عرصه های پیشرفت در فرآیند اقتصاد مقاومتی: پیشرفت در عرصه فکر

0 8

چکیده

اقتصاد مقاومتی یکی از بایسته های تعالی و رستگاری اقتصاد ملی در جمهوری اسلامی ایران می باشد که برآمده از آموزه های ناب اسلامی و اندیشه های ناب اقتصادی در سیره و نظر معصومین(ع) می باشد که مطابقت کامل با الگوی اقتصاد اسلامی دارد و همه حوزه های اقتصادی در عرصه تولید، توزیع، مصرف را در بر می گیرد و در سطوح فردی، اجتماعی و ملی باید تحقق یابد تا سیستم اقتصادی کشور، ایمن گردد و بنیان مرصوص اقتصادی برای جامعه ایرانی تحقق یابد. در این مسیر، مقاوم سازی اقتصاد نیازمند تامین برخی از شرایط و لوازم است تا گام نهادن در مسیر عملیاتی سازی مولفه ها و سیاست های کلی اقتصادی مقاومتی با موفقیت بیشتری همراه شود. در این مسیر، چهار عرصه مهم در الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت اقتصادی وجود دارند که بسترساز حقیقی اقتصاد مقاومتی می باشد و آن چهار عرصه مهم عبارت از؛ فکر، علم، معنویت و زندگی می باشند که رعایت موازین منطبق با هر یک از این عرصه ها، می تواند جامعه ایرانی را در مسیر آرمان های اقتصادی-که در دهه چهارم انقلاب اسلامی، همان اقتصاد مقاومتی است- یاری نماید و فرهنگ اقتصادی متناسب با مقاوم سازی اقتصاد ملی را تحکیم نماید.

 

۱٫    مقدمه

مکتب اسلام، به گواهی تاریخ یکی از موفق ترین و کارآمد ترین مکاتب برای بنیان نهادن یک جامعه‌ی سالم به شمار می رود و در اقتصاد نیز از مکاتب ساخته‌ی دست بشر، پر توفیق تر و کار آمدتر است. الگو ها و مبانی ای که قرآن کریم برای حل مشکلات پیشنهاد می دهد، همواره توانسته است جامعه را از بحران های تاریخی، سیاسی، اقتصادی، و… برهاند و به سمت کمال رهنمون سازد. از جمله مواردی که در پایداری و بقای جامعه تأثیر بسزایی دارد، وجود اقتصاد پویای جامعه است. اگر مسائل اقتصادی در یک جامعه ای از وضعیت سالم، عادلانه و رو به رشد برخوردار باشد، می توان گفت به سلامت دیگر بخش های جامعه نیز منجر خواهد شد. خداوند بزرگ انجام فعالیت های اقتصادی را مایه ی قوام اجتماع قرار داده است و پیشنهادهایی هم چون؛ بهره برداری از دانه‌های روغنی، بهره وری از زنبور عسل، استفاده ی بهینه از آب های گوناگون، بهره برداری از زمین، و… برای رونق اقتصادی مطرح کرده است. و عواملی چون؛ ربا، رشوه، بیکاری، مصرف گرایی، گناه و ناسپاسی، احتکار، تبذیر، و… را از مشکلات اقتصادی یک جامعه می داند. در حال حاضر بحران های اقتصادی، بسیاری از کشور های بزرگ دنیا را در سراشیبی سقوط قرار داده است و اقتصاد مبتنی بر سرمایه داری لیبرال نیز نتوانسته است پاسخگوی نیاز های اساسی مردم باشد و تولید کالاها به شکل بیمار گونه به سمت مصرف گرایی محض رفته است که زمینه های اتلاف سرمایه های بشری را فراهم آورده است. اقتصاد مقاومتی که در رویارویی و تقابل با اقتصاد سرمایه داری و اقتصاد وابسته و مصرف کننده قرار می گیرد، می تواند راه حل خوبی برای از بین بردن این بحران ها باشد. اقتصاد مقاومتی مبتنی بر مبانی نورانی قرآن کریم و اقتصاد اسلامی می باشد، و با تکیه بر آن می توان از مشکلات اقتصادی عصر حاضر رهایی جست.[۱] بی تردید یکی از مهمترین ابعاد استقلال که جزو شعارها و اهداف اصلی انقلاب اسلامی ایران بوده، استقلال اقتصادی می باشد. هرچند جمهوری اسلامی ایران توانسته است طی چهار دهه گذشته علی رغم تمامی دشمنی های رنگارنگ نظام سلطه جهانی و مزدورانش، دستاوردهای فراوانی در زمینه ی استقلال سیاسی، فرهنگی ، نظامی و…کسب نماید و در جهت دستیابی به استقلال اقتصادی و تحقق اقتصادی مقاوم، پیشرو، درون زا، عدالت محور و به معنای حقیقی کلمه مستقل و در طراز اسلامی تلاش نماید. رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، از همان ابتداء یکی از محور های اصلی هشدارها، رهنمودها و مطالبات خود را حرکت جهادی و همه جانبه ی مسئولان و آحاد مردم برای رسیدن به استقلال اقتصادی و تحقق الگوی اقتصادی بومی و علمی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی قرار داده اند. به گونه ای که طی سال های گذشته، حداقل ۱۴ مورد نام گذاری سالها برای گفتمان سازی و تحقق این هدف مقدس بوده است. از جمله چندین سال پیاپی اخیر که به وجدان کاری و انضباط اجتماعی، صرفه جویی و اصلاح الگوی مصرف، نهضت خدمت رسانی، همت مضاعف و کار مضاعف، جهاد اقتصادی، حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی، حماسه ی اقتصادی و اقتصاد مقاومتی نام نهاده اند. به دنبال جنگ تحمیلی اقتصادی تمام عیار دشمنان، سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی که تنها نسخه جامع و کاربردی برای خنثی سازی توطئه های دشمنان و نیز پیشرفت کشور و دستیابی به اقتصادی مستقل و الگویی الهام بخش از نظام اقتصادی اسلامی می باشد را در تاریخ ۲۹ بهمن ماه ۹۱ به رؤسای سه قوه ابلاغ نموده اند و بایستی این حرکت جهادی و اوامر حکیمانه ایشان را سر لوحه ی عمل قرار داد.[۲] با این اوصاف می توان بیان داشت: اقتصاد مقاومتی، الگوی مطلوب اقتصادی انقلاب اسلامی ایران است. این الگو به دنبال ارائه راهکارهایی است که سطح آسیب پذیری کشور را در مقابل تهدیدات اقتصادی کاهش دهد. البته از مقتضیات زمان و مکان همچون محدودیت ها و فضای تحریم، تنگناهای اقتصاد بومی و… تأثیر می پذیرد.[۳]

در عین حال، در پیشرفت اسلامی-ایرانی با رویکرد اقتصاد مقاوم، پیشرفت به مفهوم ترقی و رشد همه جانبه کیفی جهت رسیدن به جامعه مطلوب و مورد نظر است که توأم با معنویت و متکی بر فرهنک، توسعه یافته است. از این رو، عرصه های اساسی پیشرفت در چهار حوزه تفکر و اندیشه ورزی،‌ علم و نوآوری های علمی، معنویت و زندگی توأم با امنیت، عدالت و رفاه در سایه حکومت مردمی، ‌قابل تقسیم بندی و برنامه­ریزی است.[۴] در این راستا، مقاوم سازی اقتصاد ملی و عملیاتی سازی اقتصاد مقاومتی در جامعه ایرانی نیازمند تمرکز بر چهار عرصه پیشرفت متعالی است. مقام معظم رهبری در این خصوص بیان می دارند که باید عرصه ها و ارکان الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را شناسایی نمود: «عرصه‌های این پیشرفت را به طور کلی بایستی مشخص کنیم. چهار عرصه‌ی اساسی وجود دارد.»[۵] این چهار عرصه به شرح زیر هستند: «باید در طراحی الگوی اسلامیایرانی پیشرفت، بر چهار عرصه‌ی فکر، علم، معنویت و زندگی تکیه شود که در این میان، موضوع «فکر» بنیانی‌تر از بقیه‌ی عرصه‌ها است.»[۶] نهادینه سازی گفتمان اسلامی علم، فکر، معنویت و زندگی در جامعه ایرانی می تواند به بهبود شرایط اقتصاد مقاومتی کمک نماید که در این مقاله به دنبال بررسی این چهار عرصه هستیم.

۲٫    چهار عرصه پیشرفت؛ پایه های بنیادین تحقق اقتصاد مقاومتی

در ادامه به بررسی چهار عرصه مهم در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت خواهیم پرداخت که در راستای تامین نیازهای فرهنگی مقاوم سازی اقتصادد تاثیرگذار هستند:

۲-۱٫      پیشرفت در عرصه فکر

از جمله مهم‏ترین امتیازات انسان بهره‏گیرى از عنصر اندیشه است. در اهمیت تفکر و نقش آن در شکل‏گیرى تحولات فردى و اجتماعى بررسى‏هاى بسیارى انجام گرفته است و در ارزش و اهمیت آن همین بس که پیامبران الهى دعوت خود را از تحول فکرى شروع کردند. بدین ترتیب که در آغاز امر، تحولى ژرف در ساحت اندیشه انسان پدید آوردند تا بر پایه اندیشه توحیدى تحولات عمیق و تمدن‏آفرین را در جوامع بشرى برپا سازند. خردورزى پیش‏شرط پیشرفت افکار و تحولات در انسان و تکامل اوست. قرآن مجید پیاپى مردم را به ارشاد عقل مى‏خواند و راه اندیشیدن و خردمندى و به کار بستن دستورهاى عقل را بر آنها مى‏نمایاند. «عبدالحسین زرین کوب» در کتاب “کارنامه اسلام” در این‏باره مى‏نویسد: «این توصیه و تشویق مؤکدى که اسلام در توجه به علم و علما مى‏کرد از اسباب عمده در آشنایى مسلمین با فرهنگ و دانش انسانى بود. قرآن مکرر مردم را به فکر و تدبر در احوال کائنات و به تأمّل در اسرار آیات دعوت کرده بود، مکرر به برترى اهل علم و درجات آنها اشاره نموده بود و یک جا شهادت صاحبان علم را تالى شهادت خدا و ملائکه خوانده بود که این خود به قول امام غزالى در فضیلت و ثبات علم کفایت داشت.»[۷]

کثرت آیاتى که در قرآن مجید، انسان را به تفکر هدفمند فرامى‏خواند، سبب اذعان به این مى‏شود که نتیجه و ثمره عالى تفکر، ازدیاد نظام معرفتى، باز شدن درهاى دانش، تکامل نظام اجتماعى و فرهنگى و رشد بخشى صنعتى است. در تفکر و تدبر اسلامى ابعاد مختلف عبرت‏اندوزى و دانش‏افزایى نهفته است و حرکت فرد و جامعه را توأمان تضمین مى‏کند. برخى تحقق خردورزى به معناى صحیح و اسلامى آن را به استوارى ایمان منوط دانسته و نوشته‏اند: تبلور ایمان در وجود انسان اندیشه او را شکوفا مى‏کند و به خلّاقیت منجر مى‏شود. در مقابل، شک‏ها و تردیدها مانع از تفکر و خلّاقیت است. به عبارت دیگر اعتماد نکردن به موضوع عمل یا اندیشه و تردید در دست‏یابى به نتیجه، هیجانات کورى همچون ترس، اضطراب و یأس را بر انسان مسلط مى‏سازد و جریان اندیشه را متوقف و سرچشمه فیاض اندیشه را به بیابانى تفتیده مبدل مى‏کند. وقتى انسان خود را در پیوند با معدن قدرت و دانایى و خلّاقیت و رحمت مى‏بیند، در حقیقت از مواهب آن برخوردار و از دانایى و خلّاقیت سرشار مى‏شود.[۸]

بنابراین، قدرت «تفکر» فصل ممیز نوع انسان از حیوان است. انسان در پرتو همین امتیاز ذاتى به شناخت دقیق و همه‏جانبه از خالق هستى، هدف و مقصد آن، اشیا، پدیده‏ها، افکار، گرایش‏ها و نگرش‏هاى پیرامون خود مى‏پردازد و قادر مى‏شود به وسیله تفکر پرده از مجهولات خود بردارد.

در مجموع آیات قرآن‏کریم، مشتقات ماده «فکر» هجده بار به کار رفته است. “ابن منظور” در بیان معناى لغوى فکر مى‏گوید: «اَلفَکرُ وَ الفِکرُ: اِعمالُ الخاطِرِ فى الشى‏ء»؛ فَکر یا فِکر به کار گرفتن ذهن است در موضوع معینى. راغب اصفهانى در تبیین معناى دو واژه «فکر» و «تفکر» مى‏گوید فکر قوه‏اى است که علم را به سوى معلوم رهنمون مى‏شود و “تفکر” به حرکت درآوردن این قوه بر اساس نظر عقل است که فقط براى انسان امکان‏پذیر است نه حیوان. تفکر فقط در چیزى به کار مى‏رود که تصویر صورتى از آن در قلب ممکن باشد. ابن‏سینا در بیان معناى اصطلاحى فکر چنین مى‏گوید: «مراد از فکر در اینجا [منطق]حرکت و انتقال انسان از امور حاضر در ذهنش ـ تصورات یا تصدیقات خواه یقینى باشند یا ظنى و خواه وضعى باشند یا تسلیمى ـ به امور غیر حاضر است، آن‏گاه که تصمیم و عزم چنین حرکتى را داشته باشد. ملّاهادى سبزوارى، در تعریف اصطلاحى فکر مى‏گوید: «فکر عبارت است از حرکت ذهن (از مجهول) به مقدّمات پیشین و بازگشت از مقدّمات ‏به ‏سوى‏ مطلوب.»[۹]  بنابراین می توان فکر را تلاش و کوششی ذهنی دانست که انسان صاحب عقل و به تعبیر فلاسفه “حیوان ناطق” می تواند در جهت رسیدن به مقصود و مقصدی انجام دهد. بدین معنا که انسان به عنوان موجودی صاحب عقل می تواند برای رسیدن به مقصد و مقصود خود ذهن خویش را به کار اندازد و با تنظیم و بررسی دانسته ای به کشف نادانسته و مجهولی برسد. در این نگرش، فکر و اندیشه نوعی فعالیت و کوشش ذهنی انسان محسوب می شود که در جهت کشف نادانسته ها صورت می گیرد.[۱۰]

مقام معظم رهبری برای نشان دادن فکر و تفکر، به برخی از روایات اشاره می کنند و معتقد هستند که فکر کردن یک عبادت تلقی می شود و زندگی در پرتو این امر معنا می یابد: « در اسلام هست که: “تفکّر ساعه خیر من عباده سبعین سنه” یک ساعت فکر کردن، ارزشش از عبادت سالها بیشتر است؛ به‏خاطر اینکه اگر شما فکر کردید، عبادتتان هم معنا پیدا مى‏کند؛ تلاش سازندگیتان هم معنا پیدا مى‏کند؛ مبارزه‏تان هم معنا پیدا مى‏کند؛ دوستتان را مى‏شناسید، دشمنتان را هم مى‏شناسید.»[۱۱] در جایی دیگر به تفکر به مثابه یک عبادت اشاره می نمایند اما معتقد هستند که هر تفکری را شامل نمی شود، بلکه فکر صحیح و درست را مورد توجه قرار می دهند: «از جمله‏ى آن عبادات، تفکّر است که در بعضى از روایات است که «من عباده اربعین سنه»، یا «سبعین سنه»- البته فکر کردن درست‏.»[۱۲] مبنای این درست فکر کردن را اسلام مشخص می نماید و تفکری مد نظر است که الهی و توحیدی باشد: «ما دیدگاهى داریم، فکرى داریم، مکتبى داریم، که اساس این نظام، بر آن بنا شده است و آن، مکتب اسلام است. آن تفکّر الهى است. تفکّر توحیدى است‏.»[۱۳]

بر این اساس، اهمیت فکر و تفکر در نظام اسلام به حدی است که مقام معظم رهبری در فرایند پیشرفت، اولین عرصه را مربوط به حوزه فکر می دانند و معتقد هستند که باید برای آن برنامه ریزی کرد: «در درجه‌ی اول، پیشرفت در عرصه‌ی فکر است. ما بایستی جامعه را به سمت یک جامعه‌ی متفکر حرکت دهیم؛ این هم درس قرآنی است. شما ببینید در قرآن چقدر «لقوم یتفکّرون»[۱۴]، «لقوم یعقلون»[۱۵]، «أفلا یعقلون»[۱۶]، «أفلا یتدبّرون»[۱۷] داریم. ما باید جوشیدن فکر و اندیشه‌ورزی را در جامعه‌ی خودمان به یک حقیقت نمایان و واضح تبدیل کنیم. البته این از مجموعه‌ی نخبگان شروع خواهد شد، بعد سرریز خواهد شد به آحاد مردم. البته این راهبردهائی دارد، الزاماتی دارد. ابزار کار، آموزش و پرورش و رسانه‌هاست؛ که باید در برنامه‌ریزیها اینها همه لحاظ شود و بیاید.»[۱۸] به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، دو طرز تفکر در برابر پیشرفت وجود دارد؛ یک تلقی که زمینه های پس رفت و عقب ماندگی را فراهم می کند و یک تلقی و تفکر دیگر وجود دارد که مایه عظمت و خوشبختی جامعه خواهد بود. با این اوصاف،‌ تفکر درست است که پیشرفت های علمی و صنعتی را به ارمغان می آورد: «در کشورهایى که از کاروان پیشرفتهاى علمى و صنعتى عقب مانده‏اند، دو طرز تفکر وجود دارد: یک طرز تفکر، غلط و مایه‏ى بدبختى ملت است؛ یک طرز تفکر، درست است.»[۱۹] ایشان در جایی دیگر، تفکر سالم را زمینه ساز نجات و رستگاری یک جامعه معرفی می نمایند و معتقد هستند که هر گاه تفکر منطقی در یک جامعه حکمرانی نماید، بی شک آن جامعه در مسیر تعالی و پیشرفت قرار خواهد گرفت و هیچ انحرافی در آن مشاهده نخواهد شد: «هرگاه در میان ملتى تفکر سالم و نجات‏بخش در سطح وسیع جوانان نورسته گسترش و عمق یابد فلاح و رستگارى آن جامعه و آن ملت، محتوم و تخلف‏ناپذیر مى‏گردد.»[۲۰]

آن چیزی که می تواند در ساختن بنای یک جامعه بر اساس تعالیم عادلانه قرآن کریم و بالا بردن سطح زندگی یک ملت کمک شایانی نماید، تفکری منبعث از اسلام و توحید است[۲۱] و در پرتو تفکر و تحقیق علمی است که نیازهای این جامعه پیشرفت مدار و ارزشی برطرف خواهد شد: «تنها چیزى که مى‏تواند پاسخگوى این نیاز باشد، کسب علم، تحقیق علمى و تفکّر است.»[۲۲] از این رو، در فرایند پیشرفت جامعه، مسئولان باید برای دست یابی به عزت و نقطه های رفیع، به تفکر اسلامی بازگردند.[۲۳]

باید توجه داشت که پیشرفت در عرصه فکر برای پیشبرد امور مملکت اسلامی، نباید از اصول اساسی منحرف گردد و باید سعی شود تا تفکر و اندیشه ورزی در مسیر پیشرفت و تعالی نظام اسلامی بر اساس مبانی و مولفه های اسلامی حرکت نماید. برای حل این مسئله و پیشرفت در عرصه فکر باید سعی شود تا جلسات اندیشه ورزی در حوزه و دانشگاه انجام گیرد و برای مدیریت این جلسات، برنامه ریزی مناسب صورت گیرد تا از طریق گسترش فکر و پیشرفت در عرصه علوم، حرکت های صحیح در مسیر شکوفایی کشور در عرصه های مختلف صورت گیرد و با فکر صحیح، مسیرهای بیراهه رشد و فرصت سوزی ها از بین روند:

«یکى از کارهاى لازم، تشکیل جلسات فکرى وسیعى است که مجموعه‏ى دانشجوئى، همراه با مجموعه‏ى حوزوى، با برنامه‏ریزى خوب، مى‏تواند به وجود بیاورد تا بنشینند در باره‏ى مسائل گوناگون فکر کنند. گسترش فکر و پراکندن فکرِ درست و صحیح مى‏تواند همان ثمراتى را ببخشد که ما در زمینه‏هاى مسائل علم و فناورى و پیشرفت علوم از دانشجو توقع داریم؛ یعنى شکوفائى، آوردن حرف نو به میدان اندیشه، با یک حرکت صحیح و جهت‏گیرى درست. یکى از کارها این است. یکى از کارها، مشخص کردن اصول است. ما اصولى داریم که باید از این اصول تخطى نشود. یعنى به نام فکرپردازى‏ و اندیشه‏پردازى، از اصول انحراف پیدا نشود. اصول، شاخصهاى راه صحیح و صراط مستقیم است…این صراط مستقیم را باید شناخت، باید کشف کرد. هیچ‏کس در محدوده‏ى صراط مستقیم زندانى نشده. اجبار به پیمودن صراط مستقیم در هیچ‏کس نیست. این اصول کسى را اجبار نمى‏کند، الزام نمى‏کند، محدود نمى‏کند، بلکه این اصول انسان را هدایت مى‏کند و به او مى‏گوید که اگر چنانچه برطبق این اصول حرکت کردى، به آن نتیجه‏ى مطلوب خواهى رسید؛ اگر از این اصول تخطى کردى، به هدف نخواهى رسید. آخر، اشکال بیراهه همین است. بیراهه، دو اشکال دارد: یک اشکال این است که انسان به سرمنزل مقصود نمى‏رسد؛ اشکال دیگر این است که وقت انسان تلف مى‏شود؛ فرصتها از دست مى‏رود.»[۲۴] در عین حال، مقام معظم رهبری به راهبرد عمومی سازی نظریه و تفکر اشاره می کنند و معتقد هستند با معرفی کردن تفکر به عنوان یک ارزش در محیط های دانشگاهی و حوزوی، می توان به پیشرفت فکر کمک کرد و سازو کار این راهبرد را این گونه ترسیم می کنند: «باید “تولید نظریه‏ و فکر”، تبدیل به یک ارزش عمومى در حوزه و دانشگاه شود و در قلمروهاى گوناگون عقل نظرى و عملى، از نظریه‏سازان، تقدیر به عمل آید و به نوآوران، جایزه داده شود و سخنانشان شنیده شود تا دیگران نیز به خلاقیت و اجتهاد، تشویق شوند. باید ایده‏ها در چارچوب منطق و اخلاق و در جهت رشد اسلامى با یکدیگر رقابت کنند و مصاف دهند تا جهان اسلام، اعاده هویت و عزت کند و ملت ایران به رتبه اى جهانى که استحقاق آن را دارد بار دیگر دست یابد.»[۲۵]

در ادامه به عنصر مشاوره و مناظره به عنوان یکی از راهبردهای بیدارکردن عقل جمعی و رواج دادن تفکر در میان اعضای جامعه اشاره می نمایند: «براى بیدار کردن عقل جمعى، چاره اى جز مشاوره و مناظره نیست و بدون فضاى انتقادى سالم و بدون آزادى بیان و گفتگوى آزاد با «حمایت حکومت اسلامى» و «هدایت علماء و صاحبنظران»، تولید علم و اندیشه دینى و در نتیجه، تمدن‏سازى و جامعه‏پردازى، ناممکن یا بسیار مشکل خواهد بود. براى علاج بیمارى‏ها و هتاکى‏ها و مهار هرج‏ومرج فرهنگى نیز بهترین راه، همین است که آزادى بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام، حمایت و نهادینه شود. بنظر مى‏رسد که هر سه روش تشکیل «کرسى‏هاى نظریه‏پردازى» «کرسى‏هاى پاسخ به سؤالات و شبهات» و  «کرسى‏هاى نقد و مناظره»، روشهائى عملى و معقول باشند و خوب است که حمایت و مدیریت شوند به‏نحوى‏که هرچه بیشتر، مجال علم، گسترش یافته و فضا بر دکان‏داران و فریبکاران و راهزنان راه علم و دین، تنگ‏تر شود.»[۲۶]

در مجموع می توان بیان داشت که پیشرفت در عرصه فکر و بهره برداری از فکر و عمل مردم در راه اعتلاء و پیشرفت کشور، به معنای شکوفا کردن استعدادهای انسانی و بهره مندی از آنها برای تعالی جامعه اسلامی است. در عین حال، در حوزه فکر و علم باید تلاش نمود تا خودباوری و ایمان به فکر بومی را در سرمایه های انسانی نهادینه ساخت، زیرا اعتقاد نداشتن به کارایی تفکر بومی و ملی، زمینه های وابستگی و نابودی استعداد جوانان ایرانی را به همراه خواهد داشت: «عرصه‏ى بهره‏بردارى از فکر و عمل مردم در راه اعتلاى کشور؛ یعنى استعدادها را شکوفا کردن و معطل نگذاشتن. از اوایل انقلاب، همیشه امام خطاب به جوانان، دانشجویان، متفکّران کشور و کسانى که دارى استعداد بودند، مى‏گفت که به خودتان ایمان بیاورید؛ نیروى خودتان را باور کنید و بدانید که مى‏توانید. این درست در مقابل تعالیمى بود که در دوران طولانى استبداد در این کشور، تلقین مى‏شد که مردم ایران نمى‏توانند. ما در دوران انقلاب هم دیدیم همان کسانى که اسلام را به معناى حقیقىِ خود باور نداشتند، به این معنا هم باور نداشتند. همیشه چشم آن‏ها به بیرون مرزهاى کشور بود و به مردم و تواناییهاى آن‏ها اعتقاد نداشتند. این فکر و این توجّه را هم، امام در این نظام نهادینه کرد، که استعدادهاى جوان این کشور، احساس توانایى کنند؛ و شما بعد از انقلاب هرچه از نشانه‏هاى علم و پیشرفت‏ علمى‏ و صنعتى در کشور مشاهده مى‏کنید، ناشى از این است. هرجا که نشانه‏هاى وابستگى مشاهده مى‏شود- که به معناى تحقیر ملت ایران و استعدادهاى اوست- ناشى از نقطه‏ى مقابل این تفکّر است.»[۲۷]

از این رو، اعتلای جامعه اسلامی و پیشرفت جامعه در گرو رشد فکری است. اما سوالی که در این راستا پیش می آید این است که در مسیر شکوفایی استعدادها و تفکر در جامعه، چه ظرفیت و حدی وجود دارد؟ به عبارتی دیگر، انسان ها از چه میزان رشد فکری برای حرکت به سوی الگوی بومی پیشرفت برخوردارند؟ بر اساس رویکردهای اسلامی، انسان برای رشد و تعالی جامعه، هیچ حد و مرزی در عرصه تفکر ندارد و می تواند آزادانه به تفکر بپردازد و از این طریق، در رشته های مختلف جامعه، نظیر؛ معنویت، علم و مسائل اجتماعی رشد نماید. البته اگر دامنه تفکر در جامعه محدود شود و از آزادی فکر در جامعه اسلامی جلوگیری شود، زمینه های رکود و عقب ماندگی فراهم می گردد. محمدجواد باهنر در این خصوص معتقد است: «یک جامعه چقدر از نظر خلقت و طبیعت آمادگی رشد فکری دارد؟ بسیار زیاد. می تواند آزاد بیندیشد و فکر کند و در رشته های مختلف علمی و فکری و اجتماعی و معنوی پیشرفت کند. اما وقتی از این آزادی فکر جلوگیری شد و آفات و زنگارهایی ایجاد گردید که مانع شکوفایی و ثمر دادن این سرمایه معنوی گشت،‌ آن آفات، باعث رکود و عقب ماندگی می شود.»[۲۸]


[۱] . مهری قبادی، مبانی اقتصاد مقاومتی از دیدگاه قرآن و حدیث، پایان کارشناسی ارشد معارف اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، ۱۳۹۲، ص۱٫

[۲] . جلال بکتاشیان، بررسی اندیشه های اقتصادی رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای با تکیه بر اقتصاد مقاومتی، اصفهان، طرح پژوهشی سازمان تبلیغات اسلامی استان اصفهان،۱۳۹۲، بخش چکیده.

[۳]. حسین عسکری،  مبانی و راهکارهای اقتصاد مقاومتی با تأکید بر تأمین مالی صنعت نفت و گاز ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد اقتصاد، تهران، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده علوم اقتصادی،۱۳۹۲، ص۱٫

[۴]. حسین علایی، مولفه های تاثیرگذار بر تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با توجه به تجربیات دفاع مقدس، همان، ص ۱۴ و اصغر افتخاری،‌«نرم افزارگرایی امنیتی و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت»، دوفصلنامه مطالعات قدرت نرم، ‌سال سوم، ‌شماره هشتم، بهار و تابستان۱۳۹۲،‌ص۱۰٫

[۵] . بیانات مقام معظم رهبری در نخستین نشست اندیشه های راهبردی، ۱۰/ ۹/ ۱۳۸۹٫

[۶] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای شورای عالی مرکز طراحی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ۱۴/۱۲/۱۳۹۱٫

[۷] . عبدالحسین زرین‏کوب، کارنامه اسلام، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۲، ص۲۶،‌ به نقل از مرضیه محصص،‌«تأمّلى بر رهیافت قرآن کریم به مقوله نوآورى براى نیل به توسعه اسلامى»، ماهنامه معرفت، سال بیستم، ‌شماره۱۶۴،‌ مرداد۱۳۹۰، صص۹۵-۸۹٫

[۸] . مرضیه محصص،‌ تأمّلى بر رهیافت قرآن کریم به مقوله نوآورى براى نیل به توسعه اسلامى، همان،‌ صص۹۵-۸۹٫

[۹] . ابراهیم کلانتری، «موانع تفکر صحیح از دیدگاه قرآن کریم»، ماهنامه معرفت، سال بیستم، ‌شماره۱۶۴،‌ مرداد۱۳۹۰، صص۳۳-۳۲٫

[۱۰] . محمدحسین جمشیدی، رخ اندیشه (روش شناسی شناخت اندیشه های سیاسی)، تهران،‌کلبه معرفت،۱۳۸۵، ص۲۹٫

[۱۱] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار از دانشگاه صنعتى شریف،۱۳۷۸، ص۱۱۸٫

[۱۲] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار علما، طلاب و اقشار مختلف مردم شهر مقدس قم به مناسبت سالروز ۱۹ دى،۱۳۷۵، ص۱۴۵٫

[۱۳] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در هیئت دولت در آغاز کار دوره‏ى دوم ریاست جمهورى آقاى هاشمى رفسنجانى، ۱۳۷۲، ص۷۹٫

[۱۴] . اشاره به آیه ۲۴ سوره مبارکه یونس: «إِنَّما مَثَلُ الحَیاهِ الدُّنیا کَماءٍ أَنزَلناهُ مِنَ السَّماءِ فَاختَلَطَ بِهِ نَباتُ الأَرضِ مِمّا یَأکُلُ النّاسُ وَالأَنعامُ حَتّىٰ إِذا أَخَذَتِ الأَرضُ زُخرُفَها وَازَّیَّنَت وَظَنَّ أَهلُها أَنَّهُم قادِرونَ عَلَیها أَتاها أَمرُنا لَیلًا أَو نَهارًا فَجَعَلناها حَصیدًا کَأَن لَم تَغنَ بِالأَمسِ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَومٍ یَتَفَکَّرونَ»؛ مثل زندگی دنیا، همانند آبی است که از آسمان نازل کرده‌ایم؛ که در پی آن، گیاهان (گوناگون) زمین -که مردم و چهارپایان از آن می‌خورند- می‌روید؛ تا زمانی که زمین، زیبایی خود را یافته و آراسته می‌گردد، و اهل آن مطمئن می‌شوند که می‌توانند از آن بهره‌مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‌هنگام یا در روز، (برای نابودی آن) فرامی‌رسد؛ (سرما یا صاعقه‌ای را بر آن مسلّط می‌سازیم؛) و آنچنان آن را درو می‌کنیم که گویی دیروز هرگز (چنین کشتزاری) نبوده است! این گونه، آیات خود را برای گروهی که می‌اندیشند، شرح می‌دهیم!

[۱۵] . اشاره به آیه ۴ سوره مبارکه یوسف: «إِذ قالَ یوسُفُ لِأَبیهِ یا أَبَتِ إِنّی رَأَیتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوکَبًا وَالشَّمسَ وَالقَمَرَ رَأَیتُهُم لی ساجِدینَ»؛ (به خاطر بیاور) هنگامی را که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم که یازده ستاره، و خورشید و ماه در برابرم سجده می‌کنند!

[۱۶] . اشاره به آیه ۴۴ سوره مبارکه بقره: «أَتَأمُرونَ النّاسَ بِالبِرِّ وَتَنسَونَ أَنفُسَکُم وَأَنتُم تَتلونَ الکِتابَ ۚ أَفَلا تَعقِلونَ»؛ آیا مردم را به نیکی (و ایمان به پیامبری که صفات او آشکارا در تورات آمده) دعوت می‌کنید، اما خودتان را فراموش می‌نمایید؛ با اینکه شما کتاب (آسمانی) را می‌خوانید! آیا نمی‌اندیشید؟!

[۱۷] . اشاره به آیه ۸۲ سوره مبارکه نساء: «أَفَلا یَتَدَبَّرونَ القُرآنَ وَلَو کانَ مِن عِندِ غَیرِ اللَّهِ لَوَجَدوا فیهِ اختِلافًا کَثیرًا»؛ آیا درباره قرآن نمی‌اندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن می‌یافتند.

[۱۸] . بیانات مقام معظم رهبری در نخستین نشست اندیشه های راهبردی، ۱۰/ ۹/ ۱۳۸۹٫

[۱۹] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمعى از خانواده‏هاى شهدا و اقشار مختلف مردم،۱۳۷۰، ‌ص۲۸۶٫

[۲۰]. حدیث ولایت،‌ پیام مقام معظم رهبری به نخستین کنگره«راه کربلا» ویژه‏ى بزرگداشت شهداى انجمنهاى اسلامى دانش‏آموزان، ۱۳۷۷، ص۱۳٫

[۲۱] . بنگرید به: حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با کارمندان و کارکنان دولت به مناسبت هفته‏ى دولت و روز کارمند،۱۳۷۵، ص۵۸٫

[۲۲] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار طلاب ایرانى و خارجى در صحن مدرسه‏ى فیضیه‏ى قم،۱۳۷۴، ص۱۳۲٫

[۲۳]. حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران و نمایندگان سیاسى کشورهاى اسلامى، به مناسبت عید سعید مبعث،۱۳۶۹، ص۴۳۴٫

[۲۴] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان سراسر کشور، ۱۳۸۷،‌ ص۱۴۸٫

[۲۵] . حدیث ولایت،‌ پاسخ مقام معظم رهبری به نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، ۱۳۸۱،‌ ص۷۴٫

[۲۶] . حدیث ولایت،‌ پاسخ مقام معظم رهبری به نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، ۱۳۸۱،‌ ص۷۴

[۲۷] . حدیث ولایت،‌ بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع زائران مرقد مطهر امام خمینى(ره)، ۱۳۸۰، ص۵۱٫

[۲۸] . محمدجواد باهنر، گفتارهای تربیتی ، تهران، دفتر نشر شاهد و نشر فرهنگ اسلامی،۱۳۸۷، صص۱۶۹-۱۶۸٫

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.