ضرورت آموزش سیاسی برای عناصر عملکردی صدا و سیما

0 3

نوشته:دکتر محمد حسن زورق

بگزارش تابناک معاون سیما که برای روز خبرنگار در جمع اهالی رسانه حاضر شده بود، با این پرسش مواجه شد که نظرش درباره  خبر مهاجرت مزدک میرزایی چیست؟ پاسخ به این سوال نخستین واکنش یک مقام رسمی صداوسیما به این جدایی بود.

مرتضی میرباقری ۱۰ روز بعد از اعلام خبر مهاجرت مزدک میرزایی با هدف همکاری با یک شبکه ماهواره‌ای فارسی زبان با ابراز تاسف از رفتن او، این اتفاق را یک اشتباه استراتژیک می‌داند و می‌گوید: واقعا رفتن ایشان به دلیل نبودن کار اساسی در حوزه ورزش و این قبیل مسائل نمی‌تواند باشد.

معاون سیما در پاسخ به این پرسش که موضع صداوسیما در قبال رفتن گزارشگران و مجریان این رسانه با اشاره به ماجرای مهاجرت مزدک میرزایی، چه می تواند باشد؟ گفت: کاری که آقای مزدک میرزایی انجام داد، نه اتفاقی عام است و نه حرفه‌ای.

معاون سیما با ابراز تاسف از رفتن مزدک میرزایی گفت: واقعا رفتن ایشان به دلیل نبودن کار اساسی در حوزه ورزش و این قبیل مسائل نمی‌تواند باشد. این یک اشتباه استراتژیک است که آقای میرزایی مرتکب شده است. به هیچ وجه، هر جوری که نگاه کنید، به صلاح نبود که ایشان چنین تصمیمی بگیرد، آن هم در یک شبکه‌ای که عنادش با مردم ایران روشن است؛ یعنی کسی بخواهد تفکر وهابیت و عربستان سعودی را در یک چنین موقعیتی ترویج کند. این از فهم کم سیاسی ایشان است؛ چراکه مزدک میرزایی آدم سیاسی نبود.»

میرباقری گفت: ما علاقه‌مند به این هستیم که مزدک میرزایی واقعا به کارش برگردد و سر کارش قرار بگیرد. شرایط کاری هم برای ایشان کاملا فراهم است.

وی با رد آنچه مبنی بر خروج برخی مستند‌ها از آرشیو صداوسیما توسط مزدک میرزایی عنوان می‌شود، توضیح داد: ایشان قرار بوده است برنامه‌ای برای ما بسازد. اگر واحد آرشیو صدا و سیما را هزار در نظر بگیریم، ایشان یک هزارم درصد هم نبردند.

بنظر میرسد معاون سیما به نکته درستی اشاره نموده و آن فهم کم سیاسی یک از عناصر عملکردی صداوسیماست که به یک شبکه خارجی رفته است.

ولی درباره این مسئله نباید بصورت موردی اندیشید. پرسشی که وجود دارد این است که آیا صداوسیما برای غنای فکری عناصر عملکردی خود برنامه ای دارد؟

منظور از عناصر عملکردی، عناصری هستند که مأموریت سیستم صدا وسیما را انجام می دهند مانند گزارشگران، دبیران خبر، تهیه کنندگان، کارگردانان، مجریان و هنر پیشگان. بقیه عناصر سیستم، عناصر ساختی هستند که از عناصر عملکردی حمایت می کنند.

اگر سیستم، عناصر عملکردی خود را بخوبی آموزش دهد می تواند مأموریت خود را به شایستگی انجام دهد ولی اگر چنانچه در آموزش عناصر عملکردی تعلل ورزد و از طرف دیگر احیاناً با فقر کنترل و بحران نظارت نیز روبرو باشد تحقق اهداف سیستم تقریباً غیر ممکن می شود.

عناصر عملکردی صدا و سیماباید به پنج آگاهی مجهز شوند تا بتوانند مأموریت خود را بدرستی انجام دهند. نخستین آگاهی، آگاهی تاریخی است. عناصر عملکردی صدا و سیما باید به هوشیاری تاریخی رسیده باشند تا بتوانند در این مقطع از تاریخ به وظایف حساس خود عمل کنند. هوشیاری تاریخی بمعنی درک روابط علّت و معلولی حوادث تاریخی است بگونه ای که دلیل وجود شرایط کنونی در سه دایره ملّی، منطقه ای و جهانی کاملاً روشن باشد بگونه ای که بدانیم که هستیم؟ کجا هستیم؟ چرا هستیم؟ و چه باید بکنیم؟

دوّمین آگاهی، آگاهی سیاسی است. سیاست علم تدبیر قدرت است. قدرت نتیجه همگرائی آحاد حقیقی و حقوقی جامعه است. واگرائی در سیاست بمعنی ضعف و همگرائی به معنی قدرت است. از آنجاکه تمام برنامه های صداوسیما در همگرائی و واگرائی اجتماعی تأثیرات مثبت و یا منفی می توانند برجای بگذارند بنابراین همه عناصر عملکردی صدا وسیما باید از درجه ای از هوشیاری سیاسی بهره مند باشند. فقر هوشیاری سیاسی سبب می شود تا یک عنصر عملکردی در یک فضای گلخانه ای تصمیماتی بگیرد که منجر به تضعیف قدرت ملّی کشور شود. بعنوان مثال تجزیه فرهنگی کشور را عملاً در دستور کار خود قرار دهد و یا در تخریب نظام ارزشهای اجتماعی بکوشد.

سومّین آگاهی مورد نیاز برای عناصر عملکردی صدا وسیما، آگاهی ارتباطی و هوشیاری ارتباطی است. هوشیاری ارتباطی به معنی درک درست قواعد و روشهائی است که در مدیریت افکار عمومی کاربرد دارند. یک عنصر عملکردی صداوسیما باید معنای دقیق و فنی القاءِ، اغوا، افشاءِ ، ارشاد، شبه استدلال و تبلیغات شرطی و… را بشناسد تا خود فریب رسانه های غربی که کاملاً در بکارگیری این روشهای کارآمد هستند را نخورد و بتواند بوظایف خود عمل کند. اکتفا به آموزش های ترجمه ای که معمولاً خالی از طرح دقیق مسائل علمی در حوزه ارتباطات هستند و گاه جنبه اغوائی به خودمی گیرند نمی تواند به ایجاد هوشیاری ارتباطی در عناصر عملکردی رسانه ها کمک کند. آنچه در برنامه های آموزش رسمی می بینیم غالباًٌ آموزش های ترجمه ای است.

چهارمیّن آگاهی از اصول مدیریت در تولید پیام است. مفاهیمی از قبیل سیستم، صف، ستاد، استراتژی، تصمیم گیری، برنامه ریزی، بودجه بندی، کنترل و نظارت بصورت علمی باید به عناصر عملکردی رسانه ها آموزش داده شود تا بهره وری افزایش یابد و از فرسایش سیستم کاسته شود. بعنوان مثال مفهوم علمی تصمیم گیری کشف تصمیم درست در یک فرآیند علمی است نه انتخاب تصمیم دلخواه بوسیله کارشناسان و تصویب آن بوسیله مدیران مربوط.

بالاخره پنجمین آگاهی مورد نیاز در رسانه ها، آگاهی استراتژیک است. استراتژی به معنی در نظر گرفتن یک آینده ممکن و مطلوب و برنامه ریزی از آینده به حال است بگونه ای که در طول یک حرکت دراز مدّت آینده مطلوب تحقق عینی پیدا کند. در رسانه ملّی آینده ممکن و مطلوب پی ریزی تمدن نوین اسلامی است و در این باره باید عناصر عملکردی صدا و سیما آموزش های لازم را ببینند.

در صورت وجود این پنج آگاهی در عناصر عملکردی خود، صدا و سیما بطور فعال و پویا می تواند بوظایف خود عمل کند وگرنه عناصر عملکردی آن چه بروند و چه بمانند نمی توانند عملکردی در شأن انقلاب اسلامی داشته باشند. در ارائه این آموزش ها نباید خسّت بخرج داد و تصور کرد داشتن چند کارشناس که هر یک نصفه و نیمه به یکی از این آگاهی ها مجهز باشند کافی است. اگر از من بپرسید می گویم تمام عناصر عملکردی صدا و سیما از رأس تا ذیل باید به این پنج آگاهی مجهز باشند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.