اعجاز قرآن و وجوه مختلف آن

0 262

چکیده:

مساله ی اعجاز قرآن از جمله مسائلی در علوم قرآنی است که از زمان نزول قرآن تا به امروز مورد توجه دانشمندان علوم اسلامی بوده است و همواره پیرامون آن نظریات مختلفی داده شده است. در این مقاله سعی شده است که مهمترین و جامع ترین نظریات از دانشمندان قرون اولیه اسلام تا دانشمندان معاصر وخاورشناسان پیرامون انواع یا وجوه اعجاز قرآن کریم مورد بررسی قرار گیرد.

مفهوم شناسی واژه اعجاز

واژه اعجاز از ریشه عجز به معنای درماندگی و ناتوانی و همچنین به معنای انتهای هر چیز است. و در اصطلاح معجزه را چنین تعریف کرده اند: امری است خارق العاده مقرون به تحدی و سالم از معارضه که خداوند به دست پیامبرش آن را ظاهر می نماید.(سیوطی،۱۴۲۱ه.ق،ج۲،ص۱۱۶)

چیستی اعجاز قرآن

پرسشی که مطرح می شود این است که کجای قرآن معجزه است؟ اعجاز قرآن مبتنی بر چه وجهی است؟لفظ خاستگاه اعجاز است یا معنا؟ پاسخ به این پرسش ها موجب شد قرآن پژوهان گذشته و معاصر هریک از دیدگاه خود به آن پاسخ گویند.

تحدّی

موضوع تحدی، نه تنها در عهد حیات پیامبر اکرمرسول اکرم  (ص)، بلکه فراتر از آن برهه زمانی نیز مورد توجه علمای اسلام قرار گرفته، و بر این مطلب که در طول تاریخ اسلام، کسی را توانایی آوردن چیزی مانند قرآن کریم نبوده است، به عنوان روشن‌ترین نشانه بر اعجاز قرآن و حقانیت نبوت آن حضرت مطرح شده است. با توجه به ارتباط این مبحث با موضوعات علم کلام در باب نبوت، موضوع اعجاز قرآن به محافل و آثار کلامی نیز راه یافته، و این امر موجب پدید آمدن بحثهایی نظری در حوزه اعجاز قرآن بوده است.

الف) دیدگاه برخی از دانشمندان برجسته مسلمان پیرامون انواع اعجاز قرآن:

  • علامه مجلسی

شیخ الاسلام، علامه شیخ محمدباقر مجلسی (ت ۱۱۱۰ ه.ق.) در کتاب مفصلش یعنی (بحارالانوار الجامعه لدرر الاخبار الائمه الاطهار) در جلد هفدهم کتاب، در بحث تاریخ پیامبر(ص) در بخش معجزات آن حضرت نخستین باب را به اعجاز قرآن تخت عنوان (اعجاز ام المعجزات) اختصاص داده است. (مجلسی،۱۴۰۳ه.ق، ج۱۷، ص۱۵۹-۲۲۵)

ایشان مهم­ترین و شاخص­ترین اعجاز قرآن را در فصاحت و بلاغت می­داند و می­گوید: عموم علماء از عامّه و خاصّه… بر آن هستند که اعجاز قرآن، به جهت فصاحت بالای قرآن و همینطور بلاغت اعلای آن است؛ آنچنان که فصحاء عرب و علماء زبان شناس و آنان که احاطه کامل بر ساختار زبان دارند. بر آن اعتراف دارند. همچنین از وجوه اعجاز قرآن اشتمال قرآن بر اخبار غیبی نسبت به گذشته و آینده است و همچنین دارابودن قرآن بر مطالب دقیق علمی الهی، نسبت به مبدا و معاد و دارا بودن قرآن از مکارم اخلاق و بیان حکمت­های علمی و عملی… و همچنین دوری قرآن از هرگونه ناسازگاری با توجه به گستردگی آیات قرآن و… ولکن وجه اول از همه سزاوارتر است. ( مجلسی،۱۴۰۳ه.ق، ج۱۷، ص۲۲۴)

  • علامه محمد جواد بلاغی نجفی

علامه محمد جواد بلاغی نجفی (ت ۱۳۵۲ ه.ق.) از علمای بزرگوار نجف و صاحب تفسیر ارزشمند (آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن) است. ایشان معتقد است اعجاز قرآن را باید از دو منظر بررسی کرد؛ نخست اعجاز قرآن برای عربها و سپس اعجاز قرآن برای تمامی بشر اعم از عرب و عجم.

ایشان در بخش اول معتقد است که در زمان طلوع اسلام در جزیره العرب، مهمترین دانش عربها ادب عربی و تخصص در گفتار زبانی و اسالیب کلام بوده است. لذا قرآن نخست می­بایست توجه ایشان را جلب کند و از این جهت اعجاز اولیه قرآن در حوزه زبان­شناسی و فصاحت کلام بود و اگر غیر از این بود عربها از تسلیم شدن در برابر قرآن خودداری می­کردند و آن را به حساب سحر یا صنعت­های اجنبی می­گذاشتند. (بلاغی،۱۴۲۰ه.ق، ج۱، ص۴)

سپس ایشان به شش جنبه از اعجاز قرآن برای همه مردم اعم از عرب و عجم اشاره می­کنند.

  • اعجاز تاریخی

قرآن در تاریخ­نگاری خود برخی قصه­ها را ذکر می­کند که تورات نیز آنها را ذکر کرده و یهودیان و نصاریان معتقدند که آن مطالب، آسمانی است که خدا بر موسی (ع) نازل کرده ولکن تورات آنها را به همراه خرافات و کفر ذکر می­کند مانند قصه آدم… ولی قرآن آنها را با شکل مهذّب و معقول ذکر می­نماید و در قالبی زیبا و پرفایده که نشانگر آن است که قرآن وحی الهی است. (همان،۱۴۲۰ه.ق، ج۱، ص۹)

  • اعجاز قرآن در بیان استدلال­های آن و شفافیت و رسائی آنها

قرآن برای دعوت بشر به سوی هدایت، از ابزارهای گوناگون استفاده نموده که از مهمترین آنها، استدلالها و براهین و حجت­های قرآنی بود. این استدلال­ها بر بهترین شیوه و سودمندترین طریقه است به شکلی متعالی و پیشرفته که نور فطرت را در هر فردی زنده می­کرد.( همان،۱۴۲۰ه.ق، ج۱، ص۱۱). در حالی که اگر احتجاجات در اناجیل با قرآن مقایسه شود، بخوبی روشن می­شود که قرآن از اعجاز و شگفتی برخوردار است. مرحوم بلاغی به نمونه­هایی در کتاب خود اشاره کرده است. (همان، ج۱، ص۱۲)

  • اعجاز در سلامت قرآن از هرگونه تناقض و ناسازگاری

قرآن در علومی مانند فلسفه، سیاست، خطابه، علوم اجتماعی، اخلاقی، قوانین مدنی، نظامی و… به مطالب خاص علمی با بهترین شیوه و عالی­ترین بیان پرداخته است؛ بطوری­که در بیان هر یک از علوم دچار وهن و لغزش نشده است و همچنین ناسازگاری بین تمامی آنها در مقایسه با یکدیگر وجود ندارد. خود قرآن نیز در آیه ۸۲ سوره نساء[۱] و دیگر آیات، بر این مطلب تاکید می­کند.

اگر از این جهت به عهدین نظری افکنده شود، وجود مطالب ناهماهنگ در آن کاملاً قابل دریافت است، مرحوم بلاغی برای مطالعه نمونه­هایی مخاطب را به کتاب (الهدی) سفارش کرده­اند. (همان، ج۱، ص۱۲)

  • اعجاز در ترسیم جامعه مدنی بر اساس عدل

تبیین یک جامعه مدنی بر اساس عدالت در زمان نزول و عادات و رسوم جاهلیت، یکی دیگر از جنبه­های اعجاز قرآن است. چطور می­توان پذیرفت پیامبر که یک فرد عادی بود بدون کمک از وحی الهی، شریعتی را بیاورد که در بر گیرنده­ی قوانین اجتماعی، سیاسی، قضایی و… برای یک جامعه باشد.

( همان، ج۱، ص۱۳)

«بدان که اعجاز قرآن در تشریع ممتاز آن است که بواسطه­ی وحی الهی شکل گرفته است».( همان، ج۱، ص۱۴)

  • اعجاز در بیان مطالب اخلاقی

در قبل از عصر نزول قرآن، اخلاق و تربیت به پایین­ترین سطحش رسیده بود ولی قرآن مطالب اخلاقی ارزشمند را برای بشر آورد. آیه ۹۰ سوره مبارکه نحل[۲] و آیات سوره حجرات از این دسته است. اگر به تورات نظر کنی و دستورات اخلاقی آن را با قرآن مقایسه کنی، عظمت این کتاب آسمانی بیشتر روشن می­شود.( همان، ج۱، ص۱۴-۱۵)

  • اعجاز قرآن در بیان مطالب غیبی

مرحوم بلاغی، وجه عام اعجاز قرآن را داشتن اخبار غیبی می­داند. اخباری که به ظاهر قبولشان مشکل بود و تحققشان با توجه به وضعیت اجتماعی آن وقت صحیح بنظر نمی­رسید ولی بعدها روشن شد که این آیات درست است. خبر پیروزی پیامبر(ص) بر مشرکین در آیات ۹۴ تا ۹۶ سوره نحل[۳] و یا آیاتی درباره غلبه روم[۴] و آیات سوره مسد درباره ابولهب و همسرش[۵]، مثال­هایی از این سنخ است. ایشان قرآن را با انجیل مقایسه کرده و بیان می­کند که انجیل در این گونه امور کاستی دارد. (.( همان، ج۱، ص۱۵-۱۶)

  • شیخ ابوالفتوح رازی،و،ملامحسن فیض کاشانی:وجوه اعجاز قران از دیدگاه این دو دانشمند بزرگ عبارتند از :

۱- اعجاز قرآن از نظر تاریخ

نه فقط صرف بیان تاریخی بلکه دور بودن قصص و وقایع ذکر شده در قرآن از خیال بافیها و خرافات و سخنان کفرآمیزو تناقضات است.

۲- اعجاز قرآن از نظر استدلال

نحوه ی استدلال قرآن به گونه ای است که همه افراد توانستند در حد توان خود از خرمن علوم آن بهره برداری کنند و هیچ تناقض و سستی در آن دیده نشد.

۳- اعجاز قرآن از نظر عدم تناقض

قرآن کریم در علوم مختلف معارف عمیقی را مطرح می سازد که در هیچ یک از آنها کمترین اختلاف و یا تناقض و سستی راه ندارد.

۴- اعجاز قران در قانونگذاری

کتابی که از اداره جهان تا تدبیر خانه و خانواده را برنامه ریزی کرده است. بایستی در قوانین عمومی و خصوصی قرآن کریم نظر نمود و از کرامت و بزرگواری آن در تشریع قوانین درس عبرت گرفت.

۵- اعجاز قرآن از نظر اخلاق

قرآن کریم در میان ظلمت و تاریکی اخلاقی درخشید و مسائلی را بیان کرد که جامع همه فضائل اخلاقی و بازدارنده از تمام رذائل اخلاقی بود.

۶- اعجاز قرآن از نظر علم غیب

قرآن کریم پیشگوئیهای فراوان عرضه نموده است .

(هفده گفتار در علوم قرآنی،۱۳۷۰،ص ۷۰ تا ۸۵)

  • علامه طباطبایی

علامه سید محمد حسین طباطبایی (ت ۱۴۰۵ ه.ق.) صاحب تفسیر المیزان، بحث اعجاز قرآن را در ذیل آیات ۲۳ و ۲۴ سوره بقره[۶] در تفسیرشان مطرح می­نمایند و معتقد است آیات تحدی در قرآن دلالت بر اعجاز قرآن دارد. در آیه ۸۸ سوره اسراء[۷]، مخاطب تحدی، اجتماع جن و انس قرار گرفته است؛ عمومیت خطاب تحدی، حاکی از آن است که خداوند همگان را به همانندآوری دعوت کرده است پس قرآن برای همه معجزه است و اختصاص به گروه خاصی ندارد. غیر از بلاغت قرآن، جهت خاص دیگری به تنهایی مانند معارف، اخلاق، قوانین صالح، اخبار غیبی و… مورد نظر قرآن نیست زیرا هر یک از آن جهات را گروه خاصی از جن و انس می­فهمند. (طباطبایی،۱۴۱۷، ج۱، ص۵۹)

قرآن هم برای بلیغ­ترین و فصیح ترین افراد در فصاحت و بلاغت معجزه است و هم برای حکماء در حکمت­های آن و هم برای علما در مطالب علمی و هم برای عالم اجتماعی در مسائل اجتماعی و هم برای قانون­گذاران در قوانین و مقررات و هم برای سیاست­گذاران در سیاست و هم برای حکام در حکومت و خلاصه برای همه عالمین در آن حقایقی که راهی برای کشف آن ندارند، مانند امور غیبی و مواردی که انسان در شناخت رسیدن به آن حقایق دچار سردرگمی است. (طباطبایی،۱۴۱۷، ج۱، ص۶۰)

سایروجوه اعجاز قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی

  • اعجاز علمی قرآن

در آیه ۸۹ سوره نحل[۸] بیان شده است که قرآن، بیان کننده­ی هر چیزی است و همینطور در آیه ۵۹ سوره انعام[۹] می­فرماید هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در این کتابِ واضح است. همه مطالب فلسفی، اخلاقی، قوانین دینی، سیاسی، اجتماعی و هر چیز دیگری که انسان­ها در مرحله عمل بدان نیازمندند، نه تنها قرآن متعرض آنهاست بلکه جزئی ترین مسائل را متعرض شده است؛ و عجیب است که تمام معارفش بر اساس فطرت و اصل توحید بنا شده است. (همان، ج۱، ص۶۲)

  • اعجاز قرآن از جهت شخصی که بر او نازل شده است

قرآن بشر را به رسول خدا که قرآن را آورده است، تحدی کرده است؛ به شخصی که امّی و درس­نخوانده . او کتابی آورده که هم الفاظش معجزه است و هم معانی و محتوایش. (همان، ج۱، ص۶۳)

 

  • اعجاز قرآن از نظر اخبار غیبی

در آیات بسیاری خداوند به خبرهای غیبی خود تحدی نموده است و به بشر اعلام کرده اگر در آسمانی بودن این کتاب تردید دارید، کتابی نظیر آن مشتمل بر اخبار غیبی بیاورید. مانند آیه۴۹ سوره هود[۱۰] و آیاتی که سرگذشتهای انبیاء گذشته و امتهای آنها و همینطور آیاتی که از آینده خبر می­دهند و یا حوادث بزرگ جهان اسلام را پس از نزول وحی ترسیم می­کنند و آن حوادث بعد از نزول واقع شده است. . (همان، ج۱، ص۶۴)

  • اعجاز قرآن از نظر عدم وجود اختلاف در آن

حیات دنیا، حیات مادی و قانون حاکم در آن قانون تحول و تکامل است؛ هیچ موجودی از موجودات عالم نیست مگر آنکه دچار تحول و تکامل است. از طرفی قرآن نیز به تدریج نازل شده است، گاهی در مکه و گاهی در مدینه، در شرایط متفاوت؛ ولی با این همه کوچکترین اختلافی در وضع و ترتیب مطالبش دیده نمی­شود. . (همان، ج۱، ص۶۶)

  • اعجاز قرآن از نظر بلاغت

عرب عصر نزول، تنها بهره­ای که از علم و فرهنگ برده بود، سخندانی و بلاغتش بود و تاریخ بر آن گواه است ولذا قرآن آنها را در آیات فراوانی مانند آیات۱۳ و ۱۴ سوره هود[۱۱]، به شدیدترین شکل دعوت به همانندآوری الفاظ قرآن و بلاغت آن نموده است.

  • آیت الله سید ابوالقاسم خوئی

سید ابوالقاسم خوئی (ت ۱۴۱۳ ه.ق) صاحب کتاب (البیان فی تفسیر القرآن)، مهم­ترین و رایج­ترین وجه اعجاز قرآن را در صدر اسلام، اعجاز بلاغی قرآن می­داند زیرا عرب آن زمان خود را در بلاغت سرآمد روزگار می­دانست و طبیعی است معجزه­ی هر پیامبری باید در کارآمدترین موضوع آن زمان باشد. ایشان به روایت بیستم کتاب عقل و جهل کافی از امام رضا (ع) اسنتاد می­کنند که فرمودند: در وقت ظهور پیامبر(ص) علم غالب بر آن دوران، خطب و کلام بود. سپس بیان میکند بدان که اعجاز آن منحصر به آن (بلاغت) نمی­باشد، بلکه قرآن معجزه­ی ربانی و برهان صدق بر پیامبری از جهات گوناگون است. (خوئی ،بی تا، ص۵۶)

سایر وجوه اعجاز قرآن از دیدگاه مرحوم خوئی

۱- قرآن و معارف

پیامبر امی بود یعنی نزد کسی تعلیم ندیده بود و با این حال او کتابی پر از معارف ارزشمند آورد؛ کتابی که دانشمندان را شگفت­زده نموده است. اگر پیامبر محتوا و معارف کتابش را از عهدین رایج آن روز گرفته بود، آیا نمی­باید مطالب قرآنی برگزیده ای از همان مطالب عهدین باشد و با آنها موافق باشد در حالی­که ما مخالفت قرآن را در همه حوزه­ها با عهدین لمس می­کنیم و معارف قرآن را از موهومات و خرافاتی که در عهدین پر است، منزه می­دانیم (همان ، ص۵۷)

۲- قرآن و دوری مطالب آن از تناقض

قرآن به جهت هدف هدایتی خود متعرض شوون مختلف زندگی بشر شده است و در موضوعات زمینی و آسمانی سخن گفته است؛ در حالی که میان آنها تناقض و ناسازگاری وجود ندارد ولی محتوای کتب عهدین دچار ناسازگاری و تناقض شده است. (همان ، ص۶۷)

۳- نظام نوین مقررات و تشریع قرآن

نظام مقررات قرآن، نظامی بدیع و فوق طاقت بشری است زیرا چه در دوره­ی عرب جاهلی و چه در دوره­های بعد، هرگاه انسان خواسته قانون گذار خود باشد ، دریافته است که حوزه معرفتش محدود است و بهترین نظام قانون­گذاری را قرآن ارائه داده است. قرآن بیانگر کلمه توحید و توحید کلمه و دعوت­کننده به سعادت و بهشت است که چنین شریعتی امری نبود تا انسانی بتواند آن را در قالب کتابی بیاورد ولذا قرآن، کتاب قانون و از این گذر نیز معجزه است. (همان ، ص۶۶-۷۲)

۴- استواری و صلابت مطالب قرآن

قرآن در علوم فراوان و موضوعات گسترده مانند الهیات، معارف، مبدا، معاد، فلکیات، مَلِک، ابلیس، جن، زمین و آسمان، تاریخ، انبیاء سلف، حوادث امم، احتجاجات، اخلاقیات، حقوق خانواده، سیاسات و حکومت، قضاء و قدر، جبر و اختیار، عبادات، معاملات، حدود، قصاص و… اظهار نظر نموده است ولی با گذشت زمان همواره مطالبش برای متخصصین هر فن، ارزشمند، منطقی و قابل قبول بوده است و هیچ اندیشمندی در رشته تخصّص خود بر آن خرده نگرفته است. (همان ، ص۸۰)

۵- قرآن و اِخبار از غیب

غیب­گوئی برخی آیات قرآن و صدق آنها از دیگر وجوه اعجار قرآن است. این اخباری بوده است که دسترسی به آنها برای بشر ممکن نبوده است و راه وصول به آنها به ناچار از طریق وحی و نبوت بوده است. مانند آیه ۷ سوره انفال[۱۲] که مربوط به نبرد بدر است که خداوند به مومنین وعده پیروزی داده است و مومنان را با کمی تعدادشان پیروز نمود. آیات ۹۴-۹۵ سوره حجر[۱۳]، ۴۴ سوره قمر[۱۴]، ۹ صف[۱۵] و… از دیگر اخبار غیب است. (همان ، ص۸۳)

۶- قرآن و مطالب علمی شگفت انگیز

قرآن در صدر اسلام به بیان مطالب علمی شگفت انگیز مبادرت نموده است که در آن زمان جز از طریق وحی آگاهی به آنها ممکن نبوده است و بخشی از آن مطالب با پیشرفت علوم واضح گردیده است.  از این موارد می­توان به لقاح توسط بادها (آیه ۲۲ سوره حجر[۱۶]) و زوجیت در بین گیاهان (آیه ۳ سوره رعد[۱۷]) اشاره کرد. از دیگر آیاتی نیز اشاره به حرکت زمین، کروی بودن زمین، ایلاج شب و روز، وجود مشارق و مغارب و… دارد. (همان ، ص۸۴-۹۱)

۷- تصدیق اعجاز قرآن توسط امیرالمومنین (ع)

شخصیت حضرت علی(ع) در فصاحت و بلاغت و معارف الهی و سائر علوم ممتاز بود؛ وقتی او اعجاز قرآن را تصدیق می­کند و بیان مینماید که آن فقط وحی الهی است،  بیانگر آن است که اعجاز قرآن در مرتبه­ی بلندی است که برای درکش باید تلاش فراوان کرد. (همان ، ص۹).

  • امام خمینی:

اهل معرفت واقعی، اعجاز قرآن را در توحید و شناخت حقایق و معارف الهی جست و جو می کنند؛ چیزی که تنها در قرآن یافت می شود و در هیچ کتاب دیگر حتی درجه ی پایین آن یافت نمی شود، مگر آن که از قرآن بهره گرفته باشد.

امام خمینی اعجاز قرآن را اینچنین بیان می کند که قرآن کریم به قدری جامع لطایف و حقایق و سرایر و دقایق توحید است که عقول اهل معرفت در آن حیران می ماند و این اعجاز بزرگ این صحیفه نورانیه آسمانی است. نه فقط حسن ترکیب و لطف بیان و غایت فصاحت و نهایت بلاغت و کیفیت دعوت و اخبار از مغیبات و احکام واتقان تنظیم عائله و امثال آن، که هریک مستقلا  اعجازی فوق طاقت و فارغ عادت است، بلکه می توان گفت اینکه قرآن شریف معروف به فصاحت شد و این اعجاز دربین سایر معجزات مشهور آفاق شد برای این بود در صدر اول اعراب را این تخصص بود و فقط این جهت از اعجاز را ادراک کردند و جهات مهم تری را که در آن موجود بود و جهت اعجازش بالاتر و ادراکش عالی تر بود اعراب آن زمان ادراک نکردند. الان هم کسانی که هم افق آنها هستند جز ترکیبات لفظیه و محسنات بدیعیه و بیانیه چیزی از این لطیفه الهیه درک نمی کنند و اما آنهایی که به اسرار و دقایق معارف آشنا و از لطایف توحید و تجرید با خبرند وجهه نظرشان در این کتاب الهی و قبله آمالشان در این وحی سماوی همان معارف آن است و به جهات دیگر چندان توجهی ندارند. (امام خمینی،۱۳۷۵،ص۴۴)

امام خمینی جهات اعجاز ادبی و بلاغی قرآن را قبول دارند و آن را نفی نمی کند و معتقد است اعجاز بلاغی در جای خود صحیح است ولی مردم زمان نزول قرآن تنها همین تخصص را داشته اند و سطح فهم آنان همین بود که قرآن را از دید ادبی و علوم معانی و بیان می نگریستند اما نباید اعجاز را منحصر به آن نمود. همچنانکه اعجاز قرآن به اخبار غیبی نیز صحیح و خبرهای غیبی آن غیر قابل انکار است.اعجاز در تشریع ، قوانین و جامعیت آن و نیز استحکام و برتری قوانین آن نسبت به تمام قوانین بشری از جهات دیگر اعجاز قرآن است .امام خمینی مهم ترین و بزرگترین معجزه قرآن را در مسائل معنوی و عرفانی می داند و می گوید اعجاز قرآن در تهذیب نفس و ارائه بهترین طریق سلوک الی الله و تبیین رابطه ی بین خالق و مخلوق است. قرآن شفای دردها و امراض روحی و روانی است و از این جهت باید اعجاز قرآن مورد توجه و تامل قرار گیرد.

اعجاز قرآن در آن است که شخصیتی بسان علی بن ابی طالب را تربیت کرده است و هیچ کتاب آسمانی همچنین قدرتی ندارد که بتواند انسان کاملی چون آن امام را تربیت کند. از دیگر وجوه اعجاز این کتاب می توان به عمیق ترین و ظریف ترین مطالب و اسرار توحید اشاره کرد. این جنبه ی اعجاز قرآن کاملا واضح،روشن و غیر قابل تردید است و برای همیشه تحدی آن از این جهت برای تمام مردم دنیا اعم از عرب و عجم و عالم و غیر عالم آشکار است. پس جامعیت قرآن در هدایت و معارف بلند توحیدی و عرفانی آن، مهم ترین وجه اعجاز قرآن نزد امام خمینی (ره) است.(عابدی،۱۳۸۵،ص۱۷ تا ۲۰)

  • آیت الله محمد هادی معرفت

ایشان عقیده دارند که معجزه باید به گونه ای باشد که تا کارشناسان همان دوره تشخیص دهند که آنچه که ارائه شده نشانه ماوراءالطبیعه و بیرون از توان بشریت است و این واقعیت باید برای همیشه محفوظ بماند زیرا ضرورت دارد روشن شود که آنچه به دست انبیا انجام گرفته از توان بشریت به طور مطلق خارج است.

مثلا چون یگانه مهارت عرب آن دوره در زبان و بیان آنان بوده معجزه اسلام قرآن است که با شیوا ترین سبک و رساترین بیان و استوارترین محتوا بر عرب آن زمان عرضه شد و آنان بخوبی تشخیص دادند که این سخن نمی تواند ساخته بشر باشد.(معرفت،۱۳۷۹علوم قرآنی،،ص۲۱۱)

آیت الله معرفت ابعاد و وجوه اعجاز را چنین دسته بندی می کند:

اعجاز بیانی،اعجاز علمی،اعجاز تشریعی

از نظر ایشان حوزه های زیبایی شناختی آیات به قرار زیر است:

۱- تعابیر دقیق و لطیف

۲- زیبایی سبک و اسلوب شگفت

۳- روانی عبارت

۴- تناسب نظم و آهنگ

۵- ظهور معانی در آهنگ حروف

۶- پیوستگی و انسجام واژگان

۷- زیبایی تشبیهات و تصویرگری

۸-زیبایی استعاره های آن

۹-کنایه های لطیف و تعریض های ظریف

۱۰-تازگی وظرافت

(معرفت،التمهید،۱۳۷۴،ج۵ص۱۰)

قرن چهاردهم اوج گرایشات مسائل علمی در بحث اعجاز قرآن است،غالب کسانی که در این قرن به مساله اعجاز قرآن پرداخته اند گرایشات علمی داشته اند. در این بین می توان از عبدالله فکری،طنطاوی،رشاد خلیفه،شیخ محمد عبده،رشید رضا، سید قطب نام برد. در ایران نیز پرچمدار طرح مباحث علمی درقرآن مهندس بازرگان است و مرحوم آیت الله طالقانی که در تفسیر خود به طرح سنجیده و عالمانه مباحث علمی می پردازد.

دوران جدید را با آغاز قرن نوزدهم قرن پیشرفتهای علمی میشناسیم که رشد علمی در غرب و تحول مستمر آن موجب شده است نگاه آدمیان به جهان دگرگون شود. این تحول و دگرگونی تمام عرصه ها را فرا گرفت و از حوزه هایی که از این تغییر و تحول بی نصیب نماند حوزه مطالعات دینی بود.

  • سید قطب

سید قطب را می توان از چهره های شاخص قرآن پژوهی در دوران جدید به شمار آورد. وی با توجه به رویکردهای ادبی جدید به جنبه ی تازه ای از زبان قرآن توجه کرده است که عبارت است از هنر تصویرگری در قرآن که مولفه های آن حس آمیزی،خیال برانگیزی،صحنه نمایی،تجسم دهی و نیروی نمایشی است.

به نظر وی قرآن توانسته است با چینش و گزینش واژگان نقشی بیافریند که قلم هیچ نویسنده ای و دوربین هیچ فیلمبرداری را توان آفرینش آنان نیست.

سید قطب از تاثیر روانشناختی متن و زبان قرآن در شنوندگان سخن می گوید یعنی همان تاثیری که وجدان را تحت تاثیر قرار می دهد و احساسات را تحریک می کند و اشکها را جاری می سازد.

(سید قطب،۱۴۱۵ ه.ق،ص۹)

  • محمد تقی شریعتی

وی اعجاز قرآن را در تاثیر گذاری در دل و جان شنونده و نمونه هایی از آن در تاریخ،سبک ویژه آن،گزینش و چینش واژگان،ویژگیهای آوایی و موسیقی در قرآن می داند.

این حروف بیست و نه گانه قرآن به کیفیتی قرار گرفته اگر از معانی الفاظ و کلمات هم صرف نظر کنیم، و با همان حرکات ظاهری سکون و تشدید و مد و تفخیم و ترقیق و سایر احکام تجوید قرآن بخوانیم الحان و آوازهایی از آنها به وجود می آید که هیچ موسیقی دان نابغه ای نخواهد توانست آن همه آهنگهای علمی و فنی و دلپذیر از آنها بسازد.(محمد تقی شریعتی،۱۳۴۶ه.ش،ص۴۷)

او در مورد مساله تحدی نیز عقیده دارد که تحدی به یک سوره جز از جنبه بلاغت نمی تواند باشد زیرا معانی آیات و سوره های قرآن مختلف است ولی کیفیت بیان و اعجاز لفظی در عموم آنها مشترک است.

مقصود قرآن از اینکه خود را عربی یا عربی مبین می خواند تاکید بر جنبه اعجاز بیانی آن است که هرچند از سخن خود شما[اعراب ]ست ولی باز هم از آوردن مثل آنی عاجز هستید.(همان،ص۴۶)

همچنین وی با توجه فضای حاکم بر اوضاع فرهنگی اجتماعی آن روزگار از جنبه های اعجاز علمی نیز سخنانی دارد که آیا شگفت آور نیست که معلوم شود قرآن بر طبق آخرین کشفیات جدید  هواشناسی از تشکیل ابر و پدید آمدن باد و باران نیز سخن گفته است؟(همان،ص۶۴)

۱۰-مهندس مهدی بازرگان

وی در آثار مختلفی که نوشت بیشتر دغدغه ی تبیین مفاهیم دینی و قرآنی براساس شرایط روزگار جدید را داشت از همین روی به جای اینکه همچون گذشتگان به تحلیل بلاغی و متنی زبان قرآن بپردازد به تحلیل آماری آن پرداخت.

بازرگان بیشتر به ساخت و بافت زبان قرآن و پیوستگی شگفت آن می اندیشید. او اعجاز قرآن را در تنوع طولی و خصوصیت تحولی آن چه از حیث مطالب و محتوا و چه از حیث کوتاهی و بلندی آیات یا آهنگ و ترکیب کلمات می­دانست.هدف او این است که نشان دهدگوناگونی آیات قرآن درشکل و معنا ازیک قاعده ونظام تبعیت می کند

وی برای رسیدن به هدف از این سیر تحولی سه شاخصه را در نظر میگیرد؟

طول متوسط آیات،طول غالب آیات و دامنه تنوع آیات.

به نظر می رسد بازرگان از منظری متفاوت هم با گذشتگان و هم با معاصران به متن قرآن نگریسته است. نگاه دقیق علمی و ریاضی وی باعث شده متن را از حیث انسجام ، ریاضی وار مورد بررسی قرار دهد.

از نظر وی قرآن متنی است تاریخ مند یعنی وابستگی متن با حوادث نزول بسیار است اما این تاریخ مندی مانع جاودانگی و عنصر شمول نمی شود.

وی در پژوهش های خود به این نتیجه می رسد که با پیشرفت زمان طول متوسط آیات ترقی کرده و به این نتیجه می رسد که طول متوسط آیات تابع صعودی زمان است یعنی هرچه عمر رسالت پیامبر بیشتر می شود طول متوسط سوره ها نیز افزایش می یابد.

( بازرگان،۱۳۸۵،ص ۴۵تا۱۵)

۱۱-آیت الله سید محمود طالقانی

وی در تفسیر پرتوی از قرآن بیش از هر چیز به سه مساله توجه بیشتر دارد:

اعجاز علمی،موسیقی و زبان قرآن

در حوزه مباحث اعجاز علمی وی با نکته سنجی های دقیق به طرح مسائل می پردازد و هیچ از آن موج تبلیغاتی علم زدگی معاصران دیده نمی شود، آیت الله طالقانی می کوشد با طرح بجا و بایسته گزاره های علمی در قرآن و استشهاد به گزاره های علم جدید به آن بپردازد لذا با بررسی واژگانی سنجش دقیق کلمات به طرح این مباحث می پردازد.

در حوزه موسیقی آیات و گزینش دقیق واژگان در بافت قرآنی وی نکته سنجیهای دقیقی کرده است. به نظر طالقانی نه تنها قرآن بلکه متون دینی عموما با موسیقی ارتباط تنگاتنگی دارند، وی می گوید چند قرن پیش از میلاد مسیح در ایران و هند ادعیه و سرودهای مذهبی را با زمزمه یا آهنگ می خواندند. این طرز خواندن را مردم این دو کشور از پیشوایان خود با علاقه مندی بسیار می آموختند زیرا عقیده داشتند که اگر این سخنان مقدس با تلفظ صحیح و زیبای خود اداد نشود،تاثیری ندارد.(طالقانی،۱۳۶۲ه.ش،ج۴ص۲)

به نظر وی حتی واژه تجوید یعنی خواندن با آهنگ غیر از قرائت ساده موزون که در حد امکان در آن تلفظ کلمات و معانی آیات مراعات می شده است ، برای نشان دادن زیبایی آیات و تاثیر آنها در جان اکثریت مردم که از درک معانی عاجز بودند بوده است. پنج قسم قرائت دیگر نیز وجود داشته است:

ترقیص(آهسته و بلند و بریده خواندن)/ترعید(با آهنگ لرزان خواندن)/تطریب(برای مراعات آهنگ مد بی جا دادن)/تحزین(سوزناک خواندن)/تحریف(برای حسن آواز در کلمات تغییر دادن و حرف آخر را انداختن)

آیت الله طالقانی در کشف راز اعجاز متنی قرآن هم به واکاوی واژگان و تحول آنها و سپس استقرار واژگان در متن قرآن می پردازد. وی می گوید: ترکیب و هماهنگی کلمات با یکدیگر و با معانی و نمایندن صورت و واقعیت مقصود است چنان معجزه ای ساخته که مانند ترکیب عناصر طبیعی اگر کلمه ای را تبدیل به کلمه مترادف آن نماییم یا حرفی را از جای خود برداریم یا فصل و وصل ،وقف و حرکت،اوج و فرود و ایقاع کلمات رعایت نشود در نظم و هماهنگی و رسانیدن معنا و مقصود اخلال پیش می آید. آهنگی که از وقف و حرکت و وصل و فصل و مد و قصر و ادغام و ارسال و اخفا و اخمار و مانند اینها بر می آید و صدای حروفی که در وسط یا در آخر کلمات آیات منعکس می شود انطباق خاصی بر معانی و مقاصد دارد.(همان،ج۳ص۲)

ب)بعضی نظرات خاورشناسان پیرامون اعجاز قرآن

۱- هانری کربن: قرآن معانی باطنی دارد،تاویل فهم آن بطون است،معنای درونی قرآن به هیچ وجه به رویدادهای تاریخی یا به نظام اجتماعی دوران تولد قرآن ارتباط ندارد.

(سیدی،۱۳۹۲، ص۲۲۴)

۲- کارلتون اس گون: یکی از مزایای عظیم قرآن بلاغت آن است. قرآن هنگامی که تلاوت شود چه شنونده به لغت عربی آشنا باشد یا نباشد آن را بفهمد یا نفهمد تاثیر شدید در او گذاشته و در ذهنش جای می گیرد.

(اعجاز روانشناختی)

۳- پرفسور آربری: زمانی که به ترجمه قرآن نزدیک شدم نخست در پریشانی به سر می بردم،اما در طول ایام پریشانی قرآن مرا چنان آرامشی بخشید و چنان حفظ می کرد که برای همیشه رهین منت آن گردیدم.(همان،ص۲۲۶)

۴- دکتر رشاد خلیفه

(اعجاز قرآن در عصر کامپیوتر)

کلید معجزه جاودانی پیامبر در متن اولین آیه قرآن ” بسم الله الرحمن الرحیم”است.

وقتی حروفی که اولین آیه قرآن را تشکیل می دهند می شماریم میبینیم که ۱۹ حرف است که البته یک واقعیت عینی است. نیز معلوم شده است که هریک از کلمات این آیه در تمام قرآن به صورتی از مضرب ۱۹ آمده است.

کلمه اول اسم در سرتاسر قرآن دقیقا ۱۹ بار آمده است، کلمه دوم الله ۲۶۹۸ بار که عبارت است از ۱۹*۱۴۲

کلمه سوم الرحمن ۵۷ بار که عبارت است از ۱۹*۳

و کلمه چهارم الرحیم ۱۱۴ بار یعنی ۱۹*۶

همچنین تعداد سور قرآن نیز ۱۱۴ یعنی ۱۹*۶ می باشد.

در تاریخ کتابی نداریم که مانند قرآن طبق یک سیستم عددی تنظیم شده باشد، پس چگونه پیغمبر میان معاصران خود از این نکته نبالید؟ این یافته ها تا قبل از ژوئن ۱۹۷۶ معلوم نبود.

این مطلب تنها گوشه ای بسیار کوچک از یک مساله بزرگ و فقط جز کوچکی از سیستم ریاضی بسیار مرتبط و کاملا حیرت آور قرآن است.

درست نیمی از حروف الفبای عربی یعنی ۱۴ حرف را میبینیم که دقیقا در ۱۴ شکل از حروف مقطعه قرآنی به کار رفته و این حروف مقطعه سرآغاز ۲۹ سوره است.

حروف مقطعه مزبور منحصر به قرآن است و در هیچ کتاب دیگر در تاریخ دنیا یافت نمیشود. و ملاحظه خواهید کرد که همه ی این حروف یک رابطه مستقیم و پیوسته با عدد ۱۹ یعنی حروف بسم الله الرحمن الرحیم دارد.

در اینجا به دلیل اختصار فقط یک نمونه را ذکر می کنیم و برای مطالعه بیشتر می توانید به منبع مربوطه مراجعه نمایید.

حرف (ق ) در آغاز سوره قاف(سوره ۵۰) و سوره شوری(سوره ۴۲)

تعداد تکرار حرف ق در سوره قاف عدد ۵۷ یعنی ۳*۱۹ همچنین در سوره شوری هم همین تعداد تکرار شده است.(در حالیکه سوره شوری از لحاظ طولانی بودن حدودا دو برابر سوره ق است)

مجموع تعداد تکرار حرف (ق) در این دو سوره عبارت است از ۱۱۴ یعنی به تعداد سوره های قرآن کریم، لذا اگر حرف (ق) معرف قرآن باشد این بررسی نشان می دهد که ۱۱۴ سوره تمام قرآن را تشکیل می دهد و چیزی جز قرآن واجد این خصیصه نیست.(رشاد خلیفه،۱۴۰۳،ص ۱۵ تا ۲۰).

۵- ژول لابوم فرانسوى، گوید: دانش و علم جهانیان از سوى مسلمانان به دست آمد و مسلمین علوم را از «قرآنى» که دریاى دانش است گرفتند، و نهرها از آن براى بشریت درجهان­جارى­ساختند.
۶- دینورت، مى‏نویسد: واجب است اعتراف کنیم که علوم طبیعى و فلکى و فلسفه و ریاضیات که در اروپا رواج گرفت، عموما از برکت تعلیمات قرآن است و ما مدیون مسلمانانیم، بلکه اروپا از این جهت شهرى از اسلام است.

۷- دکتر واگلیرى، استاد دانشگاه ناپل مى‏گوید: «کتاب آسمانى اسلام نمونه‏اى از اعجاز است … قرآن کتابى است که نمى‏توان از آن تقلید کرد … چطور ممکن است این کتاب اعجازآمیز کار محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)باشد، در صورتى که او یک نفر عرب درس ناخوانده بوده است … ما در این کتاب مخزنها و ذخایرى از دانش مى‏بینیم که ما فوق استعداد و ظرفیت باهوشترین اشخاص و بزرگترین فیلسوفان و قویترین رجال سیاست است.

                           ۸- کارلایل، درباره قرآن مى‏گوید: اگر یک‏بار به این کتاب مقدس نظر افکنیم، حقایق برجسته و خصایص اسرار وجودى طورى در مضامین جوهرى آن پرورش یافته که عظمت و حقیقت قرآن به خوبى از آنها نمایان مى‏شود، و این خود مزیّت بزرگى است که فقط به قرآن اختصاص یافته و در هیچ کتاب علمى و سیاسى و اقتصادى دیگر دیده نمى‏شود. بلى خواندن بعضى از کتابها تأثیر عمیقى در ذهن انسان مى‏گذارد، ولى هرگز با تأثیر قرآن قابل مقایسه نیست.(مودب ،۱۳۷۹،ص۵۰-۵۵).

نتیجه گیری:

با بررسی نظریات فوق می توان نتیجه گرفت که همه ی نظریات این اندیشمندان در حوزه اعجاز قرآن درست و صحیح می باشد.

اما گویا نظر امام خمینی(ره) در مقایسه با دیگر متکلمین و مفسران در بحث اعجاز از شمول بیشتری برخوردار بوده باشد و در عین حال ملموس تر و قابل درک تر است.

در واقع می توان گفت همه نظریات فوق بیانگر نوعی از اعجاز قرآن کریم است اما مهم ترین وجه اعجاز قرآن کریم بیان معارف بلند توحیدی،عرفانی،اخلاقی و اعتقادی است. و هیچ فیلسوف،متکلم و عارفی را نمی توان یافت که بتواند به زیبایی و دقت قرآن کریم ، علوم حقیقی مربوط به اسماء و صفات الهی،عالم مجردات و مسائل مبداء و معاد را بیان کند. این وجه اعجاز قرآن مجید برای آگاهان به مسائل توحیدی آشکار است و اختصاص به عرب زبانان ندارد.

 

 

 

 

کتابنامه

  1. بازرگان،مهدی،سیر تحول قرآن،تهران،شرکت سهامی انتشار،۱۳۸۵ه.ش
  2. باقلانی، ابو بکر محمد بن الطیب ،اعجاز القرآن،بیروت،دارالکتب العلمیه،۱۴۲۱ه.ق
  3. بلاغی نجفی،محمد جواد،آلاءالرحمن فی تفسیر القرآن،قم،بنیاد بعثت،۱۴۲۰ ه.ق
  4. بلاغی،فیض کاشانی،ابوالفتوح رازی،هفده گفتار در علوم قرآنی،تهران،انتشارات بدر،۱۳۷۰ه.ش
  5. خلیفه،رشاد،اعجاز قرآن در عصر کامپیوتر،تهران،شرکت نشر فرهنگ قرآن،۱۴۰۳ه.ق
  6. خمینی،سید روح الله،تفسیر سوره حمد،تهران،موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)،۱۳۷۵ه.ش
  7. خوئی،سید ابوالقاسم،البیان فی تفسیر القرآن،قم،موسسه احیاءآثار الامام الخوئی،بی تا
  8. راغب اصفهانی،ابوالقاسم حسین،جامع التفسیر،بی جا، بی تا
  9. سیوطی،جلال الدین،الاتقان فی علوم القرآن،بیروت،دارالکتاب العربی،۱۴۲۱ه.ق
  10. سیوطی،جلال الدین،معترک القرآن فی اعجاز الالقرآن،بی جا،دارالفکر العربی،بی تا
  11. سید قطب،التصویر الفنی فی القرآن،بیروت،دارالشروق،۱۴۱۵ ه.ق
  12. سیدی،سید حسین،سیرتاریخی اعجاز قرآن،قم،پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی،۱۳۹۲ه.ش
  13. شریعتی،محمد تقی،تفسیر نوین،تهران،شرکت سهامی انتشار،۱۳۴۶ه.ش
  14. طالقانی،سید محمود،پرتوی از قرآن،تهران،شرکت سهامی انتشار،۱۳۶۲ ه.ش
  15. طباطبایی،سید محمد حسین،المیزان فی تفسیر القرآن،قم،انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،۱۴۱۷ه.ق
  16. طبرسی،فضل بن حسن،مجمع البیان فی تفسیر القرآن،تهران،ناصرخسرو،۱۳۷۲ ه.ش
  17. طوسی،محمد بن حسن، الاقتصاد الهادی الی طریق الرشاد،تهران،انتشارات چهلستون،بی تا
  18. عابدی،احمد، نگرش امام خمینی(ره) به اعجاز قرآن،تهران،فصلنامه شیعه شناسی،۱۳۸۵ه.ش
  19. غزالی،محمد بن محمد،احیا علوم الدین،بیروت،دارالکتاب العربیه،بی تا
  20. فخر رازی،محمد بن عمر،نهایه الایجاز فی درایه الاعجاز،قاهره،مکتب الثقافی،۱۹۸۹م
  21. مجلسی،محمد باقر،بحار الانوار،بیروت،دارالاحیا التراث العربی،۱۴۰۳ه.ق
  22. معرفت،محمد هادی،علوم قرآنی،تهران،سمت،۱۳۷۹ه.ش
  23. معرفت،محمد هادی،التمهید ،قم،سازمان تبلیغات اسلامی،۱۳۷۴ه.ش
  24. مودب،سید رضا،اعجاز قرآن،قم،انتشارات احسن الحدیث،۱۳۷۹ه.ش

[۱] أَ فَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ  وَ لَوْ کاَنَ مِنْ عِندِ غَیرِللَّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا.

[۲]  إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاحْسَنِ وَ إِیتَاى ذِى الْقُرْبىَ‏ وَ یَنْهَى‏ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ وَ الْبَغْىِ  یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ.

[۳] وَ لَا تَتَّخِذُواْ أَیْمَانَکُمْ دَخَلَا  بَیْنَکُمْ فَتزَلَّ قَدَمُ  بَعْدَ ثُبُوتهِا وَ تَذُوقُواْ السُّوءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِیلِ اللَّهِ  وَ لَکُم‏ عَذَابٌ عَظِیمٌ(۹۴) وَ لَا تَشْتَرواْ بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِیلاً  إِنَّمَا عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیرٌلَّکمُ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ(۹۵) مَا عِندَکُم یَنفَدُ  وَ مَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ  وَ لَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ(۹۶)

[۴] غُلِبَتِ الرُّومُ(۲) فىِ أَدْنىَ الْأَرْضِ وَ هُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ(۳) فىِ بِضْعِ سِنِینَ  لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَ مِن بَعْدُ  وَ یَوْمَئذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ(۴)

[۵] وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَهَ الْحَطَبِ(۴) فىِ جِیدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدِ (۵)

[۶] وَ إِن کُنتُمْ فىِ رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلىَ‏ عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَهٍ مِّن مِّثْلِهِ وَ ادْعُواْ شُهَدَاءَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ(۲۳) فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَ لَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتىِ وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجَارَهُ  أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ(۲۴)

[۷] قُل لَّئنِ اجْتَمَعَتِ الْانسُ وَ الْجِنُّ عَلىَ أَن یَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْءَانِ لَا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کاَنَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً.

[۸] … وَ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَنًا لِّکُلِّ شَىءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَهً وَ بُشْرَى‏ لِلْمُسْلِمِینَ.

[۹]  وَ عِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ  وَ یَعْلَمُ مَا فىِ الْبَرِّوَ الْبَحْرِ  وَ مَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَهٍ إِلَّا یَعْلَمُهَا وَ لَا حَبَّهٍ فىِ ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا یَابِسٍ إِلَّا فىِ کِتَابٍ مُّبِینٍ.

[۱۰] تِلْکَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهَا إِلَیْکَ  مَا کُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَ لَا قَوْمُکَ مِن قَبْلِ هَذَا  فَاصْبِر إِنَّ الْعَقِبَهَ لِلْمُتَّقِینَ.

[۱۱] أَمْ یَقُولُونَ افْترَئهُ  قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْترَیَاتٍ وَ ادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ(۱۳) فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُواْ لَکُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَن لَّا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ  فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ(۱۴)

[۱۲] وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائفَتَینِ أَنَّها لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیرَ ذَاتِ الشَّوْکَهِ تَکُونُ لَکُم وَ یُرِیدُ اللَّهُ أَن یُحِقَّ الْحَقَّ بِکلَماتِهِ وَ یَقْطَعَ دَابِرَ الْکَافِرِینَ.

[۱۳] فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ(۹۴) إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهزِءِینَ(۹۵)

[۱۴] أَمْ یَقُولُونَ نَحنُ جَمِیعٌ مُّنتَصِرٌ(۴۴) سَیهُزَمُ الجَمْعُ وَ یُوَلُّونَ الدُّبُرَ(۴۵)

[۱۵] هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدَى‏ وَ دِینِ الحَقّ‏ لِیُظْهِرَهُ عَلىَ الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ.

[۱۶] وَ أَرْسَلْنَا الرِّیَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَیْنَاکُمُوهُ وَ مَا أَنتُمْ لَهُ بّخَزِنِین.

[۱۷] وَ هُوَ الَّذِى مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِیهَا رَوَاسىَ وَ أَنهارًا  وَ مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَینِ اثْنَینِ یُغْشىِ الَّیْلَ النَهارَ إِنَّ فىِ ذَالِکَ لَاَیاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.