مصاحبه با سید سمیر جعفری (صائب) اهل کشور پاکستان

0 145

فرهنگ اسلامی: لطفاً از خودتان بگوئید چه می کنید؟

صائب جعفری: سید سمیر علی جعفری هستم. قبلا با اسم مستعار محسن جعفری شعر می نوشتم ولی بعد آمدنم  به ایران صائب جعفری را بعنوان اسم مستعارم انتخاب کردم۔ من از کشور پاکستان هستم خانواده ام بعد از تقسیم هند از هند به پاکستان مهاجرت کرد و شهر کراچی را بعنوان اقامت گاه خود انتخاب کرد۔ متولد سال ۱۹۸۳ میلادی هستم. بعد از اخذ مدرک لیسانس در دو رشته مدرک فوق لیسانس اخذ کردم؛ اولی در رشته معارف اسلامی و دومی در رشته ادبیات اردو. پس از اینکه به ایران آمدم، آغاز به تحصیل در علومِ حوزوی در رشته فقه و معارف کردم و امسال کارشانسی را تمام کردم و منتظر آغاز تحصیلات ارشد در رشته فلسفه اسلامی هستم۔ در سال ۲۰۱۳ میلادی در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه با همسرم که ایشان هم اهل پاکستان هستند عقد ازدواج بستم ۔ بعد از یک سال خداوند به ما دو فرزند دوقلو دختر و پسر داد و بعد از آن دو یک پسر دیگر نیز داد۔ در پاکستان شغلم تدریس و معلمی بوده است و در کنار آن کار گرافیک و طراحی نیز انجام می دادم۔ شاعری را از پدران به ارث بردم۔ پدرم، پدر بزرگم و پدر پدربزرگم همه شاعر بودند. پدرم  قالب غزل را انتخاب نموده ولی من غزل و قصیده هر دو را انتخاب نمودم۔ پدر بزرگ مادری هم شاعر برجسته ای بودند که شاهد نقوی اسم داشتند۔ خواهرانم که مرثیه خوانان هستند برادرم هم مداح است و دیگر اقوام من و نزدیکان همه یا شاعر اند یا مداح و نوحه خوان۔

فرهنگ اسلامی: بسیار خوب پیدا است عشق به اهل بیت در خانواده شما ریشه دار است چه آثاری از شما چاپ شده اند و در چه زمینه هایی؟

صائب جعفری: یک مجموعه شعر در سال ۲۰۱۶ بنام محضر عشق به چاپ و نشر رسیده است. ناشر این مجموعه اداره احیائ تراث اسلامی کراچی پاکستان است۔ یک مجموعه غزل بنام شاخسانه برای چاپ آماده است۔ محضر عشق مشتمل بر ۱۲۲ قصیده، منقبت و مرثیه  است۔ علاوه بر این چند نوشته ادبی و مذهبی نیز به رشته تحریر در آورده ام که در مجلات ادبی و مذهبی چاپ شده اند۔

در حال حاضر در کنارتحصیلات، مشغول تحقیق و تدوین عروضِ زبان اردو نیز هستم۔ یک کتاب بنامِ رسول مولتان را به تازگی به زبان اردو ترجمه کردم و ان شاء الله بزودی چاپ و منتشر می شود.

فرهنگ اسلامی: از چه زمانی به شعر روی آوردید؟

صائب جعفری: از کودکی، وقتی کودک بودم شعرهای زیادی سرودم ولی بعد از بزرگ شدن فهمیدم که آن ها چه قدر خنده دار بودند۔ در سال ۱۹۹۹ میلادی شروع به یاد گرفتن علم عروض کردم و بعد از دوسال یعنی در سال ۲۰۰۱ میلادی شعر سرودن را آغاز کردم۔ قبلا اشاره کردم که شاعری را از نیاکان و پدران به  ارث بردم لذا در این زمینه استاد مستقلی ندارم و از نظرهای پدر و پدر بزرگم زیاد استفاده کردم و گاهی برای حل مشکل شعری از نزدیکان نیز کمک گرفتم.

فرهنگ اسلامی: شاعران مورد علاقه شما چه کسانی هستند؟  چرا؟

صائب جعفری: میر تقی میر، میر انیس، میرزا دبیر،غالب دهلوی، حسرت موهانی، اقبال لاهوری، میرزا رفیع سودا، داغ دهلوی اینها شاعران اردو زبان هستند۔ مطالب، زبان و بیان در اشعار این شاعران بسیار شسته و رفته است بجز غالب که بعضی جاها فهمیدن آن بسیار دشوار می شود۔ میر انیس و میرزا دبیر شاعران مرثیه سرای زبان اردو هستند که در این زمینه استادان سخن هستند۔ تهذیب غزل در غزلیات میر تقی میر و حسرت موهانی بروز می کند. داغ دهلوی از حیث سالم بودن زبان بهترین همه شاعران اردو زبان است. همچنین میرزا رفیع سودا استاد قصیده گوئیست و اقبال کسی است که شعر نو را بجائ غزل در اردو زبان رواج داد۔ غالب از آن جهت بسیار عالی است که غزل را از غم معشوق به غم روزگار تغییر و ارتقا داده است۔ سعدی، حافظ، صائب و استاد شهریار را نیز مطالعه کردم ولی بسیار کم چون زمانی که در پاکستان بودم فارسی بلد نبودم. وقتی ایران آمدم و زبان فارسی یاد گرفتم ولی از آن جهت که دوستدار عرفان هستم حافظ و امام خمینی (ره) را زیاد مطالعه نمودم و تا حدی لطایف عرفان را در شعر این دو شخصیت بزرگ حس کردم۔

فرهنگ اسلامی: با توجه به شخصیّت ادبی شما از نظر شما تعریف شعر چیست؟

صائب جعفری: به نظرم شعر آمیزه ای است از خیال و موزون بودن۔۔۔ و خیال عبارت است از رابطه مستقیم با حقائق و فهمیدن آن باندازه پاکیزگی نفس و وقتی انسان می خواهد آن حقائق را در الفاظ بگنجاند آن وقت حقیقت در پرده مجاز جلوه می کند و اگر انسان آن را با رعایت وزن بیان کند آن وقت است که شعر به وجود می آید۔ اگر وزن و موزونیت مفقود باشد آن وقت خیال در قالب نثر بروز پیدا می کند و اگر خیال مفقود باشد آن وقت واژه  ها فقط نظم دارند.

مجله فرهنگ اسلامی: شعر با گرایش اسلامی در زبان اردو به چه صورتی بوده و هست؟

صائب جعفری: در زبان اردو بیشتر اشعار آئینی به صورت قصیده و مرثیه بود. اما با گذشت زمان، قصیده کوتاه تر شده و به شکل منقبت امروزی در آمد اما مرثیه همچنان فرم خود را به شکل مربع ترکیب ادامه داد. قالبی دیگر به نام  “نوحه” در قرن های اخیر ظهور کرده که مطلقا شامل اتفاقات تلخ روز عاشوراست. اینجا یک توضیح باید بدهم که در آغاز مرثیه بصورت مثنوی و مخمس رایج بود اما سودا، انیس و دبیر آن را در مربع ترکیب مقید کردند و بعد از آن هر شعری که در زمینه مصائب محمد و آلِ محمد (ص) نوشته شود، اگر در قالب مربع ترکیب (رباعی) نباشد، عنوان مرثیه برایش صادق نیست.

در حال حاضر میل و رغبت به منقبت و نوحه بیشتر است منقبت مثل غزل از قالب قصیده جدا شده است ولی برای نوحه قالب مخصوصی تعریف نشده است.

فرهنگ اسلامی: موضوعات شعر شما بیشتر درباره چه موضوعاتی بوده و به کدامیک از قالب های شعری بیشتر علاقه دارید؟

صائب جعفری: من علاقه ام به شعر آئینی و مذهبی بیشتر بوده است اما چند تا قصیده، و مثنوی بسیار کم نوشتم۔ قصیده را بیشتر از همه قالب های شعری دوست دارم۔ می خواهم ترکیب بند و ترجیع بند بنویسم ولی تا حالا موفق نشدم۔

فرهنگ اسلامی: در مورد شب های شعر در شهر کراچی بگویید که به چه صورتی برگزار می شود و از چه جایگاهی مردمی برخوردارند؟

صائب جعفری: در شهر کراچی درمناسبات مختلف مانند میلاد و شهادت ائمه اطهار علیهم السلام شب های شعر برگزار می گردند که مردمِ شهر کراچی از آنها استقبال می کنند۔ بیشتر شب های شعر طرحی هستند یعنی مصراعی را بعنوان نمونه می دهند و بقیه بر همان وزن و با همان قافیه و ردیف اشعارشان را می سرایند۔ بعضی از محافل و شب های شعریِ میلاد ائمه علیهم السلام قدمت زیادی دارند که از گذشته صد ها سال هنوز هم برگزار می شوند. کراچی یک شهر ادبی است و مردم آن فهم شعر بسیار بلندی دارند. معمولاً در شب های شعر اگر مصرعی طرحی بدهند، ۴۰ تا ۵۰ شاعر بر آن مصرع طبع آزمایی کرده و اشعارشان را می نویسند و برای مردم می خوانند و همچنین اگر شب شعر طرحی نباشد، یعنی از قبل مصراعی برای نوشتن بر همان وزن و با همان ردیف و قافیه معین نشده باشد، منقبت خوانان یعنی مداحان و شاعران برای ائمه علیهم السلام شعر می سرایند و اشعار را با صوت می خوانند که فکر کنم ایرانیها آن را به قوالی تعبیر می کنند و ما در پاکستان و هند آن را “ترنم” می خوانیم.

فرهنگ اسلامی: شما در جلسات مختلف شعرخوانی در ایران هم شرکت کرده اید، کیفیت این جلسات را چگونه یافته اید؟

صائب جعفری: آری در مشهد، تهران، شیراز و قم در جلسات شعر شرکت کرده ام. کیفیت شعر خوب است اما گوش دادن مخاطبین به شعر شاعران و تحسین و آفرین آنان با مقایسه در شعرخوانی های شهر کراچی بسیار کمتر است ولی شاید این در ایران مرسوم است که ایرانی ها بعد از اختتام شعر شاعر فقط دست می زنند، ولی ما تو پاکستان تحسین و آفرین با الفاظ واه واه۔۔ احسن، ماشاء الله و سبحان الله وغیره خیلی زیاد به کار می بریم. لذا اینجا در ایران در محافل شعر خوانی این کم است. قطع نظر از این باید بگویم که کیفیت شعر و فهم شعر در ایران بسیار عالی است.

فرهنگ اسلامی: آشنایی شما با شعر فارسی و به خصوص شاعران ایرانی چه اندازه بوده است؟

خیلی زیاد نخواندم ولی برخی از ابیات سعدی و حافظ را و کمی بیشتر اشعار امام خمینی را خواندم و اقتباسات از مثنوی معنوی مولوی را نیز خواندم.

فرهنگ اسلامی: آیا به فارسی هم شعر میگویید؟ یا فقط به زبان اردو؟ چرا؟ چرا نه؟

صائب جعفری: بله به زبان فارسی یکی دو شعر سرودم ولی بیشتر به زبان اردو شعر می سرایم چون باندازه کافی با عروض فارسی زبان و وزن کلمات فارسی در قالب شعر آشنایی ندارم ولی در صدد یادگرفتن عروض فارسی هستم انشاء الله. بعد از آن به زبان فارسی مثل اقبال لاهوری شعر سرایی خواهم کرد.

فرهنگ اسلامی: شعر انقلاب را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا شعر انقلاب تأثیری هم بر شعر اردو  داشته است؟

صائب جعفری: شعر انقلاب یعنی شعر ارزشها و رشد ادبیات و شعر در ایران است. پیروزی انقلاب اسلامی به پیشبرد شعر بخصوص اشعار انقلابی کمک به سزایی کرده و اشعاری که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نوشته شده، تعدادشان اصلا با آنچه که قبل از انقلاب نوشته شده، قابل مقایسه نیست. کیفیت این اشعار هم بسیار بالا بوده است. این یک حقیقت است که ادبیات اردو از حوادث زمان بسیار تاثیر پذیرفته است مانند مارکسیسم و سوسیالیسم و تحت تاثیر مارکسیسم، سوسیالیسم و فمینیسم شعر سرودند و همین طور از دیگر حوادث شاعران اردو زبان اثر پذیرفتند. لذا وقتی انقلاب در ایران رخ داد حلقه های شاعران از این انقلاب تاثیر مثبت گرفتند و شعر های در ستائش امام و انقلاب نوشتند درنتیجه بعد از انقلاب یک تحول در شعر اردو بالخصوص در شعر آئینی اردو ایجاد شد و یک چیزی که روشن است این است که شعر های درباره امام زمان علیه السلام قبل از انقلاب اسلامی در زبان اردو بسیار کم بودند ولی بعد از انقلاب اسلامی و نفوذ فکری شعر ایران در پاکستان شعراء در صدد شعر مهدویت برآمدند و این سلسله تا حال ادامه دارد و این یکی از معجزات انقلاب است. هر چند بعد از انقلاب اسلامی در ایران، از کتاب های درسی پاکستان زبان فارسی را حذف کردند ولی ترجمه های آثار ادبی ایران به پاکستان همواره می رسیدند و انقلاب اسلامی در شعر اردو جای خود را پیدا کرده و بتدریج محکم تر شده است که امروزه بیشتر شعر های زبان اردو هم ردیف شعر فارسی در زمینه معارف و انقلاب هستند.

فرهنگ اسلامی: نقشِ شاعران حوزوی در شعر اردو چیست؟

صائب جعفری: شاعران حوزوی می توانند شعر اردو را جهت بدهند. چون امروزه کسانی که شاعر نیستند فقط برای کسب مال و مقام در حوزه شعر وارد شده اند و با عقاید فاسده خود، شعر اردو را مختل می سازند لذا شاعران حوزوی باید در این میدان وارد شوند و از شعر انحرافی جلوگیری کنند تا معارف اهلبیت علیهم السلام به بهترین شکل به مردم برسند و از طرف دیگر عوام الناس مفهوم وحدت را بطور صحیح درک نکرده اند. شاعران حوزوی می توانند با ارائه تصویر صحیحی از وحدت  تصویر اشتباهی از وحدت را از اذهان مردم پاک کنند.

و من باور دارم که شاعران حوزوی تاریخ و فلسفه را مانند فقه و اصول تا حد تخصص یادگرفته اند و انحرافِ شعر اردو در زمینه تاریخ و فلسفه فراوان است۔ واقعات تاریخی بالخصوص فضائل ائمه علیهم السلام و تاریخ کربلا که عمده ترین بخش شعر اردو را تشکیل می دهد، دستخوش مبالغه و مغالطه شده اند. لذا شاعران حوزوی باید در این زمینه ارائه مطالب صحیح داشته باشند و در مورد کلام و فلسفه شاعران که مغالطه می کنند، بایستند. لذا شاعران حوزوی در وادئ فلسفه و کلام باید قدم بگذارند و جهت درستی در عقائد به مردم بدهند. من باور دارم که شعر تاثیرگذار ترین روش انتقال مفاهیم است و سریع ترین راه برای نفوذ در اعماق قلب مردم است لذا یک طلبه از آن جهت که یک مبلغ اسلام ناب محمدی (ص) است باید از شعر استفاده کند تا پیام خود را بهترین شکل به مردم برساند و آنها را از ظلمات اشتباهات رها بسازد.

فرهنگ اسلامی: به نظر شما کدام قالب برای بیان مفاهیم اسلامی از طریق شعر بهتر است؟ چرا؟

صائب جعفری: مثنوی۔۔۔۔ چون در قصیده قید قافیه بعضی وقتها شاعر را محدود می سازد و به همین دلیل مخمس و مثلث نمی توانند برای بیان مفاهیم دینی عالی باشند. مسدس هم از این قیودات مبرا نیست. مثنوی از نظر قافیه و ردیف آزاد است که هر بیتی مستقل از بیت دیگر می تواند قافیه و ردیف داشته باشد. و این عقیده من خدای نکرده به این معنی نیست که ما نمی توانیم هر قالب شعری را برای مفاهیم اسلامی انتخاب کنیم. نظر من از جهت آسانی و راحتی بیانی است که مثنوی امکانات زیادی دارد و عموماً برای مثنوی بحر های کوتاه انتخاب می کنند که از روانی بیشتری برخوردار باشد. پس به خاطر بحر کوتاهی که دارد، سرودن اشعار در مثنوی بسیار راحت است. در زبان اردو ما مثنوی های زیادی داریم ولی از متقدمین و متاخرین متاسفانه امروزه مثنوی سرائی رنگ و بوی خود را از دست داده است و من واقعا دوست دارم که حد اقل شاعران حوزوی در این صنف همت گمارند تا این نحو بیان دوباره رونق پیدا کند.

قالب های دیگر که از نظر سهولت بیان برای مفاهیم اسلامی می تونند موثر باشند ترجیع بند و ترکیب بند هستند که در آنها قید قافیه و ردیف و بیت اخیر هر بند وجود دارد ولی مانند مخمس و مربع ترکیب قید ابیات شرط نیست و مانند قصیده، شاعر موظف به یک قافیه نیست و می تواند بعد از هر چند بیت یک بیت اخیر و بعد از قافیه دیگر را انتخاب بکند.

فرهنگ اسلامی: دلیل اینکه نوحه خوانان و مداحان پاکستان بعضی وقتها شعرهای خوب را انتخاب نمی کنند و حتیٰ از شعر های انحرافی استفاده می کنند، چیست؟

صائب جعفری: این هم یک مسئله بسیار مهمی است. اکثر نوحه خوانها و مداحان پاکستانی از نظر تحصیلات، سواد بالایی ندارند. آنها تنها علاقه به مداحی و نوحه خوانی دارند. برخی از آنها حتی خودشان هم نمی دانند که شعری را که آنها می خوانند، چه مطالبی دارد. آنها تنها کارشان این است که شعری را با صوت بخوانند و همین. خودشان با ادبیات آشنایی ندارند. لذا هر شعری که از لحاظ موسیقی بهتر باشد، آن را انتخاب کرده و می خوانند. دلیل دیگری برای انتخاب شعر های انحرافی، رسومات دینی شبه قاره است که در آن تبرا و غلو جزئی از آن بوده و هست. بدین دلیل است که مداحان وقتی شعرهای غلوآمیز و تبرایی را می بینند، بدون لیت و لعل آنها را انتخاب می کنند و با صوت می خوانند. اگر دسترسی به چنین اشعار نداشته باشند، خودشان سراغ شاعران می روند و از آنها می خواهند که برایشان اشعار تبرایی و غلوآمیز بنویسند، و اگر شاعران (که خدا حافظ آنها باشد) اگر از این کار سرباز زنند، این مداحان و نوحه خوانان خودشان شعر می سازند و در محافل و مجالس آنها را در میان جمعی از مردم با صوت و لحن می خوانند و شاعرانی را که از این کار سرباز زدند، درمیان مردم خراب می کنند به آنها بهتان های گوناگون می زنند. این یک مشکل جدی زبان اردو است که تنها پاکستان در این مسئله گرفتار نیست، هند هم از این فاجعه بزرگ رنج می برد. ولی من قبلاً گفتم که این وظیفه شاعران حوزوی است که در این زمینه باید جهاد بالقلم بکنند و اگر مداحان پاکستان شعر حوزوی را نپذیرفتند، ما همینجا در حوزه باید مداحانی و نوحه خوانانی را تربیت کنیم تا برای شبه فاره موثر باشند چون مردم اگر کلام حق را بشنوند بحول و قوۃ الهی  بسوی آن خواهند آمد. و علتی دیگر حب مال و جاه و شهرت است که بیشتر مردم دنیا دچار این بیماری هستند. به همین دلیل است که بعضی از مداحان و نوحه خوانان حاضر به حق گوئی نیستند چون می ترسند که شهرت و مقام خود را از ددست بدھند.

فرهنگ اسلامی: چه زمینه هایی برای همکاری شاعران حوزوی با مداحان وجود دارند؟

صائب جعفری: مرثیه و قصیده و منقبت که فضائل اهلبیت علیهم السلام و نهضت حسینی را بیان می کنند، برای همکاری با مداحان عالی است. چون هم مردم و هم مداحان باوردارند که شاعری و مداحی، خواندن و گوش دادن به شعر های اسلامی عبادت است لذا آنها حاضر نیستند که در این عبادت موضوعات دیگر وارد شوند. لذا ضرورت این را اقتضاء می کند که شاعران حوزوی مرثیه، نوحه و قصیده را انتخاب کنند و در ضمن آن مسائل اسلامی را بیان کنند. وقتی یک شاعر بخواهد مرثیه در زبان اردو بنویسد، باید قالب مربع ترکیب را انتخاب بکنند چون در زبان اردو مرثیه به جز این قالب در قالبی دیگری سروده نمی شود، و شاعر حوزوی می تواند براحتی در تشبیب مرثیه مسائل و مشکلات جهانی را بیان کند و و آن را به کربلا ارتباط بدھد و بعد از آن حقائق کربلا را بیان کند. همین طور در قصیده می تواند از این روش استفاده کند.

اگر شاعران حوزوی فقط درباره انقلاب و فلسطین و حزب الله وغیره شعر بسرایند بسیار سخت است که مداحان اردو زبان که حوزوی نیستند با آنها همکاری کنند.

فرهنگ اسلامی: اگر برای مخاطبان ما پیغامی هم دارید، بفرمایید.

صائب جعفری: من اهل وعظ و پیغام نیستم ولی یک چیز را باید عرض کنم که الآن شعر سپید رشد کرده است. خوب است شاعران، این صنف شعری را هم حفظ کنند ولی در کنار آن شعر کلاسیک را نباید فراموش کنند و باید به مربع ترکیب، مخمس، رباعی، ثلاثی، مثنوی، قصیده و غزل نیز توجهی خاصی داشته باشند.

 

 

 

 

نمونه اشعار:

 

غزل

کربلا محور افکار حقیقت گردید

هر شهید آیه ی قرآن مودت گردید

ای مسلمان تو مکن خوف ز فوج باطل

یاد کن کرب و بلا فاتحِ کثرت گردید

یکی میدان غدیر است و یکی کرب و بلا

هر یکی مطلع خورشید ولایت گردید

درمیان حق و باطل شده حدِّ فاصل

بود ششماهه که نایل به شهادت گردید

سوی میدان چو فرستاد علی را مولا

پرزخونِ جگرش عکسِ رسالت گردید

گو بریدند سرِ حضرت سرور لیکن

باطلی بود که منجر به هلاکت گردید

شامیان آب ببستند که تضحیک کنند

تشنگی باعثِ تشهیر امامت گردید

سرخرو سجده ی معبود شد از خونِ حسین

خونِ شه ریخت ولی عشق ضمانت گردید

گفت وجدان به من ای صائب خوش بین تو ببین

کربلا باعثِ تعظیم خدایت گردید

 

 

 

 

احساس بھی حد درجه هے حساس سکینه

روتے هیں لهو خامه و قرطاس سکینه

خود ظلم بھی رویا هے جسے تو هے وه مظلوم

ترسا جسے پانی هے تری پیاس سکینه

مانگا نه کبھی بعدِ حسین ابنِ علی آب

شبیر کے سجدوں کا رکھا پاس سکینه

چھیڑے جو کهیں ذکرِ وفا کوئی سخنور

خود هونٹوں په آجاتا هے عباس سکینه

تاریکئِ عالم کا نهیں خوف هیں صائب

ظلمات کے اس بحر میں الیاس سکینه

 

ترجمه:

هرگاه شاعری از وفا بگوید، ناگهان بر زبانش اسم عباس و رقیه می آیند.

یا رقیه! تو بعد حسین ابن علی (ع) هرگز آب نخواسته و تشنگی ایشان را پاس داشتی.

یا رقیه! تو آن مظلومی که ظلم نیز بر مظلومی او گریه کرده و آب نیز تشنه تشنگی توست.

یا رقیه! احساس من نیز بسیار حساس است و قلم و کاغذ خون گریه میکنند.

صائب! مرا هراسی از تیرگی جهان نیست که در بحرِ ظلمات عالم، حضرت رقیه مانند حضرت الیاس است.

 

 

 

جنگ تموز۔۔۔۔۔

نقل کرتا هوں نرالی داستاں

حق و باطل کی لڑائی کا سماں

حق پرستوں کا ادھر چھوٹا سا جھنڈ

اور ادھر اشرار کی سب ٹولیاں

یاں وسائل کی کمی کا سامنا

واں وسائل کا سمندر تھا رواں

پر یہاں تھا حق کی نصرت پر یقیں

اور وهاں پر شیطنت کا سائباں

یاں په تھی الله کے شیروں کی دهاڑ

اور وهاں پر گیدڑوں کی بھپکیاں

پا گیا اک بار پھر تاویل تام

آیه نصر من الله کا بیاں

دهر نے اک بار پھر سے دیکھ لیں

ابرهه کی فوج کی پسپائیاں

دست نصر الله نے صائب کیا

حق کو روشن اور باطل کو دھواں

 

ترجمه:

می خواهم داستانی بیان کنم؛ داستان جنگ حق و باطل

این طرف گروهی کوچکی از حق پرستان و آن طرف گروه های اشرار

این سو نبود امکانات و آن سو دریایی از امکانات

اما این سو همه بر نصرت حق ایمان داشتند و آن طرف سایبانی از شیطنت

این سو غرش شیران بود و آن طرف زوزه شغالان

آیه نصر من الله بار دیگر به تاویل تام خود رسید

دنیا بار دیگر شکست ارتش ابرهه را به تماشا نشست

ای صائب! دست نصر الله حق را روشن ساخت و باطل را خاموش کرد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.