کرونا و یکجانبه گرایی

0 272

بعد ازظهور و شیوع ویروس کرونا در جهان احتمالات مختلفی درباره منشاء این ویروس و طبیعی یا دستکاری شدن ان مطرح شده است که هر یک دلایل خاص خود را در اینباره مطرح می کنند. کسانی که ان را طبیعی می دانند منشاء ان را در نوعی از خفاش در چین می دانند که بومی منطقه بوده اما به دلیل مصرف گوشت حیوانات وحشی از جمله خفاش از حیوان به انسان منتقل شده و این مسئله به جهش ویروس انجامیده است. این باور و دیدگاه در امریکا بیشتر رواج دارد و بخصوص در رسانه های این کشور ترویج و تبلیغ می شود و حتی برخی از مقامات امریکایی از جمله خود ترامپ بارها از عبارت ویروس چینی استفاده کرده که این باعث واکنش مقامات چینی شده است. در مقابل چین اعلام کرده است که ظهور و شیوع ویروس کرونا در وهان چین الزاما به منزله این نیست که منشاء این ویروس چینی باشد. به باور چینی ها ، کرونا ساخته ازمایشگاه های بیولوژیک وزارت دفاع امریکا ست واز طریق پنتاگون به این کشور منتقل شده است. حتی این فرضیه نیز وجود دارد که کرونا قبل از اینکه در چین ظهور و شیوع پیدا کند در امریکا تلفات داشت و کسانی که گفته می شود در امریکا سال گذشته بر اثر آنفولانزا فوت کرده اند در اصل از کرونا بوده است. دلیلی که برای این ادعا مطرح می شود و حتی برخی از رسانه های امریکایی نیز به ان پرداخته اند تعطیلی یکی از ازمایشگاه های متعلق به پنتاگون بوده لازم به یادآوری است طبق اعلام رسانه ها دهها نفر از افسران پنتاگون به  ویروس کرونا مبتلا شده اند، از این رو حدس زده می شود در گذشتگان ناشی از بیماری آنفلانزا در حقیقت مبتلا به کرونا شده بودند. ازدیگرسو صرف نظر از منشاء ویروس کرونا ، آثار و نتایجی که شیوع این ویروس در عرصه جهانی به بار اورده و تا حد زیادی تبلیغات گروههایی که در آمریکا اعتقادات شبیه اعقاید جمهوری خواهان تندرو دارند مانند است.  و حتی از چند سال پیش به تولید فیلم در این زمینه اقدام کرده اند ضمن آنکه در مواردی نمایان گر سیاست های نومحافظه کاران و آشوب طلبان حاکم بر کاخ سفید است که همواره درپی مرزبندی و حصاربندی بوده وهستند اکنون کرونا با جهان کاری کرده که مناطقی که در معرض شیوع ویروس قرار می گیرند بناچار به حصاربندی از نوع قرنطینه روی می اورند. از زمانی که نظریه هرج و مرج سازنده( در اصل تخریب) از سوی کاندولیزا رایس وزیر امورخارجه وقت امریکا در دوره حاکمیت نومحافظه کاران در زمان جرج بوش پسر ارائه شد تاکنون جهان و بخصوص خاورمیانه شاهد پروژه های مختلفی بوده است و در صورتی که فرضیه اخیر دال بر بیولوژیکی بودن کرونا به اثبات برسد در این صورت می توان گفت که ورژن جدیدی از این پروژه رقم خورده است.

به هرحال، درورای اتهامات سنگینی که این روزها بین امریکا و چین درباره منشاء ویروس کرونا در جریان است یک سوال مهم قابل طرح است و آن اینکه آیا می توان رابطه ای بین ظهور و شیوع یک چنین ویروس ناشناخته و نوع گفتمان امنیتی و نظامی حاکم برجهان مشاهده کرد یا نه؟ دلایل زیادی وجود دارد که یک چنین رابطه ای را تا حدود زیادی تایید می کند. از جمله اینکه ویروس کرونا که از چند ماه پیش ظهور و اکنون به یک اپیدمی جهانی تبدیل شده است درست در بحبوحه جنگ تجاری امریکا و چین صورت گرفت و حتی اگر فرض شود که منشاء ظهور این ویروس بدور از هرگونه دستکاری بشری و یا با مقاصد سیاسی همراه بوده است اما هیچ تردیدی دراین نیست که در شیوع سریع این ویروس نوع سیاست حاکم بر جهان موثر بوده است. به عبارت روشن تر با وجود اینکه از چند دهه پیش این بحث در نظام بین الملل وجود داشته است که امنیت همه جوامع بشری امروزه به یکدیگر گره خورده است و در عین حال امنیت ابعاد و زوایای غیرنظامی پیدا کرده است و در این زمینه ده ها نظریه مطرح شده است اما از زمانی که نومحافظه کاران حاکم بر دولت ترامپ بار دیگر قدرت را درکاخ سفید برعهده گرفتند بار دیگر دنیا را به سمت رقابت های نظامی کشاندند و ضمن اینکه خود بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار بودجه نظامی برای امریکا تعیین کردند بلکه از این طریق خیلی دیگر از کشورها را نیز مجبور کردند که خواسته یا ناخواسته میلیاردها دلار از بودجه خود را به امور نظامی اختصاص دهند وطبق فرمول اقتصادی معروف توپ و کره از بودجه امور رفاهی و بهداشتی بکاهند و برهمین اساس یکی ازعوامل شیوع سریع کرونا و یا افزایش تلفات ناشی از ان به کمبود خدمات و امکانات بهداشتی برمی گردد. بی تردید اگرامریکا در دوره ترامپ بانی بدعت های جدید و اقدامات غیرمتعارف در نظام بین الملل همچون یکجانبه گرایی ، ملی گرایی، حصارگرایی، نظامی گرایی ، جنگ تجاری و خروج از کنوانسیون ها و سازمان های بین المللی نمی شد دستکم مهار کرونا راحت تر صورت می گرفت و از تلفات آن کاسته می شد. نکته قابل تامل در این زمینه این است که ویروس سارس نیز که شباهت بیشتری به کرونا دارد درست دو سال بعد از به قدرت رسیدن نومحافظه کاران و تجدید نظرطلبان حاکم بر دولت بوش در انتخابات جنجالی سال ۲۰۰۰ امریکا در چین ظهور پیدا کرد اما با وجود اینکه ۳۰ کشور را در ان مقطع در شرق اسیا درگیر کرد اما همانند کرونا به این سرعت جهانی نشد وبه نظر می رسد یکی از دلایل ان این است که در ان مقطع هنوز نظامی گری پساجنگ سرد امریکا همانند دوره پسا ترامپ، جهانی نشده بود و همکاری های بین المللی تا این اندازه نیز تضعیف نشده بود و در اینجا هم می توان نقش مستقیم و غیرمستقیم سیاست های نظامیگرایانه و یکجانبه گرایانه راستگرایان حاکم برامریکا را مشاهده کرد. این تجارب تلخ نشان می دهد که تنها راه نجات بشریت از معضلات همچون کرونا تقویت همکاری و همبستگی بین المللی و پرهیز از یکجانبه گرایی است که بعد از به قدرت رسیدن ترامپ بر این کشورحاکم شده است و جهان را با مصیبت های روز افزون روبرو کرده است.

از دیگر سو اگر کرونا برای بسیاری از مناطق جهان یک فاجعه هولناک بوده و بسیاری از اقتصادهای پیشرفته و همچنین تولیدکنندگان نفت را به روز سیاه نشانده اما برای شخص نتانیاهو یک فرصت طلایی و فرشته نجات بخش بوده و وی از فضای ناشی از کرونا توانسته است حداقل به تعدادی از خواسته های خود جامع عمل بپوشاند که در خلال یک سال گذشته از تحقق ان عاجز بوده و حتی برای تحقق این خواسته ها در اقدامی بی سابقه به سه انتخابات زودهنگام متوسل شد اما از هیچ یک از ان ها نیز نتوانست به خواسته های خود جامع عمل بپوشاند. یکی از خواسته های مهم نتانیاهو رهایی از پرونده های فساد مالی و اقتصادی است که در صورت محکوم شدن صلاحیت وی برای احراز مجدد نخست وزیری رد می شد و فضای کرونا باعث شد که دادگاه محاکمه وی که قرار بود اواخر هفته گذشته برگزار شود به مدت چند ماه به تاخیر بیفتد که این فرصت طلایی برای نتانیاهو محسوب می شود. نتانیاهو ازاین فرصت برای امتحان کردن شانس مجدد خود برای تشکیل دولت ائتلافی استفاده می کند و هرچند بنی گانتس رهبر حزب آبی- سفید و رقیب نتانیاهو پیش از این از تشکیل دولت وحدت ملی با نتانیاهو سرباز می زد اما نتانیاهو با ایجاد شرایط ناشی از کرونا در تلاش است وی را برای تشکیل دولت وحدت ملی طی سه سال اینده از طریق تقسیم برابرپست نخست وزیری و ریاست مشترک کمیته های پارلمانی متقاعد و یا به نوعی مجبور کند و اگر چنین توافقی محقق شود نتانیاهو به مدت یک سال و نیم دیگر نیز در پست نخست وزیری باقی خواهد ماند و از مصونیت نخست وزیری برای خرید زمان جهت ایجاد تاخیرمجدد در دادگاه محاکمه خود استفاده کند. تعطیلی کنست (پارلمان) و رد فرمان نظارت فراگیر و یا بازداشت مخالفان از دیگر اقداماتی است که نتانیاهو به بهانه مقابله با کرونا انجام داده و به تعبیر مخالفان، پایه های دیکتاتوری ۱۱ ساله خود را بیش از پیش تقویت کرده است.

درمجموع ظهور و شیوع ویروس کرونا به هر دلیلی که صورت گرفته باشد اکنون آثار و نتایج بسیار مخرب و هولناک در سطح جهان به بار اورده است و بسیاری از مناطق جهان حتی کشورهای پیشرفته را زمین گیر کرده و در وضعیت مشابه قرار داده است. با اینحال هیچ تغییر رفتاری ملموس و محسوس در رفتار نومحافظه کاران حاکم بر دولت ترامپ مشاهده نمی شود. ان ها در تلاش هستند کمک های فوق العاده دولتی را که به بیش از یک تریلیون دلار می رسد به یک درصدی ها اختصاص دهند و از این طریق جیب خود را پرکنند. در خارج از امریکا نیز هیچ کمک ملموسی از امریکا به کشورهای بحران زده از کرونا مشاهده نشد و امریکا حتی متحدان خود را در اروپا تنها گذاشت. چنین برخوردی بیش از پیش مواضع اعلامی دولت ترامپ در ارسال کمک به ایران برای مقابله با کرونا را با تردید و سوال مواجه می کند زیرا این سوال بر همگان مطرح است که اگر به فرض امریکا در این ادعای خود صادق می بود در وهله اول می بایست تحریم های ظالمانه خود را علیه ایران لغو می کرد که بعد کرونا درخواست های زیادی برای ان صورت گرفته است. زمانی که دولت ترامپ با حمایت نومحافظه کاران و راستگرایان اسرائیلی به رهبری نتانیاهو و کودتاگرایان سعودی به رهبری بن سلمان بر سرکار امد، توافقنامه جامع هسته ای با ایران را با وجود اینکه امضای رئیس جمهور قبلی امریکا و ۵ قدرت جهانی دیگر زیر پای ان بود و پشتوانه سازمان ملل و شورای امنیت این سازمان را نیز با خود داشت، زیر پا گذاشت و با خروج از آن تحریم های حداکثری را علیه دولت و ملت ایران تحمیل کرد که بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار خسارات مستقیم بر ایران وارد کرد ضمن اینکه اثار و لطماتی که این تحریم ها به طور غیرمستقیم بخصوص بر غیرنظامیان و اقشار اسیب پذیر وارد کرد دست کمی از خسارات مستقیم نداشت بخصوص انکه تعداد قابل توجهی از شاغلان و بیماران به دلیل فشارهای ناشی از تحریم ها کار و یا جان خود را از دست دادند. اگر در ان مقطع این تلفات زیاد به چشم نمی امد اما امروزه بعد از ظهور و شیوع ویروس کرونا این اثرات کاملا مشخص شده و بی تردید بخشی از مرگ و میرهای ناشی از این ویروس به کمبود تجهیزات و خدماتی مربوط می شود که در اثر تحریم های فلج کننده و حداکثری حاصل شده است. هرچند تیم های پزشکی و کادر درمان ایران اکنون نیز توانسته اند کارنامه درخشان از خود برای مقابله با ویروس مهلک کرونا بجا بگذارند اما بی تردید در صورتی که تحریم های ظالمانه چند سال اخیر نبود ایران بهتر از اینها می توانست عمل کند.  دراین میان برخی از مقامات دولت ترامپ سعی کردند با ریختن اشک تمساح و اعلام امادگی برای کمک بر نقش خود سرپوش بگذارند هرچند که برخی از دیگر از ان ها همچون برایان هوک که در اصل به عنوان نماینده رژیم صهیونیستی عمل می کنند کماکان بر ادامه تحریم ها حتی در وضعیت کنونی نیز تاکید کرده اند. اما انچه که به جمهوری اسلامی ایران مربوط می شود لزوم پیگیرد حقوقی و قضایی علیه کسانی است که به طور مستقیم و غیرمستقیم در اعمال تحریم های حداکثری نقش و دست داشتند و اگر این اقدام درقبال رژیم صهیونیستی به عنوان متهم ردیف اول در اعمال جنایات و جرایم انسانی وارده بر ایران به دلیل نبود روابط دوطرفه امکان پذیر نباشد اما در قبال بقیه متهمان از جمله امریکا و عربستان امکان پذیر است و این اقدام می تواند مکمل دیپلماسی جدید ایران باشد که علیه تروریسم اقتصادی و بهداشتی اتخاذ کرده است. این اقدام حتی اگر به نیتجه نرسد برای ثبت در تاریخ هم که شده باشد لازم و ضروری است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.