سوریه و تاوان پیروزی در جنگ اکتبر

0 127

به قلم دکتر امین محمد حطیط. تاریخ ۷/۱۰/۲۰۱۳ روزنامه الثوره. دمشق

زمانی که یک شهروند عربی به جنگ اکتبر دو ارتش عربی یعنی ارتش سوریه و مصر با رژیم صهیونیستی در نیمروز ششم اکتبر ۱۹۷۳ می نگرد، احساسی متناقض و ترکیبی از احساسات منفی و مثبت او را فرا می گیرد. جنگی که انسان عرب به عنوان یک رهبر نظامی یا سیاسی و یا سرباز واژه هایی از عزت، شجاعت و مهارت را رقم زد که در صورت تداوم آن طبق برنامه تعیین شده این شایستگی را داشت تا چهره منطقه و جهان و پایگاه های قدرت و سلطه جهانی را به کلی تغییر دهد.

* رهبران و ملت سوریه و به ویژه ارتش این کشور و تمام هم پیمانان اصیل، شریف، وفادار و واقعی ملت سوریه، این واقعیت را به خوبی درک می کنند که دفاع از سوریه به منزله مقابله با ملت یا انقلاب سوریه نیست بلکه دفاع از حقوق حقه و حقوق ملی و دفاع از اسلام واقعی و حق آزادی و کرامت انسانی است.
* ارتش های مصر و اردن در چهارچوب توافق سیاسی به اسرائیل گرویده اند.
* همانطور که ارتش سوریه در سال ۱۹۷۳ رژیم صهیونیستی را با تهدید به سرنگونی روبرو و وحشت زده کرد امروز نیز متجاوزان را در زمینه تحقق اهداف مورد نظر خود دچار یاس و ناامیدی کرده است.
* صفوف متجاوزان در آستانه سقوط و فروپاشی قرار گرفته است درحالیکه صفوف مدافعان حقوق عربی و اسلامی و انسانی در سوریه در راستای تحقق پیروزی حتمی هر روز منسجم تر می شود و قسمت چهارم جنگ اکتبر نیز در شرف اتمام است.

محمد حطیط سوریه و تداوم جنگ اکتبر

اولین اقدام نظامی عرب ها علیه اسرائیل در اکتبر ۱۹۷۳ صورت گرفت و این اولین پیروزی میدانی ارتش عربی علیه ارتش اسرائیل به شمار می رود . نباید از نظر دور داشت که ارتش اسرائیل بر مبنای رویکرد و باور حمله پیش دستانه سازمان یافته و آموزش دیده است و مفهوم دفاع هیچ جایگاهی در میان نیروهای آن ندارد –  جز در مقاطع کوتاه ، سریع و گذرا – و جنگ تنها در زمین دشمن برای آنها تعریف شده است تا هیچ فرد صهیونیستی در آتش جنگ در فلسطین اشغالی نسوزد . جنگ ارتش اسرائیل تنها علیه یک جبهه در آن واحد است تا نیروهای اسرائیل متفرق و پراکنده نشوند و دشمن امکان غالب شدن و پیروزی بر آن را نداشته باشد .

ولی برنامه نظامی عربی در مصر و سوریه مبتنی بر بر هم زدن قواعد رویکرد صیهونیستی بود و حالت دفاعی را به اسرائیل تحمیل کرد . اینکه صهیونیست ها در سرزمینی که آن را اشغال کرده اند وارد جنگ شوند و همزمان با دو جبهه درگیر باشند، این امر منجر به پراکندگی و متفرق شدن عناصر ارتش عبری شده و از ساعات اولیه جنگ نتایج خیره کننده ای برای ارتش های عربی رقم خورد، ارتش عربی در این جنگ دستاوردهای تاریخی شگرفی رقم زد که در ابتدا باور آن دشوار می نمود. کافی است چگونگی عبور مصری ها از کانال سوئز و حرکت از خط بارلیف به سمت جبهه نبرد در سینا و چگونگی اشغال دیده بانی اسرائیل در جبل الشیخ و حرکت ارتش سوریه در خط آلون در جبل الشیخ و ورود به پل “بنات یعقوب” و آمادگی برای ورود به اراضی اشغالی ۱۹۴۸ را به یاد آوریم، مسئله ای که اسرائیل و وزیر دفاع وقتش را دچار یأس و ناامیدی کرد و سران آن را وادار کرد تا به به استفاده از بمب هسته ای که چند سال پیش با کمک غربی ها به ویژه فرانسه آن را ساخته بود، تهدید کند؛ بمبی که به گفته خود اسرائیلی ها برای لحظات بسیار خطرناک و مقابله با تهدید جدی علیه رژیم صهیونیستی ساخته شده است ، یعنی اینکه ارتش عربی سوریه در برهه ای از تاریخ اسرائیل را در این دام خطرناک گرفتار کرده است .

با وجود برنامه ریزی و تصمیم رهبران سیاسی و نظامی مصر و سوریه به حمله و عملکرد و دستاوردهای میدانی تشکیلات نظامی این دو کشور و نتایج خیره کننده ای که در سه روز اول جنگ محقق شد و با وجود تمام نکات مثبت، جبهه مصری با تصمیم یکجانبه مبنی بر توقف عملیات بدون هماهنگی با رهبران سوریه یک شکاف تاریخی در روند جنگ به وجود آورد ، تصمیمی که مسیری غیر از نتایج به دست آمده در پیش گرفت . در اینجا نرمش و توان کنار آمدن رهبران سوریه با واقعیت و عملیات میدانی این کشور و آثار و پیامدهای ناشی از آن بعد از این روز سرنوشت ساز ، پژوهشگر را به فکر وا می دارد، به گونه ای که می توان گفت چهل سالی که گذشت در حکم سلسله جنگ های پی در پی، همه جانبه و یکپارچه علیه سوریه بود .

در اینجا به سهولت می توانیم بگوییم که جنگ امروز علیه سوریه قسمتی از سلسله جنگ هایی است که ریشه آن به سال ۱۹۷۳ باز می گردد، اسرائیل هرگز فراموش نخواهد کرد که ارتش عربی سوریه در مقطعی از تاریخ آن را تهدید به سرنگونی و نابودی کرده است و این رژیم نمی تواند از عملکرد سوریه با رویکرد ملی گرایانه که مانع از عقب نشینی و چشم پوشی از حقوق ملت فلسطین و اراضی اشغالی در همسایگی اش می شود را نادیده بگیرد به همین خاطر می بینیم که اسرائیل بعد از شکست در جنگ فرسایشی که ارتش عربی سوریه بلافاصله بعد از توقف طرح جنگ اکتبر درگیر آن شد و این جنگ هفت ماه و اندی ادامه داشت و بعد از تلفات این رژیم در جنگ آزادی بخشی مردمی که مقاومت لبنان از سال ۱۹۸۲ وارد این جنگ شده است و حمایت های بی دریغ ارتش سوریه از مقاومت در همه زمینه ها، اسرائیل و توسل این رژیم به استراتژی قدرت نرم ، وارد قسمت چهارم جنگ علیه ارتش سوریه شده و این قسمت یک جنگ نیابتی است که در آن ده ها هزار نفر از تروریست های غیر سوری علیه آن بسیج شده اند  . گروه های وسیعی از عرب هایی که در نبرد حقانیت، کرامت و حریت عربی به دشمن گرویدند ، علیه سوریه صف کشیده اند در حالی که در اکتبر ۱۹۷۳ حامی و پیشتیبان ارتش سوریه بودند .

آری، تجاوز به سوریه و ارتش آن را امروز تنها از طریق ارتباط آن با جنگ اکتبر ۱۹۷۳ می توان درک کرد . در این جنگ اولین دستاوردهای نظامی عربی رقم خورد و راه را  برای مقاومت فعالانه و تاثیرگذار برای ثبت اولین پیروزی تمام عیار که در آزادی  بخش وسیعی از اراضی جنوب لبنان تجلی یافت، باز کرد. این ارتباط و دفاع ارتش سوریه در داخل خاک این کشور در چارچوب جنگ نیابتی اسرائیل و اربابان طرح صهیونیستی – آمریکایی همان مقاومت و دفاع در برابر دشمن واقعی امت اسلامی است، اینکه فردی با تکلم به زبان عربی و ظواهر اسلامی سلاح بر دوش کشیده و ادعای دمکراسی و آزادی خواهی را دارد هرگز نمی تواند حقایق را پشت پرده نگه دارد، همه این ظاهر سازی ها به جز تلاش برای فریب و نیرنگ و پنهان کردن عامل اصلی این تجاوز در قالب گروه های تروریستی کاربرد دیگری ندارد .

در مقابل شاهد آن هستیم که رهبران و ملت سوریه و به ویژه ارتش این کشور و تمام همپیمانان اصیل ، شریف ، وفادار و واقعی ، این واقعیت را به خوبی درک می کنند و نیک می دانند که دفاع از سوریه به منزله مقابله با ملت یا انقلاب سوریه نیست بلکه دفاع از حقوق حقه و حقوق ملی و دفاع از اسلام واقعی و حق آزادی و کرامت انسانی است، دفاع از ناسیونالیسم باقی مانده عربی تجلی یافته در ارتش سوریه و مقاومت علیه توطئه های غرب در منطقه است. این در حالی است که ارتش مصر و اردن در چهارچوب توافق سیاسی به اسرائیل گرویدند و ارتش عراق در نتیجه اشغالگری آمریکا فرو پاشید ، بنابراین این یک دفاع خیرخواهانه و نبرد حق علیه باطل و شر و نماینده آن یعنی اسرائیل و طرح های صهیونیستی – آمریکایی و غربی در منطقه و استعمارگران غارتگر است، دفاعی که با صبر، حوصله، مهارت و فداکاری های عظیم به نتیجه خواهد رسید .

همانطور که ارتش سوریه در سال ۱۹۷۳ رژیم صهیونیستی را با تهدید به سرنگونی روبرو و وحشت زده کرد امروز نیز متجاوزان را در زمینه تحقق اهداف مورد نظر خود دچار یأس و ناامیدی کرده است. به خاطر همین ناامیدی شاهد سراسیمگی ، انفعال و سرگردانی در صفوف متجاوزان هستیم . در میدان جنگ شاهد تفرقه و نزاع میان گروهک های ترویستی و در محافل سیاسی شاهد سردرگمی امیران جنگ هستیم . صفوف متجاوزان در آستانه سقوط و فروپاشی قرار گرفته است در حالی که صفوف مدافعان حقوق عربی و اسلامی و انسانی در سوریه در راستای تحقق پیروزی حتمی هر روز منسجم تر می شود و قسمت چهارم جنگ اکتبر نیز در شرف اتمام است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.