تیر های دشمن انتخابات را نشانه گرفته است

0 64

چندی پیش یک تحلیل سیاسی تحت عنوان «در انتخابات آینده نباید غافلگیر شد» منتشر کردیم. به دلیل اهمیت مسئله مجدداً این تحلیل را باهم می خوانیم:

الف:

در اواخر سال جاری انتخابات مجلس شؤرای اسلامی برگزار می شود. چهل سال اندیشه ورزی ستیزه جویانه غرب علیه انقلاب اسلامی – که این انقلاب، بستر تجلّی اراده عمومی در کشور ما بوده است – امپریالیزم را به سوی راههای جدید تحمیل اراده خود بر ملّت ها هدایت نموده و سبب پیدایش نسل چهارم جنگ در جهان شده است. نسل اوّل جنگ، جنگ با شمشیر و نیزه و تیرو کمان بود. نسل دوّم جنگ، جنگ با توپ و تفنگ بود. نسل سوم جنگ، جنگ موشک و هواپیماهای بمب افکن و حتی بمب اتم بوده است که از بمب اتم آمریکا علیه بشریّت در هیروشیما و ناکازاکی استفاده کرد. نسل چهارم جنگ، جنگ با ماهواره و اینترنت و سازمان های باصطلاح مردم نهاد و مطبوعات باصطلاح آزاد و گروههای باصطلاح طرفدار آزادی و حقوق بشر و حقوق اقلیّت ها و… است. در نسل چهارم جنگ، جنگ از زمین به ذهن منتقل شده و خاکریز های جنگ در ذهن مردم یعنی در افکار عمومی زده می شود نه در زمین و خطوط جغرافیائی. لشگر کشی مستقیم آمریکا در عراق و افغانستان و حمله نظامی آن به یمن با پرچم عربستان سعودی و امارات نشان داد که دوران جنگ در زمین تقریباً به سرآمده و عرصه نبرد به ذهن و صحنه افکار عمومی ملّت ها منتقل شده است.

تجربه پروژه بهار عربی که در مقابل پروسه بیداری اسلامی بکار گرفته شد و حوادث امروز عراق و و لبنان که ممکن است دامنه های آن در انتخابات آینده به ایران نیز کشیده شود این اندرز بزرگ را می دهد که در انتخابات آینده نباید غافلگیر شویم و گرنه در مقابل ملتمان که بخشی از ملّت محمد رسول الله (ص) است و در مقابل بشریت سر افکنده خواهیم شد.

ب:

مخالفان انقلاب اسلامی در ایران را  در یک تقسیم بندی ساده می توان به دو دسته مخالفان داخلی و خارجی تقسیم کرد که هرکدام از این دو دسته، به دو دسته دیگر تقسیم می شوند: مخالفان داخلی را می توان به دو دسته مخالفان حقیقی داخلی و مخالفان اعتباری داخلی تقسیم کرد. منظور ما از مخالفان داخلی حقیقی کسانی است که به فراطبیعت بی اعتقاد، به خدا بی باور، به ارزشهای انسانی بی اعتنا، در تجاوز به حقوق توده های مردم بی باک و در مقابل دشمنان آزادی بشریت و امپریالیزم جهانی بی اراده اند. اینها با انقلاب تعارض ذاتی دارند.

از نظر آنها فرا طبیعت موهوم، خدا مخلوق ذهن انسان  های محروم، ارزشهای انسانی بی معنی و حقوق مردم بی اعتبار است. از نظر آنها انسان زالوئی است که برای مکیدن خون و پروراندن شکم آفریده شده و از لحظه تولد تا لحظه مرگ باید در کسب لذّت بکوشد و دیگر هیچ!!!

از آنها اگر بپرسید آزادی چه معنی دارد؟و اگر بخواهند حرف دلشان را به شما بگویند خواهند گفت آزادی یعنی آزادی شکم وزیر آن و دیگر هیچ!!! هرچه خواستی بخور و با هر که خواستی بخواب!!!

اینها همان هائی هستند که پدرانشان پیش از انقلاب مشتری میخانه ها و مقیم عشرتکه ها بودند. پولدارانشان در هتل هیلتون بدنبال معشوقه های گرانقیمت می گردیدند و فقیرانشان در شهر نو از برده های پریشان خاطر جنسی کام می گرفتند. اغنیای آنها شامپاین می خوردند و نیازمندانشان عرق سگی. رؤسایشان در ساواک مشغول کار بودند و زیر دستانشان در این طرف و آن طرف پرسه می زدند. نه باوری به خدا، نه امیدی به قیامت و نه کوچکترین اعتقادی به اسلام داشتند. مثل خر به آخور وصل بودند و دیگر کاری نداشتند که بارشان چیست و نیز کارشان چه باید باشد! اینها دشمنان حقیقی انقلابند که متفکرینشان تئوری های مارکس، هگل، ویتگنشاین و کانت را نشخوار می کردند و می کنند و جاهلانشان در لاله زار نو از این کاباره به آن کاباره پرسه می زدند و به هرزه روزگار می گذراندند و  می گذرانند این ها با خدائی که آفریننده هستی است نه خدائی که زائیده ذهن این و آن است، دینی که پیام خدا به انسان و راه انسان به سوی خداست، فراطبیعت و انسان و اراده و آزادی مشکل دارند و به سادگی با دلار بسیج می شوند و در عین حال که دم از ناسیونالیسم می زنند آلت دست دشمنان ملّت ها –بخصوص آمریکا و اسرائیل- می شوند.

ولی مخالفان داخلی اعتباری کسانی هستند که به خدا معتقدند و اسلام را قبول دارند و حقوق ملّت را محترم می دانند ولی بدلایل مختلف با این کشور و این نظام چپ افتاده اند. دلایل این چپ کردن ها مختلف است: یکی از یک ریشو به ستم سیلی خورده، یکی آب و رنگ غرب دلش را برده و دیگری بدام تئوری های غربی افتاده و آن یکی خواب ریاست جمهوری و شهرت بی حد و اندازه را دیده و بعدی قارون را الگوی زندگی خودش کرده و به حساب خودش با ژن خوبش سهمش را از انقلاب گرفته. هر کدام دلیلی دارند و برای راهی که می روند انگیزه ای پیدا کرده اند.

داستان اینها داستان طلحه و زبیر وسعدبن وقاص و نهایتاً عمر بن سعد است. ولی داستان دشمنان حقیقی انقلاب اسلامی داستان ابوسفیان و معاویه بن ابی سفیان و عمر بن عاص و نهایتاً یزید بن ابی سفیان است. معمولاً، همیشه و همه جا مخالفان اعتباری تابلو و پرچم مخالفان حقیقی می شوند و راه سلطه آنها را صاف می کنند و بوسیله همانها نیز قربانی می شوند. مگر بمحض اینکه اندک قدرتی که در این روز و روزگار در ایران دیدند شعار عبور از عمرو و زید را سر ندادند؟

***

و اما مخالفان خارجی این انقلاب:

مخالفان خارجی انقلاب اسلامی به دو دسته تقسیم می شوند: مخالفان منطقه ای و مخالفان جهانی. منظور از مخالفان منطقه ای همه سلاطین ریز و درشتی هستند که در گوشه و کنار جهان اسلام هر یک برای خود تاری طنیده اند و تنوری ساخته اند و نانی پخته و بدندان گرفته اند.

از ملک عبدالله در اردن بگیرید تا ملک سلمان در عربستان. اینها از بیداری ملت‌ها، انتخابات، اراده عمومی، حقوق بشر و آزادی مردم وحشت دارند. اینها حتی مخالفان سرشناسشان  نظیر جمال خاشقچی را در کنسولگری خود در ترکیه بدام می‌اندازند و او را سلاخی می‌کنند و سرش را به ریاض می‌فرستند و تنش را در اسید ذوب می‌کنند! حالا تصور کنید با مخالفان بی نام و نشان چه کرده اند و می‌کنند؟! آنها با سران جامعه جهانی [منظور مجموعه گردنکشانشان حاکم بر جهان امروز] رقص شمشیر می کنند وبا معشوقه های اسرائیلی به بزم شراب می نشینند و بر روی اجساد یمنی ها و فلسطینی ها و سوری ها و عراقی ها پای می‌گذارند و در بزم غارت نفت همراه با سلاطین غرب پایکوبی می کنند و طبق مصلحت در اردن ریش می تراشند و در عربستان ریش می‌گذارند و ملت‌ها را گوسفندانی می‌دانند که اگر چه باید آنها را دوشید و شیرشان را نوشید ولی نباید جز با چماق با آنها روبرو شد!

مخالفان جهانی انقلاب اسلامی هم مانند مخالفان منطقه‌ای هستند منتها در مقیاس گسترده تر و بزرگ تر. تفاوت بین مخالفان منطقه ای انقلاب اسلامی با مخالفان جهانی آن تفاوت بین محمد بن سلمان و دونالد ترامپ است، فقط همین!

ج:

عملکرد احتمالی مخافان انقلاب اسلامی

ج-۱- بنظر می رسد مخالفان انقلاب بطور عمومی راهبرد های زیر را  در انتخابات آینده پیگیری خواهند نمود:

۱_ زیر علامت سوال بردن مشروعیت نظام جمهوری اسلامی که تنها نظام مردم سالار در این منطقه است.

۲_حمله به شورای نگهبان  که مانع ورود آنها به عرصه تعیین سرنوشت ملت می شود

۳_ تلاش برای برهم زدن انتخابات و زیر علامت سوال بردن جایگاه آن

۴_ تلاش برای مدیریت افکار عمومی و آرای مردم از طریق:

  • تخریب چهره های انقلابی
  • تزریق دلار و خرید آراءِ
  • مدیریت آراء مردم از طریق کانال‌های غیررسمی

۵_ سوء استفاده از رد صلاحیت کسانی که شهرت اجتماعی دارند ولی صلاحیت آنها احراز نشده است.

۶_ استفاده از ضعف قانون انتخابات که گاهی فقط عدم سوء پیشینه را ملاک دانسته است.

ج-۲-عملکرد احتمالی مخالفان حقیقی داخلی انقلاب

۱_ مخالفان حقیقی داخلی انقلاب چشم به حمایت خارجی دارند و طبق دستورالعمل آنها عمل می کنند.

۲_ مخالفان حقیقی داخلی انقلاب به نقش برجسته انتخابات در سرنوشت سیاسی کشور پی برده و می کوشند از فرصت انتخابات به نفع خود و حامیان خارجی خود استفاده کنند.

۳_ احتمالا آنها یک لیست مخفی از افراد ناشناس خواهند داشت و به آن رای خواهند داد.

۴_ آنها از یک سازمان دهی اینترنتی برخوردار خواهندبود.

۵_ آنها می کوشند در لیست موافقان انقلاب و مخالفان اعتباری حضوری داشته باشند.

۶_ در تبلیغات ممکن است انتخابات را تحریم کنند ولی در عمل در انتخابات شرکت می کنند.

۷_ آنها می کوشند مرجعیت اجتماعی جامعه را تغییر و به جای آنکه علمای ربانی، فیلسوفان مسلمان و روشنفکران متعهد مرجع جامعه باشند رقاصه ها، دلقک ها، شومن ها و … مرجعیّت جامعه را بر عهده بگیرند و در عین حال می کوشیدند این مرجعیت جدید را مدیریت کنند.

۸_ سعی می‌کنند ریزش ها را افزایش داده و جلوی رویش ها را بگیرند.

۹_ سعی می کنند از شهوت جوانان [بوسیله رقص، تماس جنسی و…]در مقابل فطرت آنها[ خداخواهی، عدالت جویی و…] استفاده کنند و برنامه های مفصلّی برای جشن و رقص و پایکوبی ترتیب دهند.

۱۰_ با مخالفان منطقه ای و جهانی در تماس و تعامل خواهند بود.

۱۱_ می کوشند از تابلوی مخالفان اعتباری استفاده کنند.

ج-۳- عملکرد احتمالی مخالفان اعتباری داخلی انقلاب

۱_ مخالفان اعتباری سپر بلای مخالفان حقیقی خواهند شد در صورتی که نتوانند به قدرت برسند.

۲_ مخالفان اعتباری پل پیروزی مخالفان حقیقی خواهند شد در صورتی که بتوانند به قدرت برسند.

ج-۴- عملکرد احتمالی مخالفان منطقه ای

۱_ به پخش پول در میان مخالفان حقیقی داخلی اقدام خواهند کرد.

۲_ طبق راهبردهای کلان مخالفان جهانی عمل خواهند کرد.

۳_رسانه های وابسته به آنها در خدمت تبلیغ به نفع شورش و اغتشاش در جریان انتخابات خواهند بود.

۴_ احتمالاً عوامل نفوذی خود در رسانه های داخلی را هدایت و مدیریت خواهند کرد.

۵_ سعی می‌کنند مدیریت حرکت نسل جوان – مخصوصاً جوانان بی قید و بند – را در یک فضای هیجانی در اختیار خود بگیرند.

۶_ تریبون های باصطلاح آزاد تشکیل خواهند داد و در آن ها از کنسرت، موسیقی، زنان جوان بی بند و بار استفاده خواهند کرد.

۷_ احتمالاً میدانی نظیر میدان آزادی را محل تجمع و حرکت خود قرار خواهند داد. [به اقتباس از میدان‌های التحریر در مصر و عراق]

ج-۵- عملکرد احتمالی مخالفان جهانی

۱_ از نقاط ضعف و خلاء های داخلی کمال استفاده را خواهند کرد.

۲_ از ضعف اراده نخبگان برخوردار و شور جوانی جوانانی که از بیکاری و نداشتن آینده روشن رنج می برند کمال استفاده را خواهند کرد.

۳_ به وسیله عوامل خود در رسانه های داخلی تحت عنوان انتقاد دلسوزانه و سازنده فضای کشور و عملکرد جمهوری اسلامی را هرچه سیاه تر و تاریک تر و تلخ تر نشان خواهند داد.

۴_  از ضعف خصلت و حسادت نخبگان کشور علیه یکدیگر استفاده خواهند کرد.

۵_ در برجسته سازی ناکارآمدی ها – که بخش عمده آنها نتیجه دسیسه ها  و توطئه های آشکار و پنهان خود آنهاست – خواهند کوشید.

۶_ سعی می کنند در نهاد های حساس بویژه نهادهای نظامی، امنیتی و انتظامی نفوذ کنند.

۷_ برنامه تزریق پول از طریق مخالفان منطقه ای به داخل کشور را مدیریت خواهند کرد.

۸_ سعی می کنند قوم گرایی را در آذربایجان، کردستان، خوزستان و بلوچستان تحت عناوین برنامه های اقتصادی، ورزشی، فرهنگی، رسانه ای، تفریحی و … تقویت کنند.

۹_ در صورت امکان به تزریق سلاح در داخل کشور خواهند پرداخت.

۱۰_ سعی  می‌کنند انواع فساد و ناامنی را در داخل کشور و نظام برجسته کنند.

۱۱_ در ایجاد و گسترش بی‌اعتمادی به نظام و انقلاب خواهد کوشید.

۱۲_ به نفع رژیم گذشته، رژیم های سلطنتی منطقه و به نفع غرب تبلیغات گسترده خواهند داشت و در این راه از فضای مجازی کمال استفاده را خواهند کرد.

۱۳_ روی بی اطلاعی و فقر تحلیل مردم برنامه‌ریزی خواهند کرد.

۱۴_ از نافرمانی مدنی و برهم زدن نظم اجتماعی حمایت خواهند نمود.

بهرتقدیر انتخابات آینده یک آزمون دیگر در مقابل همه معتقدان به اسلام و تشیع و علاقمندان ایران، اسلام و ظهور است که امیدواریم ملت ما از این آزمون هم سربلند و پیروز بیرون بیاید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.