عوام فریبان پوپولیست

0 21
عوام فریبان پوپولیست

خبرگزاری فارس ـ گروه غرب از نگاه غرب: در سراسر تنها دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ در ایالات متحده، مخالفان او در هر دو حزب دمکرات و جمهوریخواه مرتبا چهره یک دیکتاتور فاشیست بالقوه را از او ترسیم کرده اند. اما با خروج ترامپ از کاخ سفید، دیگر این قیاس موجه نیست. آن رهبر ایتالیا که ترامپ بیش از هر کسی به او شباهت دارد، نه دیکتاتور فاشیست بنیتو موسولینی بلکه سیلویو برلوسکونی نخست وزیر پیشین و گرفتار رسوایی این کشور است.
چهره هایی چون ترامپ و برلوسکونی- سلاطین یا سلبرتی های رسانه ای که به عنوان عوام فریبان پوپولیست ضد تشکیلات وارد گود انتخابات می شوند- در دمکراسی های غربی معاصر امور غیرمعمولی نیستند. در اروپا این فهرست شامل رهبران منتخب متعددی می شود، مثل آندری بابلیس نخست وزیر چک و یکی از ثروتمندترین افراد این کشور، پترو پوروشنکو رئیس جمهور پیشین اوکراین و «سلطان شکلات» قبلی کشورش و جانشین او ولودیمیر زلنسکی یک بازیگر کمدی که قبلا نقش یک رئیس جمهور اوکراین را در تلویزیون بازی کرده بود.
هرچند ترامپ اولین عوامفریب واقعی است که به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شده، ولی  سرگرمی سازان یا توانگرسالارانی که با گرفتن ژست مدافع مردمان عادی توانسته اند مناصب انتخابی را تصرف کنند، چندین نسل است که به تعداد زیاد در انتخابات شهرداری ها و فرمانداری ها پیروز شده اند. به خصوص هرچه گذشته سلبرتی رسانه ای بودن به پایگاهی معمول برای پیروزی انتخاباتی در آمریکا تبدیل شده است.

در دهه ۱۹۳۰ دبلیو.لی اودنیل ستاره موسیقی رادیویی کشور، فرماندار تگزاس و بعد سناتور آمریکا شد. در دهه های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ رونالد ریگان در اقدامی معروف روند تبدیل شدن از یک بازیگر هالیوود به فرماندار کالیفرنیا و بعد کاخ سفید را با موفقیت انجام داد. به همین ترتیب جس هلمز سناتور درگذشته کارولینای شمالی در ابتدا به عنوان یک ستاره رادیویی دست راستی بود که به شهرت رسید. بعد در سال ۱۹۹۹ جس ونتورا سلبرتی کشتی تلویزیونی (که به همراه ترامپ  برای تصرف «حزب اصلاحات» راس پروت تلاش کرده بودند) برای یک دوره به عنوان فرماندار مینه سوتا انتخاب شد و در سال ۲۰۰۳ هنرپیشه سینما آرنولد شوارتزینگر بدون هیچ تجربه سیاسی قبلی فرماندار کالیفرنیا شد (ونتورا قبلا به عنوان شهردار یکی از حومه های مینیاپولیس خدمت کرده بود.)
عوامفریبان پوپولیست در کشورهای دمکراتیک عموما قصد ندارند دولت های پلیسی به وجود آورند و حتی اگر سعی کنند هم نمی توانند. هرچند دیکتاتورهای فاشیست دوران جنگ از سوی ارتش، پلیس، بروکراسی و تشکیلات تجاری کشورشان حمایت می شدند، پوپولیست ها به حمایت گروه های غیرنخبه حاشیه ای متکی هستند و معمولا بیشتر سایر مراکز قدرت در اجتماع مخالف آنها هستند.
از این رو بسیاری از عوامفریبان متظاهر در جنوب آمریکا- مثل هوئی پی.لانگ فرماندار لوئیزیانا (و بعد سناتور آمریکا) یا تیم زن و شوهر پوپولیستی، فرمانداران تگزاس جیمز «بابا» و میریام «مامان» فرگوسن- در برابر ملاکان ثروتمندی که ثروت و پست های سیاسی را در ایالت هایشان به انحصار خود درآورده بودند، کشاورزان کوچک و طبقه مزدبگیر سفیدپوست را نمایندگی می کردند.
برخی عوامفریبان از  خشم گروه های نژادی اقلیت به دلیل محروم شدنشان از ثروت و قدرت بهره برداری می کنند. در نیمه اول قرن بیستم جیمز مایکل کورلی شهردار فاسد و چهار دوره ای بوستون و فرماندار یک دوره ای ماساچوست، با نمایندگی کردن ایرلندی- آمریکاییان طبقه کارگری در برابر نخبگان پروتستان آنگلو- آمریکایی یا به اصطلاح  «برهمن های بوستون» بود که توانست قدرت را به دست آورد و حفظ کند.
اما هرچند عوامفریبان پوپولیست می توانند رنج و اندوه به حق را در میان برخی رای دهندگان تشخیص دهند، ولی تقریبا هرگز به وعده هایی که به طرفدارنشان می دهند عمل نمی کنند. عده ای مثل اودنیل در تگزاس به سنگری برای منافع تشکیلات تبدیل می شوند، در حالی که برخی دیگر با استفاده از قدرت رسمی خود برای توصیه اعضای خانواده یا همپالگی هایشان، صرفا ماشین های توصیه و حمایت از افراد را خلق می کنند. به ندرت پیش می آید که عوامفریبان ساختارهای اساسی جدیدی را بنیان بگذارند که بتواند تا مدت ها پس از ترک پستشان به انجام اصلاحات ادامه دهد.
درمورد کورلی، داماد تحصیل کرده هاروارد او ادوارد دانلی نقشی مشابه جرد کوشنر داماد تحصیل کرده هاروارد ترامپ ایفا کرد. در لوئیزیانا لانگ یک سلسله خانوادگی را به وجود آورد که شامل برادرش ارل می شد که به دنبال او به فرمانداری رسید و راسل لانگ که به قدیمی ترین سناتور آمریکا از لوئیزیانا تبدیل شد.
در هر صورت مشاغل سیاسی پوپولیست های عوامفریب معمولا به ثروتمند شدن به همراه رسوایی و فساد متمایل است. مثل برلوسکونی که مهمانی های بدنام «بونگا بوگا»ی خود را داشت، ترامپ هم نوار «دسترسی هالیوود» را داشت که در آن در مورد آزار و اذیت جنسی زنان لاف می زد.
و سپس نوبت به اختلاس و جرایم آکار می رسد. برلوسکونی نیز مثل کورلی محکوم به زندان شد. لانگ به عنوان رئیس سیاسی لوئیزیانا در دهه ۱۹۳۰ با گنگستر نیویورکی فرانک کاستلو برای تقسیم منافع حاصل از قمار در این ایالت قرارداد داشت. در تگزاس بابا و مامان فرگوسن هزینه های مالی ماشین سیاسی شان را با فروش عفو به خانواده های مجرمان محکوم شده تامین می کردند.
قطعا عوامفریبان در دمکراسی های مدرن می توانند لطمات زیادی وارد کنند، حتی اگر نتوانند (و قصدش را نداشته باشند) که انتخابات را ملغی کنند، دولت های پلیسی تشکیل دهند و مخالفانشان را روانه اردوگاه های متمرکز کنند. اما وقتی سر و کله پوپولیست های عوامفریب پیدا می شود مخالفت با آنها کافی نیست. ما علاوه بر مخالفت باید شرایطی را که به این گونه از سیاستمداران اجازه رشد و شکوفایی می دهد نیز باید بشناسیم.
وقتی گروه های بزرگ در جامعه از طریق احزاب سیاسی و نهادهایی چون اتحادیه های تجاری، سازمان های مذهبی و گروه های اجتماع محور به قدر کافی نمایندگی سیاسی داشته باشند، عوامفریبان پوپولیست به ندرت  به حمایت اجتماعی قدرتمندی دست پیدا می کنند. تنها زمانی که گروه های بزرگی در یک شهر، ایالت، استان یا کشور خاص احساس کنند رهبران متعارف آنها را نادیده می گیرند و از حقوقشان محروم می کنند، وسوسه می شوند به افراد جلوه فروش خارج از تشکیلاتی روی بیاورند که مدعی نمایندگی آنها می شوند، هر چند آنها معمولا فقط خودشان را نمایندگی می کنند.
متاسفانه در حالی که هر چه می گذرد ثروت و شان و منزلت اجتماعی در جوامع غربی مدرن بیشتر متمرکز می شود و نهادهای واسطه و اجتماعات محلی رو به زوال می روند، احزاب سیاسی سنتی صرفا به مکانی برای کسب عناوینی تنزل یافته اند که میلیاردرها و سلبرتی های رسانه ای به سادگی می توانند آنها را کسب کنند. این وضعیت یعنی شرایط همچنان مستعد ظهور برلوسکونی ها و ترامپ های بیشتر باقی خواهد ماند.
نویسنده: مایکل لیند (Michael Lind) نویسنده و استاد دانشگاه تگزاس

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.