با عقلانیت می توان به جامعه طراز قرآن رسید

0 51

مصاحبه با آیت الله هاشمی رفسنجانی

فرهنگ اسلامی: حضرت‌عالی یک انقلابی بزرگ هستید و سال‌ها در زمان اختناق شاهنشاهی در راه مبارزه با اختناق و در حقیقت در راه تحقق آرمان‌های قرآن مجید کوشش‌های خستگی‌ناپذیری داشتید. نقش‌های بزرگ دیگری که در انقلاب به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی؛  جانشین فرمانده کل قوا و فرمانده دفاع مقدس ؛رئیس جمهور دوران  سازندگی و الان هم رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام داشتید و دارید، ولی بالاتر از همه اینها، حضرتعالی مفسّر قرآن هستید، به نظر شما امروز قرآن مجید برای انسان مسلمان چه پیام ویژه‌ای دارد که امروز انسان مسلمان نیازمند آن پیام است؟

آیت الله هاشمی رفسنجانی:  بسم الله الرحمن الرحیم؛ عقیده ما این است و قابل اثبات هم است که قرآن مجید در حد کلیّات ؛ برای راهنمایی‌های اساسی در همه شئون زندگی بشر اشارات یا صراحاتی دارد . اگر بخواهیم وارد بخش‌های مختلف شویم؛ می‌توان نشان داد که چگونه از قرآن مجید  به عنوان یک کتاب هدایت بهره برداری کرد. یک کتاب علمی برای هر بخش از علوم روز نیست ؛ ممکن است هدایت به طرف علم باشد؛  امّا اینکه علوم چگونه هستند ؟؛  چگونه به دست بیاوریم؟ و چه کار کنیم؟، اینها دست ما یست و خداوند فقط کلیاتی نشان دادند.

فکر می‌کنم در قرآن، هر چه  برای شئون زندگی بشر – هم فردی و هم جامعه بشری بخواهید ؛ می‌توانید یک الهام بگیرید ؛ بدون اینکه انتظار داشته باشید قرآن وارد جزییات و اجراییاتش شود که نمی‌تواند بشود؛  چون فرض بر این است که این کتاب تا قیامت باید راهنمای بشر باشد . تحولات زندگی و شرایط جامعه به گونه‌ای است که در یک کتاب و حتی در یک کتابخانه نمی‌گنجد. از هر علمی که به دست می‌آید؛ رشته های فروانی به وجود می آید  و سوالات زیادی  باز می‌شود و علوم دیگری پشت سر آن هست. لذا چون این کتاب، کتاب خاتم‌الانبیاست، یعنی دیگر از آسمان کتابی برای انسان نازل نمی‌شود؛ باید برای همه نسل ها باشد. امام زمان (عج) هم که تشریف بیاورند؛  همین کتاب را متناسب با زمان باز می‌کنند. یکی از شاهکارهای قرآن همین است که اجتهاد را مکمّل وحی قرار داده است. ممکن است کسی سوال کند که آیا در زمان پیغمبر(ص) همین  مسایل که الان برای مردم هست ؛ وجود داشت ؟ مطمئناً مسایل زمانها و مکانها با هم فرق دارند.به خاطر توجه به همین تفاوت هاست که خداوند دستور داده تا گروهی دریک جامعه دنبال تفقه باشند. این هم مخصوص همین تفقهی که با فقه معمولی در حوزه‌ها داریم؛  نیست. تفقه عام است. الان فقه عرفاً اختصاص به یک رشته از علوم پیدا کرده ؛ اما  وقتی با قرآن و منابع دیگر دینی کار کنیم؛ می بینیم عمده ابزار عقل است.  در خود قرآن هم کاملاً روشن است که باید از تفکّر به عقلانیت و تفقه صحیح رسید. تفقه هم تا قیامت ادامه دارد. بنابراین برای شئون زندگی بشر همیشه می‌توانیم به عنوان یک سند بالادستی به قرآن تکیه کنیم.

 

فرهنگ اسلامی:  ظاهراً کار فیش‌برداری درمورد تفسیر راهنما در زندان دوران اختناق آغاز شد، چطور شد که شما به فکر نوشتن این تفسیر افتادید؟ اصلاً کار فیش‌برداری آن موقع چگونه صورت گرفت؟

آیت الله هاشمی رفسنجانی: اینکه چه شد تا در زندان به این مسأله بپردازم ؛ سوابقی دارد. به هر حال من از کودکی؛ یعنی  از آن وقتی که چشم و گوشم باز شد؛ با قرآن سرو کار داشتم، نه اینکه خودم  قرآن می خواندم ؛ بلکه پدر اهل قرآن بودند و با اینکه فاصله‌ای هم بین اطاق ما با جای عبادت ایشان بود؛  معمولاً با صدای قرآن ایشان از خواب بیدار می‌شدیم. در سنین کودکی قرآن را به صورت لفظی یاد گرفته بودیم و قواعدی از قرائت را هم از پدرم آموخته بودم . خودم هم خیلی به قرآن علاقمند بودم.

وقتی برای ادامه تحصیلات حوزوی به قم آمدم ؛ به تدریج وارد بحث‌های حوزه شدیم و قرآن برای ما خیلی اهمیت داشت. لذا در سال دوّم حضور در قم شروع به حفظ قرآن کردم. سه نفر بودیم، من، آقای ربانی املشی و اقای محمد اسلامی تربتی که الان پزشک است. هم مباحثه بودیم و هر سه نفر شروع به حفظ قرآن کردیم.

یک بار برای حفظ قرآن، الفیه ابن مالک و منطق تفتازاتی که متن همه را حفظ کرده بودم ؛ پیش آیت الله العظمی بروجردی امتحان دادم که آقای بروجردی خیلی خوششان آمد و جایزه دادند که خیلی تشویق شدم. کم‌کم که قرآن را می‌خواندیم و با معانی‌اش آشنا شدیم ؛ روح مبارزه در ما از قرآن دمیده شد. یعنی کاملاً برای من روشن شد که سکوت در مقابل ظلم ؛ ستم و ا نحراف گناه بزرگی است و مقابله با آن هم یک وظیفه همگانی  و جزو شاهکارهای امر به معروف و نهی از منکر است. اینها در جوانی در من رسوخ کرد و ماند و  الان هم همان حالت برقرار است. لذا قرآن راهنمای روحی من شد.

کم‌کم به مبارزات و زندان رسیدیم .در زندان قرآن انیس خوبی برای همه در زندان رژیم سابق  بود اوایل  به ما قرآن نمی‌دادند ؛ ولی بعداً می‌دادند و ما هم از قرآن استفاده و مطالعه می‌کردیم. در زندان‌های متفرق که می رفتیم، ۲۵جزء را حفظ کرده بودم و همیشه هم هنگام خواب می‌خواندم و یک مقدار قرآن را در ذهنم مرور می کردم. اینها در حالتم خیلی مؤثر بود. چون معنای قرآن را با تفسیر می‌فهمیدم. البته در بعضی از زندان‌ها  که یک مقدار طول می کشید، بعضی از موضوعات قرآن مثل اشرافی‌گری یا صبر یا جهاد را فیش‌برداری کرده بودم ؛ امّا محدود بود. در آخرین زندان از اتهاماتی که به من زنده بودند و یک مقدار هم واقعیت داشت ؛می‌دانستم که این زندانی طولانی است. سال ۵۴ سخت‌ترین دوره خفقان ایران بود که کمیته ضدخرابکاری(مشترک) ما و عده‌ای را گرفت. در آنجا خودم را آماده کردم. چون می‌دانستم اگر زنده بمانم ؛ این زندانم طولانی است. به فکر افتادم که شروع کنم. همان روزهای اوّل که هنوز شکنجه‌ام می‌دادند و در انفرادی شهربانی که زندان موقت بوده و آن موقع قرنطینه بود، گفتم قرآنی به من بدهید که ندادند. قلم و کاغذ هم ندادند. من به فکر افتادم که چون قرآن را حفظ دارم ؛از اوّل قرآن  رادر ذهنم شروع به فیش‌برداری کنم. ۲۷ روز در آنجا این کار را کردم و مضامین همه آیات جزء اول را  در ذهنم تنظیم کردم. مثلاً  از فلان آیه ده تا پانزده مضمون می‌فهمیدیم که در ذهنم تنظیم می‌کردم . چون دوباره هم می‌خواندم ؛ به یادم می‌ماند. سه روز آخر یک هم زندانی برای من آورند که آقای جلال رفیع  بود که الان در روزنامه اطلاعات است و آن موقع دانشجو بود .من نمی‌شناختم و فکر می‌کردم مأمور آوردند تا از من حرف بکشند. لذا مشغول  کار قرآنی خودم بودم و فقط برای موضوعات عمومی با ایشان حرف می‌زدم. بعد ما را به اوین بردند. در اوین شرایط خوبی پیش آمد. چون اکثریت علمایی را که در زندان بودند ؛ در آنجا جمع کردند. آیات و آقایان  طالقانی، انواری، منتظری، ربانی شیرازی، لاهوتی، مهدوی کنی و خیلی‌های دیگر که در همان روز اوّل یا دوّم همه را جمع کردند. چنین امکانی را در خواب نمی‌دیدیم که همه ما را که آرزوی معاشرت با هم داشتیم ؛ یک جا جمع کنند. موقعی بود که از طرف آمریکایی‌ها و دیگران روی رژیم فشار بود که  فضای باز سیاسی ایجاد کند. خواستند از ما شروع کنند. منتها می‌خواستند ما را مغزشویی کنند. گفتند که مثلاً اعلی حضرت این قدر دین دارد و کمونیست الان تا این حد خطر دارد و کشور را تهدید می‌کند و شما می‌توانید خطر کمونیست ها را از کشور بیرون کنید و ما به شما خیلی احترام می‌گذاریم . یعنی از حرف‌های اینگونه که بلد بودند؛ می زدند. ما را به  بند یک که بند بزرگی بود ؛بردند. چهار بند شبیه هم بود و یک حیاط خوب داشت و اطرافش هم ده، پانزده اطاق‌ بزرگ دو طبقه بود. همه ما را در یک اطاق گذاشتند و کتاب و هر چیزی که می‌خواستیم؛ به ما می‌دادند. واقعاً وضع ما خوب شده بود.

گفتیم که باید از این شرایط استفاده و کار فیش‌برداری را شروع کنیم . در همان روزهای اوّل یک دفتر دویست برگی و یک خودکار و تفسیر مجمع‌البیان را از  منزل خواستم که برای من آوردند و کارم را شروع کردم .در تمام این سه سالی که در زندان بودم ؛ از سحر که برای نماز بلند می‌شدم تا ظهر ؛ وقتم به این کار اختصاص داشت . جز روزهایی که شهردار بند و مسؤول خدمت می‌شدم؛ به هیچ کاری نمی‌پرداختم. چون همه به نوبت مسؤول خدمت می‌شدیم که تمیز کنیم و جارو کنیم و ظرف‌ها را بشوییم و سفره بیاندازیم و غذا بیاوریم  و از این قبیل کارها که در این روزها کمتر به  کار قرآنی  می‌رسیدم.

بعد از دو سال و نیم ؛ تمام قرآن را فیش‌برداری کرده بودم . یعنی هر موضوعی که از آیات قرآن می فهمیدم ؛ در دو طرف کاغذ  ۲۳ تا ۲۴ دفتر دویست برگی را نوشته بودم . بعداً تفسیر آقای طباطبایی را هم گرفتم که بیشتر از آن لازم نبود. آنچه را که از قرآن به صراحت یا ظاهر یا  به کمک روایت و یا به عنوان نظر مفسّران می فهمیدم و یا برداشت خودم بود؛  زیر هر آیه می‌نوشتم و کلمه‌ای از هر آیه را که مربوط به هر مطلب بود؛ در کنار آن می‌نوشتم لازم نبود همه آیه را بنویسم. در هر صحفه حدود ۱۰ تا ۱۵ فیش نوشته می‌شد.

 اواسط کار هم چون احتمال می‌دادم روزی بخواهند سخت‌گیری کنند، خانواده که به ملاقات می‌آمد، در ملاقات از زیر عبای خودم به آنها می‌دادم و آنها از زیر چادرشان بیرون می‌بردند که اکثرش را بیرون دادیم .بقیه‌اش را که بعداً شرایط خوب شده بود ؛ در آذر سال ۵۷ که ما را آزاد کردند؛  هر چه داشتیم ؛ به راحتی بیرون آوردیم و فیش‌ برداری ها تمام شد.

 

فرهنگ اسلامی:  تفسیر شما چه ویژگی‌هایی نسبت به تفسیر دیگر دارد؟ تفاوت آن مثلاً با تفسیر علامه چیست؟

آیت الله هاشمی رفسنجانی:  هر مطلبی که در آنهاست ؛ در این تفسیر هم هست. چون آنها را می‌خواندیم و این دو نفسیر را  هم داشتم. هر مطلبی را که در آن آثار بود و آنچه را که اضافی می‌فهمیدیم،  آوردم. جمعی هم  در آنجا بود و هر مطالبی را که لازم بود؛  با علما بحث می‌کردیم و تکمیل می‌شد. این از لحاظ محتوا که بعدها  اضافه هم شد. چون بعد از انقلاب به دفتر تبلیغات دادیم، آنها همه تفاسیر را خواندند و تعدادی فیش هم اضافه کردند. ؛ در حالی که من دو تفسیر را خوانده بودم. البته بعضی از فیش‌های مرا قبول نکردند. مثلاً برداشت‌های خودم بود. کار شورایی بود و قرارمان آن موقع این بود که بر اساس تصمیم جمع باشد. من هم با اینکه به خاطر مشغله ها در شورا حضور نداشتم ؛ امّا نظر من  به عنوان صاحب اثر یک رای حساب می شد. یعنی دموکراتیک کار کردیم. آنها تعدادی از فیش‌های مرا حذف کردند و تعدادی از فیش‌های خودشان را آوردند.

یکی از تفاوت‌هایی که دارد این است که به قلم  فارسی روان است. تفسیرهای اساسی همه عربی و مغلق هم هستند که  فهمشان آسان نیست. البته بعضی‌ها ترجمه هم دارند؛  امّا در ترجمه هم اغلاقش می‌ماند. امّا من  اولاً ؛کاملاَ روان و قابل فهم برای کسانی که کمی باسواد باشند، نوشتم. ثانیاً؛  مطالبش از هم جدا شده است. ممکن است  دریک آیه مثلاً ده، پانزده  یا بیست مطلب باشد و انسان وقتی آیه را می‌خواند ؛ بعضی از مضامینش به ذهن می‌نشیند. امّا در اینجا هر نکته‌ای که باشد ؛ درکنارش می‌بینید. اگر روایتی هم لازم بوده؛  در آخرش نوشتم که توضیح را از  این روایت گرفتیم.

ثالثاً برای هر آیه‌ فهرست مطالبی نوشتم که گاهی دو، سه صفحه شده است .در آنجا دوباره در یک صفحه با عدد مثلاً ۱، ۲ و ۳ نوشتیم. آخر هر جلد هم  فهرست همه را نوشتیم. خواننده می‌فهمد که ین مطلب را از کدام کلمه یا جمله ی این آیه فهمیدم و خیلی روشن می‌شود. یعنی می‌تواند از همه ابعاد  قرآن را خوب بفهمد .

به هر حال روش نوینی در نفسیرنویسی است و سابقه ندارد . بعداً افراد دیگری هم به فکر افتادند و دارند این کارها را می‌کنند که خوب است. به نظرم همین تفاوت اساسی است.

البته یک نکته را هم بگویم که در اصل هدف من تفسیر نبود. هدف من نوشتن یک کلید و فهرست برای آیات و مطالب قرآن بود تا هر کس بخواهد ؛  هر  کلمه ؛ معنی و موضوعی را که مربوط به قرآن است؛ پیدا کند ؛  با حروف الفبا پیدا می کند و در کنارش بیست تا صد آیه مربوط به آن آمده است. یعنی تحقیق کردن روی قرآن برای محققین  آسان است.کاملاً هم آسان است. الان خودم هر مطلبی را بخواهم؛ با مراجعه به فرهنگ پیدا می کنم که اشاره صریح و ضمنی قرآن چیست؟ فرض کنید این روزها می‌خواستم اعتدال را بررسی کنم، نگاه کردم و سی تا چهل آیه مربوط به آن را نوشتم . . کتاب فرهنگ قرآن ۳۳ جلد و  تفسیر راهنما ۲۰ جلد است. هدف من کلید قرآن بود. وقتی برای تنظیم به قم دادم، آنها گفتند که یک تفسیر کاملاًٌ آماده‌ای است و چرا تفسیرش را چاپ نکنیم؟ گفتم : حرفی ندارم. اوّل تفسیر و بعد فرهنگ را چاپ کردند. البته خودشان چیزهای دیگری هم پیشنهاد کردند. مثلاً دایره‌المعارف که خیلی مفصّل است و هر موضوعی را از همه جا جمع و اضافه کردند و مشغول هستند .یک CD هم بنام تبیان (بانک اطلاعات) درست کردند که روی آن دارند کار می‌کنند.

فرهنگ اسلامی:  با توجه اینکه کسانی که مخالف اسلام هستند ؛ مرتب در ذهن جوان‌ها و بچه‌ها درمورد قرآن و مضامین قرآن شبهه ایجاد می‌کنند، آیا الان دوستان در فکر هستند که متناسب با ابهامات و شبهاتی که ایجاد می‌شود ؛ این تفسیر را کامل‌تر کنند؟

آیت الله هاشمی رفسنجانی:  بله ؛ یاسر سایت مخصوصی درست کرده که  هنوز آن را خبری نکردیم. در آنجا هست، البته مربوط به تمام آثار من؛ ازجمله تفسیر و فرهنگ است . برای آن جستجو هم گذاشت .یعنی هر کلمه‌ای را که وارد کنند؛  هر چه که هست در ذیل آن می‌بینند. سایت آن خیلی مفصّل است.

فرهنگ اسلامی:  امروز موج بیداری اسلامی منطقه را فرا گرفته و قرآن وجه مشترک همه مسلمانان جهان است. به نظر شما چگونه می‌توانیم از قرآن برای انسان امروز در قرن ۲۱ یک الگوی زندگی به دست بیاوریم؟ راهش چیست؟ از کجا باید شروع کنیم؟

آیت الله هاشمی رفسنجانی:  به طور طبیعی قرآن اشاره دارد، ولی متأسفانه اختلاف در مضامین قرآن در تفسیرها وجود داد. یعنی اگر بخواهیم به صورت مشترک برای همه مسایل تصمیم بگیریم؛  خیلی آسان نیست. اختلافات هم در حدی نیست  اهمیت زیادی نداشته باشد. شاید در مسایل اصلی اختلاف کمتر باشد. ولی اختلاف وجود دارد .در . اهل سنت هم که از قرآن استفاده می‌کنند ؛ در مواردی با ما اختلاف دارند. در داخل خودمان هم این گونه است. یعنی اگر به علمای شیعه نگاه کنید؛ اختلاف در فتوا را می‌بینید. من یک نمونه‌اش را می‌گویم که اخیراً با اطلاعی که از قرآن داشتم ؛ مطرح کردم و در داخل خودمان حل شد.

یکی از فتاوایی که تقریباً از اوّل فقه ما وجود داشته و شاید در زمان ائمه هم بوده، این است که زن‌ها از شوهرشان در زمین و این چیزها ارث نمی‌برند و از مستحدثات می‌برند .با این که در قرآن با صراحت هست که زنان شما یک چهارم یا یک هشتم( به تفاوت )یا نصف ارث می‌برند. حدود روشن است. الان  درباره دختر نمی‌گویم؛  در مورد همسر می‌گویم. دخترها می‌برند. دیدم در قرآن که نگاه می‌کنیم؛  این حرف‌ها نیست که زنان از زمین ارث نبرند و از ساختمان ارث ببرند. به روایات مراجعه کردم و دیدم هر دو نوعش را دارد. هر دو نوع روایات، هم صحیح و هم ضعیف دارد. تعجب کردم که چطور این فتوا پیدا شده که همه جزه عدّه معدودی هم دادند؟!! در سراسر تاریخ فقه ما، این فتوا مانده است. من اوّل با مقام معظم رهبری مطرح کردم . وقتی استدلالم را گفتم، ایشان گفتند : قابل توجه است. به ایشان گفتم : شما الان قدرت و نفوذ کلام دارید و می‌توانید این ظلم طولانی را که به زن‌ها شده ؛ برطرف کنید. چرا اینگونه باشد؟ قرار شد ایشان این موضوع را در جلسه ی فقهی که عصرهای چهارشنبه دارند ؛ مطرح کنند. ایشان دیدند حرف من درست است. حرفهایی  هم مرحوم مقدس اردبیلی دارد که نسبت به دیگران یک مقدار خوب است.

 می‌خواهم بگویم در بین فقها هم افرادی اینگونه پیدا می‌شوند و آنها را هم به ایشان گفتم و بنا شد که ایشان در آنجا این مسأله را مطرح کنند. به آقای هاشمی شاهرودی مأموریت دادند، چون یک نفر مطالب را تهیه می‌کند و می‌برد و در آنجا بحث می‌کنند.گفتند ایشان مطالب را تهیه کنند و ببرند. آقای شاهرودی هم با من صحبت کرد و دیدم که ایشان یک موضوع تاریخی را می‌گوید که احتمالاً  منشأ این انحراف از آنجا بوده است. البته احتمال است و نمی‌توان روی آن حساب کرد. ولی می‌توان به عنوان شاهد آورد. ایشان گفت : احتمالاً این تفکّر در شیعه از آنجایی پیدا شد که موقع دفن امام حسن (ع)در کنار پیغمبر(ص) این بحث مطرح شد. یعنی احتمالاً این حالت در شیعه یک حالت روانی باشد. البته یک چیز دیگری  هم هست که می‌تواند برای آن زمان دلیل باشد و آن این است که چون با زنان  طوایف و عشیره دیگر ازدواج می‌کردند و از همدیگر زن می‌گرفتند، عشیره‌ها نمی‌خواستند کسی  غیر از آن عشیره مالک مایملک زمین و اینها شود . یعنی  مشکل درست می‌شد و می‌گفتند که ساختمان و این چیزها و یا منقولات باشد. اینها چیزهای استحداثی است.

 به هر حال حضرت آیت الله خامنه‌ای بحث را مطرح کردند و نتیجه هم گرفتند . با یک مقدار محدود نظر دادند و آن نظر در مجلس رفت و قانون شد. من می‌خواهم بگویم که در خود شیعه هم این اختلافات پیدا می‌شود. از این موارد زیاد است و یک نمونه را گفتم.

 به هر حال مطالب زیادی هست که می‌توان از قرآن فهمید و روی وجه مشترک تکیه کرد. اتفاقاً روی این هم یک کاری کردم که متأسفانه برخی آن را خراب کردند. پنج ؛ شش سال قبل در سفر به عربستان که برای کنگره گفت و گوی جهان اسلام دعوت شده بودم ؛ با آقای ملک عبدالله تفاهم کردیم که یک کمیسیون علمایی مشترکی بین شیعه و اهل سنت تشکیل بدهیم تا مسایل اختلافی را بررسی کنند و یک تصمیم مشترک بگیرند و دولت‌ها و علما  از آن تصمیم مشترک پشتیبانی کنند. این کمیسیون می‌توانست خیلی کارایی داشته باشد چون چند کمیسیون برای عراق، لبنان، سوریه، ایران و جاهای دیگر داشتیم و یکی هم این بود.  اینها این را به هم زدند و نگذاشتند که انجام شود. امّا می‌شود. الان واقعاً یک کمیسیون از علمای منصف و معقول را قرار بدهیم تا بنشینند و روی مواد مهم اختلافی که هست ؛ بحث کنند و آنجایی هم که مشترک هست که هست، منشور روشنی تهیه کنند و به مسلمان‌ها بدهند تا سند می‌شود.

فرهنگ اسلامی:  یکی از مسایل مهم در حوزه بیداری اسلامی؛ نوع حکومتهاست. بعضی از این گروه‌های سلفی مدعی هستند که در حکومت اسلامی مردم صاحب رأی نیستند و اساساً مخالف انتخابات هستند و می‌گویند نظام انتخاباتی در حکومت اسلامی جایی ندارد .نظر شما چیست؟

آیت الله هاشمی رفسنجانی:  کسانی که این حرف ها را می زنند؛ اگر مغرض نباشند؛ اسلام را درست نمی فهمند. خداوند که خالق زمین و آسمان و انسان هاست ؛ در کلام وحی به پیامبر(ص) می‌گوید : « شاورهم فی‌الامر.» امر یک معنای وسیع دارد که شامل همه امور می شود. همین الان که می‌خواهیم امر بگوییم، می‌گوییم ولی امر. ولی امر یعنی چه ؟ یعنی ولی امور کشور که همه اینها را شامل می‌شود. این یک دستور قرآنی است.

 یا وقتی عبادالرّحمان را معرفی می‌کند ؛ صفاتی برای آنها بر می شمارد ویکی از صفات عبادالرحمان این است که «امرهم شورا بینهم.» حداقل اینکه حکومت امر اساسی است و اوّلین چیزی که از امر به نظر می‌رسد یعنی حکومت. بقیه امور هم هست.

به علاوه بهترین سند اجرایی فعلی که الان شما می‌توانید نگاه کنید؛ قانون اساسی است. در خبرگان اوّل که همه از مجتهدین طراز اوّل کشور و هفتاد، هشتاد نفراز علما بودند ؛  در باره شورای کشور قانون نوشتند. قانون اساسی کشور در شورایی کردن اغراق کرده و ما هنوز بخشی را عمل نکردیم و این نشان این است که یک حکم حکومتی است.

 اما آنچه شما مطرح کردید؛ تفکّر خوارج بود. یعنی از همان زمان حضرت‌علی‌(ع) شروع شد که لا حکم الّا للّه و وقتی که حضرت‌علی(ع) بعد از آن حوادث صفین و اخلال خوارج اجازه دادند که داوری کنند، اعتراضشان به حضرت‌علی(ع) این بود که چظور شما حکم را به دست افراد می‌دهید که اینها نظر بدهند؟ این حکم خدا ست. اینها با این حرف از جیش حضرت‌علی(ع) خارج شدند و جنگ نهروان را به راه انداختند.

فرهنگ اسلامی:  امروز قرآن حلقه وصل همه مسلمانان جهان و قرآن سرچشمه الهام است و همه کسانی که می‌خواهند برای ارتقای سطح زندگی بشریت در چارچوب اسلام فکر و مبارزه کنند؛  به قرآن فکر می‌کنند. الان قرآن هدف قرار گرفته و یک عده که صریحاً علیه قرآن موضع می‌گیرند و یک عدّه هم می‌گویند که پیغمبر(ص) دریافت‌هایی داشته و آن را در ظرف زبان آورده ومربوط به  ۱۴۰۰ سال پیش است. می گویند قرآن در زمان و شرایط امروز نمی‌تواند مستقیماً مورد استفاده قرار بگیرد. این نکته‌ای است نظر شما را در این باره می‌خواستم. این لفظ و عبارات، عباراتی است که خدا آن طور که همه ما اعتقاد داریم برای پیغمبر(ص) بوسیله جبرئیل نازل کرده و یا نه پیغمبر(ص)  دریافت‌هایی داشتند و آن را به زبان خودشان در معلومات و ادبیات روزگار خودشان  منتقل کردند؟ این یک مسأله جدی شده است و در کلاس‌ها دانشجویان سوال می‌کنند. می‌خواستم نظر حضرت‌عالی را بدانم.

آیت الله هاشمی رفسنجانی:  اگر به خود قرآن مراجعه کنند؛ در قرآن تثبیت شده است :« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ » این آیه بیشترین تاکید را دارد.« انّا» تاکید است، «نحن» هم تأکید است که باز خودمان هستیم  در «نزّلنا » هم تأکید است . « انّا له لحافظون» هم با تأکید  زیاد می‌گوید :این کار خود ماست کار خداست. امّا اگر کسی بخواهد با دروغ تحلیل کند و بگوید اینها را پیغمبر(ص) خودش با تفکّر خودش آورده است؛ یا خدا هم هدایت کرده، ولی خودش خلق کرده باید اعتراف کنند که سراسر قرآن در طول تاریخ محفوظ مانده و همین آیه که پشتوانه حفظ قرآن است ؛ سند مهم کار ماست. نتوانستند الفاط قرآن را تغییر بدهند. کسی هم نمی‌خواست تغییر بدهد. اختلاف‌های جزیی هست که اینها در کتابت درآمده، چون کلمات و حروف به گونه دیگری خوانده می‌شد. یا قرائت‌های مختلفی که درآمده، ولی متن قرآن همان است که بود. این حرفها  همیشه بوده و حرف امروز نیست که بعضی‌ها می‌گفتند: قرآن از خود پیغمبر(ص است.

در خود قرآن آمده که اگر از قبل می‌توانستی بنویسی یا بخوانی، می‌گفتند که این کتاب را خودش نوشته است و باید همینگونه باشد .چون اصلاً به یک انسان که هیچ درسی نخوانده و مکتب ندیده؛ نمی‌خورد که این گونه الفاظی بیاورد که واقعاً اعجاز در ادبیات است. خود قرآن از کسانی که چنین ادعاهایی داشتند؛ می‌خواهد و می‌گوید که اگر شما راست می‌گویید؛ بیایید مثل این را بیاورید. اگر می‌توانستند بیاورند، می‌آوردند و پیغمبر(ص) را محکوم می‌کردند.

 لذا چنین چیزی نیست و خیلی دلیل داریم که این حرف‌ها خیالی است. اینها کلمات الهی و وحی است و جبرئیل هم به عنوان حامل وحی مشخص شده که  وقتی می‌آمد؛ به پیغمبر (ص) می‌گفتند که این کلام وحی است. در یک جای قرآن به خود پیغمبر(ص) می‌گوید:« تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ  وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ  لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ  ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ ؛اگر تو یک کلمه را علیه ما نسبت بدهی و خودت از خودت بگویی، رگ گردنت را قطع می‌کنیم» این آیات تهدیدی است به پیامبر بر فرضی که آن جناب سخنی را که از خدا نیست؛ به خدا نسبت دهد . حالا کسانی که مسلمان هستند که نباید این حرف‌ها را بزنند. امّا گاهی می‌گویند.

فرهنگ اسلامی:  متأسفانه ادعای اسلامی می‌کنند.

آیت الله هاشمی رفسنجانی: گفتم که شبهه همیشه بوده و همان موقع هم بعضی‌ها می‌گفتند که ما مثل قرآن می‌آوریم و می‌رفتند یک سوره یا چند آیه درست می‌کردند و می‌آورند و بعد مسخره می‌شدند . قرآن معجزه خالده است و برای همین منظور یک کتاب بی‌نظیر معرفی شده. شبهه هم همیشه بوده. از روزی که خود پیغمبر(ص) بوده، همان موقع هم می‌گفتند  متأسفانه این حرف‌ها درباره قرآن بوده و خوشبختانه جواب‌های خوبی داده شده و الان هم جواب کم ندارد. آفتاب را باهمه نور و گرما منکر می شوند؛ چون کور هستند.

فرهنگ اسلامی:  از قدیم، بحث عقل و نسبت آن با وحی مطرح بوده و از قدیم هم فلاسفه همیشه مطالبی می نوشتند. چون شما بحث عقلانیت و فهم قرآن با عقل را مطرح کردید ؛ نسبت عقل و جایگاه آن را در فهم قرآن چگونه می بینند.

آیت الله هاشمی رفسنجانی:  اتفاقاً خود قرآن جواب این را خوب می‌دهد. شما به قرآن که نگاه کنید ؛ متوجه می شویدکلمه عقل، تعقل، تفکّر و اینها چقدر است. علما در مبانی اجتهادشان در مقابل پیغمبر ظاهر ؛عقل را به عنوان پیغمبر باطن تعریف می‌کنند. ما دو پیغمبر داریم، یکی عقلمان است که خودمان تشخیص بدهیم. تکیه‌ای که به عقل در خود قرآن شده؛  بیش از همه کتاب‌های هدایت دنیا ست. همان وحی‌ که می‌گوییم آسمانی است ؛دستور به تفکّر و عقل داده است. ایمان واقعی با عقل شکل می‌گیرد .

فرهنگ اسلامی:  آخرین سوال این است که چگونه می‌شود جامعه طراز قرآن را ساخت؟

آیت الله هاشمی رفسنجانی: باید شرایط را فراهم کرد. خود پیغمبر(ص) هم نتوانست آن طور جامعه‌ای را درست کند. ایشان ۲۵ سال تلاش کردند. البته خیلی کار شد. در سیزده سال اول در مکه  عده ای از افراد را ساخت و بعد هم به مدینه آمد و ده سالی را با جنگ و تعلیم عده‌ای را ساخت .در زمانی که هنوز زنده بود، توطئه بلند شد که پیغمبر(ص) در یک شب به بقیع رفت و به مرده‌ها گفت که خوش به حال شما که نیستید و این ظلماتی را که در پیش داریم ؛ نمی ببینید.

به هر حال نورانیت قرآن این مقدار هست که توانست محفوظ بماند و توانست تمدن بزرگی را در دنیا خلق کند که نظیرش نبود . این تمدن غرب را هم بیدار کرد و آنها آن تمدن‌های عظیم را بر محور تعالیمی که از جامعه اسلامی گرفتند، بردند و خودشان را از قرون وسطی نجات دادند و آزاد شدند . قرآن در آینده هم خیلی کارها خواهد کرد.

 امّا این که چگونه می‌شود؟ ؛باز با همین عقل می‌شود. یعنی این دستورات عقلانی که پیغمبر(ص) دریافت کرده و به ما هم متن آن را تحویل داد، اگر این عقل را حاکم کنیم و تعصب ها‌ را کنار بگذاریم و تحجرها را پشت‌سر بگذاریم و با مفاهیم و معارف خودمان معقول کار کنیم، می توانیم به طراز قرآن برسیم.

به نظرم شاید نقطه اصلی‌اش همین کمیسیون مشترکی باشد که گفتم . این کمیسیون باید به یک شورای بزرگ تفاهم اسلامی تبدیل شود که به شکل دموکراتیک در آنجا بحث شود. بالاخره نهایتاً راهی جز اکثریت ندارد. منتهی اکثریتی که متعهد باشند. به نظرم می‌شود و محال نیست. ولی ما همیشه گرفتار همین تعصبات، احساسات و تعلّقاتی هستیم که بشر خالی از آنها نیست.

تاریخ مصاحبه:۹۲/۱۰/۱۷

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.