گفت‌وگو با احمد کاظمی: رویکرد اردوغان از سال ۲۰۰۰ م. تغییر کرده‌است

0 16

فرهنگ اسلامی: بسم الله الرحمن الرحیم. در مورد نقش پان‌تُرکیسم در تحولات منطقۀ قفقاز و آسیای مرکزی صحبت می‌کنیم. پس از جنگ سرد و برچیده شدن اردوگاه مارکسیسم، پیوند ایدئولوژیکی که قرار بود مردم آسیای مرکزی و قفقاز را به روسیه وصل کند فروریخت. آن چارچوب مارکسیسم، و چارچوب ایدئولوژیک جدیدی که می‌توانست پدید آید نوزایی تمدن اسلامی بود.

ضعف بنیۀ اسلامی مردم این منطقه (به خاطر ۷۰ سال حکومت کمونیسم و دوری از مراکز پژوهشی اسلامی) و مداخلۀ گروه‌های تکفیری و مشخصاً عربستان سعودی فرصتی پیش نیاورد که بیداری اسلامی با هویت اسلام ناب محمدی بتواند مردم را کنار هم جمع کند-شاید مطلوب روسیه هم همین بود که جابه‌جایی از ایدئولوژی مارکسیسم به ناسیونالیسم رخ دهد.

کشور‌های مختلفی بر پایۀ قوم‌گرایی به وجود آمدند که در ادبیات سیاسی روسیه خارجِ نزدیک شناخته می‌شوند: خارج‌اند چون از نظر مذهبی و قومی با روسیه یکی نیستند؛ نزدیک‌اند چون حدود دو قرن زیر حاکمیت روسیه قرار داشتند. کشور‌های مشترک‌المنافعی مثل قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، آذربایجان، و ارمنستان تشکیل شد، و به هر حال معادلات تغییر کرد.  امروز، در سطح معادلات جهانی، چین و روسیه و ایران در یک طرف قرار گرفته‌اند؛ شرایط بین‌المللی ایجاب کرده‌است که این‌ها در یک طرف و آمریکا و هم‌پیمانان غربی او در طرف دیگر قرار بگیرند. آخرین کشوری که ناتو در سمت آسیا دارد ترکیه است. امروز، ترکیه در قفقاز و آسیای مرکزی با شعار پان‌تُرکیسم و در جهان عرب با شعار پان‌اسلامیسم عمل می‌کند و با این دو شعار سعی می‌کند قلمرو حضور ناتو را در کشورهای اسلامی توسعه دهد. البته، این دو شعار با هم ناهماهنگ‌اند چون اسلام دین فراقومی است، اما پان‌تُرکیسم یک شعار قومی و نژادپرستانه است.

به نظر شما، دلیل اینکه ترکیه در جهان عرب یک سیاست دارد و یک شعار می‌دهد و در آسیای مرکزی و قفقاز سیاست و شعار دیگری دارد چیست؟

کاظمی: ترکیه در اکتبر ۱۹۲۳ م. بنیان‌گذاری شد. از همان زمان، در قانون اساسی ترکیه و اسناد بالادستی این کشور، مسائل قومی و پان‌تُرکیسم به‌صراحت مورد تأکید قرار گرفته‌است. به رغم اینکه تاکنون چهار بار در قانون اساسی ترکیه اصلاحاتی انجام شده، امروز هم که قانون اساسی ترکیه را مطالعه می‌کنیم، شاهدیم که در آن از عباراتِ هویت تُرکی، ملت واحد تُرک، و تُرک‌گرایی صحبت شده‌است. به رغم اینکه ترکیه در معاهدۀ لوزان (۱۹۲۳ م.) اقلیت‌های یونانی، ارمنی، و مسیحی را پذیرفته بود، هر نوع اقلیت و قومیت در قانون اساسی ترکیه کاملاً انکار شده‌است؛ بنابراین، پان‌تُرکیسم در قانون اساسی ترکیه کاملاً تبلور یافته‌است. جالب است بدانید که ترکیه تنها کشور جهان بود که در سال ۱۹۹۱ م. به اعلامیۀ مجمع عمومی سازمان ملل در مورد حقوق اقلیت‌های قومی، مذهبی، زبانی، و ملی رأی منفی داد-یعنی بر همان ایدۀ تأسیس جمهوری ترکیه مبنی بر پان‌تُرکیسم تأکید کرد.

بعد از فروپاشی شوروی، به دلیل اینکه ۱۵ جمهوری جدید با زبان و فرهنگ متنوع در این عرصۀ جغرافیایی استقلال یافتند، سیاست‌های پان‌تُرکیسم ترکیه تقویت شد. نمودِ آن تشکیل سازمان کشور‌های ترک‌زبان در سال ۱۹۹۲ م. بود-که کشورهای قبرس، آذربایجان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان، و قزاقستان در آن عضویت داشتند. در ماه‌های اخیر هم شاهدیم که ترکیه به دنبال تقویت فعالیت‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی، و فرهنگی در این سازمان است.

اساساً، از سال ۱۹۵۲ م. که ترکیه عضو سازمان ناتو شد، در شرایطی که دنیای دوقطبی شرق-غرب یا کاپیتالیسم-سوسیالیسم حاکم بود، این کشور به عنوان خطّ مقدم دنیای غرب در کنار مرز‌های شوروی نقش‌آفرینی می‌کرد. در آن مقطع، به رغم اینکه نهاد‌های تُرک‌گرا در ترکیه فعال بودند، مجموع سیاست‌های ترکیه عمدتاً در چارچوب سیاست‌های بلوک غرب تعریف می‌شد. جز بعضی تحولات که در دهۀ ۷۰ م. توسط جریان‌های چپ در ترکیه پیگیری شد، عمدۀ نگرش ترکیه در آن دوران در چارچوب ناتو تعریف می‌شد.

اما بعد از فروپاشی شوروی و از بین رفتن فضای دوقطبی، طبیعتاً تغییراتی در این وضعیت ایجاد شد. عموماً دو نگاه مطرح بود:

(۱) به دلیل نگرانی از اینکه اسلام‌گرایی جایگزین کمونیسم شود، کشورهای غربی این نقش را برای ترکیه تعریف می‌کردند که به عنوان مدل دموکراسی اسلامی برای کشور‌های عربی و اسلامی (در چارچوب طرحِ به‌اصطلاح خاورمیانۀ بزرگ) معرفی شود.

(۲) خصوصاً در دورۀ ریاست‌جمهوری کلینتون و تا حدودی در دورۀ اوباما، ترکیه به عنوان نمونۀ دموکراسی اسلامی برای کشور‌های منطقه تعریف می‌شد تا از روند بیداری اسلامی یا آنچه افراط‌گرایی اسلامی می‌خواندند جلوگیری کنند. این سیاست، به دلایل مختلف، نتوانست آن‌طور که هدف‌گذاری شده بود (و آن‌طور که خانم کاندولیزا رایس به عنوان «درد زایمان در خاورمیانه» مطرح می‌کرد) متولد شود.

نهایتاً، بعد از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، به نظر می‌رسد دو رویکرد هم‌زمان توسط ترکیه به پیش برده می‌شود. این رویکرد‌ها عمدتاً با اهدافی که کشورهای غربی آن را دنبال می‌کنند همسوست؛ بخشی از آن در چارچوب اهدافی است که ترکیه تعریف می‌کند، ولی نهایتاً، خروجی این طرح ترکیه در چارچوب منافع آمریکا و جبهۀ غرب تعریف می‌شود.

دولت و حزب عدالت و توسعه و شخص آقای اردوغان-که از سال ۲۰۰۲ م. سکاندار قدرت در این کشور است-در قالب بحث احیای نئوعثمانی‌گری و احیای قدرت امپراتوری عثمانی در منطقه، پان‌تُرکیسم و اسلام‌گرایی از نوع خاصِ آن را در دستور کار قرار داده‌اند. سیاست خارجی ترکیه در حال حاضر روی دو بال قرار دارد:

(۱) پان‌تُرکیسم. این ابزاری است که ترکیه برای نفوذ و حضور در منطقۀ قفقاز و آسیای مرکزی و حتی تا سین‌کیانگ چین دنبال می‌کند. پان‌تُرکیسمِ ترکیه یک جریان مستقل نیست؛ در اواخر دورۀ امپراتوری عثمانی، ایده‌پردازان اصلی آن یهودیانی مثل آقای کوهن و آرتور لملی بودند.

جریان پان‌تُرکیسم هیچ‌وقت یک جریان مستقل تُرکی نبوده‌است؛ کما اینکه آن زمان که بحث پان‌تُرکیسم و پان‌عربیسم مطرح می‌شد، هدف اصلی انحلال و اضمحلال عثمانی بود و انگلستان توانست به این هدف برسد. امروز هم می‌بینیم که بحث پان‌تُرکیسم، که نمود‌ آن در قفقاز با همکاری جمهوری آذربایجان مطرح می‌شود، باز در خدمت منافع درازمدت آمریکا، انگلستان، و کشور‌های غربی است. آنچه مشخص است این است که یک بال ترکیه در خارج پان‌تُرکیسم است.

(۲) اِخوانی‌گرایی. بال دیگرْ  اِخوانی‌گرایی از نوع اردوغانی است، که تفاوت هایی با سایر مکاتب اِخوانی دارد. ترکیه تلاش می‌کند از زاویۀ مباحث اِخوانی و گاه از زاویۀ اینکه خود را منجی آرمان فلسطین معرفی می‌کند به کشور‌های اسلامی و عربی وارد شود و نهایتاً الگوی دموکراسی اسلامی را، که آمریکا در نظر داشت، در این کشور‌ها مطرح کند.

البته، هر وقت منافع ترکیه ایجاب کرده، از شعار‌های اِخوانی عدول کرده‌است. ما الآن شاهدیم که به‌رغم اینکه جریان اِخوانی در مصر همچنان تحت فشار و سرکوب است، تحرکاتی برای عادی‌سازی مناسبات ترکیه و مصر صورت می‌گیرد.

ترکیه سعی می‌کند از هر ابزار که در قالب دو رهیافتِ پان‌تُرکیسم و اسلام‌گرایی اردوغانی می‌گنجد برای گسترش نفوذ خود در منطقه و برای نئوعثمانی‌گرایی استفاده کند. البته، نهایتاً، خروجی این‌ها با اهدافی که غرب در منطقه تعریف کرده همسوست. ‌ترکیه اساساً از لحاظ ایدئولوژیک بازیگر مستقلی در منطقه نیست، و خود به‌خوبی می‌داند که اگر اهدافش در قالب اهداف غرب در منطقه تعریف نشود، احتمال پیشبرد آن‌ها و تأمین ابزارها و هزینه‌هایی که دارد بسیار دشوار خواهد بود.

فرهنگ اسلامی: شما اشاره کردید که اصولاً نظریه‌پردازان پان‌تُرکیسم در انتهای دوران عثمانی تُرک و مسلمان نبودند بلکه یهودی بودند. از آقای کوهن و آرتور لملی نام بردید. خاندان کوهِن در غرب بسیار شناخته‌شده هستند، و ما این اسم را در صفحات تاریخ غرب مرتب می‌بینیم. نکتۀ جالب اینکه خودِ آتاتورک هم تُرک نبود بلکه از مقدونیه بود. مقدونیه در قلمرو جغرافیایی تمدن یونان است. آیا آتاتورک هم یهودی بود یا دین دیگری داشت؟

کاظمی: اقوال مختلفی در مورد او مطرح می‌شود. بسیاری از منابع تأکید می‌کنند که آتاتورک یک یونانی‌زادۀ یهودی بوده‌است.

فرهنگ اسلامی: اشاره کردید که نظریه‌پردازان یهودی برای تجزیۀ امپراتوری عثمانی از پان‌تُرکیسم و پان‌عربیسم استفاده کردند، و شواهد تاریخی هم نظر شما را کاملاً تأیید می‌کند؛ مثلاً، مغز متفکر پان‌عربیسم میشل عفلق است، که او هم عرب و مسلمان نیست بلکه یونانی است!

حال به بحث انقلاب اسلامی و اتفاقی که در ایران رخ داد برگردیم. بعد از انقلاب اسلامی-که ذاتاً به تمام اقوام مسلمانِ تُرک، فارس، عرب، و… تعلق دارد-می‌بینیم که از اهرم ناسیونالیسم علیه انقلاب اسلامی استفاده می‌شود. بعد از پیروزی انقلاب، شورای همکاری کشور‌های عرب خلیج فارس شکل گرفت و حمایت‌های مالی و سیاسی فراوانی از رژیم صدام برای حمله به ایران کرد، که او هم شعارش پان‌عربیسم بود. این حمله صورت گرفت و جنگ تحمیلی هشت سال ادامه پیدا کرد. صد‌ها هزار نفر در این جنگ کشته و زخمی و آواره شدند.

باز می‌بینیم که بعد از پیروزی انقلاب، سازمان کشور‌های تُرک‌زبان تشکیل می‌شود. شورای همکاری کشور‌های خلیج فارس در جنوب ایران تشکیل شد، و سازمان کشور‌های تُرک‌زبان می‌تواند از شمال غربی تا شمال شرقی ایران توسعه پیدا کند. (در مورد ایران باید توضیح داد که اینجا قلمرو اسلام و خانۀ اسلام است.) این دو پدیده، که هر دو بعد از انقلاب اسلامی ظهور کرده‌اند، چه پیامی برای مسلمانان ایران و کشور‌های عربی و کشور‌های آسیای مرکزی و قفقاز خواهند داشت؟

کاظمی: بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، نگرانی‌ها در ترکیه از گسترش دامنۀ این انقلاب و اثراتی که می‌توانست بر جامعۀ ترکیه داشته باشد بسیار زیاد بود. در آن مقطع، ما شاهد این تأثیرات در داخل ترکیه-خصوصاً در میان کُرد‌ها و علوی‌ها، به عنوان بزرگ‌ترین جامعۀ اقلیت-بودیم. تعداد علوی‌ها در ترکیه بیش از ۱۵ میلیون نفر برآورد می‌شود. ترکیه اولین کشوری بود که به ایران‌هراسی دامن زد. در آن زمان، پروژه‌هایی اجرا و گروه‌هایی جعلی با اسمِ «حزب‌الله» تأسیس شد که بتواند ایران اسلامی را تخریب کند؛ پروژه‌های ترور با عنوان فاعل مجهول به ایران منتسب می‌شد تا در افکار عمومی ترکیه به ایران‌هراسی دامن زده شود.

دولت ترکیه، همسو با نگرش غرب، اعتقاد داشت که برای مقابله با موج حرکت اسلامی و انقلاب اسلامی باید حتماً به موازاتِ ابزار‌های تفرقۀ مذهبی و فرقه‌ای از ابزار‌های قومی استفاده کرد. این رویکرد، به‌ویژه بعد از فروپاشی شوروی، با جدیت در ترکیه دنبال شد. به خاطر اینکه ترکیه در قالب ایدۀ پان‌تُرکیسم ساختار‌های دولتی و رسمی قومی دارد، بعد از فروپاشی شوروی، با ادعای اینکه ترکیه با جمهوری‌های آسیای مرکزی و آذربایجان اشتراک زبانی دارد، سعی کردند به این موضوع دامن بزنند و از آن به عنوان ابزاری برای جلوگیری از گسترش انقلاب اسلامی در ترکیه و بلکه در قفقاز و آسیای مرکزی استفاده کنند و در واقع مانع شوند که ایدئولوژی انقلاب اسلامی در قفقاز و آسیای مرکزی جایگزین کمونیسم شود. به این ترتیب، از اشتراک زبانی و نژادی استفاده کردند.

من بر این نکته تأکید می‌کنم که اشتراکات زبانی بین ترکیه و جمهوری آذربایجان و جمهوری‌های آسیای مرکزی فقط یک ادعاست. حتی در نشست‌های سازمان کشور‌های تُرک‌زبان، سران این کشور‌ها با مترجم حضور پیدا می‌کنند، و این نشان می‌دهد که اساساً اشتراک زبانی وجود ندارد! در جمهوری آذربایجان، ایدۀ اصلی آذربایجان‌گرایی است، نه تُرک‌گرایی. در پارلمان جمهوری آذربایجان بر آذربایجان‌گرایی تأکید شده‌است؛ این نشان می‌دهد که حتی خودِ جمهوری آذربایجان بحث آذربایجان را متفاوت از تُرک‌گرایی می‌داند.

بعضی از محافل، نمایندگان مجلس، و شخصیت‌ها در جمهوری آذربایجان در دهه‌های اخیر از تسلط فرهنگ تُرکی استانبولی بر فرهنگ آذری اظهار نگرانی کرده‌اند. برای مقابله با اسلام‌گرایی در این کشور‌ها، در سال‌های گذشته شبکه‌هایی مثل شبکۀ آواز تشکیل شده-که هدفشان جوامع آسیای مرکزی، آذربایجان، قبرس، و خودِ ترکیه است. این موضوع نشان می‌دهد ابزار‌های قومی و چیز‌هایی که به عنوان پان‌تُرکیسم مطرح می‌شود ابزار هژمون قدرت‌های جهانی است، و آنان می‌خواهند از طریقِ آن ابزار مانع گسترش انقلاب اسلامی در منطقه شوند.

ترکیه در این راستا ایفای نقش می‌کند. نقش‌آفرینی ترکیه، به‌خصوص بعد از جنگ ۴۴روزه در قره‌باغ (که سال گذشته شاهد آن بودیم)، به‌شدت افزایش پیدا کرده و وارد فاز عملیاتی شده‌است.

فرهنگ اسلامی: شما گفتید زبان در ترکیه و جمهوری آذربایجان تا حدودی متفاوت است. فکر می‌کنم نکتۀ دیگری که باید به آن توجه کرد این است که اصلاً مردم شبه جزیرۀ آناتولی، یعنی جایی که به آن ترکیه گفته می‌شود، رومی هستند. اینجا بیزانس است. قسطنطنیه همان کنستانتین‌پُل است. چه‌طور شد که مردم روم شرقی ناگهان اسمشان تُرک شد؟ البته، چون سلجوقیان حمله کردند، زبان آنجا تغییر پیدا کرد و تُرکی شد؛ ولی از نظر نژاد، این‌ها از نژاد مهاجمان تُرک‌زبان نیستند؛ هستند؟

کاظمی: بعد از فتح استانبول توسط سلطان محمد فاتح، طبیعتاً تحولاتی در قسطنطنیۀ شرقی، که امروز استانبول نامیده می‌شود، انجام شد. یکی از این تحولات اخراج ساکنان بومی این مناطق-یعنی یونانی‌ها و رومی‌ها-بوده‌است. البته، ما امروز هم شاهد حضور اقلیت یونانی در استانبول و برخی از شهر‌های ترکیه هستیم.

بعد از آن، تمام آثار مربوط به قسطنطنیۀ شرقی در این شهر از بین رفت، و بافت فرهنگی و تاریخی این منطقه عوض شد. بعد از تهاجم تُرک‌ها به این منطقه، آن بافت اصیل و شرایطی که در قسطنطنیۀ شرقی وجود داشت دچار تغییراتی شد. امروز یکی از اختلافات اصلی یونان و ترکیه بر سر همین موضوع است، و بحث حقوق اقلیت‌های یونانی در ترکیه و به‌ویژه در استانبول و نحوۀ فعالیتی که از نظر حقوق مذهبی و فرهنگی و زبانی دارند از طرف یونان مطرح می‌شود. در مقابل، هم ترکیه سعی می‌کند بحث حقوق مسلمانان در یونان را مطرح کند. جالب است که ترکیه از لفظِ مسلمان استفاده نمی‌کند و بر حقوق تُرک‌ها در یونان تأکید دارد. آنچه مشخص است این است که بافت فرهنگی و تاریخی این منطقه دچار تغییر شده‌است. امروز این بافت تُرکی در صنعت سریال‌سازی و رسانه‌های ترکیه چنان تقویت می‌شود که از تاریخ خود جدا می‌شود.

فرهنگ اسلامی: قبول که تُرک‌ها حمله کردند و شبه جزیرۀ آناتولی را گرفتند؛ ولی تُرک‌ها مهاجم بودند، و این شبه جزیره ساکنانی داشت که همه رومی بودند. این‌ها همان کسانی هستند که در زمان کنستانتین به دین حضرت مسیح؟ع؟ ایمان آوردند. شهر کنستانتین‌پُل، که امروز قسطنطنیه گفته می‌شود، یادگار آن دوران است. می‌خواهم بگویم مردم شبه جزیرۀ آناتولی از نظر ریشه‌های نژادی از نسل اقوام تُرک (که بیشتر به آسیای شرقی مربوط می‌شود) نیستند؛ هستند؟

کاظمی: نه تنها در این موضوع، اساساً وضعیت ترکیه و امپراتوری عثمانی از لحاظ امتزاج قومی پیچیده و جالب توجه است. غیر از اینکه ساکنان آنجا یونانی بودند، جمعیت قابل توجهی در قالب قرارداد‌هایی که میان عثمانیِ آن زمان و بعد ترکیه با یونان بسته شد جابه‌جا شدند. یک عده از قومیت‌های اصیل این منطقه جابه‌جا شدند، ولی در عین حال امتزاج فرهنگی در منطقه صورت گرفته‌است. ترکیه، غیر از یونانی‌ها، میزبان بسیاری از اقلیت‌ها بوده‌است؛ مثلاً، اقلیت‌هایی از قفقاز گرفته تا گرجی‌ها به امپراتوری عثمانی آمده‌اند. این‌ها طیّ سده‌های مختلف دچار امتزاج فرهنگی شدند و فرهنگ آن‌ها تغییر کرد. بسیاری از گرجی‌ها (که مسیحی هستند) در ترکیه مسلمان شدند. مادر اردوغان یک گرجی است که در شهر ویزه زندگی می‌کرد. امتزاج تُرک‌های آناتولی با اقوام مختلف در طول پنج سدۀ ‌گذشته باعث شده بسیاری از نظریه‌پردازان معروف خودِ ترکیه باور داشته باشند که  اصلاً نژاد خالص تُرکی در این منطقه وجود ندارد.

فرهنگ اسلامی: از اردوغان صحبت کردید. اردوغان به حزب رفاه به رهبری آقای نجم‌الدین اربکان وارد و عضو شاخۀ جوانان این حزب شد. آقای نجم‌الدین اربکان واقعاً یک اسلام‌گرا بود و خود را متعلق به اُمت اسلام می‌دانست. ما گرایش نژادپرستانه یا قوم‌گرایانه در او نمی‌دیدیم. او بود که پیشنهاد کرد که ایران و ترکیه و مصر و بعضی از کشور‌های دیگر همگرا شوند و یک سازمان همکاری اقتصادی جدید به وجود بیاورند. آقای نجم‌الدین اربکان در مورد آقای اردوغان اظهار نظری کرده و گفته ایشان از مهره‌های اسرائیل است. نظر شما در مورد این سخن آقای اربکان چیست؟

کاظمی: آقای اردوغان در زمانی که حزب رفاه فعالیت می‌کرد از شاگردان آقای نجم‌الدین اربکان بود. شهرداری آقای اردوغان در شهر استانبول هم تحت تأثیر حمایت‌های حزب رفاه بود. آقای اردوغان با حمایت حزب رفاه و شخص آقای اربکان از پله‌های قدرت بالا رفت؛ منتها، به نظر می‌رسد این رویکرد از حدود سال ۲۰۰۰ م. به بعد تغییر کرد.

به‌درستی اشاره کردید که آقای اربکان به بسیاری از مسائل، مثل آرمان فلسطین، به معنای واقعی کلمه اعتقاد داشت. هیچ وقت موضع‌گیری‌های او علیه رژیم صهیونیستی شعاری نبود. تا زمانی که در قدرت بود، به‌ویژه در سال‌های ۷-۱۹۹۶ م. که دولت ائتلافی اربکان-چیلر را تشکیل داده بود، همواره مواضع تندی علیه رژیم صهیونیستی داشت. با ایدۀ تأسیس گروه کشور‌های در حال توسعۀ اسلامی (گروه جی-هشت) این موضع را پیگیری می‌کرد که کشور‌های اسلامی باید بلوک واحدی در برابر کشور‌های غربی باشند.

بعد از سال ۲۰۰۰ م.، در دورۀ فعالیت حزب فضیلت، گرایش‌های متفاوت آقای اردوغان با جبهۀ اسلام‌گرایی در ترکیه مشخص شد. همین باعث شد که بعد از آن سال، حزب فضیلت به دو شاخۀ حزب سعادت (که ادامه‌دهندۀ راه آقای اربکان بود) و حزب عدالت و توسعه (که آقای اردوغان آن را شکل داد) تقسیم شود. از زمانی که حزب فضیلت به دو دسته تقسیم شد، خطّ سیاسی و ایدئولوژیک آقای اردوغان از آقای اربکان جدا شد. اقدامات بعدی اردوغان کاملاً نشان داد که از آرمان‌های آقای اربکان دوری گزیده‌‌است.

آقای اربکان چندین اصطلاح در مورد آقای اردوغان دارد: ایشان را به خاطر رویکرد‌هایی که در مورد مسائل جهان اسلام-به‌ویژه، فلسطین-داشته به «فرعون» تشبیه کرده‌است، یا تأکید کرده که آقای اردوغان «شیرۀ انگوری بود که به فساد کشیده شد.» مرحوم اربکان نارضایتی خودش را از سیاست‌های اردوغان این‌گونه نشان داد. امروز هم در ترکیه شاهدیم که رویکرد‌هایی که اردوغان در داخل (نسبت به اقلیت‌ها و گروه‌های اسلامی) و خارج در پیش گرفته‌است کاملاً با رویکرد‌های آقای اربکان متفاوت است. آقای اربکان هیچ اعتقادی به این نداشت که از مسائل قومی به عنوان ابزاری در سیاست خارجی استفاده شود. در سال ۱۹۹۶ م.، پنج سال پس از فروپاشی شوروی، چنین رهیافتی از سوی آقای اربکان دنبال نشد. اساساً، در ترکیه، مباحث قومی جایگاهی در قاموس اسلام‌گراییِ جریان اصلی اسلامی نداشت، و این مسائل در مقطعی که اربکان در ترکیه بر سر قدرت بود ضعیف شد.

فرهنگ اسلامی: به تفاوت‌هایی که اردوغان با مرحوم نجم‌الدین اربکان داشت و دارد اشاره کردید. آقای اردوغان تحت عنوان مبارزه با فتح‌الله گولن پاکسازی‌های وسیعی را در نهاد‌های حساس و حیاتی ترکیه-مثلِ ارتش، نیرو‌های مسلح، پلیس، و نیرو‌های امنیتی-آغاز کرده‌است. هدف از این پاکسازی‌ها تا چه اندازه اسلام‌زدایی ترکیه و تا چه اندازه واقعاً مقابله با یک کودتاست؟

کاظمی: جریان فتح‌الله گولن در ترکیه یک جریان ریشه‌دار بود، که عمدتاً در مواردی با اهداف جریان غربی در منطقه همسوست. آقای اردوغان بعد از سال ۲۰۰۲ م. که قدرت را در ترکیه در دست گرفت با جریان گولن همکاری بسیار نزدیکی داشت، و بسیاری از کارشناسان جریان گولن را پشتوانۀ اردوغان در دهۀ اول قدرتش در ترکیه می‌دانستند. ولی از یک نقطه به بعد، میان اردوغان و جریان گولن اختلاف ایجاد شد. در کودتایی که در جولای ۲۰۱۶ م. در ترکیه صورت گرفت، این جریان از سوی دولت ترکیه به عنوان یک جریان تروریستی قلمداد شد. بعد از آن، ترکیه مرتباً درخواست کرد که آمریکا فتح‌الله گولن را-که در حال حاضر در آمریکا اقامت دارد-به ترکیه مسترد کند، اما آمریکا این کار را نکرد. ترکیه حتی نتوانست از دستگیری جاسوس آمریکایی [آقای جانسون]، که در کسوت کشیش در ترکیه فعالیت می‌کرد، به عنوان ابزاری برای استرداد فتح‌الله گولن استفاده کند.

جریان فتح‌الله گولن عمدتاً در چارچوب آرمان‌های بنیان‌گذار ترکیه، آتاتورک، قرار دارد. خصوصاً، وقتی فعالیت‌های مدارس و مراکز آموزشی این جریان را در کشور‌های مختلف (از جمله، در کشور‌های قفقاز و آسیای مرکزی) دنبال کنیم، این موضوع کاملاً مشخص است. این جریان ضمناً در برخی از کشور‌ها به عنوان سدّ توسعۀ تشیّع عمل می‌کرد.

اما مقابلۀ آقای اردوغان با جریان گولن نه به خاطر بحث‌های اسلام‌گرایی یا کارکرد‌های خاص این گروه که به این دلیل بود که اردوغان به این نتیجه رسید که نظام سُلطۀ جهانی آمریکا می‌خواهد از جریان گولن به عنوان جایگزین حزب عدالت و توسعه استفاده کند. بعد از کودتای جولای ۲۰۱۶ م. در ترکیه، نزدیک ۱۰۰ هزار نفر، به بهانه‌های مختلف و به دلیل وابستگی به جریان گولن و به بهانۀ آن کودتا، بازداشت شدند-چون حزب عدالت و توسعه جریان گولن را رقیب حکومتی خود می‌دید. ترکیه در پنج سال اخیر رایزنی‌های مختلفی با کشور‌های منطقه، به‌ویژه در آسیای مرکزی و قفقاز، داشته‌است تا همۀ مراکز و نمایندگی‌های جریان گولن در آن کشورها تعطیل و  امور آن‌ها به ترکیه سپرده شود.

فرهنگ اسلامی: با اجازۀ شما، به بحث پان‌تُرکیسم برگردیم. اگر پان‌تُرکیسم بتواند به عنوان یک محور در شمال ایران و جنوب روسیه و غرب چین عمل کند، چین و روسیه و ایران می‌توانند هدف قرار گیرند. بالاخره، ترکیه با آیغورها یا مسلمانان سین‌کیانگ و کاشغر نوعی هم‌ذات‌پنداری قومی اظهار می‌کند، در روسیه با تاتار‌ها هم همین‌طورند، و ممکن است چشمداشتی به ایران هم داشته باشند. آقای ریچارد هلمز، رئیس اسبق سازمان سیا، کتابی به نام ناسیونالیسم در ایران نوشته و یک فصل از کتاب را به آذربایجان اختصاص داده‌است و می‌پرسد: «آذربایجان استان است یا کشور؟» از سه دهۀ گذشته، آمریکا به دنبال این بود که بحث‌های قومی را به این سمت و سو ببرد. به نظر شما، تهدید پان‌تُرکیسم برای سه کشور روسیه، چین، و ایران تا چه اندازه جدی است؟

کاظمی: به نظر می‌رسد بعد از تحولاتی که درجنگ ۴۴روزۀ قره‌باغ شاهد بودیم، باید این تهدید را جدی بگیریم. اساساً، پان‌تُرکیسم از یک خلأ جغرافیایی رنج می‌برد. از همان اواخر دورۀ عثمانی، ایدۀ اتصال پان‌تُرکیسم از دریای مدیترانه تا چین مطرح بود، اما پان‌تُرکیسم در واقعیات ژئوپلتیکیِ حاکم اتصال جغرافیایی ندارد و برای اتصال از دریای مدیترانه تا سین‌کیانگ چین با معضلات اصلی و فرعی مواجه است.

معضل اول ارمنستان است: ارمنستان بین نخجوان و آذربایجان قرار دارد، و ارتباط جغرافیایی زمینی آذربایجان با نخجوان برقرار نیست. (دریای خزر هم به عنوان یک حایل بین این جغرافیا ایفای نقش می‌کند.) البته، از لحاظ تاریخی، بین نخجوان و ترکیه هیچ ارتباطی نبوده‌است. این ارتباط با خیانت رضاشاه و از طریق یک گذرگاه هفت کیلومتری در ایران که به آتاتورک واگذار شد فراهم شده‌است. بعد از جنگ ۴۴روزۀ قره‌باغ، مشخص شد که جنگ دوم قره‌باغ یک پروژۀ بین‌المللی نه برای آزادی قره‌باغ بلکه برای اتصال جغرافیایی پان‌تُرکیسم بوده‌است-که انگلستان و آمریکا و رژیم صهیونیستی در پشت آن قرار دارند، و ترکیه به عنوان پیاده‌نظامِ آن عمل می‌کند.

بعد از این جنگ، جمهوری آذربایجان در عالی‌ترین سطح (ریاست‌جمهوری) درجنوب ارمنستان ادعای ارضی مطرح کرده‌است: بحث دالان موهوم و جعلیِ زنگزور، که همان استان سیونیکِ ارمنستان است، توسط الهام علی‌اُف مطرح شده‌است. او بارها تأکید کرده‌است که اگر نتواند این دالان را از طریق مذاکرات بگیرد، از طریق زور اقدام خواهد کرد. طبیعتاً، این تهدید تمامیت ارضی ارمنستان و تهدید مرز‌های بین‌المللی است. هدف چیست؟ هدف مشخص است. هدف همان است که برخی از مشاوران نزدیک آقای اردوغان، مثل آقای ابراهیم کاراکول که ارتباطات بسیار نزدیکی با انگلستان و آمریکا دارد، مطرح کرده‌اند: اینکه جنوب ارمنستان باید کاملاً از بین برود، و خطّ پان‌تُرکیسم تا سین‌کیانگ ادامه پیدا کند.

همان‌طور که اشاره کردید، پان‌تُرکیسم از نظر دنیای غرب-خصوصاً، آمریکا و انگلستان-ظرفیت‌هایی دارد و می‌تواند چین، روسیه، و ایران را با آسیب امنیتی مواجه کند. از نظر آن‌ها، روسیه (به دلیل اینکه در جنوب خودش اقوام تُرک‌زبان و تاتار دارد) از پان‌تُرکیسم آسیب‌پذیر است، و می‌توان از این ابزار علیه روسیه استفاده کرد. قابل توجه اینکه بسیاری از گروه‌های تکفیری که در سوریه فعالیت داشتند از ریشۀ تُرک یا تاتارِ قفقاز شمالی بودند. همین قضیه را در مورد چین هم داشتیم؛ یعنی گروه‌های آیغوری چینی در قالب گروه‌های تکفیری در روسیه فعالیت می‌کردند. چین چندین بار به ترکیه اعتراض کرد که چرا پاسپورت‌های ترکیه‌ای را در اختیار اتباع آیغوری چینی می‌گذارد تا بتوانند در سوریه حضور پیدا کنند.

به نظر می‌رسد سوریه به جایی برای آموزش این گروه‌های ضدّ چینی و ضدّ روسی تبدیل شد، و آمریکا و انگلیس از این ابزار استفاده می‌کردند. بنابراین، به نظر می‌رسد این موضوع برای چین و روسیه خطر دارد. یکی از نمود‌های موضوع این است که امروز محافل آیغوری، محافل تُرک‌تبار روسی، و محافل آذری ایرانی در پوشش فعالیت‌های فرهنگی با حمایت رسمی دولت ترکیه در شهر‌های آنکارا و استانبول فعال‌اند. این نشان می‌دهد که بحث پان‌تُرکیسم توسط حزب عدالت و توسعه در سال‌های اخیر تقویت شده‌است.

دنیای غرب نه تنها به موضوع اتصال جغرافیایی پان‌تُرکیسم به عنوان یک ابزار برای ایجاد مشکل علیه روسیه و چین و ایران می‌نگرد بلکه معتقد است اتصال این خطّ جغرافیایی در حکم اتصال منابع غنی گاز و نفت کشور‌های آسیای مرکزی (از طریق دریای خزر، جمهوری آذربایجان، و جنوب ارمنستان) به ترکیه است. این برای انگلستان و کشور‌های اروپایی فواید زیادی دارد؛ بنابراین، پان‌تُرکیسم در کنار نسخه‌های فرهنگی و امنیتی خود یک نسخۀ انرژی هم دارد، و به خاطر همین است که می‌بینیم از آن حمایت می‌شود.

ضمناً، تقویت اتصال جغرافیایی پان‌تُرکیسم یک تهدید واقعی علیه طرح مهم چین (یک کمربند، یک جاده) است. ترکیه طرح جادۀ لاجوردی را به جای طرح چین مطرح کرده‌است، و این خطری است که کشور‌های منطقه باید آن را جدی بگیرند.

تبلیغات پان‌تُرکیستی ترکیه علیه ایران و کلید واژه‌هایی مثلِ فارس و صفوی که توسط آقای اردوغان استفاده می‌شود نشان می‌دهد که ترکیه چه رویکردی را در پیش گرفته‌است. البته، به نظر می‌رسد خودِ ترکیه اولین کشوری است که از این سیاست‌ها آسیب می‌بیند. ترکیه کشوری کثیرالملّه با اقلیت‌های کاملاً سرکوب‌شده است، و طبیعتاً دود سیاست‌های قوم‌گرایانه در وهلۀ اول به چشم خودش می‌رود. از این نظر است که می‌توان تأکید کرد که پان‌تُرکیسم، بیش از آنکه یک ایدۀ خودجوش ترکیه‌ای باشد، طرحی در خدمت منافع بیگانگان است. همین الآن هم شاهدیم که صهیونیست‌ها پان‌تُرکیسم را با ولع تبلیغ می‌کنند و جلو می‌برند. یکی از این صهیونیست‌ها خانم دراندا شیفر است، که کتابی هم در این خصوص نوشته‌است. جالب این است که او به عنوان مشاور شرکت نفت دولتی آذربایجان فعالیت دارد.

فرهنگ اسلامی: از نظرات ارزشمندی که ارائه دادید بسیار سپاسگزاریم. به هر حال، حزب‌گرایی، چه به شکل پان‌عربیسم و چه پان‌ایرانیسم و پان‌تُرکیسم، ارتداد از اسلام و انقلاب اسلامی است. ان شاء الله مسلمان‌ها بتوانند آزادی و کرامت خود را حفظ کنند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.