محسن کاویانی: برای بیان فرهنگ دفاع مقدس زبان شعر یکی از موفق ترین زبان هاست

2 632

اشاره: محسن کاویانی متولد یازده اردیبهشت هزاروسیصدوشصت و هشت در محله ی (جوی شور) قم است. پدرش نظامی و رادیولوژیست بود و مادر خانه دار. اجداد پدری او از اهالی نهاوند و ملایر بودند. دوران ابتدایی را در دبستان‌های  شهدای ۱۹ دی و شهید اعلمی قم طی کرد و پس از گذراندن تحصیلات راهنمایی و متوسطه در مدارس محتشم کاشانی و شهیدصدر(ره) وارد خدمت مقدس سربازی شد. پس از پایان دوران خدمت در رشته مدیریت صنعتی وارد دانشگاه شاهد تهران شدم و بعدها تحصیلات خود را در رشته مورد علاقه‌اش یعنی حقوق دانشگاه مفید قم ادامه داد با او درباره شعر و ادبیات گفتگو کرده ایم:

فرهنگ اسلامی: گویا شما ورزش کشتی را در گذشته به صورت حرفه ای دنبال می کردید و بعد وارد شعر شدید همینطور است؟

محسن کاویانی: بنده ورزش کشتی و ورزش  پهلوانی را در سال ۱۳۸۱ به صورت جدی و حرفه ای شروع کردم و در سه مقطع نونهالان ، نوجوانان و جوانان بارها در سطح استانی ، ملی و کشوری صاحب عنوان شدم و از دلایل اصلی علاقمندی من به شعر به روحیه من بر می گردد دلیل بخش زیادی از علاقمندی‌ام به شعر را طنین ضرب و زنگ زورخانه واشعاری که مرشد می خواند می‌دانم. در همان سال های ۸۴ و ۸۵ اشعاری می نوشتم و گاهی هم به دست مرحوم مرشد محمدزاده میدادم تا بخواند اما آشنایی جدی من با شعر و محافل شعری از سال ۸۸ و ۸۹ بود که با اصرار یکی از دوستان پای من به محافل شعری باز شد و شعر را به صورت حرفه‌ای و جدی زیر نظر استاد محمد علی مجاهدی دنبال کردم از همه دوستانم در شعر درس ها آموختم اما تنها استادی که در شعر داشتم ایشان بودند.

فرهنگ اسلامی: و از شما مجموعه شعر هم منتشر شده؟

محسن کاویانی: من سه مجموعه شعر آماده چاپ دارم.

فرهنگ اسلامی: شما در یک خانواده‌ای به دنیا آمدید و بزرگ شدید که هشت سال دفاع مقدس را در منزلتان حس کرده و از نزدیک دیده‌اید، پدر شما یکی از جانباز‌ان دفاع مقدس هستند. این حس را چگونه ارزیابی می‌کنید و این تجربه چه تأثیری روی شعر شما داشته است؟

محسن کاویانی: مسلما آن شرایطی که ما داشتیم خوشبختانه یا متاسفانه برای خیلی از دوستان محقق نبوده و ندیده‌اند ولی اولین چیزی که ما از این مسئله به ذهنمان می‌رسد این است که جنگ خیلی ثمراتِ بدی دارد و امیدوارم که در سراسرِ دنیا هیچوقت شاهد جنگ وظلم نباشیم ان شاالله که در ادبیات هم شعرِ ضدِ جنگ رنگ و رونقِ زیادی بگیرد، اما ما اسمِ آنچه در ایران اتفاق افتاد و همه می‌دانیم، را جنگ نمی‌گذاریم بلکه می گوییم دفاع مقدس یعنی در عینِ بیزاری از جنگ، اهل دفاعی جانانه ایم وما همیشه پای دفاع از دفاع مقدسمان ایستادگی کردیم حتی امثال منی که از بچگی شاهد دردها و زجرهایی که پدرم از اثرات مخرب شیمایی جنگ می کشید بوده ایم هم هیچگاه ازحفظ ارزشهای دفاع مقدس پاپس نمی کشیم ، درست است که سختی های جنگ همیشه برای من ملموس بوده است برای همین همیشه سعی کرده‌ام که با شعرم بتوانم علاوه بر بیان مشکلات و غصه‌هایی که یک خانواده جانباز یا شهید این را هم بگویم که اگر آن جوانمردان ایستادگی و دفاع نمی کردند امروز حال و روزمان چگونه بود. شاید دورادور خیلی‌ها این چیزها را ببینند و بی تفاوت یا منتقد باشند و یا چیزی در اطلاعاتِ عمومی‌شان نداشته باشند. به‌هرحال وظیفه‌ی من این است که بتوانم آن دردی که با تمام وجودم حس کردم و در زندگی‌ دیده ام را با زبان شعر تا حدودی به مردم انتقال بدهم، مردم بی انصاف نیستند خوب و بد را خوب می فهمند چه کسی از آرامش و آسایش بدش می آید؟ مسلما هیچکس!  پدران ما نیز می توانستند دست روی دست گذاشته پا روی پا انداخته و از زندگیشان لذت ببرند اما بی تفاوتی آن نسل می توانست به چه قیمتی تمام شود؟ نمی خواهم شعار بدهم درست است که امروز مردم انتقادها و مشکلات فراوانی هم دارند اما با نگاهی منصفانه می فهمیم اگر شهدا و جانبازان و آزادگان نبودند امروز اوضاع بسیار وحشتناک بود پس آرامش امروز ما ثمره از خودگذشتگی آنهاست و امیدوارم هرکسی چه در لباس دوست چه در لباس دشمن چه مسئول و چه غیرمسئول به آرامش و آسایش این مردم ظلم می کند به زودی زود رسوا شود بی شک در این زمانه ی پر از خیانت یکی از چیزهایی که آراممان می کند مرور از خودگذشتگی و جوانمردی شهیدان و جانبازان است آنها از جانشان مایه گذاشتند آیا این که ما از ذوق شعریمان برایشان مایه بگذاریم چیز زیادیست؟ ما باید ذکات این ذوقی که خدا در وجودمان گذاشته را پرداخت کنیم.

و فکر می‌کنم که برای بیان این فرهنگ زبان شعر یکی از موفق‌ترین زبان‌هاست و ان‌شاءالله بنده هم بتوانم موفق باشم در این عرصه.

فرهنگ اسلامی: تا کنون شما چند اثر در زمینه فرهنگ دفاع مقدس خلق کرده‌اید؟

محسن کاویانی: فکر می‌کنم به یک مجموعه می‌رسند که شاید روزی آنها را چاپ کنم و یا شاید هم نه چون  این کار فعلا در برنامه‌ام نیست واز طرفی موضوع آن بیشتر شخصی است یعنی بیان احوالاتیست که عمومیت ندارند و صرفا برای خودم و دل خودم می باشد و چون یک تجربه شخصی‌ است فکر می کنم چاپ آن بعدازحیاتم بهتر باشد.البته آن دسته از اشعارم که وظیفه و ادای دین من بوده وعمومیت دارند را همیشه انتشار داده ام آن دسته از اشعاری که دارای تخیلات شاعرانه است نه احوالات شخصیه.

فرهنگ اسلامی: وقتی شاعر با اینگونه مسائل برخورد می‌کند جنبه عاطفی شعر بسیار بالا می‌رود. حالا در اینگونه اشعار شما تخیل و شاعرانگی را به چه صورت دخیل می‌دانید؟ چگونه می‌توانیم شعری را با این فضا بگوییم که هم عاطفه داشته باشد و هم از تخیل و شاعرانگی برخوردار باشد و هم مبالغه نکرده و از واقعیت دور نشده باشد؟

محسن کاویانی: مسلما خیال و عاطفه از عناصر اصلی شعرند  شعری که برآمده از دل باشد، لاجرم بر دل می‌نشیند و این برای خودم اتفاق افتاده اما گاهی شاعر با عاطفه قوی به تخیل می رسد و گاه با تخیل قوی به عاطفه! بی شک وقتی شاعری با یک موضوع خودش از نزدیک برخورد داشته باشد شعرش از تصنعی بودن دور می شود و قدرت جاذبه آن زیاد است اما یکی از هنرهای شاعر خیال پردازی های شاعرانه ست و همین ویژگی گاهی باعث می شود شاعر آنچنان در یک حس شریک بشود که گویی خودش آن را هم ذات کرده یعنی تجربه شخصی صرفا جزء الزامات و معیارهای اصلی نیست و شاعران به خاطر آن همزادپنداری قوی که دارند، می‌توانند در این زمینه خیلی خوب کار بکنند، شاعرانگی و حفظ عناصر اصلی جز واجبات است پس حتی اگر کسی تجربه شخصی هم داشته باشد اما عناصر لازم را رعایت نکند شعرش شش دانگ نیست مثلا شاید گفتاریک خاطره گوی جنگ آنچنان با عاطفه در آمیخته باشد که احساسات آدمی را برانگیرد اما شعر نیست ولی شاعر آن عاطفه را باید چنان پردازش کند که تفاوت احساس شود پس تجربه شخصی هم هرچند مملو از عاطفه باشد زمانی دلنشین تر می شود که آن را در قاب محکم شعر بگنجانیم

مثلا در مرگ همسرومعشوقه ی نزار قبانی همین که گزارش شود برای خرید از خانه بیرون می رود و در انفجاری کشته می شود در حالی که نزار چشم انتظارش بوده خود دارای بار عاطفیست اما نزار چه می گوید؟ (( بلقیس رفته بودی انار بخری؛ دانه‌هایت را برایم آوردند)) می بینید چقدر اینجا عاطفه و خیال دلنشین شده ! حالا در مورد شاعران کهن پارسی گاهی آنقدر این تخیل قوی است که شما فکر می کنید تجربیات شخصی شاعر است پس تجربه شخصی یک یار کمکی قوی است اما فقدان اورا تخیل می تواند جبران کند. در مورد مبالغه که به شخصه مشکلی نمی بینم چون به هرحال جزیی از شعر است البته اگر مبالغه طوری نباشد که به شعر و نیز نگاه مخاطب خدشه وارد کند.

فرهنگ اسلامی: شما که در چندین سبک شعر می‌گویید و موفق هم بوده‌اید، نظرشما در مورد آنچه که شعر آیینی نامیده می شود چیست؟

محسن کاویانی: شعرآیینی موفق را در یک جمله نمی‌شود توضیح داد ولی تعریفی که اکثریت آن راقبول دارند تعریف جامعه پسندی شعر است. بی شک چون امروز مخاطبان شعر آیینی را حجم وسیعی از جامعه‌ تشکیل داده اند کارمان سخت تر است و روی لبه‌ی تیغ راه رفتن است. حالا اینکه یک عده‌ میایند و می‌گویند ما شعری می‌گوییم که همه بتوانند با آن ارتباط بگیرند، این مسلما یک آفت می‌شود و شاید سطحِ شعر را خیلی پایین بیاورد، چون در این صورت ما می‌خواهیم آن قشرِ پایین‌تر را نگاه کنیم، چرا که آنها هم می‌خواهند شعر را بفهمند. در این صورت یک شعرِ عامه پسند خلق می‌شود. یک عده‌ هم هستند که می‌گویند شعر باید فاخر گفته بشود و صرفا اهل فن باید آن را بپسندند. در چنین وسواسی هم ما می‌بینیم که از آن طرفِ دیگر بام می‌افتند. اگر من می‌گویم که شعر آیینی گفتن روی لبه تیغ راه رفتن است و شاعر آیینی واقعا کارش سخت‌ است به همین دلیل است که باید هردو دیدگاه را در نظر گرفته و جانب اعتدال را رعایت کند. با اینکه شعر عاطفه‌ است و خیال، ولی واقعا عقل‌گرایی، منطق و مطالعه برای شاعر آیینی از واجبات است.

فرهنگ اسلامی: هرگاه سخن از شعرِ آیینی بشود، این پرسش بوجود می آید که شعر بی آئینی چیست ولی بگذاریم گاهی  پرسشِ به سمتِ شعرِ هیئت کشانده می‌شود؛ شعری که نسبت به شعرِ آیینیِ معتدل، شدیدتر و تندتر است. نظرِ شما در باره شعرِ هیئت چیست؟

محسن کاویانی: یکی از ایرادهایی که دوستان شاعر به بنده می‌گیرند، این است که چرا من در جشنواره و کنگره‌های شعر  شرکت می‌کنم من واقعا این را یک معیارِ خوب می‌دانم. یعنی در عینِ حال که من با دوستان و بچه‌های هیئت و شاعرانِ هیئتی در ارتباطم، سعی می‌کنم هیچ وقت از فضای اساتید و فضایی که مختصِ شاعران حرفه ای و رقابت فنی آنان است دور نشوم این منش همیشه برای من مهم بوده است در میدان خالی و مجازی همه خود را ملک الشعرا می دانند و فکر می‌کنم که برای اینکه به شعرشاعر لطمه‌ای وارد نشود نیاز است که هر دو فضا را داشته باشد. امروز ما شاعرانی را می‌بینیم که فضای هیئت را برای شعر صرفا یک آفت می‌دانند. حتی شاید در بعضی مواقع برخی از لفظِ “شعرِ هیئت” برداشتِ خوبی نداشته باشند و این واژه را با دیده تحقیر بنگرند یعنی تا این ترکیب گفته می‌شود، یک سری شعرهای سطحِ پایین در ذهنشان می‌آید درصورتیکه که شعر هیئت میتواند هم شامل اشعار باکیفیت باشد هم شامل اشعار بی کیفیت دقیقا مثل تمام فضاهای دیگرشعری هنوز هم ترکیب بند عاشورائی محتشم و قزوه را همه فارسی زبانان و اساتید می خوانند. نسخه‌ای که بنده برای خودم پیچیده‌ام و فکر می‌کنم برای خیلی از دوستان کارساز هست – نه اینکه بگویم من موفق بوده‌ام! موفق در این عرصه کسی هست که تلاش بکند – این است که یک شاعر حتما باید هر دو فضا را داشته باشد. ما بعنوان شاعر، نمی‌توانیم از مردم و قشرِ عامه غافل بشویم و در عین حال نمی‌توانیم غرقِ قشرِ عامه بشویم و بگوییم که ما باید شعرهایی بگوییم که صرفا خوشایندِ عموم باشد. از طرفِ دیگر، باز درست نیست که بگوییم که شعرهای ما صرفا باید خوشایند و مورد پسند کسانی باشد که خودشان را اهلِ شعر می دانند. هنر شاعراین است که نظر و توجه هر دودیدگاه را همزمان در شعر خود ملاحظه کرده باشد، یعنی شاعری که شعرش برای عمومِ مردم است و مردم عامه از خواندن و شنیدن شعرهایش لذت می‌برند، از هنر و ریزه‌کاری‌های شاعرانه هم غافل نشده باشد نمونه های بلند چنین شعری اشعار حافظ است که عام و خاص آن را می خوانند و لذّت می برند و این تنها در صورتی امکان‌پذیر می باشد که هیچ موقع رابطه‌اش با هر دو طرف را کم نکند. در این سالها می بینیم که این منش توسط خیلی از دوستان شاعر رعایت می شود و اگر از انصاف هم دور نشویم باید بگوییم که یکی از پروپاقرص ترین مخاطبان شعر مردمی امروز مخاطبان هیئتی هستند شما هیچ کجایی نمی توانید عامه ی مردم را اینچنین مشتاقانه به محفلی بکشانید که بنشینند و با لذت به اشعار گوش بدهند من معتقدم در روزگار ما اشعار مذهبی جایگاه ویژه ای در بین مردم دارند و از این رو باید حق داد

که ریزبینانه تر و با دقت تر این اشعار بررسی و نقد بشوند که اینگونه نیز هست.

فرهنگ اسلامی: گاهی میبینیم که مداحان، شاعرانِ هیئتی را تشویق می کنند که  شعرهایی را بنویسند که بابِ میلِ خودِ این آنها است این پدیده را چطور ارزیابی می‌کنید؟ یعنی یک شاعر تا چه اندازه با یک مداح همکاری داشته باشد؟

محسن کاویانی: من اینها را اصولا شاعرِ مداح نمی‌دانم، فداییِ مداح می‌دانم، یعنی واقعا ذوق و هنرشان را فدای این کار می‌کنند، مثلا ما می‌بینیم مداح، شاعر را به دنبالِ خودش و فضای خودش کشیده است، درحالیکه شاعر باید بتواند او را به سمتِ فضای خودش بکشد و فقط هم با شعار دادن این اتفاق نمی افتد. امروز شاعرانی هستند که ما می‌توانیم بگوییم توانستند تا حدودی این فضا را تغییر بدهند ولی این فضا را نمی‌ توان ناگهانی تغییر داد. چون این اتفاق به صورت تدریجی افتاده است . وقتی به سالهای دورتر نگاه می کنیم ومداحان قدیم را می‌بینیم حسرت می خوریم ، آنها شعرهای حافظ و سعدی و… را می‌خواندند و با استفاده از هنرهایی که داشتند و دستگاه‌های آوازی که آموخته بودند شعر را درمیان مستمعین و مردم جا می‌انداختند، ولی امروز می‌بینیم که بعضی از دوستان مداح تمامِ زحمت را روی شاعر می‌اندازند و گاهی خود هیچگونه هنری ندارند. این کاملا اشتباه است. روزگاری در مجالس اهلبیت اشعار سطح بالا و فاخری خوانده می شده و کم کم با به وجود آمدن شرایط جدید در مداحی تغییرات زیاد خوب و بدی اتفاق افتاده و یکی از بدی ها گاهی همین تنزل پیدا کردن سطح اشعار است،و این تنزل هم ناگهانی نبوده پس در بالابردن سطح اشعارهم شاعران باید پله پله وتدریجی عمل کنند.پیشرفت ناگهانی و آنی غیر ممکن است برای بالا بردن درک شعری مردم صرفا شعر خاص پسند گفتن کمک محسوب نمی شود ما نمی‌توانیم برویم به یک ارتفاعِ بلند و بعد بگوییم که “آقا دستت را بده که من بکشمت بالا.” اصلا او دستش به دستِ ما نمی‌رسد که بتوانیم او را بالا بکشیم. پس نیاز هست که به آنها کمک کنیم و پله پله آنها را بالا بکشیم. ولی این نباید اینطور باشد که شما از آن بالا بیایید پایین، همسطح آن فرد بشوید و همانجا بمانید، یعنی نباید یک افتِ اجتماعی در شعرِ هیئت اتفاق بیافتد. رفع نواقص هم با شعار دادن اتفاق نمی‌افتد، چون سالهاست که همایشات و جلسات و گردهمایی ها و هم اندیشی های بسیاری برگزار شده که پس از مدتی فراموش شده پس هرکسی باید با وجدانی فردی و جهادی و برای رضایت اهلبیت در حد خودش تغییری انجام بدهد ولو در حد یک هیئت کوچک حالا کاری هم نداشته باشد که کسی می بیند یا نه چون در طولانی مدت زحماتش مسلما برای دیگران قابل دیدن و تحسین می شود، به هرحال  این آفتی است که چند سال است همه می‌دانند که اتفاق افتاده است و خیلی وقت ها خودمان مقصر بودیم. به شخصه با این جمله که می گویند ((در دستگاه عزاداری امام حسین دخالت نکنید)) مشکل دارم چون جمله ای است که مصداق هایش بیان نشده  و اگر منطقی نگاه کنیم می بینیم که اتفاقا گاهی اوقات امام حسینی بودن و پیرو اهلبیت(ع) بودن همین است که آفت های این دستگاه را شناسایی ، بیان و رفع کنیم من معتقدم  کسی که می گوید دخالت نکنید می خواهد کم کاری ها و ضعف های خود را بپوشاند وگرنه در همین وادی شعر واجب است که خیلی اوقات اهل فن طرح ایراد کنند و در حد خود نگذارند این شعر به بیراهه برود برای اهلبیت باید بهترین و قوی ترین اشعار گفته شود بله از لحاظ معرفتی ما در جایگاهی نیستیم که بدانیم شعر چه کسی مقبول اهلبیت(ع) هست یا نه اما در بحث فنی ارادت و مروت حکم می کند که ندانسته و با کار ضعیف عظمت دستگاه اهلبیت را خدشه دار نکنیم آنها نیازی به ما ندارند بلکه ما موظفیم که برای آنها در حد خودمان سنگ تمام بگذاریم پس نباید از ضعف ها راحت بگذریم . رابطه مداح و شاعر باید رابط دو طرفه و برابر باشد نه سلسله مراتبی! دو طرف باید روی هم تاثیر گذار باشند و از هم مشاوره بگیرند اگر صرفا یکی غالب باشد نمی توان به رفع عیوب شعر هیئت امیدی داشت.

فرهنگ اسلامی: شما یک کشتی‌گیر هم هستید و همان طور که فرمودید، شعر را از کشتی و گود زورخانه شروع کردید. به نظرِ شما کشتی چه تأثیری می‌تواند روی شعرتان داشته باشد یا بالعکس؟

محسن کاویانی: زورخانه و فضای کشتی اصالتِ دارد وبا فرهنگ غنی ما درآمیخته شده  این فضا در آن سالها برای من فراوان تأثیرگذار بود.حتی امروز هم دوستانی که از بیرون گود من را می‌بینند، می‌گویند که  آن رگه‌ها هنوز در شعرم وجود دارند. حتی شاید این را خودم متوجه نشده باشم و شاید به خاطر این باشد که از آن فضا خیلی دور شدم ولی هنوز هم دربسیاری از شعرهای من این رگه‌ها قابل مشاهده است و دوستان می‌گویند که آن تأثیر از دوران کودکی و نوجوانی هنوز همراه توست و در شعرهایت خودش را نشان می‌دهد. مثلا مضامین حماسی، کلیدواژه‌ها و نمادگرایی هایی که مرشد به کار می‌برده است و وزن‌هایی که روی ریتم زورخانه بیشتر قابل استفاده بوده‌اند و این را بیشتر کسانی که در این فضا باشند متوجه می شوند.

فرهنگ اسلامی: چه شعرهای در زورخانه‌ها خوانده می‌شوند؟ آیا آن شعرها از قدیم ثابت بوده‌اند یا از زورخانه به زورخانه‌ی دیگر و از مرشد به مرشدِ دیگر تغییر می‌کنند؟

محسن کاویانی: خیلی سؤالی خوبی هست. ببینید همان آفتی که در شعرِ آیینی می‌بینیم، در شعرهای زورخانه‌ هم اتفاق افتاده است، ولی چون خیلی جلوی چشمِ همه نیست و مردم عامه را در بر نمی‌گیرد و در همان حد زورخانه باقی مانده است، خیلی موردِ بحث واقع نمی‌شود. زمانی اشعاری که در زورخانه خوانده می‌شدند، شعرهای فردوسی و صائب و بیدل و… بودند مثلا اکثر مواقع مرشد ورزش را با این بیت سعدی که می گوید : ((اول دفتر به نام ایزد دانا / صانع پروردگار حی توانا ))  یا با  بیت

(( به نام خداوند جان آفرین / حکیم سخن در زبان آفرین )) یا با بیت معروف فردوسی  ((به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذر)) شروع می کرد. و حتی خیلی از رباعیات و اشعار پوریای ولی آذین زورخانه ها بوده چون پوریای ولی دیوانِ شعر داشته است که رباعی معروفِ “گر دستِ فتاده‌ای بگیری مردی” منسوب به اوست (هرچند بعضی ها معتقدند برای رودکیست) و نقل قول های قوی تر مثنوی کنزالحقایق را نیز برای پوریای ولی می دانند. یکی از اشعاری که تا حدودی جز آداب زورخانه شده است مثنوی (( گُل کُشتی )) مرحوم میر نجات اصفهانیست که از شاعران سبک هندی دوران صفوی و شاگرد صائب است. حکایت بیست و هفتم در باب اول گلستان سعدی نیز مشمول ادبیات کشتی و فرهنگ پهلوانیست.از گذشته تا کنون فضای کشتی با شعر گره خورده است هرچند امروز این فرهنگ کمرنگ شده است اما در این محیط تا چندین سال ، اشعار صائب، اشعار بیدل و سایر اشعار سبک هندی وغیره خوانده می‌شدند. چون می‌شود گفت که هرچند ورزش کشتی و ورزش باستانی خیلی قدمت دارد و نیز منسوب به شاه مردان امیرمومنان علی (ع) است اما دوران اوج ورزش زورخانه‌ای در ایران بر می‌گردد به دوره صفویه و از آن زمان هم شعر آیینی و هم ورزش آیینی خیلی قوت پیدا کردند و باهم گره خوردند و حتی عده ای از پیشکسوتان به درست یا غلط بر این باورند که در این دوره تصوف  وارد این رشته شد و برای مثال در ابتدا مرشد برای چرخ زدن ورزشکار اشعار مولوی را می خوانده چون چرخ زدن از رقص سماع برگرفته شده ، در هرصورت اشعاری که خوانده می‌شدند، همه اشعار سطحِ بالا بودند. ولی امروز می‌بینیم در زورخانه خیلی وقت ها نوحه‌هایی خوانده می‌شوند که در هیئت‌ها خوانده شده اند یا مثلا آهنگی که یک خواننده سنتی خوان خوانده است و این به طور ناخودآگاه تأثیرش را روی فضای زورخانه هم گذاشته . یعنی می‌شود گفت که گاهی اوقات شعرها سطحشان خیلی پایین می‌آید و تا حدود زیادی دیگر آنچه که مرشدهای قدیم می‌خواندند نیست. شعرهای قدیم از حیثِ وزن اکثرا بر وزن شعرهای فردوسی بودند و ریتم های حماسی.

فرهنگ اسلامی: کدامیک از قالب‌های شعری و نیز رشته های ادبی دیگر را تجربه کرده‌اید؟

محسن کاویانی: من اکثر قالب‌ها را تجربه کرده‌ام چون هم لذتبخش است و هم کسب تجربه است ، اما در مورد شعر سپید باید بگویم که من هنوز برای خودم معیاری پیدا نکرده‌ام که شعر سپید کجا اتفاق می‌افتد و خیلی متخصص نیستم در این موضوع و نگرانی دارم از این که در آن ورود کنم و خیلی هم دنبالش نبودم از همین رو این قالب را تا الآن تجربه نکردم هرچند شعر سپید و نیز ترجمه آثار زیاد می خوانم از شل سیلور استاین گرفته تا محمود درویش و نیز شاعران سپیدسرای داخلی که همیشه بخش زیادی از کتاب های مطالعاتی بنده را تشکیل می دهند اما سمت سرایش شعر سپید نرفته ام یعنی لزومی نمی بینم! در شعر کلاسیک تقریبا همه قالب‌ها را به کار گرفته ام در قالب شعرِ نو هم چون برایم گاهی خیلی وسوسه‌انگیز می‌شود شعرگفته ام ولی در منتشر کردنش وسواس دارم چون هنوز سؤالاتی در این رابطه در ذهنم هست. در مورد رشته‌های دیگر ادبی هم عرض کنم که در داستان و نویسندگی چندین بار در جشنواره های کشوری مقام آورده ام  و زیاد اهل نوشتن هستم اما هیچوقت به آن جدی نگاه نکرده ام و پا در کفش بزرگواران این رشته نمی کنم چون علاقه من بیشتر سمت شعر است.

اما آثار نویسندگان هم جز کتاب هایی هستند که عشق و زمان زیادی را برای خواندنشان صرف می کنم.

فرهنگ اسلامی: درباره جشنواره‌ها و کنگره‌های شعر نظرِ شما چیست؟ کنگره‌های شعر چه تأثیری روی شعر ما گذاشته است؟

محسن کاویانی: زیرا ما بارها این بحث را با دوستان کرده‌ایم . بنده هنوز دلیلی پیدا نکرده‌‌ام برای اینکه کسانی که شاعرانِ جشنواره‌ای را می‌کوبند، دلیلِ منطقی‌شان چیست؟ اینکه یکی بیاید و برای کنگره‌ای شعر بگوید ولی شعرش شعری قوی نباشد،صدرصد نکته منفی هست و ممکن است در همه جا اتفاق بیافتد. مثال این را در حالت عادی هم داریم. شاعر آمده شعر بگوید، ولی شعرِ خوبی نگفته، در حالیکه می‌توانسته شعر بهتری بگوید در هرجایی که نگاه کنیم این اتفاق قابل افتادن است ربطی به جشنواره ندارد. حتی گاهی شاعر شعرِ دلی می‌گوید ولی آن هم خوب از آب در نمی‌آید. اینکه گفته بشود که همه شعرهای جشنواره‌ای اینطورند، حرف غیرعلم است. من فکر می‌کنم شعرِ خوب و بد همه جا اتفاق می‌افتد. اصولا گاهی گارد گرفتن بعضی ها در مقابل این موضوع صرفا یک ژست کلیشه ای است که وقتی دلیل منطقی می خواهی جوابی ندارند و اگر خودشان جایی برگزیده بشوند باسر می روند یا رفته اند اما الان از روی ژست متفاوت بودن این بحث را مطرح می کنند. به هرحال حجم عظیمی از شاعران مطرح روزگار ما از جشنواره ها و کنگره ها دور نبودند منتها بحثی که اینجا هست لفظ “شاعرانِ جشنواره ای” است که توسط بعضی دوستان به کار برده می شود به نظر می آید این ترکیب بیشتر برای عقده گشایی است تا دغدغه مندی کسی که شاعر خوب باشد، جشنواره نمی‌تواند آن شاعر را خراب کند و ما نداریم چیزی به نام “شاعر جشنواره ای”، و باید بگوییم “شعرِ جشنواره‌ای”. من این نکته را بارها گفته‌ام که عیب در مخلوق پیش می‌آید و در خالق هیچگونه اتفاقی نمی‌افتد. این مخلوق است که صاحب ضعف است. جشنواره یا کنگره یک موضوع را در اختیار شما می‌گذارد و شما می‌توانید نشان بدهید که چند مرده حلاجید! جشنواره صرفا به شما یک موضوع می دهد نه سبک و سیاق و سطح یعنی آن اتفاقی نیست که در سفارش مداح می‌ افتد. فرض کنید که شما از استادتان بخواهید به شما یک موضوع بدهد، بعد گوشه‌ای بنشینید و ببینید در سرودن شعر با آن موضوع چه اندازه قوی هستید، وقتی حرف از شعرِ دلی باشد، مسلما همه شاعران می‌توانند شعر دلی بگویند، بخصوص بعدِ از اینکه یک سطحی را گذرانده باشند، ولی وقتی کسی به شما بگوید: “آقای فلانی، شما در موردِ همین دیواری که الآن به آن تکیه دادید، یک شعر بگویید. یا در مورد این رخت آویزی که لباس‌های خودتان را به آن آویزان می‌کنید، شعر بگویید.” چقدر شاعر می‌تواند از آن مضمون شاعرانه بگیرد و آن لذت را به مخاطبش انتقال بدهد، آن موقع است که معلوم می‌شود، او چه اندازه شاعر است اصلا گاهی موضوعات جدید و تازه به انسان زاویه دید جدید تر و ذهن مضمون پرداز تری هم می دهند. من فکر می‌کنم جشنواره این فرصت محک را به دوستان می‌دهد، یعنی نمی‌شود به این قضیه صرفا به عنوان یک آفت نگاه بکنیم. پس شاعر جشنواره‌ای بودن، عیب نیست. البته که شعر بد گفتن عیب است و در هرجایی می تواند اتفاق بیافتد و ربطی به فضا ندارد. به نظر من، حتی کسانی که به قول خودشان در جشنواره شرکت نمی‌کنند، گاهی نیاز دارند به اینکه بنشینند و خودشان را محک بزنند، تمرین شاعرانه بکنند. حتی به جشنواره می توان به عنوان تمرین شاعری نگاه کنیم.هنگامی که شما خودتان را محدود و مقید میکنید و می‌گویید که من می خواهم امروز در مورد مثلا درخت شعر بگویم ریاضت ذهنی می کشیدو وقتی از آن فضای محدود خارج می شوید می بینید که چقدر ذهنتان بازتر و خلاق تر شده است برای سرایش اشعار بدون محدودیت، دقیقا مثل آن ماسکی می‌ماند که در این ایام ما بر صورتمان داریم و برای ما یک محدودیتی ایجاد کرده است، ولی وقتی همین ماسک را بر می‌داریم و آنگاه نفس می‌کشیم، صد برابر بیشتر از قبل لذت می‌بریم حداقل برای من که اینطور است و این دیدگاهِ من است و به خاطر همین، بنده این را به عنوان یک دیدگاهِ کاملا درست و کلی برای همه نمی‌گویم هرکسی جهان و دنیای ذهنی خود را  دارد و راهکارهایش را بهتر می داند. پس من معتقدم وقتی شاعر میاید و تمرین شاعرانه‌ می‌کند روی یک موضوع خاص می تواند در شعر آزاد خیلی راحت تر عمل می‌کند و خیلی دستش بازتر بشود.حالا این تمرین‌ها می‌توانند به صورت شرکت در جشنواره‌ها و کنگره‌های شعر باشند یا می‌تواند نوشتن روی مطروحه‌هایی باشد که توسط اساتید داده می‌شود یا حتی خود شاعر سعی بکند در مورد موضوعاتِ خاصی شعر بگوید. تمام این‌ها زمینه‌هایی هستند برای اینکه شاعر را به قله برسانند. کسی از شعر زیاد خواندن و شعرزیاد گفتن ضرر نمی کند بلکه قدرتش زیادتر می شود حالا مثلا بیست شعر جدی تمرینی در یک ماه سروده چهارتا هم برای کنگره باشد چه ایرادی دارد؟ خروجی و عصاره این بیست شعر حتی اگر یک کار خوب هم شود کافیست.بنده هم منکر این نیستم که نوع داوری ها و رابطه ها و فضای پشت پرده بعضی از کنگره ها سالم یا ناسالم است و شاید معیار خوبی برای محک زدن خودمان در برابر دیگر شاعران نباشد اما اصل شرکت در جشنواره موضوعی نیست که مقابلش گارد بگیریم. به شخصه خودم فضای رقابت را خیلی دوست دارم و این منافاتی با شعرخوب گفتن ندارد شاعر به جشنواره نباید بعنوان یک فرصت مالی نگاه کند چون در این صورت نگاهش خیلی جدی می شود و از برگزیده نشدن به هم می ریزد وگاهی او را از خود حقیقی اش دور می کند.

 

فرهنگ اسلامی: به نظر شما آیا می توان به شاعری به عنوان یک شغل نگاه کرد؟

محسن کاویانی:‌ چیزی که مرا بسیار آزار می دهد این است که من دارم می‌بینم امروز بسیاری از شاعران از طریقِ شعرشان امرار معاش می کنند و منبع پول درآوردنشان فقط و فقط به شعر بر می گردد، حتی بعضی از شاعران هستند که می‌گویند برای شعرخوانی در فلان جا قرار است چقدر پول بدهند؟و نرخ تعیین میکنند این فاجعه است و اصلا چیز قشنگی نیست. خیلی ناراحت کننده است. من همیشه به دوستان جوان ترمی‌گویم که نیاز هست که شاعر درسش را بخواند یا کار و شغلی داشته باشد تا نیازمند امرارِ معاش از طریقِ شعر نباشد. شاید شاعرانی باشند که در این شیوه موفق هم بشوند، ولی این کار آنها را به قهقرا و بی‌راهه می‌برد. این خیلی برای من دغدغه‌ هست که به طورِ ناخودآگاه شاعر را از خودش می‌گیرد و شخصیتِ شاعر خریدنی می شود. مثلا همانطور که قبلا هم عرض کردم در بعضی از موارد شاعر می‌شود آدم خواننده. یک خواننده می‌آید و به شاعر می‌گوید که من فقط و فقط از این نوع شعر می‌خواهم. شاعر هم با این کار رزومه شخصی خودش را زیرِ سؤال می‌برد. خاطرم هست سال ۹۲ یکی از خواننده های مطرح پاپ برای آهنگی که می خواست برای دخترش بخواند از بنده خواست که ترانه ی کار را بنویسم و پیشنهاد مالی کار هم عالی بود ملودی را که گوش دادم دیدم فاجعه است.خاطرم هست که با مرحوم علیرضا راهب مشورت کردم و گفت اگر یک شاعر  نیازمند به پول باشد یا صرفا هدفش اقتصادی باشد در هنر نمی تواند حُریت داشته باشد!

این حرف مثل پتک بر سرم خورد خداراشکر نیاز مالی هم نداشتم کاررا رد کردم وقتی کار با شعر عزیز دیگری بیرون آمد و بازخوردهارا

دیدم خدارا هزارمرتبه شکر کردم که ترانه آن ملودی و چیزی که در ذهن خواننده بود را من نگفتم و مطمئن هم هستم سطح آن شاعر عزیز هم آنقدر پایین نبود منتهی پول نگذاشته بود او خودش باشد.

من مخالف حقوق مادی شاعر و هنرمند نیستم و معتقدم که هنر یک هنرمند باید برای او درآمد مالی هم داشته باشد اما صاحب درآمد و شغل باشد و در کنارش حقوق مادی هنرش را هم داشته باشد نه اینکه صرفا بخواهد درآمدش از شعرش باشد این کار اورا به سمت و سوهایی می کشد که خیلی وقت ها خلاف میل باطنی خود اوست و اورا خریدنی می کند و باعث تخریبش می شود، ولی اگر شاعر نیاز مالی نداشته باشد ودرآمدش محدود به شعر نگردد آزادگی لازم را در پذیرفتن یا رد پیشنهادات دارد، پس اگر شعر برایش درآمدی داشت که چه بهتر، اگر هم نداشت باز مشکلی برای شاعر ایجاد نمی‌کند چون دخل او جای دیگریست. از طرفی هم واقعا باید حقوق شاعر در ایران محترم شود در بعضی قوانین قراردادی جهانی – تمامِ حقوق و مالکیت‌های شاعر و هنرمند در نظر گرفته می‌شوند حتی تا پنجاه سال پس از فوتش! همینطور برای هنرمند “حقِ تعقیبِ اثر” وجود دارد، یعنی اگر نقاشی ،نقاشی‌اش را به کسی بفروشد و بازهم آن فردِ آن اثر را به شخصِ دیگری بفروشد، نقاش در فروش های بعدی هم از آن سهمی خواهد داشت. مثلا اگر سهراب سپهری امروز بود، هنوز از فروش نقاشی‌هایش به یکی دیگر پول دریافت می‌کرد و این مسلما حقی‌ هست که شامل همه می‌شود اما در ایران چنین حقوقی وجود ندارد و این به حقوق شاعران هم ضربه می زند.

فرهنگ اسلامی: شما تا کنون در بیش از ۳۵۰ جشنواره کشوری و بین المللی رتبه آورده‌اید، دوست داریم ما هم با برخی از آنها آشنا بشویم.

محسن کاویانی: امیدوارم که فریبم ندهند چون تعدادشان زیاد است و نام بردن همه آنها مقدور نیست همان هایی که تندیسشان پیش رویم هست را خدمتتان تقدیم کی کنم :

 

برگزیده چهارمین جایزه ادبی یوسف (تهران – اسفند۸۹) / برگزیده جشنواره استانی داستان (قم – اسفنده۸۹) / برگزیده دومین جشنواره سراسری شعر نگهبان لاله ها (تکاب – شهریور۹۰) / برگزیده نهمین جشنواره سراسری شعروداستان جوان سوره (ایلام – مهر ۹۰) / برگزیده سومین کنگره سراسری شعرروح آدینه (بروجرد-بهمن ۹۰) / برگزیده بخش منطقه ای جشنواره بین المللی شعرفجر (بهمن ۹۰) / برگزیده نهمین همایش ادبی سوختگان وصل “سیر و سلوک در آسمان” (دانشگاه تهران – بهمن ۹۰) / برگزیده ششمین همایش نواها و اشعارآیینی(تهران – اسفند ۹۰) / برگزیده نخستین کنگره شعر ام البنین(تهران – اردیبهشت ۹۱) / برگزیده دهمین جشنواره سراسری شعروداستان جوان سوره ( ارومیه -تیر۹۱) / برگزیده هفتمین جشنواره استانی ادبیات قم (قم – مهر۹۱)

برگزیده کنگره سراسری شعر دهمین پیشوا (تهران – آبان ۹۱) / برگزیده سوگواره ملی شعرعاشورایی حس سرخ (تهران – آبان ۹۱)

برگزیده اولین جشنواره سراسری شعر ایثار و مقاومت (نجف آباد – آذر۹۱) / شاعربرگزیده ماه آذر در جایزه ادبی طهران (تهران – آذر۹۱) / برگزیده سوگواره سراسری شعرعاشورایی زنجان (زنجان – بهمن ۹۱)/ برگزیده دهمین همایش ادبی سوختگان وصل “رازمنور” (دانشگاه تهران – اسفند۹۱) / برگزیده اولین جشنواره ملی فرهنگ پهلوانی (اصفهان – اردیبهشت ۹۲) / برگزیده نخستین جشنواره بزرگ شعربهار (تهران – اریبهشت ۹۲) / برگزیده دومین جشنواره ملی شعر گلواژه های مطهر (تهران – اردیبهشت ۹۲) / منتخب یازدهمین جشنواره سراسری شعروداستان سوره(سنندج – مرداد ۹۲)/  برگزیده چهارمین جشنواره ملی شمیم رضوی (اصفهان – شهریور ۹۲)/ برگزیده  نخستین کنگره سراسری شعر گناهان زبانی (زنجان – آبان ۹۲) / برگزیده یازدهمین همایش ادبی سوختگان وصل “آب و آیینه” (دانشگاه تهران – آبان ۹۲) / برگزیده سومین کنگره سراسری شعرپاسدار (شیراز – دی ۹۲) / برگزیده فراخوان روزهنرانقلاب (کرمان – اسفند ۹۲) / برگزیده دوازدهمین جشنواره سراسری شعروداستان جوان سوره (کرمان – تیر ۹۳) / برگزیده سومین جشنواره بین المللی شعرغدیر(شیراز – شهریور۹۳) / برگزیده چهارمین کنگره سراسری شعر پاسدار (جزیره ابوموسی – آذر ۹۳) / برگزیده دوازدهمین همایش ملی ادبی بهمن ( اصفهان – بهمن ۹۳) / برگزیده کنگره ملی شعر دریادلان (جزیره کیش – فروردین ۹۴)  برگزیده بیست و یکمین جشنواره ملی شعر رضوی (کرمان – مرداد ۹۴) / برگزیده نخستین جشنواره ملی ادبی نذر شعر (تهران – شهریور۹۴) / برگزیده کنگره ملی ادبی شرح صدر (تهران – مهر ۹۴) / برگزیده سیزدهمین همایش ادبی سوختگان وصل”الف دزفول” (دانشگاه تهران – آبان ۹۴) / برگزیده چهارمین سوگواره ملی شعرعاشورایی (زنجان – آذر ۹۴) / برگزیده اولین جشنواره سراسری آزاد مثل آزاده (تهران – آذر ۹۴) / برگزیده نخستین سوگواره سراسری شعرعبرات (تهران – بهمن ۹۴) / برگزیده نخستین کنگره ملی شعر مدافعان حرم (تهران – بهمن ۹۴) / برگزیده نهمین جشنواره بین المللی یارویادگار (تهران – اسفند ۹۴) / برگزیده اولین جشنواره ملی شعرسرای مهر (شیراز – اردیبهشت ۹۵) / برگزیده اولین همایش سراسری لبیک یاحسین (زنجان – اردیبهشت ۹۵) / برگزیده دومین کنگره ملی شعرایثار (تهران – اردیبهشت ۹۵) / برگزیده چهاردهمین همایش ادبی سوختگان وصل”درمدارماه” (دانشگاه تهران – اردیبهشت ۹۵) / برگزیده جایزه ملی ادبی ابوحامد (تهران – خرداد ۹۵) / برگزیده پنجمین کنگره سراسری شعرپاسدار (قم – مرداد ۹۵) / برگزیده دومین جایزه ملی ادبی نذر شعر (تهران – شهریور ۹۵) / برگزیده کنگره سراسری شعر شریکه الحسین (مشهد – مهر۹۵) / برگزیده سوگواره سراسری شعر عاشورایی خیمه گاه ادب (تهران – آبان ۹۵) / برگزیده نهمین کنگره کشوری شعرعاشورایی قروه (قروه – آبان ۹۵) / برگزیده پانزدهمین سوگواره سراسری ادبی عاشورایی (آران و بیدگل – آذر ۹۵) / برگزیده کنگره ملی شهدای دانشجو”رازشیدایی” (نیشابور – آذر ۹۵) / برگزیده دومین جشنواره سراسری شعرنیاوران (تهران – آذر ۹۵) / برگزیده کنگره ملی شعرصدوق (تهران – اسفند ۹۵) / برگزیده دومین سوگواره سراسری عاشورایی راسخون (اصفهان – اسفند۹۵) / برگزیده جشنواره منطقه ای شعر انتظار استان مرکزی (زرندیه – اردیبهشت ۹۶) /  نفرسوم نخستین کنگره ملی شعرکرامت (قم – مرداد ۹۶) /  نفردوم بخش  “زلال رضوی” هفتمین جشنواره سراسری شعر بسیج (قم – مرداد ۹۶) / برگزیده ششمین جشنواره بین المللی شعرغدیر (تهران – شهریور ۹۶) / برگزیده جشنواره ملی ادبی رقص سقوط (اصفهان – شهریور ۹۶) / برگزیده کنگره شعر سروقامتان (سمنان – شهریور ۹۶) / برگزیده بخش شعر نخستین سوگواره ملی اربعین دانشگاهیان (ایلام – مهر ۹۶) / برگزیده چهارمین همایش منطقه ای شعرعاشورایی استان مرکزی (ساوه – آبان ۹۶) / برگزیده هشتمین جشنواره سراسری یادمان ولایت (جیرفت – آبان ۹۶) / نفردوم بخش شعر نخستین جشنواره ملی عهد (قم – آذر ۹۶) / برگزیده پانزدهمین همایش ادبی سوختگان وصل “کبوتران حرم” (دانشگاه تهران – آذر ۹۶) / برگزیده نخستین کنگره ملی شعرعاشورایی دروازه قافله عشق (کنگاور – آذر ۹۶) / برگزیده بخش شعرچهارمین سوگواره ملی سفر تا صفر (قم – بهمن ۹۶) / برگزیده شانزدهمین همایش ادبی سوختگان وصل “سلام سردار” (دانشگاه تهران – اسفند ۹۶) / برگزیده بخش شعر دهمین همایش ملی کوثر هدایت (مشهد – اسفند ۹۶) / برگزیده جشنواره سراسری شعر بانوان اهلبیت (مشهد – اسفند۹۶) / برگزیده نخستین کنگره سراسری شعر حضرت ام البنین (تهران – اسفند۹۶) / برگزیده نخستین جشنواره فرهنگی هنری تالاب دوخان (بندرانزلی – اسفند۹۶)  / برگزیده هشتمین سوگواره ملی دل نوشته های عاشورایی (لالی – فروردین ۹۷) برگزیده بخش شعر جشنواره قرآن و عترت (قم – اردیبهشت ۹۷) / برگزیده بخش داستان جشنواره قرآن و عترت (قم – اردیبهشت ۹۷) /  برگزیده بخش شعر نخستین جشنواره سراسری اخلاق تبلیغ دین (قم – اردیبهشت ۹۷) / برگزیده همایش ملی ادبی غدیر (قم – شهریور ۹۷) / برگزیده جشنواره سراسری شعرخدمت (تهران – شهریور ۹۷) / برگزیده یازدهمین کنگره ملی شعرعاشورایی قروه (قروه – آبان ۹۷) / برگزیده دومین جشنواره ملی نبض واژه ها (تهران – آبان ۹۷) /  برگزیده  بخش ترانه نخستین جشنواره ملی ترانه و سپیدرضوی (بیرجند – آذر۹۷) / برگزیده اولین کنگره ملی فاطمی یاقوت کبود (قم‌ – بهمن ۹۷) / برگزیده سومین جایزه ادبی ریحانه (شیراز – اسفند ۹۷) / برگزیده دومین کنگره ملی عاشورایی نی واژه ها (کنگاور – اسفند ۹۷) / برگزیده بخش شعر نخستین جشنواره ملی مهدویت (قم – اسفند ۹۷) / برگزیده نخستین جشنواره منطقه ای شعر وطن من (البرز – اسفند۹۷) / برگزیده نخستین کنگره ملی شعر طلوع باران (قم – فروردین ۹۸) / برگزیده اولین جشنواره ملی شعر سلامت (زابل – اردیبهشت ۹۸) / برگزیده جشنواره ملی شعر دفاع مقدس گیلانغرب (گیلانغرب ـ اردیبهشت ۹۸) / مفتخر به دریافت نشان افتخار (رویش دهه شصت ) چهاررویش شعر انقلاب استان قم از دست استاد محمد علی مجاهدی ( اردیبهشت۹۸ ) / برگزیده جشنواره ملی شهدشهود (اندیمشک – اردیبهشت ۹۸) / برگزیده بخش شعر سومین جشنواره نوروزمن (رباط کریم – اردیبهشت ۹۸) / برگزیده ششمین جشنواره سراسری شعرنخل و کارون (شوشتر – خرداد ۹۸) / برگزیده بخش ترانه بیست و پنجمین جشنواره ملی شعر رضوی (کرمان – تیر۹۸) / نفرممتار نخستین جشنواره ملی شعر رضوی (شیراز – تیر۹۸) / برگزیده بخش شعرکلاسیک هفتمین دوره جشنواره ملی ادبی طریق جاوید (تهران – شهریور ۹۸) / برگزیده بخش آزاد اولین جشنواره سراسری شعر نهال (تهران – شهریور ۹۸) / برگزیده نخستین جشنواره سراسری شعرجوانِ چاووشی بیداران (تهران – مهر ۹۸) / برگزیده دوازدهمین کنگره ملی شعرعاشورایی قروه (قروه – آبان ۹۸) / برگزیده کنگره سراسری دانشجویی علم در قاب هنر (دانشگاه تهران – آبان ۹۸) / برگزیده بخش شعرآیینی دوازدهمین جشنواره ملی شعر در کوچه آفتاب (گتوند – آبان ۹۸) / برگزیده جشنواره سراسری ادبی در امتدادفجر (یزد – آذر ۹۸) / برگزیده نخستین جشنواره ملی شعر آب (بیرجند – دی ۹۸) / برگزیده بخش ادبی کنگره ملی امیرکبیر (دانشگاه امیرکبیر – دی ۹۸) برگزیده بخش شعر جشنواره سراسری چلچراغ (تهران – بهمن ۹۸) و …

فرهنگ اسلامی: چرا گاهی شاعر حاضر می شود با هزینه شخصی خودش مجموعه‌اش را منتشر ‌کند و بعد آنها را به طور مجانی میانِ دوستانش توزیع ‌کند؟

محسن کاویانی: در ایران وضع قوانین برای رعایت حقوقِ مادی و معنوی شاعر خیلی خیلی دچار ضعف است و ما واقعا در این زمینه مشکل داریم. از طرفی هم حجم مجموعه‌ شعرها آنقدر بالا رفته است که دیگر برای ناشر حقوق معنوی ومادی شاعر اهمیتی ندارد و شاعر هم این شکست را پذیرفته است. شما وقتی بندهای کنوانسیون برن را مطالعه می کنید متوجه می شوید یک شاعر یا نویسنده یا مولف چقدر صاحب حقوق است در ایران  بیشتر حقوق هم قراردادی بین خود افراد است. خیلی از ناشران به این قضیه تنها از جنبه مادیِ آن نگاه می‌کنند و وقتی دیدگاه مادی بشود، طرف از هر روزنه‌ای می‌خواهد پول در بیاورد، یعنی وقتی ناشر می‌بیند که یک شاعری هست که شاید کتابش فروش داشته باشد، می‌گوید با درصد کمتری از شاعر کتابش را چاپ می‌کند اما برای شاعرِ دیگری که گمنام است و ناشر احتمال می‌دهد که شعرهایش نگیرد، سعی می‌کند تا حدودی از هزینه خود شاعر جبران بکند چون نگاهشان هنر محور و دغدغه مند نیست وبلکه اقتصادی است و تا حدودی هم حق دارند. و این همان نگاهِ صرفا مادی به هنر می‌شود و من فکر می‌کنم اگر تنها از این منظر به هنر نگاه بشود، تبدیل به یک معضل می‌شود. و ما امروز داریم با این معضل دست و پنجه نرم می‌کنیم و حالا برای برطرف شدنش باید اساتید صحبت بکنند و یک راه‌کاری برایش بچینند. ما از طرفی واقعا ناراحتیم که کتاب‌های بی‌کیفیت  دارند چاپ می‌شوند، و هیچ ناظر و نظارتی هم بر آن ها نیست و این خیلی آزاردهنده است. بسیاری از دوستان شاعر هم چون چاپ کتاب را از واجبات رزومه می دانند به هرقیمتی تن به چاپ کتاب می دهند.

فرهنگ اسلامی: گاهی هم دیده شده است که یک شاعر متوسط یا ضعیف چهار یا پنج تا مجموعه شعر چاپ کرده است ولی از طرفِ دیگر یک شاعر خوب و قوی با چندین سال فعالیت هنوز هیچ مجموعه شعری ندارد؟ دلیل این افراط و تفریط چیست؟

محسن کاویانی: ببینید در این چند سال بخاطر چاپ بی رویه و غیراصولی مجموعه‌ های بی کیفیت شعری خیلی از شاعران خوب گله مند و معترضند و نگرانی این را دارند که در این هرج و مرج دریای خروشان چاپ شعر که نظارت اصول مندی هم روی آن نیست اشعارشان غرق شده و فرصتِ به ساحل نگاه مخاطب رسیدن را نداشته باشند من نمی‌خواهم کلیشه‌ای صحبت بکنم ولی به نظر من یکی از دلایل این کار می‌تواند محیط مجازی باشد که شاعر را ارضا کرده است. حتی گاهی اوقات همین محیط مجازی باعث شده است که یک شاعر گل بکند. ما خودمان شاهد هستیم که شاعر مثلا یک بیت از شعرش پخش شده و جامعه‌ای که خیلی شعر شناس نیست، فکر می‌کند تمامِ اشعارِ آن شاعر به همین خوبیست و چون شاعر بعنوان خالق در خلقِ این اثرش مؤفق بوده است، در خلقِ دیگر آثارش هم موفق است. باز هم این تا حدودی قابل تحمل است مصیبت آنجاست که گاهی می‌بینیم کسانی در  بین مردم بعنوان شاعر معروف می‌شوند که حتی الفبای اولیه شعر را هم بلد نیستند.درد اینجاست. یکی از ترانه‌سرایان خیلی معروف که برای خواننده‌های زیادی ترانه می گوید همین چندروز پیش غزلی در صفحه مجازی خودش گذاشته بود که سراسر پر از ایرادهای وزنی بود بعد همین ترانه سرا یکی از کسانیست که متاسفانه در خیلی از تیتراژ های سریال ها و برنامه ها از اشعار او استفاده می شود. بعد می‌بینیم که همین افراد کتابشان فروشِ بالایی دارد چون مردم بزرگوار و عزیز ما فکر می کنند صرفا شعر یا شاعری که صاحب رسانه یا تلویزیون است از آب و گل درآمده و بهترین است در حالی که بی خبرند از باندبازی های رسانه ای که قاتل جان ادبیات شده است. خیلی از شاعرانِ دیگر هم هستند که کارهایشان واقعا عالیست، ولی هیچ استقبالی از کارهای آنها نمی‌شود. من فکر می‌کنم این یک ضعفِ است. باید نظارت باشد و جلوی این میدان دادن های پوشالی و چاپ ها بی‌رویه کتاب‌ را بگیرد. امروزه هرطور شده کتاب چاپ می‌شود، حتی اگر شده پولش را از خود شاعر می‌گیرند. نگاه‌ها مادی شده است. روند چاپ کتاب ها یا روند دادن تریبون هاباید تغییر پیدا کند و در این صورت است که خوراکِ خوبی به جامعه خواهند داد حداقل متولیان فرهنگی در حیطه ی خودشان درست و بانظارت کار انجام بدهند محیط مجازی پیشکششان! جامعه بی‌گناه است و آنچه را که می‌بیند باور می‌کند. مثلا وقتی من را می‌بیند که دارم در تلویزیون شعر می‌خوانم، فکر می‌کند از خیلی از فیلترها رد شدم، از فیلتر کارشناس‌ها و اساتید مختلف و این را مقبول می‌داند. وقتی کتاب من چاپ می‌شود، می‌گویند حتما این شاعر مقبولیست. در عین حال، ممکن است چند نفر از شاعران هم باشند که همزمان کتاب‌هایشان چاپ شده باشد و خیلی شاعران قوی‌تری هم باشند، ولی حتی جامعه به کتابهایشان نگاه هم نکند چون تریبون نداشته‌اند از این رو خیلی ها که عالی هم هستند از خیر چاپ کتاب می گذرند. پس این تغییر رویه فرهنگی در جامعه ما باید اتفاق بیافتد. اینکه چگونه باشد را هم باید نخبه‌های فرهنگی برنامه ریز می کنند و نگاه اساسی و مستمر داشته باشند.

فرهنگ اسلامی: نظر شما در مورد فضای شعرِ قبل و بعدِ انقلاب چیست؟

محسن کاویانی: الآن در دور و زمانه‌ای هستیم که عده ای طوری در هرچیز می‌گویند “قبلِ انقلاب، قبلِ انقلاب” که انگار آن موقع همه چیز گل و بلبل بوده است. اما در مبحث شعر من معتقدم در آن زمان هم خوب و هم بد وجود داشته است و نقاط قوت و ضعف را باید در نظر داشت و در زمانه خودمان نیز چنین است. در زمانِ قبلِ انقلاب اگر منظور شما قبل از انقلاب در دوران معاصر است باید بگویم از آن زمان هم شاعرانی را داشتیم که ماندگار شدند و هم شاعرانی که فراموش شدند. من امروز فقط خروجی آن زمان را پیش رویم می‌بینم و نه شرایط و چگونگی فضای شعری آن روزگار را! ولی در روزگار امروز خودم دارم نفس میکشم و از نزدیک فضای شعر کشور را رصد می کنم شرایط و چگونگی اش را با پوست و گوشت و استخوانِ خودم لمس می‌کنم. اتفاق های خوبی می بینم که در گذشته نظیر نداشته اند و هم از طرفی این اتفاق های خوب باعث پیدایش آسیب های جدیدی نیز شده اند.

در هرصورت بعد از انقلاب شرایطی پیش آمده که به شاعران دغدغه مند بیشتر کمک می کنند و من فکر می کنم شاعر اگر از این شرایط پیش آمده برای تعالی خصائل انسانی و اخلاقی استفاده نکند ضرر کرده است اگر مغرضانه و غیر منصفانه نگاه نکنیم واقعا فضا و شرایط حتی برای شاعران معترض و آوانگارد بسیار ایده آل است . خاطرم هست در یکی از جلسات که در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شد تعدادی از شاعران شعرهای به شدت اعتراضی خواندند و به زمین و زمان اعتراض کردند و مفتخر بودند که به جایی وابسته نیستیم جالب بود که در همین حال اعتراض، داشتند از تریبون ، سالن و فرهنگسرایی استفاده می کردند که دولتی محسوب می شد! به شخصه معتقدم نسبت به ادوار گذشته شاعران شرایط بهتری برای جولان دارند. شاعران جوان و عالی سرا در موضوعات و فضاهای مختلف شعری امروزه خیلی زیاد شده اند و روز به روز به تعدادشان افزوده می شود و انسان لذت فراوان می برد از اشعارشان.

حالا این شرایط خروجی بهتری خواهد داشت باید در گذشت زمان و در نسل های بعد ببینیم. در این ماشینِ زمانی که دارد با سرعت حرکت می‌کند، ببینیم چه شاعرانی باقی خواهند ماند. یک سری از شاعرانی هستند که داخل این ماشین دوام آورده‌اند و هنوز به بیرون پرت نشده اند. اما شاید هنوز زود باشد که بگوییم آنها پرت نخواهند شد. حتی یک سری شاعر مرحوم شده معاصر هم در آینده غربال می شوند در حدی که باید بگوییم برای صحبت از ماندگاری یک شاعر و هنوز زود است صحبت کنیم. شاید در هردوره ای عده ای بنا به دلایلی نورچشمی و صاحب تریبون شوند اما این این مطرح شدن تضمین ماندگاری آنها در آینده نیست زیرا در گذشته شاعرانی وجود داشته اند که صاحب تریبون بوده و در زمان خود خیلی های وهوی داشته اند اما در پیچ و تاب تاریخ محو شده اند.

مثلا ما شاعری داریم به نام فتعلی خان صبا که ملک الشعرای دربار فتعلی شاه قاجار بوده است و تمام تریبون ها در اختیارش بوده

و مشهور در روزگار خود بوده است تا حدی که همان زمان می گویند باید شعری که روی گنبد حرم حضرت معصومه(س) طلاکوب می شود از اشعار وی باشد! جالب اینجاست که اگر امروز حتی به شاعران قمی بگویید دو بیت از اشعار او را بخوانید شاید اصلا او را نشناسند در صورتی که گنبد حرم بارها در پیش چشمشان بوده پس صاحب تریبون بودن و شهرت در یک روزگار دلیل بر ماندگاری شاعر در آینده نیست. من به شخصه شرایط و فضای شعری بعدازانقلاب را که در آن زندگی می کنم بسیار دلچسب می دانم برای سرایش شعر و نهایت استفاده و تلاشم را می کنم اما نتیجه ی روزگار ما در آینده مشخص می شود که دلم روشن است نتیجه ی خوبیست.

فرهنگ اسلامی: گرد هم آئی شعرا در، بیت رهبری را می‌شود بزرگترین گرد هم آئی شعرا در ایران نامید. تأثیر آن بر شعر شاعران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

محسن کاویانی: در موردِ فضای معنوی این گرد هم آئی باید گفت که خیلی‌ها دوست دارند آنجا بروند و ارتباط بگیرند و آن استقبالی که رهبری از شعر می‌کنند، بسیار تأثیرگزار هست. من همیشه گفته‌ام که امام خمینی (ره) یک شاعر خیلی خوب بودند و رهبر یک ناقدِ خیلی خوب و شاعران وقتی می‌بینند که رهبری اینقدر ناقد کاربلدی هستند و از جنسِ خود شاعران، ارتباطِ خوبی می‌گیرند. رهبری با ریزبینی و نکته‌بینی ایرادها را می‌گیرند و این نشان می‌دهد که شاعرانی که آنجا آمدند، شاعرانِ حرفه‌ای هستند و کسانی هستند که از آب و گل درآمدند و مسلما برای آینده‌شان هم بسیار خوب است و ارتباطِ دلچسبی می‌گیرند با آن جلسه، چرا که می‌بینند در آنجا با یک کاربلد طرفند و با کسی طرفند که چم و خم شعر را می‌داند. این خیلی دلیلِ خوبی هست برای اینکه بعضی‌ها رشد کنند و در شعر مشوقشان بشود. رهبری با آن جایگاهی که دارند هیچگاه نمی‌گویند این را باید اینطور تغییر بدهید، بلکه بعنوان یک رفیق و دلسوز نظر می‌دهند و فقط می گویند به نظر من اینطوری بد است یا خوب است و مهم پذیرفتن و نپذیرفتن خود شاعر است. و با آن نظر شما می‌بینید که با یک شعرشناس طرف هستید. این خیلی خوب هست و شاعران در آن جمع احساس غربت نمی‌کنند. من گاهی در مسئولین می بینم که اولا از دیدِ بالا نگاه می‌کنند به شما و گاهی اوقات یک پیشنهادهایی می‌دهند که دلتان می‌خواهد سرشان فریاد بزنید : “شما که نمی‌دانید، نظر ندهید لطفا. حالا درست است شما مسئولید ولی نظر شما در شعر غیرتخصصی و کاملا باطل است و کار را بلد نیستید ولی چون در جایگاهِ بالای قرار دارید، وکسی هم چیزی نمی گوید فکر می‌کنید نظرتان خیلی نظرِ خوبی است!” در نتیجه یک حس بد و حس انزجاری می‌گیرید. ولی در دیدار رهبری، شما در یک جلسه‌ی حرفه‌ای قرار دارید. جلسه‌ای که همه چیز رصد می‌شود. و اساتید کارشناسانه نظر می‌دهند. آنجایی که نظرِ خوبی داده می‌شود، همه تحسین می‌کنند. یعنی از نظر فنی آن جلسه یک جلسه بینظیر است و از نظرِ معنوی هم که معلوم است. یکی از بزرگواران می‌گفت: “ما آنجا با رهبرِ یک مملکت سروکار نداریم، بلکه با امین شعر سروکار داریم.” من شخصا خودم حس نمی‌کنم که آنجا یک رابطه مقامی اتفاق می‌افتد و واقعا آن جلسه یک جسله شاعرانه است که حتی بعضی مواقع می‌بینیدرهبری نمی‌گوید که من از شما در شعر بالاترم، بلکه سؤالی می‌پرسد تا اطلاعات ادبی اش را بالاتر ببرد. در این جلسه می فهمید با یک شاعر ، ادیب و ناقد خوب طرف هستید با تخلص (امین). آنجا آدم احساس استرس نمی‌کند. یک جمع دوستانه‌ هست و همه لذت می‌برند از حضور در آن محفل به خصوص فضای قبل از شروع جلسه و نشستن و همصحبتی و همسفرگی با رهبر . ان شاءاللهه همه شاعران بتوانند از آن جلسه استفاده بکنندحضور در جلسه‌ای که سالی یک بار برگزار می‌شود باید حقِ خیلی‌ها باشد.

از این که وقت خود را به ما اختصاص دادید سپاسگزاریم.

نمونه اشعار:

 

۱

لبخَندِ خُدا بَسته به لَبخَندِ حُسین است
پَس باش پیِ آنچه خوشایَندِ حُسین است

تَعریفِ مَن از عشْق هَمان بود که گُفتَم
در بَندِ کَسی باش که دَر بَندِ حُسین است

دَر مَعرکه اَز‌ سَنگدلان حُرّ بِتَراشَد
این ویژگیِ چَشمِ هُنَرمَندِ حُسین است

شیرین تَر اَز این شور نَدیدیم هَمه عُمْر
شوری که خُدا دَر دلَم اَفکَنده حُسین است

آهَنگِ خوش و رَقصِ خوش و بویِ خوش اصلاً
طَبل و عَلَم و پَرچَم و اِسفَندِ حُسین است

بی روضه ی او حال خوشی نیست… ، اَگَرهست
از حال ‌گُذَشتیم که آیَنده حُسین است

اَز بَس که (عَلی) نامِ قَشَنگیست عَجَب نیست
این نام اَگَر رویِ سه فَرزَندِ حُسین است

دَر جَنگ سَراَفکَنده نَبودیم و نَگَردیم
چون بَر سَرِمان یکسَره سَربندِ حُسین است

پَس باش پیِ آنچه خوشایَندِ دِلِ اوست
لَبخَندِ خُدا بَسته به لَبخَندِ حُسین است

 

 

۲

دلخوشم با روزهای رفته و طوفانی ام
قصه ها دارد نگاهِ ابری و بارانی ام

در خودم این روزها غرقم چنان گرداب ها
در خودم این روزها سرگرمِ سرگردانی ام

من عقابِ تیز چنگالم میانِ آسمان
کِی توانی ای فلک با طوطیان گردانی ام؟!

خاکم اما اشک ، من را سخت ارزش داده است
من سفالی قیمتی از دوره ی اشکانی ام

تختِ جمشیدم برای خود شکوهی داشتم
بازهم دارم تماشا با همه ویرانی ام

مثلِ شیری در قفس افتاده ام اما هنوز
خوب از یادم نرفته عادتِ سلطانی ام

ناگهان ای دشمنِ من می شوی با من رفیق
آن زمان که روی سنگِ قبرها می خوانی ام

مَرد می فهمد؛اگر مردانه احساسم کند
نقلِ دردی کهنه را از گریه ی پنهانی ام…

 

 

۳

وقتَش رسیده مستیِ ما باز رو شود
هر استکانِ چاییِ روضه سبو شود

وقتش رسیده بارِ دگر با گلابِ اشک
روی سیاهمان کَمکی شستشو شود

از تیر و طعنه ها دلمان پاره پاره است
باید لباسِ مشکیِ مان هم رفو شود

ای رنگ و روی ما به فدایش ، عزای او
ننگا اگر که این دهه بی رنگ و رو شود

ما ملتِ امام حسینیم پس بخوان
باید تمامِ زندگی ام مثلِ او شود

بر سینه می زنم که نفاق از دِلَم رود
سینه زنِ حسین مبادا دورو شود

دریای استقامت و کوه اراده ایم
بی وقفه پای کار حسین ایستاده ایم…!

 

 

۴

با احترام به روح بلند دو شاعر بزرگ

مرحوم حسین منزوی و مرحوم حسن خوشزاد

تقدیم به مظلوم ترین آقا

تقدیم به اربابم حسین ابن علی (ع)

 

 

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسین

ای دل بُریده از همه ی رنگ ها حسین

 

بر قتلِ تو فقیهِ دروغین بداد رأی

ای کشته ی شیوخِ مقدس نما حسین

 

سَمتِ تو از تمامی مردم فراری ام

ای با غریب های جهان آشنا حسین

 

ای بی کفن رها شده ی دشتِ کربلا

ما را به حالِ خود تو نکردی رها حسین

 

در حقِ دشمنانِ خودَت هم تو سالها

کردی به جای لعنت و نفرین دعا حسین

 

امیدِ عابدان شده بعد از نماز حج

امیدِ عاشقان شده بعد از خدا حسین

 

آری برای یاری او استخاره ها

کردند مومنان و نماندند با حسین

 

معیار اگر که پینه ی پیشانی است و ریش

تنها نبود این همه اربابِ ما حسین

 

ننگا به ما که بی ادبانه برایمان

گشته خلاصه در عطش و کربلا حسین

 

من از حسینِ معرکه گیران گریختم

از این حسین راهِ زیادیست تا حسین

 

او را اگر که زنده شود باز می کُشَند

یک عِدّه زاهدانه و با ذکرِ یاحسین!

 

ای کشته ی حسادت دنیا حسین جان

ای تشنه ی مُقطَع الاعضا حسین جان…

 

 

۵
تقدیم به مردم مظلوم یمن

 

خورشید به گود آمده سرگرم قنوت است

این آل سعود است که در حال سقوط است

 

هستند شیاطین همه درگیر تبانی

ایران شده آماده ی یک جنگ جهانی

 

آماده شده لب بزند جام جنون را

صادر کند از نفت عرب بشکه ی خون را

 

بیزار ز جنگیم ولی مرد جهادیم

دادیم سر و دست ولی باج ندادیم

 

ما با احدی نیز نداریم سر جنگ

لعنت به بلادی که شد آغازگر جنگ

 

فردا که دم حیدری از کعبه بر آید

دوران معاویه صفت ها به سر آید

 

این پرچم شیعه ست که بر قله ی دنیاست

هرکس ز علی دم بزند هم وطن ماست

 

شد قافیه در بیت پس از این غلط اما

شور است دگر ، نیست حواسی به سر ما

 

ما هیچ زمان حمله نکردیم به جایی

ما مرد دفاعیم ولیکن چه دفاعی

 

 

ما منتظر حمله ای از سوی حجازیم

تا بین بقیعش حرمی ناب بسازیم

 

یا حیدر کرّار زند نقش به زودی

بر پرچم سبز عربستان سعودی

 

از روضه ی عباس شرف یاد گرفتیم

یک عمر از او یکسره امداد گرفتیم

 

ما غیر کفن بر تن خود جامه نداریم

ای شمر برو شوق امان نامه نداریم

 

با سرور و پیغمبر خود هم وطنی شد

هر کس که در این بُرهه اویس قرنی شد

 

مرشد به طرب ضرب بزن وقت حماسه ست

مداح بخوان وقت غم و سینه زنی شد

 

دُرّ نجف سینه ی ما از غم یاران

خونین شد و مانند عقیق یمنی شد !

 

یا فاطمه گفتیم گذشتیم ز طوفان

گفتیم ” علی ” ناشدنی هم شدنی شد

 

آماده ی آنیم بپوشیم کفن را

ایران که نمرده ست بگیرند یمن را

 

هر شاه سعودی شده یک نوکر دربست

در پشت لباس عربی فتنه ی غرب است

 

ننگی که به پیشانی شاهان سعودی ست

زیر سر یک مشت مسلمان یهودی ست !

 

چشمان جهان در پی آن یکه سوار است

این عطر یمانی ست که لبریز بهار است

 

از نام علی ، واله و مستیم همیشه

ای خاک یمن پشت تو هستیم همیشه !

 

 

۶

دوستان که جای خود حتّی به فکر دشمن است
کم ترین لطفش به دشمن دادنِ پیراهن است

از همان شب که چراغ خیمه را خاموش کرد
عیب پوشی کردنش از نارفیقان روشن است

شک نکن گاهی تشرهایش دل از ما می بَرَد
شیوه ی حُر سازی آقا به نحو احسن است

خطبه خطبه من تَوَرُّق کرده ام تاریخ را
گاه الگوی تمام شیر مردان یک زن است

چای روضه رمزِ مستیِ رسولِ ترک هاست
این شرابِ کهنه تا روز ابد مرد افکن است

 

هرکسی را بهر کاری ساختند و کار ما

کفش های سینه زن ها را مرتّب کردن است

بوی اسفند و گلاب دسته های سینه زن
بوی خوب خاطرات کودکی های من است

هرکسی از هرکجایی اربعین در کربلاست
با من و ایل و تبارم بعدازاین هم میهن است

اربعین موکُب به موکُب چای شیرین می خورم
آه شیرین تر از آن در کربلا جان دادن است…!

 

 

۷

دیگر رسید لحظه ی فردای بی علی
پوچیم و هیچ ما پس از این ، (ما)ی بی علی

ای کاسه های شیرِ به صف ننگ بر شما
گَر از علی کنید تمنای بی علی

مُرغ از قفس پرید ندا داد جبرئیل
اینک شما و وحشتِ دنیای بی علی

قرآنِ بی علی ثمرَش ابنِ ملجم است
دارد خطر تلاوتِ هر آیه بی علی

بوی شکافِ کعبه گرفته طوافِ ما
باید گریخت وَرنَه ز هَر جای بی علی

جز یاعلی مگو و مَدد از جهان مجو
شیطان نشسته در پَسِ هر (یا) ی بی علی

با یاعلیست گَر دَمِ او زنده می کُند
بی معجزه ست هر دمِ عیسای بی علی

رَمزِ شکافِ کعبه و دریا علیست ، پس
غرق است بینِ حادثه موسای بی علی

در (عین) و (لام) و (یا) همه ی درس ها گُمند
بیهودگیست مَشقِ الفبای بی علی

یک عده پای غیرِ علی پا گرفته اند
اسلامشان شده ست چه بی پایه بی علی

ما را خدا ز زُهدِ ریا بی نیاز کرد
دلخوش بمان تو شیخْ به تقوای بی علی…

مصاحبه کننده: سید شهریار حسینی

2 نظرات
  1. شهروز می گوید

    مصاحبه خوبی بود

  2. قاسم پرست می گوید

    خدا حفظ کندایشان را خیلی خوش اخلاق و خوش قریحه اند

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.