محاسبات ژئو استراتژیک آمریکا و متحدانش در یمن

0 199

 به گزارش خبرگزاری ها تحلیل گران سعودی به طور آشکار در حال انتقاد از نقش امارات در یمن هستند، تحولی که ظاهرا نشان دهنده اختلاف سیاسی و اقتصادی این دو کشور است البته اگر در واقع اختلافی وجود داشته باشد.

عبدالله الهتایلا سردبیر روزنامه عربستانی «عکاظ» نوشت : پادشاهی عربستان و مردم آن به کسی اجازه نخواهد داد تا امنیت یمن را مخدوش کرده و به آن آسیب برساند. عربستان ممکن است صبور باشد اما صبر آن نامحدود نیست.  این جمله البته نشان دهنده نوعی استیصال است چون چیزی که امروز در یمن وجود ندارد امنیت است و در پیدایش شرایط کنونی عربستان سعودی مسئولیت اساسی دارد.

مقامات کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نظارت نزدیکی بر رسانه‌های اجتماعی دارند و معمولا این کشورها اجازه نمی‌دهند از متحدان خود درفضای مجازی  انتقاد شود.  

ائتلاف عربی غربی – عبری که در ابتدا به بهانه جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی،قسمت هائی ازیمن را تحت اشغال خود در آورده است، رفته رفته با تشدید اختلافات رنگ باخته و عملاً «عدن» به عنوان مرکز جنوب یمن به کانون تنش و درگیری میان این دو کشور تبدیل شده است.  

از یک سال گذشته درگیری‌های نظامی میان عوامل سعودی و اماراتی در جنوب یمن یعنی نیروهای وابسته به «عبد ربه منصور هادی (تحت حمایت عربستان) و نیروهای شورای انتقالی جنوب (تحت حمایت امارات) بازتاب فراوانی در رسانه‌ها داشته است.  

این ائتلاف کوشش زیادی کرده تا مانع از نفوذ و جایگاه انقلاب اسلامی در ساختار قدرت یمن شود، اما در کنار اهداف سیاسی، امارات پس از عربستان بیشترین حضور نظامی را در جنگ علیه مردم یمن داشته است و بخش‌های زیادی از خاک  جنوب یمن برای تقویت حضور خود در مناطق جنوبی اشغال کرده است، تا جایی که اقدامات این کشور در عدن و برخی دیگر از مناطق مهم جنوبی یمن، صدای عبدربه منصور هادی هم پیمان  ریاض (تحت حمایت عربستان) را هم در آورده است. اعلام خودمختاری شورای انتقالی جنوب یمن در ۲۶ آوریل ۲۰۲۰ اوج تنش میان مزدوران عربستان و امارات در یمن را به نمایش گذاشت.  

بسیاری از کارشناسان معتقدند که ریشه اختلافات عربستان و امارات در جنوب یمن سیاسی است، اما به نظر می‌رسد که ریشه‌های اختلاف عربستان و امارات فراتر از مسائل سیاسی مربوط به جنگ یمن است. با توجه به اهمیت استراتژیک جنوب یمن، دلیل این اختلافات بیش از آنکه سیاسی باشد، راهبردی است؛ هر چند با وجود این اختلافات، بیش از ۶ سال است که تجاوزات ائتلاف سعودی علیه یمن متوقف نشده است.  

پرسشی که برای ناظران سیاسی مطرح است این است که عربستان سعودی و امارات متحده عربی هردو از کشورهای قمر برای ایالات متحده آمریکا بشمار می آید و طبق سیاست های آمریکا عمل می کنند پس چرا و چگونه در یمن گرفتار تعارض منافع شده اند.

چون برخوردهای آشکار آنها حکایت از نوعی تعارض منافع دارد که باید با دقت بیشتری مورد مطالعه واقع شود.

ولی اگر تعارض نمایان و نمادینی که بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی بوجود آمده را در یک مقیاس وسیع تر بررسی کنیم متوجه خواهیم شد که در حقیقت تعارض منافعی در میان نیست بلکه بر عکس الزامات امنیّتی و ژئواستراتژیک این تناقض را آفریده است و پشت پرده این تعارضات مسئله حفظ منافع حیاتی آمریکا در باب المندب قرار دارد .

واقعیت این است که لندن و واشنگتن نسبت به تداوم حکومت آل سعود بر عربستان خوش بین نیستند و مصمم هستند برای دور نمای آینده شبه جزیره عربستان بدون وجود رژیم سعودی ، از هم اکنون برنامه ریزی کنند.

پنتاگون نمی تواند به آینده رژیم سعودی ازجهت استراتژیک خوش بین باشد این رژیم مشروعیت دینی خود را از دست داده در حالیکه مشروعیت دموکراتیک را بدست نیاورده و در مقابل نظامی قرار دارد که سه نوع مشروعیت دارد:مشروعیت دینی،مشروعیت مردمی و دموکراتیک و مشروعیت انقلابی. زادگاه مشروعیت دینی جمهوری اسلامی ایران اصل امامت است که در فقه در زمان غیبت کبرا موجب پیدایش اصل ولایت فقیه شده و بستر اصلی این ولایت ، دو اصل عدالت و آزادی از نظر فلسفی و حقوقی می باشد،خاستگاه مشروعیت دموکراتیک و مردمی جمهوری اسلامی ایران،اصل حق تعیین سرنوشت مردم بوسیله مردم است که در نظامی سیاسی امامت کاملا و عملا به رسمیّت شمرده شده است و درگاه ظهور و حضور مشروعیت انقلابی جمهوری اسلامی ایران دفاع از حقوق مسلمانان جهان ،مبارزه با صهیونیسم و رویاروئی با امپریالیسم آمریکاست. در حالیکه رژیم عربستان سعودی نه مشروعیت دینی دارد و طشت رسوائی وهابیت و تکفیر از بام جنایات تروریست ها در سوریه،عراق،افغانستان و …..بزمین افتاده و وجدان دینی مسلمانان جهان را آزرده ساخته است نه مشروعیت مردمی دارد چون اساسا این رژیم به حق تعیین سرنوشت مردم و انتخابات و رای ملّت اعتقاد و اتکائی دارد و نه مشروعیت انقلابی دارد چون اساسا عربستان سعودی پایگاه نظامیان آمریکائی و انگلیسی است.

از طرف دیگر عربستان سعودی امروز عرصه یک جنگ بیرحمانه و اعلام نشده است . این رژیم از یک طرف با شهروندان شیعۀخود که  قریب به سی درصد جمعیّت این کشورند در جنگ است و بسیاری از رهبران و جوانان آنها را کشته و خانه های آنها را مثل رفتار صهیونیست ها با خانه های فلسطینی ها در فلسطین با خاک یکسان کرده است. از طرف دیگر این رژیم با شاهزادگان سعودی در تنازع بقا و جنگ قدرت قرار گرفته است در حالیکه در میان بقیه مردم کشورش نیز محبوبیّت و جاذبه سیاسی ندارد.

به همۀ اینها اضافه کنید ورود عربستان سعودی به یک جنگ بی سامان و بی اخلاق و بی نتیجه که موجب نابودی سرمایه های مالی عربستان و انهدام زیر ساخت های کشور یمن شده و در عین حال زمینه همگرائی نیروهای مقاومت عرب از مرزهای اردن تا دروازه های عدن را فراهم آورده است و تا درها بر این پاشنه ها می چرخند آینده امید بخشی را نمی توان برای رژیم سعودی متصوّر بود.

کارشناسان ژئو استراتژی در غرب معتقدند در صورت وقوع یک انفجار اجتماعی و سیاسی در عربستان نیروهای آمریکا و انگلیس قادر به مهار آن نخواهند بود زیرا تجربه جنگ در یمن،سوریه و افغانستان و تجربه حضور نظامی در عراق حتی با شرط سقوط رژیم صدام که موجب خشنودی مردم عراق بود هیچ موفقیت ژئو پلتیک و ژئو استراتژیک برای غرب در پی نداشته و در دراز مدت جز هزینه های سنگین نظامی و افول قدرت جهانی غرب سودی در پی نداشته و نخواهد داشت.

به این همه تجربیات تلخ باید یک نکته بسیار مهم را افزود و آن این حقیقت است که جنگ احتمالی آمریکا و انگلیس با مردم عربستان مانند جنگ آنها با مردم ویتنام و افغانستان نبوده و شبیه جنگ با مردم عراق و سوریه خواهد بود. همان طور که مداخلات نظامی غرب در عراق و سوریه موجب رنجش و برانگیختگی شیعیان جهان شدو نتیجه آن پیدایش ارتش های جنگ آزموده ای نظیر حشدالشعبی و فاطمیون و حیدریون گردید مداخلات نظامی رسمی و صریح غرب در عربستان که زادگاه و مزار پیامبر(ص) و اهل بیت پیامبر (ص) را در بر گرفته است موجب خیزش و رستاخیز بزرگی در سراسر جهان اسلام از اندونزی تا جزایر غرائب ]کارائیب[خواهد شد و غرب کنترل خود را برجهان اسلام از دست خواهد داد.

از طرف دیگر امارات متحده عربی متشکل از چند شهر کوچک مهاجر نشین است که با دلار و تفنگ می توان آن را اداره کرد بنابر این امید به بقای امارات متحده عربی بیشتر از امید به بقای رژیم سعودی است و اگر با پرچم امارات متحده عربی نواحی استراتژیک در جنوب یمن اشغال گردد امکان حفظ آنها در دراز مدت بیشتر خواهد بود.

واقعیت این است که رژیم عربستان برای عبور از این بحران یک راه حل بیشتر ندارد و آن این است که از صف دشمنان انصار الله خارج شده و وارد صف متحدان آن شود و این سیاست مستلزم خروج از یمن، برسمیت شناختن دولت صنعا و کمک صادقانه به بازسازی یمن است در این صورت فرصت خواهد یافت که به ترمیم زخم های درونی خود پرداخته و بتدریج برای احیای مشروعیت خود گام هائی بردارد.

نزدیکی به  صنعا نهایتا به معنی نزدیکی رژیم سعودی به  شیعیان وشهروندان کشور خودش نیز خواهد بود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.