بررسی موقعیت جریان‌های افراط‌گرای تکفیری در منطقۀ آسیای مرکزی و قفقاز

0 212

عصر جاری قرن حوادث دردناک، پیچیده و فتنه‌های خطرناک برای اسلام و مسلمین است که سرچشمۀ همۀ آن‌ها عبارت است از توطئۀ دشمنان خارجی اسلام، همکاری منافقین و رژیم‌های وابسته و جهل و فقر در جهان اسلام. یکی از خطرناک‌ترین فتنه‌ها در جهان معاصر، جریان‌های افراط‌گرای تکفیری‌ است که اخیراً به به نام «داعش» بروز و ظهور کرده‌است. این گروه اهداف گسترده‌ای را تعقیب می‌کند و یکی از اهداف استراتژیک خود را آسیای مرکزی و قفقاز تعیین کرده‌است. اینکه فتنۀ تکفیر از کجا برخاسته، به چه وسیله‌ای رشد کرده، عوامل گسترش آن چه بوده و راه خاموش کردن آن چیست، مباحثی است که هرکدام درخور بحث و دقت است.

مسلماً برنامه‌های سیاسی و نظامی، به‌تنهایی برای دفع این فتنه‌ها کارساز نیست؛ هرچند صادقانه باشد. لذا باید در پی برنامه‌های فرهنگی و علمی بود. علمای بزرگ اسلام و مسئولان متعهد، باید ریشه‌های این تفکر نادرست را ردیابی و آن را نقد کنند و جوانان را از جذب شدن به سوی آن باز دارند. دستگاه‌های مسئول نیز باید تکالیف و مسؤلیت‌های خود را به‌خوبی دریافت، و ایفای نقش نمایند.

کلیات و تبیین وضع موجود

آسیای مرکزی شامل پنج کشورِ قزاقستان، تاجیکستان، قرقیزستان، ازبکستان و ترکمنستان است که همگی در منظومۀ فرهنگی، جغرافیایی، تاریخی و سیاسی قلمرو اسلام قرار می‌گیرند. منطقۀ مذکور به لحاظ ژئوپلتیکى، اهمیت زایدالوصفى دارد. موقع جغرافیایی، جمعیت نسبتاً زیاد، هویت اسلامى و ذخایر غنى، این منطقه را مورد توجه ابرقدرت‌ها قرار داده‌است. اقوام ساکن در این نواحى، اگرچه مشخصۀ قومى گوناگونى دارند، اما به دلیل وحدت عقیدتی، کمتر تحت تأثیر برنامه‌های اسلام‌ستیزانۀ استعمار قرار گرفته‌اند. از نظر جمعیت، آمارهاى متفاوت از ۶۰ الی ۸۰ میلیون نفر وجود دارد. آسیای مرکزی با درصد بالایی از جمعیت مسلمان، یکی از مناطق جهان اسلام محسوب می‌شود؛ به طوری که ترکمنستان نزدیک به ۹۰ درصد، قزاقستان بیش از ۵۰ درصد، قرقیزستان بیش از ۷۰ درصد، تاجیکستان بیش از ۸۰ درصد و اُزبکستان نزدیک به ۹۰ درصد از جمعیتشان مسلمان‌اند. اُزبک‌ها، تاجیک‌ها، قزاق‏ها، تاتارها، ایغورها، ترکمن‏ها، غازان‏ها، ذنجان‏ها (چینى‌الاصل) و اقلیت‏هاى ترک، کرد، بلوچ نیز در آسیاى مرکزى سکونت دارند. تاریخ آسیاى مرکزى با فرهنگ اسلامى و زبان فارسی گره خورده‌است و مناطقى که اکنون به صورت جمهوری‌هاى مستقل درآمده‏اند، در قرون متمادى جزئى از قلمرو اسلام بوده‏اند. سمرقند، خیوه و بخارا مواریث قابل توجهى از فرهنگ اسلامى دارند و زادگاه تعدادى از دانشمندان بزرگ مسلمان ـ همچون ابن‌سینا، فارابى، خوارزمى، جوهرى، بخارى ترمذى، زمخشرى و… ـ بوده‌اند.

از لحاظ ذخایر اقتصادى و منابع معدنى و محصولات کشاورزى، آسیاى مرکزى غنى است. سرزمین ترکستان شرقى از نظر ذخائر و منابع کشاورزى و معدنى، آن قدر غنى است که مى‏تواند به صورت قطب صنعتى عمدۀ در آسیا درآید. از لحاظ ذخایر نفت و گاز، آسیاى مرکزى و قفقاز اهمیت قابل توجهى دارد.

در منطقۀ کاملاً استراتژیک و مهم آسیای مرکزی به عنوان قلب آسیا، با ویژگی‌های خاص خود، ارتقای سطح همکاری‌های اقتصادی کشورهای مذکور، یکی از اهرم‌های افزایش موقعیت و نقش مسلمانان در مقابله با تهاجمات منطقه‌ای غرب خواهد بود.

قیام باسماچیان در جنوب قرقیزستان و جنوب شرقی اُزبکستان و بخشی از تاجیکستان که مجموعاً «درۀ فرغانه» را تشکیل می‌دهند، شکل گرفت. خاستگاه چنین قیامی در درۀ فرغانه امروز هم آبستن تحولات گوناگون است و در عین‌حال، افراطی‌ترین مسلمانان در این منطقه ساکن هستند. در مناطق روستایی درۀ فرغانه، فقر رو به گسترش است. در دوران بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، بارها در گزارش‌ها و اسناد منتشرۀ نهادهای غربی ـ از جمله انگلستان و آمریکا ـ از درۀ فرغانه به عنوان کانون نزاع‌های آینده در آسیای مرکزی یاد شده‌است. مسلماً اشاره به درۀ فرغانه امری اتفاقی نبوده و حاکی از سیاست برنامه‌ریزی‌شده‌ای است که توسط سازمان‌های اطلاعاتی کشورهای غربی دنبال می‌شود؛ زیرا این دره در سه جمهوری اُزبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان دامن پهن کرده‌اند و تسلط بر آن به معنی در اختیار داشتن نبض این سه جمهوری تعبیر می‌شود. ضمن آنکه محورهای حرکت و ورود جریان‌های تکفیری ـ نظیر داعش ـ به آسیای مرکزی، از طریق شمال افغانستان (بدخشان) به تاجیکستان طراحی شده‌است. در واقع منشأ و مصدر خط ارتباط گروه‌های تروریستی با آسیای مرکزی، از افغانستان عبور می‌کند.

در سال ۲۰۰۰م. دولت روسیه بسیاری از آشوب‌ها را در چچن قلع و قمع ساخت، ولی در واقع آشوب‌ها به بخش‌های دیگر روسیه سرایت نمود. بخشی از آشوبگران به آسیای مرکزی رفتند. گروه ویژه‌ای که نقش محوری در داعش ایفا می‌کند، گروهی از قفقاز است که شبه‌نظامیانی از چچن هستند و به دلیل تجربه‌ای که در مقابله با روسیه دارند و سال‌ها برای جدایی و برقراری خلافت با روس‌ها جنگیدند، به عنوان نیروهای کاربردی و کلیدی در داعش جذب شدند و در رده‌های فرماندهی هم حضور دارند. براساس منابع غیرموثق، ۱۰درصد نیروهای داعش را شبه‌نظامیان قفقاز تشکیل می‌دهند که غالباً چچنی هستند. شبه‌نظامیان چچنی و قفقازی با داعش بیعت کرده‌اند. آمارپیوستگان به داعش متفاوت است؛ در آسیای مرکزی (قزاقستان، قرقیزستان و اُزبکستان) بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ نفر است، اما در خصوص چچنی‌ها از ۱۰ تا ۱۲هزار نفر تا نیز ادعا شده‌است. در ترکمنستان، اندیشۀ افراط‌گرایی ضعیف است. قرقیزها نیز، کمتر به افراط‌گرایی کشیده می‌شوند و این وضعیت تقریباً در مورد قزاقستان هم صادق است.

عوامل داخلی بروز جریان‌های انحرافی ـ تکفیری

  • انسداد اجتهاد علمی راه را بر روی هرگونه پویایی می‌بندد و به همان اندازه که راه برای نوگرایی بسته می‌شود، راه برای برداشت‌های افراطی باز می‌گردد؛
  • عدم آگاهی لازم و شناخت کافی از اسلام ناب محمدی؛
  • فقر مادی؛
  • فقدان آزادی عمل فرهنگی و سیاسی؛
  • حضور و فعالیت گستردۀ سلفی‌گری و مأموران سعودی و مبلغان وهابیت، با حمایت دولت عربستان سعودی؛
  • شکست‌های پی‌درپی و تاریخی مسلمانان و اشغال سرزمین‌های اسلامی؛
  • سرخوردگی ناشی از تعرضات نظام سلطه و عقب‌ماندگی اجتماعی؛
  • جست‌وجوی مسلمانان برای بازیابی هویت خود.

عوامل خارجی بروز جریان‌های افراط‌گرا ـ تکفیری

  • سلطۀ اجانب ـ به‌ویژه، مداخلات کشورهای غربی ـ در این منطقه از طریق ترکیه؛
  • تشدید فعالیت‌های سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی کشورهای رقیب؛
  • به هم خوردن معادلات جنگ سرد و فروپاشی نظام دوقطبی؛
  • تجاوز ابرقدرت‌ها به افغانستان و سلطۀ آن‌ها بر کشورهای این منطقه؛
  • سابقۀ فشار حکومت‌های کمونیستی بر مردم منطقه؛
  • حضور غرب و آمریکا در منطقه به بهانۀ مقابله با طالبان در افغانستان و حمله به القاعده در عراق؛
  • برخورد محاسبات و اهداف راهبردی غرب و آمریکا با روسیه و چین در منطقه.

گمانه‌های ترسیم وضعیت موجود منطقه، معطوف به افراطی‌گری

  • در این منطقه، جریان سیاسی قوی و خارج از کنترل دولت‌ها وجود ندارد، اما غیر از یک جریان ضعیف روشن‌فکری، بقیۀ جریانات اجتماعی ـ به‌ویژه اسلام‌گرایان ـ به دلیل اختناق موجود، به سوی افراطی‌گری کشانده می‌شوند.
  • اکثر صوفیان و پیروان طریقت منطقه به‌رغم علاقه به اهل بیت(ع)، در وضعیتی قرار گرفتند که مظالم تاریخی بر آن‌ها زمینه‌هایی فراهم آورده تا نقشبندیه به پیروی از تشیع، مجوز ورود به سیاست را به صوفیان بدهند. صوفیان سیاسی به این ترتیب شکل گرفته‌اند و آنچه که امروز در چچن و نواحی قفقاز می‌بینیم، پیروان معنوی بهاءالدین نقشبند هستند که داعیۀ قدرت و سیاست داشتند. آمریکایی‌ها وعده‌های بسیاری به نقشبندیه داده بودند، اما خلف وعده کردند. حتی زمانی که نقشبندیه دست به دامن آن‌ها شدند، سی.آی.اِی پاسخی به آن‌ها نداد. بعد از آن، صوفی‌ها و نقشبندیه به گروه‌های افراطی روی آوردند. در حقیقت، آمریکا زمینۀ اجتماعی لازم برای سیاسی شدن نقشبندیه را فراهم آورد و آن را گسترش داد. در ابتدا، فعالیت‌های خود را زیرزمینی دنبال می‌کردند، بعد با القاعده همکاری کردند و دست به معامله زدند و در برابر حفظ جان و دریافت پول، اطلاعات امنیتی در اختیار آن‌ها قرار می‌دادند. در حملۀ داعش به موصل، این شبکۀ تروریستی به آن‌ها وعدۀ ادارۀ موصل و همچنین مبالغی هنگفت پول داد که از غارت بانک‌ها تأمین شده بود. این معامله منجر به همکاری نقشبندیه و صوفی‌ها با داعشی‌ها شد. برای همین تا مدت‌ها بعد از سقوط موصل به دست داعش، این شهر از لحاظ اداری، در دست نقشبندیه بود. آن‌ها پس از این مرحله، مستقیماً با ترکیه ارتباطات نزدیکی برقرار کردند و به صورت عوامل عملیاتی و اطلاعاتی آن‌ها در آمدند.
  • کاملاً واضح است که بخش ناچیزی از نقشبندیه و صوفیان جذب گروه‌های تروریستی شدند و اکثریت مطلق آنان یا بی‌طرف ماندند یا اگر تمایل به جمهوری اسلامی ایران داشتند، مجال ابراز تمایل خود را پیدا نکردند.
  • امتداد، پیوستگی و خط ارتباط پاکستان، افغانستان، تاجیکستان و آسیای مرکزی همیشه باید مدنظر باشد.
  • خطر داعش در آسیای مرکزی عامل جدیدی است که بر پایۀ تهدید گسترش افراط‌گرایی، هدفش انتشار و انتقال به مناطق پیرامونی افغانستان، آسیای مرکزی، قفقاز و منطقۀ سین‏کیانگِ چین است. بنابراین، داعش نه‌تنها برای مسلمانان آسیای مرکزی و قفقاز، بلکه برای دولت‌های روسیه و چین نیز یک تهدید شمرده می‌شود.
  • ناامنی جاری شمال افغانستان را می‌توان در گسترۀ وسیع راهبردهای غرب به رهبری آمریکا در برابر مسلمانان و کشورهای منطقه تلقی کرد. چنانچه از اولویت‌های کشورهای غربی به رهبری آمریکا و نیز همسویان منطقه‌ای و عربی‌اش، به حاشیه راندن انقلاب اسلامی و تضعیف موقعیت و منزوی ساختن روسیه از کشورهای متحدو همسو، از طریق تضعیف و ناامن کردن آسیای مرکزی و قفقاز با توسل به جریان‌های افراط‌گراست.
  • طالبان اگر قرار باشد بین داعش و دولت مرکزی که در حال حاضر در افغانستان حاکم است، یکی را انتخاب کند، داعش را انتخاب می‌کند؛ چون با داعش سنخیّت بیشتری دارد. داعش هم اگر بخواهد کنترل منطقه را در دست داشته باشد، به طالبان احتیاج دارد.
  • هدف اول سیاست‌های تخریبی غرب از طریق ترکیه و افراط‌گرایی در قفقاز شمالی، داغستان، چچن و تاتارستان است، ولی در قفقاز جنوبی، هدف اول آذربایجان است.
  • در گرجستان و بلاروس که از اقوام روسیه هستند، به دلیل کم بودن تعداد مسلمان‌ها و مهاجر بودن و عدم تمایلشان به فعالیت در جریان افراط‌گرایی، زمینه‌ای برای مداخلات غرب وجود ندارد.
  • افغانستان و ترکیه به عنوان کشورهای تکمیلی منطقۀ مذکور، نقش و تأثیر بسزایی در روند گسترش جریان‌های افراط‌گرا دارند.
  • در ترکیه، پروژۀ داعش بیش از آنکه در حیطۀ مسائل فرهنگی و عقیدتی مد نظر و مورد بررسی قرار گیرد، به عنوان پروژه‌ای دارای اهداف سیاسی و نیز اقتصادیِ مد نظر حکومت ترکیه، جهت ارتقای قدرت منطقه‌ای‌اش، پیروی از استکبار جهانی و همکاری با برخی دول منطقه، قرائت می‌گردد. از منظر نخبگان فرهنگی و علمی ترکیه، جریان‌های تکفیری ـ نظیر داعش ـ تکنیکی برای خنثی‌سازی تمایلات سرکوب‌شدۀ تاریخی و علایق تحقیرشدۀ عقیدتی تشکیل اُمت اسلامی است، که می‌تواند با چرکین شدن زخم‌های عمیق اجتماعی، فاصلۀ پیشرفت‌ها و توسعۀ کمی و کیفی جهان غرب و عقب‌ماندگی جهان اسلام، بروز پیدا کند. اشغال و تجاوز آمریکا به جغرافیای اسلامی افغانستان و عراق، منجر به تبلور این مسئله گردید. به باور سیاست‌مداران مستقل ترکیه، تولید و ظهور داعش محصول همکاری آمریکا، رجب طیب اردوغان، انگلیس و ارتجاع عرب است، تا از به هم خوردن معادلات رقابتی و منافع غرب و برخی کشورهای منطقه جلوگیری ‌کند.
  • غرب که حاکمیت اندیشه‌ای را در حوزۀ سیاسی در جهان تولید و ایجاد می‌کند، عقبۀ این جریان هستند.
  • غرب جهت تضعیف انقلاب اسلامی و گرایش‌های اجتماعی مسلمانان، بذر وهابیت را در قفقاز شمالی کاشت. نتیجه آن شد که وهابیت در آنجا میدان‌دار شده‌است و این میدان‌داری را با همکاری دولت‌های سکولار منطقه به دست آورده‌است.
  • این نظریه نیز عنوان می‌گردد که طی طرح توافق نانوشته بین غربی‌ها و صهیونیست‌ها، نقشه آن است که اکثریت رزمندگان بنیادگرای مسلمان به گرداب‌های مرگ (سوریه و عراق) کشانده شوند تا همان‌جا آن‌ها را از بین ببرند. ضمن آنکه اسلام‌هراسی را در اروپا ترویج می‌کنند تا روند روبه‌رشد اسلام‌گرایی در اروپا متوقف شود.
  • داعش امروز در شرایطی قرار گرفته که شبیه دیروزش نیست. این مسیر با فراز و فرود‌های زیادی روبه‌رو خواهد بود، اما تردیدی نیست در صورتی که هم‌گرایی بازیگران جهانی در بازی داعش، رنگ جدی‌تری به خود بگیرد و این گروه تحت فشارهای اقتصادی همه ‌جانبه قرار گیرد، برای داعش در آینده جایگاه بالایی تصور نمی‌شود، ولی آثار شوم انحراف عقیدتی به این سادگی از بین نمی‌رود و جهان اسلام سال‌ها با این مشکل دست به گریبان خواهد بود. اشاعۀ افشای ماهیت انحرافی جریان‌های مذکور از اسلام ناب، بهترین روش مقابله فرهنگی و درازمدت است.
  • در طرح جریان‌های افراطی اخیر نزد نسل جدید، شبکه‌های مجازی و روابط فردی و گروهی تا حدی جایگزین وسایل ارتباطی قدیم گردیده‌اند.
  • جریان افراط‌گرایی در منطقۀ مذکور، سرشاخه نیست، ریشه ندارد، ذاتی نیست و معلول است؛ حرکتی چندجانبه است که تحت مدیریت و هدایت غرب، با زمینه‌های معضلات اجتماعی ـ اقتصادی، افراد را جذب و به افراط‌گرایی می‌کشاند.
  • زمینه‌های اجتماعی، ظهور داعش در منطقه آسیای مرکزی عبارت‌اند از: مسائل اعتقادی اسلام‌گرایی، اُمید بستن به رهایی از دیکتاتوری تداوم‌دار، مشکلات اقتصادی، سرمایه‌گذاری کلان و تمرکز گروه‌های رقیب.
  • لحاظ کردن و محاسبۀ چشم‌اندازهای اقتصادی داعش (پتانسیل تأمین هزینه‌ها) به‌ویژه در آسیای مرکزی مهم است.

اهداف اصلی در پروژۀ تولید جریان‌های تکفیری

  • تداوم تجارت جنگ در راستای تأمین منافع صاحبان صنایع نظامی و واسطه‌گران اسلحه؛
  • چندقطبی کردن جهان اسلام؛
  • جدایی بین جهان غرب وجهان اسلام؛
  • فروپاشی درونی جامعۀ مسلمان؛
  • تأمین امنیت رژیم اشغالگر قدس و ایجاد حاشیۀ امن برای صهیونیسم؛
  • حمایت از طاغوت‌های منطقه‌ای و رژیم‌های پادشاهی ـ به‌ویژه، رژیم عربستان سعودی؛
  • جلوگیری از رشد وگسترش اسلام ناب محمدی؛
  • به چالش کشاندن مقاومت‌های مردمی و تغییر مسیر مقاومت؛
  • انحراف در حرکت بیداری اسلامی و در صورت امکان، مصادرۀ آن؛
  • تبدیل کردن جنگ با دشمن به جنگ بین مسلمانان و استمرار جنگ خانگی و داخلی؛
  • تغییر خط مقدم مبارزات از رهایی قدس و آزادی سرزمین‌های فلسطینی‌ها به جنگ‌های منطقه‌ای و داخلی مسلمانان؛
  • از بین بردن زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی در جهان اسلام؛
  • مخدوش‌سازی چهرۀ اسلام ناب؛
  • مصادرۀ شور وحماسۀ دینی جوانان نسبت به اسلام و بیداری اسلامی، به نفع سلطۀ امپریالیسم جهانی؛
  • تضعیف موقعیت و جلوگیری از جنبش‌های علمی و آزادی‌خواهانه در آسیای مرکزی؛
  • نفوذ در آسیای مرکزی به منظور ایجاد تنش‌های اجتماعی و سرنگونی قدرت ملت‌ها؛
  • تضعیف موقعیت مسلمانان انقلابی منطقه و کشورهای همسایه؛
  • دهشت‌آفرینی‌های تکفیری (داعش) به نفع گفتمان‌های سکولار و لیبرال‌دموکراسی، فرصت مغتنمی به وجود آورد تا خود را به عنوان یگانه راه نجات بشر، معرفی و مطرح سازند؛
  • ایجاد زمینه‌های ایفای نقش‌پردازی نظام سلطه، تحت القاب «نگهبان، تکیه‌گاه، دوست و حافظ امنیت و آزادیِ دولت‌های منطقه و مسلمانان».

فرصت‌ها و قوت‌ها

  • حوزۀ مذکور از منظر تمدنی و فرهنگی، نقطۀ اتکا و بخشی از شناسنامۀ قلمرو اسلام محسوب می‌گردد؛
  • مردم کشورهای مذکور همگی مسلمان هستند و به لحاظ زبانی نیز یا فارسی‌زبان هستند یا با آن قرابت دارند؛ طوری که سه زبان فارسی، عربی و ترکی ساختار فرهنگ لغات آن‌ها را شکل داده‌است.
  • ۹۸ درصد از مردم آسیای مرکزی سواد دارند.
  • مردم حوزۀ آسیای مرکزی دارای خصوصیات منحصر به‌فرد جسارت و ظلم‌ستیزی هستند.
  • همۀ دولت‌های منطقه نسبت به افراطی‌گری حساس هستند.
  • ملت‌های منطقه در آسیای مرکزی، همگی از نوعی اسلام سنتی حمایت می‌کنند.
  • هرچند برخی از صوفیان منطقه تحت تأثیر افراط‌گرائی قرار گرفته‌اند، اکثر صوفیان و پیروان طریقت منطقه علاقۀ شدیدی به اهل بیت(ع) دارند.
  • منطقۀ آسیای مرکزی بین روسیه، ایران و چین واقع شده‌است که اگر در آنجا حرکتی ایجاد شود، هر سه کشور بزرگ منطقه دچار بحران خواهند شد. لذا همکاری این سه کشور ضرورت دارد.
  • برای رویارویی با جریان‌های تکفیری و اثرگذاری بر منطقۀ آسیای مرکزی، ظرفیت‌های بالقوۀ فراوانی در جهان اهل سنت (بریلوی‌ها در شبه‌قاره، صدها میلیون مسلمان با گرایش تصوف) وجود دارد، ولی همۀ این‌ها در شرایط فعلی، مرعوب وضعیت موجود شده‌اند. این ظرفیت‌ها باید شناسایی و بالفعل شوند.
  • هم‌جواری با ایران در مناطق و استان‌های مرزی کشور (خراسان، گلستان، مازندران): در کنار علما و نخبگان اهل‌تسنن وسایل ارتباط جمعی مناسب، سمن‌های فعال و مؤثری وجود دارند که در صورت بهره‌مندی، می‌توانند بر محیط هم‌جوار در کشورهای همسایه، تأثیر فرهنگی مثبت بگذارند و در منطقه نقش ایفا کنند.
  • رسوایی نظام جهانی سلطه: رسانه‌های آزاد بارها اعلام کرده‌اند که آمریکا و غرب عامل ایجاد داعش بودند، تا به وسیلۀ آن، اهداف خود را در سوریه و عراق و دیگر کشورهای اسلامی پیاده کنند.

 تهدیدها و ضعف‌ها

  • آسیای مرکزی (ماوراءالنهر) از نخستین پایگاه‌های اسلام سنتی مبتنی بر اخباری‌گری است. آن‌ها خودشان را اهل حدیث می‌دانند. تعصب دینی در واقع بر جمود و سطحی‌گری فراوان در میان اهل حدیث تکیه کرده‌است؛
  • در این خطه، غربت فلسفه و منطق موجبات شکست نهضت فکری معتزله و پیروزی اشعری‌گری و سطحی‌نگری را فراهم ساخت؛
  • تعصب قومی از عوامل زمینه‌ساز تنش‌های اجتماعی و درگیری‌های منطقه‌است. حوزۀ قفقاز موزاییکی از اقوام و مذاهب است؛
  • مرزهای هویتی، خواسته‌های تاریخی و جذابیت‌ها، ساختار تفکر داعش را تشکیل می‌دهند که همۀ این‌ها می‌تواند تهدید به حساب آید.
  • در منطقه، نوع افراط‌گرایی، افراط‌گرایی دینی است.
  • سطح نازل اطلاعات دینی مردم منطقه، زمینه‌ای برای افراطی‌گری آن‌ها می‌شود.
  • اندیشه‌ورزی‌های اسلامی در منطقه بسیار ضعیف است که معلول حاکمیت ده‌ها سالۀ کمونیست‌ها بر منطقه است.
  • در آسیای مرکزی، جامعۀ مدنی هنوز نقش نبسته؛ دموکراسی ضعیف است و همۀ دولت‌ها به سمت سکولاریسم حرکت می‌کنند.
  • حاکمیت دیکتاتورهای منطقه وجه مشترک و تأثیرگذار مهم در افراط‌گرایی است و به صورت طبیعی، نسل رهایی‌خواه را جذب گروه‌های افراطی می‌کند.
  • از نظر طبقه‌بندی اقتصادی، بیشتر مردمان در طبقۀ متوسط به پایین هستند. بی‌کاری و فقر اقتصادی زیاد است و یکی از عوامل سوق دادن جوانان مسلمان به داعش است.
  • در آسیای مرکزی، کشورهای تاجیکستان و ازبکستان، مساعدترین زمینه را برای گرایش‌های افراط‌گرایانه دارند.
  • یکی از اولین پایگاه‌های افراطی‌گری که درگیری‌های مسلحانه در آن روی داد، ازبکستان بود، در آنجا یک امام‌جمعه رهبر حزب «تحریر» بود. این جریان‌ها در قرقیزستان و تاجیکستان بروز جدی داشته و دارد.
  • موقعیت آسیای مرکزی و قفقاز به عنوان منطقه حساس (حیاط خلوت) روسیه، همواره از سوی غرب به عنوان رقیب اصلی ژئوپلتیک روسیه، با اهرم‌های جریان‌های افراط‌گرایانه (قومی، مذهبی) مورد تهدید قرار می‌گیرد.
  • حکومت‌های اقتدارگرا، رهبران مستبد، انسداد سیاسی در کشورهای منطقه ـ با توجه به ضعف‌های گوناگون آن‌ها ـ به عنوان زمینه‌سازان اجتماعی شورش، امکان دارد تحت تأثیر طرح‌های غرب، با صدمات گسترده‌ای مواجه گردند.
  • داعشی‌ها با تمام قوای خود، تلاش می‌کنند از افغانستان به علت عدم حاکمیت قوی، وارد آسیای مرکزی شوند.
  • گفته می‌شود اشرف غنی ـ رئیس‌جمهور افغانستان ـ در خصوص عبور نیروهای داعش از طریق افغانستان به آسیای مرکزی در ازای حمایت‌های اقتصادی و تضعیف طالبان، تعهداتی را پذیرفته‌است.
  • افغانستان دروازۀ ورود داعش به آسیای مرکزی است. کشورهای پاکستان، افغانستان و تاجیکستان خط سیر گروه‌های افراط‌گرای تکفیری در منطقۀ مذکور هستند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.