مصاحبه با عبدالرحیم افضلی معاون پیشین ریاست جمهوری در افغانستان

افغانستان در دوران گذر است

0 132

سخن نخست

هانتینگتون روزنامه نگار سرشناس آمریکایی و استاد دانشگاه هاروارد البته مورخ و فیلسوف تاریخ نیست و مقالات او بیش از آنکه ارزش علمی داشته باشند ارزش سیاسی دارند. از میان مقالات هانتینگتون مقاله «جنگ تمدن ها» جایگاه ویژه ای یافته است.

مقاله جنگ تمدن ها به صورت کتاب برای نخستین بار در سال ۱۹۹۷ در انگلستان انتشار یافت. برخلاف انتظار به جای آنکه «کتاب جنگ تمدن ها» گزارشی از گذشته باشد دستور کاری برای آینده است و به جای آنکه یک نتیجه گیری هوشمندانه از رخدادهای گذشته باشد یک زمینه سازی بیرحمانه برای رخدادهای آینده است.

واضح است تمدن ها به عنوان دستاوردهای مادی و معنوی جوامع انسانی قادر به جنگ با یکدیگر نیستند و این انسانها هستند که با یکدیگر می جنگند نه تمدن ها. ولی از آنجا که در غرب قرار است علوم انسانی نیز در خدمت قدرت سیاسی و اقتصادی غرب قرار گیرند هانتینگتون نیز به عنوان یک نویسنده کوشید دانشش را در اختیار قدرتی قرار دهد که بدان تعلق دارد تا شاید بتواند مشکلات آنرا کم کند.

تمدن غرب مشکلاتی دارد که ذهن دولتمردان، سیاستمداران و استراتژیست های غرب را به خود مشغول داشته است مسئله این است که مدتی است که غرب از نظر فلسفی سترون شده است و از آن مهم­تر آنکه مدتی است فرهنگ غرب نمی تواند جوانان مسلمان را در خود حل کند و از این ماجرا برای قدرت غرب خطرناک تر آنکه نسل متفکر و اندیشمند غرب کما بیش روی به فلسفه اسلامی آورده و می خواهند بدانند که این دین چه می گوید و از این خطر بالاتر آنکه متفکرین و جوانان دانش پژوی کشورهای اسلامی نیز درصدد نوزائی تمدن اسلامی هستند و سیاستمداران غربی نوزائی تمدن اسلامی را کابوس بزرگ خود می دانند زیرا یک هزاره است که غرب با نابود ساختن تمدن اسلامی زمینه های سیادت خود در جهان را به وجود آورده است. و با احیای تمدن اسلامی، این سیادت را از دست خواهد داد.

هانتینگتون به مثابه یک پزشک حاذق بیماری را شناخته و برای آن نسخه مؤثری نوشته است: «جنگ تمدن ها!» همیشه در شرایط صلح است که انسان ها از حوزه های دینی و تمدنی متفاوت مجذوب یکدیگر می شوند بین آنها آتش یک جنگ برافروزید، آنگاه آنها با یکدیگر دشمنی خواهند کرد نه دوستی!

هنگامیکه هانتینگتون مقاله «جنگ تمدن ها» را می نوشت، طالبان در پاکستان شکل گرفت. پیش از آن صرب ها در بالکان به جان مسلمانان بوسنی و هرزگوین افتاده بودند و یک سوم آنها را کشتند و یک سوم دیگر را آواره کردند و باقی ماندند مجروحان و مصیبت دیدگان جنگ.

چهار سال پس از انتشار کتاب جنگ تمدن ها، ماجرای یازده سپتامبر بوجود آمد و مردم جهان بویژه مردم آمریکا و اروپا که به صورت زنده حادثه را دیددند، شاهد بودند که پنجاه هزار نفر انسان در دو برج آتش گرفته که طبقه به طبقه فرو می ریخت گرفتار آمدند و اعلام شد جنایتکارانی که این فاجعه عظیم را به وجود آوردند و هزاران نفر را در یک نیم روز به کام مرگ فرستادند همه مسلمان بودند و همه اهل عربستان بودند یعنی از خاستگاه اسلام برخاسته بودند و متعلق به گروهی به نام القاعده الاسلامیه برخاسته از میان طالبان…

پس از ماجرای یازده سپتامبر فاجعه های دیگری در ابعاد کوچکتر در اسپانیا، روسیه اندونزی و… رخ داد و همه به نام همان گروه و بالاخره گروههای دیگری نیز ساخته شدند نظیر النصره و اخیراً داعش [الدوله الاسلامیه فی الشام و العراق] و سپس داعشم [الدوله الاسلامیه فی الشام و العراق و المصر]

کار ویژه این گروهها تولید نفرت از اسلام از طریق خونریزی و جنایت و قلع و قمع دشمنان غرب بوسیله ترور و خشونت است. این چنین شد که عالمان بزرگ دینی نظیر آیت الله سید محمدباقر حکیم ترور شدند و هنرمندان سترگی نظیر مصطفی عقاد ترور شدند و سرداران بزرگی نظیر سردار شوشتری ترور شدند و دولت های مستقل و مردمی که حاضر به اطاعت از فرامین غرب نبودند مانند دولت های سوریه و عراق مورد حمله قرار گرفتند. تروریست ها در مقابل دوربین فیلم برداری سر بریدند، سینه دریدند، شکم پاره کردند، بنام اسلام اسیر گرفتند و به زنان و دختران تجاوز کردند. در آفریقای مرکزی با شعار الله اکبر دختران مردم را دزدیدند و لرزه بر اندام خانواده هایشان انداختند،در بامیان به مجسمه بودا با مسلسل شلیک کردند، در موصل به کلیساها حمله نمودند و زنان و مردان و پسران و دختران مسلمان و مسیحی و ایزدی را کشتند و مجروح نمودند و آواره کردند و همه این جنایات را با دو شعار لا اله الا الله و محمداً رسول الله مرتکب شدند. یعنی همان دو شعاری که روی پرچم عربستان سعودی نقش بسته است و زیر آن تصویر یک شمشیر!

تا کنون این گروههای تکفیری به یک صهیونیست حمله نکرده اند و برعکس بیماران خود را در اسرائیل معالجه نمودند و تیغ تیز شمشیر تهدیدات خود را به سوی سینه مسلمانان در چهارگوشه جهان گرفتند و حتی هرگونه گرایش به مظاهر و تمدن را شرک اعلام کردند و اعلام کردند اگر به مصر بروند محمد مرسی را در زندان به جرم نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدن خواهند کشت و لابد پس از آن به قتل عام مردم مصر به جرم شرکت در انتخابات خواهند پرداخت.

و این اقدامات وحشیانه نگرش مردم جهان را نسبت به اسلام و مسلمانان تغییر داده است. از نظر علمی کتاب جنگ تمدن های هانتیگتون این ارزش را دارد که نشان می دهد سیاستمداران غربی هنوز هم به داروینیسم اجتماعی معتقدند و عقیده دارند که قوی خواهد ماند و از نظر مذهبی این ارزش را دارد که نشان می دهد نه تنها زمامداران عربستان که همه زمامداران غربی به نوعی پیرو یک مذهبند و آن مذهب را با یک قرائت پذیرفته اند و معتقدند باید غلبه پیدا کرد و مهم نیست به چه شیوه ای زیرا بر این باورند که مردم باید از زمامدار پیروی کنند ولو فاجر و ظالم باشد و نیز این جمله را از کتاب ویلیام شایرر به خوبی به خاطر سپرده اند که گفت: «… به هیچ وجه مهم نیست. وقتی که ما پیروز شدیم کسی در این باره سوالی نخواهد کرد.»

برای دانلود مستقیم نسخه PDF مجله برروی لینک زیر کلیک کنید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.