حمیده پارسافر: شاعر باید با شعر خود جهان را زیبا و دوست داشتنی کند

0 205

اشاره: حمیده پارسافر در سال ۱۳۶۰ در استان مرکزی بدنیا آمد و تحصیلات خود را تا سطح کارشناسی ارشد در رشته زبان و ادبیات فارسی ادامه داد و اکنون در شغل معلّمی مشغول به خدمت است. او ضمناً درشعر نیز دستی دارد. با او به گفتگو نشسته ایم.

 فرهنگ اسلامی: از کی و چطور به شعر علاقه‌مند شدید؟ اولین شعرتان را چه زمانی و در چند سالگی سرودید؟ آیا هنوز در خاطر دارید؟

حمیده پارسافر: از زمانی که بسیار کوچک بودم سرودن را آغاز کردم.هنوز مدرسه نمی رفتم و نمی دانستم شعر چیست اما درباره ی بهار، باران، و خیلی چیزهایی که دوست داشتم شعرهای کودکانه و مبتدی می سرودم و خواهر بزرگ ترم بعضی از آن ها را یادداشت کرده اند.  در همان دوران‌کودی بودم که شبی در خواب تصویر بانویی را در قاب عکس بزرگی دیدم که روی  دیوار منزل پدری ام نصب شده بود. آن بانو که نمی شناختمشان در همان عکس داخل قاب با من صحبت هایی می کردند که بعدها فراموش کردم که چه گفت و‌گویی بین ما صورت گرفت. اما پس از مدتی که عکس ایشان را دریک کتابفروشی روی جلد کتابی دیدم به شدت هیجان زده شدم و خواهش کردم که مادرم آن کتاب را برایم بخرد. مادرم دیوان بانو پروین اعتصامی رابرای من خریدند و با علاقه و‌جدیت تمام صفحاتش را مطالعه می کردم و تا جایی که درک میکردم غرق در لذت می شدم. بعدها در مقطع دبستان شیفته ی مولانا و سعدی شدم و‌شعرهایی که می سرودم حال و هوای تازه تری پیدا کردند.

 

 فرهنگ اسلامی: و بدین ترتیب وارد وادی شعر شدید با راهنمائی شاعر بزرگ کشورمان پروین اعتصامی. آیا تاکنون دفتر شعری نیز از شما منتشر شده است؟

حمیده پارسافر: بله دو مجموعه ی غزل جوان، دو مجموعه شعرداستانی کودک و شعرهایی نیز در کتابهای مشترک و برگزیده های جشنواره های ادبی از من منتشر شده است.

 

 فرهنگ اسلامی: آیا علاوه بر شعر، دیگر رشته‌های ادبیات را هم امتحان کرده‌اید؟

حمیده پارسافر: بله در زمینه ی داستان نویسی،ترانه و نقد ادبی نیز فعالیت می کنم.

 

 فرهنگ اسلامی: از انواع اشعار کلاسیک، نو و سپید بیشتر به کدام نوع شعر تمایل دارید؟ نظرشما در باره قالب‌های شعر چیست؟

حمیده پارسافر: از آنجا که شیفته ی غزل هستم در مرحله ی اول ترجیح می دهم غزل بخوانم و‌ البته بعضی از شعرهای نو و سپید از شاعران گوناگون وجود دارد که بسیار باشکوهند.

 

 فرهنگ اسلامی: نظرتان در باره شعر آیینی و مرز های آن شعر بی آئینی چیست؟ شعر آیینی چه موضوعاتی را شامل می‌شود؟

حمیده پارسافر: شعرهای آیینی به نظرم همان عاشقانه هایی هستند که برای عرض ارادت و علاقه به اهل بیت علیه السلام ، از ذهن و قلب شاعر روی برگه های دفترش جاری می شوند. در واقع اگر شاعر با تمام وجود، عاشق اهل بیت علیهم السلام نباشد نمی‌تواند شعری تاثیر گذار برای اهل بیت علیه السلام بسراید.شاعر آیینی، آفریننده ی اثر ادبی آئین مند است. او باید شعر را بشناسد و با ساختار و درون‌مایه و مضمون آن آشنایی داشته باشد. همچنین به تاریخ شعر فارسی اشراف داشته باشد و بداند که پیرو کدام فرهنگ است. شاعری که گسسته و بریده از گذشته بخواهد شعر بگوید، دیگر این که آشنایی با فرهنگ و درون‌مایه‌ی دینی به خصوص در قلمرو شیعی نداشته باشد.  نمی تواند شعر آئین مند بسراید مثلا اگر شاعری بخواهد در باره ی عاشورا شعر بگوید، باید با تاریخ کربلا و تحریف‌های ادبی که در آن وارد شده، آشنا باشد.

 فرهنگ اسلامی: نسبتاً تعریف جالبی ارائه کردید و شعر آئین مند را از شعر بی آئینی جدا کردید شما از محضر کدام اساتید بهره‌مند بوده‌اید و در چه حد؟

حمیده پارسافر: در دوران کودکی به طور مستمر و منظم با مرکز بررسی آثار نوجوانان در دفتر مجله ی رشد مکاتبات ماهانه داشتم و از راهنمایی های دکتر محمد رضا سنگری، استاد بابک نیک طلب، و سرکار خانم عرفان نظر آهاری بهره مند می شدم. در سال های بعد در محضر اساتید بزرگوار دیگری سعادت شاگردی داشتم که راهنمایی های آنها امتیاز بسیار بزرگی برای ادامه ی فعالیت های ادبی من محسوب شده اند.

 

 فرهنگ اسلامی: و جشنواره ها تاچه حد در رشد شعر شاعران میتوانند مفید باشند؟ آیا جشنواره ها را برای خود فرصت میدانید؟

حمیده پارسافر: جشنواره ی شعر در ابتدای کار شاعران جوان و تازه کار می تواند برای مطرح شدن و ارائه ی آثار آن ها کمک کننده باشد.شاعران جوان در جشنواره ها و همایش های ادبی با دوستان شاعر بسیاری از شهرهای مختلف کشور آشنا می شوند و با یکدیگر تبادل افکار می کنند و همین مسائل باعث پیشرفت، تشویق و ایجاد انگیزه می شود. اما اگر شاعر تمام عمر خود را به جای مطالعه  و پژوهش و خلوت گزینی برای کسب آگاهی و علوم گوناگون، به شرکت در جشنواره ها صرف کند دچار تکرار و سکون می شود و مجبور است آثار خود را بر اساس سلایق جشنواره ای بسراید و از تمرکز به روی خلق آثار فاخر و عمیق و ناب، محروم شود

 

 فرهنگ اسلامی: برگردیم به شعر آئین مند ویا به تعبیر دیگر متعهد و ملتزم بنظر شما دلیل اینکه ، در باره برخی از ائمه معصومین (ع) شعر کمتر سروده شده است، چیست؟ و چه راه‌ حلی را برای این نقیصه توصیه می‌کنید؟

حمیده پارسافر: شاید اطلاعات کمتری از زندگی این ائمه ی بزرگوار در اختیار شاعران وجود داشته است و توسط حوزه های مربوطه نیز کمتر به این بزرگواران معصوم پرداخته شده است. اگر مراکز دینی و ادبی، مردم را با زندگی، ویژگی های اخلاقی و عظمت شخصیت ائمه ی معصوم علیه السلام بیشتر آشنا کنند به طور حتم، آثار ادبی از دل برخاسته ی بسیاری در این باره تولید خواهد شد.

 

 فرهنگ اسلامی: شما با شعر پروین اعتصامی بخوبی آشنائی دارید و او را می ستائید  درباره شعرِ زنان در گذشته و امروز نظرتان چیست؟ و چه کسانی را شاعران موفق زن می‌دانید؟

حمیده پارسافر: در شعر کلاسیک فارسی و پیش از مشروطه، زن ، چندان چهره روشنی در شعر ندارد. زنی که حتی جایگاهی در شعر کلاسیک نداشته چگونه می‌توانسته به درجه شاعر شدن برسد؟از بین زنان شاعر پیش از مشروطه شاید نام چند شاعر در بدنه ی شعر کهن ما ذکر شده: رابعه قُزداری یا همان رابعه بنت کعب، مهستی گنجوی (شاعر اواخر سده پنجم و اوایل سده ششم هجری)، جهان ملک خاتون (شاعر سده هشتم هجری)، مهری هروی (شاعر سده نهم هجری)از شاعران زن پیش از پروین اعتصامی در دوره قاجار نیز که نامشان به گوش کمتر کسی رسیده است می‌توان از رَشحِه بیگُم، عالم التاج قائم مقامی، زندخت شیرازی و… نام ببریم. اما در قرن معاصر با ظهور شاعرانی تاثیر گذار چون پروین اعتصامی، طاهره صفارزاده در شعر متعهد و ملتزم روبروئیم. از زنان شاعر می توان از فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی نیز یاد کرد با شاعرانی همچون پروین اعتصامی و طاهره صفارزاده فضای شعر زنان تغییر کرد و آثار بسیار فاخر و ماندگاری توسط بانوان شاعر ایران خلق شد. در سال های اخیر شاعران موفق بسیاری در کشور فعالیت ادبی دارند که هر کدام در سبک و فضای ادبی خود قابل اشاره اند و آثار خواندنی ارزشمندی دارند.

 

 فرهنگ اسلامی: آیا بنظر شما می توان از شعر زنان یا شعر مردان سخت گفت یا شعر و فرهنگ امری انسانی است تفاوتِ شعر زنان با شعر آقایان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چه موضوعاتی هستند که فکر می‌کنید مخصوص شاعرانِ زن هستند تا شاعرانِ مرد؟ 

حمیده پارسافر: شاید جایی که بشود در آن شعر زنانه را از شعر مردانه تشخیص داد، حوزه ی غزل و شعرهای عاشقانه باشد. زیرا  احساسات و عواطف در حیطه ی شخصی جلوه می‌کنند و می‌توان جنس گوینده ی‌ آن را تعیین کرد. از نظر فکری شعر بیشتر زنان وجه تمایز خاصی با شعر مردان دارد و شعر زن در زمینه ی ادبی، محدودتر از شعر مردان است و چقدر زیباست که زن،قدرت و جسارت خلق آثار ادبی زنانه داشته باشد و فضای شعری خود را به سمت و سوی اشعار مردانه هدایت نکند چراکه به نظر می رسد زنان در بیان مسایل احساسی و عاطفی، پیشگام‌تر از مردان هستند و تاثیر گذاری آثار ادبی زنان در این زمینه ها بیشتر است.

 فرهنگ اسلامی: نقدِ شعر (چه از نوعِ نوشتاری و چه از نوعِ جلساتِ شعر) چه تأثیری بر شعرِ شاعران دارد؟ آیا این به معنای وادار کردنِ شاعر به نوشتنِ آنگونه که منتقد از او می‌خواهد، نیست؟

حمیده پارسافر: البته در این باره دیدگاه های متفاوتی وجود دارد اما بنده به شخصه همواره از نقدهای سازنده و ارزشمند منتقدین و اساتید این حوزه بهره مند شده ام. حقیقتا منتقد مسیر پیش رو را برای ما روشن می کند و هیچ اجباری برای انتخاب راه وجود ندارد و عقیده ای تحمیل نمی شود.

 

 فرهنگ اسلامی: یک شاعر روح لطیف و حساسی دارد و از مسائل دوروبرش بیشتر از افراد عادی رنج می‌برد. در دنیای امروز که استکبار جهانی بی عدالتی و تبعیض را در جهان گسترش می دهد، شما بعنوان شاعر چه عکس العملی نشان می‌دهید؟ آیا شعری در این زمینه ها دارید؟

حمیده پارسافر: متاسفانه دنیای امروز دنیای عجیب و پر رنج و دردی ست و نمی توان اخبار ناگوار و حوادث تلخ و اندوه های مکرری که در پیش روی مردم هست را نادیده انگاشت. من نیز بارها تحت تاثیر غم ها و رنج های مردم دنیا قرار گرفته ام و شعرهای زیادی در زمینه ی حوادث گوناگون و مظلومیت مردم جهان سروده ام و آرزو‌ می کنم با ظهور امام عصر عج الله تعالی فرجه،  آوارگی و مظلومیت انسان ها به پایان برسد و‌نور و روشنایی و شعر شادی  دوباره به لحظه های ما بازگردد.

 

 فرهنگ اسلامی: و این در حالی است که در دنیای امروز دشمنان آزادی و حقوق بشر از هر طرف به اسلام هجوم آورده‌اند و سعی می کنند مسلمانان را دسته دسته و متفرق کنند به نظر شما برای وحدت میان مسلمانان چه اقداماتی صورت بگیرد و وظیفه یک شاعر در این زمینه چیست؟

حمیده پارسافر: باید تمام هنرمندان مسلمان، از طریق خلق اثار فاخر، عمیق و ارزشمند به روشنگری بپردازند و علاوه بر مطالعه ی دقیق و اگاهی از مطالب و مسائل روز دنیا و آشنایی با علوم مختلف، به زیباترین نحوی، دین اسلام که مدافع آزادی است و قواعد و اصول ارزشمندش را در بین مردم جهان احیا کنند. شاعرا مسلمان کشورهای دنیا نیز با حفظ ارتباط با یکدیگر و تبادل افکار و آثار و سرودن اشعار ارزشمندی که سرشار از  تفکر و تعقل و اصول و مبانی صحیح اسلامی ست، می توانند تاثیر بسزایی در این زمینه داشته باشند

 

 فرهنگ اسلامی: یکی از رنج های امروز همه گیری کرونا است که مثل تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی از درون و برون به کشور حمله ور شده است ویروس کرونا و شعرخوانی های مجازی چه تاثیری بر شعر شما و دیگر شاعران گذاشته است؟

حمیده پارسافر: ویروس کرونا تغییرات بسیاری در زندگی مردم ایجاد کرده است و ان شاءالله که به لطف خداوند مردم جهان به زودی از وجودنامبارک ان رهایی یابند. به علت شیوع این ویروس متاسفانه جلسات حضوری نقد شعر در شهر ما -زرندیه- تعطیل شده است. اما نکته ی مثبتی نیز در پی داشته و آن نکته آشنایی و بهره مندی از آثار دوستان عزیز بسیاری در سراسر کشور و بعضی از عزیزان فارسی زبان خارج از ایران بوده است

 

 فرهنگ اسلامی: فضای شعر و نقاط قوت و ضعف شعر شاعران در شهر زرندیه را چگونه ارزیابی می کنید؟

حمیده پارسافر: در شهرستان زرندیه از سالهای دور جلسات و محافل ادبی متعددی برگزار می شده و تا اکنون این نشست های ادبی ادامه داشته اند. در بین شاعران جوان زرندیه، استعدادهای بسیار خوبی حضور دارند که در سطح کشور صاحب نام هستند. ان شاءالله که این نشست ها پس از محدودیت های کرونایی مستدام باشد و شاعران و‌نویسندگان ما بتوانند به فعالیت های ادبی خود ادامه دهند

 فرهنگ اسلامی: و بالاخره شما چه انتظاراتی از شاعران معاصر خود دارید؟

حمیده پارسافر: این که شعرهای ارزشمندی ارائه دهند و رسالت خود را آرامش و امید بخشی و شادی مخاطبان بدانند. شاعر باید با استفاده از استعداد خود که لطف الهی ست، جهان را زیبا و روشن و دوست داشتنی کند. مخصوصا این روزها که به جهان به نوعی سردرگریبان است.

 

 فرهنگ اسلامی: پرسش پایانی: شما فضای شعر پس از انقلاب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

حمیده پارسافر: شعر پس از انقلاب، تخت تاثیر شرایط سیاسی و مذهبی و فرهنگی کشور، دچار تغییرات بسیاری شده است و مسیر ویژه ای را پیموده است. این تغییرات در حوزه های فرم و محتوا و زبان بروز کرده است و شاهد ظهور شاعران بسیار موفقی در این زمینه ها بوده ایم. در زمینه ی محتوایی ، شاعران ما به سمت خلق آثار آیینی، انقلابی، عاشورایی و.. رفته اند و در فواصل مختلف از غزل، مثنوی و رباعی استقبال بیشتری صورت گرفته است.

 

 فرهنگ اسلامی: از اینکه برای این مصاحبه وقت گذاشتید، از شما سپاسگزاریم و برای شما آرزوی موفقیت هرچه بیشتر داریم.

 

 

 

نمونه اشعار:

۱

سکوت ِ نیمه شب ِ آستان ِ تو، آبی ست

چقدر چشم ِ تو و آسمان ِ تو،  آبی ست

 

نفس بکش دل من! خلسه ی حضورش را؛

که در شعاع نگاهش، جهان تو آبی ست

 

پر از تنفس صبح است، با تو نبض ِ غروب

عجیب نیست!  غم ِ بیکران تو آبی ست

 

هوای صحن و سکوت ِ سَرا، چه رویایی ست!

که شمع و آینه و شمعدان ِ تو آبی ست

 

اگر گرفته جهان را غبار ِ غم، چه غمی؟

که تکیه گاه زمین_جمکران تو_آبی ست .

 

۲

آمدی ای عشق، شکلی تازه ازمن ساختی

کار آسانی نبود از آه ، آهن ساختی!

 

معبدی خاموش بودم بی گمان وقتی مرا

آه…ای زرتشت من، اینگونه روشن ساختی!

 

آنچنان شد چشم هایت داستان این و آن

تا مرا با مردم یک شهر دشمن ساختی

 

دستهایت را گره کردی به دور گردنم

این زمستان هم برایم شال گردن ساختی

 

پس چنین، با مهربانی ،از غرور شانه ات

سالها کوهی برای تکیه کردن ساختی!

 

قایقی در ساحلی متروک بودم آمدی

آمدی، کشتی نوح از روح این زن ساختی

 

۳

قسم خوردم تمام عمر را در محضرش باشم

که تا محشر شبیه سایه ای پشت سرش باشم

 

قسم خوردم که هرکس نام او را خواست بنویسد

قلم از استخوانم سازم، از خون جوهرش باشم

 

چه می شد آه! نخلی می شدم در کوچه ی کوفه

مرا می بُرد نجّاری که چوب منبرش باشم

 

بگو تا مثل ابراهیم، حتی از منِ مادر  _

بخواهد حلق اسماعیل را، تا هاجرش باشم

 

چه چیزی خوب تر از آنکه مولایت علی باشد

چه پاداشی از این بهتر که روزی قنبرش باشم.

 

۴

علی علیه السلام

در شکوهت شناورم، خورشید! در غرورت غریقم ای دریا!

غوطه ور در جنون آشوبم، می خورم حسرت حضور تو را

 

سینه ات کوهسار آرامش، چشم هایت ستاره های صبور

ای خیالت عمیقِ اقیانوس، ای فراسوی ذهن ِ ماهی ها

 

آمدی، کعبه را یگانه شکافت، تا جهان بشنود هجا به هجا:

هست فرقی میان عالم و او، که شد از فرق سرخ او پیدا

 

قلبِ قرآن! به سجده می افتی، قلب عالم به لرزه می افتد

تا تو برخیزی ای عدالت محض! نگرانند عرش و فرش خدا

 

کاش در دست نور برگردد، ذوالفقارت به این مصاف بزرگ

تا بگیریم انتقامی سخت، از دل سخت ابن ملجم ها

۵

دلتنگم

ای سکوت هماره دلتنگم! در هوایت دوباره دلتنگم

بی مجاز و کنایه بی تردید  بی تو بی استعاره دلتنگم

 

امشب از جام سینه سرریزی ای شب ناگوار پاییزی

از تو ای لحظه لحظه حیرانی  از تو ای بی ستاره دلتنگم

 

گریه دیگر امان نمی دهد و عشق، خود را نشان نمی دهد و

سر به دیوار و غرق اندوهش خسته ام یک هزاره دلتنگم

 

از غزل های عاشقانه ی تلخ از تب هرشب ترانه ی تلخ

از شب وشِکوه و  بهانه ی تلخ  با زبان اشاره دلتنگم

 

مانده در موج موج ویرانی حبس در اضطراب توفانی

آه از آوارگی تمامی عمر روی یک تخته پاره دلتنگم

 

باز باران گرفت و معذورم به سکوتی دوباره مجبورم

ازغزل های سرد بی سر و ته مثل این سوگواره دلتنگم

۶

بعد از تو

بعد از تو دنیا جز جهنم نیست، بعد از تو!

سهم من از عالم به جز غم نیست بعد از تو

 

هرکس به ظن خود به بهتانی عذابم کرد

اینجا خدای منتقم ، کم نیست بعد از تو

 

در حبس تردیدم به تنهایی گرفتارم

بیداری ام جز مرگ مبهم نیست بعد از تو

 

از لحظه ها جا مانده تقویم دل آشوبم

افکار حیرانم منظم نیست بعد از تو

 

درمان دلتنگی که دارو نیست، می دانم!

اما برایم چاره ای هم نیست! بعد از تو

 

بیهوده گشتم با چراغی شهر را یکسر!

نام ونشان از نسل آدم نیست بعد از تو…

 

تا روزهای روشن آرام برگردند…

روی لبم جز “اسم اعظم ” نیست، بعد از تو!

۷

مرا به این تب و توفان توأمان، مسپار

به التهاب شبی بی ستاره،  وا مگذار

 

مخواه عابر این کوره راه غم باشم

مکش میان من وعطر دیدنت ، دیوار

 

ببین که بعدتو ، قرآن پاره پاره ی من!

چگونه سوره ی« والیل» می شود تکرار

 

نگاه می کنم از تل، به غربت گودال

به ماه زیر سم اسب ها…غروب و غبار

 

به ناله های کبودی که می خورد پیوند

به مادر و در و و دیوار و سینه و مسمار ؛

 

به شعله های سقیفه ، به نخل های فدک

به روشنای غدیر نهفته در انکار…

 

که خیمه ای که گرفته است روزه ی فریاد

به آه سرخ جهان سوز من کند افطار

 

سکوت میکنم و روی خاک می افتم

که می برندسری را به نیزه ها انگار

 

هزار مرتبه در هر دقیقه می میرم

سر ت به اوج وسرم چرخ می خورد ،سردار!

 

***

به انتقام تو باید قیامتی باشد

به انتقام تو ای خون حضرت قهار

 

به یمن جرعه ی «احلی من العسل» نوشان

به قطعه قطعه ی تن ها ی کوچک تبدار

 

نشسته ام به امید شکستن پاییز

به انتظار ظهورگل همیشه بهار!

 

۸

همیشه دل نگرانم

 

چه می شود که خیالت شبی امان بدهد

امان از این شب وباران توامان بدهد

 

به قدر یک فعلاتن مرا رها بکند

به قدر قافیه ی این غزل زمان بدهد

 

بخوان به لهجه ی ناب جنون مولانا

که روح من به سماعش سری تکان بدهد

 

بمان که هیچ مهم نیست با سرانگشتش

تمام شهر مرا سمت هم نشان بدهد

 

همیشه دلنگرانم همیشه می ترسم

که کار دست من این« تا ابد بمان» بدهد

 

***

 

مرا ز چیدن آن سیب بر حذر می کرد

کسی که رفت… که پایان به داستان بدهد!

 

۹

حسرت پنجره ام رو به حرم وا شدن است

وقت تحویل ، تو را محو تماشا شدن است

 

خیس باران شدن و هروله های دل تنگ

پنجه در پنجره فولاد تو رسوا شدن است

 

احسن الحال کنارتو غریب الغربا!

وبهاری که شریک غم مولا شدن است

 

زعفرانی شود این عید که عیدانه ی ما

متبرک به نگاه گل زهرا  شدن است

اولین سین من امسال در این سفره ی سبز

“سجده” ی شوق به شکرانه ی شیدا شدن است

 

***

 

غرق رویای حرم، در شب غم  گم شده ایم

کم کم ای ماه بیا … موعد پیدا شدن است

 

۱۰

” ارنی”  غم عیانم !  ” ارنی” تب نهانی !

نکنی شکنجه ما را  به  بلای  ” لن ترانی”

 

تو که تار ِ “فیه ما فیه”  و “جوامع الحکایات”

تو که پود “منشآتی”  و بهار  “بوستان” ی

 

تب چشم تو تغزل، شب گیسویت قصیده

نفست پر از رباعی و سه گان و خسروانی

 

همه عمر ، مبتلایم  به صفا و مروه ی غم

بگشا دری به قلبت  که مفاتح الجنانی

 

غزلی نوشتم امشب که بخوانی ازجنونم

به جنون نشسته شعرم که مگر مرا بخوانی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.