غزه در آیینه شعر امروز

0 4

۱

صدای صیقل خوردن ذوالفقار علی (ع)

عبدالرحیم سعیدی راد

 

*تقدیم به جوانان رزمنده فلسطین

 

لطفا دست نگه دارید

کانال تلویزیون تان را عوض نکنید

وقتی

بمب های آتش زا منفجر می شوند

و خیمه های اباعبدالله درکربلای «خان یونس» آتش می گیرند.

همین دیشب اخبار می گفت

آب را به روی بچه های فاطمه (س) بسته اند.

تشنگی در باریکه ی غزه بیداد می کند

«حرمله»

روزی چند «علی اصغر» را نشانه می رود.

«عمر سعد» دستور پیشروی می دهد

و سربازان تل آویو

به فرماندهی «شمر»

غزه را محاصره می کنند.

اما نگران نباشید

همه چیز تحت کنترل است

حتی اگر «نتانیاهو»

برای سقا امان نامه فرستاده باشد

بگذار صدای «هل من ناصر» نصرالله

در صدای طبل ماهواره ها

گم شود.

و شورای امنیت

روزی چند قطعنامه

به سمت «بیت المقدس» پرتاب کند.

بگذار قطر شکم شیوخ خلیج فارس

همچنان جلو برود

و هر شب

با شمشیر های چوبی شان

برقصند و لیوانهای زهر ماری شان را سر بکشند.

گیرم اینها

«ولاَ الضّالِّین» شان را از «ریاض» تا «تل آویو» امتداد دهند.

و سکه های نفتی شان

بمب شوند

و بر خانه های خراب شده «الخلیل» ببارند

گیرم

صدای آژیر آمبولانس‌ها قطع نشود

و غزه کربلا باشد و هر روزش عاشورا

و هنوز مختار

اسبش را زین نکرده باشد؛

نه! نگران نباشید

همه چیز تحت کنترل است

هنوز نخلهای «اریحا» و «رفح» و «رام الله» ثمر می دهند

و جوانان بنی هاشم زنده اند

و «سلمان» و «صلاح الدین» و«عزالدین قسام»

از «نهر تا بحر» را گل کاشته اند.

حالا هم اگر خوب گوش کنید

صدای صیقل خوردن ذوالفقار علی (ع) را می شنوید!

 

 

 

۲

قصیده ای برای مظلومیت غزه:

محمد حسین انصاری نژاد

 

بربام شهر، سنگ و فلاخن بیاورید

شعری از آن حماسه، مطنطن بیاورید

 

شعری چو موج کوبی دریا به گاه خشم

شعری ورای بحر تتن تن بیاورید

 

چون جنبش عقاب به گاه شکار قوش

شعری به این شکوه، به این فن بیاورید

 

شعری پر از شکوه پلنگان برآن بلند

در گرگ خیز وحشی آهن بیاورید

 

این خوان هشتم است به رغم شغادها

درمعرکه هزار تهمتن بیاورید

 

گلسنگ ها به معجزه سیرنگ می شوند

تا خصم را شراره به خرمن بیاورید

 

بمب افکنان به تپه ی زیتون رسیده اند

دستی به سنگ ، جانب روزن یباورید

 

آتش گرفته ام هله ای ابرهای بغض!

امشب هجوم یکسره برمن یباورید

 

پرپر میان باغ ورق های لاله است

برگی از آن بهار به دامن بیاورید

 

خاکستری بجاست ازآن سیب های سرخ

باران شوید حسّ شکفتن بیاورید

 

مردان به تیر یکسره افطار کرده اند

ماه خداست، دست به جوشن بیاورید

 

زن های پا به ماه در آتش میان دشت

با نعره رو به دشت سترون بیاورید

 

دستی تکان نداد هوا داری از بشر!

اینسان میان ولوله شیون بیاورید:

 

تیر است سهم حنجره ی شیرخوارگان

برهان برای حنجره بستن بیاورید

 

تنها نه سوگوار شما اهل قبله اند

شاهد به سوگ ،گبر و برهمن بیاورید

 

هر سو هزار سامری آشوب می کنند

دست دعا به وادی ایمن بیاورید

 

با این شب کریه کبوتر ستیز هم

پیغام ازآ ن سپیده ی روشن بیاورید

 

وقت است چون فرود ابابیل در طبس

از گرد باد، آیه ی متقن بیاورید

 

وقت است تا به معرکه سرهای خصم را

مثل عقاب از سر گردن بیاورید

 

دستی به استغاثه در این شام خون چکان

بر آستان حضرت ذوالمن بیاورید

 

دست شما اگر چه تهی از تفنگ ماند

چرخی زنید و سنگ و فلاخن بیاورید

 

۳

 

این روزها غزه…

 

وحیده افضلی

 

از سینه ام به آه و به دردی عبور کرد

 

چیزی شبیه ماتم سردی عبور کرد

 

از پیش چشمهام فلسطین رنج ها

 

با شصت و هشت سال  نبردی، عبور کرد

 

از روی دوش خسته ی من بارهای بار

 

کوهی شبیه غصه ی مردی، عبور کرد

 

این سرفه های تلخ از آثار آن غمی ست

 

کز سینه ام به دود و به گردی عبور کرد

 

از کربلا به این طرف، از هر بهارمان

 

پاییزهای خسته و زردی عبور کرد

 

دنیا ! از آن غروب پر از نیزه، تاکنون

 

از ذهن من هر آنچه که کردی عبور کرد

 

ترکیب بند “قزوه” چو آب از سرم گذشت

 

این بار هم به آه و به دردی عبور کرد…

 

در کربلای غزه شدم محو و از دلم …

 

فریاد “گرگ سالی” ِ “فردی ” * عبور کرد *

 

____________________________________

 

*   آخرین اثر مرحوم امیرحسین فردى به نام گرگ سالى از گرگ هاى آدمخوارى مى گوىد که…

 

 

 

 

۴

رژیم کودک کش

امیر سیاهپوش

بریده باد دو دست لئیم کودک کُش

جهان چه می کشد از این رژیم کودک کُش

پناه می برم امشب در این سیاهی و غم

به ربّ صبح ز شرّ رجیم کودک کُش

عرب! آهای عرب! ربّ تو یهودی نیست

چرا نشست دلت در جحیم کودک کُش

نکن اطاعت از این منکر  حساب و جزا[۱]

از این سیاه دلِ عبدِ سیمِ کودک کُش

خوش است با تو بسازد کنار ویرانه[۲]

نشسته اید چرا بر گلیم کودک کُش؟

نکن اطاعت از این عیبجوی هرزه درا[۳]

پلیدِ مفسدِ پستِ نمیمِ کودک کُش[۴]

سگی که دشمن خیر است، دشمن انسان

درنده ی متجاوز، اثیمِ کودک کُش[۵]

پلید بی پدر، این دیو زاده ی دد کیش

رئیس بد دهنانِ زنیمِ کودک کُش[۶]

به دست قاهر جبار، خوار خواهی شد

مذبذب متکبر! لئیم کودک کُش![۷]

 

 

 

 

——————————————————————————–

 

[۱].فَلَا تُطِعِ الْمُکَذِّبِینَ ﴿قلم: ٨﴾پس تکذیب‏گران را اطاعت مکن

[۲].وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ ﴿قلم: ٩﴾آنان همین را مى‏خواهند که تو سازش کنى و آنها هم با تو بسازند

[۳].وَلَا تُطِعْ کُلَّ حَلَّافٍ مَّهِینٍ ﴿قلم: ١٠﴾و نیز هر فرومایه عیب‏جو که براى هر حق و باطلى سوگند مى‏خورد اطاعت مکن

[۴].هَمَّازٍ مَّشَّاءٍ بِنَمِیمٍ ﴿قلم: ١١﴾و کسى را که در بین مردم سخن چینى و افساد مى‏کند

[۵].مَّنَّاعٍ لِّلْخَیْرِ‌ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ ﴿قلم: ١٢﴾و کسى را که مانع رسیدن خیر به خلق مى‏شود و تجاوزگر و گناهکار است

[۶].عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِکَ زَنِیمٍ ﴿قلم: ١٣﴾کسى که علاوه بر همه آن عیب‏ها، بد دهن و خشن است و مردم پدرى برایش نمى‏شناسند

[۷].سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ (قلم: ۱۶). ما در برابر غرورش به نهایت درجه، خوارش مى‏سازیم

۵

لشگر کشی حرمله ها

امیر سیاهپوش

خون واقعیت است، عزا واقعیت است
شام سیاه کرب و بلا واقعیت است
دنیا پر از یزید، پر از خولی و سنان
تکثیر نسل آل جفا واقعیت است
تکفیر هست، داعش عبدالوهاب هست
لشگر کشی حرمله ها واقعیت است
فتوای مثله کردن اجساد کشتگان
حکم حلال باش زنا واقعیت است
طاعون فرقه بافی و تیفوس تفرقه
در امت رسول خدا واقعیت است
سرخی سنگفرش خیابان غرق خون
آوار سقف روی صدا واقعیت است
بابا نوئل! برای یتیمان بی پناه
آغوش خشک و سرد هوا واقعیت است
«اشتون»،[۱] «اولاند»،[۲] «مرکل»[۳] و «باراک»[۴] و «کامرون»[۵]
جولان «پنج گرگ» رها واقعیت است
این که به نام صلح سر خلق می برند
درندگان میش نما، واقعیت است
این که نشسته اند حریفان منطقم
در سنگر دروغ و
 ریا واقعیت است
البته بشنویم اگر: «هست بیشتر
تعداد دشمنان حیا»، واقعیت است
داریم شکوه یا احد! از کثرت عدو
ما کمتریم، قلت ما واقعیت است[۶]

[۱]. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا

[۲].رئیس جمهور فرانسه

[۳].صدر اعظم آلمان

[۴].ایهود باراک = باراک اوباما

[۵]. نخست وزیر انگلیس

[۶].اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ غَیْبَهَ وَلِیِّنَا وَ کَثْرَهَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّهَ عَدَدِنَا،«خدایا از نبود پیامبران‏ که درودهاى تو بر او و خاندانش و از ناپیدایى مولایمان،و بسیارى دشمنانمان و کمى‏ نفراتمان، و سختى فتنه‏ها به سویمان،و از جریان زمان بر زیانمان به درگاه تو شکوه مى‏آوریم،» (بخشی از دعای افتتاح)

 

۶

 

آیا کسی من را در غزه لایک می کند ؟!
فرج الله احمدی ایلانی

من از دروازه‌های تمدن
در دایره‌ی دهکده‌ی جهانی
در عصر وایبر
با شما صحبت می کنم

در عصر مخابره‌ی خبر
با نوت بوک با شما لایک می کنم
و صفحه‌ی فیس بوکم را به Share می گذارم
تا کدهای اشتراکی هم را بیابیم
….
من در عصر دوستی‌های دیجیتال
در بعدازظهر یک روز تابستانی با شما چت می کنم
تصویر من شفاف و گویاست
نوجوانی از باریکه‌ی غزه

من از دستاوردهای تکنولوژی شما
با خودتان صحبت می کنم
آیا کسی مرا لایک می کند ؟

من از غزه، نواره‌‌ی باریکی در ساحل مدیترانه
خانه‌ی‌مان نزدیکی ساحل
پنجره‌هایش رو به دریاست

الآن اینجا شب است
من و خواهرم در منزل
منتظر پدر و مادرمانیم
ساعت از نیمه شب گذشته
آنها برای تشییع پیکر
«اسامه ۱۷ ساله»
که هم بازی کنار ساحلم بود
به منزلشان رفته‌اند
اما کمی دیر کرده‌اند

الآن با خواهرم
اخبار جنگ ؛ سوریه، عراق، افغانستان
و سقوط هواپیمای مالزیایی را پی می گرفتیم
می گویند صد دانشمند و متخصص ایدز
و مادربزرگ نخست وزیر مالزی
در این هواپیما بوده‌اند
جهان یکپارچه آن را محکوم کرده است
اتحادیه‌ی اروپا به همراه آمریکا
در پی فشار و تشدید تحریم روسیه می‌باشند

داعش در موصل
از اقلیت‌های دینی
تقاضای جزیه کرده
تعدادی از خانواده‌های مسیحی ساکن موصل
به شهرهای کردنشین عراق پناهنده شده‌اند

شمارش آراء در افغانستان
بنا به گزارشگر BBC
به بن‌بست رسیده‌ است
پیکارجویان طالبان با ارتش افغانستان
درگیری خونینی را به راه انداخته‌اند

اما من هیچ‌کدام از آنها را باور نمی کنم
حقیقت جنگ در پشت دیوار خانه‌ی ما در جریان است
مادرم راه رسیدن به خانه را گم کرده است
پدرم آزادی را ، در کوچه پس کوچه‌های غزه به تصویر می کشد
او خبرنگار افتخاری
همه‌ی شبکه‌ها در غزه است
اخبارش ، گزارش‌ها و تصویربرداریش را
هیچ خبرگزاری به پشیزی نمی خرد
او را در محل استقرار خبرنگاران در مقر دفتر سازمان ملل راه نمی دهند
او کارت عضویت هیچ خبرگزاری را ندارد
اما همه بدانید!
پدرم واقعیت جنگ غزه را خوب مخابره می کند
عکس‌هایش در صفحه فیس بوک من موجود است
پدرم از مسلخ آزادی
به معنای واقعی ، تصویربرداری کرده است

BBC در گزارش‌های ویژه‌اش
سراغ خانواده‌ی یکی از قربانیان سقوط هواپیمایی مالزی را گرفت
پسر خانواده با « دوست دخترش» در این سانحه از بین رفته‌اند
دوربین خبرنگار BBC چهره‌ی اشک آلود مادرش را
«کلوز آپ» کرد

و در این گوشه دنیا – در کوچه‌های بایر شده‌ی شجاعیه
خبرنگار BBC گزارشی از خیابانهای خلوت
مخابره کرد و هیچ

اما در «مموری» دوربین پدرم
عکس‌هایی از چهره‌ی خون آلود و معصوم
کودکانی است که در آغوش مادرانشان
در حال تشییع می باشند
و هیچ دوربینی حزن آنها را
«رپرتاژ» نمی کند

شما برای دسترسی به این عکس ها
در صفحه‌ی «اجتماعی من»
نیاز به   Password یا فیلتر شکن ندارید
من همه آنها را به Share’ گذاشته‌ام
آیا کسی مرا «لایک» می کند ؟!

**

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.