عواقب مماشات دولت بایدن با رژیم نتانیاهو

0 214

دولت بایدن تا حدّی نشانه های اولیه در تعدیل جانبداری امریکا از عربستان و امارات که در دوره ترامپ به اوج رسید، از خود نشان داده است که در این زمینه می توان به مواردی مانند تصمیم به خارج کردن اسناد مربوط به قتل جمال قاشقچی از حالت محرمانه اشاره کرد که دران محمد بن سلمان متهم ردیف اول این قتل به شمار می رود؛ یا می توان به اعلام تعلیق فروش هواپیماهای اف- ۳۵ به امارات و یا فروش جنگ افزارهای پیشرفته نظامی به عربستان و یابه الغای تصمیم ترامپ به قرار دادن انصار الله در فهرست گروه های تروریستی اشاره کرد که هم کار کمک رسانی به مردم مصیبت زده یمن را دشوار می سازد و هم اینکه باب هرگونه راه حل سیاسی برای بحران و جنگ یمن را بسته نگه می داشت. با این حال تاکنون هیچ اقدامی ملموس که حاکی از برخورد دولت بایدن با جناح حاکم بر فلسطین اشغالی به رهبری نتانیاهو باشد دیده نشده است و این در حالی است که  نتانیاهو هم پیمان و متحد اصلی ترامپ بوده و طبق شواهد موجود جناح راستگرای اسرائیلی به رهبری نتانیاهوو همچنین  شاخه امریکایی آن در ایپک نقش اساسی در به قدرت رساندن ترامپ و ترامپیسم داشته که امروزه به چالش اساسی برای حزب حاکم دموکرات و دولت آمریکا تبدیل شده است.

در واقع پروژه به قدرت رساندن ترامپ زمانی کلید خورد که در دوره اوباما، نتانیاهو بدون اطلاع و دعوت دولت اوباما به امریکا سفر کرد و با حضور در کنگره این کشور علیه دولت وقت قدرت نمایی کرد و بعد از ان پروژه شکست حزب دموکرات در انتخابات سال ۲۰۱۶ و به قدرت رساندن ترامپ کلید خورد که در همه این موارد چه قبل و چه بعد از به قدرت رسیدن ترامپ، نتانیاهو در کنار وی بود و البته از حمایت های عربستان و امارات هم منتفع می شده است. براین اساس برخورد دولت بایدن با عربستان و امارات از قبل تا حدودی قابل پیش بینی بود و این برخورد نه الزاما به دلایلی انچه که اعلام می شود برای حمایت از مردم یمن بلکه درست برعکس به دلیل همراهی و همپیمانی است که امارات و عربستان طی چند سال گذشته با حزب جمهوریخواه و ترامپیسم حاکم بر آن در مقابل حزب دموکرات وایستاده اند و علیه آن وارد عمل شده اند صورت می گیرد. آما آنچه در این میان سوال برانگیز است اینکه تاکنون هیچ اقدامی علیه جناح راستگرای حاکم بر فلسطین اشغالی به رهبری نتانیاهو نشده است حال آنکه سردمدار این چالش سازی ها علیه حزب دموکرات، ایپک و شخص نتانیاهو بوده است.

حال سوال این است که آیا حزب دموکرات و دولت بایدن با تجارب گذشته در برابر رژیم نتانیاهو سر تسلیم فرود اورده است و یا اینکه کماکان می خواهد پروژه برخورد با آن را در دستور کار قرار دهد. شاید یک دلیل مماشات این باشد که دولت بایدن منتظر برگزاری انتخابات رژیم صهیونیستی است تا بر اساس نتایج آن تصمیم لازم را بگیرد اما در صورتی که برگزاری این انتخابات زودهنگام ابتکاری از سوی نتانیاهو و جناح راستگرا برای به قدرت رساندن مجدد نتانیاهو یا یک چهره  تندرو همچون گیدعون ساعر باشد در این صورت نتایج انتخابات هیچ رویه ای را تغییر نخواهد داد.  بخصوص آنکه در داخل فلسطین اشغالی تاکنون مخالفت جدی و اشکاری علیه اقدامات و میراث نتایناهودر به حاشیه بردن طرح تشکیل دو دولت که مورد حمایت حزب دموکرات است صورت نگرفته است و احزاب مخالف نتانیاهو علیرغم انتقادهای گسترده ای  از وی در امور داخلی کرده اند در خصوص همراهی با دولت ترامپ برای اجرای طرح موسوم به معامله قرن و یا استمرار شهرک سازی و یا هر اقدام دیگری که به نابودی طرح تشکیل دو دولت و امحای قطعنامه های سازمان ملل می شود، هیچ مخالفت آشکار و جدی بعمل نیاورده اند ازاینرو تنها خلع نتانیاهو از قدرت نمی تواند کافی باشد مگر اینکه با اقدامات ملموسی همچون تعیین نماینده ویژه برای پیگیری بحران فلسطین بر اساس قطعنامه های سازمان ملل و همچنین نماینده ویژه برای پیگیری التزام رژیم صهیونیستی به پایان فعالیّت های هسته ای و پذیرش کنوانسیون های بین المللی در این زمینه همراه باشد. ضمن آنکه اگر هدف کنار زدن نتانیاهو در دستور کار بود در این صورت برخورد قاطع از سوی حزب دموکرات و دولت بایدن می توانست به تضعیف موقعیت نتانیاهو بینجامد و زمینه شکست وی را فراهم کند اما درست برعکس مواضعی که طی چند روز گذشته از سوی عناصر یهودی دولت بایدن صورت گرفته می تواند به نفع نتانیاهو باشد.

برای مثال دولت و شخص بایدن توافقنامه های که در واپسین روزهای حیات ترامپ بین رژیم صهیونیستی و دست نشاندگان عربستان همچون امارات، بحرین، مغرب و سودان صورت گرفته را مورد تایید قرار داده و از ان حمایت کرده است اما این توافقنامه ها برخلاف قطعنامه ها و طرح های صلح بین المللی صورت گرفت و طبق این طرح ها بنا بود سازش با اعراب حاصل خروج رژیم صهیونیستی از اراضی اشغالی سال ۱۹۶۷ و تشکیل دولت مستقل فلسطینی در محدوده کرانه باختری و نوار غزه باشد. این توافقنامه ها در محافل سیاسی ارتجاع عرب و صهونیست ها به توافقنامه های ابراهیمی معروف شده و این واقعیّت، استفاده ابزاری رژیم صهیونیستی از نام پیامبران را برای مقاصد سیاسی خود نشان می دهد و الا این رژیم بارها حرم ابراهیمی را نیز همانند مسجد الاقصی مورد تعرض و هتک حرمت قرار داده است. همچنین مقامات دولت بایدن از الفاظی دوپهلو همچون تروریسم استفاده می کنند که مرز آن از اصل حق دفاع مشروع تفکیک نشده است. طبعا کسانی که انگیزه اشغالگری و توسعه طلبی را در سر داشته و دارند مانع از این شده اند که در خلال سه دهه گذشته مرزهای تروریسم به طور دقیق مشخص شود. در این راستا جمهوریخواهان نزدیک به صاحبان تسلیحاتی در امریکا و راستگرایان صهیونیستی به رهبری لیکود بیشتریم نفع را از ابهام تروریسم برده اند و البته در سال های اخیر تازه به دوران رسیده های سعودی و اماراتی به رهبری محمد بن سلمان و محمد بن نایف را نیز با خود همراه کرده اند و آن ها را به اشغال و تقسیم یمن واداشته اند به گونه ایی که در خلال ۶ سال گذشته یمن به یک فلسطین دیگر تبدیل شده است.

قصور و کوتاهی سازمان ملل در روشن ترکردن مفهوم تروریسم و تعیین مرزهای آن از اصل حق دفاع مشروع در نتیجه اعمال فشارهای وارده از سوی محافل صهیونیستی و امریکایی صورت گرفته و در زمان به قدرت رسیدن جمهوریخواهان در امریکا و راستگراها دراسرائیل به اوج رسیده است. بی تردید مبهم نگه داشتن واژه تروریسم آثار و تبعات منفی برای جهان به بار آورده سازمان ملل را ازحیّز انتفاع خارج و به یک سازمان بی خاصیت تبدیل کرده است. ازهمه مهم تر اینکه سوء استفاده های ابزاری از ابهام تروریسم بر آنارشی نظام بین الملل افزوده و آن را بارها به مرز جنگ جهانی سوم کشانده است.بر این اساس برای حاکم کردن نظم در جهان و مهار آنارشیسم ناشی از کجروی ها و بی قانونی ها روشن تر کردن مفهوم تروریسم و تعیین مرزهای آن از اصل حق دفاع مشروع لازم و ضروری است و سازمان ملل می تواند از فرصت ناشی از شکست ترامپیسم برای روشن کردن این موضوع و بازیابی نقش و جایگاه خود بر اساس منشوراستفاده کند و البته این می تواند آزمونی برای دولت بایدن هم باشد که تا چه اندازه در روشن شدن حقیقت تروریسم و تمیز آن از اصل حق دفاع مشروع همکاری می کند. در خلال چند روز گذشته نه تنها هیچ اقدام موثری از سوی دولت بایدن علیه رژیم نتانیاهو صورت نگرفت بلکه وزیر امورخارجه بایدن در اقدامی برخلاف قطعنامه های سازمان ملل اقدام دولت ترامپ را در انتقال سفارت امریکا به بیت المقدس مورد تایید قرار داد و دیگر وزرای پیشنهادی بایدن هم کماکان اتهامات دولت قبلی را علیه ایران در حمایت از تروریسم مورد ادعایی خود تکرار می کنند که این نشان می دهد دولت بایدن سیاست مماشات را در قبال رژیم نتانیاهو در پیش گرفته است و این همان سیاستی است که دولت وقت انگلیس در پیش گرفت و زمینه وقوع جنگ جهانی دوم شد. عربستان هم در قبال اقدامات اولیه دولت بایدن ساکت ننشسته و برای مثال بلافاصله بعد از انتقال قدرت در کاخ سفید، بغداد پایتخت عراق بعد از چند ماه دوره ارامش شاهد وقوع دو حمله انتحاری شد که بیش از یکصد کشته و زخمی برجای گذاشت و تحقیقات بعمل آمده نشان داده که هر دو عامل انتحاری سعودی بودند و تازه وارد عراق شده بودند.

جدا از اینکه این حملات نشان داد که عربستان در پوشش مراوده تجاری و اقتصادی با عراق همچنان برای صدور تروریست به عراق می کوشد و یا امریکا به بهانه این حملات ۲۰ میلیون دلار برای تقویت نیروهای امنیتی خود در منطقه سبز اختصاص داد اما این حملات از یک واقعیت دیگر هم پرده برداشت و آن اینکه عربستان و رژیم صهیونیستی به عنوان طراحان و خالقان پروژه تروریسم تکفیری در تلاشند دوباره این پروژه را در دستور کار خود قرار دهند و با دست زدن به ناامنی از برگزاری انتخابات عراق در موعد مقرر جلوگیری و زمینه تداوم دولت دست نشانده کاظمی را همچنان فراهم کنند. این شاخص ها نشان می دهد که علیرغم کناره گیری اجباری ترامپ از قدرت کلید پروژه های ناامن کننده و آشوب ساز همچنان در دست راستگرایان صهیونیستی به رهبری نتانیاهو و کودتاگرایان سعودی به رهبری بن سلمان باقی مانده است و تا زمانی که وضع به همین منوال باشد هیچ تحولی به نفع صلح روی نخواهد داد و این خطر حتی برای حزب دموکرات و دولت بایدن وجود خواهد داشت که ترامپیسم موجود درامریکا به پشتوانه حمایت های مالی عربستان و حمایت های سیاسی لابی صهیونیستی و ایپک بار دیگر خود را بازسازی کند و وارد میدان شود. تردیدی نیست که اگر در برابر حمایت های آشکاری که احزاب و جناح های راستگرا در فلسطین اشغالی به رهبری نتانیاهو از ترامپ و ترامپیسم در امریکا بعمل اورده اند مماشات صورت گیرد طولی نخواهد کشید که بازندگان داخلی و خارجی انتخابات ریاست جمهوری و کنگره امریکا علیه ان ها وارد عمل خواهند شد. یکی از اقدامات بازدارنده در این زمینه می تواند افشای نقش نتانیاهو و جناح های راستگرای صهیونیستی از ترامپ و ترامپیسم در امریکا باشد که حداقل برای مدتی جلوی مداخلات بعدی ان ها را بگیرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.