ظرف جغرافیائی تمدن اسلامی در پانزده سال آینده

0 439

زورق: بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع این جلسه پیش بینی وضعیت خاورمیانه و شمال آفریقا در ده سال آینده است این بحث را در دو دور انجام می دهیم در دور اول هر فرد نظرش را ،[ نظری را که قبل از جلسه داشته] در مورد وضعیت خاورمیانه وشمال آفریقا [که ظرف جغرافیائی تمدن اسلامی است] در ده سال آینده را مطرح می­کند و دور دوم نظری را که در جلسه بدست آوردیم را بیان می­کنیم .

*بشیر: جهان به سمت چند قطبی شدن پیش می رود.
*والراشتاین: چین آینده جهان است و آمریکا از بین رفتنی است.
*در آینده محور مقاومت اسلامی قدرت بیشتری خواهد داشت.
*دولت عربستان سعودی سعی می کند سکولاریسم و مدرنیته را بر عربستان حاکم کند تا جلوی بیداری اسلامی در عربستان را بگیرد.
*حمایت از چهره های تجدید نظر طلب و غربگرا در دستور کار غرب قرار دارد.
*کوشش امپریالیزم بر پایه ایجاد نوعی مدرنیته اسلامی است که سررشته آن در دست غرب باشد.
*غرب وحدت و انسجام اجتماعی جمهوری اسلامی ایران را هدف گرفته است.
*ما مسلمانان دنبال وحدت اسلامی، بازآفرینی واقعیّت ملّت اسلام و آزادی و استقلال ملل مسلمان هستیم.
*دموکراسی زیربنای امامت و امامت اوج هوشیاری و بلوغ دموکراسی است.
*امروز جهان عرب در یک بحران هوّیت بسر می برد.
*دنیای عرب نیازمند بیداری اسلامی است و برای رسیدن به آن محتاج روشنگری های بیشتر است.
*دولتمردان سرسپرده عرب به سوی اسرائیل می روند و ملّت های دل سپرده به اسلام سید حسن نصرالله و سید عبدالملک حوثی را با ستایش و حسرت می نگرند.
*اروپا کم کم با این واقعیت روبرو می شود که تمام منافعش با آمریکا یکی نیست.
*ترامپیسم چهره آشکار امپریالیسم آمریکاست.
*بازسازی کشورهائی که ائتلاف عِبری – عربی – غربی آن را ویران کرده است، مسئله مهمّی است.
*نقشه آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی برای منطقه بسیار خونین و وحشت زاست.
*هدف آمریکا زمین گیر کردن نیروهای مترّقی بوسیله گروههای تروریستی است.
*استراتژی عربستان سعودی به طرح راستگرایان اسرائیلی گره خورده است.
*شیخ الاسلام: حرکت بیداری اسلامی پیش خواهد رفت و در نتیجه نقش ملّت ها در تحولات سیاسی زیادتر خواهد شد.
*رویوران: بردباری در مقابل تحریم ها موجب رونق تولید ملّی، افزایش اشتغال و کاهش وابستگی به دلار خواهد شد.
*اشتباه بزرگ ترامپ خود شیفتگی و خود بزرگ بینی اوست.
*در آینده تأثیرگذاری آمریکا بر نظام بین المللی کاهش خواهد یافت.
*خروج آمریکا از برجام و تحریم ایران یک شمشیر دولبه است که یک لبه آن در قلب حیثیّت بین المللی آمریکا فرو رفته است.
*غرب گرفتار یک عقده روانی علیه اسلام است.
*عربستان سعودی دیروز بنام وهابیّت چماق تکفیر را بر سر ملّت ها فرود می آورد و امروز پرچمدار اسلام معتدل شده است.
*عربستان سعودی هم پایگذار تروریسم است و هم پرچمدار سکولاریسم.
*انقلاب اسلامی در منطقه بعنوان یک عامل تأثیرگذار و برهم زننده سناریوهای استعماری حضور یافته است.
*دکتر ایزدی تاریخ بعد از جنگ جهانی دوّم را می توان به سه بازه تقسیم کرد: اول از جنگ جهانی دوّم تا پیروزی انقلاب اسلامی در ایران دوّم از انقلاب اسلامی در ایران تا فروپاشی نظام جهانی دو قطبی و سوّم از فروپاشی نظام جهانی دو قطبی تا امروز.
*دکتر ایزدی: امروز ایران در قوی ترین نقطه تاریخ خود قرار گرفته است.
*حضور ایران در منطقه به معنی ضعف آمریکاست.
*اسرائیل مشگلات جمعیّتی دارد و بنابر برخی از پیش بینی ها در آینده از میان خواهد رفت.
*گروههای غربگرا به منزله پاشنه آشیل هستند و موجب تضعیف قدرت ملّی می شوند.

فرهنگ اسلامی ظرف جغرافیائی تمدن اسلامی در پانزده سال آینده

بشیر: حقیقت این هست که من خیلی روی بحثی که مطرح شد فکر کردم ، روی این مسئله فکر کردم که اصلاً آیا ما می­توانیم آینده نگر دقیق باشیم با شرایط موجود ؟ آینده­ نگری علمی است که همیشه بر اساس یک سری اطلاعات بسیار دقیق استوار است ، مثلاً شما بگوئید بر اساس این واقعیت ها که وجود دارد من می­توانم بگویم چه نتایجی درچند سال دیگر بدست خواهد آمد شاید  نمی­شود با دقت گفت کی ،آیا ۱۰ سال بعد یا ۱۵سال بعد یا ۲۰ سال بعد ولی می توان گفت در آینده­ ی نزدیک ، چنین خواهد بود . شرایط فعلی جهانی یک شرایط در حال گذر است ، بنابراین قابل ارزیابی دقیق نیست، چرا ؟ چند دلیل قابل طرح است یکم: جهان دارد به سمت چند قطبی شدن پیش می­رود یعنی بحث آمریکا کاملاً دارد کم رنگ می­شود . مدتی پیش یکی از صاحبنظران روابط بین الملل به ایران آمده بوده. آقای والر اشتاین[Waller stein]  من با او چند دقیقه ای گفتگو داشتیم اصل حرفش این بود که قطب­ بندی جدید در جهان صورت می گیرد، او آینده­ ی جدیدی برای جهان ترسیم می­کرد، او ظهور چین را بعنوان یک قدرت جدید جهانی مطرح می کرد و من می خواهم جمهوری اسلامی ایران را بعنوان یک قدرت نوظهور مطرح کنم که معادلات جدید قدرت را رقم خواهد زد.

او می­­­­گفت چین آینده­ ی جهان است و آمریکا از بین رفتنی است هژمونی آمریکا در حال از بین رفتن است . من گفتم شما که خودت از آمریکا آمده ­ای و می­گوئی آمریکا در حال سقوط است ، باید آثار سقوط آمریکا را بگوئی ، آیا آمریکا سقوط می­کند ؟ آیا این روند اجتناب ناپذیر است؟ گفت ببین کار از دست همه در رفته است سقوط آمریکا معلوم نیست چقدر طول می­کشد معلوم نیست ولی معلوم است که آمریکا در حال سقوط است.

کاظم­ زاده : والر اشتاین امپریالیسم آمریکا را محصول یک روند سیصد ساله می­داند بنظر او قدرت و هژمونی آمریکا با نظام سرمایه­ داری گره خورده و آن را محصول یک فرآیند سیصد­ساله می­داند و بر همین اساس هم فروپاشی­­آن را طولانی مدّت مثلا طی یک دوره صد ساله پیش­بینی می­کند. اگر آغاز پایان عصر آمریکا را از زمان جنگ ویتنام بداینم بر اساس نظر او چند دهه دیگر آمریکا تنها ابر قدرت بلامنازع جهان نخواهد بود.

بشیر : بنابراین جهان به سمت چند قطبی شدن پیش می رود . قطب شرقی نظام جهانی دو قطبی، یعنی روسیه به قدرت قبلی خود [اتحاد جماهیر شوروی] نمی­رسد اما به عنوان یک قدرت بسیار جدی تأثیر گذار است ، چین تأثیر گذار است و ایران نیز در منطقه تأثیر گذار خواهد بود.

این یک بحث .بحث دوم این است که اتحادیه­ های جدید منطقه ­ای دارد به شکل جدی ظهور پیدا می­کند  و قدرتمند می­شوند . در آینده قدرت­ این اتحادیه ­ها ، بیشتر خواهد بود بعنوان مثال بریکس و یا محور مقاومت اسلامی. اینها نه فقط قدرت­های اقتصادی هستند مانند بریکس بلکه قدرت­های سیاسی هم هستند مثل محورمقاومت اسلامی و کشورهائی را هم به دنبال دارند . خود اکو، به عنوان مثال، یک قدرت باالقوه اقتصادی است و در حالت فعال اکو می­تواند خیلی قدرتمند باشد. بنابراین در آینده بحث اتحادیه ها و تشکّل­ ها به طور جدّی در زمینه های سیاسی و اقتصادی تأثیر گذار خواهند بود.

دو گونه انسان بهتر می توانند در این زمینه نظر بدهند. آنها با مفهوم استراتژی آشنائی بیشتری دارند: نظامیان و سیاستمداران. نکته دیگری که باید بر آن پافشاری کنم مسئله بیداری اسلامی و تحوّل در اندیشه جهان اسلام و جهان عرب است.

ما یک جریان فکری جدید در جهان عرب داریم که کاملاً با وهابیت مخالف است و از طرفی در داخل عربستان سعودی هم جریان ضدوهابیت دارد شکل می­گیرد و دولت سعودی می کوشد سکولاریسم و مدرنیته را بر عربستان حاکم کند تا جلوی بیداری اسلامی در عربستان بگیرد. تحولات فکری در مصر نیز یک امر اجتناب ناپذیر خواهد بود این تحولات جهان اسلام را می­تواند تغییر دهد ، منتها غربی ­ها نخواهند گذاشت این تحولات به آسانی صورت بگیرند. حمایت از چهره های تجدید نظر طلب و غربگرا در دستور کار غرب قرار دارد.

بحث بعدی این است که امپریالیسم می کوشد تایک قطب منطق ه­ای در مقابل جمهوری اسلامی ایران با محور ترکیه و یا عربستان سعودی بوجود آورد. کوشش امپریالیسم بر پایه ایجاد نوعی مدرنیته  اسلامی است که سر رشته آن در دست غرب باشد. مدرنیته اسلامی چیزی شبیه به مارکسیسم اسلامی است یعنی بنیاد آن سکولار و نماد آن اسلام است کما اینکه مارکسیسم اسلامی نیز نهاد سکولار و نماد اسلامی داشته است. مدرنیته اسلامی رو در روی انقلاب اسلامی قرار می گیرد. ترکیه و عربستان دو رژیمی هستند که ممکن است این نقش را ایفا کنند روشنفکران التقاطی مورد توجه غرب قرار خواهند داشت. مبارزه اصلی غرب در جهت جلوگیری از یک دولت اصیل اسلامی است و یکسری تحولات که در عربستان­ سعودی دارد صورت می­گیرد، در همین جهت قابل بررسی و ارزیابی است..قاطر قدرت سعودی لب درّه بحران اجتماعی با سرعت به سوی سکولاریسم دارد می جهد. از طرف دیگر غرب وحدت و انسجام اجتماعی ما را هدف گرفته است. و از هر فرصتی برای ایجاد اختلافات سیاسی، جناحی، قومی، مذهبی و… استفاده می کند. چین یک قدرت جدید و جدّی در عرصه بین المللی است. چین در آفریقا حضور فعال دارد ولی آفریقائی ها از این حضور نگران نیستند چون حضور چین در آفریقا مانند حضور غرب استعمارگرانه نیست. حضور جمهوری اسلامی ایران در آفریقا نیز با شادی ملّت های آفریقا همراه میشود و نام انقلاب اسلامی در آفریقا در قلوب مردم آفریقا شوق و شعف بوجود می آورد. ما باید دقیقاً برای مردم در خاورمیانه و شمال آفریقا مشخص کنیم که دنبال چه چیزی هستیم. ما دنبال وحدت اسلامی، بازآفرینی واقعیت ملّت اسلام و آزادی و استقلال ملل مسلمان هستیم. ما دموکراسی و اسلام را برای همه مسلمانان جهان می خواهیم. دموکراسی زیر بنای امامت و امامت اوج هوشیاری و بلوغ دموکراسی است.

بحث بعد بحث فرهنگی است ما باید بگونه ای رفتار کنیم که جهان عرب شیفته انقلاب اسلامی ایران شود. انتخاب واژگان و چهارچوب ها و طرح نظام ارزشهای اجتماعی مورد تایید اسلام بگونه ای باید صورت بپذیرد که موجب نفوذ انقلاب در قلوب مردم منطقه گردد در غیر این صورت انقلاب اسلامی نمی تواند به پیروزی نهائی برسد. جهان عرب طرفدار آمریکا نیست و از غرب سرخورده شده است. گروههای تکفیری جز نفرت چیزی بوجود نیاورده اند. امروز جهان عرب در یک بحران هویت به سر میبرد. اعراب در جستجوی هویت اسلامی اصیل خود هستند که از آنها دریغ داشته شده است.آزادی جهان عرب از انقیاد غرب به معنی آزادی جهان اسلام است و آزادی جهان اسلام از انقیاد و بردگی غرب به معنی آزادی جهانیان است. دنیای عرب نیازمند بیداری اسلامی است وبرای رسیدن به آن محتاج روشنگری های بیشتر است. دولت های سر سپرده عرب به سوی اسرائیل می روند و ملّت های دل سپرده به اسلام سید حسن نصرالله و سید عبدالملک حوثی را با ستایش و حسرت می نگرند. بیداری اسلامی در جهان عرب هنوز می تواند زمینه های مساعدی را پیدا کند. چین و روسیه در آینده به توسعه نفوذ اقتصادی و سیاسی خود ادامه خواهند داد. این دو کشور بدنبال قطب بندی های نوین سیاسی و اقتصادی خواهند بود. روسیه به همکاری های خود با چین و جمهوری اسلامی ایران ادامه خواهد داد و بدینوسیله می کوشد در قارّه آسیا قدرت تعیین کننده ای داشته باشدو از این طریق در جهان اسلام ظرفیّت های جدیدی جستجو کند.

مسئله­ی بعدی بحث آب است . بحران آب در آینده یک بحران جدیست که موجب بسیاری از چالش­ها و بحران هاو درگیری­ ها در آینده می­شود . مطلع هستید که ایران و سوریه و عراق می­خواهند در رابطه با دجله و فرات با ترکیه مذاکره کنند. این یک بحث جدّی است . بحث دریای خزر از آن طرف دیگر مطرح است . بحث هیرمند و مشکلات آن مطرح است. آب یک مسئله جدّی در آسیای غربی و شمال آفریقاست.

در آینده احساس نمی­شود که تقسیم بندی­ های جزئی­تری در کشور­ها ایجاد شود. و اگر هم بشود برخلاف مصالح ملّت اسلام و مردم خواهد بود. تجزیه جنوب سودان مشکلات مردم جنوب سودان را افزایش داد یعنی کشورها با این همه مشکلات که دارند با تجزیه، مشکلات خود را افزایش می دهند. و نهایتاً ایجاد کشور­های کوچکتر مشکلات بیشتر برای منطقه و جهان ایجاد می­کند . بعنوان مثال عراق با این وضعیّت که دارد اگر کردها و بارزانی بخواهند استقلال پیدا کنند از بین می­روند و این به ضرر کردهاست هر چند ممکن است مطابق منافع اسرائیل باشد. آمریکائی ها دنبال میکروسکوپی کردن کشورهای اسلامی هستند چون از بیداری اسلامی و پیدایش یک قطب جدید قدرت در جهان نگران و حتی وحشت دارند. ولی مردم کشورهای اسلامی خواهان تجزیه کشورهای اسلامی و نابودی آنها نیستند بلکه خواهان وحدت اسلامی هستند.

بنابراین در بحث­های فرهنگی مسائلی را خواهیم داشت. گفتمان انقلاب اسلامی مورد حمله قرار گرفته است و باید از این گفتمان دفاع و آن را به یک گفتمان مسلّط و پویا مبدّل ساخت و در مقابل آفند دشمن پدافند داشت. دانشگاهیان ما هم ادبیات و گفتمان جدید تولید نمی ­کنند . گفتمان­هایی هم که تولید می­شود بیشتر ناظر بر انگاره های غربی است تا حقایق علمی. بنابراین ما داریم از کاروان زمان عقب می­مانیم و مورد تهاجم فرهنگی و از آن بالاتر مورد شبیخون فرهنگی دشمنان اسلام و آزادی قرار گرفته ایم. جریان­ های کمونیستی از بین رفته اما جریان ­های اسلام آمریکائی ، مثل داعش و اندیشه های التقاطی مطرح است. داعش در رأس آمریکایی است اما در بدنه آن انسان های اغفال شده هستند. گروه هائی نظیر اینها هستند و احتمالاً نفوذ خواهند داشت و دست های دسیسه گر احتمالاً جریان­های جدید را ایجاد خواهند کرد. دیدگاه افراطی داعش که به دروغ مدعی است که می خواهد حاکمیت اسلامی ایجاد بکند خنجری است که از پشت به سینه اسلام و مسلمانان جهان فرو رفته است. چگونه باید با این تفکّر روبرو شد؟ مقابله با این تفکر خیلی بحث مهمی است. در آینده­ی نزدیک یا احتمالاً دور آرمان جدّی جهان اسلام، حکومت اسلامی خواهد بود و گروه­های مختلف سیاسی و فرهنگی و حتی در شرایطی نظامی در آینده ظهور پیدا خواهند کرد . ما چقدر می­توانیم با این تحولات ارتباط برقرار کنیم تا چه اندازه می توانیم گفتمان­ سازی کنیم؟ چه مقدار می توانیم اندیشه ها را تغذیه کنیم؟ پس یک عرصه از  آینده نگری های فرهنگی در این زمینه است. که فقدان آنها یک ضعف جدّی بحساب می آید و اگر چاره جوئی نشود آسیب زاست. بنابراین باید خیلی سریع به این ضعف رسیدگی بکنیم و ایجاد گفتمان بکنیم . بحث بعدی ما این است که این گفتمان باید یک گفتمان جدید ناظر بر مسائل ما باشد. مسئله­ی دیگر اینکه مشکل سیاست و اقتصاد هم در ایران و هم در منطقه باید حل شود. منظورم از سیاست شعارهای اصلی سیاسی نظیر: استقلال و آزادی است سیاست های اقتصادی باید متناسب با این شعار ها تعیین شود نه اینکه این شعارها فدای سیاست های اقتصادی گردد. نظیر چنین تعارضی را هر کشوری که بخواهد به آزادی و استقلال برسد خواهد داشت. به عبارت دیگر این مسئله ایست که کشور های منطقه نیز بتدریج با آن روبرو خواهند شد. بنابراین لزوماً بخشی از آن آینده نگری ما میتواند در ارتباط کل منطقه باشد و بخشی از آن در ارتباط با ایران و موضع گیری­اش نسبت به قطب­بندی­های جهان جدید که دارد ظهور پیدا می­کند. قطعاً بخشی از این قطب بندی ها در مقابل آمریکا است .اروپا نیز اندک اندک با این واقعیت روبرو می شود که تمام منافعش با آمریکا یکی نیست و نباید همه تخم مرغ هایش را در سبد آمریکا بگذارد. اما خود اتحادیه ­ی اروپا هم در حال فروپاشی است . پس ضرورت ایجاد اتحادیه ­های جدید منطقه ­ای جدید در آینده احساس خواهد شد شاید اوج انحطاط امپراطوری آمریکا پیدایش پدیده ای بنام ترامپ است. ترامپیسم چهره آشکار امپریالیسم آمریکاست. یعنی این آخرین تلاش آمریکاست که این فرد دارد انجام می­دهد .

کاظم زاده:

من هم معتقدم الان منطقه در یک حالت بحرانی به سر می­برد و هنوز وضعیت تثبیت شده ای پیدا نکرده است، تا بر اساس آن بتوانیم آینده را دقیقاً پیش­بینی کنیم . اما می­شود سناریو ها و احتمال­های ممکن را بر اساس روند­های فعلی ترسیم کرد . در منطقه دو جریان برای ترسیم آینده­ی منطقه و تثبیت هژمونی خود رقابت می­کنند . در یک طرف جریانی شکل گرفته که به محور مقاومت موسوم است که البته روسیه هم می کوشد خود را با آن منطبق کند طرف دیگر افراط گرایان بمعنی وسیع کلمه هستند افراط گرایان آمریکا [نوعی محافظه کاران] افراط گرایان صهیونیست و افراط گرایان سعودی [باند ملک سلمان و پسرش و…] و شاید بتوان گفت در بخشی از معادلات، اروپا هم در کنار جبهه ­بندی افراطی قرار می­گیرد . محور مقاومت اسلامی به طور نسبی از نظر نظامی در موقعیت برتر است در بخشی از مناطق نظیر سوریه ، عراق و یمن ولی چون جریان مقابل که من اسمش را گذاشتم جریان تجدید نظر طلبان افراطی که در چند کشور مستقر هستند و با هم ائتلاف کردند . یکی در امریکا که همان نو محافظه ­کاران حاکم بر آمریکا هستند و دیگری در تل آویو که راستگرایان صهیونیستی هستند و سومی در ریاض که کودتاگران حاکم بر عربستان سعودی هستند و تا حدودی هم امارات . بنابراین آینده­ی منطقه به پیروزی یکی از این دو جریان بر دیگری بستگی خواهد داشت . تا جایی که می­شود تصور کرد محور مقاومت از نظر نظامی و در وضعیت فعلی در یک شرایط نسبتاً خوبی قرار دارد اما برای تثبیت موقعیت و پیروزی خود نیازمند خروج از وضعیّت نظامی و ورود به عرصه ­های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است. مسئله بازسازی کشورهائی که ائتلاف عبری – عربی- غربی آن را ویران کرده است نیز بسیار مهم است کشورهائی نظیر سوریه و یمن بدلیل ایستادگی در مقابل امپریالیزم آمریکا و ارتجاع عرب ویران شده اند. آینده دردست محور مقاومت شکل می گیرد و این محور برای بازسازی منطقه باید آمادگی پیدا کند تا بتواند منطقه را از نو بسازد . باید دید کدام یک از این دو طرف برنامه ­ی همه جانبه دارد. محور مقاومت برای حفظ استقلال و بازسازی منطقه و محور شرارت که مرکب از اسرائیل و آمریکا وآل سعود است برای سرکوب و تخریب کوشش می کند. دردست محور مقاومت متأسفانه ما برنامه­ای نمی­ بینیم . اما طرف مقابل هر چند خودش را ، از یک نظر بازنده احساس کند که همان ائتلاف مهاجم که من اسمش را گذاشتم راستگرایان اسرائیلی – آمریکائی – سعودی برای تخریب و کشتار و ویرانی برنامه های جدید دارند. امارات هم یکی دیگر از تابلو های آنهاست، اینها نقشه­ی جدیدشان برای آینده­ی منطقه را تا جایی که می­شود حس کرد در طرحی موسوم به معامله­ ی قرن تعریف کرده اند. هنوز اجزای این طرح به طور کامل افشا نشده اما بخشی از مؤلفه ­های آن  بیان شده است و با تحلیل رفتار این دو محور تا حدودی می­شود این فضا را ترسیم کرد که نقشه­ی آنها برای آینده­ی منطقه بسیار خونین، وحشت زا و بیرحمانه است. حمایت از تروریسم، جنگ روانی و جنگ اقتصادی خطوط اصلی نقشه آنهاست. آنها می کوشند که اولاً موقعیت طرف مقابل را یا از طریق جنگ و یا از طریق بدیل­های جنگ که یکی از آن فشار اقتصادی و تحریم هست زمین گیر کنند . شبیه به تهدیدی که بولتون در مورد روسیه کرد و گفت روسیه در سوریه زمینگیر شده است. این تهدید نشان می­دهد که هدف آنها زمین گیر کردن نیروهای انقلابی و مترقی که از حقوق ملّت ها دفاع می کنند بوسیله حرکت های تروریستی است. حادثه اهواز نیز این سیاست آمریکا را آشکار تر کرده است. و حشت اصلی آمریکا و اسرائیل و ارتجاع عرب از انقلاب اسلامی ایران است که پیام آور دموکراسی و آزادی برای کل منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا ست. تمام وحشت آمریکا از این است که موج دوم بیداری اسلامی آمریکا را از خاورمیانه و شمال آفریقا جارو کند و به دریای عرب بریزد. پیش­بینی هایی که در قالب تحریم­ ها شده نشان دهنده همین هست که تا جایی که می­توانند ایران را تحت فشار قرار دهند و حالا که نمی توانند با حمله نظامی ایران را از پای در آورند از درون و با جنگ روانی و تحریم های اقتصادی تغیراتی به نفع خود بوجود آورند. بنابراین من فکر می­کنم که ائتلاف چهارگانه­ ی راستگرایان آمریکایی ، اسرائیلی ، سعودی و اماراتی دقیقاً بر اساس سیاست قدیم امپریالیستی عمل می­کند و از همه امکانات خود علیه آزادی و استقلال مردم خاورمیانه و شمال آفریقا استفاده می­کند، بنابر این برداشتی که من از رویکرد اعلامی امپریالیست ها، صهیونیست ها و ارتجاع عرب دارم چنین جمع بندی می کنم که محور شرارت یعنی آمریکا، اسرائیل و ارتجاع عرب در سه جبهه جنگ نظامی و جنگ روانی و جنگ اقتصادی وارد درگیری و مبارزه علیه ملّت ها در منطقه ما شده اند. آنها در جنگ روانی خود را در موضع دفاع و محور مقاومت را در موضع حمله نشان می دهند در حالیکه محور مقاومت در موضع دفاع و آنها در موضع حمله به سرزمین و خاک و منابع کشورهای منطقه هستند خودش صد درصد مهاجم است و حتی برای تغییر نقشه­­ی منطقه عمل می­کند. لیبی را متلاشی ساخته است و از خاک مصر می کاهد و به عربستان و اسرائیل می بخشد، سوریه را ویرانه ساخته است عراق را رسماً اشغال نظامی کرده است یمن را تخریب نموده است و تازه خودش را پرچمدار صلح و ثبات نیز معرفی می کند حیرت آور است! آمریکا هزینه همه تجاوزات خود به حقوق بشر در خاورمیانه را از جیب پر شیوخ عرب پرداخت می کند و آنها را گاو های شیردهی می داند که باید آنها را دوشید. بنابراین پول را آل سعود می دهند، زمین را مصر می دهد تا بیت المقدس پایتخت رژیم اشغالگر قدس شود و فلسطین یک سرزمین سوخته شود که از این به بعد قرار است زندان بزرگ فلسطینی ها باشد. عربستان تحت عنوان ۲۰۳۰ اعلام کرده که یک بخشی از استراتژی آنها فرهنگیست و بخشی هم استراتژی اقتصادیست این استراتژی کاملا با این طرحی که راستگرایان اسرائیلی و آمریکایی برای آینده­ی منطقه تدارک دیدند گره خورده است. بخشی از این هزینه ­ها از طریق عربستان و از طریق عرضه­ی سهام آرامکو به آمریکا و انگلیس تأمین می شود بدین ترتیب شرکتی که آن را دیروز با قیمت گزاف به عربستان فروختند امروز آن را برای تأمین منافع خود از عربستان باز پس می گیرند. در یک کلمه آینده­ی منطقه روشن نیست و بستگی به شرایطی دارد که پیش می آید.

شیخ الاسلام:

به نظر من حرکت بیداری اسلامی پیش خواهد رفت در نتیجه، نقش ملّت­ها در تحولات سیاسی زیادتر خواهد شد . اسلام خواهی زیادتر خواهد شد . ناچار می­شوند ابر قدرت­ها که خواست مردم را یا مردم سالاری را به گونه ­های مختلف بیشتر بپذیرند و از موضع ضد مردمی خود بتدریج عقب­نشینی کنند ولی آنها همچنان درمقابل حقوق مردم می ایستند ومخالف مردم سالاری اسلامی هستند و خواهند بود. حضور آمریکایی­ ها در منطقه روبه ضعیف شدن خواهد بود ، همچنین تنزل صهیونیست ها بدلیل نفرت مردم نسبت به آنها افزایش خواهد یافت . نقش سازمان­های غیر دولتی علی­ الخصوص نهضت های مقاومت اسلامی نظیر حزب الله لبنان در تعیین سرنوشت ملّت ها افزایش خواهد یافت . کارآمدی دولت­ها و حکومت­ها مسئله ­ی اصلی و چالش آنها خواهد بود . ارتباط بین مردم و مردم افزایش می­یابد . همین امر باعث می­شود که ضرورت اتحادیه­ های منطقه ­ای جدّی تر احساس شود بعنوان مثال بین ایران و عراق و سوریه و لبنان می تواند یک همگرائی شکل بگیرد کما اینکه امکان همگرائی های وسیع تر در آسیای غربی و شمال آفریقا بدلیل تاریخ و دین و فرهنگ و یپوند های قومی دور از تصوّر نخواهد بود. اسلام ناب محمدی همچنان محبوب دلها و مقبول عقل ها خواهد بود پرده های افراط گرائی که بوسیله غرب به جهان اسلام تحمیل شده است کنار خواهد رفت و اسلام سیمای دلربا و دل انگیز خود را به بشریت نشان خواهد داد. من تصوّر نمی کنم رژیم سعودی به آسانی ریشه کن شود ولی سعودی ها برای تقویت امکان بقای خود حربه وهابیت را بزمین خواهند گذاشت و این حادثه بنفع ملت های مسلمان خواهد بود. مردم عربستان سعودی به رشد فکری خود ادامه خواهند داد و معامله قرن بدلیل مخالفت ایران سرانجام نخواهد گرفت. معامله ­­ی قرن در دیدگاه استکبار یک «ساکس پیکو»ی جدید است. یک پیمان استعماری و ضد انسانی که بوسیله آن کشور های میکروسکوپی جدید بوجود آورند تا بدینوسیله  بتوانند مرز­های منطقه را از نو ترسیم کنند و بتوانند مسلمانان را پاره پاره و قطعه قطعه و تکّه تکّه کنند ولی بدلیل مقاومت ملّت ایران این طرح شکست خواهد خورد بنابراین حاکمیّت اکثریّت مطلق مردم عراق [شیعیان] بر کشور و سرنوشت خود بیشتر می شود. نقش روسیه در منطقه افزایش و توان نظامی آمریکا در منطقه کاهش می یابد قدرت نظامی و بازدارندگی محور مقاومت اسلامی در منطقه افزایش خواهد یافت.

رویوران:

پیش­بینی آیند­ه خیلی کار سختی است ، یک کار پژوهشی با سختی مضاعف است . ولی با شناخت نظام بین­ الملل ، بازیگران بین ­المللی ، بازیگران منطقه ای ، شرایط سیاسی و اقتصادی منطقه  می­شود تا حدودی تصویری از آینده را ترسیم کرد ، ولی من می­خواهم نکته دیگری بگویم، دکتر بشیر در مورد آمریکا صحبت کرد ، برخی تصمیم­های آمریکا در تحریم ایران را موثر می­بینند، آمریکا انتظار دارد که اگر با چماق تحریم به مردم ایران حمله کند می تواند آنها را وادار کند که از حقوق خود عقب نشینی کنند. تردیدی نیست ملّت ایران از حقوق خود عقب نشینی نمی کند و از حقوق بشر وآزادی ملّت های منطقه دفاع می کند. البته آمریکا و رژیم های قرون وسطائی و نژادپرست نظیر رژیم سعودی و رژیم صهیونیستی خواهان تسلیم ملّت ایران در مقابل آمریکا هستند ولی برخی از کارشناسان معتقدند بردباری در مقابل تحریم ها موجب رونق تولید ملّی، افزایش اشتغال، کاهش وابستگی به دلار و افزایش رونق کسب و کار در ایران خواهد شد. و از طرف دیگر مقاومت ملّت ایران موجب کاهش سلطه آمریکا و گشایش در سطح بین المللی و حتی ایجاد فضای بهتر برای تنفس سیاسی و اقتصادی اروپا خواهد شد. اشتباه بزرگ ترامپ رئیس جمهور آمریکا خود شیفتگی و خود بزرگ بینی اوست. او تصوّر می کند می تواند در آن واحد با تمام دنیا بجنگد و مثل فیلم های سینمائی همه حریف های خود را یکی پس از دیگری از پای در آوردتا بتواند دل دو عروسک نازنینش یعنی محمد بن سلمان و نتانیاهو را بدست آورد ولی نه این عروسکها آنقدر ارزش دارند و نه آمریکا آن قدر قدرت دارد. دامنه کشمکش ترامپ از چین گرفته تا روسیه و از اتحادیه ­ی اروپا گرفته تا هند و پاکستان و ترکیه گسترش یافته است و این اتفاقاً یکی از بزرگترین تهدید ها برای موقعیّت بین المللی آمریکاست. در آینده تأثیرگذاری آمریکا در نظام بین ­الملل را تقلیل خواهد کرد . من یک مقاله­ای دیدم که در آمریکا نوشته شده بود و با کمال تعجب اشاره می­کرد که این آقا [ترامپ] را روس­ها آوردند برای انجام مأموریّت تضعیف آمریکا و بر هم زدن ائتلاف­ های آمریکا با هم پیمانان­ نزدیک آن ، یعنی اتحادیه   اروپا، کانادا و … . لذا در بحث تحریم ها باید یک نگاه همه جانبه به مسئله داشت خروج آمریکا از برجام و تحریم ایران یک شمشیر دولبه است که یک لبه آن در قلب حیثیت بین المللی آمریکا بعنوان یک قدرت جهانی فرو رفته است. نگاه یک جانبه به تحریم ها باید نگاه بسیار ناقصی است . درست است آمریکا یک بازیگر بسیار بزرگ بین­ المللی است ولی من تصور می­کنم با کار­های نسنجیده­ ی آقای ترامپ آمریکا هزینه ­های زیادی خواهد داد . خوب برگردم به بحث خاورمیانه . تصور من از وضعیت حال حاضر خاورمیانه اینطور است که خاورمیانه در حال حاضر درگیر عقب ماندگی در فرایند توسعه است ، وابستگی و عدم استقلال سیاسی ، درگیری با رژیم­های خودکامه و استبدادی و ناامنی­ های گسترده­ی  سیاسی و اجتماعی و بحران ­های ریشه­دار اقتصادی و دیگر بحران­ ها . چرا ؟ علت این مسائل یکی سلطه­ی غرب است و دیگری وجود اسرائیل است و سوّمی وجود حکّام خود فروخته­ ای که در منطقه استقلالی از خودشان ندارند، خاورمیانه منهای محور مقاومت چنین شرایطی دارد ایران  قطعاً در ۴۰ سال گذشته دائماً سعی کرده خودش را باز تولید بکند. یک روز درگیر جنگ تروریستی، یک روز درگیر جنگ با حزب بعث و صدام ، یک روز درگیر وهابیّت و  تکفیری ها  هر روز منطقه درگیر مشگل جدّی بوده است از تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان تا تجاوز رژیم بعثی صهیونیستی صدام به ایران تا تجاوز رژیم صهیونیستی عربستان به یمن و… این شرایط منطقه را تا حدی ایستا نگه داشته اند . شما در منطقه از نظر توسعه تحول چندانی نمی­بینید . تمام شرایط تحول و جهش اقتصادی موجود است ، هم سرمایه­ی مادی و هم سرمایه انسانی موجود است ولی گرفتاری منطقه تجزیه سیاسی و تسلّط رژیم های وابسته به غرب بر آن است همین عربستان را نگاه کنید با آن منابع انبوه نفت . عربستان ۱۵۰۰۰ دانشجو در کانادا داشته ، ۱۸۰۰۰۰ دانشجوی بورسیه فقط در دانشگاه های غربی دارد ثروت انسانی بسیار خوبی در منطقه وجود دارد. البته سرمایه انسانی ایران بیش از همه ­ی اینهاست . ولی چرا شرایط در منطقه به همین شکل باز تولید می­شود ؟ این بر می­گردد به عوامل مختلف از جمله غرب و اسرائیل و مسائلی از این قبیل . خوب الان متغیّر­های جدید وارد معادله شده و رسانه ها واقعاً گسترش زیادی پیدا کرده اند . فضای مجازی نیز در زندگی اجتماعی تأثیرگذاری خاص خود را پیدا کرده و به همین دلیل باید با توجه به این متغیّر­های جدید صحبت کرد . ولی در عین حال متأسفانه از سال ۲۰۱۱ تا الان منطقه درگیر داعش و باقی گروه­های تکفیری در سوریه بوده و هزینه ­های زیادی داده و در بعد انسانی و در بعد مادی خسارات هنگفتی دیده است. چندین کشور در منطقه ویران شده و در این کشورها مردم روزگار سختی را می گذرانند نتیجه­ی این نوع فجایع که در کشوری مثل سوریه مثل عراق مثل لیبی مثل یمن مثل افغانستان و چندین کشور دیگر جریان دارد چیزی جز سیه روزی مردم و قتل عام های پی در پی و خونریزی های مداوم نیست ظاهراً چند کشور دیگر هم متأسفانه در نوبت هستند و شرایط برای تبهکاری های غرب در آنها فراهم  شده است از جمله تونس و از جمله الجزایر ، مغرب ، سودان و… چنین شرایطی را دارند و بالقوه می توانند دچار مشکلاتی بشوند . من تصور می­کنم که غرب همچنان درگیر یک عقده­ی روانی علیه اسلام است. این عقده یک عقبه تاریخی دارد. جهان اسلام در گذشته توانسته یک تمدن بسیار گسترده ایجاد بکند، و این تمدن یک قدرت جهانی را بوجود آورده بود غرب نگران بازآفرینی تمدن اسلامی و اتحاد ملّت اسلام و برافراختن پرچم آن در آسیای غربی و آفریقای شمالی است غرب می کوشد تا از احیای تمدن اسلامی جلوگیری کند. جنگ تمدن های هانتینگتون به همین معنی است من اتفاقاً دو کتاب از موسسه­ی rand آمریکا دیدم اول کتابی که سال ۲۰۰۰ چاپ شده با نام «مقابله با تروریسم جدید» و دوم کتابی که سال ۲۰۰۴ چاپ شده با نام «جهان اسلام پس از ۱۱ سپتامبر». در این دو کتاب یک دستور العمل برای رفتار در خاورمیانه وجود دارد که نشان می­دهد که به عنوان manifest مسؤلان آمریکا قرار گرفته، یک جا اشاره­ می­کند که ما باید جریان­های افراطی در  جهان اسلام ایجاد بکنیم و به صورت غیر مستقیم آنها را به کار بگیریم و منطقه­ را درگیر یک فرسایش و تخریب درونی کنیم. در سال ۲۰۰۰ دارد این صحبت را می­کند، این دستورالعمل در سال ۲۰۱۱ در سوریه عملیاتی شد این مانیفست با صراحت دستور می­دهد و می­گوید در مقابل این اسلام افراطی که آن را بوجود می آوریم یک جریان اسلام سازشکار هم باید بوجود آید که تحت عنوان اسلام معتدل تعریف شود. اتفاقاً عربستان سعودی در پیدایش هردو جریان نقش آفرین بوده است. دیروز بنام وهابیّت چماق تکفیر را بر مغز ملّت ها فرود می آورد و امروز پرچمدار اسلام معتدل شده است تا در مقابل اسلام ناب محمدی که در آن مردم در رأس امور هستند و خدا غایت حرکت امّت است قرار بگیرد. با تمام شگفتی عربستان سعودی هم پایگذار تروریسم است و هم پرچمدار سکولاریسم و مدرنیته اسلامی! این سند می­گوید بوسیله تروریسم و افراط گرائی و اسلام افراطی تکفیری باید امکانات جهان اسلام را از بین ببریم و بعد یک اسلام سازشکار بوجود آوریم که در مقابل غرب تسلیم محض و در مقابل ملّت های مسلمان استبداد مطلق باشد رژیم صهیونیستی هم در این قسمت قطعاً نقش بسیار مهمی ایفا کرده و می­کند. در سوریه کاملاً این نقش مشهود است . تنها چیزی که در این سناریو وضعیت را تغییر داده حضور محور مقاومت اسلامی است. حضور محور مقاومت اسلامی در سوریه ، مانع از سقوط نظام قانونی در سوریه شد، نظام سوریه یک موقع تنها ۲۰ درصد از کشور را در اختیار داشت و ۸۰ درصد از دست رفته بود و بدست تروریست ها افتاده بود. و این حضور سوریه را تثبیت کرد . در عراق زمانی که داعش رسیده بود به نزدیکی بغداد ، من به خاطر دارم با یک نفر در شبکه ای در بغداد وارد گفتگو شده بودم، می­گفت بعثی ­ها برگشته اند و بغداد را ظرف ۲،۳ روز آینده می­گیرند و کارکشور عراق تمام می­شود و اکثریت مطلق جمعیّت عراق یعنی شیعیان باز وضعیت سابق را پیدا می­کنند . گفتم نه شما دارید اشتباه می­کنید . گفتم نه شیعه از عقیده خود به مرجعیت دست کشیده و با یک فتوای مرجعیت میلیون­ها نفر بیرون می­ آیند و نه تروریست ها چنان قدرتی را دارند و من تصور می­کنم این اراده عمومی معادله تحولات را تغییر می­دهد ، که بعد از سه روز آقای سیستانی فتوا داد . در عراق ورق برگشت . الان تنها مردم یمن نیستند که در تنگنا هستند ، این دولت عربستان است که درگیر یک جنگ فرسایشی شده . روز به روز پرونده­ی جنایات و هزینه های جنگی­اش دارد قطور­تر می­شود . به همین دلیل من تصور می­کنم، انقلاب اسلامی در منطقه به عنوان یک عامل تأثیرگذار و برهم زننده­ ی بسیاری از سناریو­های استعماری حضور پیدا کرده است، اما اشکال قضیه این است که  انقلاب فقط در بعد مقاومت نظامی در مقابل تروریسم تعریف پیدا کرده و در بعد فرهنگی و تمدنی کمتر مورد توجه واقع شده است، و این اتفاقاً از اشکالات کار است . یعنی الان در منطقه افول اخوان یک شاخص فکری است ، آیا در مقابل افول تفکر اخوان ما یک گفتمان که بتواند موجب وحدت تمام مسلمانان جهان شود داریم ؟ نه نداریم متأسفانه . همان گفتمان سابق است نه این که یک گفتمان جدیدی داشته باشیم . در مقابل شکست جریان تکفیری،[که خود واقعاً یک پیروزی بسیار بزرگی بود] باید یک گفتمان اسلامی و جهانی عرضه شود خوب این تکفیر آمده بود یک خلائی را پر کرده بود. این تفکر، نسل جوان برانگیخته شده اهل سنّت را مجذوب خود کرد و آنها را در خدمت امپریالیزم و صهیونیسم بکار گرفت صدهزار نفر داوطلب آمدند . در عراق و سوریه حدود ۱۵۰۰۰ هزار عملیات انتحاری صورت گرفته ، یعنی ۱۵۰۰۰ داوطلب مرگ دل به مرگ سپردند تا دیگران را بکشند، این باور می­خواهد ، اعتقاد می­خواهد. این مسئله اتفاق افتاده و تروریسم آمریکائی به سنگ مقاومت اسلامی خورده است سؤال این است که آیا ما برای پر کردن یک خلاء بزرگ فکری که در جهان اهل سنت هست برنامه داریم ؟ متأسفانه باید بگویم نه نداریم و این یک مشگل است ، اینکه ما در بعد نظامی خیلی جلو هستیم ولی در ابعاد دیگر خیلی عقب . هماهنگ کردن برنامه­ هامی­ تواند آینده­ی روشنی برای منطقه ترسیم کند . بنظرم این یک نقطه­ی بسیار بسیار مهم است . ما به همان اندازه که برای جلوگیری از تجاوز و خونریزی سرمایه ­گذاری می­کنیم و اعتقاد به آن داریم و برای آن نیرو و جنگ ­افزار تأمین می­کنیم ، برای بعد فرهنگی و دینی و فکری و تمدنی باید کار کنیم و این به نظرم یک خلاء بسیار بزرگیست ، که باید همه­ی اندیشه ورزان در مورد آن فکری بکنند .

عسگرخانی:

یک نظریه پرداز می­گوید که همه­ی ما روزانه پیش­بینی می­کنیم . در مورد این که از کجا برویم که ترافیک کمتر باشد ، در مورد این که کجا خرید کنیم که ارزان باشد . همه­ی انسان­ها اصولاً در زندگی پیش­بینی می­کنند و این پیش­بینی ­ها همه بر اساس تجربه­ های گذشته است… اما تجربه­ی افراد هم باهم متفاوت است ، بنابراین پیش­بینی ­ها متفاوت است . می­گوید که تفاوت به هر حال هست و پیش­بینی­ من کمی متفاوت است با سه استاد عزیز دیگر که بسیار خوش­بینانه به مسائل توجه داشتند . شاید چون من بیشتر توجه کردم به دیدگاه­های واقعیت پذیرانه ، شاید آنقدر خوش­بین نباشم اما امیدوار هستم همان­طور که شما فرمودید باشد . اگر از این دیدگاه نگاه کنیم که در گذشته چه بوده و حالا چه می­خواهد باشد ، می­بینیم که یک مجموعه جدید از قدرت­ها تحت عنوان دولت جهانی GLOBAL GOVERNMENT در صدد اداره­ی جهان هستند و در این مورد هم کتاب­ها مختلفی نوشته شده است. بنابراین می­خواهیم بدانیم که دنیا را چه کسانی اداره می­کنند ؟ایا واقعا آمریکاست که جهان را مدیریت می­کند ، آیا ۵+۱ است ، آیا سازمان پیمان آتلانتیک شمالی مدیریّت می­کند ، آیا شرکت­های چند ملیّتی هستند که جهان را به لحاظ اقتصادی اداره می­کنند ، آیا گروه۲G است یا گروهG7  یا اصلاً اینها نیست و یکسری از خانواده­های فراماسون ­ها و سرمایه­داران کلانی در دنیا که به هم وصل هستند دنیا اداره می کنند، آیا یهودی ­ها هستند که دنیا را اداره می کنند؟ همه­ی اینها سوال هست . یا نه اصلاً هیچ مدیری نداریم و دنیا خود جوش بر اساس عرضه و تقاضا و خلاصه الله بختکی اداره می شود یا واقعاً اراده­ی خداوندی است که دارد دنیا را هدایت می­کند ؟ همه­ی اینها سوال ­هایی هستند که باید راجع به آنها فکر بکنیم . اما آنچه که در مورد سال­های گذشته می توانیم بگوییم این است که قدرت­های بزرگ در دنیا اعمال قدرت کردند ، به نظر می­رسد که یک نوع هماهنگی بین قدرت­ها ایجاد شده است و هماهنگی ­هایی هست که اینها دارند دنیا را اداره می­کنند و منافع خودشان در اولویّت است . بنابراین من معتقد هستم که در سال­های آینده و مثلاً در ۱۰ سال آینده کنسرت جدیدی از قدرت­ها دنیا را اداره خواهد کرد که بدون تردید قدرت­های نظامی اقتصادی و فرهنگی هستند. و باید دید ما در این بین کجا هستیم. یک مثلث را اگر بکشیم ، من این مثلث را قائم­ الزاویه می­کشم زیرا زاویه­ی قائمه­اش امنیّت است ، قدرت سخت است و قدرت نرم . فرهنگ یک زاویه از آن است حادّه به نظر من ولی بعضی­ها می­گویند نه اصلاً زاویه­ی قائمه­ اش فرهنگ است یا اقتصاد . ولی با توجّه به این که خود نظریه پردازان قدرت نرم معتقد هستند که اگر قدرت سختی نباشد قدرت نرمی وجود ندارد ، من هم با یک دیدگاه واقعیّت پذیرانه معتقد هستم که امنیّت زاویه­ی این مثلث است . دو زاویه­ی دیگر که هست اقتصاد و فرهنگ هستند . ما باید شناسایی کنیم که کدام کشور­ها بعنوان ابر قدرت هستند این مشخصه­ ها را دارند . در بعد امنیّتی می­بینیم که همچنان آمریکا وجود دارد . اگر بررسی کنیم می­بینیم که شاید ۸۰ درصد قدرت نظامی دنیا در دست آمریکایی­هاست . روسیه هست ، چین هست ، انگلستان هست ، فرانسه هست ، اسرائیل هست . و در نتیجه در آن زاویه این کشور­ها قرار می­گیرند . در بحث قدرت اقتصادی می­بینید که همچنان آمریکا هست . از پیش­بینی­هایی که کردند این است که تا سال ۲۰۳۰ آمریکا اول خواهد بود و بعد چین و ژاپن در حال صعود هستند. بنابر این به عنوان ابر قدرت اقتصادی تا سال ۲۰۳۰ [در سطحی که آمریکا و ژاپن هستند] ما جایی نداریم و در قدرت نظامی [در سطحی که آمریکا و روسیه هستند] هم جائی نداریم . شما گفتید که در زمینه­ی فرهنگی و اقتصادی کوتاهی کردیم ولی در حوزه­­نظامی خوب عمل کردیم . در بحث نظامی ما در سایبری موفق بودیم ، در بحث موشک­ها موفق بودیم ولی اگر برویم روی بحث ساخت تانک ، زیردریایی ، هواپیما ، هلیکوپتر ، اینها را ما نتوانستیم [به­اندازه آمریکا و روسیه] پیشرفت کنیم ، یا هسته­ای شدن [از نظر سلاح هسته ای ما سلاح هسته ای نداریم]. بنابراین از این نظر ما نیستیم در بین ابر قدرت­ها . ولی به عنوان یک قدرت منطقه­ای هستیم ، گرچه قدرت جهانی نیستیم . آن هم نقش بیشتر در رابطه با قدرت نرم و فرهنگی و نظامی است. کشور­هایی موفق خواهند بود که در سه زاویه قدرت نظامی و قدرت اقتصادی و قدرت فرهنگی موفق باشند . آمریکایی­ها و غرب روی هر سه زمینه [در گذشته] کار کردند قدرت سخت منتهی شد به قدرت نرم و قدرت نرم منتهی شد به قوانین نرم . این قوانین نرم برای مردم سایر کشورها مشکلات جدّی را ایجاد کرده است. آن تصویر که اساتید محترم ترسیم کردند با توجّه به ساختار قوانین نرم من آن را بسیار متفاوت­ می­بینم. یادم می­آید که کسی ۱۰ سال قبل از انقلاب کتابی نوشت در آخر کتابش نوشت درباره آینده­ ی اسلام کسی از او پرسید: آیا اسلام روزی بین­ المللی خواهد شد یا نه ؟ او پاسخ داد: من در مقامی نیستم که به این سوال پاسخ بدهم . ولی پیش بینی میکنم که این عملی است و اسلام ظرفیّت بین­ المللی شدن را دارد و بعد هم محدودیّت­هایش را گفت که آن هم تفرقه­ای هست که میان مسلمانان وجود دارد . ده سال بعد انقلاب اسلامی ایران پیروز شد غربی­ها و در مقابل قدرت اسلام دارند قوانین نرم خودشان را پیاده می­کنند وبه نظر من نظام جمهوری اسلامی ایران بخصوص دولت خیلی مسیر را نمی­بیند . آن هم به این شکل است که در ارتباط با آن زاویه­ی قائمه که امنیّت است برجام امضاء می­شود و بعد هم آن مصوبات کنگره­ی آمریکا. جالب اینجاست که با یک مطالعه ­ی عمیق فرایندی که روی این قوانین نرم ایجاد کردند را می­بینیدکه مثل شبکه­ های تار عنکبوت محور­های این قوانین نرم به هم متصل است. بعد تحریم می­کنند کشتیرانی ایران را.

این سه زاویه­ای که گفتیم در بحث اقتصاد در بحث امنیت و در بحث فرهنگ ، به کل خاورمیانه مربوط می­شود . در بحث دولت جهانی که انجام می­دهد در مورد یمن در مورد سوریه مداخله می کند. عملیات که به این شکل انجام می­گیرد ، به واسطه­ی قدرت­های بزرگ این قوانین نرم ایجاد می­شوند و چند عنوان هم این مداخلات دارد . اول نظارت است ، دوم بازرسی است ، سوم پاسخگوئی است و چهارم شفّافیّت. بنابراین در منطقه بیداری اسلامی بود ، بیداری اسلامی را به بندکشاندند به وسیله جنگ­های داخلی . حالا من می­خواهم بگویم که زمانی که رژیم حکومت بر جهان انجام می­گیرد هر سه زاویه­ ی امنیّت و اقتصاد و فرهنگ ، تک تک کشور­ها را تحت تأثیر قرار می­دهد از جمله ایران را از جمله عراق را از جمله سوریه را و…کشور­هایی که نمی­توانند ائتلاف ایجاد بکنند در نهاد­های داخلی خودشان به شدّت دچار تزلزل می­شوند . یعنی یک عدّه­ای یک شبه ورشکست می­شوند و یک عدّه­ای یک شبه ثروتمند می­شوند. در نتیجه این نابرابری­های پولی ناشی از رژیم اقتصادی و رژیم­ پولی و رژیم امنیّتی ، لایه ­های اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی را بر هم می­زند . کشورها تک تک دچار رادیکالیزم می­شوند . آهسته آهسته تک تک این کشور­ها می­روند به سمت ناسیونالیزم افراطی.

ایزدی:

برای اینکه سؤال را بتوانیم پاسخ دهیم مرور سریعی نسبت به اینکه کجا بودیم باید داشته باشیم . امیدوارم این حرف­های ما خیلی تکراری نباشد. تاریخ ۷۰ و اندی ساله­ی بعد از جنگ­جهانی دوّم را به نظرم می­توانیم به سه بازه تقسیم کنیم. بازه­ی اوّل از جنگ جهانی تا پیروزی انقلاب اسلامی ، بازه­ی دوّم از انقلاب اسلامی تا پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی و بازه­ی سوّم هم این دوره­ی بعد از جنگ سرد . اتفاقی که در دوره­ی اوّل افتاد این بود که کشور­هایی مثل ایران و ترکیه و رژیم صهیونیستی ، ذیل بلوک غرب تعریف می­شدند و هم پیمان بودند با دولت آمریکا و کشور­های اروپای غربی . کشور­های عربی خاورمیانه و غرب آسیا و شمال آفریقا ، هم دو گروه بودند ، یکسری کشور­های سنّتی­تر مثل عربستان و امارات و یکسری کشور­هایی انقلابی­تر یا غیر سنّتی مثل عراق مثل سوریه مثل لیبی . در زمان جنگ سرد کشور­های انقلابی­ تر تحت نفوذ شوروی بودند و ارتباط داشتند با دولت شوروی و کشور های سنّتی عرب مثل آن گروه اوّل یعنی ایران و ترکیه و رژیم صهیونیستی ، مرتبط بودند با دولت آمریکا . این وضعیّت خاورمیانه از نظر سیاسی بود. انقلاب اسلامی که اتفاق افتاد ایران را از نفوذ آمریکا خارج می کند و برای اوّلین بار هم هست که یک کشوری از زیر نفوذ یک ابر قدرت خارج می­شود و زیر نفوذ یک ابر قدرت دیگر نمی­رود . شعار انقلاب اسلامی ایران  نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی بود. این انقلاب در نهایت تأثیرات خود را در منطقه دارد. منتها با توجه به فشاری که از سوی استکبار جهانی روی انقلاب هست در نهایت ، در آن سال­های اوّل حرکت انقلاب منجر به تغییر ریشه­ ای ساختار دوره­ی جنگ سرد نمی­شود و یعنی ایران از زیر نفوذ آمریکا خارج می­شود ولی اتفاق دیگری نمی­افتد . این بازه­ی زمانی دوّم ما هست تا فروپاشی شوروی . زمانی که شوروی فروپاشی دارد، آن کشور­های همسو با شوروی یا مرتبط با شوروی بودند، دچار چالش می­شوند و سعی می­کنند خودشان را با شرایط موجود دنیا [که تقریباً تک قطبی هست ، پس از فروپاشی شوروی ]همسو کنند . منتها موفّق نیستند . چرا؟ چون در سیاست خارجه­ ی آمریکا اگر شما سابقه ­­ی انقلابیگری دارید ، اگر سابقه­ی ارتباط با فلان رقیب آمریکا را دارید . تغییر سیاست کافی نیست ، این که بگویید ما یک زمانی ذیل سیاست­ های شوروی بودیم حالا می­خواهیم بیایم زیر سیاست­ های آمریکا . این کافی نیست . اگر شما برای آمریکا دلخوری ایجاد کردید ممکن هست که یک مدّتی شما را تحمّل کنند ولی دنبال فرصت برای تغییر حکومت شما هستند. یعنی نگاهشان این هست که هم سیاست خارجه­ ی کشوری که یک زمانی دشمن بوده باید تغییر کند هم سامانه­ ی قدرت داخلی آن کشور . از این جهت کشور­هایی که به نوعی سابقه­ ی انقلابیگری داشتند ، یا به نوعی ذیل قدرت شوروی بودند اینها در عمل به مشکل خوردند . عراق مشکل پیدا کرد ، لیبی مشکل پیدا کرد ، سوریه مشکل پیدا کرد . در لیبی طرف غربی موفق شد حکومت آقای قذافی را سر نگون کند با اینکه تقریباً  در۱۰ سال آخر حکومت آقای قذافی ، آقای قذافی خیلی در تغییر سیاست [و نرمش به نفع آمریکا] سعی کرد . منتها به دلیل عدم توجّه به این نکته­ای که گفتم موفق نشد . صدّام هم همین طور . سوریه هم قرار بود یک چیزی شبیه به عراق و لیبی بشود ولی نشد و به دلیل کمک­های محور مقاومت اسلامی توانست مقاومت کند و بماند. الان چه وضعیتی داریم ؟  الان دنیا به سمت چند قطبی شدن می­رود . یعنی در کنار آمریکا که می­تواند کشور قدرتمندی باشد کشور­های دیگری هم وجود خواهند داشت و این قدرت­ها به منطقه­ی غرب آسیا قطعاً توجه می­کنند چرا ؟ چون منابع انرژی دنیا در این منطقه هست . ما در آسیا دو منطقه­ی انرژی داریم یکی خاورمیانه و یکی هم در آسیای مرکزی که اینها هم نزدیک به هم هستند . پس توجه به این منطقه برای قدرت­های نو ظهور یا کشور­هایی که می­خواهند یکی از قطب­های جهانی باشند در چند دهه­ی آینده اهمیّت پیدا می­کند، از این جهت اگر ما بپذیریم که دنیا به سمت چند قطبی شدن می­رود و اگر بپذیریم که این منطقه برای این دنیای چند قطبی هم اهمیّت دارد ، برای پاسخ صحیح به این سؤال باید دید که آیا هیچ کدام از کشور­های منطقه ظرفیّت و قابلیّت این را دارند که یکی از قطب­های دنیای ۱۰ یا ۲۰ سال آینده باشند ؟ یا اگر به تنهایی این قابلیبت را ندارند آیا یک اتحادی ه­ای قابلیّت شکل­گیری دارد ؟ مثلاً می­گویند ایران محور مقاومت است ، خوب محور مقاومت یعنی چی؟ یعنی یکسری کشور­هایی هم هستند که با ایران اند . آیا اگر ایران یا دیگر کشور­های منطقه نمی­توانند یک قدرت شوند ، آیا یک مجموعه ­ای از اینها می­توانند ؟ این سؤال را اگر ما بتوانیم به درستی پاسخ دهیم بخشی از جواب سوال شما بدست می ­آید . درمورد اینکه آینده­ ی ایران چه خواهد شد الان ادبیّات ­های جالبی در کشور­های غربی تولید می­شود ، اینها هم کمتر در داخل کشور دیده شده. مثلاً Robert caplan که جزء ۳ یا ۴ استراتژیست اصلی آمریکا هم هست ، گزارشی را نوشته بود به سفارش پنتاگون ، که بعد این گزارش که برای پنتاگون نوشته بود تبدیل شد به یک فصل کتابش که سه ماه پیش در آمریکا منتشر شد . عنوان کتاب return to marcopolo’s world هست . بازگشت به جهان مارکوپولو ، یعنی چی ؟ حرفش این است در این کتاب: غرب رو به افول است و در نهایت دنیا دارد بر می­گردد به زمان مارکوپولو و بحث او این است که زمان مارکوپولو دنیا ۴ قدرت داشت در مناطقی نظیر چین ، روسیه ، ایران و ترکیه امروز. یک کار دیگری که Walter Russell mead   انجام می­دهد برای national intrest که هر سال یک لیست از قدرت­های بزرگ را ارائه می­دهد و الان چند سال است که ایران را در آن لیست می­گذارد ، دلیلش هم این است که ایران در حوزه­ی نظامی به کسی وابسته نیست . یعنی در حوزه­ی نظامی مستقل است . این شاخص مهمی است . من نمی­خواهم بگویم ما خیلی خوش­بین باشیم یا خیلی بد بین هستیم ، این نکته را می­خواهم بگویم که ما در داخل کشور مشکلات زیاد می­بینیم . الان ما چرا دیر آمدیم ؟ چون ترافیک بود شلوغ بود ، مشکلات زیاد هست . ما مشکلات خودمان را می­بینیم که هست و الحمدلللّه زیاد هم هست . ولی، همین نسل جوان این مشکلات را می­بیند و گمان می­کند فقط مختص ماست او مثلاً به پکن نرفته­است تا ۴ ساعت در ترافیک گیر کند یا نیویورک نرفته یا … . این گزارش ها را که می­بینید تعجّب می­کند. از این جهت اگر بخواهیم ۱۰ سال آینده را در ایران پیش­بینی کنیم، باید بگویم به نظر من ایران الان در قوی­ترین نقطه­ ی تاریخ خودش هست بویژه در مباحث نفود منطقه ای و قدرت منطقه­ای ، آمریکائی ها برای چه از ما ناراحت هستند ؟ می­گویند شما از زمان هخامنشیان تا به حال لب دریا­ی مدیترانه سرباز نداشتید الان دارید . این حضور و نفوذ و قدرت هست که ناراحتشان کرده به نظر بنده ایران موفق به عبور از مشکلات داخلی و فشار­های خارجی خواهد شد. ممکن هست صدمه ببیند ولی قدرت ادامه­ی حیات خودش را جمهوری اسلامی خواهد داشت ، در فضای محیطی ما آمریکایی­ها آن قدرت قبل را دیگر نخواهند داشت . الان برای چه ما اینقدر نفوذ داریم در عراق و سوریه ، می­دانید دیگر تا چند صد سال پیش ما نمی­توانستیم بگردیم در این کشور­ها و حضور داشته باشیم ، عثمانی به ما اجازه نمی­داد بعد هم انگلیس و فرانسه و بعد هم آمریکا ، چرا الان می­توانیم؟ چون آمریکا ضعیف شده ، انگلیس ضعیف شده و ترکیه ضعیف شده . این آقای جان مرشایمر که به ایران آمده بود یک جلسه ­ای داشت من از او پرسیدم [در آن جلسه بحثی مطرح می­شود که اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید]. نظر شما چیست ؟ کمی فکر کرد گفت بله به نظرم حرف خیلی نا مربوطی نیست . بعد دو دلیل آورد. دلیل اوّل این بود که زاد و ولد یهودی­های ارتودوکس بیشتر از یهودی­های لیبرال است . اسم یک کارشناس دموگرافی اسرائیلی را هم آورد که من خاطرم نیست ، که پیش­بینی کرده بود تا ۱۵ سال آینده تمام شهرداری­های شهرها و شهرک­ ها اسرائیلی، همه شهردارانشان ارتودوکس می­شوند و نظر او چنین بود که این لیبرال­ها نمی توانند ذیل قدرت و سیطره ارتودوکس­ها زندگی کنند. ارتودوکس ها زیادی تندرو هستند. حرفش این بود که این لیبرال­ها معمولاً ۲ تابعیّتی هستند و آنها اسرائیل را می­گذارند و می­روند . دلیل دوّم هم افزایش جمعیّت فلسطینی­ هاست که بیش­تر از یهودی­های لیبرال هم هست بنابراین اسرائیل یک مشکل دموگرافی هم دارد. خلاصه آقای مرشایمر می­گفت با این وضع که من می­بینم بعید نیست که اسرائیل در آینده از میان برود. وضعیّت ترکیه بر خلاف ما که در حوزه­ی نظامی مستقل شدیم و کار­های خوبی انجام دادیم و در حوزه­ی اقتصادی یک مقدار عقب ­افتادگی داریم ، دولت ترکیه در حوزه­ی اقتصادی پیشرفت خوبی داشته ، منتها این پیشرفت­ها بخشی­ از آن بر می­گردد به سرمایه­ گذاری اروپا و کشور­های غربی و اینها قرض است و خوفی که الان وجود دارد این است که با کاهش ارزش لیر ترکیه خیلی از این شرکت­ها که قرض کردند و آسمان خراش ساختند و استانبول را زیبا کردند ، الان نمی­توانند قرض خود را پس بدهند چون به لیر در می­آورند و به یورو باید پس بدهند . این یک بحران است ، یک چالش است . یک چالش جمعیّتی هم دارند یعنی جمعیّت کرد در آن کشور بسیار زیاد است و از حکومت رضایت ندارد، بر خلاف ما که یک یا دو استانمان کرد هست در نهایت علاقشان به ایران کم نیست ، زیاد هم هست چون خودشان را ایرانی اصیل می­دانند، دعوایی که دولت ترکیه با کرد­ها دارد بسیار جدّی و ریشه دار هست و حوزه ­ی جغرافیایی بسیار گسترده­ای را در برگرفته است حدود یک سوّم ترکیه کردنشین است و بعد هم اینکه دولت ترکیه نتوانسته مشکلشان را حل کند نتوانسته خدمت کند، بر خلاف جمهوری اسلامی ایران که مشکلاتی بود در سال­های اوّل انقلاب و بعد اصلاح شد و الان وضعیّت در کردستان ما خوب است. پس ترکیه هم مشکلات و چالش­های زیادی دارد . از آن جمله وضعیّت دو قطبی که در آنجا وجود دارد ، از یک طرف نیرو­های اسلام­گرا و از یک طرف سکولار­ها . کشور­­های عربی را خوش­بختانه یا متأسّفانه کسی در دنیا جدّی نمی­گیرد . با وضعیّت و مشکلاتی که عربستان دارد هیچ­کس فکر نمی­کند این کشور­ها قدرت های جدّی باشند چه در۱۰ سال دیگر چه در ۲۰ سال دیگر و … . از این جهت اتفاقی که دارد می­افتد این هست که ما در یک پیچ تاریخی هستیم و بعد هم وضعیّت ما نسبت به کشور­های دیگر بهتر است و این وضعیّت بهتر نتیجه­ اش این خواهد بود که جمهوری اسلامی ایران در ده سال آینده یکی از کشور­های نه تنها تأثیرگذار و مهم در منطقه ­هست که می­تواند یکی از کشور­های تأثیرگذار در جهان باشد ولی باید حواسمان باشد و این تأثیر گذاری بیشتر از ناحیه اسلام و انقلاب اسلامی در ایران سرچشمه گرفته است. این جریان غربگرا که در سال­های گذشته مشکلاتی را ایجاد کردند این مشکل باید اصلاح شود ، غربگرائی بعضی از گروهها پاشنه­ی آشیل ماست . روابط ما با چین و با روسیه می­تواند اصلاح بشود و توسعه پیدا کند. مقام معظم رهبری در سخنرانی که اوّل فروردین داشتند فرمودند مهم­ترین مشکل کشور چالش ذهنی است . یعنی چی ؟ یعنی که همه جای دنیا متوجه شدند که غرب رو به افول است خودشان هم می­گویند ما روبه افول هستیم ما می­گوئیم نه شما کدخدا هستید .

من پیش­بینی می­کنم که این مشکل هم بر طرف خواهد شد در ۱۰ سال آینده در غرب آسیا و شمال آفریقا بیداری اسلامی را خواهیم داشت ما جمهوری اسلامی را خواهیم داشت ، محور مقاومت را خواهیم داشت و این قدرت در سطحی خواهد بود به نظر بنده که در آینده به پیروزی نهائی خواهد رسید.

متقی: مسأله­ی خاورمیانه همین طور که دوستان اشاره داشتند از فصای ثبات وstability  خارج شده است . در دوران ­های گذشته یعنی در ساختار دو قطبی محیط­ های منطقه­ ای در چهارچوب سیستم­ های تابع کنترل می­شدند ، افرادی مثل کانتولی، اشپیگر جهان را به ۱۴ تا ، ۱۵ تا سیستم تابع تقسیم کرده بودند . هر سیستم تابع یعنی subsystem دارای بخش هائی بود ، یک بخش مرکز یا کانون یا core بود ، بخش دیگر حاشیه prefery بود،کارکرد قدرتهای بزرگ و مداخله­ی قدرت­های بزرگ در امنیّت­ سازی و کنترل محیط منطقه ­ای به این زیر سیستم ها بستگی داشت. به طور مثال گفته می­شد که خلیج فارس از طریق سیستم مهار دو ستونی کنترل می شد سیستم­های دیگری وجود داشت که در این سیستم­ها ممکن بود قدرت­های بزرگ در یک سیستم ، دو سیستم یا سه سیستم مشارکت داشته­ باشند . در خاورمیانه کشور­های عرب در CORE قرار داشتند به چه دلیل ؟ به این دلیل که از انسجام برخوردار بودند . انسجام به معنای همبستگی زبانی ، مذهبی ، ساختاری و فرهنگی بود . حتی بحث هویّت ، هویّت عربی بود . آنجا این بحث مطرح می­شد که PREFFERY  کیا هستند ؟ ایران ، ترکیه و فلسطین اشغال شده سه کشور PREFERY بودند . هر سه زبانشان با کشور­های عرب متفاوت بود . مذهبشان متفاوت بود . ساخت سیاسیشان متفاوت بود.

فوکویاما کتابی دارد که آقای رحمان­پور هم ترجمه کرده با عنوان انحطاط و فساد سیاسی . هانتیگتون که به لحاظ رویکرد ، نهاد گرا بود می­گفت این قبیل کشورهای حاشیه ای دچار بحرانی می­شود که نه تنها ایران بلکه کشور­هایی که مشابه ایران باشند دچار آن می­شوند . می­گوید که فکر نکنید رشد اقتصادی منجر به نجات آنها می­شود .این کشور ها اگر می­خواهند که نجات یابند باید بحث مربوط به رشد نهاد­های سیاسی را داشته باشند . اصلاح طلب­های ما در مرکز تحقیقات استراتژیک آمدند ۸ کتاب توسعه­ی سیاسی که مربوط به دانشگاه پرینستون بود را آوردند و دچار یک انحراف شدند . در بحث­هایی که داشتند آمدند به جای نهادسازی سیاسی آمدند اصلاحات سیاسی را در قالب توسعه­ی سیاسی مطرح کردند . توسعه­ی سیاسی هم واژه­ای است که به کار گرفته می­شود. این فضای سیستم ­های تابع در خاورمیانه وجود داشت . کشوری مثل ایران در زمان رژیم گذشته مثل عربستان سعودی  مثل ترکیه می توانستند کنترل کننده­ی فضای امنیّت منطقه به نفع آمریکا باشند . در سال ۱۹۹۱ ساختار دوقطبی پایان پیدا کرد . در دوران قبل که ساختار دوقطبی بود بحث­هایی که بود بحث­های والتزی بود که می­گفت ساختار دو قطبی از همه­ی ساخت­های دیگر ثبات stability بیشتر دارد . یکسری افراد بودند که رویکرد­هایشان متفاوت بود . حالا بعد از این دوران این ثبات stability   دچار مشکل می­شود . از یک طرف آمریکایی ­ها دنبال نظام تک قطبی هستند و به دنبال نظم نوین جهانی هستند و اما واقعیّتی که در منطقه خود را نشان می­دهد چیز دیگریست . اینجا دنیا به لحاظ ساختاری با یک تناقض و پارادوکس رو به رو می­شود  . آمریکا قدرت نسبی­ اش نسبت به سایر قدرت­های بزرگ بیشتر می­شود . اما این کفایت نمی­کند . با یک پدیده رو به رو می­شویم. آن هژمونی و اقتدار آمریکا توسط بازیگران جدید و توسط دولت­های ملّی ، توسط هویّت­ها به چالش کشیده می­شود . اینجاست که ریگان آن بحث دوران هرج و مرج را بیان می­کند . بنابراین خاورمیانه از دهه­ی ۱۹۹۰ با وضعیّت تغییر در موازنه­ی قدرت روبه­ رو می­شود . این تغییر در موازنه­ی از کِی رشد می­کند؟ از جمهوری اسلامی ایران رشد می­کند به ۲ دلیل . ۱_ جمهوری اسلامی ایران سیاست مستقل و ضد امپریالیستی را در پیش می­گیرد. مقام معظم رهبری رویکردش با توجه به تجارب دوران جنگ معطوف به استقلال کشور و سیاست عزّت است . این بحث وجود دارد که محیط پر چالش است و اگر در محیط پر چالش خلاء قدرت ایجاد شد و این خلاء را پر نکردی ، این خلاء قدرت برایت یک سیاه چال امنیّتی می­شود . شرایطی که ایران پیدا می­کند به ویژه نیروی قدس ، پر کردن خلاء قدرت برای اجتناب از سیاه­چال امنیّتی است. بطور مثال شما در نظر بگیرید جنگ افغانستان بزرگترین و طولانی­ترین جنگ تاریخ آمریکاست . از سال  ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸ . شما بگویید کدام جنگ بوده که آمریکا در آن ۱۷ سال درگیر باشد . حتی جنگ ویتنام این وضعیّت را نداشته . به چه دلیل آمریکا نمی­تواند این جنگ را پایان دهد ؟ امروز بحث­هایی که وجود دارد مثلاً کسی مثل رابرت گیس ۵ سال پیش کتابی نوشت تحت عنوان جنگ­های گزینشی . بحثی که داشت این بود که بوش سیاستش، سیاست جنگ فلّه­ ایست . جنگی که می­خواهی انجام دهی باید یک جنگ گزینشی باشد. او امروز با خیلی از سیاست­ های آمریکا در منطقه مخالفت می­کند. اگر یک سری بحث­هایی وجود دارد که آمریکا با سیاست ­هایش، از حالتcore  در خاورمیانه امنیّتی به حاشیه­ی امنیّتی تغییر پیدا می­کند و راهبردش ، راهبرد خروج از جنگ های هزینه زا است به این دلیل است که هزینه برای آمریکا هزینه ­های بالایی است . در حالی که ایران توانسته هزینه­­ های امنیّتی را کاهش بدهد . این چه پیامد­هایی دارد برای آینده ؟ در این منطقه ایران تبدیل شده به یک قدرت بزرگ . وقتی راسل مید می­گوید ایران تبدیل شده به یک قدرت بزرگ به این معنا نیست که می­خواهد تعریف کند اتفاقاً به این معناست که می­خواهد زمینه­ی مربوط به تضعیف ایران را به وجود بیاورد . امروز آمریکا ، انگلیس و فرانسه ، در یک سطح . عربستان ، ترکیه و اسرائیل در یک سطح دیگر بر اساس منطق معادله­ ی قدرت می­خواهند نقش منطقه­ ای ایران کاهش پیدا کند . حال سؤال این است که آیا می­توانند چنین کاری را انجام دهند ؟ به لحاظ تاکتیکی و عملیاتی نمی­توانند . به همین دلیل است که امکان جنگ علیه ما حداقل تا زمانی که آمریکایی­ها سلاح ­های الکترومغناطیسی که دارند را به همراه سلاح ­های لیزری فعال کنند این امکان جنگ وجود ندارد . آمریکا می­تواند یک جنگ را شروع کند امّا هر چیز پیامدی دارد . بحثی که وجود دارد این هست که اگر آمریکا اقدام به جنگ  کند در وضعیّت موجود ایران از ظرفیّت واکنش کامل برخوردار است. این نشان می­دهد که ما آمادگی لازم را برای پر کردن خیلی از خلاء­ها داریم . امّا دو سطح تهدید که این دو سطح با همدیگر ارتباط برقرا می­کنند . یعنی سطح مربوط به حوزه­ی قدرت­های بزرگ با سطح مربوط به حوزه­ی قدرت­های منطقه ­ای . اینها چالش­هایشان در ارتباط با ایران در آینده افزایش خواهد یافت . بنابراین بحثی که وجود دارد این است که در آینده منازعه علیه مقاومت اسلامی بیشتر و متنوع­تر خواهد شد. نکته­ی دوم اینکه در این منازعه محور مقاومت اسلامی  انگیزه­ی کنشگری دارد، زمینه اجتماعی بزرگ دارد و یک نیروی زمینی بزرگ دارد . پس آمریکا چه می­کند ؟ آمریکا در ارتباط با کشور­هایی مثل ایران عرصه­ی سیاست امنیّتی­اش را هدف نمی­ گیرد . عرصه­ی ساخت قدرت در حوزه­ی حکمرانی را هدف می­گیرد . بنابراین آن جایی که هدف گرفته شده حوزه­ی حکمرانیست و آن عرصه ای که متصل می­شود به فضای اجتماعی . حوزه­ای که به فضای اجتماعی متصل می­شود کاملاً لیبرال است و از معادله­ی قدرت هم سر در نمی­ آورد و هم اعتقاد ندارد . و هم اینکه به سیاست­ های آمریکا هم خوش­بین است و هم تلاش می­کند که خودش را با آن هماهنگ کند . همان پاشنه­ی آشیل . بنابراین امروز اینها آن حوزه را هدف گرفته­اند و این حوزه اتصال با محیط اجتماعی دارد . محیط اجتماعی متأسفانه میزان همبستگی­اش گاهی با ساخت سیاسی بسیار محدود است و کسانی را انتخاب می­کند که اینها با نظام سیاسی با هم شکاف راهبردی دارد . فراتر از شکاف ایدئولوژیک است. در حوزه عمل هم هست . اینجاست که مسأله­ی تغییرات سیاسی Regime Change یک پروسه امکان پذیر است . یعنی آمریکایی ­ها به دنبال یک اقدام با هزینه­ی کمتر هستند . اقدام اگر بخواهند در فضای منطقه ­ای انجام بدهند . کلّی برایشان هزینه دارد . هزینه­ ی اقتصادی دارد، هزینه امنیّتی دارد ، هزینه نظامی دارد ، پیامد دارد  . ولی اگر بخواهند در فضای داخلی اقدام کنند یعنی حوزه­ ی حکمرانی را دوگانه کنند هزینه کمتری دارد. از قدیم ­الایّام هم می کوشیدند شکاف سیاسی ایجاد کنند. الان هم این شکاف دارد بیشتر می­شود. بعضی هم فکر می­کنند که این شکاف­ها شکاف­ های متراکم است ، در حالی که ذات اجتماعی ایران شکاف­هایش متقاطع است . یعنی که من با آقای ایزدی در یک مورد اختلاف نظر دارم ، ولی در یک مسئله­ ی دیگر باهم اتفاق نظر داریم . خیلی چیز­ها هست که میبینیم یک جا در حالت تقابل هستیم و در یک جا در حالت همپوشان . اینکه تضاد مطلق یا همپوشان مطلق باشیم خیلی کم پیش­ می­آید . بنابراین تحلیل که وجود دارد این است که امروز شرایط ویژه­ای شکل گرفته . این یعنی چی ؟ یعنی ایران می­تواند خلاء قدرت را پر کند ، می­تواند موازنه ایجاد کند و می­تواند بر چالش­ها غلبه کند . حالا اینکه آینده­ی خاورمیانه چه وضعیّتی دارد بستگی دارد به آینده­ی ایران . اگر آینده­ ی ایران مبتنی بر  انسجام ، همبستگی و اصطلاحاً strong state  باشد ، strong state   یعنی اینکه در جامعه  نخبگان و ساخت حکومتی با هم متحد باشند. پس آینده­ی منطقه بستگی دارد به آینده­ی امینّتی ، سیاسی و راهبردی ایران . اگر ایران در وضعیّت strong state   قرار گیرد ساخت سیاسی کشور­های منطقه مبتنی بر  nation state حفظ می­شود اگر ایران در وضعیّت weak state   قرار بگیرد در آن شرایط ممکن است این پاره پاره شدن قدرت اثر خود را به صورت اجتناب ناپذیر داشته باشد.

زورق : قبل از انقلاب اسلامی یک نظام دو قطبی برجهان حاکم بود ، ولی وجود نظام دو قطبی اعلام نمی ­شد چنین وانمود می شد که دو قطب و دو بلوک متضاد هستند. روسها می­گفتند مرگ بر امپریالیزم آمریکا و آمریکائی ها می­گفتند مرگ بر دیکتاتوری و دیوار آهنین روسها. این نظام دو قطبی بزرگ­ترین شاهکار بشر در سیاست بود است . علتش هم این بود که می­توانست نفرت موجود از اداره کنندگان جهان را تبدیل کند به قدرت اداره کنندگان جهان . هر که از غرب ناراحت می­شد پناه می­برد به شرق و هر که از شرق ناراحت می­شد پناه می­برد به غرب و جهان همواره در دست شرق و غرب بود و از دست آنها خارج نمی شد وقتی که نظام دو قطبی سقوط کرد یکی از رورنامه ­های انگلیسی نوشت ، پس از سقوط نظام دو قطبی اداره ­ی جهان بسیار کار دشواریست در این شرایط بود که معلوم شد اصلاً یک نظام جهانی بر جهان حاکم بوده نه دو نظام متعارض با یکدیگر امروز اردوگاه مارکسیسم سقوط کرده، پیمان هایی مثل سنتو متلاشی شده، ناتو دچار چالش شده . وهابیّت دارد می­میرد. اگر گورباچوف مرگ مارکسیسم را اعلام کرد، محمّد بن سلمان هم مرگ وهابیّت را اعلام کرده است. معادلات قدرت تغییر کرده و فضا برای بیداری اسلامی و باز آفرینی واقعیّت قدرت تمدن اسلامی فراهم شده است. آینده بر روی این بنیادها شکل می گیرد.

رویوران: در سطح منطقه­ ای دو بازیگر اصلی وجود دارد یکی اسرائیل و دیگری ایران ، باقی، قدرت­ های واسطه­ ای هستند و خیلی استقلالی ندارند . در بین این دو اسرائیل در حال افول است و ایران در حال طلوع و افزایش قدرت است . یکی از مسائلی که در اسرائیل وجود دارد شکافیست که بین متدیّنین متعصب یهودی و لیبرال­ها وجود دارد . در قانون قومیّتی که همین چند هفته پیش مطرح شده بود ، ۶۲ نفر به آن رأی دادند که دولت اسرائیل دولتِ یهودی باشد و ۵۵ نماینده مخالفت کردند و از این ۵۵ نفر، ۱۳ نفر عرب هستند و ۴۲ نفر یهودی هستند . اینها با عنوان دولت یهودی مخالفند . این شکاف به آمریکا رسیده گروهی از ای­پک جدا شده است. با همین عنوان . الان حمایت از چپ یا حزب کار از طرف گروه جدا شده انجام می­شود در حالی که از لیکود  ای­پک حمایت انجام می­دهد . الان طبق آمار که اخیراً خود اسرائیل انتشار داده ۱ میلیون اسرائیلی مهاجرت معکوس کردند و در طول سال کمتر از یک ماه در اسرائیل هستند . این یک میلیون عمدتاً لیبرال هستند . هر چه اینها بیرون می روند تلاش برای جلب حمایت غرب از اسرائیل کاهش پیدا می­کند . به نظرم این نکته­ی بسیار مهم است . به همین خاطر اسرائیل با این وضعیّتی که در منطقه دارد پیدا می­کند، با این شکاف­ های داخلی که دارد پیدا می­کند رو به افول است من تصور می­کنم در مقابل ایران قدرت بیشتری دارد پیدا می کند حضور نیروهای مقاومت اسلامی، به مرز اسرائیل رسیده و خود اسرائیلی ­ها می­گویند بزرگترین چالش ما با اسلام و مقاومت اسلامی است . در این مدّتی که این قانون قومیّت تصویب شده روز­های شنبه حداقل بین ۵۰ الی ۱۰۰ حادثه ثبت می­شود . یعنی یک یهودی لیبرال در خانه اش برق را روشن کرده ، یک یهودی متدیّن آمده گفته شنبه استفاده از برق حرام است و باهم درگیر شدند و این نشان می­دهد که این جامعه به چه سمتی دارد حرکت می­کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.