تاثیر همکاری مسکو با محور مقاومت در افزاش ضریب امنیتی روسیه

0 11

در دوم مرداد ۱۳۹۴ برابر با ۲۴ جولای ۲۰۱۵ ولادیمر پوتین رئیس جمهوری روسیه ملاقاتی با  سردار قاسم سلیمانی داشت. کمتر کسی می توانست میزان تاثیرگذاری این دیدار در مبارزه روسیه با جریان های تروریستی تکفیری را به درستی ارزیابی کند. گرچه بنا به گفته تحلیلگرانی همچون رجب صفروف، کارشناس مشهور روسیه ای مبنی بر اینکه ولادیمیر پوتین از برداشت خود وی و مجموعه ملاحظات راهبردی روسیه ، برای همکاری با محور مقاومت و دخالت در مقابله با داعش و جریان های تروریستی در سوریه استفاده کرده است، اما اکنون دیگر تردیدی وجود ندارد که مذاکرات ۱۴۰ دقیقه ای سردار سلیمانی و ولادیمیر پوتین در مطرح کردن ریشه های غربی پدیده تروریسم و مخاطرات آن برای آینده آسیای مرکزی و روسیه در همکاری روسیه با محور مقاومت در سوریه نقش بسیار مهمی داشته است. بخصوص که پیش از آن، طی سال ۲۰۱۴ تماس ها و مذاکرات زیادی میان سیاستمداران و ژنرال های آمریکایی و اسراییلی با مقامات روسی و ولادیمیر پوتین در زمینه مسائل سوریه برقرار شده بود. اما، در کنار اینکه روسیه به تظاهر آمریکا و مجموعه غرب و رژیم صهیونیستی به مقابله با داعش در سوریه اصالتی قائل نبود زیرا مشاهدات بالینی خلاف این ادعا ها را ثابت می کرد هنگامیکه تروریست های النصره در بیمارستان های تل آویو معالجه می شوند و تروریست های داعش با هلیکوپتر های آمریکائی جابجا می شوند چگونه می شد ادعاهای ضدتروریستی غرب را باور کرد. پوتین اساسا پدیده هایی نظیر داعش و النصره و سایر گروه های تروریستی مشابه را زاده سیاست های غرب و مراکز امنیتی آن می دانست هر چند نباید ملاحظات سیاسی در این زمینه تبلیغات زیادی نشد، نهایتا این تماس های روسیه با ایران بود که روسیه را به جداکردن کامل راه خود از غرب در سوریه و همراهی روسیه با محور مقاومت در سوریه تشویق کرد.

اکنون پس از هشت سال جنگ محور مقاومت با گروه های تروریستی در سوریه که روسیه نیز حدود چهار سال در این جنگ بانیروهای مقاومت همراهی تقریبا کامل کرده است، این سوال مطرح است که تاثیر و نقش همکاری روسیه با محور مقاومت در سوریه بر افزایش ضریب ثبات و امنیت در قفقاز و آسیای مرکزی ، از منظر مهار تروریسم تکفیری چه بوده و تاچه اندازه پایه های تروریسم را در حوزه منافع روسیه سست و لرزان نموده است؟ واقعیت آن است که در سال های اخیر داعش و سایر گروه های تکفیری نه تنها از عوامل مهم بی ثباتی در غرب آسیا به شمار آمده اند، بلکه این جریان ها شاید اصلی ترین عامل نقض ثبات در حوزه آسیای مرکزی و مناطق قفقاز شمالی و فدراسیون روسیه و جمهوری های مسلمان نشین این کشور و نیز آسیای غربی بطور کلّی به حساب آمده اند.  روسیه به عنوان کشوری که حدود یک چهارم جمعیتش را مسلمانان تشکیل می دهند و حدود چهار میلیون نفر مهاجران مسلمان از جمهوری آذربایجان و کشورهای مسلمان آسیای مرکزی را نیز میزبانی می کند و چند جمهوری مسلمان نشین از جمله داغستان و چچن و باشقیردستان را داراست، به عنوان یکی از اهداف اصلی جریان های تکفیری تروریستی برگزیده شده بود و این جریان ها با هدایت حامیان سعودی ها و صهیونیست ها خود در تبلیغاتشان حتی نقشه های امارت های قفقازی و آسیای مرکزی خود را نیز ترسیم و منتشر کرده بودند. به همین خاطر، روسیه نه تنها نگران ملاحظات امنیتی جمهوری های مسلمان نشین خود و قفقاز شمالی بود، بلکه بخاطر اینکه قفقاز جنوبی و آسیای میانه را نیز به عنوان حوزۀ منافع و منطقه تحت نفوذ خود تلقی می کند، از نقشه های جریان های تکفیری تروریستی برای قفقاز و آسیای مرکزی نیز نگران بوده است. روسیه بازی تروریسم را بنوعی تداوم جنگ سرد در شکل و شمایل جدید می یافت که هدف آن همزمان هم نبود ساختن انقلاب اسلامی در آسیای غربی و شمال آفریقا وهم در هم شکستن پایه های اقتدار امپراطوری روسیه است.

ورود به جنگ سوریه و همراهی با محور مقاومت در مقابله با جریان های تکفیری و تروریستی که آشکارا از حمایت غرب و رژیم صهیونیستی برخوردار بودند، در واقع نقطه عطفی در بازگرداندن جایگاه بین المللی روسیه بود. این اولیّن تجربه روسیه در جدائی از غرب پس از فرو ریختن دیوار برلین بود که یه یک افتخار تاریخی برای روسیه تبدیل شد و روسیه آموخت که می تواند بدون بازی در زمین غرب جایگاه شایسته خود در جهان امروز پیدا کند. گذشته از همه اینها همکاری با محور مقاومت موجب تقویّت حضور سیاسی روسیه در خاورمیانه بویژه در خاورمیانه عربی شد و موقعیت آن را بویژه در سوریه تثبیت کرد حضور و موقعیّتی که با انحلال اتحاد جماهیر شوروی تقریباً از دسترس مسکو خارج شده بود. از جمله تاثیرات ورود روسیه به همکاری با محور مقاومت، موفقیت چشم گیر مسکو در مهار جریان های وهابی در درون مرزهای فدراسیون روسیه نیز بوده است. در دسامبر ۲۰۱۴ ، دادگاه عالی روسیه گروه های تروریستی داعش و جبهه النصره را در فهرست گروه های تروریستی اعلام کرد و به این ترتیب، فعالیت های تبلیغاتی این دو سازمان تروریستی که با حمایت سفارت عربستان سعودی صورت می گرفت در روسیه ممنوع شد. در همین ماه گروه های وهابی فعال در مناطق مسلمان نشین روسیه که در ارتباط با شبکه جهانی تروریسم سعودی عمل می کنند، تهدیدهایی را به همراه داعش علیه شخص ولادیمیر پوتین ، رییس جمهوری روسیه در فضای مجازی منتشر کردند. در اکتبر ۲۰۱۴ نیز “طرحان باتیراشویلی” ملقب به ابو عمر الشیشانی ، فرمانده جریان تروریستی – تکفیری در قفقاز شمالی بیانیه هایی در تهدید روسیه صادر و اعلام کرد که پس از عراق و سوریه، هدف اصلی این جریان روسیه خواهد بود تا به تعبیر وی ، “چچن و قفقاز شمالی و سایر سرزمین های اسلامی از قید اسارت روسیه آزاد شوند”. گفته می شود ابو عمر الشیشانی در سال های دهه ۱۹۹۰ نیز در چچن و در جنگ روسیه با دولت غربگرای گرجستان به ریاست جمهوری میخاییل ساآکاشویلی در آگوست سال ۲۰۰۸ نیز علیه منافع روسیه در جنگ حضور داشته است.

در سال های ۲۰۱۱ به بعد نیز گزارش های مخفی سازمان امنیت روسیه ، اف اس ب FSB حکایت از آن داشت که شمار وهابی هایی که از روسیه به غرب آسیا و مشخصا سوریه و عراق می روند، بطور مداوم در حال افزایش بوده است که ماموران امنیتی روسیه عزیمت دستکم ۲۰۰ نفر از وهابی های این کشور به سوریه را تا سال ۲۰۱۳ توانسته بودند رصد کنند و در این میان شمار چچنی ها از وهابی های سایر جمهوری های مسلمان نشین روسیه بیشتر بوده است. در آن زمان برخی از گزارش ها نیز حکایت از آن داشت که دستکم ۱۷۰۰ نفر از وهابی های چچن به سازمان های تروریستی در سوریه ملحق شده بودند و این رقم در سال های بعد بطور تصاعدی افزایش یافت. در دسامبر ۲۰۱۴ ، گزارش هایی مبنی بر ملحق شدن ۱۵۰ نفر از وهابی های منطقه کاباردین – بالکار روسیه به سازمان های تروریستی در سوریه و عراق منتشر شد. گفته می شد در قالب سازمان تحت فرماندهی ابو عمر الشیشانی دستکم یک هزار نفر از وهابی های قفقازی در حال جنگ و فعالیّت های جنایتکارانه تروریستی در سوریه هستند که واحد های تحت فرماندهی “باسایف” و “دودایف” و تروریست های سازمان “محمد بن عبد الوهاب” نیز در ارتباط با آن عمل می کنند. در منطقه حلب سوریه ، تروریست هایی که از میان وهابی های اروپای غربی و قفقاز شمالی به سوریه منتقل شده بودند ، سازمان “المهاجرون” را برای اقدامات تروریستی و جنگ با دولت های قانونی عراق و سوریه تاسیس کرده بودند مقر اصلی این سازمان در لندن بود. براساس گزارش های آن زمان، حدود هشتاد درصد از وهابی هایی که از حوزه شوروی سابق به داعش و سایر سازمان های  تروریستی در سوریه و عراق پیوسته بودند، از روسیه و منطقه قفقاز و حدود ۲۰ درصدشان نیز از منطقه آسیای مرکزی بودند. گرچه انطباق میزان این تخمین ها با واقعیت کار ساده ای نبود، مشخص بود که بخش مهمی از سازمان تروریستی داعش و سایر سازمان های تروریستی و تکفیری در سوریه و عراق را شهروندان روسیه و سایر جمهوری های شوروی سابق تشکیل می دهند که در سال های ماقبل تحت تاثیر تبلیغات وهابی گری و فعالیت های سازمان های سعودی و اماراتی به گروه های مختلف وابسته به شبکه وهابی متمایل شده و به عضویت سازمان های تروریستی آن درآمده اند. در اکتبر ۲۰۱۳ ، سازمان های تروریستی و تکفیری خبری را بطور گسترده در شبکه های اجتماعی اینترنتی و موبایلی منتشر کردند که از بیعت سازمان های وهابی “امارت قفقاز” با ابوبکر البغدادی، امیر داعش حکایت داشت. انتشار اخبار بیعت به اصطلاح امرای امارت های قفقازی و آسیای مرکزی با امیر داعش در این سال های از پرتعدادترین اخبار رسانه ها بود. در ماه نوامبر ۲۰۱۴ اعلام شد که “موسار زین العابدین اف” مقلب به امیر سلیمان، امیر منطقه خاساویورت روسیه به داعش پیوسته است.  در دسامبر ۲۰۱۴ نیز ، منابع خبری و فعالان وهابی در شبکه های اجتماعی از بیعت گروه رستم آسیلداروف، ملقب به ابومحمد، امیر جماعت داغستان با ابوبکر البغدادی خبر دادند.  محمد آقاچاولینسکی، امیر جماعت ماخاچ قلعه، ماهران یاکوب، ملقب به امیر اسامه ، امیر جبهه شرقی چچن و … نیز از جمله سرکردگان گروه های وهابی روسیه ای بودند که اعلام می شد به همراه افرادشان به داعش پیوسته اند. در همان برهه، درگیری هایی نیز میان واحدهای امنیتی و نظامی روسیه و گروه های وهابی تروریستی در قفقاز از جمله در چچن و داغستان روی می داد و در دسامبر ۲۰۱۴ و فوریه  ۲۰۱۵  گروه های وهابی مرتبط با داعش ، انفجارهای تروریستی در چچن و داغستان ایجاد کردند. بطور همزمان، گزارش های سازمان های امنیتی روسیه از عزیمت شمار قابل توجهی از جوانان وهابی از مناطق مسلمان نشین روسیه از طریق ترکیه و گرجستان و جمهوری آذربایجان به سوریه و عراق حکایت داشت. همچنین گزارش های امنیتی روسیه از عزیمت شمار قابل توجهی از مهاجران و پناهندگان چچنی در اروپا به سوریه و عراق حکایت داشت  که این افراد نیز در زمان جنگ روسیه و چچن در دهه ۱۹۹۰ به اروپا مهاجرت کرده بودند و با آغاز جنگ در سوریه از طریق جمهوری آذربایجان و ترکیه به داعش و سایر سازمان های تروریستی می پیوستند. سازمان های امنیتی روسیه این ارزیابی را نیز مطرح کرده بودند که در صورت بازگشت این افراد از سوریه و عراق به روسیه، زمینه بی ثباتی گسترده را در این کشور فراهم خواهند کرد.

تمامی این ها، از عواملی بود که روسیه را به سمت راهبرد جدید سوق می داد تا مساله داعش و سایر سازمان های تروریستی فعال در سوریه، در داخل مرزهای این کشور حل شود و از انتقال تروریست ها که پیوند های نزدیکی با سازمان های اطلاعاتی غرب دارند به سایر مناطق و بخصوص به داخل روسیه جلوگیری شود. بخصوص که در صورت موفقیت داعش در سوریه، بازگشت وهابی های تروریست به چچن و داغستان و باشقیرستان و سایر مناطق روسیه و قفقاز گریزناپذیر بود. برای پیشگیری از چنین وضعیتی بود که روسیه دنبال یک راهبرد مناسب می گشت و نهایتا پس از تعلل حدودا سه ساله به درگیری جدی با سازمان های تروریستی در سوریه متقاعد شد و به موازات اتخاذ این راهبرد، علاوه بر تحکیم همکاری نظامی و امنیتی روسیه با محور مقاومت جمهوری اسلامی ضد صهیونیستی ، ولادیمیر پوتین برغم تمامی خصومت ورزی هایی که از جانب ترکیه می دید و سرنگونی جنگنده روسی و قتل سفیر روسیه در آنکارا از جمله آنها بود، تصمیم جدی برای نزدیک شدن به جمهوری اسلامی ایران و نیز ارتباط با به ترکیه را گرفت و مناسبات سیاسی و امنیتی و نظامی با جمهوری سوریه را  نیز بیش از پیش تحکیم کرد. روسیه با این تصممیات سرنوشت ساز در واقع راه بازگشت وهابی های تروریست به قفقاز شمالی را سد می کرد. بطور همزمان ، روسیه توجه خود به منطقه آسیای مرکزی و افغانستان را تقویت کرد. روسیه ضمن احیاء و تقویت و تضمین موقعیت اجتماعی خود در کشورهای آسیای مرکزی از طریق تقویت مناسبات سیاسی خود با جمهوری اسلامی ایران از جمله تقویت موقعیت خود در قزاقستان و قرقیزستان و ازبکستان و ترکمنستان و حضور نظامی و امنیتی هرچه بیشتر در تاجیکستان، در افغانستان نیز به سراغ جناح هایی رفت تا هم از اتحاد طالبان با داعش و سازمان های تروریستی تکفیری فعال در سوریه و عراق جلوگیری کند و هم زمینه انتقال تکفیری ها از روسیه و عراق به افغانستان و بازگشت تکفیری های آسیای مرکزی از جمله دار و دسته تحت فرماندهی گلمراد حلیم اوف فرمانده پیشین پلیس ویژه وزارت کشور تاجیکستان و از آموزش دیدگان در آمریکا، به منطقه آسیای مرکزی را از بین ببرد. از سوی دیگر، عملیات های هوایی روسیه در سوریه، به پیشبرد این سیاست کمک شایانی کرد و از جمله “گل مراد حلیم اف” وزیر جنگ تاجیکستانی داعش در حمله هوایی ارتش روسیه به منطقه المیادین سوریه کشته شد. کشته شدن شمار زیادی از تروریست های جمهوری آذربایجان و چچن و داغستان و ازبکستان و تاجیکستان و ترکمنستان در سوریه و عراق از دستاوردهای مهم دخالت نظامی روسیه در سوریه و عراق بوده است.  بسیاری از سردسته ها و فرماندهان چچنی و داغستانی تروریست های تکفیری روسیه نیز در این حملات به هلاکت رسیدند و نگرانی درباره بازگشت آنها به روسیه  و قفقاز و آسیای مرکزی برطرف شد یا دستکم کاهش یافت. در این بین، تحکیم همکارهای دو جانبه و چند جانبه با کشورهای این منطقه بویژه جمهوری اسلامی ایران و تقویت سازمان هایی همچون سازمان همکاری شانگهای و سازمان پیمان امنیت جمعی کشورهای مشترک المنافع و توسعه حوزه عمل سازمان اقتصادی اوراسیا و انعقاد قرارداد همکاری این سازمان با جمهوری اسلامی ایران از جمله راهبردهای روسیه در این زمینه  بوده است. مسکو طی این سال ها، برای مقابله با گروه های وهابی و تروریستی ، استفاده از ظرفیت گروه های اسلامی پیشرو و مترقی فعال در روسیه را نیز در دستور کار خود داشته است و برای جلوگیری از سوق یافتن جوانان تشنه تعالیم مذهبی به سمت جریان خطرناک وهابی، از جریان عقل گرای شیعی بهره گرفته و گروه هایی نظیر جمعیت اهل بیت (ع) در مسکو و سن پترزبورگ زمینه فعالیت های فرهنگی پیدا کرده اند. نتیجه تمامی این اقدامات و راهبردها ، کاهش خطر سازمان های تروریستی تکفیری در روسیه بوده است به نحوی که روسیه توانست برهه حساسی همچون مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ را بدون مواجهه با واقعه تروریستی جدی پشت سر بگذارد و در سال ها و ماه های اخیر نیز برغم تشدید دشمنی های آمریکا با روسیه، حامیان گروه های تروریستی تکفیری کمتر توانسته اند از ظرفیت این گروه ها برای ضربه زدن به منافع روسیه در داخل این کشور استفاده کنند. نتیجه آنکه می توان گفت همکاری روسیه با محور مقاومت اسلامی در سوریه بر افزایش ضریب ثبات و امنیت  روسیه در قفقاز و آسیای میانه تاثیر قابل توجهی داشته است.

بعقیده کارشناسان سیاسی تداوم همکاری روسیه با محور مقاومت ضد صهیونیستی می تواند نتایج درخشانی برای آینده روسیه داشته باشد و موقعیت روسیه را در میان کشور های اسلامی و حرکت مترقی و پیشرو اسلامی بطور محسوسی ارتقا ببخشد. البته هوشیاری روسیه در برابر اقدامات رژیم سعودی و ترویج وهابیت در مناطق مسلمان نشین فدراسیون روسیه، امروز یک ضرورت حیاتی برای امنیت آن کشور و آسیای مرکزی و قفقاز است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.