هند و طرح های امپریالیستی علیه آن

0 297

شبه قاره هند وارث یکی از ۵ تمدن کهن دنیا است. در این خصوص کشور هند با وسعتی بالغ بر سه میلیون و سیصد هزار کیلومتر مربع هفتمین، از نظر جمعیت با ۱٫۲ میلیارد نفر دوّمین و از نظر توانایی ها، یکی از چهارمین قدرت های صنعتی آسیاست. پیش از این هند با داشتن نظام بسیار تبعیض آمیز طبقاتی، بویژه در قبال طبقات بسیار فرو دست جامعه که به طبقه نجس ها معروف بودند، یکی از کشورهای عقب مانده جهان محسوب می شد، چرا که این طبقه بسیار فقیر که اکثریت جامعه را تشکیل می دادند از تمام برخورداریهای اجتماعی محروم بودند و این قید و بند های طبقاتی، مانع بالندگیها و شکوفائیهای صدها میلیون از جمعیت کشور هند میگردید. هنوز هم آثار  از این فرهنگ طبقاتی درهند مشهود است.

بهمین دلایل بود که ورود اندیشه و فرهنگ اسلامی به این شبه قاره موجب تحولاتی بر جسته و تأثیرگذار در آن گردید. از مهمترین جنبه ها و جاذبه های این دین، مساوات، عدالت طلبی، ظلم ستیزی، مخالفت با تبعیض، نفی برتریهای قومی و نژادی و اخلاق مداری است. بهمین دلایل این مکتب غنی به گونه ای خود جوش در جای جای شبه قاره مورد استقبال قرار گرفت و از اواخر قرن ششم هجری به بعد حکومتهائی با گرایش ها و جهت گیری های اسلامی، در هند تشکیل گردید. این تحولات در عین حال نوعی بستر سازی برای ارتقاءِ فرهنگ و تمدن اسلامی و هندی در دوران طلائی و بی نظیر گورکنیان هند در اواسط قرن دهم هجری می گردید. در این دوره که بیش از ۲۰۰ سال طول کشیده پادشاهان مقتدری چون بابر، همایون، اکبرشاه، جهانگیر و شاه جهان به قدرت رسیدند که بدلایل تعامل مثبت با همه اقوام و مذاهب، پرهیز از افراط و زیاده طلبی، نظام مالیاتی مقبول، وحدت ملی و سرزمینی، سیادت بیسابقه ای را خلق کردند. شکوه و عظمت امپراطوری اسلامی هند بجائی رسید که سفیر پادشاه انگلیس (جیمز اول) بیش از دو سال در هند ماند تا بتواند با جهانگیر شاه ملاقات کند اما موفق نشد. پس از نا امیدی، سفیر انگلیس به حضور نخست وزیر هند رسید و از وی تقاضا کرد حداقل پادشاه هند نامه ای برای همتای انگلیسی خود بنویسد تا وی حامل این مکتوب برای پادشاه کشورش باشد، اما نخست وزیر هند پاسخ می دهد:« در شان پادشاه مسلمان هند نیست که به حاکم جزیره ای کوچک که مأوای مشتی صیاد نگون بخت است نامه نگاری کند.» حسب پژوهش جامعی که در اواخر قرن بیستم توسط اساتید و نخبگان هندی و آمریکائی  انجام گرفت، طی دوران حاکمیت بیش از دویست ساله اول امپراطوری اسلامی هند، این کشور با شکوهترین و بی نظیر ترین قدرت و وحدت خود را در طول تاریخ تجربه کرده است. بهمین دلایل بود که گاندی (نخست وزیر اسبق هند) با حسرت می گفت آرزو دارد که این دوران طلائی را احیا کند. دوره طلائی امپراطوری اسلامی هند همزمان بود با دو امپراطوری اسلامی قدرتمند صفویه در ایران و امپراطوری عثمانی در بخش های وسیعی از آسیا، اروپا و  آفریقا. یکی از دلایل عمده خصومت استعمار نوپای غربی علیه امپراطوری های اسلامی بالندگی و گستره دامنه قدرت آنها بود. از این رو قدرتهای استعماری غربی علیه این امپراطوری های اسلامی، سیاستهائی چند وجهی و بسیار خطرناکی اتخاذ کردند هنوز هم آثار مخرب این سیاست ها مشهود است. مهمترین وجوه این سیاستها، عبارتند از تضعیف قدرتهای اسلامی از طریق تنش های داخلی، تقویت قوم گرائی و ناسیونالیسم و فرقه گرائی، ایجاد جنگهای داخلی و در ابعاد خارجی، جنگ افروزی بین ایران و عثمانی و بین اعراب و عثمانی و بالاخره تجزیه امپراطوری های اسلامی به کشور هائی کوچکتر حسب بافتهای قومی و طایفه ای بود.

بنابراین استبعادی ندارد که حمله نادر به هند با زمینه چینی های انگلیس صورت گرفته باشد. بهرحال، ایجاد فتنه های بنیان بر افکنی چون جنگهای بسیار خونین بین هندوها و مسلمانان و تنش آفرینی بین اهل سنت و شیعیان در هند، فتنه عبدالوهاب در سرزمین وحی و تسری و شیوع آن در سایر کشور های اسلامی، فتنه بهائیت در ایران و ساختن فرقه سیک ها در هند و.. از نمونه های خطرناک و بسیار دلخراش این قبیل دسیسه ها و فتنه های عدیده علیه مسلمانان در آسیای غربی است. در این خصوص جنگهای مستمر و لاینقطع هندوها و مسلمانان در شبه قاره بالاخره منجر به تجزیه هند گردید. در جریان این جدائی که یکی از بزرگترین فاجعه های عصر بود، قریب بیست میلیون نفر یا کشته شدند یا زخمی شدند یا جابه جا شدند. ار سوئی دیگر قدرت امپراطوری عثمانی که تا اروپای مرکزی گسترش یافته بود و اروپا از این امپراطوری ازآن سیلی خورده بود در هم شکست و متلاشی گردید و امپراطوری صفویه نیز روبه اضحلال گذاشت و نهایتاً بخش عظیمی از آن بدست روس افتاد در این میان بنظر می رسد که فتنه عبدالوهاب آنهم در سرزمین وحی از خطرناکترین و گسترده ترین فتنه ها علیه وحدت و اعتبار و وجاهت جهان اسلام بوده است. در این خصوص سیاست های استعماری انگلیس، حمایت نظامی، سیاسی و مالی آن از وهابیّت، حمایت های سیاسی و دلار های نفتی دولتمردان سعودی در از جریان وهابیت نقش آفرین بوده است. در این رابطه تأثیر پذیری هزاران مدرسه دینی در شبه قاره هند (که اکرثریت آنها توسط سعودیها ساخته شده بود) از وهابیت قابل تأمل است.

از سوئی دیگر متأثر شدن مشهور ترین عالم اهل سنت (شاه ولی الله دهلوی)

از سلفی گری و وهابیت نوعی تلاش برای کسب اعتبار برای این جریان تروریستی بود ولو آنکه قرائت شاه ولی الله از سلفی گری با قرائت وهابیون متفاوت بوده است. بدین معنا که او از نقشه بزرگ انگلیس در ایجاد این فرقه دینی – تروریستی چندان اطلاعی نداشته و فریب ادعاهای عوام پسندانه آنها را خورده است ولی الله به انصاف و اعتدال گرایش داشت.
از جمله باور های مسالت آمیز وی نحوه تعاملش با پیروان مکاتب اصلی فقهی است او مکاتب اربعه را تکفیر نکرد بلکه خود را حنفی می دانست. این امر در حالیست که عبدالوهاب شعار هرکه وهابی نیست باید کشته شود را سر می داد.

علیرغم مسائل فوق، شاه ولی الله که بنیانگذار مکتب دیوبندی  در شبه قاره است که با تأثیر پذیری از تعالیم ابن تیمیه و عبد الوهاب، در ایجاد در گیریهای خونین و تنش بین اهل سنت افراطی و شیعیان شبه قاره نقش آفرین شد. چرا که یکی از ریشه های مهم درگیری بین وهابیت و شیعیان، رویکرد تروریستی وهابیت و حمایت آن از خلافت است. گرایش به استبداد  و قشری گری در وهابیت پرنگتر از هر فرقه دیگری است، بهرحال علیرغم آنکه مکتب دیو بندی تفاوتهای زیادی با وهابیت دارد، اما آثار و رسوبات قابل توجهی از مکتب وهابیّت در دیوبندی مشاهده  می شود. از مهمترین این رسوبات، رویکرد ضد اخلاقی و غیر عقلانی و غیر علمی نسبت به شیعه است .

بعنوان نمونه در حالیکه شاه ولی الله به اهل بیت ارادت داشت اما کتابی در رد مذهب اهل بیت و شیعه نوشت. فرزند و جایگزین او بنام شاه عبدالعزیز دهلوی نیز در مخالفت با شیعیان کتابی نوشت. یکی از مهمترین مکاتب فقهی که نقش عمده ای در شکل گیری طالبان داشت، تعالیم دیو بندیه است. بسیاری از روحانیون و علما افغانستانی دانش آموختگان دارالعلوم دیوبندیه اند، آنها این میراث تعالیم وهابیت و دیوبندیه را به افغانستان انتقال دادند، جائیکه گروه طالبان یک نظام حکومتی را بر مبنای ادعاهای خود برای حکومت بر مردم افغانستان تأسیس کردند. جمعیّت علما اسلام در پاکستان نیز که از آن بعنوان دیوبندیه جدید یاد می شود از محصولات مکتب دیوبندیست. از درون این جمعیت، دو گروه تروریستی بسیار خطرناک و خشن به اسامی سپاه صحابه و لشگر جهنگوی بیرون آمد که بصورتی یکپارچه طرفدار و حامی حرکت های تروریستی است. در مجموعه دارالعلوم پاکستان نیز علما و جریاناتی هستند که تحرکات خشونت آمیز علیه مذاهب اسلامی را محکوم می کنند اما بدلیل نفوذ و تسلط غیر رسمی ولی نیرومند و کمکهای مالی آل سعود این اعتراضات به جائی نرسیده است. اما ویرانگرترین و خطرناکترین جرایانات افراطی در هند به گروهها و احزاب هندوهای تندروست که سوابقی بسیار طولانی در هند دارند و از حمایت انگلستان برخوردارند بر می گردد این جریانات در بسیاری از مقاطع تاریخی سوابق بسیار خونباری علیه مسلمین داشته اند. این خصومتها در زمان حکومت استعمارگرایانه بریتانیا در شبه قاره به اوج خود رسید. بعد از استقلال هم درگیری های جریانات افراطی «هندو» علیه مسلمین آثار مرگبار و بسیار ویرانگری برجاگذاشته است، بویژه آنکه طی چند سال اخیر یکی از افراطی ترین جریان هندوی بنام بهاراتیاجاناتا در هند به قدرت رسیده است. در رأس این جریان فردی بنام «نارندر امودی » است که برای بار دوم نخست وزیر هند شده است. پیش از آن، نامبرده سروزیر ایالت گجرات بود. نامبرده در جریانات خونین مسجد بابری بطور غیر علنی علیه مسلمانان فعال بود. در قبال این مسئله که حسب اسناد و مدارک تاریخی، مسجد مورد مناقشه متعلق به شیعیان و اهل سنت بود، بدنبال کشتار هزاران مسلمان، با اعمال نفوذ در دادگاه رسیدگی کننده به مسئله، حکم به مالکیت هندوها صادر شد. طی یکی دوسال اخیر هم مودی با نقض آشکار ماده ۳۷۰ قانون اساسی هند، خود مختاری منطقه جامو و کشمیر را لغو کرد. بدنبال این نقض آشکار قانون اساسی دولت هند چندی قبل هم پیش نویس قانون جدیدی را به پارلمان ارائه کرد که بر اساس آن به مهاجران غیر مسلمان از کشور بنگلادش و پاکستان تابعیت هندی داده شود.

این لایحه پیشتر تقدیم پارلمان شده بود اما مجلس علیا آنرا رد کرد و گفت حق شهروندی برای همگان است نه یک سری مذاهب خاص. بدنبال این دو اقدام خصمانه، مسلمانان با برپائی اعتراضات فراوان هزاران نفر قربانی و مجروح داده اند. بسیاری از تحلیل گران، هدف واقعی این لایحه را تبدیل تدریجی هند به مستعمره انگلیس و اسرائیل و اسلامی زدائی تدریجی هند ارزیابی کرده اند، همانگونه که طرحهای استعماری و صهیونیستی در فلسطین برای تبدیل این کشور به یک پادگان نظامی صهیونیستی اجرائی شد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.