قره باغ، تهدید یا فرصت ؟!

0 4

 

     

پس از انتشار فرقه بهائیت ،‌وقایع نامعمول،تضاد های اعتقادی آنان با عرف و فرهنگ مردم در ایران و برخی کشورهای منطقه،‌  بهائیان در سال ۱۹۱۸م. توسط حکومت وقت بریتانیای کبیر در فلسطین مستقر شدند . حدود ۳۰ سال فعالیت آنها، در تشکیل رژیم صهیونیستی سهم بسزایی داشت. مرکز فعالیت و فرماندهی بهائیان در حیفا قرار دارد. ماموریت این فرقه، ایجاد اتوبان برای ورود و نفوذ صهیونیست ها در میان جوامع اسلامی به ویژه شیعیان و تسلط بر آنها است. در این راستا با تلاش مراکز به اصطلاح خدمات اجتماعی و حقوق بشری غرب،‌چند سال پیش مجوز فعالیت بهائیان در جمهوری آذربایجان( باکو)‌ صادر شد. برخی از تحلیلگران آینده نگر،‌ عقیده دارند که تشکیلات صهیون به دنبال ایجاد چهارکشوردر جهان است:

  • سرزمینی در بین کشورهای اسلامی ، برای ایجاد تفرقه و تسلط بر کشورهای منطقه که در فلسطین تشکیل شده است.
  • دومین کشور نیز قرار است در سودان جنوبی برای تسلط بر آفریقا تشکیل شود. تجزیه سودان و ایجاد جنگ داخلی در سودان جنوبی برای نابودی مردم اش Tمقدمه ای برای این سناریو است و رژیم صهیونیستی به نزدیکترین منابع نفتی مطمئن نیزدست می‌یابد.

۳- ایجاد کردستان بزرگ آزاد در بین کشورهای : عراق،‌ سوریه، ترکیه، ج.ا.ایران

  • جهت طراحی چهارمین سرزمین مد نظر،‌منطقه قره‌باغ ، نامزد گردیده است. گسترش روزافزون شهرک‌های صهیونیست ‌نشین در باکو وگنجه، نشانه‌های خطرناکی از این هدف شوم است.

اهمیت جمهوری آذربایجان، از منظر رژیم صهیونیستی:

جمهوری آذربایجان، ترکیه و اسرائیل متحد استراتژیک یکدیگر در قفقاز جنوبی،  به خصوص جمهوری آذربایجان هستند. روسیه هم تا حدودی در مورد این مسئله نظاره گر و سکوت اختیار کرده است.در حال حاضر جمهوری آذربایجان  ۳۰% سلاحهای ضد هوایی و پدافند هوایی خود را از حریم هوایی و از اسرائیل وارد می کند. علاوه بر آن، معاون رئیس جمهوری آذربایجان اعلام کرده که کشورش با اسرئیل متحد استراتژیک است در حالی که رابطه دوستی و برادری با ترکیه دارند و شعار یک ملت و دو دولت میان آن ها برقرار است.

 

 

حضور رژیم غاصب صهیونیستی ،‌یکی از منابع تهدید اصلی طرح شش گانه قفقاز و آوراسیا ، است که ترکیه موجب این امر شده و راه نفوذ آن را به جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و کشورهای آسیای میانه باز کرده است. در واقع، اسرائیل تحت حمایت ترکیه با شورای همکاری ترک (ترکیه، مجارستان، آذربایجان و آسیای میانه) همکاری نزدیکی دارد.البته اسرائیل با روسیه نیز همکاری نزدیکی دارد. هم چنین یک سری آذری های یهودی در آذربایجان زندگی می کنند که لابی قدرتمند اسرائیل در جمهوری آذربایجان و روسیه هستند. علاوه بر آن، حدود نیمی از مایحتاج نفت اسرائیل توسط جمهوری آذربایجان از طریق خط لوله « باکو، جیهان ، تفلیس» با نفتکش های ترکیه به اسرائیل منتقل می شود.

اردوعان،‌ معتقد است که کانال استانبول(در دست احداث)  مکمل کریدور شرق به غرب یعنی  طرح « یک کمربند-یک جاده »‌چین است ، در حالی که می تواند موقعیت کریدور شمال_جنوب و یا شرق به غرب را به مخاطره اندازد و عملکردی  در راستای منافع ناتو و رژیم صهیونیستی داشته باشد.

ایجاد مانع نفوذ آگاهی های آزادی خواهانه درحوزه قفقاز، اهرم فشار به تهران، از طریق درگیری های قومی،تحریک کُردها ،آذری های ترک زبان.

ایجاد زمینه های درگیری تهران-  باکو. به دلیل تسلط رژیم صهیونیستی و نیز تحریک های ترکیه بر رسانه‌های گروهی باکو،

جمهوری آذربایجان تنها کشوری در بین همسایگان است که در آن بیشترین حجم نفرت علیه ایران توسط صهیونیست ها در افکار عمومی مردم تزریق می شود.

چرایی عدم حل مناقشه قره‌باغ :

– رقابت ابر قدرت ها (آمریکا، روسیه، چین)‌ و کمپانی های بین المللی،‌ در ایجاد، شاهراه های انتقال انرژی و            خطوط ارتباط زمینی صادرات

–  ایجاد و تداوم درگیری ، جهت فروش تسلیحات جنگی به ج. آذربایجان ، در ازاء نفت و گاز .

– نیازمندی آمریکا به تداوم درگیری های مزمن منطقه ای،برای ایجاد اختلال و موازنه قدرت ، درحوزه نفوذ روسیه.  ممانعت از تکمیل طرح « یک کمربند-یک جاده »  چین

– ایجاد مسئله متناظر جدیدی علیه ج.ا.ایران، بویژه در مناطق قومیتی(  ترک – کرد زبانان ) شمال و شمال غربی ، فشار بر آنکارا،‌ جهت امتیاز گیری در رفع معضلات کرد ها.

شرح مسئله :منطقه قره‌باغ سرزمینی است باستانی که به دو پاره جلگه‌ای (سفلی) و کوهستانی (علیا) تقسیم شده‌است. بخش سفلی در شمال واقع شده که شهر گنجه زادگاه نظامی گنجوی شاعر بزرگ پارسی گو مرکز آن بود و قسمت کوهستانی آن با عنوان رسمی «استان خودمختار قره‌باغ کوهستانی» شناخته می‌شود. قسمت کوهستانی تقریباً ۱۲/۵ درصد کل سرزمین قره‌باغ را دربر گرفته‌است. مساحت این استان ۴۳۸۸ کیلومتر مربع، درازای آن از جنوب به شمال ۱۲۰ کیلومتر و پهنایش از خاور به باختر بین ۳۵ تا ۶۰ کیلومتر است. استرابون در کتاب جغرافیای خود قسمت سمت راست رود کورا (محل کنونی قره‌باغ) را با نام «ارخیستینا»  دانسته که به خاطر سوارکارانش شهرت داشته‌است. (ارفعی،۱۳۷۱). این استان در سده‌های گذشته از ۵ ناحیه تشکیل شده بود (زارع شاهمرسی،۱۳۸۷) نام منطقه (قره‌باغ-قراباغ)، اولین بار در سده دوازده م. بر اساس نام‌گذاری پارسی برای این منطقه به کار رفت (احمدی،۱۳۷۳). منطقه فعلی قره‌باغ در ابتدای حکومت مادها به زیر سلطه این پادشاهی درآمد و در زمان هخامنشیان نیز جزئی از ایران بود. . قره‌باغ یکی از تقسیمات سیاسی ایران از دوره صفویه به این سو بود،در خلال جنگ های روسیه تزاری با ایران در دوران حکومت  قاجارها ( ۱۸۰۵-۱۸۱۳/۱۸۲۶-۱۸۲۸) اکثرمناطق قفقاز ، طی قراردادهای تحمیلی : گلستان و ترکمن چای، از ایران جدا گردید. اگر چه علی رغم تحدید ها و تهدید های بی شمار ،‌‌ تا کنون قرابت فرهنگی این مناطق با ایران ، هم چنان جریان دارد.

تاسال ۱۸۴۰.م،  این منطقه هم چنان با عنوان ایالت قره‌باغ شناخته می‌شد اما پس از آن تقسیم وبه شوشا تغییر نام یافت و بخش‌هایی از آن به جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی و پس از فروپاشی شوروی به جمهوری آذربایجان، پیوست، بخش زنگه‌زور نیز به جمهوری سوسیالیستی ارمنستان شوروی واگذار شد.

علاوه بر اختلافات تاریخی ارامنه با ترکان عثمانی در خلال جنگ های جهانی ، بلوک بندی های سیاسی قدرت های بزرگ و عوامل منطقه ای شان ،‌ موجبات تداوم درگیری ها ی نظامی، کشتار های متقابل ارامنه و آذری ها،‌ زمینه های  اجتماعی درگیری ارامنه و ترک زبانان شیعی آذربایجانی، را فراهم ساخته است. ایجاد خط مرزهای تفرقه افکنانه در جمهوری های سابق شوروی، بر اساس نقشه های ظالمانه استالین و فتنه های غرب ،در خلال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی،‌ ۱۹۸۸ /  ۱۹۹۰،  بروز و ظهور کرد.  سقوط ابر قدرت شرق که نماد حکومت تک حزبی و مستبد بود،‌ موجبات تک تازی غرب به رهبری آمریکا « پیمان ناتو»‌، رویای برقراری حکومت غرب گرا ،در سرزمین های تحت حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی« پیمان ورشو»‌‌را  فراهم ساخت. مردمان دربند دیکتاتوری حزب کمونیست شوروی ، بدون محاسبه امکانات و ظرفیت های داخلی، عدم آگاهی از تحولات اجتماعی جهانی، برای رهایی از ظلم ،‌ به هر قیمتی خواهان استقلال و آزادی گردیدند. اگر چه در نیل  به  آرمان هایشان و  تحقق عدالت اجتماعی ، هزینه های مالی و جانی گزافی پرداختند. علی رغم نیاز، آمال و آرزوهای مردمان ستم دیده،‌  متاسفانه در اغلب سرزمین های تحت سلطه کمونیست های شوروی،‌ ، استقلال مد نظر حاصل نگردید،‌آزادی ها نیز طبق تفسیر و برداشت  دولت ها،با تحدید و تهدید مواجه گشت. عدالت اجتماعی و رفاه نیز  محدود به  سطح  دولت مردان ، گردید. در بیشتر این سرزمین ها، سران امنیتی،  نظامی، ک.گ.ب، در کسوتی جدید،‌اداره امور حکومتی را دوباره در دست گرفتند.

منطقه قره باغ کوهستانی از جمله مهم ترین کانون های اختلاف میان جمهوری های تازه تاسیس آذربایجان و ارمنستان قرار گرفت. ترکیب جمعیتی این منطقه ، تداخل آذری ها با ارمنی ها بود ، اما حاکمیت منطقه خودمختار  مذکور به جمهوری آذربایجان سپرده شد.  طی دوران فترت و احتضار اتحاد جماهیر شوروی ، برخی گروه های ارامنه ، طی حمایت های غرب در سال ۱۹۸۸ م. خواستار استقلال منطقه خود مختار قره باغ شدند که توسط ارتش حاکم وقت مستقر در جمهوری آذربایجان( ارتش سرخ)‌ به رهبری حیدرعلی اف ( پدر الهام علی اف ، رئیس جمهور کنونی آذربایجان ) ‌طی ۳ سال به شدت سرکوب گردیدند. در واکنش به  مداخله و سرکوب مذکور،‌ارتش جمهوری ارمنستان ، وارد عمل شد و در طی یک جنگ ۳ ساله (۱۹۹۱ – ۱۹۹۴ )  قسمتی از مناطق قره باغ ، عمدتا  مناطق ارمنی نشین ، را به تصرف در آوردندو این گونه  جمهوری« آرتساخ »، وابسته به ارمنستان، حادث گردید. متاسفانه ، در طول این سال ها اراده سیاسی هیچ کدام از طرفین برای ایجاد یک صلح جامع و پایدار نبوده است و قدرت های منطقه ای ،  فرامنطقه ای، همسایگان،  نیز در پیچیده تر کردن این مناقشه نقشی تعیین کننده داشته اند. آخرین درگیری های این دو کشور از روز یکشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۰ .م مجدد آغاز شد. ( مهر ماه ۱۳۹۹ ) وآخرین توافق طی روز  سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹، حاصل گردید.

  اهمیت کریدور« زنگزور» جهت تغییر مرزها

پس از پایان جنگ قره باغ و اعلام آتش بس میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان، رهبران دو کشور با میانجیگری روسیه بیانیه سه جانبه ای را امضا کردند که به نوعی گشایش و فعال شدن جدی کریدور زنگزور بود، چرا که منطقه مورد اختلاف دو طرف جایی بوده است که ارمنی ها آن را «سونیکس» و در جمهوری آذربایجان آن را «زنگزور» می نامند و حال مطابق با توافقنامه سه جانبه، از این منطقه باید مسیری عبور کند که باکو را به منطقه نخجوان و ترکیه متصل می کند.بعد از امضای قرارداد آتش بس میان ارمنستان و آذربایجان میانجیگری روسیه، قرار شد تا کریدور لاچین و زنگزور گشوده شود. در آن صورت کریدوری از ترکیه از طریق مرز کوچکی که با نخجوان دارد تا باکو امتداد می یابد. کریدور لاچین و زنگزور، ارمنستان را به منطقه کوهستانی قره باغ متصل می کند و ازطرفی نخجوان هم به مرکزیت جمهوری آذربایجان نیز وصل می شود.

در حالی که کریدور زنگزور تقریبا به صورت شمال به جنوب طراحی شده  است، اما درصددند تا از سمت شرق به غرب یا برعکس یک راه شوسه و ریلی ایجاد کنند و نخجوان را به باکو متصل کنند، در آن صورت مسیر ایران از راه ترکیه به ایران، سپس به آذربایجان، آسیای میانه و در نهایت به سمت شرق:‌ افغانستان، پاکستان، چین، هندوستان راه اندازی شود.

علاوه بر آن، یک مسیر جنوبی نیز مطرح است که از سمت چین به پاکستان و یا چین به افغانستان، ایران، عراق، سوریه، ترکیه و منطقه دریای مدیترانه می باشد.

هم چنین یک مسیر میانی در رابطه با زنگزور وجود دارد که مرتبط با طرح چینی یک کمربند- یک جاده است. مسیر دریایی نیز از سوی پاکستان، دریای عمان، خلیج فارس، کشورهای حاشیه خلیج فارس، اسرائیل و اردن مطرح است.

برخی از تحلیلگران بر این باورند که ایران که از سالها پل اتصال شرق به غرب در مسیر جاده ابریشم بوده، پس از ایجاد کریدور «زنگزور» اهمیت خود را به‌عنوان پل شرق به غرب با توجه به موقعیت ژئوپلتیک ایران و درآمد ترانزیتی ناشی از آن از دست خواهد داد ، در حالی که برخی دیگر عقیده دارند که در صورتی که کریدور نخجوان از خاک ایران عبور کند، در آن صورت، همگرایی کشور با اقتصاد جهانی تسریع خواهد یافت.

 

 

سیاست ج.ا. ایران در قبال بحران قره باغ

‌در قبال مسائل قفقاز، علی رغم فعالیت های دولت ماجراجو در ترکیه، عدم اتخاذ سیاست خارجی هم سو ، معطوف به منافع ملی ایران، مبتنی بر تاریخ، فرهنگ و هویت این بخش از جغرافیای ایران زمین، از سوی تهران ، هم چنان مسکو برنده و بازندۀ تحولات قفقاز را مشخص می‌کند. البته ، مفاد توافق‌نامه سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹، مقامات ایروان، باکو، روسیه برای اتمام جنگ قراباغ، نشان می‌دهد که تُرک‌ها علی‌رغم هزینۀ بسیار بالایی که در جنگ اخیر پرداختند، به خواسته‌های حداکثری خود نرسیدند. در تایید این گزاره همین بس که روسیه‌ای که در جنگ اخیر هیچ هزینه‌ای نکرد، تنها بازیگر ثالث متولی در توافق بین طرفین شد. توافق اخیر فارغ از هر نتیجه‌ای که دارد، یک هشدار جدی است.

با توجه به این‌که فعالیت جریان صهیونیستی «پان‌ترکیسم» در جنگ اخیر بیش از هر زمانی بود، این توافق‌نامه دست‌کم امکان قدرت‌نمایی و نمایش موفقیت را به آن‌ها داده است. از سویی، اینک مشخص گردیده است که یکی از اهداف اولیه نزاع ها، تحولات اخیر قفقاز، انزوای انقلاب اسلامی در منطقه است. مفاد توافقنامۀ اخیر یک بار دیگر نشان داد در نظام بین‌الملل کنونی، خاصّه در «مناطق آشوب» مانند خاورمیانه و قفقاز، چیزی به اسم «حق تعیین سرنوشت» در داخل کشور‌ها اساساً معنا ندارد. حتی حاکمان یک کشور کاملاً مصنوعی و نه چندان مستقل و قدرتمند مانند جمهوری آذربایجان نیز چنین حقی را بر اساس قومیت و مذهب به یک ناحیه از کشور خود نمی‌دهند. پیش تر در خاورمیانه و در ماجرای «اقلیم کردستان» نیز کشور عراقِ بدون دولت و در اوج ضعف، این مهم را اثبات کرده بود.

در ارتباط با بحران قره باغ،‌طرح ایرانی ۳+۳ یعنی حضور کشورهایی نظیر ایران، ترکیه و روسیه به اضافه سه کشور قفقاز جنوبی شامل گرجستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان این بوده که این کشورها با یکدیگر همکاری نمایند.

بعد از جنگ دوم قره باغ در نوامبر ۲۰۲۰ که آتش بس آن اعلام شد، در ابتدا الهام علی اف از این طرح شش گانه حمایت کرد که این کشورها با یکدیگر همکاری نمایند. اردوعان نیز پشتیبانی خود را اعلام کرد و پوتین نیز بر همین همکاری تاکید نمود. امنیت منطقه با همکاری شش کشور در وسط «پنج دریا» می تواند بسیار موثر واقع شود. اما ناتو همواره در تلاش است تا همکاری چنین مجموعه ای را بر هم زند. علاوه بر آن، نفوذ ناتو در دریای سیاه موجب می شود که امنیت روسیه و در پی آن امنیت قفقاز و آسیای میانه که به نوعی حیاط خلوت روسیه هستند، بر هم بخورد.

 نتیجه گیری:

حفظ وحدت سرزمینی ایران ، یک وظیفه است اما بالاتر از آن ؛ رسالت حفظ هوّیت فرهنگی است، هوّیت فرهنگی ؛ این رسالت را بردوش ما گذاشته است تا از کیان آن در مقابل غرب و شرق حمایت کنیم.

قفقاز به منزله‌ی موجودیتی جغرافیایی در جوار ایران بخش از هوّیت فرهنگی و تاریخی ماست. شرایط کنونی در قفقاز به نوعی به حاشیه رفتن و انهدام بیش از پیش هوّیت اسلامی در منطقه است .برای دفاع از کلیت هوّیت فرهنگی در شرایط کنونی ؛ باید نسبت به مسئله قفقاز حساس باشیم .

همواره باید مد نظر داشت که :‌ در شمال واقعیتی قرار دارد که ادامه روندهای گذشته است ، که با منطق امپراطوری حرکت می کند؛ وتغییررفتارها  گاهی ؛ بنیادی نیست ؛ تاکتیکی است”‌ .

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ؛ واحد فهم ما از مسایل استراتژیک در منطقه، مفهوم « امت»  بود و در همه ارزیابی های سیاسی خودمان در منطقه ،‌وحدت امت، عامل تعیین کننده ای در سیاست خارجی ما محسوب و منظور گردید. اما مواضع و رفتار های برخی کشور های عربی و مسلمان ؛ با حمایت سعودی ها ؛ مغایر با وحدت امت وعلیه منافع امّت ؛ هدایت گردید.

پس از فروپاشی شوروی ؛ متاسفانه برای بار دوم ؛ ما حساسیت لازم را در مورد ؛ مناطق حوزه قفقاز از دست دادیم. بی عملی و بی اثری ما ؛ فقدان طرح های راهبردی و برنامه های کاربردی ؛ در قبال این تحولات، ملموس ؛ مشهود ؛ حتی قابل قیاس و اندازه گیری است  .

در جمهوری آذربایجان ؛ هویّت اسلامی به صورت سیستماتیک ؛ از طریق سیستم آموزشی ؛ رسانه های گروهی و پرورش نسلهای لائیک ؛ تحریف می گردد . این کشور می تواند مهره مهمی در استراتژی اسرائیل باشد.  مسلما  بی توجهی به این واقعیت ها می تواند هویت فرهنگی و اسلامی قفقاز را با تهدیدات جدّی روبرو کند.

داوداوعلو در نظریه عمق راهبردی‌ ؛ ترکیه را به پرنده‌ای تشبیه کرده است که برای پرواز در جهت منافع آمریکا و اسرائیل ؛ به دو بال«  قفقاز» و«  بالکان»‌محتاج است. دولت ترکیه، حکومت حزب عدالت و توسعه ترکیه به رهبری اردوعان ؛ طی تئوری اختلاطی ( ملی گرایی ترک + اسلام آمریکایی + لیبرالیزم انگلیسی ) احمد داود اوعلو؛ در رویای برقراری امپراتوری نو عثمانی ؛ ایجاد منطقه بزرگ فرهنگی در نواحی : قفقاز، آسیای مرکزی، بخشی از مرزهای شبه جزیره بالکان، چین وبرقرارییک محور صهیونیستی بسر می برند. در این راستا ، جمهوری ترکیه خواهان ایحاد یک زبان  واحد و معیار ؛ ترکی ؛ استاندارسازی زبان ترکی ؛ از آناتولی تا کلیه مناطق ترک زبان است تا در سایه آن ؛ بازار مشترک، فرهنگ یکسان ؛ در منطقه ای وسیع ؛ جهان ترک ؛ را شکل دهند. این بازار بزرگ در خدمت سیاست های آمریکا و اسرائیل خواهد بود.

البته نباید نادیده گرفت که زمانی که طرفین آذری و ارمنی، در میدانی نزاع می کردند در دو سویش روس ها و ترک ها ایستاده بودند و در پیرامونش انگلستان و آمریکا، اینک این میدان در دست کثیری از مدعیان است که در منطقه قفقاز به دنبال سهم خود هستند. اگر تا دیروز وزن مسکودر منطقه سنگین تر از دیگران بود، امروز این هژمونی ایالات متحده است که در روزگار پسا جنگ سرد و در منطقه ای که زمانی حیاط خلوت روس ها بود به صحنه آرایی آمده است. صحنه ای که قرار است « مناقشه » قدرت های بزرگ،‌در غیاب همسایگان شکل گیرد.

در  تدوین راهبرد و آرایه‌ تصمیم‌سازی های ج.ا. ایران در قبال منطقه قفقاز ، باید با لحاظ چارچوبی مبتنی بر یک نگرش انقلابی و اسلامی؛  متکی بر تجارب،مستندات تاریخی،میراث  فرهنگی، واقعیت های اجتماعی ؛ لحاظ ظرفیت  منطقه ای،  موقعیت بین المللی،‌ به این منطقه، نگریسته شود.اینک منطقه قفقاز، مرز میان سیاست های:‌ صهیونیستی،آتاترکی و انگلیسی است که دقت بیشتری را می طلبد.

 منابع:

حشمتی، برهان،‌کارشناس ارشد قفقاز درمرکز بین المللی مطالعات صلح.  جمهوری آذربایجان در سال ۱۳۹۷،

مرجانی نژاد، احمد،مترجم رسمی، ‌قره باغ مظلوم، منتشره مهر ماه۱۳۹۹

مصاحبه با اسدا… اطهری، کارشناس مسائل بین‌الملل.، حسین وحید – ۱۱ مهرماه ۱۳۹۹   .

حسین پور، علیرضا ،‌روزنامه آرمان ملی ،‌شماره مورخ :‌ ۲۲/۰۷/۱۳۹۹ .

مرجانی نژاد، احمد، کارشناس عالی توسعه ارتباطات فرهنگی بین المللی.گزارش برگزاری دومین سمپوزیوم مناسبات فرهنگی، تاریخی و اجتماعی قفقاز.

مصاحبه با جوانشیر آخونداوف سفیر جمهوری آذربایجان درتهران ، سیاست خارجی جمهوری آذربایجان

احمدی، ژیلا ، مرکز بین المللی مطالعات صلح، روابط سیاسی ایران و جمهوری آذربایجان

دکتر صولت، رضا،  استاد دانشگاه،پژوهشگر ارزیابی روابط، بررسی روابط آنکارا، باکو

دکتر بنائی بابازاده ، امین ، استاد مدیریت استراتژیک،  تحلیل روابط آمریکا و ج.آذربایجان

کوزه گرکالجی، ولی، کارشناس مسائل قفقاز، تاملی بر ریشه ها و پیامدهای اعتراضات سیاسی اخیر درج. آذربایجان

علی پور ، مهرداد، پژوهشگر مسائل بین الملل، بسترهای اختلاف های داخلی و خارجی روابط تهران ـ باکو

گفتگو با پاک آیین ، محسن، سفیر تهران در باکو، اهداف جمهوری آذربایجان در روابط با کشورهای عربی

کدخدازاده، رضا، پژوهشگر ارشد مطالعات قفقاز، پایگاه خبری تحلیلی انتخاب، چهار درس از توافق‌نامۀ پایان جنگ قره‌باغ

قائم  مقامی، سید علی، کارشناس مسائل ترکیه، تهمینه غمخوار، تحلیل بازار، منتشره:چهارم مرداد ماه ۱۴۰۰

 

 

 

 

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.