افغانستان در میان بیم و امید

0 25

مقدمه
افغانستان  بستر حوادث غم انگیز سیاسى، نظامى و اجتماعى  نیم قرن اخیر بوده است. خاطرات تلخ و تراژدى غمناک سی و پنج سال گذشته ؛ مملو از قتل، غارت، اشغال ، ویرانی ها، مهاجرت، ظلم و استبداد در آن دیار است . ساختار اجتماعى، سیاسى و فرهنگى کشور در گذشته یکى از علل تکوین بحرانها بوده است. فقر شدید، جهل و نظام قبیلوى همواره از چالشهاى دولتهاى افغانستان بوده و مى باشد.  در این نوشتار  تحولات؛  رکود های اجتماعی ؛  و مطالبات و انتظارات مردم ؛  مورد بررسی قرار گرفته است .

۱ ـ تحولات اجتماعی

تغییرات و پیشرفتهاى به وجود آمده در تمام عرصه ها در طى چهارسال گذشته در افغانستان است . تفاوتها و یا پیشرفتهاى زیادى در عرصه هاى مختلف سیاسى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى در افغانستان پس از طالبان ؛ بوجود آمد . نظیر برگزاری انتخابات ریاست جمهورى و پارلمانى، شوراهاى ولایتى، تدوین و تصویب قانون اساسى؛  اصلاحات اقتصادی ، حقوق بشر ؛ آموزش و پرورش ؛ تحصیلات عالى؛ امور بانوان و….

* استان هرات افغانستان یکی از پیشتازان عرصه معارف و فرهنگ می باشد.
* امروزه شرکتهای تلفن همراه نظیر: روشن، افغانستان بی سیم و افغانستان تلکام در افغانستان فعالیت می کنند.
* در شرایط کنونی دهها شبکه تلویزیونی در افغانستان فعالیت می نمایند نظیر ملی، آریانا، افغانستان TV، آئینه، شمشاد، تمدن و...
* BBC فارسی و صدای آمریکا افغانستان را تحت پوشش خود قرار داده اند.
* کابل که جمعیتش چهارسال قبل به نیم میلیون نفر رسیده بود اینک بالغ بر ۴٫۵ میلیون نفر جمعیت دارد.
* مهاجرت مردم از افغانستان به دلیل فقر، بیکاری، جنگ و قطع امید از آینده همچنان ادامه دارد.
* به دلیل سیاست های تبعیض آمیز از روند بازسازی هرازجات جلوگیری می کنند ولی در جنوب شرق افغانستان دولت آباد و طالبان تخریب می کنند.
* مجدداً بسیاری از افراد خطرناک طالبان از زندانها آزاد و مسلح شده اند.
* مردم افغانستان به آینده با شک و به دیده بیم و امید نگاه می کنند.

احمد مرجانی نژاد افغانستان در میان بیم و امید

 ۱٫۱- معارف و مدارس

در میان استان های مهم افغانستان؛  هرات یکى از پیشتازان عرصه معارف مى باشد. هرات به علت اهمیت جغرافیایى، فرهنگى، سیاسى، تاریخى و مردم دا نش پرورش از توجهات و کمکهاى دولت و  مؤسسات خارجى برخوردار بوده است که در عرصه معارف از جمله مدرسه سازى از پیشرفت و رشد بالایى برخوردار گردیده است. مناطق شمال و مرکزى (هزاره جات) و شرق نیز به طور نسبى وضعیت معارف بهبود یافته است. اما مناطق جنوب و برخى از نقاط شرق کشور که هم مرز با پاکستان و بستر پرورش و خیزش طالبان مى باشد، معارف از رشد منفى برخوردار بوده است .

۱٫۲-  توسعه مخابرات و ارتباطات

افغانستان در طول سالهاى گذشته، یکى از محروم ترین کشورها از نظر وسایل ارتباطاتى(  تلفن، موبایل، اینترنت و فکس و…)  بود.خطوط تلفن شهرى، محدود به چند شهر عمده کابل، هرات، مزار شریف، جلال آباد و قندهار و برخى دیگر آن هم به صورت خصوصى و مراکز دولتى بود که سیستم و دستگاه آن  خیلی قدیمی بود .  اما امروز در عرصه مخابرات و تکنولوژى آن تفاوت بسیار فاحش به وجود آمده است و بسیارى از نقاط مرکزى تحت پوشش شبکه موبایل و اینترنت قرار گرفته است. شرکتهاى خصوصى  تلفن همراه  نظیر  :  روشن، افغان بى سیم؛  افغان تلسکام ـ با همکارى و مشارکت وزارت مخابرات در گسترش و رشد آن نقش داشته اند، به طورى که امروز در سطح شهرهاى عمده دسترسى به سیستم کارت موبایل بسیار سهل و آسان مى باشد . رشد و توسعه شبکه مخابرات و تلفن همراه   و اینترنت در افغانستان همانند سایر جوامع دنیا داراى آثار مثبت و منفى مى باشد. آثار مثبت آن واضح است. ولی از جمله آثار و پیامدهاى منفی آن  در جامعه سنّتى، مذهبى و فقیر افغانستان ؛ استفاده نابجا از آن نظیر : ایجاد مزاحمت ها براى خانواده ها، دختران جوان و مجرد  ، رشد فعالیت زیرزمینى گروههاى مافیایى و تبهکاران حرفه اىو…  مى باشد .

۱٫۳- گسترش رسانه ها

افغانستان تا قبل از کودتاى ۷ ثور ۱۳۵۷ داراى یک شبکه تلویزیونى (کابل) و یک رادیویى سراسرى بود که در مراکز برخى از ولایات عمده قابل استفاده و دریافت بود، فقط رادیو کابل در اکثر نقاط قابل شنیدن بود. در دوران  اقتدار حزب خلق و پرچم نیز چنین بود ؛  برنامه های رادیویی از صبح تا ۱۲ نیمه شب فعالیت داشت . در دوران حاکمیت مجاهدین به علت نبود پرسنل و امکانات فنی و مالی ؛ شبکه تلویزیونى کابل حداکثر از ساعت ۴ بعد از ظهر تا ۱۰ شب برنامه پخش مى کرد; اما رادیوى آن وضع بهترى داشت که آن هم بیشتر از ۱۲ ساعت برنامه نداشت. در زمان حکومت طالبان نیز وضعیت بدتر گردید . زیرا طالبان فعالیت تلویزیون را  که به آن جعبه شیطانى مى گفتند، به کلى تعطیل نمودند. فقط رادیو کابل که به رادیو شریعت تغییر نام داده بود حداکثر ۱۸ ساعت برنامه داشت.تا چهار سال قبل وضعیت تنها رادیو و تلویزیون کابل بسیار وخیم بود و شنیدن صداى آن فقط در کابل و نواحى آن محدود مى شد.

اما امروز رسانه هاى صوتى و تصویرى چون رادیو و تلویزیون و مطبوعات بسیار گسترش یافته است، در افغانستان هم اکنون   دهها شبکه تلویزیونى ( خصوصی و با کمک های موسسات خارجی ) و  بیش از  ۳۰ شبکه رادیوى سراسرى (  رادیو کابل، آرمان، سلام ؛ وطن دار، صلح، صداى افغانستان، ترکیه، نوا، آریانا، کلیپ، آزادى، ظفر)  اکثراً با حداقل ۱۸ ساعت در طول شبانه روز فعالیت و برنامه پخش مى کنند. شبکه هاى تلویزیونی نظیر  : ملى (کابل سابق)، آریانا، طلوع، افغان تیوى، آیینه؛  شمشاد ؛ تمدن ؛  و…  داراى برنامه هاى سیاسى، خبرى، اجتماعى، فرهنگی ؛ هنری و علمی  مى باشد. منتهی عدم توجه به مسایل و مشکلات اجتماعى و اخلاقى جامعه موجب شده است که مردم و خانواده های مذهبی از تماشاى تلویزیونهاى کابل خسته شده و اکثراً جز اخبار بقیه برنامه هاى آن را نگاه نمى کنند.  شبکه های تلویزیونی خارجی نظیر :  بی بی سی ؛ صدای آمریکا، ترکیه ؛ ج.ا.ایران ؛ پاکستان نیز در افغانستان بیننده های خاص خود را دارد .    در خصوص فضای مجازی و نشریات الکترونیکی نیز تحول عظیمی در افغانستان مشهود است .    در زمینه انتشار کتاب و مطبوعات به دلایل عدیده فنی و اقتصادی پیشرفت خاصی حاصل نگردیده است .

۱٫۴-  امنیت

براى مردم خسته از جنگ و تشنه آرامش، برقرارى امنیت عمومى به ویژه در مسیر راهها و شهرهاى عمده و کاهش اصطکاکهاى اجتماعى بهترین هدیه و ارمغان مى باشد. در گذشته تضادهاى قومى و گروهى امنیت و آسایش را از عامه مردم سلب کرده بود به طورى که اقوام کشور نمى توانستند به آسانى در محدوده جغرافیایى همدیگر (که کشور را عملاً بین اقوام تقسیم کرده بود.) وارد شوند. بطور مثال مسافرت هزاره ها به مناطق عمدتاً پشتون و یا تاجیک نشین بدون ترس و خطر نبود.گذشته از آن در اکثر نقاط کشور گروههاى مسلح محلى بى بند و بار، وجود داشتند که مردم از شرارت آنها در عذاب و رنج بودند و هیچ گونه احساس امنیت نداشتند. حذف کردن رقبا و تضییع حقوق افراد و زور گویى و ظلم به صورت کارهاى عادى افراد مسلح درآمده بودند. اما امروز با تشکیل دولت و نهادهایى; چون اردو و پلیس ملى گرچه به طور محدود وضعیف آن و حضور نیروهاى ایساف یا حافظ صلح و امنیت وضع امنیتى با گذشته تفاوتهایى نموده است به طورى که مردم مى توانند با آرامش خاطر در سطح شهرها تردد و یا از شهرى به شهرى دیگر رفت و آمد نمایند. البته، مشکلات امنیتى در مسیر شاهراههاى عمده به ویژه راههاى فرعى وجود دارند. مسلما  در کشور جنگ زده و بى سر و سامانى چون افغانستان برقرارى امنیت کامل در شرایط کنونى نیازمند نیرو  و امکانات زیاد مى باشد.

  ۱٫۵-   بهبود راهها و حمل و نقل

در طول سى و پنج سال گذشته اغلب  جاده هاى افغانستان از بین رفته است .  رسیدن مسافران و یا اموال تجارتى از شهرهاى مرزى به پایتخت و یا بالعکس و یا از جنوب به شمال و بالعکس، روزها و هفته ها را در میان گرد و غبار و خاک و بیم و ترس از سارقان در بر مى گرفت. اما امروز وضع راههاى عمومى و مهم مواصلاتى کشور وسایل مسافربرى و باربرى بسیار بهتر شده است.گرچه هنوز هزاران کیلومتر راههاى دیگر نیز نیازمند بازسازى و تعمیر و حتى نوسازى مى باشند که انتظار مى رود دولت و جامعه جهانى براى آباد نمودن کشور گامهاى مؤثر و عملى و جدى را بر دارند.

۱٫۶-  اختلاط فرهنگى

مردم افغانستان به لحاظ تعدد اقوام از ویژگیهاى فرهنگى خاص خود برخوردار مى باشند، زیرا اقوام افغانستان هر کدام داراى زبان ؛ آداب و رسوم بومى و خاص خود مى باشند. هزاره ها، ازبکها، پشتونها و تاجیکها هر کدام مختصات فرهنگى خود را دارند.

با مهاجرت افغانها به کشورهاى هم جوار، فرهنگ بومى آنها نیز تحت تأثیر فرهنگ محیط قرار گرفتند به طورى که باشندگان مناطقى چون هرات، فراه، نیمروز و مناطق مرکزى و شمال و حتى برخى از شهروندان کابل تحت تأثیر اصطلاحات و واژه ها و نوع حجاب و در یک کلام فرهنگ ایرانى و پاکستانى و برخى از کشورهاى دیگر قرار گرفته اند.زنان و فرزندان افغانى برگشته از ایران معمولاً از پوشش و حجاب و کلمات و واژه هاى ایرانى استفاده مى کنند، پوشش چادر مشکى یا سیاه، مانتو شلوار زنانه و گویش فارسى ایرانى و برگزارى مراسم عروسی ها و سایر موارد خود گویایى از تأثیر فرهنگ محیط مهاجرت به ایران مى باشند.
در رابطه با پناهندگان برگشته از پاکستان نیز وضعیت چنین است. به طور خلاصه باید گفت: مهاجران افغانى برگشته از کشورهاى دیگر با سبد پر از رسم و سوغات فرهنگى، حتى در زمینه هاى هنرى و ورزشى و بهداشتى به وطن آمده اند. در میان پوشش زنان و دختران و فرزندان افغانى در شهرهاى کابل، هرات، مزارشریف، با میان و خیلى از نقاط دیگر بورقه که به عنوان پوشش زنان شهرى کشور در گذشته بود؛ اینک کمتر دیده مى شود.

  ۱٫۷-  تراکم و رشد جمعیت شهرها

باپرچیدن خیمه هاى حکومت جهل و شکستن استوانه هاى نظام طالبان و ظهور نظام جدید سیاسى تعداد زیادى مردم از داخل و خارج کشور به سوى شهرهاى عمده از جمله کابل و هرات و مزار شریف و قندهار روى آوردند.کابل که جمعیتش چهار سال قبل به نیم میلیون نفر رسیده بود اینک  بالغ بر  ۵/۴ میلیون نفر جمعیت دارد . در بسیارى از شهرهاى افغانستان; چون کابل تغییراتى در بافتهاى اجتماعى و فرهنگى و جغرافیایى آن البته به طور ناخواسته ایجاد شده است. به طور نمونه کابل از نظر بافت اجتماعى به سه قسمت عمده جغرافیایى غرب و شمال و شرق جنوب تقسیم شده است، در غرب کابل بیشتر هزاره ها و در شمال آن تاجیکها و شرق و جنوب بیشتر پشتونها جابه جا شده است . اما نکته جالب که از لحاظ اجتماعى به نظر مى رسد کاهش تنشها و حساسیتهاى قومى در میان مردم شهرها و کوچه و بازار مى باشند; زیرا قبلاً تنشها و حساسیتهاى قومى به دلایلى وجود داشت و بسیارى از اقوام در سطح شهرها از جمله کابل و هرات تحقیر و توهین مى گردیدند، اما حالا نسبت به گذشته این تنشها کاهش چشمگیرى داشته است.

  ۲- رکود  اجتماعی ؛ مطالبات مردمی    

 ۲٫۱- روند بازسازى

بعد از سرنگونى رژیم طالبان، یک نیروى سالم، متعهّد، قوى، پاک، با انگیزه و جایگزین براى اداره کشور وجود نداشت تا بتواند کمبودها و خلاءها را جبران کند . در مورد بازسازى زیر ساختهاى اقتصادى کشور تحوّل قابل توجّه صورت نگرفته است. تنها نماد بازسازى را مى توان در سیماى شهرهاى هرات، قندهار و برخى جاده ها و شاهراهها مشاهده و خلاصه کرد.

 ۲٫۲- متکدیان

یکى از معضلات اجتماعى در اکثر کشورها از جمله افغانستان و شهرهاى آن را وجود افراد متکدى (گداها) تشکیل مى دهند کابل جنگ زده نیز از این امر استثنا نیست.

 ۲٫۳- – فقر و بیکارى

یکى از مشکلات موجود در افغانستان براى مردم یافتن کار و درآمد و براى دولت ایجاد کار و درآمد مى باشد. به دلایلى، چون ۳۰ سال جنگ، تخریب زیر ساختهاى اقتصادى، ادامه خشک سالیها، از همه مهمتر تغییر شرایط زندگى و افزایش سطح توقّعات و خواسته هاى مادى و معنوى مردم دولت به تنهایى توانایى ایجاد کار، اشتغال و پاسخ به مطالبات مردم را در شرایط فعلى ندارد.

 ۲٫۴- تداوم مهاجرت

در طول، سالهاى گذشته، پدیده مهاجرت افغانها به خارج از کشور معلول علّتهایى; چون جنگ و ناامنى، فقر و بیکارى بود که با توقف کوتاه مدت آن اینک دوباره از سر گرفته شده است. مهاجرینى که از کشورهاى همسایه به وطن بازگشته بودند امروز دوباره به دلایل فقر، بیکارى، جنگ و قطع امیدها مجبور به ترک وطن مى شوند،لذا مهاجرت مردم، چون گذشته ادامه دارد.

 ۲٫۵- وجود تبعیض و تعصب

وجود تبعیض و تعصب در گذشته در افغانستان همواره یکى از مشکلات عمده اجتماعى بوده است که با رنجهاى بى شمارى چون تحقیر و زخم زبان و تعدى به حقوق دیگران همراه بوده است.تعصبات و زخم زبانها در میان مردم عادى در ظاهر کاهش چشمگیرى داشته است، ولى در دستگاه دولت و ادارات مربوط به آن وجود داشته و به طور ماهرانه و مرموز آن اعمال مى گردد. دولت مرکزى در واقع با برخوردها و سیاستهاى تبعیض آمیز چون سدى محکم از روند بازسازى در مناطق هزارجات که براى اجرایى آن کاملاً مهیا و آماده مى باشد جلوگیرى مى کنند. در حالى که در مناطق پرخطرى چون جنوب و شرق بازسازى جریان دارد. طالبان تخریب و دولت تعمیر و آباد مى کند؟!

۲٫۶- تحرکات جدید طالبان

یکى از دغدغه هاى اصلى مردم را بقایاى گروه طالبان و القاعده تشکیل مى دهد که در این اواخر حملات طالبان افزایش یافته و مناطقی از ولایات ارزگان، هلمند، زابل، قندهار که بستر پرورش و خیزش افکار و اندیشه هاى طالبان است شاهد تشدید فعالیت و تحرکات نظامى آنها بودند که باعث نگرانى افکار عمومى  گردیده است .

 ۲٫۶٫۱- –  فراموش شدن طالبان 

بعد از سرنگونى رژیم طالبان و روى کارآمدن نظام جدید یعنى دولتهاى موقت، انتقالى و انتخابى، طالبان به عنوان یک خطر سیاسى و نظامى که داراى یک ایدئولوژى خاص بود فراموش گردید، در واقع  توجهات بیشتر متوجه گروههاى مسلح مجاهدین و چریکهای سابق گردید. تبلیغات علیه آنها به عنوان جنگ سالار و خلع سلاح آنها در اولویت کارى دولت و نیروهاى ائتلاف قرار گرفت، طالبان از این فرصت براى تجدید قوا استفاده کردند و برخورد جدى و پروسه نابودى کامل یا دستگیرى رهبران مؤثر طالبان و القاعده از دستور کار و برنامه نظام سیاسى جدید و همکاران بین المللى آن کنار گذاشته شد و طالبان را به جاى تعقیب کوه به کوه به حال خودشان رها کردند.

 ۲٫۶٫۲ – آزادى اسیران جنگى طالبان

همه مى دانند که در جریان جنگهاى، نیروهاى ائتلاف بین المللى به سرکردگى آمریکا و گروههاى مقاومت با گروههاى طالبان و القاعده تعداد زیادى از نیروهایى طالبان و القاعده دستگیر گردیدند به ویژه نیروهایى که در خطوط اول جبهه و جنگ قرار داشتند، اما  در جریان معاملاتى سیاسى که در ایام انتخابات ریاست جمهورى با سران قبایل جنوب و شرق کشور و خانواده هاى اسیران صورت گرفت افراد خطرناک طالبان  بدون هیچ گونه محاکمه و تضمینى آزاد گردیدند در حالى که اکثر این افراد از خطوط اول جنگ و مسلح دستگیره شده و کسانى بودند که دست شان به خون مردم آلوده و از ناقضین حقوق بشر بودند، که تمامى آن افراد خطرناک، امروز دوباره مسلح شده و جنگ و خشونت را دوباره شروع کردند.

 ۲٫۶٫۳-  سیاست آشتى ملى دولت

سیاست آشتى و نرمش دولت و همکاران بین المللى آن با طالبان از دیگر عوامل گسترش فعالیت طالبان مى باشد. از سوى طالبان این سیاست نشانه ضعف دولت و همکاران بین المللى آن در سرکوب طالبان و برقرارى امنیت و صلح تلقى مى شود و و طالبان از این سیاست توانسته اند در جهت تقویت روحیه افراد خویش کمک بگیرند و حتى به عنوان یک تاکتیک از آن استفاده مى کنند.

۲٫۷- انتظارات مردم

به طور خلاصه باید اذعان نمود که مردم افغانستان از جنگ و مهاجرت طولانى مدت خسته شده و انتظار نجات از وضع موجود را مى کشیدند، آنها به دلایلی نسبت به آینده کشورشان امیدوار گردیدند، ولى به علل مختلف از جمله، حجم مشکلات و رسوبات به جا مانده از گذشته به انتظارات مردم از جمله، برقرارى امنیت مطمئن، تخریب کامل آشیانه هاى تروریزم و قطع ریشه فتنه پاسخ داده نشده است لذا مردم باز هم مثل گذشته نسبت به آینده به دیده شک، بیم و امید نگاه مى کنند و نمى دانند که در آینده چه سرنوشت منتظرشان خواهد بود.حجم بالاى بیکارى، وجود فقر، ناامنى و جنگ گریز طالبان، رشوه و فساد ادارى، ادامه خشک سالیها واقعاً مردم را خسته و ناامید کرده است و اکثر مردم نسبت به آینده خود مطمئن نیستند، حتى بسیارى از افراد و خانواده ها که با اشک شوق به وطن بازگشته بودند، اینک دوباره ترک وطن مى کنند .

تاریخ مقاله: مهرماه ۱۳۹۳

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.