بسترهای شکل گیری جنگ داخلی در تاجیکستان و پی آمدهای آن

0 68

چکیده:

در سپتامبر سال ۱۹۹۱ با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دولت جدیدی در نقشه دنیا تحت عنوان جمهوری مستقل دموکراتیک تاجیکستان ظهور نمود. اما بنا به دلایل گوناگون اندکی بعد جنگی داخلی در این کشور رخ داد. جنگ داخلی تاجیکستان از خرداد ۱۹۹۲ آغاز شد. در نوشتار پیش رو بر آنیم تا با بررسی دلایل و بسترهای چندگانه اجتماعی ، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بروز جنگ داخلی در تاجیکستان  پیامدهای آن را مورد بررسی  قرار دهیم.

پیش زمینه های جنگ داخلی  :

درجلسه شهرداری شهر دوشنبه در ۲۳ شهریور ۱۳۷۰ یعنی تنها پنج روز بعد از اعلام رسمی استقلال تاجیکستان تصمیم گرفته شد به مناسبت تغییر دادن نام میدان لنین به میدان آزادی ، مجسمه لنین از میدان آزادی برداشته شود.  متعاقب این تصمیم قدرالدین اصلانوف رئیس پارلمان تاجیکستان ضمن استعفائ از حزب کمونیست ازاقدام مقصود اکرام اف شهردار دوشنبه جانبداری کرد. یک هفته بعد اصلانوف  در سی ام شهریور ۱۳۷۰  فعالیت حزب کمونیست را بخاطر نقشی که در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۷۰ در مسکو داشتند ، غیر قانونی اعلام کرد. متعاقب این ماجرا هواداران حزب کمونیست تاجیکستان دو روز بعد  اول مهر ماه ۱۳۷۰در پارلمان جلسه تشکیل دادند و اصلانوف را از ریاست پارلمان که در واقع رئیس جمهور هم محسوب می شد ، بدون رعایت قوانین مربوط به برکناری رئیس پارلمان او را خلع کردند. بجای او رحمان نبی اف به عنوان کفیل ریاست جمهوری تاجیکستان از سوی نمایندگان کمونیست مجلس تاجیکستان منصوب شد. جزو اولین اقدام های نبی اف برکناری اکرام اوف از شهرداری دوشنبه و لغو دستور غیر قانونی شدن فعالیت حزب کمونیست بود. نیروهای اسلامی و گروههای ملی گرا و دموکرات در مخالفت با این اقدام از روز   دوم مهر ماه تظاهرات خود را آغاز کردند. اما هنوز صحنه سیاسی تاجیکستان به جنگ کشیده نشده بود زیرا رحمان نبی اف با هرامکانی که کمونیستها برای او فراهم کردند توانست در انتخابات سوم آذر ماه ۱۳۷۰ خداوردی اوف رقیب نزدیک خود از نیروهای مخالف را شکست دهد و رسما کار خود را به عنوان اولین رئیس جمهور تاجیکستان در یازدهم آذرماه ۱۳۷۰ آغاز کند . ( ۱)

بهانه شروع جنگ داخلی :

در فروردین ۱۳۷۱ برکناری نوجوانف وزیر کشور وقت تاجیکستان که از اهالی بدخشان  بود. موجب شد عده ای از مخالفان دولت روبروی ساختمان وزارت کشور  در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان تظاهرات کنند.  همچنین با دستگیری مقصود اکرام اف ، شهردار برکنار شده شهر دوشنبه تظاهرات مردم شدت بیشتری گرفت . مخالفان حکومتی دو ماه در مرکز دوشنبه ماندند. حکومت نیز با آوردن هواداران خود از کولاب و خجند ــ که از دوره شوروی حامی حزب کمونیست بودند ــ تظاهراتی در دوشنبه ترتیب داد. (۲)

مذاکرات مخالفان با نبی اف به نتیجه رسید و حکومت مصالحه ملی در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۱تشکیل شد ولی در همان ماه نیروهای کولابی طرفدار کمونیسم ضمن مخالفت با حکومت مصالحه ملی ، با هواداران احزاب اسلامی و دموکراتیک در آن منطقه درگیر شدند.در اوایل شهریور ۱۳۷۱ شبه نظامیان کولابی صدها تن را در قرغان تپه کشتند و نبی اف مجبور به استعفا گردید. در اواخر شهریورماه  کولابیها با تصرف قرغان تپه موجب فرار هزاران تن به دوشنبه شدند .سپس با برگزاری نشست شورای عالی در خجند امامعلی رحمان از کولاب را به ریاست کشور  برگزید و بیشتر وزرای جدید نیز کولابی بودند.

در آذر ۱۳۷۱ نیروهای وفادار به حکومت جدید و شبه نظامیان کولابی ـ حصاری ، دوشنبه را تصرف کردند و صدها تن از شبه نظامیان هوادار گروههای اسلامی و دموکراتیک را کشتند و در پایتخت و جنوب کشور بویژه نسبت به مردم غَرم (از پایگاههای اصلی نیروهای اسلامی و دموکراتیک ) و بدخشان ، قساوت زیادی به خرج دادند. در همین ماه به درخواست امامعلی رحمان نیروهای ارتش روسیه و ازبکستان وارد تاجیکستان شدند و در سرکوب نیروهای مخالف به حکومت تاجیکستان کمک کردند. در نتیجه این درگیریها حدود پنجاه هزار تن کشته شدند.(۳) هرچند که برخی ، شمار کشتگان جنگ داخلی را تا صد هزار تن برآورد کرده اند. شمار زیادی از روسها و غیربومیان ، تاجیکستان را ترک کردند و در داخل کشور حدود هشتصد هزار تن جابجا شدند که این بزرگترین جابجایی جمعیت در آسیای مرکزی از زمان اشتراکی کردن اراضی در دهه ی ۱۹۳۰ بود.

جنگ داخلی تاجیکستان در اوایل ۱۳۷۲ شمسی تا حد زیادی آرام شد، ولی درگیریها با شدت کمتری تا چند سال بعد ادامه یافت.در این حال اگر بخواهیم به بررسی علل و بسترهای وقوع جنگ داخلی در تاجیکستان نگاهی داشته باشیم می توان این علل و زمینه ها را در چند بعد دید. تحلیل گران علل گوناگونی برای وقوع جنگ داخلی در تاجیکستان بیان کرده اند.

بسترهای اجتماعی و اقتصادی

شاخص های پریشانی اجتماعی و سیاسی در تاجیکستان  در آستانه استقلال نقش مهمی در فروپاشی و جنگ داخلی داشتند . در واقع  شاخص های اجتماعی و اقتصادی در کنار عوامل دیگری مانند رقابت های جغرافیای نژادی در تاجیکستان در بروز  جنگ داخلی نقش داشتند تا تجزیه بالقوه را تحقق بخشد. (۴) باید توجه داشت که تا پایان نظام شوروی تقریبا نیمی از بودجه تاجیکستان یا ۴۷ درصد آن از کمک های مالی فدرال پرداخت میشد و تاجیکستان به درآمد ناشی از فروش پنبه به مسکو وابسته بود. لذا آسیای مرکزی و تاجیکستان بخشی از کشورهای وام گیرنده بودند. بدین ترتیب اقتصاد تاجیکستان از ضعیف ترین ها در شوروی محسوب می شد.  مسلما  فقر شدید مالی و فقدان کمک های مالی  که در زمان شوروی به تاجیکستان ارسال می شد و نیز اختلاف های قومی و حتی محلی گرایی  به اختلاف ها و  درگیری ها بین بازیگران سیاسی آن روز تاجیکستان  دامن زد.

در واقع تاجیکستانی که به دلیل جدا شدن از کمک های مسکو ، نیمی از بودجه خود را از دست داده بود درگیر تحولات سیاسی هم شد.  می توان گفت  بسیاری از این معترضان در آغاز ماه ها استقلال تاجیکستان حتی حقوق خود را دریافت نکرده بودند. در مقابل ارتش و سازمان های  نظامی برای جلوگیری از شورش های داخل سازمان دهی نشده بود و نیروهای نظامی موجود روسی به موازنه قدرت می پرداختند نه حفظ امنیت داخلی تاجیکستان.

باید توجه داشت  عوامل اجتماعی و اقتصادی  به تنهایی نمی توانند دلایلی برای بروز درگیری در تاجیکستان باشند، اما بر ساختار و شدت آن بسیار تاثیرگذار بودند. تاجیکستان از نوعی اقتصاد استعماری برخوردار بود و دو منطقه عمده اقتصادی این کشور دره فرقانه و خجند و دره کافرنهان در جنوب از دو حوزه اصلی قدرت اقتصادی و در نتیجه سیاسی و فرهنگی در ان زمان بهره مند بودند .

ضعف ناسیونالیسم تاجیک

برخلاف کشورهای بالتیک ، تاجیکستان و دیگر کشورهای  آسیای مرکزی در قالب  شکل کنونی تا قبل از  ایجاد شوروی داری هویت کنونی کشوری نبودند. یعنی این کشور  همانند سایر کشورهای آسیای مرکزی فاقد یک طبقه روشنفکر منسجم  و با هویت تاجیکی بود.(۵) لذا سنبلها و رهبران چندانی به عنوان نقطه کانونی برای  ارائه وجود نداشت. این رویکرد موجب ضعف ناسیونالیسم  تاجیک و تقویت هویت های  محلی تر و در  نتیجه برتری منطقه  گرایی  و سیاست عدم تمرکز  و محلی گرایی شد. لذا استقلال دولت کشور جدید تاجیکستان را به ضعف کشاند و  به تجمیع منطقه گرایی به عنوان متغیری مستقل انجامید. به عنوان مثال در حالی که فارسی زبان ارتفاعات قرتگین و درواز به نوعی به زبان فارسی سخن می گویند و مانند تاجیک های اراضی  پست  مسلمان سنی هستند پامیری ها به زبان های  ایرانی شرقی  سخن گفته و  اسماعیلی هستند.

ایدئولوژی های رقیب و نقش بازخیزی اسلام

از دهه ی ۱۹۷۰ بتدریج باورهای اسلامی در میان مردم تاجیکستان رشد یافت ، از جمله در ۱۹۷۸ شورشی بر ضد روسها به پا شد که سیزده هزار تن در آن شرکت داشتند و پس از حمله شوروی به افغانستان در ۱۳۵۸ ، شماری از مردم تاجیکستان به علت مخالفت با این حمله بازداشت شدند. با روی کارآمدن گورباچف در  شوروی در تاجیکستان همانند دیگر جمهوریهای شوروی ، مبارزه با فساد آغاز شد. در این دوره بتدریج از شدت سانسور کاسته و آزادی بیان بویژه در مطبوعات بیشتر شد. در این راستا در نهم سپتامبر شورای عالی تاجیکستان به استقلال تاجیکستان رأی داد.(۶) اصلانوف ، رئیس شورای عالی و کفیل ریاست جمهوری ، فعالیت حزب کمونیست را ممنوع و دارایی آن را ملی کرد، اما شورای عالی ــ که اکثر نمایندگان آن کمونیست بودند ــ اصلانوف را برکنار و نبی اف را جانشین وی کرد و ممنوعیت فعالیت حزب کمونیست را لغو نمود. این رویکرد  نشانگر تضادهای ایدئولوژیک بود.

در ادامه در واقع جنگ داخلی در تاجیکستان بر اساس تضاد سیاسی در عقاید ایجاد شد. بازیگران هردو طرف تحلیل های گوناگونی در مورد ماهیت اختلاف داشته اند. در تاجیکستان اعلام نوعی پلورالیسم پس از سرنگونی شوروی منجر به نوعی پلورالیسم عقیدتی و فرهنگی نسبی در دوره گلاسنوست شد. در جمهوری تاجیکستان بزرگترین جنبش های نوپدید به میراث زبان فارسی و  هویت ایرانی و..  توجه می کردند. در این بین پامیری ها دست به سازمانی  فرهنگی به نام لعل بدخشان زدند. همزمان با بروز و شروع جنبشهای ناسیونالیستی جنبشهای مذهبی در این کشور بروز بیشتری یافت. چهره اصلی مذهبی در این دوران حاجی تورجان زاده بود. در این دوران چندین گروه مذهبی با ساخت مساجد و فعالیت های دیگر اسلامی  پرداختند. در کنار این نیز رهبران مذهبی نقش برجسته تری یافتند و در مقابل ساختارهای پیشین کمونیستی و چپ قرار گرفتند. لذا احزابی اسلامی شکل گرفتند و بر علیه محافظه کاران حزب کمونیست جبهه گرفتند و در واقع دو نوع ائتلاف اندک اندک در بین طرفداران ساختار قدیم و مخالف شکل گرفت.

از سوی دیگر باید گفت در طول سالهای  ۱۹۹۱- ۱۹۸۹ ،  چندین تشکل عمده سیاسی در تاجیکستان ایجاد شد.چنانچه بنیاد فرهنگ تاجیکستان، سازمان آریانای بزرگ، حزب رستاخیر، سازمان لعل بدخشان، حزب دمکرات تاجیکستان و بزرگترین تشکل مردمی که حزب نهضت اسلامی بود ایجاد شد.(۷) این  احزاب با وجود گرایش های مختلف دریک مورد آن هم تغییرات وتحول جدید اتفاق نظر داشتند. در این بین سازمان هایی چون  حزب رستاخیر ، حزب دمکرات تاجیکستان  ، سازمان لعل بدخشان و حزب نهضت اسلامی پس از تشکیل خود در  اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰  توانستند در اردیبهشت ۱۳۷۱ جبهه ای  به نام ائتلاف نیروهای ملی و اسلامی تشکیل دهند اما  عمر این جبهه مشترک در شکل یک دولت ائتلافی  کوتاه بود.در این حال هر چند نوعی بلاتکلیفی و فقدان استراتژی واحد در مقابل حکومت کمونیست تاجیکستان قبل از استقلال بود و جریان های مخالف برخی به کنار گذاشتن تمام رهبران مخالف و برخی نیز به کنار گذاشتن برخی از آنها نظر داشتند اما در مقابل ساختارهای بازمانده قبلی قرار گرفتند.  در این  میان دولت  ائتلاف ملی و اسلامی  نتوانستند در مقابل فشارها  مقاومت کند و بعد از هفت ماه در  آذر ۱۳۷۱  کناره گیری کرد. در  واقع تضاد  ایدئولوژیکی احزاب  در این دوران  موجب این امر شد. چنانچه از یک سو حزب کمونیست از نخستین روزهایی که تاجیکستان زیر سیطره حکومت کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی قرار گرفت، حزب کمونیست در تمامی دوران حاکمیت، تنها حزب در تاجیکستان بوده و از دسامبر ۱۹۹۱ بار دیگر با همان نام رسمیت یافت و فعالیت خود را با برنامه‌ای جدید آغاز کرد. در مقابل نیز  از یک سو  حزب دموکرات تاجیکستان در سال ۱۹۹۰ با اعضای تحصیل کرده‌ شهری که  از حمایت اکثراقوام تاجیکستان برخوردار بود. ریاست این حزب به عهده شادمان یوسف بود و اکنون این حزب به دو بخش اقلیت و اکثریت تقسیم شده است.برنامه این حزب در ابتدا برقراری یک جامعه مدنی همراه با حمایت ازآزادی ها بدون درنظرگرفتن فرهنگ، مذهب و وابستگی های قومی، برقراری یک سیستم پارلمانی و مخالفت با حضور ارتش روسیه در خاک تاجیکستان عنوان شده بود.(۹)

از سوی دیگر حزب نهضت اسلامی که از سال‌ها پیش از فروپاشی شوروی به گونه پنهان مشغول فعالیت بود در ۲۶ اکتبر ۱۹۹۱ میلادی به صورت رسمی فعالیت خود را در تاجیکستان علنی کرد. رهبر حزب نهضت اسلامی، مرحوم سیدعبداله نوری و معاون اول آن، حاج اکبر تورجان‌زاده بود این حزب مهمترین حزب اسلامی شکل گرفته درمنطقه آسیای مرکزی بشمار می رفت. با این حال باچالش های فراوانی در مقابل به رسمیت شناخته شدن روبرو بود .

همچنین حزب رستاخیز مردم تاجیکستان در سپتامبر۱۹۸۹میلادی بیشتر شامل روشنفکران شهر ی و پیرو اندیشه های ملی‌گرایی میانه رو در چارچوب مردم فارسی‌زبان و با رویکردهایی چون انتخاب زبان تاجیکی- فارسی به عنوان زبان رسمی دولت و بازگشت به خط و الفبای فارسی و استقلال اقتصادی فعالیت داشت. رهبر این جنبش مرحوم طاهر عبد الجبار پرفسور علم اقتصاد بود که خواهان ایجاد سیستم پارلمانی با پست نخست وزیری و معتقد به اسلام به عنوان یکی از عناصر تشکیل دهنده فرهنگ ملی تاجیکها بود.  (۸)

علاوه بر این احزاب حزب لعل بدخشان از ماه مه سال ۱۹۹۲،با عضویت و  رهبری  شخصیت هایی چون اکبرشاه اسکندراف، و با پشتیبانی تمامی پامیری‌ها تشکیل شد. در واقع این  احزاب ائتلافی  به رهبری  مرحوم سید عبدالله نوری رهبرحزب نهضت اسلامی در مقابل کمونیست های پیشین تشکیل دادند تا بتوانند در برابر استیلای کمونیستها  مقاومت کنند.

محلی گرایی و منطقه گرایی و عدم تمرکز در میان تاجیکان

هویت ملی تاجیک ضعیف بود و گروه های قومی و ساختارهای محلی مهمتر از آن بود. به عنوان نمونه کولابیها ی جنوبی به سلطه سالیان طولانی  خجندی ها  شمالی در کشور شان معترض بودند. زرافشانی ها نیز هردو گروه  خجندی ها و کولابی ها را قبول نداشتند. برای همه آنها هویت ملی و تاجیک، اهمیت کمتری نسبت به هویت محلی و منطقه ای خودشان داشت. این امر به اختلاف هایی در میان دولت و مخالفان دامن می زد.

با این حال عامل اصلی و مهم در ساختار جنگ داخلی تاجیکستان روش بکارگیری نخبگان مخالف در خطوط منطقه ای پس از تشکیل جمهوری تاجیکستان شد. روابط خویشاوندی بسیج طرفداران بویژه نخبگانی که درگیر مبارزه اجتماعی در پایتخت بودند و فقدان کنترل اجتماعی مردم را آماده و بسیج کرد. در همین راستا در واقع در آغاز دوران بعد از استقلال تاجیکستان نیروهای سیاسی در تاجیکستان به چند گروه تقسیم می شدند که هر گروه وابسته به یک منطقه جغرافیایی بودند.

نیروهای سیاسی  موجود در تاجیکستان را می توان به سه گروه تقسیم کرد :

گروه خجندی ها در شمال تاجیکستان ، گروه کولابی ها در جنوب این کشور ، قرقان تپه، اسماعیلیان منطقه خودمختار بدخشان در جنوب شرق تاجیکستان .

گروه خجند سابقه طولانی در طرفداری از کمونیسم دارند و به طور کلی دبیران حزب کمونیست از این منطقه انتخاب می شدند.مناطق کولاب و قرقان تپه، در سالهای دوران شوروی  بیشتر کشاورز  و خواهان تغییر بودند.(۱۰)

همانطور که گفته شد در فروردین ۱۳۷۱ نبی اف رئیس جمهور وقت تاجیکستان که خجندی بود وقتی خواست موقعیت کمونیستهای محافظه کار را در حکومت مستحکم کند، موجب اتحاد بیشتر گروه اپوزیسیون شد. بخاطر برکناری نوجوان اف  وزیر کشور که یک پامیری بود بر پا شد. حزب لعل بدخشان که خواستار خود مختاری بیشتر پامیری ها بود، این تظاهرات را بر پا کرد و بلافاصله سه گروه دیگر مخالف نیز به او پیوستند. دولت در مقام مقابله ،تظاهرات مشابهی با طرفداران خود که آنها را با اتوبوس از کولاب و خجند آورد که بر تشنجات افزود. در این زمان رئیس جمهور با تشکیل واحد های حفاظتی متشکل از طرفداران خود در کولاب و توزیع ۱۸۰۰ قبضه اسلحه در میان آنها توانست خود را در مسند حکومت نگه دارد. اما برخوردهای مسلحانه شدید، تبدیل به جنگ داخلی شد. ناتوانی نبی اف  در کنترل اوضاع شدیدا آشکار بود و او مجبور شد  تحت فشار مخالفان، استعفای خود را در شانزده شهریور ۱۳۷۱ اعلام کرد. اسکندر اف به عنوان رئیس پارلمان کفالت ریاست جمهوری را بعد از استعفای نبی اف به عهده گرفت. در این زمان عبدالملک عبداله جان اف به عنوان نخست وزیر با او همکاری داشت. انتخاب جان اف که اهل خجند بود به نشانه آغاز مصالحه میان خجند و حکومت مرکزی تعبیر شد. اما سرانجام با حمایت روسیه و ازبکستان در ۲۵ آبان ۱۳۷۱  پارلمان تاجیکستان امام علی رحمان اف را به ریاست شورای عالی و کفالت ریاست جمهوری انتخاب کرد.

نقش بازیگران خارجی

در ماجرای برافروختن جنگ داخلی تاجیکستان از شخصیت های سیاسی صاحب نفوذ در تاشکند و مسکو و همچنین سازمان اطلاعات نظامی روسیه و سیای آمریکا به عنوان بازیگران اصلی خارجی نام برده می شود. در واقع کشورهای مخالف استقلال و  وحدت در تاجیکستان بر این نظر بودند که چنانچه اتحاد و همبستگی ملی در داخل هر کشوری بخصوص کشورهای کوچک وجود نداشته باشد، به راحتی می توانند به مهره هایی تبدیل شوند که بازیگران خارجی از آن ها در جهت منافع سیاسی خود استفاده کرده و سناریوهای مختلفی را پیاده کنند.

اما از نگاه برخی در مورد یکی از اصلی ترین سازمان دهندگان این جنگ یعنی سرویس جاسوسی اسرائیل چیزی گفته نمی شود. چنانچه در سال ۱۹۹۲ یکی از نمایندگان بلندپایه موساد برای مدت نسبتا طولانی در آسیای مرکزی به سر برد و مقامات کشورهای منطقه و روسیه را برای مخالفت با حکومت آشتی ملی تاجیکستان تشویق کرد. هدف اصلی آن بود که میان تاجیکستان با ایران، افغانستان و جهان اسلام ارتباط نزدیک برقرار نشود و ایران که اسرائیل آن را اصلی ترین دشمن خود می داند، موقعیت پیدا نکند. از این دیدگاه راه افتادن جنگ داخلی در تاجیکستان برای اسرائیل چند مسئله را حل می کرد که بدنام کردن اسلام و اسلام گراها و متقاعد کردن مردم به اینکه ریشه بدبختی های خود و کشورشان در دین است و همچنین متوقف کردن رشد مکتب دینی بخارا که تاجیکان وارث اصلی آن به شمار می روند، از آن جمله دانسته می شود. در واقع رژیم صهیونیستی از طریق دامن زدن به جنگ داخلی تاجیکستان، میان اقوام منطقه یک نوع خصومت و بی اعتمادی ایجاد کرد و از این طریق به دنبال ایجاد موانع برای اجرای وظیفه تاریخی تاجیک ها در منطقه شد که بیش از هزار سال به گسترش اسلام در آسیای مرکزی و مناطق پیرامون آن مشغول بودند.(۱۱)

سقوط حکومت و دولت

آغاز جنگ داخلی ناشی از  کنترل اجتماعی ناشی از تجزیه شوروی بود. در شرایط بی ثبات حاصل از  این موفقیت  بسیح رقابت و افزایش درگیری بین  جبهه های گوناگون شد. اما فقدان یارانه های شوروی و نمایندگان خجندی کمونیست که آنها  هدایت می کردند همچنین  بسیج  سیاسی  نظامی شرایط را تغییر داد. همچنین مجاهدان شمال افغانستان از سوی گروه های  اسلامی و  عرب کمک هایی را برای مخالفان  ارسال کردند اما کمک های  ازبکستان و روسیه  بیشتر بود. دولت کریم اف  به نیروهای ازبکی فرصت داد. نیروهای   روسیه نیز  بیشتر درگیر جنگ داخلی شدند.  رئیس جمهور یلتسین  تاجیکستان را نمونه ای آزمایشی برای  رویکرد روسیه در خارج  نزدیک دید  و در  سال ۹۳  در مرز افغانستان با تاجیکستان را مورد توجه بیشتر قرارداد و اعلام کرد مرز افغانستان با تاجیکستان عملا مرز روسیه است و هزاران  نیروی  مرزی را به آنجا گسیل داشت .

نقش میانجی گری ایران  در حل بحران تاجیکستان

در واقع هر چند بعد از آغاز جنگ داخلی قدرت ها و کشورهایی تلاش کردند تا با میانجی گری نقشی در حل بحران داشته باشند اما دامنه اختلاف ها و نوع بازی بازیگران خارجی موجب تداوم بحران شد. همچنین انتقال قدرت  از شمال به جنوب و متعاقب آن صف آرایی دولت های منطقه ای در بحران تاجیکستان و همچنین رویکرد روسیه در دخالت در این بحران خود  موجب تداوم بحران شد. در سال ۹۳  سازمان  ملل به دنبال قطعنامه ای تلاش جهت  جستجوی راه حلی برای  مذاکره بین دولت  و مخالفان را آغاز کرد. ازبکستان  و قزاقستان و قرقیزسیان  با حمایت سازمان ملل همکاری را آغاز کردند و دولت  کولابی دوشنبه را تحت فشار قرار دادند (۱۳) مذاکرات فزاینده ای بین  رئیس جمهور  کولابی  و  رهبران مخالف برگزار شد.

در همین راستا باید به نقش متفاوت ایران و روسیه در طول سالهای جنگ اشاره کرد. روسیه در جنگ داخلی تاجیکستان از نیروهای کمونیستی حمایت میکرد اما ایران  نقشی متعادل و گاه متمایل به نیروهای اسلامی داشت . یعنی اگر چه   نقش ایران و روسیه  گاه در برابر هم قرار می گرفت اما در نهایت ایران و  روسیه  تلاش خود را برای برقراری ثبات و آرامش در این کشور به کار بردند. در نهایت مقدمات  آتش بس را فراهم آوردند. در مرحله بعدی توانستند دو سوی معادله را به سوی همکاری و صلح  سوق دهند.  با تلاش ایران و روسیه  نخستین دور مذاکرات صلح بین نمایندگان حکومت تاجیکستان و به رهبری امام علی رحمانوف و اتحاد مخالفان به رهبری عبداله نوری در اوریل ۱۹۹۴ در مسکو آغاز شد .  چنانچه ناظرینی از ازبکستان، افغانستان،  قزاقستان و قرقیزستان در آن حضور داشتند.  کاهش درگیری  بین دو سو  و مبادله گروهی از اسرا و  با وساطت ایران  انجام شد(۱۴). در واقع نقش عالی ایران سبب شد تا در خرداد سال بعد مذاکراتی در تهران انجام گردد و  ایران نقشی محوری در نزدیک ساختن طرفین انجام داد.  در این فرآیند رئیس جمهور وقت ایران شرکت کرد و  نخستین توافقنامه آتش بس فراهم شد و در مذاکرات  بعدی  گفتگوهای مشورتی   به ابتکار ایران برگزار شد. این گفتگوها که به ابتکار ایران در  شهریور ماه برگزار شد هر چند رسمی نبود اما در عین  غیر رسمی بودن دارای  نتایج  زیادی داشت و گام های زیادی برای دسترسی به حل منازعه برداشته شد. این مذاکرات در تهران به نام موافقنامه تهران مشهور شد و منجر به  پذیرش روسیه و شورای امنیت سازمان ملل نیز شد.(۱۵) در این بین باید گفت در  نتیجه مذاکرات جداگانه‎ای ایران و روسیه با مخالفین و دولت تاجیکستان و با توجه به نفوذ ایران و روسیه بر طرفین مناقشه – به عنوان شرط ضروری میانجی‌گری – شرایط برای میانجی‌گری فراهم بود.نتایج مذاکرات و تفاهمات به عنوان سند مجمع عمومی و شورای امنیت ملل متحد به دبیر کل سازمان ملل متحد منعکس شد و مثلث ایران، روسیه و سازمان ملل به عنوان بازیگران اصلی در کار میانجی‎گری این بحران شکل گرفت و تا امضای نهایی قرارداد صلح، همکاری این مثلث به عنوان بازیگران مؤثر، کارساز بود. در این راستا مذاکرات صلح تاجیکستان با فراز و نشیب‎های فراوانی همراه بود. توافق­نامه صلح در هشت دور مذاکرات در ۲۷ ژوئن ۱۹۹۷ در مسکو با حضور کشورها و سازمان‎هایی که در میانجی‎گری فعال بودند، به امضای رئیس جمهور تاجیکستان و رهبر اتحادیه مخالفین تاجیک رسید. (۱۶)

در حقیقت نقش  ایران فراتر از  مسکو موجب تشکیل کمیسیون  آشتی ملی تاجیکستان شد و  این کمیسیون  عملا حل  و فصل  مساله را به عهده گرفت و  وعده کمک های ایران  نیز داده شد  و پیمان  صلح  تاجیکستان در ژوئن ۱۹۹۷   در مراسمی در مسکو  با حضور مقامات ایرانی به پنج سال جنگ داخلی پایان بخشید. این نقش ایران به گونه ای بود که برخی معتقدند که اگر نقش ایران در صلح تاجیکستان وجود نداشت  این کشور به افغانستانی دیگر بدل می شد.

مذاکرات صلح تاجیکستان در مراحل مختلف به درگیر‎ی‎ها پایان داد و دیدگاه‎های طرفین را به هم نزدیک کرد که در نتیجه آن موافقتنامه نهایی صلح امضا شد و به صلحی انجامید که تاکنون پایدار باقی مانده است. میانجی‎گری مناقشه تاجیکستان را می‎توان یکی از موفق‎ترین اقدامات صلح‎جویانه در سال‎های اخیر در منطقه نامید. در  این بین هر چند تجربه تاجیکستان در پایان بخشیدن به بحران های داخلی و وحدت جناح های متخاصم در قالب یک دولت در خور تحسین بود و  امروزه پس از سالها کشمکش و نزاع ، پیشرفت های مهمی در برقراری امنیت در سراسر کشور حاصل شده و آرامش و ثبات به نحو چشمگیری افزایش یافته است اما بعد از توافق اندک اندک سهم سی درصدی  نهضت اسلامی در دولت  کاسته شد. این امر به دلایلی چون  نفوذ روسیه در تاجیکستان، ترس مردم از درگیریهای مسلحانه پس از استقلال ،  مداراگری بیشتر نهضت اسلامی، ترس امریکا  از اسلام گرایی  و احزاب اسلام گرا و نوعی بستر سازی  داخلی و خارجی دولت دوشنبه در  کاهش جایگاه نهضت اسلامی در دولت دوشنبه بود.

نتیجه گیری

جنگ داخلی تاجیکستان مهمترین بحران دو دهه گذشته حیات  سیاسی این کشور بوده است. این بحران که بعد از فروپاشی شوروی و استقلال تاجیکستان رخ داد بنا به دلایل گوناگون سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی و اجتماعی رخ داد. در این بین بحران هایی چون فروپاشی اقتصادی کشور و بروز بحران های اقتصادی در تمرکز گریزی سیاسی و  برجسته تر شدن هویت های  محلی و منطقه ای به جای هویت ملی و  تاجیکی و  کاهش کنترل دولت و ساختارهای سیاسی آن موجب فراهم شدن زمینه های جنگ داخلی شد. در کنار این نیز نقش بازیگران و عوامل خارجی در افزایش بحران و عدم دستیابی به صلح قابل توجه است. در این بین  همکاری‌های ایران و روسیه در سال‌های دهه ۱۹۹۰ در تاجیکستان بسیار مهم و حیاتی بود.در این بین این  تلاش های گسترده و مداوم توانست نقش مهمی در آتش بس و سپس  صلح بین  مخالفان و دولت تاجیکستان داشته باشد.

پانویس ها :

(۱) یوسف ، شادمان ، تاجیکستان بهای آزادی ، دفتر نشرفرهنگ اسلامی ، چاپ اول ۱۳۷۳ ، ص ۱۱۵-۱۰۱

(۲) و (۳).  کریمی مهدی و بایْمَتْاُف لقمان . دایره المارف اسلامی . مدخل تاجیکستان

http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=3043

.(۴)International monetary found(imf), economic review:tajikestan(Washington,D.C;IMF,7 MAY 1992).2

(۵) و (۶) .Oliver roy,  civil war in  tajikestan, shahrbanou tajdhbahksh. The bloody  path of change, hariman  institute forum.

  1. اتفاق نظر فرشته، زمینه های پیدایش جنگ داخلی در تاجیسکتان ، مچجله دانشگده حقوق و علوم سیاسی، دوره  سی و هشت، زمستان ۱۳۸۷، صص ۲۰  -۳۸

۸ و ۹ .گذری بر تاریخ احزاب سیاسی “تاجیکستان

http://www.yjc.ir/fa/news/4465990/%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%AE-%D8%A7%D8%AD%D8%B2%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86

  1. موسسسه مطالعات ایران اوراسیا. منبع

http://iras.ir/vdcg.n9xrak93xpr4a.html

۱۱٫هفته نامه نگاه تاجیکستان ،افشای نقش «موساد»در جنگ داخلی تاجیکستان، به نقل از

http://khabarkhoon.com/Post/%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86

 

. (۱۲)Kadir alimov, are central asian playing  a Political Role? Central asian monitor, 1994, no 4, pp 14. 17

.(۱۳). واعظی محمود ، میانجی‌گری در آسیای مرکزی و قفقاز: تجربه جمهوری اسلامی ایران، معاونت پژوهشهای سیاست خارجی مرکز تحقیقات استراتژیک ، ۱۳۸۹

http://www.csr.ir/departments.aspx?lng=fa&abtid=08&&depid=44&&semid=215

  1. اتفاق نظر همان
  2. موسوی سید رسول، گزارش سمینار بررسی روند توسعه در آسیا مرکزی و قفقاز، فصلنامه  مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال اول شماره دوم شماره ۴ بهار ۹۴  و آستریک فنبرکه  والتین  بوشکوف پرت و آشوت مانوچهریان، جنگ های  داخلی تاجیکستان ، مترجمان لادن مختاری و  علی رحمانی، انتشارت  وزارت خارجه، ۱۳۸۱، ص ۱۵

۱۶٫واعظی همان

پژوهشگر  : فرزاد رمضانی بونش

تاریخ مقاله: مهرماه ۱۳۹۳

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.