مبارک یک کشور ورشکسته از خود به یادگار گذاشت

مصاحبه اختصاصی با آیت الله سیدهادی خسروشاهی

0 151

سخن نخست

تیرماه گذشته، ماهنامۀ فرهنگ اسلامی متولد شد. در این ماه، با حضور جمعی از فرهیختگان، دانشمندان و استادان حوزه و دانشگاه و نیز حضرت آیت‌الله تسخیری مشاور مقام معظم رهبری، از نخستین شمارۀ مجله فرهنگ اسلامی رونمایی شد.

در این ماه همچنین شاهد تجلی حماسۀ سیاسی در ایران بودیم. انتخاباتی که با حضور بیش از ۷۰ درصد واجدان شرایط شکل گرفت و به انتخاب رئیس‌جمهور جدید با اکثریت مطلق آرا در دور اول انتخابات منتهی شد. به این ترتیب، ایران همچنان به عنوان یک نمونۀ درخشان از مردم‌سالاری باقی ماند که در آن، میزان رأی مردم است و همه‌چیز با این میزان سنجیده می‌شود و پیش‌بینی مقام معظم رهبری که سال ۱۳۹۲، سال حماسۀ سیاسی و حماسه اقتصادی خواهد بود، در بُعد سیاسی کاملاً تحقق پیدا کرد.

خبر مهم دیگر در این ماه، ایستادگی مقاومت در سوریه در مقابل تروریست‌ها بود. مثلث ارتجاع عرب، اسرائیل و غرب، مقاومت را به‌شدت آماج حملات قرار داده است. ظاهراً کارآیی بخش غربی این جبهه، در نتیجۀ تجمیع دو بخش عربی و عبری آن است. دولت‌های پادشاهی عرب، دست‌دردست رژیم اشغالگر قدس، تحت رهبری غرب به جنگ مقاومت آمده‌اند و هدفشان درهم شکستن مقاومت در منطقه است. جبهۀ سوریه در این ماه شاهد تحولی به نفع نیروهای مقاومت بود و ارتش سوریه توانست فریب‌خوردگان را در چندین نقطه شکست دهد. اگرچه، خسارت‌هایی که به این فریب‌خوردگان وارد می‌شود، خسارت به مقاومت است؛ زیرا آنان اگر بیدار شوند، چه‌بسا توان خود را در اختیار مقاومت قرار خواهند داد.

در عرصۀ سیاست در کشور مصر، مُرسی ناباورانه شکست سیاست‌های خود را مشاهده کرد. او تصور می‌کرد هنگامی که به اسرائیل لبخند می‌زند و با ارتجاع عرب عشق می‌بازد و آغوش به روی غرب می‌گشاید، می‌تواند از غرب دل ببرد و فرصتی فراهم کند تا به تحکیم قدرت خود بپردازد؛ ولی دید که حریف دست او را از پیش خوانده است؛ حریفی که تاکنون صدها تَن چون مُرسی را بازی داده است.

غرب با فرصت دادن به مرسی، مبارک را از تیررس خشم افکار عمومی خارج کرد و سپس، تیر زهرآگین خشم ملت مصر را به سوی مُرسی نشانه گرفت؛ اکنون نیز در پی آن است که اگر طرفداران مُرسی آرام بنشینند، او را به‌جای مبارک، محاکمه و محکوم کند و اگر آرام ننشینند، ملت مصر را به‌جای آن دو، به قربانگاه جنگ داخلی ببرد تا به اعراب بیاموزد که انقلاب علیه سلطۀ غرب کار چندان ساده‌ای نیست.

در جمعۀ پایانی ماه مبارک رمضان شاهد برگزاری مراسم روزجهانی قدس بودیم. ملت ما در این روز، یک‌بار دیگر، مصمم و پرشکوه، یکی دیگر از «باید»های امام(ره) را تکرار کرد؛ بایدی که با شعار «شاه باید برود» آغاز شده‌بود. امام در سال ۱۳۶۲ اعلام کرد که «راه قدس از کربلا می‌گذرد». این جملۀ ساده، دو مفهوم نسبتاً پیچیده سیاسی و عرفانی دارد. از نظر سیاسی، معنای شعار «راه قدس از کربلا می‌گذرد» آن است که تا دولت‌های دوستدار اسرائیل در کشورهای منطقه در مسند قدرت‌اند، رژیم اسرائیل به سلطۀ خود بر منطقه ادامه خواهد داد و مردم منطقه اجازه نخواهند داشت به استمداد ملت فلسطین بشتابند و قبلۀ اول مسلمانان جهان را آزاد کنند. اما مفهوم عرفانی این جمله، آن است که اگر می‌خواهید با پیروی از پیامبر(ص) که از قدس به معراج الهی رفت، به بام بلند منزلت قرب الهی دست پیدا کنید، باید حسین‌وار به کربلا بروید و همه‌چیز خود را در راه خدا فدا کنید؛ آن‌چنان که شهدا رفتند و کردند.

با تمام آشفتگی‌هایی که در صحنۀ خاورمیانه دیده می‌شود، اگر اندکی خردمندی در دولت‌های عربی و غربی وجود داشته باشد، خواهند دید که هماهنگی با روند تحول تاریخی در جغرافیای تمدن اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا، به سود همه خواهد بود. اگر این تحول با آرامش بیشتر و خسارت کمتر صورت پذیرد، گذشته از ملت‌های مسلمان، حتی پادشاهان عرب و صهیونیست‌ها و دولت‌های غربی نیز سود خواهند برد. اما مشکل این است که زمام‌داران غرب و رهبران صهیونیست و پادشاهان عرب این تحول را به ضرر خود می‌بینند.

اگر مخالفت غرب با تحول تاریخی در جغرافیای تمدن اسلامی ادامه پیدا کند، پایه‌های سلطۀ غرب بر سراسر جهان به‌تدریج سست خواهد شد؛ درحالی‌که اگر غرب صادقانه با این تحول برخورد کند و آن را بپذیرد، می‌تواند منافع جهانی خود را حفظ کند و آن‌گاه ملت اسلام که با وحدت جغرافیایی، هویت فرهنگی خود را بازیافته است، می‌تواند در تعامل سودآور با غرب و نه در تقابل با آن قرار گیرد. اگر این ستیز همچنان ادامه پیدا کند، ممکن است غرب همۀ برگ‌های برندۀ خود را در جهان اسلام از دست دهد؛ آن‌چنان که در ایران نیز از دست داد.

نفع صهیونیست‌ها و پادشاهان عرب در آن است که به منافع آتی غرب بیش از منافع آنی خود اهمیت دهند؛ زیرا با سقوط غرب، آن‌ها همه سقوط خواهند کرد. غرب، امروز به رهبران بزرگی احتیاج دارد که قادر به درک این واقعیت تاریخی باشند که وقتی حرکت تاریخ در مسیری جدید قرار گرفت، هرکه در برابر آن بایستد، می‌بازد و هر که با آن همراهی کند، برنده خواهد بود.


ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.