نگاهی کوتاه به احزاب و پویش های سیاسی و مذهبی جوانان در پا کستان

0 256

امروز کشور هند با جمعیت یک ملیارد و سیصد میلیون نفر، پس از چین، دومین پرتراکم ترین کشور دنیا محسوب می شود که هنوز از برترین های اقتصاد جهان محسوب می شود. اگر جمعیت کنونی پاکستان و بنگلادیش را هم بر آن بیفزاییم، کشوری حدود یک میلیارد و هفتصد نفری خواهد شد که در این صورت بدون هیچ شکی پرجمعیت ترین کشور دنیا است. قابل توجه آنکه بخش عظیمی از جمعیّت خند مسلمان هستند. سوالی که اینجا مطرح است این است که چرا کشوری به نام پاکستان و بعدا قسمتی از آن بنام بنگلادیش از هند استقلال گرفت؟ چه لزومی داشت که این دو کشور (که در اوائل یک کشور پاکستان بودند) از کشوری هندوستان استقلال بگیرند که حتی امروز تعداد انبوهی از مسلمانان در آن زندگی می کنند؟ چه کسانی پشت این کار بودند و اهداف شان از تجزیه هند چه بودند؟ و این که آیا آنها موفق به دستیابی به اهدافشان شدند؟ ترور گاندی و ترور احتمالی محمد علی جناح از چه نقشه ای حکایت می کنند؟ و … این سوالاتی هستند که نیاز به پاسخ قانع کننده‌ای دارند!

حزب مسلم لیگ به رهبری محمد علی جناح هدف اصلی استقلال طلبی و بعدها استقلال پاکستان را مطالبه کشوری مستقلی که بشود در آن احکام دین اسلام را بدون هیچ دغدغه و هراس انجام دهند، اعلام کرد. به عبارت دیگر این حزب هر منطقه ای از هند را که اکثریت آن را مسلمانان تشکیل می دادند، جزئی از کشور پاکستان می دانست، هرچند در آن سرِ هند باشد، مانند مناطقی که امروز نام کشور بنگلادیش را به خود گرفته و یک کشور مستقلی است. به گفته حزب مسلم لیگ مسلمانان در آن زمان نمی توانستند از عهده اعمال احکام شرعی خود در هند به خوبی بر آیند و با محدودیت های بسیاری رو برو بودند که این خواست آنان برای یک کشور مستقل را هر روز شدیدتر می کرد و در نهایت در سال ۱۹۴۷ میلادی کشوری بنام پاکستان بر نقشه جهان بوجود آمد که شعار اصلی آن (پاکستان کا مطلب کیا؟ لا اله الا الله؛ معنی پاکستان چیست؟ لا اله الا الله) بود.

نکته دیگری که جالب و قابل توجه است، این است که هم شیعیان و هم اهل سنت (تنها بعنوان مسلمان) از دست اندرکاران استقلال کشور پاکستان بودند و نقشِ اساسی را در این مورد ایفا کردند. بعنوان مثال رهبر و بنیان گذار این کشور محمد علی جناح شیعه اثناعشری بوده و از طرفی اقبال لاهوری (که یکی از اصلی ترین چهره ها و بنیانگذاران پاکستان به شمار می رود) اهل سنت بود، و احتمال می رفت که کشوری را که این دو فرقه درکنار هم به وجود آورده اند، حتما یک کشور به تمام معنی مسلمان و مؤمن خواهد بود که پس از گذر چند سال اوضاع طوری دیگری پیش رفت و کشوری را که ما امروز شاهد هستیم، با شعار (معنی پاکستان چیست؟ لا اله الا الله) بسیار تفاوت دارد و به کشوری تبدیل شده است که هر از گاهی شاهد فتاوای کفر و انتحار شیعیان مظلوم است؛ شیعیانی که برای استقلال این سرزمین هزاران هزار شهید دادند، امروز در کشور خودشان از امنیت جانی برخوردار نیستند. و از طرفی حزب‌های غیر مذهبی (مانند حزب های لیبرال، سوسیالیست، کمونیست و حتی بی دین) نیز از هر گوشه و کنار این کشور عرض اندام داده و اعلام وجود می کنند.

در اوایل استقلال، بحث شیعه سنی در میان مردم بسیار کمرنگ و فاقد اهمیت بود. سنی ها در مراسم عزاداری شیعیان شرکت می کردند و شیعیان در شادی آنان در روز ولادت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) در کنار آنان می ایستادند و ولادت رسول الله (صلی الله علیه وآله) را باوجود اختلاف در تاریخ ولادت آنحضرت با برادران اهل سنت نیز جشن می گرفتند. البته در این سالها نیز بودند کسانی که کارشان تفرقه اندازی بود، ولی حرفهایشان زیاد خریدار نداشتند. پس پیروزی انقلاب اسلامی در ایران[۱۹۷۹ میلادی]

برای اولین بار بحث شیعه سنی در پاکستان در زمان کودتای ژنرال ضیاء الحق (۱۲ اوت ۱۹۲۴ تا ۱۷ اوت ۱۹۸۸) شدت گرفت. او که یک سنی متعصب و نسبت به شیعیان بسیار بدبین بود و با کودتا علیه حکومت نخست وزیرِ وقت ذوالفقار علی بوتو (۵ ژانویه ۱۹۲۸ میلادی تا ۴ آوریل ۱۹۷۹ میلادی) و متعاقبا صدور حکم اعدام او، بعنوان یک دیکتاتور و رئیس جمهور به حکومت رسید، خود را “مردِ مؤمن” خوانده و دنبال نافذ کردن بقول او “نظام راستین اسلامی” بود. در زمان ضیاء الحق بود که ملائیت (غالبا اهل سنت) در پاکستان بیش از پیش پا گرفت و امنیت کشور را به خطر انداخت. پس از برچیده شدن حکومت ضیاء الحق در سال ۱۹۸۸ میلادی که در یک سانحه هوایی شک برانگیز به همراه تعدادی از ژنرال های بلند مرتبه پاکستان کشته شد، ملائیت و تعصبات فرقه ای و متعاقبا تروریسم در پاکستان ادامه پیدا کرد و تا کنون همچنان روز بروز بیشتر شده، جان بیشتر مردمان بی گناه این کشور را تهدید می کند. در طول این سال ها گروهک های تروریستی زیادی بوجود آمدند و دست به فعالیت های تروریستی داخلی و خارجی زدند و می زنند مانند القاعده، لشکر عمر، لشکر طیبه، جیش محمد، سپاه صحابه، طالبان، داعش و… که هر یک از این گروهک ها در داخل و خارج از کشور فعالیت های تروریستی انجام داده و می دهند.

سخنی چند درباره گرایش های جوانان پاکستان:

نیروی جوان، سرمایه عظیم هرکشوری محسوب می شود و بزرگترین انقلابات و رخدادها مدیون همین نیروی جوان بوده است. اما این نیرو گاهی به دلایل مختلفی از جمله محیط، فقر، بی سوادی و تبلیغات سوء و نادرست از صراط مستقیم بازمانده و بی راهه کشانده می شوند و دست به کارهای ناپسند از جمله سرقت و قتل می زنند. مانند هرکشوری در جهان، امروز در پاکستان نیز زندان ها پر هستند از چنین نوجوان های که راه خلاف و نادرستی را به پیش گرفته و اینک در زندان ها بسر می برند. بماند آن تعدادی عظیمی از این جوان ها که بعلت همین خلاف ها جان شان را از دست دادند! مانند تمامی کشورهای دنیا، جوانهای پاکستان نیز هرگز بیطرف نبوده و از خود گرایش های مختلفی نشان داده اند که در تقسیم بندی اول، چنین گرایش ها را می توان در دو گرایش ۱٫ مذهبی و ۲٫ غیر مذهبی تقسیم کرد:

  1. گرایش مذهبی:

امروزه بسیاری از جوان های پاکستان به اعتقادات و افکار مذهبی خود گرایش شدیدی دارند که برخی اوقات به افراط کشیده می شوند و در نتیجه گروه ها و گروهک های مذهبی افراطی (و تروریستی) مانند طالبان و داعش را بوجود می آورند. همان طور که اشاره شد، این گرایش مذهبی درمیان جوانان مشاهده می شود که برای پرداختن به آن به صورت بهتری می توانیم جوان های با این گرایش را به دو دسته شیعه و سنی تقسیم کنیم:

۱-۱: گرایش مذهبی درمیان جوان های شیعه:

شعییان پاکستان از ابتداء به عقائد و رسومات دینی خود پای بند بوده اند و این علاقه و وابستگی دینی از زمان آغاز تروریسم در پاکستان علیه ملت بی دفاع (بخصوص شیعیان) بیشتر و چشمگیر تر هم شده است. تعداد شهدای شیعه در مدت دوازده سال اخیر بسیار زیاد بوده و شیعیان زیادی در بمب گزاری ها، کشتار هدفمند و در مراسم اسلامی بویژه روز قدس و غیره جانشان را از دست دادند و با شهداء صدر اسلام هم مرتبه گشتند. اما این فشارها که اغلب به خاطر شیعه بودن و پیروی مذهب جعفری بودن آن ها بوده، نه تنها نتوانسته آنها را ترسانده و از دین اسلام دور کنند، بل آنها را از قبل بیشتر به اعتقادات مذهبی خود وابسته و علاقه مند کرده است و باوجود تهدید جدی تروریستی در اجتماعات مذهبی، هرساله تعداد افراد شیعه در اجتماعات مذهبی ماه محرم و دیگر مناسب های مذهبی بیشتر از قبل مشاهده شده است. جوانهای زیادی داوطلبانه و زیر نظر سازمان شیعه پس از گذراندن دوره آموزش و تمرینات و آمادگی لازم، در ماه محرم روز و شب از عزاداران حسینی (ع) محافظت می کنند و این محافظت های شخصی و شیعی امنیت آنان را بیش از پیش تضمین کرده است. این گروه جوانان شیعی در تمامی مناسبت های دینی داوطلبانه پا پیش گذاشته و خدمت دینی خود را به مردم ارائه می دهند.

نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که شیعیان بخصوص جوانها به انقلاب وابستگی و علاقه خاصی دارند که مثال بارز آن شرکت در راه پیمایی روز جهانی قدس است که هرساله در پاکستان برگزار می شود و نه تنها اعلام همبستگی و برادری با مردم همیشه مظلوم فلسطین و دفاع از حق آنان و اعلام انزجار از صهیونیسم و اسرائیل غاصب است، بلکه این صدای همیشه لبیک مسلمانان و جوانهای پاکستان است به دعوت امام خمینی کبیر (قدس سره). در سال ۲۰۱۰ و روز آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، در اثر یک حمله انتحاری بر راهپیمایان روز جهانی قدس در شهر کویته مرکز ایالت بلوچستان پاکستان ۸۰  نفرشهید و حدود ۲۰۰  تن دیگر مجروح شدند، اما این فاجعه بزرگ و اقدام تروریستی نیز نتوانست آنان را از شرکت در این راه پیمایی باز دارد.

جوانان شیعی می توان به دو دسته تقسیم کرد:

الف: نهضت جعفریه                ب: حزب وحدت مسلمین پاکستان

از نظر اهداف و پیگیری های اصلی، این دو نهضت با همدیگر فرق اساسی ندارند، ابتدا نهضت جعفریه و سپس حزب وحدت مسلمین به وجود آمد که اینجا به تاریخچه این دو نهضت می پردازیم:

الف: نهضت جعفریه: سازمان مذهبی و سیاسی سراسری شیعیان پاکستان است که از تأسیس در سال ۱۹۷۹ میلادی تا کنون تحت تأثیر اوضاع سیاسی پاکستان، چندین بار تغییر نام داده است. نخستین نام رسمی آن، تحریک نفاذ فقه جعفریه پاکستان (نهضت اجرای فقه جعفری پاکستان) بود که در ۱۹۹۲ میلادی به تحریک جعفریه پاکستان (نهضت جعفری پاکستان) تغییر یافت. در ۲۰۰۲ میلادی، دولت پرویز مشرف فعالیت چند گروه مذهبی از جمله نهضت جعفریه را ممنوع کرد. از این رو، نام گروه به تحریک اسلامی (نهضت اسلامی) تغییر یافت. در دوران مبارزات استقلال طلبانه مسلمانان شبه قاره هند، که به تأسیس پاکستان در ۱۴ اوت ۱۹۴۷ انجامید، شیعیان نیز بسیار فعال بودند. در زمان دولت ایوب خان سید محمد دهلوی به عنوان رئیس مجلس اعلای علمای شیعه مسئولیت پیگیری خواسته های شیعیان را بر عهده گرفت و بر دولت ایوب خان در باب تفکیک متون دینی شیعیان فشار ایجاد کرد که ایوب خان نیز این تفکیک را پذیرفت. با درگذشت دهلوی در سال ۱۹۷۱ میلادی، شیعه ها از فعالیت های خود تقریبا باز ماندند. در زمان حکومت ژنرال ضیاء الحق و با رویکرد او نگرانی های شدیدی برای شیعیان ایجاد شد، زیرا شیعیان خواهان اجرای قوانین فقه جعفری در حوزه حقوق و احوال شخصیه خود بودند. این مهم ترین عامل در سازماندهای نخبگان شیعه و پایه گذاری نهضت اجرای فقه جعفری گردید. در این هنگام مخالفت مفتی جعفر حسین، مخصوصا درباره زکات با استقبال زمینداران و سرمایه داران بزرگ شیعه روبرو شد. ضیاء الحق تفکیک متون مذهبی شیعه را نیز لغو کرد و عقایدی را برای تدریس در نظر گرفت که در آن عقاید شیعه تقریبا نادیده گرفته شده بود. این امر واکنش روحانیان شیعه و گروه های دیگر را برانگیخت. بالآخره در سال ۱۹۷۹ میلادی طی یک نشست عمومی در بکر (بکهر) که افرادی مانند مفتی سید جعفر حسین، سید صفدر حسین نجفی، شیخ محسن علی نجفی، سید ساجد علی نقوی و محمد محسن بکر شرکت داشتند که بعضا بسیار جوان بودند، تحریک نفاذ فقه جعفریه (نهضت اجرای فقه جعفری) بنیان گذاری شد و مفتی جعفر حسین به رهبر عموم شیعیان انتخاب شد. اهداف و خواسته های اساسی نهضت در آغازمستثنا شدن شیعیان از پرداخت زکات دولتی، حفظ و حراست از عزاداری، نیاز نداشتن به مجوز دولتی برای عزاداری، استفاده از کتابهای ویژه آموزشی شیعه برای دانش آموزان و دانش جویان شیعه و در نظر گرفتن فقه شیعه در قوانین حکومتی در صورت عملی شدن نظام اسلامی در کشور بود. با درگذشت مفتی جعفر حسین، سید عارف حسین حسینی بروی کار آمد و تغییراتی در اهداف نهضت بوجود آمد. نهضت حزب سیاسی و مذهبی تمام عیاری شد و برنامه های آن نیز به حوزه عمومی گسترش یافت. عارف حسین حسینی در چهار سال رهبری سیاسی خود شیعیان این کشور را نه تنها به مردم پاکستان بلکه به جهانیان معرفی کرد و آنها را از انزوا بیرون آورد، اما این رهبر شیعیان پاکستان در سال ۱۹۸۸ میلادی در شهر پیشاور ترور و شهید شد و از آن هنگام رهبری این نهضت به عهده سید ساجد نقوی است.

همان طور که اشاره شد، این نهضت را تا حدود زیادی جوانها بوجود آورد و امروزه نیز جوانان شیعه در سراسر کشور عضو فعال این نهضت هستند و برای دستیابی به اهداف نهضت فعالیتهای خود را صورت می دهند.

ب: حزب وحدت مسلمین پاکستان:

حزب وحدت مسلمین پاکستان (مجلس وحدت مسلمین پاکستان (MWM)) دومین سازمان شیعه است که در پاکستان و در دیگر نقاط جهان اهداف خود را که در رأس آنها حمایت از تشیّع قرار دارد، پیگیری می کند. این مجلس فعالیت های خود را از سال ۲۰۰۹ میلادی آغاز کرد. راجا ناصر دبیر کل فعلی این سازمان است. این سازمان علاوه بر استان های پاکستان و نیز کشمیر آزاد، در بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران، شعبه و دفتر دارد و برای دستیابی به حقوق مسلمانان فعالیت های مفیدی را انجام می دهد. این سازمان در پاکستان فعالیت های سیاسی نیز انجام می دهد و در انتخابات ۲۰۱۳ میلادی شرکت کرده و در استان بلوچستان موفق به کسب یک صندلی در مجلس استانی شد. مجلس وحدت مسلمین پاکستان در اتحاد بین شیعه و سنی نیز نقش فعالی دارد و این را یکی از اهداف اصلی خود می داند. یکی از اهداف این مجلس حمایت از مظلومان در سراسر دنیاست. فعالیت های این سازمان در پاکستان تاثیرگذار بوده و این سازمان یکی از حامیان ملت مظلوم فلسطین بوده و از معترضان سرسخت اسرائیل غاصب است.

بسیاری از جوانهای فعال در این سازمان را افراد باسواد و تحصیل کرده در رشته های مختلف بخصوص علوم دین و فارغ التحصیلان از حوزه های علمیه نجف و قم تشکیل می دهد. دبیر کل حزب راجا ناصر نیز از علمای معمم بوده و با حوزه های علمیه رابطه تنگاتنگ دارد.

برخی از اهداف اصلی مجلس وحدت مسلمین در ذیل آمده است:

  • احیاء دین مبین اسلام.
  • سعی و تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی.
  • سعی و تلاش برای حفظ و بقای کشور پاکستان.
  • تلاش و پیگیری برای رابطه صمیمی برای ایجاد اتحاد میان امت مسلمه و نیز میان تمامی ادیان و مذاهب
  • حمایت از مظلومان عالم
  • مقاومت در برابر استعمار جهانی و ایجاد روابط با حزب های اسلامی؛
  • حمایت و محافظت از عزاداری امام حسین ابن علی (علیه السلام)
  • احیاء امر بالمعروف و نهی عن المنکر؛
  • حمایت و پیروی از راه و منش امام خمینی (ره) و شهید عارف حسین حسینی (ره)
  • حمایت از نظام ولایت فقیه و عمل به فرمایشات ولی فقیه و…

یکی از بخش های فعال این سازمان بخش جوانهای آن است که در سراسر کشور فعالیت انجام می دهند، و هیچگونه شک و تردیدی در این نیست که امروز در پاکستان کمتر شیعه‌ای را (حتی کسانی که دخالت مستقیم در سیاست ندارند) می توان پیدا کرد که حمایت خود از یکی از دو سازمان مذهبی شیعه را علنا اعلام نکرده باشند! لازم به ذکر است که رهبران و افراد هر دو گروه در تمامی مسایل و مشکلات کنار هم بوده و باهم شریک مساعی می کنند.

 

۱-۲: گرایش مذهبی درمیان جوان های اهل سنت:

از زمان استقلال پاکستان، اهل سنت معمولاً در مصدر امور بوده و در رأس حکومتها بوده اند. در زمان حکومت ژنرال ضیاء الحق که با دولت لیبرال بوتو مخالف بود و برای مبارزه با لیبرالیسم در زمان دولت او به نهضت های مذهبی سنی بیشتر متکی بود، اهل سنت آزادی بیشتری برای تشکیل حزب های سیاسی و فعالیت گسترده تری به دست آورد. این آزادی به تشویق برخی از حرکت های سنی علیه شیعیان انجامید که خونین ترین مثال آن فاجعه سال ۱۹۸۸ میلادی است که در مناطق شمال پاکستان از جمله گلگت و بلتستان رخ داد. در این فاجعه گروه های مسلح اهل سنت بر مناطق شیعه نشین یورش برده و بسیاری از روستاها را از ۶۵ تا ۱۰۰ درصد ویران کردند و بالغ بر ۱۵۰۰ خانواده را آواره کردند. در این فاجعه بیش از ۹۳ نفر از شیعیان بی گناه جان خودشان را از دست دادند و مهمتر از همه، در همان سال رهبر شیعیان پاکستان و دبیرکل «جعفریه نهضت» عارف حسین حسینی در پشاور ترور و شهید شد که پشت این فجایع مرگبار گروهکی بنام سپاه صحابه بود که بگفته خود از این راه می خواستند از نفوذ و گسترش انقلاب اسلامی ایران در پاکستان جلوگیری کنند.

از آنجا که برعکس نهضت ها و گروه های شیعه، تعداد گروه های سنی در پاکستان فراوان است، بهتر است به معرفی و فعالیت های یکی دو مورد بسنده کنیم:

الف: جریان بریلویه:

هفتاد درصد اهل سنت در پاکستان را بریلوی ها تشکیل می دهند و به همین خاطر نسبت به دیوبندی‌ها جمعیت بسیار زیادی دارند. پس ناگفته پیداست که اکثریت جوانهای اهل سنت کشور پاکستان را بریلویه تشکیل می دهد و آنها طرفدار وحدت بین المسلمین هستند. بریلوی ها مشترکاتی زیادی با اهل تشیع دارند، مانند توسل، زیارت قبور، اکرام امامان معصوم علیهم السلام. فرقه بریلوی در پاکستان جمعیتی تأثیرگزار بوده و از مخالفان جدی وهابیت است. به همین دلیل است که عربستان مدام سعی می کند بریلوی ها را از دور خارج بکند. در پاکستان بسیاری از مدارس بریلوی با پول عربستان که به مخالفان آنان داده است، تخلیه شده است و عربستان از این راه سعی دارد جلوی رشد این فرقه را بگیرد.

با توجه به همین مشترکات زیادی بین بریلویه و شیعه، برخی به غلط گفته اند که فرقه بریلوی را امام خمینی (ره) به وجود آورد.

در یک گفتگو با حجت الاسلام عباس خسروی، کارشناس مذاهب اسلامی، می گوید:

” احسان الهی ظهیر می‌گوید احمدرضا خان بریلوی (موسس بریلویه) از یک خانواده شیعه بوده که در ظاهر خود را اهل سنت معرفی می‌کردند ولی درواقع شیعه بودند! یکی از دلایلی که می‌آورد این است که اسم خودش و پدر و اجدادش همگی اسامی هستند که شیعیان روی فرزندانشان می‌گذارند مثل نقی، علی، رضا، کاظم و …” (خبر گزاری مهر، دوشنبه، ۱۶ مرداد، ۱۳۹۶)

البته ملازهی با این گفته زیاد موافق نیست، او چنین می پندارد:

” بعضی‌ها‌ بـر‌ این بـاورند که این مکتب در پاکسـتان امـروز بـیشترین طرف‌دار را دارد؛ هرچند به لحـاظ سیاسی‌، تأثیرگذاری‌ آن‌ بر جامعه پاکستان امروز کمتر از مکتب دیوبندی به نظر می‌رسد.”

در مقاله خود در باره پیدایش این مکتب چنین می گوید:

“”بنیان‌گذار مکتب بریلوی، سیداحمد بریلوی‌، یکی‌ از علمای برجسته هند در قرن ۱۹ میلادی اسـت. او از شـاگردان شاه‌عبدالعزیز، فرزند و جانشین شاه‌ولی‌الله بـود. سـیداحمد را می‌توان ادامـه‌دهنده راهـی دانـست که از فتوای شاه عبدالعزیز نشئت‌ گرفته‌ بـود‌ و جـنگ مسلحانه را علیه تسلط‌ انگلیس‌ در‌ قالب جهاد توجیه می‌کرد. او درصدد برآمد در منطقه سـرحد کنـونی که ایالتی از پاکستان است، با حمایت قـبیله یوسف‌زایی خلافت‌ اسلامی‌ بـرپا‌ کنـد. اعتقاد به جهاد آن قدر در او‌ قـوی‌ بـود که تعداد افراد و موقعیت نابرابر با قدرت استعماری انگلیس در نظرش مهم جلوه نمی‌کرد. بـه هـمین علت، همراه‌ با‌ حدود‌ سـیصد نـفر از هـوادارانش در منطقه بالاکوت در ایالت سـرحد‌ بـا قوای انگلیس درگیر شـد که بـا قتل او و یارانش پایان یافت. با این حال، اندیشه‌های سیداحمد بریلوی‌ به‌ عنوان‌ یک مکتب فکری، تا حـدی رقـیب مکتب دیوبندی باقی ماند.”

ملازهی با نظر حجت الاسلام خسروی موافق نیست و مکتب بریلوی را از نظر قدرت در پاکستان در جایگاه دوم می بیند:

“از میان چهار گرایش متکی بـر مـکاتب‌ مـذهبی‌ در‌ پاکستان، جمعیت علمای اسلام وابسته به مکتب دیوبندی و جمعیت علمای پاکستان وابـسته‌ بـه‌ مکتب‌ بریلوی قدرتمندترین تشکل‌های مذهبی را به وجود آورده‌اند و دو تشکل اهل حدیث و نهضت اجرای‌ فقه‌ جعفری‌ در جـایگاه سـوم و چهارم قرار دارند.”

به هرحال، مکتب بریلوی برعکس وهابیت خواستار صلح و آشتی و از همه مهمتر خواستار اتحاد بین المسلمین بوده است و جوانهایی هم که در این مکتب قرار دارند، نسبتا از اقدامات خشونت طلب دور بوده و مانند شیعیان خواستار امنیت در پاکستان است.

ب: جریان دیوبندیه:

شکل گیری اولیه جریان دیوبندیه با بنیان گذاری شاه نعمت الله ولی در هند و در زمان مبارزه علیه استعمار انگلیس بود که پس از مرگ او پسرش شاه عبدالعزیز و نوه اش شاه اسماعیل آن را به یک جنبش سیاسی تبدیل کرده و علیه استعمار انگلیسی موضع بسیار روشن گرفتند و فتاوا در باب جهاد علیه انگلیس‌ها صادر کردند.

شاه ولی الله معاصر محمدبن عبدالوهاب بود و هر دو در یک زمان در مدینه تحصیل میکردند و بعید نیست که استادان آنها هم در حجاز یکی بوده باشند؛ که این امر و برخی شباهتهای دیگر در شعارهای اصلاحی و دیدگاههای شاه ولی الله و ابن عبدالوهاب باعث شده است که برخی از نویسندگان غربی، جنبش شاه ولی الله و فرزندانش و سیداحمد بارلی و حرکتهای دیگر پیرو آنها را در هند متأثر از جنبش وهابیت بدانند.

بهرحال یک جریان سلفی اهل سنت هم از همین نهضت اصلاحی دیوبندیه منشعب شد که گرایش های تندتری نسبت به جریان اصیل دارد که این نهضت خود به زیرشاخه‌های دیگری تقسیم می شود، از جمله:

  1. سپاه صحابه:

گروهی تروریستی و منشعب از جمعیت علمای اسلامی پاکستان که برای اولین بار در زمان حکومت ژنرال ضیاء الحق بنیان گذارش شده و آغاز به فعالیت کرد و عمده منابع حمایتی خود را از از ناحیه سنّى هاى افراطى و ثروتمندى که در عربستان سعودى و خلیج فارس بسر می برند، تامین مى کند و گاه از ناحیه فرقه هاى متعصّب داخلى مانند گروه “جماعت اسلامى” و گروه “جماعت علماى اسلامى” و سایر گروه هاى هم عقیده با ایشان دریافت می کند. این گروه توسط “حق نواز جنگوی” تاسیس شد. وجه تسمیه نام سپاه صحابه نیز آن است که این گروه خود را پیروان صحابه رسول الله (ص) می‌دانند.

مبارزه علیه شیعه و عزاداری امام حسین (ع) و زیر سوال بردن اهداف متعالی قیام آن حضرت را می توان از مهمترین اهداف این گروه  دانست. همچنین این گروه از ابتدای تاسیس به صورت اختصاصی به مقابله با “جعفریه نهضت” می پرداخت. به طور کلی، هدف این گروه، مقابله با امکان احتمالی قدرت یافتن شیعیان در پاکستان و تلاش برای جلوگیری از احقاق حقوق، سیاسی و مذهبی آنان بوده است.

حق نواز جنگوی در سال ۱۹۹۰ به قتل رسید، و پس از او “اعظم طارق” مسئولیت این گروه را بر عهده گرفت. سپاه صحابه در زمان تصدی اعظم طارق بیش از ۱۰۰ مورد عملیات تروریستی علیه شیعیان انجام داده است. امروزه در ایالت پنجاب، بسیاری از حوزه های علمیه و مدارس دینی تحت نظارت این گوره تروریستی اداره می شود و مدارس سنی زیادی دیگری خارج از پاکستان را نیز نیروهای سپاه صحابه اداره می کند افراد خود را برای ترور مخالفان آموزش می دهند .

پس از آن در سال ۲۰۰۲ این گروه از سوی پرویز مشرف رئیس جمهور وقت پاکستان به عنوان سازمان تروریستی معرفی شده و مورد حمله دولت این کشور قرار گرفت. در این حملات تعدا زیادی از اعضای سپاه صحابه دستگیر شدند. پس از آن رهبر این گروه فعالیت خود را با نام جدید “ملت اسلامیه” ادامه داد که یک سال بعد این گروه نیز ممنوع الفعالیت اعلام شد .

اعظم طارق در اکتبر ۲۰۰۳ کشته شد. طرفداران و شاگردان وی، نماز بر جسد وی را با هیاهوی بسیار در مقابل ساختمان مجلس اسلام آباد، اقامه نموده و به ساختمان ها حمله کرده و خرابی بسیاری به جای گذاشتند.

سپاه صحابه در بمب گزاری‌ها و حملات تروریستی زیادی در مساجد شیعه و اماکن عمومی و پرتراکم این مردم مظلوم و بی دفاع دست داشته است و در طول این سالها بسیاری از سران شیعه را به شهادت رسانیده است. علاوه بر افراد مذهبی و دیندار، این گروه با کشتار هدفمند بسیاری از وکلاء، وزراء، ثرورتمندان، سیاستدمداران، شاعران  شیعی را نیز در سراسر پاکستان به شهادت رسانیده است و این روش هنوز و همچنان ادامه دارد!

پایگاه های نظامی سپاه دشمنان اهل بیت بیشتر در مناطق جنوبی پاکستان و نیز منطقه مرکزی و پر ازدحام پنجاب و مرزهای کراچی است. گفته می شود که مراکز فعالیت این گروه در زمان اوج قدرت خود به بیش از ۵۰۰ مرکز می رسیده و بیش از یکصد هزار عضو داشته است.

این گروه در علاقه خود نسبت به صحابه پیامبر (ص) تا بدان حد پیش رفته است که هرساله کنفرانسی را برگزار می کنند بنام “یزید کنفرانس” که در آن مقالات و شعر در وصف یزید خوانده می شود و معتقد هستند که درگیری میان امام حسین (علیه السلام) و یزید، در اصل درگیری بین دو صحابی بوده است و این خواست خدا بود که امام حسین (ع) به دست یزید به شهادت برسند و بر یزید گناهی نیست چون خواست خدا را اجرا کرده است.

  1. لشکر جنگوی:

لشکر جنگوی(LeJ)  یکی از انشعابات سپاه صحابه پاکستان به عنوان یک گروه وهابی سنی و ضدشیعه در پاکستان مشهور است که توسط فعالان سپاه صحابه از جمله ریاض بسرا، اکرم لاهوری و غلام رسول شاه در سال ۱۹۹۶ میلادی پایه گذاری شد. این گروه به نام حق نواز جنگوی نام گذاری شد که در سالهای ۱۹۸۰ میلادی اقدامات ضدشیعی را رهبری کرده بود و یکی از بنیانگذاران سپاه صحابه بود و در سال ۱۹۹۰ میلادی به هلاکت رسید. به گفته بنیان گذاران لشکر جنگوی، سپاه صحابه از راه اهداف حق نواز جنگوی به دور مانده و به بیراه رفته است، بنا براین نیاز است که یک سازمان دیگر تشکیل داده شود که خالصتا اهداف جنگوی را دنبال کند. ایـن گـروه، خواهان ایجاد یک دولت اسلامی به سبک طالبان و داعش است.این گروه با‌ طالبان‌، جنبش اسلامی ازبکستان و برخی سازمان‌های نظامی در کشمیر ارتباط دارد. این گروه عمدتا شیعیان را در پاکستان هدف قـرار مـی‌دهد. این گروه تا کنون دست به عملیات تروریستی مرگبار زیادی زده است که قربانیان آن بیشتر شیعیان مظلوم و بی دفاع بوده اند. از جمله این حملات می توان به بمب گذاری های سال ۲۰۱۳ میلادی اشاره کرد که در یک سال بیش از ۲۰۰ هزار نفر شیعه در کویته جانشان را از دست دادند. یکی دیگر از اقدامات این گروه تروریستی، حمله تروریستی به تیم کریکت سری لانکا بود. به عنوان مثال،این گروه مسئولیت ربودن‌ و قتل‌ روزنامه‌نگاران خارجی و نیز قتل دوازده نفر اروپائی در بمب‌گذاری در کراچی را پذیرفت و علاوه‌براین،مبتکر حمله به سفارت آمریکا در‌ سـال ۲۰۰۲ بـود. اعظم طارق در ابتدا حمایت خود را از لشگر جنگوی اعلام نمود اما در سال ۲۰۰۳ با این گروه مخالفت نمود و اعلام کرد: خارج از سپاه صحابه که با اهداف صلح آمیز این گروه برای اجرای قوانین اسلامی مخالفند، لشگر جنگوی را ایجاد کرده اند.

ریاض بسرا، اولین امیر این لشکر جنگوی در سال ۲۰۰۲ میلادی و در یک رویارویی با نیروهای انتظامی کشته شد. ملک اسحق خلیفه و جانشین او شد که او نیز در سال ۲۰۱۵ میلادی همراه با غلام رسول شاه کشته شد. در سال ۲۰۰۱ میلادی هرگونه فعالیت از طرف این گروه ممنوع اعلام شد، اما لشکر همچنان به فعالیت های تروریستی خود ادامه داد. امروزه لشکر جنگوی از طرف دولتهای پاکستان، هند، استرالیا، کانادا، روسیه، انگلیس، آمریکا و سازمان ملل بعنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده است.

  1. طالبان:

گروه‌های‌ سیاسی پاکستان‌ مـتنوع و پویـا هستند.برخی از آنها به عملیات تروریستی با اهداف ویژه می‌پردازند،و گروه‌های دیگر اساسا بـه مـنظور مقابله با داخلی و خارجی شـکل یـافته‌اند. بیت اللّه محسود،رهبر تـحرک طالبان پاکستان(TTP) ، از جمله این گروه‌هاست.که متهم به ترور بی‌نظیر بوتو و انجام حملات انتحاری در سـراسر پاکـستان شده است.این گروه‌ زمانی‌ کـه نـیروهای طـالبان مـحلی مـتحد شدند،به وجـود آمـد. این گروه‌ها دارای اهداف مشترکی نظیر اجرای شریعت(قوانین اسلامی) هـستند.گـروه تـحریک نفاز‌ شریعت‌ محمدی (TNSM)  یک گروه سنی طـرفدار وهـابیت اسـت کـه اهـداف مـشابهی را در پاکستان دنبال می‌کند.این گروه به رهبری مولانا فضل اللّه‌ توانسته‌ است دولتی موازی در منطقه‌ سوات‌ ایجاد کند.هرچند که نیروهای دولتی پاکستان اقداماتی را علیه بیت اللّه و فـضل اللّه صورت داده‌اند،اما موفقیت چشمگیری در این راستا ارائه نکرده اند.

الب طالبان پاکستان همانند طالبان افغانستان، پشتون هایی هستند که در مناطق شمال غربی پاکستان، در مرز با افغانستان، زندگی می کنند.

در واقع، ۱۳جناح طالبان از مناطق مختلف شمال غربی پاکستان در بطن گروهی واحد به نام «طریق طالبان پاکستان» یا «جنبش طالبان پاکستان» گردهم آمده و تحت فرماندهی «بیت الله مسعود»- که در وزیرستان جنوبی، در مرز افغانستان، اقامت دارد- عمل می کنند.

وی از زمان حمله ارتش پاکستان به «مسجد سرخ» اسلام آباد در ژوئیه ۲۰۰۷، مسئول موجی از بمب گذاری های انتحاری در این کشور شناخته شده است. گفته می شود، قتل «بی نظیر بوتو»، نخست وزیر سابق پاکستان که در دسامبر ۲۰۰۷ در سوءقصدی در «راولپندی» جان باخت، را نیز او تدارک دیده است.

یکی از حملات تروریستی مرگبار توسط طالبان حمله تروریستی بود به مدرسه ای در شهر پیشاور که به کشته شدن ۱۴۴ نفر از دانش آموزان و کارکنان این مدرسه انجامید که اکثر آنها را دانش آموزان و فرزندان ارتش پاکستان تشکیل می داد. دلیلی که سخنگوی طالبان برای این اقدام تروریستی آورد، بسیار عجیب بود، یعنی: ما به سنت رسول الله (ص) عمل کرده ایم، و با این کفار همان کار را انجام دادیم که رسول الله (ص) با کفار بنی قریظه انجام دادند! در حالیکه در زمان پیامبر به زنان و کودکان بنی قریظه کوچکترین تعرضی نشد.

  1. داعش:

در پاکستان داعش یک گروه تروریستی نوپاست که پس از روبرو شدن با مقاومت شدید مردمی در کشورهای عراق و سوریه و کاهش نیرو از طریق فضای مجازی برای جذب نیرو در پاکستان اقدام کرده و موفق به گول زدن جوانان زیادی، حتی جوانهای تحصیل کرده و از خانواده های لیبرال شده است. اما شمار اعضای داعش در پاکستان هنوز مشخص و قطعی نیست و شمار این افراد را بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر تخمین زده اند.

نشانه‌های حضور گروه تروریستی داعش در پاکستان زمانی دیده شد که دولت این کشور در حال سرکوب تحریک طالبان بود. زنان و دختران “جامعه حفصه” اسلام آباد نیز پیامی را به “ابوبکر البغدادی” فرستادند. جامعه حفصه مدرسه‌ای در نزدیکی “لال مسجد (مسجد سرخ)”، مسجدی نظامی برای جذب نیرو برای گروه‌های تروریستی در مرکز پاکستان است. در این انتهای این پیام اعلام می‌شود: “خدایا، داعش را در پاکستان و در همه جا حاکم کن.” در حالی که جامعه حفصه سرکرده داعش را به پاکستان دعوت کرده است، ولی گزارش محرمانه دولت پاکستان اشاره به حضور داعش در این کشور دارد.

والی بلوچستان نیز به آژانس‌های امنیتی این کشور درباره حضور گسترده داعش در مناطق قبیله‌ای اطلاع داده است.

وی همچنین از همکاری این گروه تروریستی با مقامات محلی برای اجرای عملیات تروریستی علیه اقلیت‌های مذهبی و ساختمان‌های دولتی خبر داد.

این درحالی است که برای اولین بار، تبلیغات داعش به صورت همزمان در پیشاور و مناطق قبایلی پاکستان درحال گسترده شدن است. علاوه بر این در لاهور نیز دو مظنون برای پخش و نصب پوسترهای داعش دستگیر شدند و پلیس پاکستان چهار پرچم داعش را در نزدیکی ساختمان دولتی در ۳۲ کیلومتری اسلام‌آباد پایین کشید.

از سوی دیگر، تحریک طالبان پاکستان نیز پشتیبانی خود را از داعش اعلام کرده‌ است. این گروه اعلام کرد که ما با شما هستیم و با مجاهدین خود و هرطور دیگر که ممکن باشد از شما حمایت می‌کنیم. در ژانویه ۲۰۱۶  نیز «حافظ سعید خان» سرکرده تحریک طالبان پاکستان شاخه اورکزی به عنوان سرکرده داعش در افغانستان انتخاب شد. این در حالی است که پنج فرمانده و سخنگوی تحریک طالبان پاکستان نیز مانند حافظ سعید به داعش در افغانستان پیوستند. (سعید خان در حمله پهپاد در آگوست سال گذشته کشته شد.) از آن موقع داعش مسئولیت چندین حمله در پاکستان را به عهده گرفته است. این گروه تروریستی به جای اعزام جنگجویان خود از سوریه به پاکستان برای انجام عملیات تروریستی، نیروهای خود را از طریق دنیای مجازی و شبکه‌های محلی جذب می‌کند. در یکی از خونین‌ترین حملات داعش در پاکستان، عملیات تروریستی داعش در زیارتگاه «لعل شهباز قلندر» در اوایل سال جار میلادی ۸۸ نفر کشته و صدها نفر نیز زخمی شدند. این حمله سه هفته بعد از عملیات انتحاری در بازاری در پاکستان انجام شد که ۲۵ از مردم عادی در آن کشته شدند. مسئولیت آن حمله را «لشکر جهنگوی» و «تحریک طالبان پاکستان» که شرکای داعش در این کشور هستند، به عهده گرفتند. در حالی که ارتش پاکستان مدعی است تاکنون بیش از ۳۰۰ نفر از عاملان داعش را دستگیر کرده و جلو گسترش این گروه تروریستی را گرفته است، اما شمار تلفات حملات داعش در پاکستان به بیش از ۸۰۰ نفر می‌رسد. مقامات دولتی و امنیتی پاکستان مواضع متناقضی را در رابطه با داعش اتخاذ کرده‌اند. برخی خطر داعش در این کشور را بی اهمیت دانسته و یا حتی حضور آن را تکذیب کرده‌اند و برخی نیز به وخامت اوضاع اذعان کرده‌اند

در طول این سالها هزاران جوانهای سنی پاکستان به این گروه های تروریستی پیوسته اند که می توان گفت  یکی از دلایل مهم گرایش جوانهای افراطی اهل سنت به گروه های تروریستی مذبور، علاوه بر اینکه اکثریت آنان در مدارس دینی با چنین رویکردی درس خوانده اند، حمایت‌های بی دریغ مادی از طرف کشور عربستان است که با گرایش به چنین گروه‌ها شامل حال این جوان‌ها می شود و از آنجا که کشور پاکستان از نظر جمعیت یک کشور بشدت پرتراکم با شغل‌های محدود و حقوق و درآمد نه چندان بالا است که از طرفی هم به خاطر نداشتن گاز و نفت و در نتیجه هزینه های بالا حقوق و درآمدها در این کشور اکثر اوقات کفاف نمی دهد، جوانهای کشور را به این سمت سوق می دهد.

ضد اهانت به ساحت رسول الله (ص):

اخیرا گروهی متعصبی (غالبا اهل سنت) در گوشه کنار پاکستان بوجود آمده است که کارشان مجازات علنی هتاکان رسول است. تا کنون افرادی زیادی به جرم اینکه به ساحت پیامبر بی احترامی کرده اند، علنا در خیابان و اماکن عمومی کشته شده اند که بعضا اصلا به ساحت آنحضرت (ص) توهین نکرده و تنها به دلایل سیاسی قربانی این گروه خودجوش می شوند مانند مشال خان دانشجو که به خاطر اعتراضی که به سیستم نابرابر دانشگاه داشت، طی یک توطئه توسط دست اندرکاران دانشگاه هتاک به ساحت رسول الله (ص) اعلام شد و توسط دانشجویان و در ملأ عام کشته شد و قربانی‌های مشابه دیگری که گاه گاهی توسط رسانه ها اعلام می شوند.

بی دینی:

هرچند اساس تشکیل کشور پاکستان دین اسلام بوده است اما بی عدالتی، کشتار بی دریغ مردم فقط بخاطر اینکه شیعه، ، مسیحی، یهودی، ، بودایی و یا هندو هستند، از همه مهم تر نفوذ افکار غربی توسط رسانه ها که دیگر در هرخانه ای در پاکستان راه پیدا کرده است، عده ای از جوان‌های این کشور (معمولا قشر روشنفکر و لیبرال و بعضا شیعه) را از دین بیزار و گریزان کرده و آنان را وادار به بی دینی و ارتداد کرده است. طبق آماری، در سال ۲۰۰۵ میلادی، تنها یک درصد از کل جمعیت پاکستان “بی دین” بودند که این آمار در سال ۲۰۱۲ میلادی به دو درصد افزایش یافته است. امروز بسیاری از جوان‌ها برای اهداف گوناگونی خود را بی دین معرفی می کنند، از جمله اینکه بعضا فکر می کنند که این بخاطر شیعه یا سنی بودن آنهاست که یا توسط گروه مقابل کشته می شوند و یا نابرابری های زیادی را تحمل می کنند که به نظر ایشان بهترین دین، نداشتن آن یعنی بی دین بودن است.  این گروه نه تنها انزجار خود را از مذهب اعلام می کنند و با سخره گرفتن آیات قرآن کریم در اجتماعات خودشان، در کارهای تبلیغی روحانیون نیز موانعی ایجاد می کنند و با کارشکنی های متفاوت خود را در صحنه نشان می دهند.

کمونیسم:

حزب کمونیست پاکستان (CPP) در ماه مارس ۱۹۴۸ میلادی در کلکته هند تشکیل شد. سجاد ظهیر (۱۹۰۴ میلادی تا ۱۹۷۳ میلادی) نویسنده، انقلابی، مارکسیست و کمونیست از اولین بینان گذاران و رئیس این حزب بود. در زمان تشکیل حرب کمونیست پاکستان، حزب کمونیست هند افراد مورد اعتماد خود را به پاکستان اعزام کردند تا در تأسیس و کارهای حزب نو پا به آنها کمک کنند. هدف اصلی تشکیل این حزب که همان انقلاب سرخ در پاکستان بود، با شکست مواجه شد. یکی از بزرگ ترین دلایل شکشست و عدم موفقیت آن را می توان دستگیری و کیفر بیشتر سران آن به جرم توطئه و برکناری لیاقت علی خان نخست وزیری و نیز پایه گذاری دولت سوسیالیست به سبک شوروی و ایران بود، چون ارتباط دولت پاکستان با آمریکا خوب بود و هم پاکستان و هم آمریکا هر دو نگران بودند که در صورت چنین انقلاب، نفوذ شوروی در پاکستان زیاد خواهد شد. پس از این دستگیری و زندانی کردن بیشتر افراد و توطئه گران راولپندی که در سال ۱۹۵۱ میلادی، این حزب ضعیف شد، اما همچنان به فعالیت خود در خفا ادامه داد و افراد اثرگذاری مانند جام ساقی و پس از آن حسن ناصر و نذیر عباسی رهبری این حزب را بر عهده داشتند که حسن ناصر و نذیر عباسی توسط افراد اطلاعات کشته شدند و جام ساقی سالها زندانی شد و دچار مشکلات روانی شده و فلج شد.

علاوه بر سجاد ظهیر، فیض احمد فیض (یکی از بزرگترین شاعران پاکستان پس از اقبال لاهوری) نیز از طرفداران این حزب بوده و به اتهام شرکت در توطئه راولپندی زندانی و بعد تبعید شد.

حزب کمونیست پاکستان در سال ۱۹۹۵ میلادی در حزب مزدور کِسّان منحل شد و حزب مزدور کِسّان کمونیست (CMKP) بوجود آمد، اما اگر جمعیت مسلمان پاکستان را در نظر بگیریم، این حزب مدام فاقذ نفوذ و اثر بوده است.

امروزه نیز جوانهایی کمونیست در کشور فعالیت انجام می دهند، و حزب کمونیست پاکستان طبق قانون اساسی به ثبت رسیده است. اما دیگر این حقیقت را همه قبول کرده اند که کمونیسم در پاکستان تأثیرگذار نبوده و فقط در حد اسم فعالیت دارد.

لیبرالیسم:

تاریخ لیبرالیسم در پاکستان همان اندازه قدیمی است که تأسیس خود کشور پاکستان. محمد علی جناح خود یک شخص لیبرال بود، اما بخاطر اقتضائات سیاسی آن زمان از دین و مذهب حمایت کرده و آن را برای تأسیس کشور مسلمان به کار گرفت. تمامی دولت های قبل ضیاء الحق به لیبرالیسم گرایش بیشتری داشتند تا مذهب و معتقد جدایی دین از سیاست بودند. دولت ذوالفقار علی بوتو خود یک دولت کاملا لیبرال بود که همین بهانه‌ای به دست ضیاء الحق داد تا علیه بوتو کودتا کرده و امور مملکت را در دست خود بگیرد. امروز نیز صدها هزار نفر از هر قشر گرایش شدیدی به لیبرالیسم دارند و در این راه فعالیت های گوناگونی انجام می دهند.

  1. حرب مردم پاکستان:

مهم‌ترین و پرنفوذ‌ترین حزب لیبرال در پاکستان حزب مردم پاکستان (در اردو: پاکستان پیپلز پارتی: Pakistan People’s Party) است که در سال ۱۹۷۰ میلادی، توسط ذوالفقار علی بوتو تأسیس شد. ایده این حزب بر اساس “اسلام عقیده ماست. دموکراسی سیاست ماست. سوسیالیزم اقتصاد ماست و همه قدرت برای مردم” بنا شده‌است. حزب مردم پاکستان معتقد به جدایی دین از مذهب است. و با انتقاد به همین نکته بود که ژنرال ضیاء الحق توانست با شعار اسلام گرایی، کودتا کرده و دولت ذوالفقار علی بوتو را از میان برداشت. پس از کشته شدن ضیاء الحق در یک سانحه هوایی، بینظیر بوتو نخست وزیر کشور شد و پس از دو دوره نخست وزیری در سال ۲۰۰۷ میلادی در شهر راولپندی ترور شد. اکنون پسر او بلاول بوتو زرداری ریاست این حزب را برعهده دارد.

  1. حزب لیبرال پاکستان:

حزب لیبرال پاکستان (PLP) یک حزب نوپا است که در سال ۲۰۱۲ میلادی توسط یازده نفر فعال در این راستا تأسیس شد. این حزب برای جذب نیرو و آگاه سازی در این زمینه کمپن‌های متعددی را در کل کشور اجرا کرده است. ریاست این حزب بر عهده ارشاد علی میمن است و دفتر مرکزی آن در کراچی است. بخش جوان این حزب به نام سازمان جوانان لیبرال (Liberal Students Organization = LSO) فعالیت انجام می دهد.

خلاصه اینکه امروزه جوان‌های کشور پاکستان با گرایش‌های مختلف و با فعالیت مثبت و منفی خود سهم خود را در پیشرفت و یا عقب ماندگی کشور ادا می کنند، اما در زمانهای آینده تاریخ فقط از آنهایی نام خواهد برد که نقش مثبت خود را بخوبی انجام داده باشند.

 

منابع:

  1. بررسی مکاتب و احزاب اسلامی در پاکستان، پیرمحمد ملازهی، مطالعات راهبردی جهان اسلام، زمستان ۱۳۸۴ – شماره ۲۴
  2. مقاله‌ ‌‌‌عـوامل‌ مؤثر بر پیدایش تروریسم در پاکستان. نویسندگان: کابک خبیری، عزیز عباسی دهبکردی، مجله پژوهش نامه روابط بین الملل، تیر، ۱۳۸۹
  3. بریلویها و حزب جمعیت علمای اسلام، میقانی، مجله دانشگاه انقلاب، آذر و دی، ۱۳۶۹، شماره ۸۱
  4. تضاد عقاید احناف با وهابیت در موضوع توسل، محمد باقر حیدری نسب، مجله سراج منیر، بهار ۱۳۹۲، شماره ۹
  5. روزنامه اکسپرس
  6. روزنامه دان (انگلیسی)
  7. خبرگزاری تسنیم

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.