شهید مطهری و مبارزه با مکاتب الحادی

0 194

به اعتقاد شهید مطهری در کتاب “نهضت­هاى اسلامى درصد ساله اخیر”، اندیشه‏هاى بیگانه از دو طریق نفوذ مى‏کنند؛ یکى از طریق دشمنان و دیگری از سوی پیروان مکتب.[۱] ایشان ذکر می کند، هنگامى که یک نهضت اجتماعى اوج مى‏گیرد و جاذبه پیدا مى‏کند و مکتبهاى دیگر را تحت‏الشعاع قرار مى‏دهد، پیروان مکتبهاى دیگر براى رخنه کردن در آن مکتب و پوسانیدن آن از درون، اندیشه‏هاى بیگانه را که با روح آن مکتب مغایر است، وارد آن مکتب مى‏کنند و آن مکتب را به این ترتیب از اثر و خاصیت مى‏اندازند و یا کم‏اثر مى‏کنند. پس از گستردگى و جهان­گیرى اسلام، مخالفان اسلام مبارزه با اسلام را از طریق کوشش برای تحریف آن آغاز کردند. اندیشه‏هاى خود را با مارک تقلّبى اسلام صادر نمودند. اسرائیلیات، مجوسیات، مانویات با مارک اسلام وارد حدیث و تفسیر و افکار و اندیشه‏هاى مسلمانان گردید. خوشبختانه علماى اسلام متوجه این نکته شدند و تا حد زیادى موفق به آفت‏زدایى گشتند و هنوز هم ادامه دارد.[۲] گاهى پیروان خود مکتب به علت ناآشنایى درست با مکتب، مجذوب یک سلسله نظریات و اندیشه‏هاى بیگانه مى‏گردند و آگاهانه یا ناآگاهانه آن نظریات را رنگ مکتب مى‏دهند و عرضه مى‏نمایند. نمونه این جهت نیز در جریانات قرون اولیه اسلامی دیده مى‏شود که مثلًا مجذوب‏شدگان به فلسفه یونانى و آداب و رسوم ایرانى و تصوف هندى، نظریات و اندیشه‏هایى را به عنوان خدمت (نه به قصد خیانت) وارد اندیشه‏هاى اسلامى کردند. خوشبختانه این جهت نیز از چشم تیزبین علماى اسلامى دور نماند و یک جریان نقد اندیشه در این موضوعات نیز مى‏بینیم که سیر تحولات آن نظریات در جهت حذف نظریات بیگانه هدایت شده است. امروز که نهضت اسلامى ایران اوج گرفته و مکتب­ها و ایسم ها را تحت‏الشعاع قرار داده است، هر دو جریان را مشاهده مى‏کنیم. هم گروهى را مى‏بینیم که واقعاً وابسته به مکتبهاى دیگر بالخصوص مکتبهاى ماتریالیستى هستند و چون مى‏دانند با شعارها و مارکهاى ماتریالیستى کمتر مى‏توان جوان ایرانى را شکار کرد، اندیشه‏هاى بیگانه را با مارک اسلامى عرضه مى‏دارند. بدیهى است اسلامى که با محتواى ماتریالیستى در مغز یک جوان فرو رود و تنها پوسته اسلامى داشته باشد به سرعت دور انداخته مى‏شود. نفوذ و نشر اندیشه‏هاى بیگانه به نام اندیشه اسلامى و با مارک اسلامى اعمّ از آنکه از روى سوء نیت و یا عدم سوء نیت صورت گیرد، خطرى است که کیان اسلام را تهدید مى‏کند.[۳]

به اعتقاد مطهری، تبلیغ اندیشه های الحادی نظیر مارکسیسم‏‏ منجر به جریحه‏دار شدن شخصیّت انسانى و جریحه‏دار شدن عواطف اسلامى می شود[۴] و ایشان در کتاب نقدى بر مارکسیسم‏ اشاره می کند؛ «مسأله مهم‏تر همان مسأله گرایش به مارکسیسم است. چرا دنیا به مارکسیسم گرایش دارد به طورى که تقریبا در زمان حاضر نیمى از جهان مارکسیست هستند و در نیمه دیگر نیز گرایشهاى مارکسیستى زیاد است؟ البته نمى‏توان گفت که نیمى از جهان مارکسیست هستند، بلکه تعبیر صحیح‏تر این است که بگوییم نیمى از جهان تحت نفوذ مارکسیستها هستند. اما خود این که نیروى مارکسیسم توانسته است نیمى‏ از جهان را تحت نفوذ خود درآورد، هرچند که نتوانسته باشد ملل تحت نفوذ خویش را به مارکسیسم معتقد سازد، مسأله با اهمیتى است.»[۵] [البته شهید مطهری اشاره به فضای قبل از فروپاشی شوروی و سقوط مارکسیسم می کنند ولی همچنان خطر اندیشه های ماتریالیستی نظیر کاپیتالیسم و لیبرالیسم وجود دارد.]

در راستای مقابله با چنین تهدیدی، شهید مطهری شصت جلسه درس فلسفه تاریخ در سالهاى ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ تا چند ماه قبل از پیروزى انقلاب اسلامى در منزل خودشان با حضور تنى چند از شاگردان و علاقه‏مندان ایشان تشکیل دادند.[۶] در آن دوره مسائل فلسفه تاریخ در میان اهل فکر و دانشجویان و روشنفکران به شدت مطرح بود و عده‏اى نیز گرایش مارکسیستى پیدا کرده بودند و جامعه و تاریخ را به شکل ماتریالیستى و مارکسیستى تحلیل مى‏کردند. استاد مطهرى این درس را تشکیل دادند و در ابتدا برخى متون مارکسیستى مورد تجزیه و تحلیل قرار مى‏گرفت و در هر جلسه یکى از حضار مبحثى را به صورت کنفرانس عرضه مى‏کرد و استاد اظهار نظر نموده و مطالب لازم را بیان مى‏فرمودند و پس از آن، فلسفه تاریخ در قرآن مورد تحقیق واقع شد.[۷] به این دلیل که مطهری خطر اندیشه های مارکسیستی را برای جامعه بشری خطرناک می دانست، در کنار مطالعات مختلف دینی خود، «مارکسیست خوانی پیوسته»[۸] را در دستور کار خود قرا داده بود. به عبارتی دیگر، ایشان همواره در سیره عملی خود مترصد ممانعت و جلوگیری از افکار انحرافی در میان مردم بودند.[۹]

[۱]. مرتضی مطهری، نهضتهاى اسلامى درصد ساله اخیر، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۳، صص۹۳-۹۱٫

[۲]. مجموعه آثار، مجموعه آثار شهید مطهری، جلد‏۲۴، صص۸۷-۸۵٫

[۳]. مرتضی مطهری، نهضتهاى اسلامى درصد ساله اخیر، پیشین، صص۹۳-۹۱٫

[۴]. مرتضی مطهری، یادداشت های شهید مطهری، جلد۱۰، ص۲۵٫

[۵]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار شهید مطهری، جلد‏۱۳، صص۴۹۸-۴۹۷٫

[۶]. نک: مرتضی مطهری، فلسفه تاریخ، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۵٫

[۷]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار شهید مطهری، جلد‏۱۵، ص۲۸٫

[۸]. یعقوب توکلی، شوق استاد: درنگی در زندگی و اندیشه استاد مطهری، تهران، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۳، صص۳۲-۳۰٫

[۹]. غلامحسین گیاهی، ناگفته‌هایی از زندگی استاد مطهری: خاطرات جمعی از بستگان استاد و مردم فریمان، مشهد، انتشارات همیاران جوان،۱۳۸۶، ص۸۰٫

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.