اقای سعد حریری نخست وزیر مستعفی لبنان تا حدی خروج از بحران را ممکن کرده و اکثریت نمایندگان مجلس لبنان با نامزد کردن حسان دیاب وزیر اسبق آموزش و پرورش تلاش دارند لبنان را از بحران خارج سازند. فشار اعتراضی مردم بر ضد طبقه حاکم و درخواست آنان در انتخاب نخست وزیری از خارج طبقه سیاسی حاکم شرایط خروج از بحران را سخت کرده بود اما اکنون که ۶۹ نماینده مجلس آقای حسان دیاب را نامزد کرده تامین خواست مردم با در نظر گرفتن شرایط سیاسی موجود لبنان امکان پذیر شده و امید به حل بحران تقویت شده است.

هرچند که بحران سیاسی کنونی در لبنان به ظاهر اجتماعی می نماید ولی شکی نیست که دو گروه رقیب هشت مارس به رهبری حزب الله و چهارده مارس به رهبری المستقبل در آن حضور جدی داشته و عوامل خارجی نیز این تقابل را تشدید کردند. امریکا از طریق تحریمهای بانکی و اقتصادی  تلاش داشت لبنان را به ورشکستگی اقتصاد (۱۲۰ ملیارد بدهی خارجی) و عرصه بانکداری را به سوی فروپاشی تهدید نماید و اینگونه وانمود کند که لبنان قربانی سیاستهای ضد اسرائیلی و ضد امریکایی حزب الله است. این حوادث درشرایط سختی جریان داشت که کابینه لبنان به ریاست سعد حریری نیز استعفا داده بود و طرفهای اصلی بحران چشم به آینده داشتند ورقابت سختی برای انتخاب نخست وزیر جدید میان آنان در گرفته بود. جریان غربی و امریکایی نواف سلام را مطرح و جریان مقاومتی اقای احسان دیاب را نامزد کردند که در فرایند مشورت رئیس جمهور با فراکسیونهای پارلمانی ۶۹ نماینده از ۱۲۸ نماینده پارلمان آقای دیاب را نامزد کردند و این یک پیروزی اولیه مهمی برای حزب الله و همپیمانانشان شمرده می شود.

در این میان چند نکته زیر قابل توجه است

۱- اینکه تصور کنیم لبنانیها پس ازنزدیک به ۸۰ سال تازه از خواب بیدار و متوجه شدند نظام طائفی لبنان فاسد است تصور غلطی است. متاسفانه طائفه کری و فساد در ساختار سیاسی لبنان ریشه دار است و چند ده است که به مرز بحران رسیده است. اعتراضات کنونی به فساد  طبقه حاکم برمی گردد به سیاستهایی که مردم را زیر بار فشارهای مالیاتی خرد می کرد در حالیکه طبقه حاکم با حمایت غرب همچنان به سیاست ریخت و پاش و سوء استفاده از بیت المال ادامه می داد.

۲- در باره اتهام مسئولان به فساد در لبنان که مردم را منزجر کرده بود، جریان امریکایی بیش از محور مقاومت تحت فشار قرار دارد. در سی سال گذشته که بدهیها بر لبنان متراکم بود جریان المستقبل به رهبری الحریری پدر و پسر در راس حاکمیت قرار داشتند و جریانهای همپیمان با آن مانند القوات اللبنانیه به رهبری سمیر جعجع، حزب سوسیالیست به رهبری ولید جنبلاط، حزب فالانژ به رهبری جمیل در قدرت حضور داشتند که امروز مهمترین متهمان به فساد هستند در حالیکه محور مقاومت به شهادت همه از این اتهام مبرا است و جریان ملی آزاد به رهبری میشل عون مهمترین همپیمان مسیحی حزب الله نیز به پاکدستی معروف است و اگر اشکالی به کسی در محور مقاومت مطرح است عمدتا به جنبش امل محدود است که متاسفانه نقطه ضعف این جریان به شمار می آید.

۳- انتخاب یک نخست وزیر که به حزب الله نزدیک است قطعا پایان بحران نیست چرا که امریکا به فشار اقتصادی تا تحقق اهدافش ادامه خواهد داد. از اینرو آینده مالامال از بحران است و لبنان قطعا ایران نیست که اقتصاد مقاومتی پیدا کند چون زیر ساخت های چنین مدلی را ندارد و عبور از بحران در لبنان به قدرت اقناع اجتماعی بالایی نیاز دارد. البته آغاز محاکمه مفسدان وبازگرداندن اموال به غارت رفته می تواند جریان طرفدار امریکا را به شدت مفتضح کند و از لحاظ اجتماعی  ساقط سازد و این فرصت سیاسی مهمی را به جریان مقاومت می دهد تا دو هدف را همزمان تحقق دهد. نخست تامین بخشی از بودجه لازم و رهایی از فشار کسری بودجه  و دوم کاهش تاثیر گذاری ایذائی جریان امریکایی از زاویه فشارهای مالی است.

۴- اعتراضات اجتماعی در لبنان که بیش از دو ماه است که آغاز شده است در حال از هم پاشیدگی است چرا که اقشار ضعیف اجتماعی که آغازگر آن بودند به علت گذشت بیش از دو ماه و عدم تحقق اهداف و ضعف بنیه مالی آنها  به کار خود بازگشتند. اقدامات ضد اجتماعی نیز مانند بستن راه ها که به زندگی مردم آسیب جدی زد نیز تردیدهای بسیاری در میان معترضین پدید آورد. این شرایط میدانی عملا گروه های طرفدار امریکا که بر این جنبش اعتراضی سوار شده بودند با مشکل مواجه خواهد ساخت.

۵- اقای پومپئو وزیر خارجه امریکا و خانم کلی کرفت نماینده امریکا در سازمان ملل هر دو اعتراف کردند که در چارچوب فشار حد اکثری بر ضد ایران، متحدین این کشور به ویژه لبنان و عراق تحت فشار قرار گرفته و در این شرایط باقی خواهند ماند. از این رو افشاگری در باره سیاست های ظالمانه امریکا و طرفداری آن از سیاست ضد مردمی در منطقه و نیز از سیاست های جنگ طلبانه رژیم صهیونیستی و اقناع جامعه از طریق اجرای خواست جامعه در محاکمه مفسدان به اینکه امریکا از فاسدان حمایت می کرد می تواند شرایط سیاسی را به نفع محور مقاومت در لبنان تغییر دهد.

۶- شکی نیست که حوادث منطقه از آغاز بیداری اسلامی در سال ۲۰۱۱ تا کنون تحت تاثیر مدل ظروف مرتبطه است و بحرانها و گشایش ها تحت تاثیر یکدیگر هم افزایی پیدا می کنند. مشروعیت بزرگ مقاومت بر ضد رژیم صهیونیستی و حضور رهبری تیز بین مانند سید حسن نصر الله در راس یک ائتلاف بزرگ و پیروز انتخابات گذشته، به حزب الله توان مدیریت بحران و عبور از آن را می دهد و این امکان را نیز فراهم می کند که اگر حزب الله در لبنان موفق شد کل محور مقاومت به ویژه عراق از آن تاثیر مثبت خواهند گرفت. از این رو کمک به حزب الله در لبنان می تواند کمکی به حل دیگر بحران ها در منطقه باشد.

نویسنده: حسین رویوران

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.