جنگ  اخیرغزه و تحولات بنیادینی که پدید آورد

0 191

مقاومت اسلامی  درغزه اخیرا جنگی دفاعی بر ضد اشغالگران صهیونیست اعلام کرد و ظرف یازده روز جهاد و ایستادگی موفق به خلق معادله ای جدید شد که در طول ۷۳ سال اشغال فلسطین تحقق پیدا نکرده بود. این  جنگ که برای دفاع از قدس ، مقدسیها، و عموم مردم فلسطین  شروع شد به حدی تحول آفرین بود که به گفته بسیاری از تحلیلگران سیاسی بین المللی مهمترین رویداد فلسطین در هفت دهه گذشته شمرده می شود. در این خلاصه به مهمترین این تحولات گسترده اشاره می کنیم.

۱- بکارگیری موشک های جدید با بردهای بلندتر و قدرت تخریبی بیشتر در این دور از درگیری از سوی مقاومت فلسطینی عملا سرتاسر سرزمین های اشغالی فلسطین از راس ناقوره تا ایلات را زیر آتش قرار داد و در نتیجه آن چرخه زندگی عادی ، اقتصاد و تولید جامعه صهیونیستی متوقف شد که این شرایط تقریبا در هیچ جنگی سابقه  نداشته است. طبق گزارشهای دشمن در یازده روز درگیری، عمده جامعه صهیونیستی در پناهگاه ها قرار داشتند و زندگی روزمره دچار تغییر شد و اقتصاد این کشور روزانه بیش از صد میلیون دلار زیان دید و اگر حجم تخریب را نیز به آن اضافه کنیم رژیم صهیونیستی در این مدت اندک بیش از سه میلیارد دلار زیان دید که این حجم خسارت هرچند قابل جبران است اما کارایی بالندۀ مقاومت در آسیب رسانی مادی و روانی به دشمن را نمایان ساخت. همچنین این درگیری نشان داد که دشمن در کجا آسیب پذیرتر است و در کجاها اساسا پناهگاه نساخته است که این مساله از لحاظ نظامی برای مقاومت اهمیت دارد و هزینه های جدیدی در ایجاد استحکامات بر دشمن تحمیل می کند. حجم نارضایتی در جامعه صهیونیستی از نبود امکانات در پناهگاه ها و بحران تامین غذای آنها که در این دور درگیری نمایان شد بسیار گسترده بود و قطع برق در برخی مناطق در نتیجه آتش پر حجم مقاومت زندگی صهیونیستها را به جهنم تبدیل کرد و آنان را در شراطی قرار داد که مردم مظلوم و محاصره شده غزه نزدیک به یک دهه و نیم با این شرایط غیر انسانی دست و پنجه نرم می کنند. این شرایط  تلخ در جامعه صهیونیستی که با نارضایتی شدید روبرو شد و اعتراضاتی به دنبال داشت قطعا پیامدهای سیاسی در آینده نزدیک خواهد داشت.

۲ – از زمانی که رژیم صهیونیستی برای غصب سرزمین فلسطین بیشترجامعه بومی آن را آواره اردوگاه های غربت در کشورهای همجوار ساخت و باقیمانده این مردم در داخل را در بخشهای جداگانه (کرانه باختری، نوار غزه، مناطق اشغالی ۱۹۴۸) نگه داشت، این جامعه تحت تاثیر شرایط شوک اشغال و پیامدهای تلخ آن قرار داشت و شرایطی برای بازیابی خود پیدا نکرد و به علت خیانتها و ناتوانائیهای رهبران مرتجعّ عربی دچار نا امیدی مطلق و بدبینی گردید. در جنگ اخیر، جامعه فلسطینی برای اولین بار مشاهده کرد که مقاومت در کوچکترین بخش اشغالی این سرزمین یعنی نوار غزه برای دفاع کل جامعه فلسطینی در محله های شیخ جراح و باب العمود و مسجد الاقصی در بیت المقدس در کرانه غربی به رژیم صهیونیستی اولتیماتوم می دهد و بعد از سه روز به علت استمرار تجاوزاین رژیم، سرزمین های اشغالی را  زیر باران  موشک قرار می دهد. با این حماسه فلسطینیان اعتماد به نفس خود را بازیافتند و  از مقاومت اسلامی تا جایی که ممکن بود حمایت کردند. وحدت هویتی جامعه فلسطینی در درگیری اخیر آنهم پس از چند دهه جدایی، پدیدۀ شگفتی ساز این مرحله شمرده می شود. فلسطینیان مناطق اشغالی ۱۹۴۸ در طول زمان درگیری  آرام و قرار نداشتند و با تظاهرات گسترده در خیابانها با دشمن اشغالگر صهیونیست مقابله می کردند و علیرغم سرکوب شدید آنان و کشتن افراد و بازداشت بیش از دوهزار نفر دیگر، این اعتراضات تا زمان آتش بس ادامه داشت. موج قیام در برخی شهرها مانند اللد، الناصره، و ام الفحم در سرزمین های اشغالی ۱۹۴۸ از جاهای دیگر سنگین تر بود و در اللد به علت خشم تظاهرکنندگان فلسطینی، صهیونیستها از شهر فرار کردند و این شهر خارج از کنترل از سوی رژیم اعلام گردید. در کرانه باختری و شهر قدس مردم اعلام می کردند یا مرگ و یا قدس و علیرغم دادن بیش از تعدادی شهید و چند صد اسیر از  اقدام مقاومت اسلامی در غزه حمایت نمودند. همچنین آوارگان فلسطینی در اردن، سوریه و لبنان با حضور در مرز نه تنها اتحاد خود را با برادران داخل نمایان ساختند که توان دشمن را پراکنده و نگرانیهای او را دو چندان کردند. فلسطینیان مقیم کشورهای غربی نیز این بار محور همه تحرکات و تظاهرات در استرالیا،  اروپا، امریکا و کانادا بودند و قدرت عظیم جمعیتی مسلمانان و آزادیخواهان را به سازندگان وحامیان اصلی رژیم صهیونیستی نشان دادند. این وحدت بی سابقه نمایان ساخت که جامعه فلسطینی همچنان متحد و یکپارچه است و گمانه دشمن در اینکه “بزرگها می میرند و کوچکترها فراموش می کنند” حد اقل در باره جامعه کنونی فلسطین درست نیست و اراده نسل چندم فلسطینی از نسل های پیشین قوی تر و محکم تر است. این وحدت در شرایط تقابل پس از اعلام آتش بس باید با اصلاح وترمیم سازمان ازادیبخش فلسطین و پالایش آن از عناصر نامطلوب حفظ و نهادینه شود وبا مشارکت دادن گروه های سیاسی خارج از سازمان ازادیبخش فلسطین به ویژه حماس و جهاد اسلامی این اتحاد استمرار پیدا کند. اکنون بدون مشارکت همه گروه های مقاوم فلسطینی در ساف این سازمان اعتبار سیاسی و در برگیرندگی نخواهد داشت.  و ساف امروز نماینده واقعی تمام فلسطینی ها بویژه مردمی که در داخل فلسطین زندگی می کنند نیست حفظ اتحاد به وجود آمده میان فلسطینیان در جریان حماسه اخیر اکنون یک ضرورت سیاسی است که همه مسئولان فلسطینی نسبت به آن مسئولیت دارند.

۳ – بسیاری از جوامع جهان در این جنگ با مردم مظلوم فلسطین اعلام همبستگی نشان دادند که قطعا این مواضع اعتبار بزرگی شمرده می شود که فلسطینیان نباید آن را از دست دهند. شاید تظاهرات در کشورهای اسلامی و حتی در برخی کشورهای غرب اروپا مساله جدیدی نبود اما تظاهرات گسترده در امریکا شگفت انگیز و بی سابقه بود. مشارکت سناتورهای کنگره امریکا و سخنان نمایندگان در مجلس در حمایت از مردم فلسطین و ضرورت حفظ حقوق آنان در تعیین حق سرنوشت و دفاع از خود در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی تحول جدیدی به شمار می رود. تحرک گسترده جریان چپ درون حزب دمکرات به رهبری ساندرز و فشار از درون به تغییر نسبی و محدود گفتمان مسئولان این حزب حاکم در امریکا شد که به نوبه خود تحول مهمی شمرده می شود. این همبستگی جهانی یکی از مهمترین امکانات جدید جامعه فلسطینی است که با آن می تواند تحریم رژیم صهیونیستی و جنبش بی دی اس را گسترش داده و مرزهای دایره محاصره و تحریم جهانی این رژیم را توسعه دهد. با پدیده حمایت از آرمان فلسطین در غرب باید فرهنگ ظلم ستیزی را در جهان گسترش داد و فضای بین المللی را اخلاقی تر و انسانی تر کرد. بهرحال جنگ اخیر غزه نشان داد که این جنگ یک رویارویی محدود میان فلسطینیان و صهیونیستها نیست بلکه یک جنگ جهانی است بین دو اردوگاه  حق و باطل است. جامعه جهانی پس از ۷۳ سال رنج و محنت آوارگی و زیر سایه  اشغال بودن را درک کرده و به حقانیت فلسطینیها پی برده که آنها باید مانند همه ملتهای جهان از حق تعیین سرنوشت برخوردار باشند و دولت مستقل خود را داشته باشند. همچنین جامعه جهانی ماهیت نژاد پرستانه رژیم صهیونیستی و سیاست های اشغال و تجاوز آن را در این هفت دهه به خوبی درک کرده و بر ضد آن ایستاده است. این تحول ابعاد جدیدی به این رویارویی می بخشد و ایجاب می کند برای ایجاد اجماع جهانی بر ضد سیاستهای آپارتاید رژیم صهیونیستی تلاش دستجمعی انجام گیرد.

۴- اکنون مقاومت اسلامی در فلسطین با کارنامه ای پر از پیروزی بر دشمن به واقعیّتی تعیین کننده در معادله رویارویی تبدیل شده است. گسترش دستاوردهای مقاومت اسلامی از غزه به عموم فلسطین می تواند معادلات را به نفع مردم فلسطین تغییر دهد و جریان سازش با دشمنان فلسطینی ها به ریاست محمود عباس و تشکیلات فلسطینی او در رام الله را محدود سازد و دو قطبی سیاسی موجود در این جامعه را به نفع مقاومت پایان دهد. دوگانگی در جامعه فلسطینی در چند دهه اخیر تا کنون نه تنها مانع اجماع سازی سیاسی شده که متاسفانه عرصه مانور دشمن را افزایش داده و از هرگونه تحول جدی در این معادله جلوگیری کرده و در نهایت آزادسازی فلسطین را به تاخیر انداخته است. با افزایش دستاوردهای مقاومت اسلامی جامعه فلسطینی و گسترش این پدیده به کرانه باختری فشار بیشتری به جریان سازش وارد خواهد شد تا با جریان مقاومت اسلامی هماهنگ تر عمل کند و برآیند این شرایط به نفع جامعه فلسطینی خواهد بود. البته تاکنون دشمن پس از هر پیروزی مقاومت مسیرکمک های مالی برای بازسازی را از طریق عباس تعیین می کند و عملا به استمرار حیات این جریان کمک می کند و قطعا این بار نیز این کار را تکرار خواهد کرد و به همین علت جریان مقاومت با روشنگری باید ارتباط مشکوک جریان سازش با دشمن را بر ملا و از فریب مردم فلسطین جلوگیری کند.

۵- درگیری اخیر میان دو جامعه فلسطینی و صهیونیستی که بر سر مالکیت این سرزمین ، رفتار آنها پس از پایان جنگ نشان خواهد داد که چه کسی احساس می کند در این سرزمین ریشه دارد و حاضر به ماندن و اصرار بر ترک نکردن  صحنه دارد. تا کنون در درگیریهای قبلی رصد شده که جامعه فلسطینی علیرغم اینکه در جنگ آسیب پذیرتر اند و همواره تلفات آنها بیشتر از دشمن است اما از لحاظ اصرار بر ماندن پابرجاتر هستند و هیچگاه پدیده مهاجرت گسترده از سوی آنان به خارج در میان آنها دیده نشده است. در مقابل بر اساس آمارسالانه  که خود رژیم صهیونیستی اعلام می کند مهاجرت معکوس در این جامعه دو تابعیتی در یک دهه اخیر فرایند تصاعدی داشته است و احتمال می رود به علت گسترش آتش باری و احساس آسیب پذیری این جامعه در درگیریهای اخیر شدت بیشتری پیدا کند. در یک نگاه کلی بر اساس شرایط و قراین می توان گفت جامعه فلسطینی روز به روز اسلامی تر می شود درحالیکه جامعه صهیونیستی به جامعه رفاه تغییر وضعیت می دهد و این باورها در رفتار دو جامعه در آینده انعکاس پیدا خواهد کرد.

۶- در دو سال اخیر علیرغم برگزاری چهار انتخابات زودرس در اسرائیل بحران سیاسی در این رژیم پایان نیافت و تشکیل کابینه جدید به پایان بحران کمک جدی نکرد و این شرایط بحرانی قطعا از این دور درگیری تاثیر منفی خواهد پذیرفت. بیش از دو دهه است که جریان راست سیاسی و صهیونیستی به رهبری حزب لیکود بر عرصه سیاسی رژیم صهیونیستی حاکم است و علیرغم چهار انشعاب در حزب لیکود به رهبری یعلون، لپید، بنت، و ساعر اما این حزب به علت رهبری پیچیده  و زیرکانه نتانیاهو خود را حفظ کرد و همواره برنده انتخابات های زودرس متوالی بوده و ترفندهای مختلف زمینه های بازگشت به قدرت را فراهم می کرد. بسیاری از تحلیلگران صهیونیستی بر این باور بوده اند که شکست نظامی اخیر قربانی می خواهد و این امر اجتناب ناپذیر است و تلاش نتانیاهو برای قربانی کردن دیگران نمی تواند او را نجات دهد. نتانیاهو با عزل رئیس موساد اعلام کرد که با همه مقصران در این جنگ برخورد خواهد کرد اما این شکست قربانی درجه دو نمی خواهد و همانطور که جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ به سقوط المرت نخست وزیر، حالوتس رئیس ستاد ارتش ، و بیرتس وزیر جنگ انجامید، این جنگ نیز به سقوط نتانیاهو نخست وزیر و بنی گانتس وزیر جنگ و کوخافی رئیس ستاد ارتش انجامید. سقوط نتانیاهو تحول بزرگی در عرصه سیاسی این رژیم ایجاد کرد چراکه نتانیاهو حزب لیکود را به حزبی شخصی برای خود و همسرش سارا تبدیل کرده بود و سقوطش منجر به فروپاشی این حزب خواهد شد که نخ تسبیح جریان راست حاکم در دو دهه اخیر شمرده می شود. یکی از پدیده های سیاسی عجیب در رژیم صهیونیستی اینکه در یک دهه اخیر  اکثر ریزش های  حزب راست لیکود به سمت جریان میانه  حرکت داشت و احتمال فروپاشی حزب لیکود در آینده  نیز می تواند به حاکمیت مطلق جریان راست پایان دهد و جریان میانه سیاسی را تقویت کند.

۷- با اعلام آتش بس از سوی دولت مصر، فلسطینیان در سرتاسر این سرزمین به جشن و پایکوبی و توزیع شیرینی پرداختند در حالیکه جامعه صهیونیستی در ماتم فرو رفت و همه از این صحبت می کردند که چه کسی مقصر این جنگ است و اینکه مسئول ناکارآمدی سیستم گنبد آهنین چه کسی است. این صحنه که احساس دو جامعه پس از جنگ را نمایان می کرد بدون در نظر گرفتن جمعبندی ها و محاسبات  مادی برد و باخت هر طرف،  اهمیت استراتژیکی دارد چرا که خود مساله احساس در این معادله موضوعیت دارد و شرایط جدیدی سیاسی پدید می آورد.  احساس سرخورده گی صهیونیستها از آنجا سرچشمه می گیرد که همه برتریهای نظامی که دارند و ارتش باصطلاح شکست ناپذیر آنها نتوانست کار جنگ را به نفع آنها یکسره کند و احساس فلسطینیها از آنجا سرچشمه می گیرد که آنان با امکانات محدود و همکاری با همپیمانان در چارچوب محور مقاومت اسلامی توانستند چرخه زندگی در اسرائیل را برای ۱۱ روز کامل تعطیل کنند و فرودگاه ها و بنادر را نیز از حیز انتفاع بیندازند. این احساس در یک طرف یاس و نا امیدی نسبت به آینده ایجاد می کند و در طرف مقابل امید به پیروزی در آینده را افزایش می دهد و این دو احساس به علت کارکرد سیاسی نمی توان آنها را در هر بررسی در باره ابعاد معنوی جنگ  نادیده گرفت.

۸- فرایند سازش و حل بحران فلسطین از طریق گفتگو از جنگ اخیر تاثیر خواهد پذیرفت. ترامپ رئیس جمهور پیشین امریکا با اعلام معامله قرن دست اسرائیل را در ضمیمه سازی هر بخشی از خاک فلسطین باز گذاشت و عملا یک وضعیت فرا قانونی به اسرائیلیها در هرگونه گفتگو داد. این شرایط عملا فرایند گفتگو را وارد یک بحران کرد و امکان یافتن راه حل از این مسیر را کاملا متوقف کرد. علیرغم اینکه مقاومت فرایند سازش را رد می کند اما عقب نشینی اخیر امریکا از معامله قرن و بازگشت به مقررات بین المللی و قطعنامه های سازمان ملل یکی از مهمترین نتایج ناخواسته جنگ اخیر است. دولت جدید بایدن در امریکا فاقد برنامه برای حل بحران فلسطین بود ولی تحت فشار مقاومت ناگزیر به انتخاب چارچوبهای تازه ای شده است. دولت دمکرات حاکم در کاخ سفید از روز اول قصد عقب نشینی از تصمیمات ترامپ را نداشت و اعلام کرده بود که سفارت امریکا در قدس خواهد ماند اما در نتیجه جنگ اخیر شرایط تغییر کرد. بایدنی که پس از انتخابات تا یک ماه حاضر به گفتگو با نتانیاهو نبود در طول جنگ یازده روزه هفت بار تماس تلفنی گرفت و نگرانی خود را از ماجراجوئیهای نتانیاهواعلام کرد. امریکا احساس می کند ماجراجویی نتانیاهو به ویژه رفتارهای افراطی و فرا قانونی بر ضد مردم فلسطین در قدس و علیه مسجد الاقصی  می تواند دنیا را علیه امریکا و اسرائیل تحریک کند و به همین علت امریکا توصیه کرد که وضع موجود در قدس باید حفظ گردد و از نتانیاهو خواست تا از ماجراجویی دست بردارد. این واقعیت ها هرچند برای مقاومت بی ارزش است و در معادلات خود آن ها را نادیده می گیرد اما نشان می دهد که مقاومت فلسطین دامنه تاثیرگذاری خود را تا امریکا توسعه داده است.

۹- همزمان با بروز اختلاف میان رژیم صهیونیستی و همپیمانش امریکا در برخی مواضع سیاسی و رفتارها، فرایند اختلاف زدایی در درون محور مقاومت اهمیت ویژه ای پیدا کرد. دیدار نمایندگان مقاومت فلسطین با بشار اسد رئیس جمهور منتخب سوریه در جریان جنگ رویداد مهمی است چراکه در این دیدار نماینده جنبش حماس پس از چند سال در دمشق حضور یافت و در این دیدار شرکت کرد و این نشان داد که کدورت ناخواسته میان سوریه و حماس رو به پایان است. اظهارات مسئولانه دکتر بشار اسد در اینکه سوریه  همواره از مقاومت فلسطینی و ضد صهیونیستی حمایت می کند و خود را اسیر برخی حوادث یا موضعگیریهای اشتباه گذشته نخواهد کرد نشان از حکمت رهبر سوریه و موفقیت محور مقاومت اسلامی در خانه تکانی داخلی و مرتب سازی وضعیت داخلی خود در سطح منطقه است که قطعا در برآیند معادله نهایی تاثیر قابل توجهی خواهد گذاشت.

۱۰- جنگ اخیر مقاومت بر ضد رژیم صهیونیستی تاثیرات مهمی بر جایگاه منطقه ای این رژیم خواهد گذاشت. نتانیاهو با لاوهای سیاسی اعلام می کرد که ما به فلان کشور اجازه نمی دهیم که سلاح هسته ای داشته باشد و به فلان کشور دیگر اجازه استقرار نیروهای همپیمان را نمی دهیم و با این اظهار نظرها سعی می کرد که نشان دهد که اسرائیل حاکم منطقه است و کسی بدون اجازه آن نمی تواند کاری انجام دهد و برخی کشورهای بی ریشه منطقه فریب این تصویر سازی را نیز خوردند و در دام این رژیم افتادند. سقوط این اسطوره سازی از لحاظ تبلیغاتی و روانی اهمیت زیادی دارد به ویژه زمانیکه مسئولان این رژیم به آن اعتراف می کنند. لیبرمان رئیس حزب اسرائیل بیتونوی اسرائیل در یک مصاحبه با کانال دهم این رژیم اعلام کرد نتانیاهو به ایران تشر می زد و به حمله به تاسیسات اتمی ایران تهدید می کرد اما اکنون با این جنگ معلوم شد ما در مقابل مقاومت در غزه دست بسته هستیم و قطعا توان مقابله با حزب الله لبنان را نداریم و تقابل با ایران محال به نظر می آید. این اظهارات آنهم در داخل اسرائیل در عملیات تصویر سازی ذهنی در داخل و خارج تاثیرگذار است و معادلات واقعی را که به زیان اسرائیل است از زبان مقامات اسرائیل باز می گوید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.