جمهوری آذربایجان و سیاست های ترکیه و اسرائیل

0 34

فرهنگ اسلامی: با تشکر از حضور شما در این مصاحبه، ریشۀ بحران قره‌باغ و روابط تلخ جمهوری آذربایجان و ارمنستان در کجاست؟ آذری‌ها و ارامنه در قلمرو اسلامی قرن‌ها در کنار هم با مسالمت زندگی کرده‌اند. مشکلات فعلی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 

بهشتی‌پور: واقعیت این است که این دو کشور در چارچوب شوروی سابق قرار گرفته بودند. در آن دوران موضوع ارمنی بودن یا آذری بودن یا گرجی بودن در بخش جنوبی قفقاز فوقالعاده اهمیت داشت و به این موضوع دامن زده می‌شد. ولی با احاطۀ کمونیست‌ها بر کل کشور شوروی و از جمله جمهوری‌های متحد ارمنستان، آذربایجان، گرجستان در بخش قفقاز جنوبی حاکمیت مانع می‌شد که این اختلافات بروز و ظهور پیدا کند. در نتیجه در سال ۱۹۸۸ به شکل خیلی بدی جنایتی در سومیکات (شهری در شمال شرق آذربایجان) جلوه‌گر شد. در آنجا ارامنه متهم شدند که دست به چنین جنایتی زده‌اند. تعدادی از آذری‌ها کشته شدند. بعد کمیته‌ای برای رسیدگی به این اختلاف تشکیل شد. این بحران روی قره‌باغ که منطقه‌ای بود که اکثریت آن ارمنی تبار بودند اثر گذاشت. منتها در تقسیمات شوروی خود منطقه قره‌باغ به عنوان یک جمهوری خود مختار در دل جمهوری آذربایجان قرار گرفته بود. همین موضوع مورد اعتراض ارامنه بود. از آن زمان به بعد بحرانی شروع شد که تا الآن که سال ۲۰۲۱ است به شکل متناوب ادامه پیدا کرد. گاهی کاهش و گاهی افزایش پیدا کرده است. به طوری که در سال ۱۹۹۱ ارامنۀ قره‌باغ به پشتیبانی ارمنستان و روسیه موفق شدند بخش‌های وسیعی از خاک آذربایجان را اشغال کنند. در سال ۲۰۲۰ یا ۱۳۹۹ جمهوری آذربایجان موفق شد اکثر مناطق اشغالی را آزاد کند. اگر بخواهیم خلاصه بگوییم:

۱- تعارضات قومی بین ارامنه و آذری‌ها.

۲- نزاع قدرت در داخل ارمنستان و همچنین جنگ قدرت در آذربایجان. یعنی اختلافات داخلی که در این دو کشور وجود دارد.

۳- مداخله قدرت‌های خارجی که یک بخش آن به روسیه مربوط است و بخش‌هایی به ترکیه و آمریکا و تحریکات اسرائیل مربوط می‌شود. در مجموع همۀ این عوامل روی روند کنونی تأثیرگذار بوده و متأسفانه این بحران طولانی شده است. مسئلۀ قره‌باغ می‌توانست به راحتی حل شود. به شکلی که حق تعیین سرنوشت ارامنه به رسمیت شناخته شده و تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان هم حفظ شود. اگرچه ظاهر این دو با هم در تعارض است ولیکن واقعیت این است که اگر اراده‌ای وجود داشت و مداخله و تحریکات خارجی نبود می‌توانست هر دو کشور روی یک مدل کنفدرال مثل چیزی که در سوئیس هست به توافق برسند. ارامنۀ قره‌باغ می‌توانستند حداکثر حقوق خودشان را به دست بیاورند. در عین حال تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان هم حفظ می‌شد. ارتباط بین قره‌باغ و آذربایجان و قره‌باغ و ارمنستان هم می‌توانست یک ارتباط خوب تعریف شود که به صلح و ثبات کمک کند. منتها اختلافات داخلی در ارمنستان و آذربایجان و همچنین مداخلات خارجی به اختلافات قومی و مذهبی دامن زده است و عملاً باعث شده که صلح و ثبات در منطقه قطعیت پیدا نکند.

 

فرهنگ اسلامی: شهید قاسم سلیمانی دست به تشکیل یک بسیج مردمی در جمهوری آذربایجان برای آزادی شهر‌های این کشور زد، برخورد دولت جمهوری آذربایجان با این نیرو‌ها چگونه بود؟

 

بهشتی‌پور: واقعیت این است که دولت جمهوری آذربایجان می‌دانست که بدون کمک بسیج مردمی نمی‌تواند سرزمین‌های اشغالی را آزاد کند. به صرف پهباد‌های ترکیه یا تجهیزاتی که از اسرائیل تحویل گرفته نمی‌شود مناطق اشغالی را آزاد کرد. این نیرو‌ها باید با اراده در صحنۀ نبَرد شرکت کنند و انگیزۀ لازم را برای آزادی سرزمین‌هایشان داشته باشند. تشکیلاتی که بتواند در آذری‌ها برای آزادی سرزمین‌های اشغالیشان انگیزه ایجاد کند از یک طرف باید به دولت مرکزی اعتماد می‌کردند. دوم این که خودشان انگیزه‌های کافی دینی، مذهبی و ملی داشته باشند تا بتوانند سازمان‌دهی لازم را ایجاد کنند. دولت آذربایجان نگران این تشکل‌ها بود. یعنی نگران این بود که اگر این تشکل‌ها شکل بگیرند ممکن است خود زمینه‌ساز قدرت‌یابی مردم جمهوری آذربایجان در آینده سیاسی جمهوری آذربایجان باشند. بنابراین در مقاطع جنگ آنها را تحمل کرد و تا حدودی سعی کرد با آنها کنار بیاید. بعد از جنگ با دستگیری‌ها و سرکوبگری و ادامۀ سیاست غلط گذشته عملاً نشان داد که همچنان نگران است که این گروه‌های مردمی در آیندۀ سیاسی جمهوری آذربایجان فعال باشند. بتوانند در روند قدرت تأثیر گذار باشند. بنابراین سعی کرد آنها را محدود کند. به عبارت بهتر با دستگیری و زندان آنها را سرکوب کرد. متأسفانه این جور اعمال قبلاً هم انجام می‌شد.

 

فرهنگ اسلامی: چگونه رهبران کمونیست جمهوری آذربایجان با ایدئولوژی اتحاد جهانی پس از فروپاشی شوروی ناگهان ناسیونالیست شدند؟ آیا آن وضعیت کمونیستی و این وضعیت ناسیونالیستی با هم تناسب دارند؟

 

بهشتی‌پور: از لحاظ اندیشه، آن زمان هم که کمونیست‌ها سر کار بودند تلاش می‌کردند مسئله قومیت را برجسته کنند. در واقع می‌خواستند مردم را از پیوند‌های اسلامی خود جدا کنند. یعنی مردم جمهوری آذربایجان که آذری، مسلمان و شیعه بودند با ایران و نخجوان و داغستان پیوستگی نداشته باشد. بلکه آذری بودن را برجسته می‌کردند تا بتوانند از آن به نفع خود و دولت های متحد خود بهره‌برداری کنند. به هر حال کمونیست‌ها شعار جهان وطنی می‌دادند و سعی می‌کردند انسان شوروی را تبلیغ کنند و بگویند ما به دور از این که قومیت و مذهب‌مان چیست، انسان شوروی هستیم. یعنی انسانی که در کشور شورا یا شوروی زندگی می‌کند. این را تبلیغ می‌کردند. بعد از فروپاشی شوروی عملاً این ایده فروپاشید. یعنی ایده شوروی و انسان شوروی از بین رفت. بنابراین کمونیست‌ها سعی کردند خودشان را با چسباندن به گرایش‌های ملی به روز کنند. در ارمنستان ارمنی بودن را تقویت کردند. درگرجستان گرجی بودن و در آذربایجان آذری بودن را تقویت و پررنگ کردند. بر این اساس سرمایه‌گذاری کردند و کار را جلو بردند. بنابراین همان کمونیست‌ها که گرایش‌های قومی و ملی هم داشتند سعی کردند بعد از فروپاشی ایده انسان شوروی که عملاً از بین رفت خودشان را به روز کنند. در اینجا بود که تمایلات ملی‌گرایی پررنگ‌تر از گذشته مطرح شد.

 

فرهنگ اسلامی: یعنی در حقیقت از ملّی گرائی در مقابل اسلام گرائی حمایت شد، در جنگ قره‌باغ ایران چه سیاستی را در پیش گرفت و این سیاست چه نتایجی داشت؟

بهشتی‌پور: ایران از شروع جنگ سال ۱۹۹۱ نقش داشت. جنگ دو سال قبل شروع شده بود و مسائل در داخل شوروی می‌گذشت ایران نمی‌توانست نقشی داشته باشد. بعد از فروپاشی شوروی و مستقل شدن کشور‌های آذربایجان و ارمنستان و گرجستان، درگیری بین ارمنستان و آذربایجان به وجود آمد. ایران میانجیگری کرد. آقای هاشمی رفسنجانی ابتکار صلحی را انجام داد. آقای پتروسیان رئیس جمهوری وقت ارمنستان و یعقوب محمد اُف کفیل ریاست جمهوری وقت آذربایجان هر دو استقبال کردند و به تهران آمدند. قرارداد هم امضأ کردند. ولی چون روسیه نمی‌خواست توافق صلح از طرف ایران شکل بگیرد با آن مخالفت کرد. از آن طرف هم ملی‌گرایی افراطی در جمهوری آذربایجان به رهبری ابوالفتح ایلچی که اسم اصلیش علی اف بود تحریکات زیادی کردند تا بالاخره صلح بر هم خورد. ایران از سال‌های ۱۹۹۴ که عملاً آتش بس برقرار شد تا سال ۲۰۲۰ که این جنگ آخر شروع شد تأکید می‌کرد که طرفدار تمامیت ارضی آذربایجان است. ارامنه باید از هفت منطقه‌ای که از آذربایجان اشغال کرده‌اند خارج شوند. از طرف دیگر چون ایران با ارمنستان رابطۀ دوستانه داشت و کشور همسایه و هم مرز با ایران بود به طرف ارمنی هم تأکید می‌کرد اصولاً سیاست اشغال نمی‌تواند به حل مسائل کمک کند. البته همچنان ایران در تأمین حقوق ارامنه قره‌باغ تأکید داشت. بالاخره اکثریت جمعیتی که در قره‌باغ زندگی می‌کنند ارمنی هستند. بنابراین سیاست مشخص ایران:

۱- مخالفت با اشغالگری بود.

۲- ایران حق تعیین سرنوشت را می‌پذیرفت.

۳- تأکید می‌کرد که استقرار صلح و امنیت می‌تواند به نفع همۀ کشور‌های منطقه باشد. ایران مدل همکاری سه به علاوه سه را مطرح می‌کرد که ایران و ترکیه و روسیه کمک کنند به استقرار صلح و امنیت در قفقاز جنوبی که سه کشور ارمنستان، آذربایجان و گرجستان در آنجا هستند. متأسفانه به دلایل مختلف این مدل امنیت سه به علاوه سه مورد استقبال قرار نگرفت. روسیه که همان سه به علاوه یک را دنبال می‌کرد. یعنی طرف ارمنستان، گرجستان، آذربایجان و روسیه ! ترکیه هم سه به علاوه دو را پیشنهاد می‌کرد. یعنی روسیه، ترکیه و سه کشور گرجستان و ارمنستان و آذربایجان. به هر حال در سال‌های گذشته هیچ کدام از اینها به توافق نهایی نرسیدند. ایران تلاش کرد در دوره جنگ اخیر به نحو آشکاری کمک کند به این که مناطق اشغالی آزاد شود. در واقع تأکید می‌کرد که از طریق گفتگو و مذاکره سرنوشت قره‌باغ هم تعیین شود. خوشبختانه اکثر آن مناطق آزاد شده ولی بحث قره‌باغ به عنوان استخوان لای زخم همچنان باقی مانده است. باید دید که بالاخره طرف ارمنی و آذربایجان می‌پذیرند که از راه دیپلماسی و گفتگو مسئلۀ قره‌باغ را حل کنند؟ یک بار برای همیشه سرنوشت قره‌باغ را در میز مذاکره حل و فصل کنند.

 

فرهنگ اسلامی: به نظر کارشناسان این احتمال وجود دارد که جمهوری آذربایجان و ترکیه دست به اشغال نظامی قسمتی از خاک ارمنستان بزنند. به نظر شما این احتمال تا چه اندازه جدی است؟

 

بهشتی‌پور: ابتدا ببینیم موضوع چیست؟ مرز بین ایران و آذربایجان و مرز بین ایران و ارمنستان برای ایران فوقالعاده حائز اهمیت است. چون اینجا مزر‌هایی است که عملاً ارتباط شمال و جنوب را برای ایران برقرار می‌کند. گذرگاهی که سال‌های سال برای آن برنامه ریزی می‌شده است. بحث شده که اصولاً گذرگاهی شکل بگیرد که همکاری‌های بین شمال و جنوب را تأمین کند. این فوقالعاده اهمیت دارد. در توافق صلحی که در مسکو نوشته شد طرفین در مورد چند بند توافق کردند که دو بند آن فوقالعاده برای ایران مهم بود. یک بند مربوط به این بود که ارتباطی بین قره‌باغ و ارمنستان از طریق دالان لاچین برقرار شود. چون قره‌باغ کاملاً دردل جمهوری آذربایجان است و ارتباط زمینی با ارمنستان ندارد. در حالی که ارامنه می‌خواهند ارتباط زمینی با ارمنستان داشته باشند. نزدیک‌ترین ارتباط می‌تواند از طریق دالان شوشا لاچین انجام شود. در توافق صلحی که در مسکو به دست آمد چنین چیزی را پیش‌بینی کردند که بتوانند از طریق پایگاه شوشا لایچین که نیرو‌های روسی در آن مستقر می‌شوند ارامنه قره‌باغ بتوانند به ارمنستان دسترسی داشته باشند.

بند دوم : قرار شد برای این که جمهوری آذربایجان هم بتواند به نخجوان دسترسی داشته باشد از ناحیه مهری استفاده کند. ناحیه‌ای بین خاک اصلی جمهوری آذربایجان و نخجوان فاصله‌ای به نام مهری ایجاد کرده است. این فاصله مرز مشترک ارمنستان با ایران را تشکیل می‌دهد. یعنی مرز مشترک ایران با ارمنستان حدود ۲۹کیلومتر است که این منطقه ایران رابه ارمنستان وصل می‌کند. در توافق آتش بس که در مسکو امضأ شد قرار شد در ناحیه مهری دالانی باز کنند که آذربایجان بتواند از طریق آن به نخجوان دسترسی پیدا کند. نخجوان که بخشی از خاک آذربایجان است از لحاظزمینی به آذربایجان متصل نیست. بین آذربایجان و نخجوان، ارمنستان قرار گرفته است. این که این خط مرزی را چطور می‌خواهند به همدیگر وصل کنند فوق العاده محل نزاع و بحث است. در خبر‌ها آمده بود که جمهوری آذربایجان در حال آماده‌سازی برای حمله‌ای است که گذرگاهی باز کند که مستقیماً آذربایجان را به نخجوان وصل کند. این استان که متعلق به ارمنستان است عملاً حد فاصل بین ارمنستان و ایران است. یعنی اگر حمله‌ای صورت بگیرد یا اقدامی انجام شود پشت قضیه این است که می‌خواهند دسترسی ایران به ارمنستان را قطع کنند. این فوقالعاده برای ایران حائز اهمیت است. حتماً ایران نسبت به آن واکنش نشان خواهد داد و بی‌تفاوت نخواهد بود. به هر حال در خبر‌ها بود که جمهوری آذربایجان می‌خواهد با کمک نیرو‌های ویژه ترکیه [که عضو ناتو است] دست به اقداماتی بزند که این گذرگاه را خودش باز کند. در حالی که با طرف ارمنی توافق شده که این گذرگاه در جایی باز شود که حد مرزی بین ایران و ارمنستان مختل نشود. مثلاً در جای بالاتری با عرض پنج کیلومتری، آذربایجان به نخجوان وصل باشد. ولیکن متأسفانه اخباری بود که عملیات نظامی در حال شکل‌گیری است. آذربایجان و ترکیه نسبت به هم سبقت دارند که نزدیک مرز ارمنستان اقداماتی را انجام دهند و این گذرگاه را خودشان باز کنند. اگر این تحقق پیدا کند اصولاً ژئوپلتیک منطقه را به هم می‌ریزد. به این معنا که حد مرزی بین ایران و ارمنستان اگر بخواهد بر هم بخورد کل منطقه تحت تأثیر این ماجرا قرار خواهد گرفت. قطعاً ایران اجازه نمی‌دهد مرز مشترکش با ارمنستان که بسیار حائز اهمیت است از بین برود. بنابراین بحث این است که آیا جمهوری آذربایجان دست به چنین ریسک خطرناکی می‌زند که عملاً خودش را با ایران در گیر کند. از طرف دیگر خودش را با روسیه درگیر کند. چون روسیه هم مخالف چنین اقدامی است که آذربایجان و ترکیه بخواهند دست به چنین اقدام ماجرا‌جویانه بزنند. باید منتظر ماند که ببینیم این اقدام صورت می‌گیرد یا نه. من فکر می‌کنم با تحرکاتی که ایران دارد و با هشدار‌هایی که قطعاً مسئولین ایرانی به طرف آذری و ترکیه داده‌اند بعید است دست به چنین ریسک بزرگی بزنند. قطعاً عواقب آن را شاهد خواهند بود. عملاً موجب درگیری جدید در منطقه خواهد شد.

 

فرهنگ اسلامی: اگر ترکیه و جمهوری آذربایجان اشغال نظامی قسمتی از ارمنستان را انجام دهند ایران چه موضعی خواهد داشت؟ یا به نظر شما باید چکار کرد؟

 

بهشتی‌پور: اولاً توجه داشته باشید این قسمت هر منطقه‌ای از ارمنستان نیست. اینها می‌خواهند جایی اقدام کنند که عملاً به منافع ایران صدمه بزنند. یک موقع سؤال برای مخاطب ما است که ارمنستان با آذربایجان و ترکیه با هم درگیر هستند به ایران چه ربطی دارد که مداخله کند؟ ربطش به ایران این است که منطقه‌ای که گفته شده می‌خواهد عملیات انجام گیرد عملاً ارتباط زمینی بین ایران و ارمنستان را قطع می‌کند. مرز ما را از بین می‌برد. از بین رفتن مرز بین ایران و ارمنستان یعنی کاهش دسترسی ایران به خط شمال و جنوب که فوقالعاده استراتژیک است. از این جهت ایران هم نمی‌تواند نسبت به این مسئله بی‌تفاوت باشد. سؤال شما این است که اگر نمی‌خواهد بی‌تفاوت باشد چه اقدامی می‌تواند انجام دهد؟ اقدام اول دیپلماتیک و سیاسی است. یعنی دادن هشدار‌های کافی به طرف آذربایجان و ترکیه که بدانید منافع راهبردی ایران در اینجاست و ایران اجازه نخواهد داد به همین راحتی شما در اینجا عملیات انجام دهید و گذرگاهی برای خودتان بازکنید. چون در تعارض مستقیم با منافع ایران است، ایران نسبت به این مسئله بی‌تفاوت نیست. این از نظر سیاسی و دیپلماتیک!

از نظر نظامی هم ایران باید اقدامات نظامی لازم را برای استقرار در مرز‌های ایران و ارمنستان باید انجام دهد که اگر احتمالاً اینها دست به اقدام ماجراجویی زدند آمادگی نظامی لازم را داشته باشد که واکنش سریع انجام دهد. علاوه بر هشدار سیاسی باید هشدار دیگری داده شود که آنها بدانند ایران جدی است. یعنی این طور نیست که فقط با حرف هشدار دهد. عمل هم انجام داده باشد. بنابراین با این دو اقدام جنبۀ بازدارندگی قضیه انجام خواهد شد. یعنی شاید به درگیری نظامی منجر نشود. فکر می‌کنم این دو پیام به اندازه کافی تأثیر گذار است. البته خوب است که ایران با طرف‌های ارمنستان و روسیه هم رایزنی داشته باشد که اگر چنین اقدامی انجام شد به صورت مشترک بتوانند علیه کسانی که دست به ماجراجویی زده‌اند وارد عمل شوند.

فرهنگ اسلامی: امپریالیزم آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تحریک ناسیونالیسم عربی در جنوب و غرب کشور علیه انقلاب اسلامی دست به تحرکات و تحریکات وسیعی زد که جنگ تحمیلی هشت ساله و کنفرانس طائف و تشکیل شورای همکاری کشور‌های عربی خلیج فارس از جمله نتایج آن بود که این سیاست شکست خورد. آیا امپریالیزم غرب به رهبری آمریکا این بار می‌کوشد از همان سیاست تحت عنوان پان ترکیزم در شمال ایران استفاده کند؟

 

بهشتی‌پور: بله! این هم یکی از ایده‌هایی است که آمریکایی‌ها دنبال می‌کنند. کلاً آمریکایی‌ها دنبال بهانه‌هایی برای وارد آوردن فشار روی جمهوری اسلامی ایران هستند. یکی از ماجرا‌هایی که آنها دنبال می‌کنند تحریکاتی است که تحت عنوان پان کردیزم یا پان ترکیزم و پان آذریزم انجام می‌دهند. آنها سه سطح است و یکی نیست ولی آمریکایی‌ها با امکاناتی که دارند از هر سه مورد استفاده می‌کنند. یعنی سعی می کنند افکار عمومی آذری داخل ایران را تحریک کنند به بهانه‌ای که آن طرف قضیه حق آذری‌ها ضایع می‌شود. می کوشند به شکل انگیزه‌های جدایی‌طلبی و دامن زدن به تبلیغات جدایی خواهانه مطرح کنند. البته تا کنون تیر آنها به سنگ خورده، برای این که مردم آذربایجان هوشیار بودند. آذری‌ها، هم در انقلاب مشروطیت نقش بسیار پر رنگی داشتند هم در انقلاب اسلامی نقش بسیار مهمی را در تبریز و سایر شهر‌ها ایفا کردند. ضمن این که دردوران جنگ تحمیلی آذری‌ها از استقلال ایران حمایت کردند. شهدای بزرگی را تقدیم ملت ایران کردند. در جای جای صحنه‌های بعد از انقلاب هم حضور فعالی داشتند. بنابراین درست است که آمریکایی‌ها این سیاست را دنبال می‌کنند و تحریکات و نقشه دارند، ولی با توجه به پتانسیل خیلی قوی که در شهر‌های آذربایجان ایران هست با وجود همۀ این تلاش‌ها نتوانسته سیاست آمریکا موفق باشد. ولی به هر حال باید آگاهی آن وجود داشته باشد. باید به مردم این آگاهی را داد که هدف آمریکا در نهایت تجزیه ایران است. آمریکا به دنبال این است که اختلافات قومی را در ایران دامن بزند. زمانی از شیعه و سنی استفاده می‌کند. زمانی از آذری کُردی استفاده می‌کند. زمانی از آذری فارس استفاده می‌کند. با این جور بهانه‌ها می‌خواهد عملاً افکار عمومی را تحریک کند و بحران به وجود بیاورد. به هر حال ممکن است بستری را از کشور‌های همسایه مثل ترکیه و آذربایجان فراهم کند که چنین تحریکاتی بشود. خوشبختانه تا کنون موفق نبوده و این موضوع کنترل شده است.

 

فرهنگ اسلامی: می‌دانیم وجود کشوری به نام توران بیشتر زائیدۀ ذهن خلاق و خیال‌پرداز فردوسی است. ناحیه قفقاز بخش تفکیک‌ناپذیری از امپراطوری های قدیمی نظیر ساسانی بوده است. پس از آن بخشی از قلمرو اسلامی بوده است. آیا امپریالیزم آمریکا با این اوهام و تصورات ذهنی و خیالی تا چه اندازه می‌تواند واقعیت را تحت تأثیر خود قرار دهد؟

 

بهشتی‌پور: واقعیت‌های تاریخی مثل شمشیر دو لبه است. یعنی می‌شود استفاده‌های منفی یا مثبت از آن کرد. اگر ما از واقعیت‌های تاریخی اشتراکات تاریخی را استفاده کنیم به میراث مشترک می‌رسیم. به تمدن مشترک می‌رسیم که به تعالی بشر امروز خدمت می‌کند و روز به روز پیشرفت و ترقی بیشتر را شاهد خواهیم بود. ولی اگر برداشت‌های منفی از آن بکنیم به تعارضات و چیز‌های دیگر می‌رسیم که در طول تاریخ همیشه به شکل‌ها و تعاریف مختلف سعی شده است. حتی در زمان شوروی تحریف و تاریخ‌سازی کردند. کلی تلاش کردند تاریخ بازی کنند. در آذربایجان تاریخ‌سازی کنند و بگویند آذربایجان بین ایران و روسیه تقسیم شده بود و خیلی چیز‌های دیگر. در حالی که امروز در قرن بیست و یکم و در آستانه شروع قرن پانزدهم هجری ما باید به سمتی برویم که از این میراث مشترک استفاده کنیم. ما از تاریخ مشترک دم بزنیم. در برابر دشمنان از منافع مشترکمان استفاده کنیم. از تهدید‌های مشترکی که بر علیه سرزمین‌های اسلامی وجود دارد استفاده کنیم. بنابراین خیلی مهم است که نگاه ما در قرن بیست و یکم یا در آغاز قرن پانزدهم به این سمت برود که از تاریخ به عنوان پشتیبانی برای ایجاد تعلقات و منافع مشترک و مقابله با دشمن مشترک استفاده کنیم. چیز‌هایی که به همکاری و توسعۀ امنیت کمک می‌کند. به این چیز‌ها فکر کنید. طرح‌هایی را پیش ببریم که به ایجاد انگیزه برای با هم بودن کمک کند. نه جدای از همدیگر باشیم. مبانی و روایت‌های تاریخ یکی از آنهاست. ولی همانطور که عرض کردم دنبال تعریف منافع مشترک باشیم. دنبال راه‌های مقابله مشترک با دشمنانمان باشیم. راه‌هایی پیدا کنیم که چه جوری می‌توانیم همکاری‌های بین کشور‌های منطقه را توسعه دهیم. عده‌ای سعی می‌کنند با ایجاد دشمنی و اختلاف به نفع خودشان بهره‌برداری کرده تا بتوانند سلطه خودشان را بر کشور‌های اسلامی و کشور‌های منطقه مسلط کنند.

 

فرهنگ اسلامی: کمربند ارتجاعی ناسیونالیسم عربی با مشارکت فعال رژیم‌های صدام و سعودی تشکیل شده بود. اگر یک کمربند پانتورانیستی در شمال ایران و در منطقه قفقاز و ترکیه شکل بگیرد چه کشور‌هایی از آن حمایت خواهند کرد؟

بهشتی‌پور: قاعدتاً در این ایده حتماً آمریکا در درجۀ اول قرار دارد. بعد اسرائیلی‌ها به دنبال چنین ایده‌هایی هستند. واقعیت این است که امروز این اندیشه به تاریخ سپرده شده است. این اندیشه ناکارآمدی خودش را به اثبات رسانده است. یعنی در دوران جدید کمتر کسانی هستند که به خاطر اندیشۀ شکست خوردۀ پان ترکیزم جان خودشان را فدا کنند. یا منافع خودشان را در سایۀ پان ترکیزم قرار دهند. به نظرم خود آقای اردوغان که رئیس جمهور ترکیه است از پان ترکیزم به عنوان پوشش برای اهداف خودش استفاده می‌کند. خودش هم می‌داند که پان ترکیزم کارایی لازم را ندارد. همانطور که پان عربیسم نداشت و عملاً پروندۀ آن در قرن بیستم بسته شد. اتحادیۀ عرب عملاً به یک باشگاه سیاسی تبدیل شده است. الآن پان ترکیزم جایگاه و کاربردی ندارد. به نظرم آقای اردوغان در این زمانه فقط به عنوان پوشش از آن استفاده می‌کند. در جایی می‌بینید با اِخوانی‌ها کار می‌کند. در جایی در چارچوب ناتو سکولار می‌شود. در آن چارچوب سکولاریزم ترکیه کار می‌کند. در آسیای مرکزی و آذربایجان، سیاستش حمایت از پان ترکیزم می‌شود. اینها پوششی برای اهداف برای گسترش نفوذ است. وگرنه خود آقای اردوغان هم باور نخواهد کرد که در قرن بیست و یکم پان ترکیزم بتواند یک کمربند جدی قدرت باشد. به نظرم این ایده شکست خورده است. اما همچنان اگر این سیاست بخواهد دنبال شود آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها نفع خواهند برد و حمایت خواهد کرد.

 

فرهنگ اسلامی: نظر شما در مورد سرکوب مردم جمهوری آذربایجان که معتقد به اسلام و تشیع هستند چیست؟ آیا این سرکوبگری در راستای همان سیاست‌های پان تورانیستی صورت می‌گیرد؟

 

بهشتی‌پور: می‌توان گفت: آن پوششی برای این مسئله است. ولی واقع‌بین باشیم. آنها سرکوب می‌کنند برای این که قدرتشان را حفظ کنند. آنها دعوای قدرت دارند. مردم شیعه مخالف جدی اُپوزوسیون حکومت آقای علی اُف هستند. بنابر این آقای علی اُف برای ماندن در قدرت با اینها برخورد می‌کند. نه صرفاً به خاطر شیعه بودن آنها! نه به خاطر پان آذری بودن آقای الهام علی اُف. به نظر من عمدۀ دعوا سر این است که نمی‌خواهد از قدرت کنار برود. خودش و پدرش از سال۱۹۹۴ تا الآن همچنان سر قدرت هستند. این که نمی‌خواهند از قدرت کنار بروند باعث می‌شود مخالفانشان و شیعیان را به زندان بیندازند و تحت فشار قرار دهند.

 

فرهنگ اسلامی: به نظر شما مورد فعالیت‌های صهیونیستی و سعودی در جنوب آذربایجان چیست؟

 

بهشتی‌پور عربستان سعودی بیشتر در شمال جمهوری آذربایجان و بخش سُنی‌نشین آنجا فعال است و گروه‌های وهابی‌گری را تقویت می‌کند. خیلی موفق نبوده و به جایی نتوانسته برسد. ولی متأسفانه رژیم صهیونیستی بوسیله رژیم آذربایجان در در آذربایجان نفوذ خیلی گسترده‌ای پیدا کرده است. روز به روز در بخش نظامی و سیاسی و فرهنگی این نفوذ را گسترش می‌دهد. توجه خاصی به جنوب آذربایجان و مرز‌های با ایران دارد و تلاش می‌کند در آنجا حضور داشته باشد. به بهانه‌ها و پوشش‌های مختلف حضور داشته باشد. احیانا بتوانند دسترسی یا کنترلی روی مرز‌های ایران داشته باشند. به هر حال نقشۀ اسرائیل این است همان طور که مردم ایران با اشغال لبنان مخالفند و به مردم لبنان کمک می کنند اسرائیل میخواهد در جمهوری آذربایجان حضور و نفوذ داشته باشد. اگر چه در لبنان بحث اشغالگری و مقابله با اشغالگری رژیم صهیونیستی مطرح بوده است. ولی در اینجا بحث توطئه و جاسوسی و عملیاتی است که علیه ایران سازمان‌دهی می‌شود. متأسفانه هر چند وقت یک بار هم یکی از نشانه‌های آن بروز می‌کند. تا کنون جمهوری آذربایجان همۀ اینهارا رد کرده است. می‌گویند اینجوری نیست و ما امکاناتی به اسرائیلی‌ها ندادیم. اصلاً اجازه نمی‌دهیم اسرائیل علیه ایران استفاده کند. ولی متأسفانه در عمل چند موردش اثبات شده که اسرائیلی‌ها از جمهوری آذربایجان و مناطق شمال ایران سوءاستفاده کرده‌اند.

 

فرهنگ اسلامی: به عنوان آخرین سؤال، نقش صهیونیزم جهانی را در بازی‌های سیاسی در منطقه قفقاز تا چه اندازه مؤثر ارزیابی می‌کنید؟

 

بهشتی‌پور: کلاً حکومت اسرائیلی‌ها حکومت توسعه‌طلبی است. یعنی هر چه بتوانند نفوذ و توسعۀ خودشان را گسترش می‌دهند. یکی از جا‌هایی که بیشتر قابل توجه است نفوذ در کشور‌هایی است که اکثریت مردم آن مسلمان هستند. راهبرد اسرائیلی‌ها عادی‌سازی مناسبات با کشور‌هایی است که اکثریت جمعیت آنها مسلمان هستند. آنها سعی دارند به هر شکل‌ و بهانه و با پوشش‌های مختلف در این کشور‌ها نفوذ کرده و سلطه خودشان را برقرار کنند. بنابراین قفقاز یکی از جا‌هایی است که دارند تلاش می‌کنند. روی جمهوری آذربایجان متمرکز هستند اما تلاش می‌کنند در ارمنستان و گرجستان هم حضور داشته باشند. اما متأسفانه بیشترین نفوذ و حضور را در جمهوری آذربایجان داشتند. به دلیل عادیسازی مناسبات اسرائیل با کشور‌های مسلمان هم به دلیل نزدیکی و هم مرز بودن آذربایجان در بخش شمال ایران و هم به دلیل حضور یهودیان آذربایجان که تعداد اندکی یهودی در آذربایجان زندگی می‌کنند که روابط بسیار ویژه‌ای با اسرائیل دارند. کلاً اینجا مرکزی برای حضور اسرائیل در قفقاز شمالی و داغستان و چچن و احیانا ممری برای نفوذ در آنجا باز کنند. با توجه به این که روسیه با حساسیت موضوع را دنبال کرده تا حالا موفق نبودند ولی تلاش را داشتند و این کار را دنبال می‌کردند.

 

فرهنگ اسلامی: از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید متشکریم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.