دو بیت الاحزان  : بیت الاحزانی که بود وبیت الاحزانی که هست!

0 193

در مدینه غیر از مسجد النبی اماکن تاریخی ودیدنی دیگری وجود دارد که حجاج بدیدن آنها می روند نظیر میدان جنگ احد و مسجد ذوقبلتین و…

یکی از نقاط تاریخی برای ما شیعیان در مدینه ، بیت الاحزان است . از مسجد النبی که بیرون بیائید واز قبرستان بقیع که بگذرید به یک نقطه میرسید که گفته میشود این جا احتمالا محل بیت الاحزان فاطمه دختر پیامبر است . نقطه ای که در زمان حیات فاطمه قطعا در خارج از شهر مدینه قرار داشته ومحل گریستن فاطمه (س) بر پیام و پیامبر بوده است .چرا فاطمه پس از پیامبر ، در کنار مزار پدرش ویا در خانه اش  بسوک نمی نشست ؟ چون فاطمه اجازه نداشت در کنار مزار پدرش ویا در مسجد النبی ویا حتی در خانه خودش ویا درهر  نقطه دیگری از  شهر در عزای پیام وپیامبر گریه کند واعتراضش را به انحراف از اسلام ناب محمدی اعلام نماید . او به اجبار از شهر خارج می شد وحاشیه شهر را پشت سر میگذاشت وحتی از قبرستان شهر نیز عبور میکرد وزیر آفتاب سوزان روی صخره های گدازان می نشست وبرای پیام وپیامبر عزا میگرفت وعلی بنا گزیر ، در آن نقطه سایبانی ساخت تا گذشته از تازیانه تردید وتجدید نظر طلبی که از دست اشرافیت قریش بر دوش مسئولیت و استقامت فاطمه می خورد تازیانه آفتاب نیز فاطمه را نیازارد و او را مانند اندوهی که گرفتار آن  شده بود در مشت خود نفرساید .

درگذشته در راه باریکی که بسوی بیت الاحزان می رفت دستفروشها در دو سو می نشستند وبساط خود را می چیدند .

دربیت الاحزان شیعیان از همه جا جمع میشدند از هند ، ایران ، پاکستان  ، عراق ، مصر و….والبته نه از عربستان چون اگر یک شهروند عربستانی روزی پایش به آن نقطه می رسید بی تردید پس از چندی سرش را از دست میداد.

همه کسانیکه در بیت الاحزان جمع میشدند از بیت الاحزان بزرگتری می آمدند : یکی از هند آمده  باکوله باری از غم واندوه ودیگری از افغانستان با پیکری مجروح از زخم کهنه ارتش سرخ وزخم تازه ارتش خشمناک کاخ سفید ویکی دیگر از عراق آمده  با یک تاریخ رنج ومحرومیت وخاطرات قتل عامهای پی در پی . همه از یک بیت الاحزان بزرگ در آن بیت الاحزان کوچک جمع می شوند وبه فاطمه می اندیشند و به رنج بزرگ واندیشه ژرف وبینش شگفت آورش . در سالهای پیش – قبل از پایان نظام جهانی دو قطبی – در میان زوار بیت الاحزان فاطمه بودند کسانیکه دیوار آهنین ترس را شکسته بودند واز آسیای مرکزی وقفغاز خود را به مدینه وبه بیت الاحزان فاطمه رسانیده بودند. همه کسانیکه به بیت الاحزان فاطمه می آمدند اندوهناک می آمدند واندیشناک بر میگشتند . این یک قاعده کلی بود .

امروز دیگر در دشمنی ارتجاع عرب با محمد رسول الله واهل بیتش که هیچ تردیدی نیست . دیدیم که با امت محمد بوسیله شمشیر تکفیر در سوریه وعراق و پاکستان وافغانستان و…. چه کردند و هنوز هم می بینیم که چه می کنند . این دشمنی به اندازه ای بود – وهست – که  دشمنان خرد وآگاهی دستور داده اند مزار تمام شخصیت های صدر اسلام را بی نشان کنند تا در میان آنها قبر بی نشانه فاطمه نشانه ای از اعتراض پایان ناپذیر او به ارتجاع عرب واشرافیت قریش نباشد وگرنه هیچ دلیل دیگری برای بی نشانه ساختن قبور شخصیت های مهم صدر اسلام وجود  نداشت و ندارد. مفتیان مفتخوار خود فروخته که براحتی همه  را با  ترکه تکفیرمی زنند ویا با توجبهات اغواگرانه تحمیق   میکنند گفته اند اگر روی قبر یک نفر- مثلا خدیجه همسر رسول الله – بنویسید اینجا قبر خدیجه همسر رسول الله است کفر میشود زیرا مخالف توحید است چون اگر بنویسید اینجا قبر کیست در حقیقت او را پرستیده اید و فورا کافر میشوید .

مسئله مهمی که در بیت الاحزان فاطمه انسان را در اندیشه فرو می کشد وبر قلب انسان مثل سرطان چنگ می اندازد ومثل چنگک سینه انسان را میخراشد سرنوشت اندوه برانگیز فاطمه پس از رحلت پیامبر  وسر گذشت غم انگیز مسلمانان جهان در طول روزگاران است . آیا بین آن سرنوشت واین سرگذشت رابطه ای هست ؟ آیا بین  ” بیت الاحزان فاطمه ” و ” بیت الاحزان ما همه ” – که قلمرو جغرافیایی تمدن اسلامی است – رابطه ای وجود دارد ؟ یعنی آیا اگر آن نبود این نیز نبود ؟من بر این باورم که قطعا چنین است و اگر آن نبود این نیز نبود و چون آن بود این نیز بوجود آمد .

” بیت الاحزان فاطمه ” دقیقا معلوم نیست کدام نقطه بوده هر چند حدودا معلوم است ولی      ” بیت الاحزان ما همه ” دقیقا معلوم است که کجاست . همین جایی است که در آن زندگی  می کنیم . همین بیت الاحزان بزرگ . همین جایی که ظرف جغرافیایی تمدن اسلامی است واز هر گوشه آن نفیر ناله ای بگوش میرسد ودر هر نقطه اش خون تازه ای بزمین میریزد . ببینید سیمای سرخ  فلسطین را . تماشا کنید لخته های خون بناحق ریخته دانشجویان افغانستانی در نمایشگاه کتاب ایران در کابل را . بشنوید نوای نوحه برانگیز وناله سوزناک بوسنی را . ببویید عطر مزار شهدای لبنان وایران و عراق وسوریه و یمن ومیانمار و افغانستان و تاجیکستان و هزار نقطه دیگر از این بیت الاحزان بزرگ را تا در یابید راز زاری دردناک ورمز آلود فاطمه را در سوک پیامبر وپیام او و پس از رحلت پر ماجرای او.

ما دقیقا داریم از ” بیت الاحزان ما همه ” سخن میگوئیم :از افغانستان – که امروز تمام ظرف جغرافیایی تمدن اسلامی یک افغانستان بزرگ است .از کشمیر – که امروز بر سر تمام هستی ما مسلمانان در جهان کشمکش است – از هند که خاطره تمدن اسلامی شکوهمندش افتخار آفرین و جگرسوز است .ازبنگال که به بلای استعمار گرفتار شد وبعنوان پاره ای از هند بزرگ که سینه پر راز ورمز  اسلام در آسیا بود در زیر شکنجه جدیدترین شیوه های استعماری قرار گرفت .  از پنجاب  که  هر وجب از خاکش با عشق پنج تن آمیخته است . از آسیای مرکزی که مرکز خاطره های تاریخی ماست . از آسیای غربی که خورشید عزت ما در آن غروب کرد .از فلسطین که هنوز از هر رگش خون تازه بر زمین میریزد .از شمال آفریقا : مصر، لیبی ، تونس ، الجزایر ، مراکش و… که هریک یک داغ دیگر بر سینه  فاطمه و تاریخ این مردمند . از شبه جزیره عربستان و شبه جزیره ایبری که مگو ومپرس ومجمع الجزایر غرائب  را نیزبطور کلی  فراموش کن .

هر گوشه زمین را که می نگری خون مسلمانی در آن وبرآن بزمین ریخته است و این ” بیت الاحزان ماهمه ” است که ما را در بر گرفته است. ودر زیر طاق این بیت الاحزان بزرگ ، هنوز صدای ناله فاطمه بگوش میرسد که می گرید ومی نالد و با ریزش هر قطره اشکش ، می موید ومیگوید : بگیرید این مرکب خلافت را وهرچه از وزر و وبال است برآن بار کنید . بخدا که بجز خون از سینه آن نخواهید نوشید وآیندگان نتیجه دردناک این انحراف بزرگ را خواهند دید. امروز ما شاهد نتایج آن انحراف بزرگ هستیم . انحراف از نظام سیاسی امامت که با هجرت پیامبر به مدینه تاسیس شد و در زمان پیامبر وجود داشت به نظام سیاسی خلافت که پس از پیامبر بوسیله ارتجاع قریش ابداع وایجاد شد وسپس به نظامات سلطنتی اموی وعباسی و…وامروز سعودی و اردنی منتهی شده است و   آخرین دستاورد آن امپریالیسم جهانی است.

قتل عامهای پی در پی مسلمانان در طول قرون هنوز هم بشدت هر چه تمام تر ادامه دارد .

این قتل عامها در تاریخ اسلام ، از کربلا آغاز شد وامروز تا ” همه جا  ” ادامه یافته است .

کربلا ، مدینه ، مکه ، کوفه و….. وسرتاسر آسیای غربی و آفریقای شمالی واروپای جنوب غربی واروپای شرقی وحتی اروپای  مرکزی و….. شاهد قتل عامهای گسترده وپی درپی مسلمانان بوده اند .

در همین روزگار خود ما این قتل عامها کم نبوده اند. بیاد آوریم قتل عامهایی را که دیده ایم : خیلی به گذشته دور برنمی گردیم . از صبرا وشتیلا شروع کنیم . قتل عام مسلمانان در صبرا وشتیلا نه اولین قتل عام بود ونه آخرین قتل عام .سی وشش سال پیش این قتل عام خونین رخ دادواز شانزدهم سپتامبر تا هجدهم سپتامبر(۱۹۸۲) ادامه یافت [ سه سال پس از شکست امپریالیزم در ایران وپیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران ]ودر طول هفتاد ودو ساعت صدای شلیک مسلسل قطع نشد صهیونیستها با مباشرت یاران فالانژ خود هزاران نفر از زنان وکودکان فلسطینی  را قتل عام کردند . آنها در حقیقت انتقام پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را از فلسطینی ها گرفتند چون از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران خشمگین شده بودند واین انقلاب تعهد خود را نسبت به یاری مردم تحت ستم فلسطین اعلام کرده بود. غازی خورشید در کتاب خود ” تروریسم صهیونیستی ” می نویسد : در خیابانی جسد پنج زن وچند کودک روی تلی از خاک افتاده بود …از جمله یک زن مثله شده بود ودر کنارش سر بریده دخترکی دیده می شد.  ” مقامات ارتش اسرائیل از جمله ژنرال آموس بارون فرمانده این نیروها در لبنان بر بالای بام ساختمانی هفت طبقه در بیست متری اردوگاه مستقر  شده بودند واز نزدیک بر این عملیات نظارت میکردند.این عملیات به فرمان آریل شارون وزیر جنگ وقت اسرائیل صورت میگرفت. اگرچه قتل عام صبرا وشتیلا سه سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران صورت گرفت ، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نیز صهیونیستها قربانیان فراوانی از مسلمانان فلسطینی وعرب گرفته بودند. در شانزدهم دسامبر سال ۱۹۸۲ مجمع عمومی سازمان ملل این کشتار را طی قطعنامه ای محکوم کرد وآنرا اقدامی در ادامه نسل کشی فلسطینی ها دانست . تمام دولتهای اروپای غربی به این قطعنامه رای ممتنع دادند بجز برخی که به آن رای مخالف داده بودند وبدین ترتیب نشان دادند که لیبرال دموکراسی غربی نقابی زیبا بر صورت عفریت استبداد غربی است و بیشتر یک شعار است  که برای فریب افکار عمومی از آن استفاده می شود.

سیزده سال پس از قتل عام صبرا وشتیلا قتل عام مسلمانان در اروپای مرکزی آغاز شد . دقیقا شانزده سال از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران می گذشت که قتل عام مسلمانان اروپای مرکزی در دستور کار قرار گرفت . از ششم ژوئیه تا بیست وپنجم همان ماه تنها در سربرنیسا هزاران مرد و پسر مسلمان با فجیع ترین وضع ممکن درمقابل زنان ودخترانشان قتل عام شدند و به زنان و دختران آنها بوسیله سربازان صرب تجاوز شد واین تکرار همان فاجعه ای بود که در سال شصت ویک هجری در مدینه در مورد انصارپیامبر اتفاق افتاد.

تعداد قربانیان شهرسربرنیتسا را هزاران نفر ذکر کرده اند وکمترین آمار موجود حکایت از اعدام هشت هزار مرد غیر مسلح در این شهر دارد. گمانه هایی در مورد همکاری جدی نیروهای باصطلاح حافظ صلح  بین المللی با این کشتار فجیع ودلخراش وجود دارد و حداقل از بی تفاوتی ویا همکاری چهار صد سرباز هلندی حافظ صلح بین المللی با قتل عام کنندگان  گزارش شده است.

کشتاری که در بوسنی و هرزگوین صورت گرفت در تاریخ اروپا بی سابقه ویا حتی کم سابقه نبود واین قبیل کشتار ها سبب شده تا مسلمانان در اروپای شرقی و مرکزی وجنوب غربی هویت واقعی خود را کتمان کنند ونوعا خود را مسیحی کاتولیک معرفی نمایند چون مسیحیان کاتولیک در اروپا بیش از مسلمانان ( والبته کمتر از پروتستانت ها ) امنیت داشته اند .

مشارکت سربازان هلندی در کشتار مسلمانان درشهر سربرنیتسا باندازه ای آشکار بود که در  ژوئیه ۲۰۱۴ دادگاهی در هلند حکم داد که مسئولیت کشتار حداقل سیصد مرد وکودک مسلمان اروپائی در شهر سربرنیتسا بر عهده دولت هلند است.

هفده سال پس ازکشتار مسلمان در اروپای مرکزی کشتار مسلمانان در قلب آسیا آغاز شد .و طی آن دهها هزار نفر از مسلمانان روهینگیا در میانمار قتل عام شدند وصدها هزار نفر از آنان ناگزیر بفرار به کشور های دیگر وتحمل رنج آوارگی گردیدند.

البته برای هر قتل عامی یک مباشر محلی وجود داشته ودارد که مسئولیت کشتار را متوجه خود می نموده ومی نماید . از مباشرت عبیدالله ابن زیاد وعمربن سعد در قتل عام کربلا که بگذریم _ ان مربوط به گذشته دور است و ما در باره چنین اتفاقاتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بحث میکنیم _در ایران منافقین که البته سرکوب شدند ولی توانستند بیش  از هفده هزار نفر از مردم بویژه کسانیکه از نظام اسلامی حمایت می نمودند را قتل عام کنند ، در لبنان : فالانژ ها ، در بوسنی : صربها ، در میانمار  : راخین ها ، در نیجریه : بوکوحرام ، در افغانستان  : طالبان وداعش، در سوریه داعش وجبهه النصره ، در عراق : داعش  ، در یمن  : نیرو های تا بن دندان مسلح محمد بن سلمان ومحمد بن زاید ومزدورانشان و………….ولی همه این  قتل عامها پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران اتفاق افتادند و این سلسله اتفاقات با توجه به سابقه طولانی ومداوم مسلمان کشی  وبویژه شیعه کشی در تاریخ  ، حکایت از یک جریان تاریخی با برنامه واهداف مشخص دارد. این چهره ” بیت الاحزان ما همه ” است . از فقر وسوء تغذیه ومرگ ومیر وبیداد حکومت های دست نشانده و گوش بفرمان غرب در این بیت الاحزان بزرگ که مگو ومپرس . آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است ؟

پیوند سرگذشت اندوهناک فاطمه و سرنوشت دردناک مسلمانان جهان مسئله ای است که نمی توان نسبت به آن  بی تفاوت ماند . کشف رابطه بین این دو بیت الاحزان [ بیت الاحزان فاطمه وبیت الاحزان ماهمه ] ، وظیفه همه روشنفکران مسلمان در دنیای امروز است.

ظرف جغرافیائی تمدن اسلامی ” بیت الاحزان ما همه ” است وما همه برای نجات آن از چنگ این سرنوشت غم انگیز باید بکوشیم.

دکتر محمد حسن زورق

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.